فهرست مطالب
سخن ناشر
مقدمه
درآمدى بر مسايل زيست محيطى بين الملل
نكات اصلى
مسايل زيست محيطى در دستور كار اجلاس بين المللى
سالهاى نخستين
كنفرانس استكهلم
از استكهلم تا ريو
كنفرانس استكهلم و پيامدهاى آن
توسعه پايدار
نكات اصلى
مسايل و چالشهاى موجود در زمينه ترسيم سياستهاى بين المللى محيط زيست
چالشهاى موجود در زمينه نظريه روابط
بينالملل
آينده اسف بار منابع طبيعى : روايتى آموزنده
روايت آينده از اسف بار منابع طبيعى
پيش گيرى از بهره جويى بى رويه ا منابع طبيعى
رژيمها و دستور العمل هاى بنيادين
نكات اصلى
تدوين و اجراى رژيمهاى زيست محيطى
مراحل تدوين و شكل گيرى رژيمهاى بين المللى
تدوين و اجراى رژيم ازون
تخريب لايه ازون و پروتكل مونترال
نكات اصلى
كنفرانس ريو و عواقب آن
آماده سازى شرايط براى برگزارى كنفرانس ريو
كنفرانس ريو
توافقهاى صورت گرفته در كنفرانس محيط زيست و توسعه
سازمانملل (كنفرانس ريو)
تدوين و اجراى كنوانسيون هاى كنفرانس ريو
دستور العمل 21: تقويت توسعه پايدار
مفاهيم بنيادين مطرح در زمينه مسايل بين المللى محيط زيست
نكات اصلى
نتيجه گيرى
سخن ناشر
پيچيدگى هاى روز افزون تحولات نظام بين
الملل و تعامل تنگاتنگ و نزديك فعل و انفعالات سياسى و فرآيندهاى نظامى ، محيط جنگ
هاى پيشرفته را از حاكميت مطلق تاكتيك ها و استراتژى هاى نظامى خارج ساخته و حوزه
نفوذ و تاثير عوامل تكنولوژيك ، اقتصادى ، روانى ، فرهنگى ، سياسى و...را در اين
محيط به شدت گسترش داده است . از سوى ديگر بروز تغييرات اساسى در مولفه هاى
قدرت و حاكميت در واحدهاى سياسى كه مى توان آن را پى آمد تحولات فوق دانست ، سبب
قرابت و همگرايى در حوزه مطالعات نظامى ، استراتژيك و روابط بين
الملل شده است .
براى شناخت دقيق و عميق از عوامل موثر و تداوم بخش در حاكميت دولت ها در اين عرصه ،
ناگريز بايد زمينه آشنايى بيشتر با فضاى طراحى استراتژيك ، تصميم سازى و
مديريت اجرا در ساختار حكومتى و نيروى نظامى آنها، فراهم آيد. در اين رهگذر بررسى
نظريه هاى نظامى - استراتژيك نخبگان كشورهايى كه به نوعى در محيط امنيت ملى
جمهورى اسلامى ايران موثر هستند از درجه اول اهميت برخوردار است . دوره عالى جنگ با
هدف برگزارى دوره دكتراى علوم دفاعى و امنيتى در
سال 1370 تاسيس شد و تاكنون در كنار اجراى برنامه آموزشى ، به مطالعه و تحقيق
در مورد مسايل دفاعى - امنيتى و ساير دانش هاى مرتبط با آن پرداخته است . اين دوره ضمن
بررسى و پژوهش در زمينه هاى سياسى ، اقتصادى ، فرهنگى ، اجتماعى ، حقوقى و....در
حوزه جنگ و امنيت برآنست كه نتايج حاصل را بر حسب اقتضاى ماهيت مساله ، به صورت
مقاله ، گزارش و يا كتاب در دسترس علاقمندان قرار دهد. همچنين دوره عالى جنگ به منظور
ترسيم شفاف فضاى حاكم بر محيط جهانى و آشنايى بيشتر با انديشه هاى بازيگران
صحنه بين المللى اقدام به ترجمه و طبع نظريات و ديدگاه هاى مختلف بدون هيچ
گونه نقد يا دخل و تصرف نموده تا در معرض قضاوت ، بحث و نقد كارشناسان و
متخصصان مسايل دفاعى و امنيتى قرار گيرد. بديهى است اتخاذ چنين شيوه اى به مفهوم رد
يا قبول مفروضات و يا تعابير نويسندگان و ناشران اين مجموعه ها نخواهد بود و باب
بحث و بررسى درباره مطالب ارايه شده به منظور
تبادل آرا و ارتقاى سطح دانش و آگاهى هاى علاقمندان ، همواره مفتوح است . اين مجموعه كه
در شمارگان محدود منتشر شده ، در اختيار تعدادى از اساتيد، فرماندهان ، صاحبنظران و
نخبگان نظامى قرار مى گيرد. اميد است با بهره گيرى از نظريات و پيشنهادات ارسالى
، به نحو شايسته تر به رسالت خود جامه
عمل پوشيم .
در تدوين برنامه و انتشار مجموعه فوق از كمك ها و رايزنى هاى بسيارى از مديران و
صاحبنظران امور آموزشى و پژوهشى دانشكده - بخصوص آقايان على بختيارپور، على
اكبر رمضانزاده ، حسين سلامى ، احمد غلامپور، غلامرضا محرابى ، مجيد مختارى ، مهدى
نطاق پور و محمد رضا نيله چى - بهره مند بوده ايم . در اينجا از همه آنها و نيز از آقاى
عليرضا فرشچى كه سرپرستى گروه مترجمان را به عهده گرفته اند و همچنين از
كليه ويراستاران و همكاران عزيز كه در به ثمر رساندن اين برنامه نهايت همكارى را
مبذول داشته اند، صميمانه تشكر مى كنيم .
مدير تحقيق و پژوهش دوره عالى جنگ
جواد زمان زاده
مقدمه
مسايل محيط زيست در اواخر قرن بيستم بعدى جهانى يافت و مورد توجه و رسيدگى جدى
كارشناسان قرار گرفت . درك عوامل و عواقب دگرگونى جهانى محيط زيست و يافتن
راههاى مناسب جهت پيش گيرى و مقابله با آثار سوء آن بسيار ضرورى است . مفاهيم و
رويكردهاى موجود زيست محيطى در عرصه روابط بين
الملل مى تواند در افزايش درك ما بسيار مفيد باشد. در عين
حال ، مسايل زيست محيطى با ابعادى بين المللى چالشهاى سختى را براى نظريه روابط
بين الملل به ارمغان آورده است اين گفتار به معرفى
مسايل زيست محيطى پرداخته و برخى از ويژگيهاى اصلى
عوامل و پيامدهاى دگرگونى جهانى محيط زيست و همچنين راههاى مقابله با اين تغيير را
مورد بحث و بررسى قرار مى دهد. علاوه بر اين به صورت خلاصه ، روند
شكل گيرى و توافقات و سياستهاى زيست محيطى گذشته تا به
حال را بيان مى كند و مراحل و مسايل موجود بر سر راه دستيابى به آيين نامه هاى محيط
زيست (بخصوص در زمينه در زمينه لايه ازون ) و همچنين موافقتنامه هاى امضا شده در
اجلاس ((عالى زمين )) و اثرات آنها را بر مى شمرد
درآمدى بر مسايل زيست محيطى بين الملل
در اواخر قرن بيستم ، مسايل زيست محيطى جايگاه والايى در دستور كار اجلاس بين المللى
يافته و اذهان رهبران سياسى ، مقامات دولتى ، دانشمندان ، كارشناسان صنعتى و ديگر
افرادى كه به نوعى با اين گونه امور ارتباط داشتند را به خود معطوف نمود، ازا
اواخر دهه 1960 تاكنون بر آگاهى عمومى نسبت به خطرات و عواقب طيف گسترده اى از
معضلات زيست محيطى بين المللى افزوده شده و البته اين رشد آگاهى نيز بى
دليل نبوده است .
در همان سالها بود كه اقشار مختلف مردم دريافتند كه از حجم ماهيهاى اكثر درياها و
اقيانوسها به ميزان بسيار زيادى كاسته شده است ، خاك اكثر نقاط دنيا به ميزان وسيعى
در حال تخريب و فرسايش است و خلاصه اينكه منابع طبيعى در
حال نابودى است براى نمونه ، از دهه 1950 تاكنون ، ميزان جنگلهاى حاره اى به نصف
تقليل يافته و هيچ گونه كاهشى در سرعت اين روند مشاهده نمى گردد. در نتيجه هر ساله
دهها گونه گياهى و جانورى رو به انقراض مى رود. دفع زباله ها و مواد زايد به درون
آب ، خاك و هوا حكايت گر عالم گير بودن مشكلات ناشى از آلودگى است . انبوهى از مواد
زايد شامل زباله هاى خطر آفرين شيميايى ، فلزات سنگين و مواد راديو اكتيو كه
بصورت مستقيم يا غير مستقيم از طريق رودخانه ها وارد دريا شده است . اين آلاينده ها به
همراه نشت نفت خام و فاضلاب ، به شدت اكوسيستم دريايى ، به ويژه درياچه ها و
درياهاى تقريبا بسته را با خطر مواجه ساخته است . روزانه ميليونها نفر هواى آلوده
استشمام مى كنند و اين هواى آلوده ، بارانهاى اسيدى ، نابودى لايه ازون و تغييرات آب و
هوايى را به دنبال دارد. مشكلات زيست محيطى ، مشكلات تازه اى نيستند. بشر همواره بر
محيط زيست خويش تاثير گذاشته است و تلاش او براى بهره بردارى از محيط اطرافش
با اين تصور كه منابع زيست محيطى پايان پذيرند، مكررا به مشكلات و فاجعه هاى
ناگوارى منجر شده و گاه تمامى حوامع بشرى را مورد تهديد قرار داده است . آنچه جوامع
بشرى را مورد تهديد قرار داده است . آنچه كه در مورد بهره جويى هاى بى رويه بشر
از منابع خدادادى و آلودگى محيط زيست در قرون گذشته شايان ذكر مى باشد اين است
كه اثرات و عواقب اين اعمال عمدتا محدود و موضعى بوده است و بشر اوليه قادر بوده
كه با مهاجرت به سرزمين هاى بكر و دست نخورده خود را از گزند عواقب اقدامات مخرب
خويش رها سازد.
علاوه بر اين ، ماهيت اقدامات مخرب انسان در محيط زيست آن زمان به گونه اى بود كه
آسيبى به رفاه و آسايش جوامع همسايه وارد نمى ساخت . متاسفانه با رشد سريع جمعيت
و پيشرفت علم و صنعت اوضاع دگرگون شد. كران تا كران دنيا شاهد تخريب گسترده
محيط زيست و بهره جويى هاى پايان ناپذير گشت ، از اين رو در اواخر قرن بيستم جهان
و جهانيان پيامدهاى ناگوار آنرا به چشم ديدند.
مبحث پيش روى در نظر دارد سياستهاى ترسيم شده در زمينه
مسايل جهانى محيط زيست را مورد بررسى قرار دهد. علت آنكه محيط زيست بصورت
موضوعى جهانى در آمده است را مى توان در چند مورد جستجو كرد:
O بعضى معضلات زيست محيطى ذاتا بعدى جهانى دارند. براى
مثال ، كلروفلوروكربنهاى (CFC) وارد شده به جو زمين ، صرف نظر از
محل ايجاد آنها، معضل جهانى تخريب لايه ازون را باعث مى گردد و همچنين توليد دى اكسيد
كربن به گرم شدن كره زمين و تغيير آب و هوا در سرتاسر آن منجر مى شود. همان
گونه كه ملاحظه كرديد اثرات دفع مواد آلاينده دامنه اى جهانى دارد و از اين رو جز از
طريق همكاريهاى بين المللى نمى توان با آنها به مقابله برخواست .
O برخى معضلات زيست محيطى به بهره جويى از منابع مشترك جهانى باز مى گردند،
يعنى به منابعى چون اقيانوسها، بستر درياهاى عميق ، جو و فضاى بيرونى جو كه
متعلق به تمامى افراد و ساكنان جامع بين المللى است . بد نيست بدانيد بسيارى بر اين
عقيده اند كه منابع ژنتيك دنيا نيز در اين زمره جاى دارد و از اين رو بايد مورد محافظت
قرار گيرند.
O بسيارى از معضلات زيست محيطى ذاتا منطقه اى هستند يعنى از مرز يك كشور فراتر مى
روند و ممكن است در كشورهاى مجاور نيز تاثير گذارند. به عنوان نمونه ، گاز دى
اكسيد سولفور توليد شده در يك كشور ممكن است با باد به كشورهاى مجاور
انتقال يابد و باعث ريزش بارانهاى اسيدى گردد. همچنين دفع مواد زايد و زباله بوسيله
يكى از كشورهاى حوزه يك درياچه يا يك درياى تقريبا بسته بر محيط زيست تمامى
كشورهاى آن حوزه تاثير مى گذارد اين قبيل معضلات منطقه اى در سرتاسر دنيا به چشم
مى خورد بنابراين عواقبى جهانى دارد. علاوه بر اين كشورها و ديگر
عوامل (محدودتر از كشورها) خارج از منطقه مى توانند در ايجاد معضلات و يا در تلاش
براى مقابله با آنها تاثير گذار باشند.
O برخى معضلات زيست محيطى داراى گستره اى تقريبا محدود و كشورى هستند، اما تعداد
كشورهايى كه در آنها فرايند بهره جويى بى رويه از محيط زيست صورت مى گيرد،
چنان زياد است كه اين گونه معضلات نيز خود به خود گستره اى جهانى مى يابند. اين
معضلات عبارتند از: فعاليتهاى كشاورزى ناپايدار، فرسايش و تخريب خاك ،
جنگل زدايى ، آلودگى رودخانه ها و بسيارى ديگر از معضلات ناشى از رشد شهر نشينى
و فعاليتهاى صنعتى .
O پنجمين و آخرين موردى كه مساله محيط زيست را به موضوعى جهانى
تبديل مى كند اين است كه بسيارى از فرآيندهايى كه به بهره جويى بيش از حد منابع
طبيعى و تخريب آنها منجر مى شود رابطه تنگاتنگ با فرآيندهايى چون سياست ، اجتماع
و اقتصاد دارند، فرآيندهايى كه خود بخشى از اقتصاد سياسى جهانى هستند. از اين رو
بسيارى عقيده دارند كه عوامل ايجاد كننده بسيارى از معضلات زيست محيطى به مواردى چون
ايجاد و توزيع ثروت و درآمد، علم ، قدرت ، الگوى مصرف انرژى ، رشد صنعت ،
گسترش جمعيت ، ثروت و فقر وابسته اند. بدين سبب فرآيندهاى جهانى شدن و
وابستگى متقابل در حوزه اقتصاد و ديگر حوزه هاى بشرى به محيط زيست بعدى جهان
شمول مى بخشد. عبارت ((مسايل جهانى محيط زيست )) در برگيرنده
مسايل و معضلات گوناگون است . معضلاتى كه هر يك راه
حل خاصى را مى طلبد. البته اين معظلات مشتركاتى با هم دارند ولى تفاوتهى آنها نيز
تا به حدى است كه بايد آنها را به گونه اى مجزا مورد بررسى و موشكافى قرار داد.
اين بخش عمدتا به طرح مسايل زيست محيطى كه مبناى جهانى دارند، مى پردازد و
بخصوص سير تاريخى واكنشهاى بين المللى در
قبال اين مسايل را مورد تحقيق قرار مى دهد و همچنين مرورى بر خط مشى هاى ترسيم شده
در جهت ترغيب ((توسعه پايدار)) دارد (منظور آن دسته از توسعه هاى اقتصادى و
اجتماعى است كه به لحاظ زيست محيطى پايدارند) در بخش حاضر اين موارد زير نيز
مطرح و بسط داده مى شود، سير تحول تاريخى سياستهاى زيست محيطى در عرصه بين
الملل با ذكر مثالهايى در مورد مساله لايه ازون ، گرم شدن كره زمين و نقش نهادهاى بين
المللى در ايجاد و گسترش توسعه پايدار.
نكات اصلى
O مسايل بين المللى محيط زيست از اواخر دهه 1960 به بعد توجه سياستمداران و
كارشناسان را به خود معطوف ساخت .
O گرچه معظلات زيست محيطى مسبوق به سابقه اند، اما گسترش صنعت و رشد سريع
جمعيت بر ميزان و شدت بهره جويى بى رويه از منابع طبيعى افزوده و آهنگ تخريب محيط
زيست را سرعت بخشيده است و از اين رو مشكلات بين المللى و جهانى گسترده اى را موجب
گشته است .
O به چند دليل مسايل محيط زيست در زمره مسايل جهانى قرار مى گيرند، بسيارى از
مسايل زيست محيطى ذاتا منطقه اى يا جهانى هستند و يا با منافع مشترك جهانى ارتباط مى
يابند. برخى ديگر از اين مشكلات كه به ظاهر كشورى و محدود هستند در نقاط بسيارى از
دنيا مشاهده مى شوند و در نهايت اينكه فرايندهاى ايجاد كننده معضلات زيست محيطى
رابطه اى تنگاتنگ با فرايندهاى سياسى و اجتماعى - اقتصادى دارند، فرايندهايى كه
بخشى از نظام جهانى در گسترش مى باشند.
O مسايل جهانى محيط زيست در شكلهاى گوناگونى ظاهر مى شوند، اگر چه اين انواع
مختلف مشتركاتى با يكديگر دارند، اما بايد هر يك از اين
مسايل را جداگانه بررسى كرد.
مسايل زيست محيطى در دستور كار اجلاس بين المللى
سالهاى نخستين
سياستمداران دنيا در قرن نوزدهم ميلادى نيم نگاهى نيز به
مسايل زيست محيطى دوختند و البته هدف از آن ايجاد توافقات بين المللى در زمينه نحوه
بهره بردارى اقتصادى مشترك از منابع طبيعى بود. براى
مثال هدف از تشكيل كميسيون براى دو رودخانه راين و دانوب و مهيا ساختن زمينه هاى لازم
جهت تسهيل بهره بردارى اقتصادى از اين رودخانه ها به عنوان آبراههاى كشتيرانى بود
(البته اين دو كميسيون در حال حاضر به طور عمده در جهت ارايه سياستهاى زيست محيطى
فعالند) همچنين تشكيل سازمان بين المللى حمل و
نقل دريايى (IMO) در سال 1948 كه كم و بيش به عنوان ((باشگاه كشتى داران ))
نيز محسوب مى شد تسهيل در امر حمل و نقل دريايى و افزايش ضريب امنيت سفرهاى دريايى
بود. اما در سال 1954 اين سازمان مسووليت اجراى يك معاهده بسيار ارزشمند در زمينه منع
آلودگى دريايى را متقبل شد كه عبارت بود اتز كنوانسيون جلوگيرى از آلودگى درياها
توسط نفت خام . اولين پيمان بين المللى در زمينه گونه هاى گياهى كه در
سال 1889 در برن به امضا رسيد به طور عمده در جهت پيشگيرى از گسترش يك نوع
بيمارى گياهى (شته درخت مو) بود كه تمامى تاكستانهاى اروپا را در معرض نابودى
قرار داده بود. پس از آن نيز تعدادى موافقتنامه جهانى و منطقه اى در زمينه گونه هاى
گياهى در دهه هاى 1920 و 1950 به امضا رسيد كه هدف از اين امر نيز توليد گونه
هاى مرغوب محصولات كشاورزى و مقابله با شيوع بيماريهاى گياهى بود. همچنين الين
معاهده امضا شده در زمينه گونه هاى جانورى در
سال 1902 يعنى كنوانسيون محافظت از پرندگان مفيد براى كشاورزى نيز هدف مشابهى
را دنبال مى كرد. در سال 1991 امريكا، كانادا و روسيه كنوانسيونى را براى محافظت از
فك ها كه در آن دوران بى رحمانه صيد مى شدند امضا كردند. در
سال 1945 سازمان خوار و بار و كشاورزى جهانى فائو (FAO) وابسته به سازمان
ملل براى حفظ منابع طبيعى كه بخشى از آيين نامه آن بود آغاز به كار كرد. كنوانسيون
بين المللى شكار نهنگ كه در سال 1946 تشكيل شد، به طور عمده سعى داشت تا
قانونى را در زمينه نحوه و ميزان صيد نهنگ توسط كشورهاى شكار كننده برقرار سازد.
حتى در اين دوران نيز نگرانى فزاينده اى وجود داشت مبنى بر اين كه نبايد حيات وحش را
فقط به دليل آنكه منبعى اقتصادى است محافظت كرد. به
دليل فشارهاى افكار عمومى كه از سوى گروههايى چون انجمن سلطنتى حمايت از
پرندگان بسيج شده بود كنوانسيون هايى در زمينه حافظت از پرندگان به امضا رسيد
و تلاشهاى بين المللى در جهت تاسيس پارك ها و زيستگاههاى محافظت شده حيات وحش در
سالهاى آغازين قرن بيستم از سوى دولتهاى استعمارى در آفريقا آغاز شد. پس از دهه
1930 به دليل تشكيل كنوانسيون هايى در اين زمينه بر ميزان اين تلاشها افزوده شد.
در دهه 1960 بر دامنه نگرانيهاى بين المللى ، به خصوص در كشورهاى توسعه يافته
، در زمينه آلودگى محيط زيست و چگونگى حافظت آن در برابر آلودگى و تخريب به
سرعت افزوده شد. كتاب بهار خاموش اثر راشل كارسون نه تنها اذهان جهانيان را به
عواقب خطرناك مصرف بى رويه ددت و ديگر سموم دفع آفات معطوف ساخت ، بلكه
مشوق جنبشهاى جديد زيست محيطى نيز گشت آگاهى فزاينده عمومى از خطرات تشعشات
راديو اكتيو براى سلامتى به همراه فشارهاى وارد شده جهت امضاى نهايى منع آزمايشات
هسته اى در جو كه در سال 1963 مورد موافقت قرار گرفته بود به ثمر نشست علاوه
بر اين ، نگرانى در زمينه آلودگى درياها بواسطه فجايع زيست محيطى چون نشت نفت از
كشتى نفتكش تورى كنيون بيش از پيش شد و از اين رو سازمان بين المللى
حمل و نقل دريايى از آن به بعد بيشتر تلاش خود را صرف جلوگيرى از آلودگى درياها
توسط نفت خام كرد. معضل آلودگى فرامرزى هوا و باران اسيدى نگاهها را به خصوص
در كشورهاى شبه جزيره اسكانديناوى و كانادا به خود معطوف ساخت ، زيرا در اين
كشورها تاثير آلودگى هوا بر جنگلها واكو سيستمهاى درياچه اى آسب پذير در
حال رخ نمايى بود. در اواسط دهه 1960 بحث و بررسى هايى غير رسمى در زمينه
تدوين قانون جديدى در مورد درياها براى نظام مند كردن دستيابى به درياهاى بين
المللى و بستر درياهاى عميق و نيز بهره بردارى از آن ها آغاز شد. رژيمهاى وضع شده
در اين زمينه در حال فروپاشى بود، زيرا كشورها با
قايل شدن حق ترانزيت و همچنين حق كنترل بهره بردارى اقتصادى آبهاى ساحلى تا 200
مايل از سواحل خود، عملا آنها را زير پا گذاشتند.
كنفرانس استكهلم
در واقع برگزارى كنفرانس سازمان ملل در زمينه محيط زيست بشرى در
سال 1972 در استكهلم ، پايتخت سوئد، نتيجه رشد چشمگير آگاهيى جهانى در مورد محيط
زيست بين المللى در دهه 1960 بود برگزارى اين كنفرانس كه نقطه عطفى در زمينه
توسعه سياستهاى بين المللى درباره محيط زيست بود با هدف ايجاد يك ساختار بين
المللى بريا هماهنگ سازى بيشتر اقدامان بين المللى در زمينه آلودگى محيط زيست و
ديگر معضلات زيست محيطى صورت گرفت . برخى از
اصول وضع شده در اين كنفرانس و نيز نهادها و برنامه هاى ايجاد شده در آن اثرات
جاويدانى بر جاى نهادند. علاوه بر اين موضوعات مطرح شده در اين كنفرانس ، توافقات
حاصل از آن سنگ بناى سياستهاى بين المللى زيست محيطى ،
حداقل تا 20 سال آينده شد. در اين كنفرانس اهميت
مسايل بين المللى محيط زيست به عنوان بخشى از
مسايل بين المللى نهادينه شد و اين اصل كه كشورها موظفند با اقدامات جهانى در زمينه
اداره بهينه منابع جهانى مشترك و كاهش آلودگيهاى فرامرزى همكارى نمايند پايه ريزى
گرديد. كشورهاى در حال توسعه اين اعتراض را داشتند كه به اندازه كشورهاى
پيشرفته در آلودگى جهانى و كاهش منابع خدادادى نقش نداشته اند و از اين رو تلاش
براى حفظ محيط زيست نبايد به تلاش آنها براى دستيابى به پيشرفتهاى اجتماعى
اقتصادى لطمه اى وارد سازد و كشورهاى توسعه يافته نيز در آن مقطع در برابر اين
استدلالها سر تسليم فرود آوردند. از جمله نكات شايان ذكر كنفرانس استكهلم مى توان
به اين نكته اشاره كرد كه در اين كنفرانس براى نخستين بار رابطه كلى ميان محيط
زيست و توسعه به صورت رسمى در قالب روابط كشورهاى
شمال (پيشرفته ) و كشورهاى (جنوب در حال توسعه يا عقب مانده ) مطرح گشت . از
خصوصيات ديگر اين كنفرانس ، حضور بى سابقه سازمانهاى غير دولتى محيط زيست
به نمايندگى از بسيارى از كشورها بود كه به منظور نظارت بر تمامى
مراحل كنفرانس و اعمال فشارهاى سياسى بر كشورهاى شركت كننده و همچنين مهيا ساختن
شرايط براى حضور فعالتر و منسجم تر خويش در اجلاس آتى محيط زيست صورت
پذيرفت .
از استكهلم تا ريو
در دهه هاى 1970 و 1980 برخى از توفقات بين المللى در زمينه محيط زيست
حاصل و برنامه هايى نيز براى اجراى اين توافقات تدوين شد. به عنوان نمونه
كنوانسيون هايى به منظور حفاظت از محيط زيست درياهاى مديترانه ،
شمال و بالتيك و ديگر درياهاى منطقه تشكيل گرديد و در
شكل دهى تمامى اين كنوانسيونها، برنامه حفاظت از محيط زيست سازمان
ملل يونپ نقش رهبرى حياتى ايفا كرد در سال 1972 كنوانسيون دفع مواد زائد كه در
لندن تشكيل شد چارچوبى را براى محدود سازى دفع مواد زائد سمى
(مشتمل بر زباله هاى هسته اى ) به درياها ارايه نمود. در
سال 1973 كنوانسيون بين المللى مارپل براى جلوگيرى از آلودگى درياها توسط
كشتى ها تشكيل شد، در اين كنوانسيون در سال 1978 به
دنبال اعتراضات روبه رشد عمومى در مورد آلودگى مكرر درياها توسط نفتكشها استحكام
و اعتبار بيشترى يافت . در سال 1979 كشورهاى اروپايى و امريكاى شمالى با امضاى
توافقنامه آلودگى فرامرزى هوا با دامنه گسترده مصمم شدند تا توليد گازهايى
چون دى اكسيد سولفور و ديگر آلاينده هايى كه ايجادگر آلودگى هوا و بارانهاى
اسيدى هستند را محدود سازند. در سال 1985 كنوانسيون وين براى حفاظت از لايه ازون
تشكيل شد و دو سال پس از آن نيز پروتكل مونترال به امضا رسيد كه محدوديتهاى
گسترده اى را بر كاربرد كلروفلرو كربنها و ديگر مواد شيميايى كه مخرب لايه ازون
هستند اعمال كرد. در سال 1971 و به دنبال فشارهاى مداوم سازمان غير دولتى محافظت از
محيط زيست ، كنوانسيون رامسر براى محافظت از پرندگان آبى كه زيستگاهشان زمينهاى
خيس و مرداب (تالاب ) است تشكيل شد و يك سال پس از آن نيز كنوانسيون منع تجارت بين
المللى در زمينه گونه هاى رو به انقراض تشكيل گرديد. بعدها نيز تعدادى موافقتنامه
در زمينه حافظت و نگهدارى گونه هاى
گياهى و جانورى چون فك و خرس قطبى به امضا رسيد علاوه بر اين رژيمهاى مستحكمى
چون پيمان قطب جنوب و كنوانسيون كاهش شكار نهنگ كه با اهداف سود جويانه و اقتصادى
وضع شده بودند تغيير ماهيت دادند و در قالب رژيمهاى حافظت از محيط زيست در آمدند. از
اين رو امضاء كنندگان دو پيمان فوق توافق كردند كه به صورت موقت شكار نهنگ و
بهره جويى اقتصادى از قطب جنوب را متوقف سازند كه اين امر حكايت گر چرخش
قابل توجه اين دو پيمان از اهداف اوليه و اولويت بندى شان بود.
كنفرانس استكهلم و پيامدهاى آن
كنفرانس سازمان ملل در زمينه محيط زيست انسانى كه در
سال 1972 در شهر استكهلم برگزار شد اولين كنفرانس عمده در زمينه
مسايل بين المللى محيط زيست بود كنفرانس استكهلم توجه جهانيان را به خود معطوف
ساخت و بى شك بسيارى از شركت كنندگان و ناظران كنفرانس از بحث و
تبادل نظر در زمينه طيف گسترده اى از معضلات زيست محيطى مطالب بسيارى آموختند.
نتايج كنفرانس فوق عبارت بود از:
بيانه اى مشتمل بر 26 اصل در زمينه محيط زيست و توسعه دستور العملى
متشكل از 109 پيشنهاد در مورد شش مساله كلى (اسكان انسانها، اداره منابع طبيعى ،
آلودگى ، جنبه هاى اجتماعى و آموزشى محيط زيست ، رابطه توسعه و محيط زيست و
سازمانهاى بين المللى محيط زيست ) قطعنامه اى درباره نهادهاى متعدد زيست محيطى و
تمهيدات مالى آنها. در سالهاى پس از اين كنفرانس نيز موافقتنامه هاى بين المللى چند
راجع به محيط زيست حاصل شد. پيامدهاى مثبت و ارزنده كنفرانس استكهلم علاوه بر ايجاد
نگرانى و جلب توجه عمومى نسبت به محيط زيست و آموزش دولتها در اين زمينه عمدتا
به شرح ذيل مى باشد:
O برخى از اصول به تصويب رسيده بنيان همكاريهاى بين المللى آينده در زمينه محيط
زيست را بسيار مستحكم تر كرد. البته اين اصول مقبوليت جهانى نيافت زيرا در آن هنگام
كشورهاى بلوك شرق كنفرانس استكهلم را بنا به مصلحتهاى سياسى خويش تحريم
كردند، اما با گذر زمان كشورهاى بسيارى بر آن مهر تاييد زدند و اين
اصول به صورت مبنايى براى اكثر سياستهاى آتى زيست محيطى در آمدند. به عنوان
نمونه اصل 21 اهميت خاصى داشت زيرا بر اساس اين
اصل كشورها حق داشتند خود در مورد منابع طبيعى خويش و نحوه بهره بردارى از آنها
تصميم بگيرند، اما اين موضوع نيز قيد شده بود كه ((كشورها موظفند به گونه اى
عمل نمايند كه آسيبى به محيط زيست ديگر كشورها و مناطقى كه خارج از قلمرو ملى و
كنترل آنهاست وارد نيايد.))
جامعه بين المللى بايد محدوديتهاى موجود در زمينه استفاده و سوء استفاده از منابع جهانى
مشترك را تبيين كند. منابعى كه با عنوان ((ميراث مشترك تمامى انسانها)) (چون بستر
درياهاى عميق ) شناخته شده اند بايد به صورت مشترك اداره شوند و نگهدارى و استفاده
از آنها متضمن منافع تمامى جهانيان باشد. هر گونه اقدامى در جهت كاهش آلودگى و حفاظت
از محيط زيست بايد با عنايت به لزوم توسعه اجتماعى و اقتصادى صورت گيرد.
توافقهاى بين المللى بايد در برگيرنده شرايط و وظايف ويژه و متفاوت كشورهاى
توسعه يافته و كشورهاى در حال توسعه باشد.
O كنفرانس استكهلم شبكه هاى نظارتى منطقه اى و جهانى را در زمينه محيط زيست ايجاد
كرد. اين شبكه كه در بهبود نحوه نظارت بر معظلات زيست محيطى ، چون آلودگى
دريايى و تخريب لايه ازون بسيار موثر بوده و به صورت غير مستقيم باعث ترغيب
دولتها براى مبارزه با اين گونه معضلات شده است .
O اين كنفرانس به تشكيل برنامه حفاظت از محيط زيست سازمان
ملل ((كه به اختصار يونپ نيز خوانده مى شود)) منجر شد كه موظف بود فعاليتهاى
ديگر نهادهاى سازمان ملل را كه به نوعى با محيط زيست در ارتباط بودند هماهنگ سازد و
توجه به امور زيست محيطى را نيز سرلوحه فعاليتهاى اين نهادها قرار دهد. يونپ در
عمل نقش حياتى در زمينه هاى زير ايفا كرد:
رشد آگاهى سياسى از معضلات زيست محيطى
كمك به جمع آورى آراى علمى در زمينه معضلات زيست محيطى و نحوه مقابله با آنها و
برقرارى نوعى اجماع ميان اين آراء. تسهيل برگزارى مذاكرات (به خصوص در زمينه
هاى محافظت از درياهاى منطقه اى و لايه ازون ) افزايش توانمندى كشورها براى اداره
بهتر محيط زيست .
نهادينه كردن سياستهاى بين المللى در زمينه محيط زيست بدين معنا بود كه حتى در
دورانى كه توجه عموم و سياستمداران نسبت به
مسايل زيست محيطى رنگ مى باخت ، فرايند محافظت از محيط زيست هيچ گاه نيروى محركه
خود را از دست نمى داد و در نهايت اينكه ، اين كنفرانس تغييرات سياسى و نهادى نيز
بدنبال داشت . براى مثال ، بعدها بسيارى از دولتهاى شركت كننده در آن در كابينه هاى
خود جايگاهى را به وزرات محيط زيست اختصاص دادند و نهادهاى ملى را مامور نظارت بر
محيط زيست و تدوين قوانينى در اين زمينه ساختند. اين كنفرانس گسترش شبكه هاى
سازمانهاى غير دولتى حفاظت از محيط زيست را نيز نويد داد. همچنين سازمانهاى غير
دولتى كه در آن هنگام به طور عمده در اروپا و امريكاى شمالى استقرار داشتند گسترش
يافته و به گونه اى نظام مند با مسايل مربوط به توسعه برخورد كردند و رابطه
خود را با گروههاى زيست محيطى كشورهاى در
حال توسعه مستحكم ساختند. در طى 20 سال پس از كنفرانس استكهلم ، سياستهاى ترسيم
شده براى مسايل زيست محيطى گسترش و تكامل يافت . يونپ نيز به عنوان برگزار
كننده و تسريع بخش اجلاس و توافقهاى بين المللى به ايفاى نقش مى پرداخت . روز به
روز دولتها با مجموعه قوانين نهادهاى بين المللى زيست محيطى بيشترى روبرو مى
شدند، قوانينى كه از سوى دبيرخانه هاى بين المللى محيط زيست و جامعه فراملى
متشكل از دانشمندان و كارشناسان اين امر وضع مى گشت . در كشورهاى توسعه يافته و
به تدريج در كشورهاى در حال توسعه جنبشها و احزاب سبز
تشكيل شد.
همچنين در دهه 1980 توجه به محيط زيست در اتحاد جماهير شوروى و ديگر كشورهاى
اروپاى شرقى افزايش بسيارى يافت . حتى در اين كشورها نيز جشنهاى زيست محيطى
طلايه دار تحولات سياسى بود و در دولتهاى
تشكيل شده پس از فروپاشى كمونيسم تاثير زيادى داشت . دسترسى فزاينده گروهها
و سازمانهاى غير دولتى محيط زيست به اجلاس بين المللى در زمينه محيط زيست به
صورت يك هنجار در آمد و اين دسترسى تا حدى بود كه اگر ديپلمات هاى چند
نسل پيش حاضر بودند و آنرا نظاره مى كردند بى شك حيرت زده مى شدند و اكنون جز
در امور مربوط به محيط زيست در حوزه هاى ديگر چنين پديده اى مشاهده نمى گردد. علاوه
بر اين ، سازمانهاى غير دولتى محيط زيست در بسيارى زمينه ها چنان تخصص و مهارتى
از خود نشان دادند كه به خودى خود به اهرمهاى قدرتمندى در عرصه تعيين سياستهاى
بين المللى محيط زيست بدل گشتند. نمايندگان شركت كننده از جانب سازمانهاى زيست
محيطى چون صلح سبز، صندوق جهانى حيات وحش يا دوستداران كره زمين در كنفرانس هاى
بين المللى محيط زيست به طور عمده از نمايندگان ساير كشورها به استثناى
نمايندگان كشورهاى بسيار بزرگ بيشتر و كار آزموده تر بودند. اين سازمانها به
دليل دسترسى به رسانه هاى گروهى و برخوردارى از دانش عملى بالا، قادر بودند هر
آنچه كه خود مى خواستند در دستور كار اجلاس بين المللى محيط زيست جاى دهند همچنين
سازمانهاى صنعتى كه به نمايندگى از گروهها و جامعه تجارى و بازرگانى ذينفع در
اين اجلاس شركت داشتند مستقيما نه فقط از طريق وارد آوردن فشار به دولتها سعى مى
كردند خواست خود را در تدوين آيين نامه ها و توافقات زيست محيطى بگنجانند.
به هر حال ، هيچ كوششى در رابطه با مساله توسعه كه در دستور
العمل و بيانيه اصول كنفرانس استكهلم عنوان شده بود به
عمل نيامد. اكثر توافقات بين المللى بر آلودگى محيط زيست و حفاظت از آن تاكيد داشتند
و در محاسبات مساله توسعه و پيشرفت محلى نداشت همچنين يونپ نيز از قدرت لازم براى
هماهنگ سازى ديگر نهادهاى سازمان ملل با خود برخوردار نبود، نهادهايى كه به طور
عمده و به شدت در فكر منافع خويش اند و از اين رو نتوانست در اجلاس سازمان
ملل دو موضوع محيط زيست و توسعه را به موازات هم به پيش برد. اين امر موجب
برانگيخته شدن نگرانيهاى بين المللى فزاينده اى ، به خصوص در ميان كشورهاى در
حال توسعه شد. بدين منظور سازمان ملل كميسيونى با عنوان كميسيون جهانى محيط زيست
و توسعه را بنا نهاد كه رياست آن به نخست وزير وقت نروژ گروها رلم برانتلند
واگذار شد. گزارش برانتلند نظريه دستيابى به توسعه پايدار را مطرح ساخت كه
سخت مورد استقبال مجامع بين المللى قرار گرفت . با اين
حال ، با وجود تبيين پاره اى معضلات و دگرگونيهاى نهادى در اين گزارش ، معنى
واقعى و دقيق مفهوم توسعه پايدار به صراحت و روشنى بيان نشده بود. اين گزارش
صرف نظر از تمامى كاستى هايش ارزشمند بود و مورد
قبول و رضايت كشورها و سازمانهاى مهم و با نفوذى واقع شد. از اين رو، مجمع عمومى
سازمان ملل در دسامبر 1989 مصمم شد كه در بيستمين
سال پس از اجلاس استكهلم ، در ژوئن 1992 در شهر ريودوژانيروى
برزيل اجلاسى را با نام كنفرانس محيط زيست و توسعه برگزار كند كه هدف از آن بحث
و تبادل نظر بيشتر و جامعتر در زمينه مساله توسعه پايدار بود.
توسعه پايدار
مفهوم ((توسعه پايدار)) براى نخستين بار در
سال 1987 و در گزارش ارايه شدن از سوى كميسيون محيط زيست و توسعه سازمان
ملل (كميسيون برانتلند) متبلور شد و جايگاهى در ادبيات محيط زيست پيدا كرد. براى
ارايه اين مفهوم از آرا و عقايد گوناگون زيست محيطى كه طى 20
سال گذشته تكامل يافته بود استفاده شد. كميسيون برانتلند مفهوم توسعه پايدار را
اين گونه توصيف مى كند. توسعه پايدار توسعه اى است كه نيازهاى كنونى بشرى را
برآورده مى سازد و بر لزوم توانايى نسلهاى آينده براى تحقق خواستهايشان نيز تاكيد
مى ورزد توجه به اهميت و ارجحيت نيازهاى بشرى در اين گزارش نشانگر توجه اعضاى
كميسيون به ريشه كنى فقر و رفع نيازهاى اوليه و اساسى انسانى است . در مفهوم
توسعه پايدار تمام وجه صرف يافتن راهبردهايى به منظور رسيدن به توسعه
اقتصادى و اجتماعى از راههايى مى گشت كه در عين
حال تخريب محيط زيست ، بهره جويى بيش از حد از طبيعت و آلودگى را به همراه نداشت و
بحثهاى بى نتيجه در مورد اينكه آيا توسعه بر محيط زيست مقدم است يا خير، به كنارى
نهاده مى شد. تاكيد اين كميسيون بر ((توسعه )) مقبوليت زيادى يافت ، به خصوص از
جانب نمايندگان كشورهاى در حال توسعه ، آژانس هاى توسعه و گروههايى كه به طور
عمده با مسايلى چون فقر و محروميت اجتماعى سر وكار داشتند. تلفيق مفهوم توسعه با
محيط زيست و ((پايدارى )) آن نيز رضايت خاطر كشورها و سازمانهايى را كه در حمايت
از محيط زيست فعال بودند فراهم ساخت . مفهوم توسعه پايدار در واقع درخواست افراد و
گروههايى بودند كه عقيده داشتند الگوهاى كنونى رشد اقتصادى و گسترش جمعيت
بايد تغيير يابد، زيرا در غير اين صورت منابع طبيعى معين به پايان خواهد رسيد، اين
موضوع نخستين بار در دهه 1970 توسط باشگاه رم مطرح شد. البته اين مفهوم هيچ
گونه منافاتى با عقايد افراد و گروههايى كه در زمينه معضلات زيست محيطى چون
آلودگى هوا، تغيير آب و هوا و تهديدهاى موجود در زمينه منابع گياهى جانورى و تنوع
آنها فعاليت مى كردند نداشت .
نكات اصلى
مسايل زيست محيطى براى نخستين بار در اواخر قرن نوزدهم در عرصه اجلاس بين المللى
جايگاهى به خود اختصاص داد. تا دهه 1950 توافقات بين المللى بسيارى در اين زمينه
حاصل شده بود، اما در اين بين تعداد انگشت شمارى توافق در مورد گونه هاى گياهى و
جانورى و حفاظت از حيات وحش به عنوان منابع زيست محيطى ارزشمند به انجام رسيد.
بعد از دهه 1960 آگاهى و نگرانى عمومى در زمينه
مسايل و معضلات زيست محيطى به خصوص معضل آلودگى ، افزايش چشمگيرى يافت . اين
امر در تبديل چندين موافقتنامه امضا شده در موارد اداره امور مربوط به محيط زيست به
عنوان منبع سرشار اقتصادى به آيين نامه هايى در زمينه حفاظت از محيط زيست و نيز در
تلاشهاى صورت گرفته به منظور اتخاذ تدابير بيشترى در جهت حفاظت از محيط زيست
و مقابله با معضلات نوين زيست محيطى مشهود بود.
كنفرانس استكهلم در سال 1972 اصول ، نهادها و برنامه هايى را بنا نهاد كه كمك
شايانى به ارايه چارچوبى در زمينه تقويت و توسعه همكاريهاى بين المللى براى
مقابله با معضلات زيست محيطى فراملى ، تاكيد بر لزوم پيشبرد هماهنگ توسعه و محيط
زيست و نيز بنيان پايه هايى براى اجلاس آتى نمود.
در دهه هاى 1970 و 1980 سياستهاى ترسيم شده در زمينه محيط زيست
تكامل يافت . جنبشهاى سبز، سازمانهاى صنعتى و زيست محيطى غير دولتى و ديگر
سازمانهاى بين المللى در كنار دولتها و پا به پاى آنها عرصه
مسايل زيست محيطى پيش رفتند. سازمانهاى غير دولتى محيط زيست و ديگر گروههاى
فعال از ((جنوب )) به همراه گروههاى فعال از
((شمال )) كشورهاى صنعتى به تقويت جايگاه خود در زمينه محيط زيست پرداختند كه
ثمره آن موافقتنامه هاى بسيارى در زمينه محيط زيست بود. ارايه مفهوم ((توسعه
پايدار)) توسط كميسيون ((برانتلند)) مقبوليت گسترده اى يافت ، به خصوص در
ميان كسانى كه عقيده داشتند كه توجه به بعد توسعه كه از
اصول مطرح شده در كنفرانس استكهلم بود كم رنگ شده است از اين رو مقرر شد كه
كنفرانس محيط زيست و توسعه سازمان ملل در
سال 1992 در شهر ريودوژانيرو برگزار گردد تا فعاليتهاى بين المللى در زمينه
گسترش توسعه پايدار را رونق بيشترى بخشد.
مسايل و چالشهاى موجود در زمينه ترسيم سياستهاى بين المللى محيط زيست
چالشهاى موجود در زمينه نظريه روابط
بينالملل
دانشمندان و انديشمندان علم روابط بين الملل با ورود خود به عرصه سياستهاى بين
المللى محيط زيست تعصبات و ديدگاههاى خشكيده نظرى خويش را نيز به همراه آوردند.
گستره ، تنوع و پيچيدگى مسايل زيست محيطى تا به حدى است كه پيروان ديدگاههاى
سياسى مختلف ادعا مى كنند كه ديدگاه آنها بيشتر از ساير ديدگاهها با
مسايل زيست محيطى همخوان است ، خواه اين ديدگاه ((رئاليست ))، ((نئورئاليست ))،
پلوراليست ))، ((نئوماركسيست )) باشد خوا ((استراكچراليست )) يا ((نهاد گرايى
ليبرال )) البته هر يك از اين ديدگاههاى سياسى ، آگاهى و بينش
قابل توجه و بكرى در زمينه جوانب مختلف تغييرات جهانى محيط زيست و يا سياستهاى
ارايه شده در اين باره به دست مى دهد.
بهتر است در آغاز اين مبحث به اين نكته نيز اشاره كرد كه
مسايل بين المللى محيط زيست ، چالشهاى خاصى را در مورد برخى رويكردهاى عمده در
روابط بين المللى به وجود آورده است . نبايد انتظار داشت كه نظريات و فرضيات ساده
انگارانه اى كه محصول مطالعات و بررسى هاى در زمينه امنيت و يا اقتصاد سياسى بين
المللى است در زمينه محيط زيست نيز كارايى موثر و مشابهى داشته باشد. بلكه در
عمل ثابت شده است كه بايد اصلاحات بينادينى در اين نظريه ها انجام داد تا با
ويژگيهاى منحصر به فرد مسايل زيست محيطى سازگارى يابند
حال به ذكر سه چالش مهمى كه مسايل زيست محيطى براى علم روابط بين المللى ايجاد
كرده است پرداخته مى شود تا كمكى نيز به تبيين رويكرد نويسنده درباره بررسى
سياستهاى بين المللى محيط زيست شده باشد.
1 - چالش اول به نقش و اهميت كشورها باز مى گردد از دير باز علم روابط بين
الملل بر حول محور كشور استوار بوده است ،
حول مفاهيم و عقايدى چون حاكميت كشورها و اينكه كشورها بازيگران اصلى عرصه امور
بين الملل بوده و گردانندگان اصلى سياستهاى بين المللى كشورها هستند كه هر يك در
پى دستيابى به منافع خويش اند. با اين وجود معضلات زيست محيطى منطقه اى و جهانى
، مشكلاتى عينى در زمينه عقايد پذيرفته شده درباره چگونگى حاكميت كشورها و
محدوديتهاى آن ايجاد نموده است . علاوه بر اين ، معضلات بين المللى زيست محيطى به
ندرت بواسطه اقدامات تعمدى كشورها ايجاد مى شود بلكه اين مشكلات به طور عمده
عواقب ناخواسته و اثرات جانبى توسعه و فرايند اقتصادى - اجتماعى است . شايان ذكر
است كه در پيدايش معضلات زيست محيطى و همچنين در فرايندهاى اقتصادى - اجتماعى نقش
طيف گسترده و متفاوت عواملى چون شركتها، مقامات محلى ، نهادهاى مالى ، گروههاى اجتماعى
و افراد، كمتر از نقش كشورها نيست .
پرواضح است كه كشورها از جايگاه ممتازى در ترسيم و اجراى سياستهاى بين المللى
براى مقابله با معضلات جهانى محيط زيست برخوردارند. كشورها دولتهاى مركزى آنها
معمولا به صورت مستقيم فعاليتهاى اقتصادى ، اجتماعى و زيست محيطى صورت گرفته
در حوزه قلمرو خود راكنترل نمى كنند، اما آنها به سبب برخوردارى از حق حاكميت قادرند در
زمينه هاى فوق به وضع قوانين خاص بپردازند و از اين رو مى توانند در تدوين و
اجراى قوانين محيطى نقشى حياتى ايفا كنند. بنابراين ، پيدايش معضلات زيست محيطى حق
حاكميت كشورها بر سرنوشت خويش را زير سوال برده است ، اما از سوى ديگر، نحوه
مقابله با اين معضلات به گونه اى است كه بر دامنه اختيارات كشورها براى حضور هر
چه بيشتر در عرصه اجتماعى خويش و نقش حاكميت آنها افزوده است . علاوه بر اين ، تا
آنجا كه اهميت موافقتنامه هاى بين المللى براى مقابله مشترك با معضلات زيست محيطى
اقتضا مى كند، ديپلماسى ميان كشورها نيز به ايفاى نقش مى پردازند و كشورها طرفهاى
قانونى يك قرار داد يا موافقتنامه زيست محيطى محسوب مى گردند. اما همانطور كه مشاهده
كرديد، عوامل غير دولتى نيز حتى در زمينه ترسيم سياستهاى بين المللى براى مقابله
با معضلات زيست محيطى نقش مهمى دارند. به عنوان نمونه ، سازمان هاى چند مليتى چون
اتحاديه اروپا در كنار ساير كشورها، وزنه بين المللى ارزشمندى محسوب مى شوند،
زيرا قادرند فعاليتهاى اعضاى خود را كنترل و هماهنگ كنند. همچنين سازمانهاى بين المللى
، نهادهاى مالى بين المللى ، سازانهاى منطقه اى (مانند اتحاديه هاى صنعتى يا
سازمانهاى غير دولتى محيط زيست )، جنبشهاى اجتماعى ، گروههاى مصرف كننده و
دانشمندان از جايگاه مهمى در اين زمينه برخوردارند. حتى در زمينه مذاكرات و موافقتنامه
هاى بين المللى محيط زيست نيز به موارد بسيارى بر مى خوريم كه
عوامل غير كشورى در آنها نقش اساسى ايفا نموده اند همچنين مواجهه كشورها با نهادهاى
رژيمهايى كه براى مقابله با معضلات زيست محيطى بنيانگذارى شده اند سبب مى شود
كه فرايند سياستگذارى در زمينه محيط زيست ابعادى منطقه اى و يا بين المللى بيابد و
در عمل استقلال ملى را تا حد زيادى كم رنگ سازد.
2 - چالش دوم اجراى تعهدات بين المللى زيست محيطى نيازمند همكارى نهادهاى بين المللى
، كشورها و سازمانهاى منطقه اى و داخلى است . براى
مثال ، كاهش آلودگى هوا يا در درياها به ندرت از طريق اقدامات و تدابير مستقيم دولتى
چون كاهش تعداد تانكها و برچيدن موشكها به سبب فرايند
كنترل تسليحاتى امكان پذير است ، بلكه تحقق اين امر فرايند پيچيده اى است كه مستلزم
تغيير و تحول در اغلب فعاليتهاى اجتماعى صنعتى (اغلب مستحكم ) بسيارى از گروههاى
غير دولتى ، مقامات محلى و اشخاص مختلف مى باشد. بررسى هاى صورت گرفته
درباره سياستهاى بين المللى زيست محيطى ما را بر آن مى دارد تا به
دخيل بودن عوامل غير دولتى متعددى ما را بر آن مى دارد تا به
دخيل بودن عوامل غير دولتى متعددى در زمينه
مسايل محيط زيست توجه بيشترى معطوف داريم و جايگاه و نقش كشورها را در اين زمينه
مورد بازبينى قرار دهيم . اين بررسيها همچنين پرسشهايى را در مورد حوزه هاى بين
المللى و داخلى فعاليتهاى سياسى مطرح مى سازد برخى نظريه هاى روابط بين
الملل تمايز مشخصى ميان اين دو حوزه قايلند، در حاليكه وجود چنين تمايزى منتفى است
زيرا ماهيت معضلات زيست محيطى جهانى به گونه اى مى باشد كه مقابله با آنها نيازمند
همكارى گسترده ميان فرايندها و عوامل ملى ، منطقه اى و بين المللى است اين موضوع نه
تنها در روابط علت و معلولى و اثرات معضلات زيست محيطى در دنياى معاصر كه در آن
كشورهاى مختلف به يكديگر وابسته اند، بلكه در زمينه راهها و تصميم هاى اتخاذ شده
در اين باره نيز مصداق دارد. شبكه ها و سازمانهاى فراملى و منطقه اى چون سازمانهاى غير
دولتى حافظت از محيط زيست ، شركتهاى چند مليتى ، نهادهاى مالى و دانشمندان به طور
عمده نقش مهمى ايفا مى كنند و همان گونه كه از وجه تسميه آنها بر مى آيد، در محدوده هيچ
گونه حد و مرز كشورى با بين المللى نمى گنجند. گاه مشاهده مى شود كه سازمانهاى
بين المللى به طور مستقيم طرحهاى زيست محيطى را در كشورهاى مختلف اجرا و اداره مى
كنند و دولتهاى ملى نقش چندانى ايفا نمى كنند. رابطه ميان سازمانها و نهادهاى بين
المللى ، كشورها و عوامل و عناصر غير دولتى به خصوص در زمينه اجراى برنامه هاى
بين المللى حفاظت از محيط زيست پيچيده و غامض است .
3 - چالش سوم به رابطه ما بين شناخت و آگاهى قدرت و منافع باز مى گردد. دانش
علمى و تخصصى اغلب نقش مهمى در زمينه سياستهاى بين المللى ايفا مى كند. معمولا
شناسايى و ارزيابى معضلات زيست محيطى برگزارى مباحث و اجلاسها جهت مقابله با
آنها نيازمند نظارت دقيق علمى و ارايه الگوهاى مصنوعى زيست محيطى است ((شناخت و
آگاهى )) نسبت به محيط زيست ، به گنجاندن
مسايل مربوط به آن در دستور اجلاس بين المللى كمك مى كند، الگوهاى
اعمال نفوذ و قدرت را متاثر مى سازد و در ارزيابى كشورهاى قدرتمند در زمينه اولويتها
و منافعشان نقش مهمى ايفا مى كند. معمولا شناخت دقيق و جامع علمى در مورد معضلات زيست
محيطى ، عواقب آنها و نيز راههاى مقابله با آنها وجود ندارد. با اين وجود متخصصان و
دانشمندان مى توانند تاثير بسزايى در اين زمينه داشته باشند. از اين رو
مسايل بين المللى محيط زيست ميدان عملى مناسبى است براى مشاهده و بررسى نحوه
تعامل قدرت ، منافع ، شناخت و آگاهى و ارزشهاى تاثير اين
تعامل بر شكل دهى توافقات و پيمانهاى بين المللى . پس بايد هنگام تبيين نتايج و
ثمرات مناظرات بين المللى در زمينه مسايل زيست محيطى از تاثير تمامى
عوامل فوق الذكر آگاه بود.
|