next page back page

در غرب و در دنياى امروز مشكل انسان معاصر را چگونه مى بينيد؟
در هر حكومت و در هر دوره اى از زمان ، انسانها درگير مشكلات متفاوتى هستند. من فكر مى كنم تنها ايمان است كه رهايى بخش و آرام بخش انسان امروز است . مگر مى شود به يك حزب اعتقاد داشت و به هنگام سختيها و مشكلات و فراز و نشيب هايى كه در ذهن و روح آدمى پديد مى آيد به يك حزب پناه برد؟ مگر مى توان به يك حزب و جريان سياسى دل بست و عشق ورزيد. تنها ايمان و اعتقاد به خداوند است كه رهايى كننده و هستى بخش ‍ انسان معاصر است ، و تمام مشكلات موجود در سطح جهان براى انسانها از همين دورى و از غفلت و بى ايمانى است . تنها ايمان شفا دهنده انسان امروز است .
تا قبل از آنكه شوروى دچار فرو پاشى شود، موازنه قدرت جهانى در بين شرق و غرب مشهود بود،بعد از فرو پاشى نظام سوسياليستى ، رشد اسلام گرايى در جهانبراى غرب يك خطر جدى تلقى مى شود. نظر شما در اين مورد چيست ؟
آمريكا و شوروى كه قوى ترين و قدرتمندترين دولت هاى جهان بوده اند از نظر توان جنگ و قدرتمندى نظامى و سياسى اكنون رو به اضمحلال رفته اند، چرا كه همانطور كه تنها ايمان رهايى بخش انسان امروز است همانطور هم تنها ايمان است كه هراساننده دشمنان است .
تفكر اسلامى در حال حاضر به عنوان يك خطر جدى تلقى مى شود، تصورى كه غرب از دنياى اسلام دارد تصوير پر هيبتى است . اسلام گرايى براى غرب يك جريان نگران كننده است و اين خطر به عنوان خطرى هشدار دهنده براى غرب است .
رشد تعالى و تفكر انسان هميشه در شرق بيشتر از غرب بوده است . آنچه كه غرببه عنوان حربه در دست داشته است تسليحات و تكنولوژى و صنعت بوده است ،اين درحالى است كه صنعت با ذات و درون انسان سازگارى و نزديكى ندارد، ديدگاه شما دراين باره چيست ؟
با توجه به تغييرات است و مناسبات و دگرگونيهاى امروز جهان و با توجه به رشدى كه اسلام گرايى خصوصا در شرق و در جماهير تاجيكستان و آذربايجان و،... كشورهاى همسايه و در غرب نيز داشته است و به خواست خدا با وحدت مسلمين در آينده نزديك ، اسلام و اسلام گرايى تعيين كننده ترين و جريان فكرى ، دينى و سياسى در جهان خواهد بود و اميد آنكه هر چه زودتر چنين بشود، بساط ظلم در جهان زودتر برچيده شود و تاثير افكار غرب نيز سريع تر محو گردد و در دنيا پاكى و آزادى گسترش يابد، و اين واقعيتى است كه ما به خوبى حس مى كنيم .
و اين همه آن چيزى است كه حضرت امام خمينى به آن عنايت داشتند و مورد توجه ايشان بود. دعوت به پاكى و دعوت به تعالى و رسيدن به جلوه ذات حق ، اينها اميدهايى بودكه امام خمينى در انسان امروز ايجاد كردند بدون شك اين راه مشكل و صعب العبورى است ، اما مقصد روشن است .
اسلام دينى است كه منادى برادرى و برابرى است و در آن ظلم جايى ندارد.
در آذربايجان زنان داراى چه نقش و موقعيتى هستند؟
زنان برابر مردان هستند، زنان همچون مردان كار مى كنند و حقوق برابر مى گيرند، امكان تحصيل دارند و همه براى تحصيلات عالى تلاش مى كنند. به حجاب خصوصا در نواحى نخجوان و باكو اهميت مى دهند. و بعد از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران ، جوانان تمايل به حفظ حجاب دارند. كودكان به مساجد مى روند و به آموزش قرآن مى پردازند و نماز جماعت بر پا مى شود. در زمان سلطه كمونيسم ، مساجد را به موزه تبديل كرده بودند، ولى در حال حاضر به همان شكل مسجد و خانه خدا برگشته اند، و اين ها همه تاثيرات و ارمغان هاى انقلاب اسلامى براى مردم آذربايجان است .
مطلب ديگر راجع به (( سلمان رشدى )) است . بعد از فتواى امام خمينى مردم آذربايجان نيز نسبت به جريان سلمان رشدى موضع گرفته اند؛ نمايشگاه كاريكاتور و نقاشى بر پا كرده اند و به فعاليت هاى فرهنگى پرداخته اند.
در پايان از اينكه وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد تشكر مى كنيم و براى شما آرزوى توفيق و براى همسر مرحومتان پروفسور على اف طلب شادى روح داريم . اگر مطلبى را در خاتمه داريد بفرماييد.
من براى ملت ايران آرزوى سعادت و پيروزى دارم و اميد دارد كه در پيروى از خط امام خمينى كوشا باشند و انقلاب اسلامى را كه يك الگوى علمى از تفكر اسلامى است پاس بدارند. و با درود بر روح بلند و پر فتوح حضرت امام خمينى مطلبم را به پايان مى برم . والسلام

خانم مهر النسا، شاعر، اديب و عضو كميته بانوان و خانواده از تاجيكستان :
امام خمينى از شخصيت هاى برجسته و ماندگار تاريخ بشرى است .
ضمن تشكر از شركت شما در اين گفتگو، لطفا خلاصه اى از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى خود را بيان فرماييد.
مهرالنسا: بيش از همه سلام و درود بانوان تاجيكستان را به بانوان ايران مى رسانم و از اينكه با مردمى كه داراى فرهنگ و زبان مشترك با ما هستند ملاقات داشته ام بسيار خوشحالم . ما هرگز ايران را از تاجيكستان و تاجيكستان را از ايران جدا نمى دانيم ، و فكر مى كنيم كه ايران تاجيكستانى بزرگ و تاجيكستان ايرانى كوچك است .
من مهر النسا هستم ؛ مسلمان و شيعه و از اينكه به ايران آمده ام بسيار خوشحالم و فكر مى كنم كه ديدار از شما عزيزان سعادتى بوده كه خدا نصيب كرده است . ديدار از وطن اسلامى ايران و كشورى كه به عنوان اسوه و سمبل مقاومت در مقابل ظلم و زادگاه امام خمينى (سلام الله عليه) به شمار مى آيد براى من بسيار ارزشمند است .
من در كميته بانوان و خانواده در تاجيكستان انجام وظيفه مى كنم و صاحب سه فرزند هستم يك دختر و دو پسر. درباره فرهنگ و وحدت اسلامى مردم جهان ، معتقدم كه فرهنگ ، انسان ها را به هم پيوند مى دهد، در طول چند سالى كه تاجيكستان از ايران جدا بود، اگر فرهنگ مشترك ما نبود شايد ما هيچوقت به ايران به اين نزديكى و دوستانه فكر نمى كرديم . ما هميشه ديوان حافظ شيراز، فردوسى و سعدى را مى خوانديم و همواره در آرزوى ديدار همزبانان ، برادران و خواهران مسلمانى كه در زادگاه اين بزرگان بوده اند، به سر برده ايم .
با توجه به اينكه زبان فارسى قدمت و پيشينه فراوانى دارد و از مبانى مشترك فرهنگى ملى ما و شماست ، نظر شما دراين باره چيست ؟
زبان فارسى در گذشته زبان ملت هاى بزرگ ، دولتمردان ، اديبان و دانشمندان اهل فضل بوده است فارسى از والاترين زبان هاست و مردم بسيارى از سرزمين ها با اين زبان گفت گو مى كنند و از شيواترين زبان هاى جهان محسوب مى شود. مى گويند در بيان افاده شيرين ترين زبان ، زبان فارسى است و اين زبان ، همچون انگبين است . زبان فارسى و درى ريشه مشترك دارند مانند يك درخت با شاخه هاى متفاوت فارسى ، زبان فردوسى ، رودكى و حافظ است و همچون انسان هايى جاويد هرگز نمى ميرد. به عبارت ديگر، تا وقتى كه مردم حافظ را مى خوانند و تا وقتى كه در مردم شور عارفانه مولوى هست زبان فارسى همچنان زنده است و من در يك شعر سروده ام كه :

نواى عود رودكى در انجمن صلا دهد
توان روح مولوى به جان و تن صفا دهد
زبان پير طوس را من و تو وارسى كنيم
شهادت خداى را براى ما خدا دهد

شما به كميته بانوان تاجيكستان اشاره داشتيد، در صورت امكان براى ما توضيح بيشترى دهيد؟
در كميته كار بانوان تاجيكستان من در بخش فرهنگ و معرفت انجام وظيفه مى كنم و بيشتر در گسترش فرهنگ و معنويت زنان جمهورى فعاليت دارم . همچنين درباره چگونگى فعاليت زنان و پيشرفت آنان مطالعاتى مى كنم .
ضمن اينكه تا كنون مقالاتى درباره وضع زنان در جهان در مجله ها و روزنامه ها به چاپ رسانده ام .
در راديو و تلويزيون تاجيكستان نيز برنامه هايى پخش مى كنيم و بدين ترتيب زنان شهرستانها و روستاها با مسائل فرهنگى ، اجتماعى و سياسى جامعه آشنا مى شوند.
بزرگ ترين سرمايه و گنجينه يك ملت ، زنان آن مرز و بوم است . زنان پايه گذار اركان اصلى و شكل دهنده ساختمان استراتژيكى جامعه هستند.
زنان تاجيكستان نيز داراى اين قابليت هستند و شايد به جرئت بتوان گفت كه زنان از مردان پايدارتر، ساعى تر، والاتر هستند و قوى ترند و بايد هم همينطور باشد. زن در تمام ادوار تاريخ به ويژه در جهان امروز با مسائل و مشكلات زيادى روبرو بوده و هست و بدين جهت بايد داراى تواناييهاى كافى باشد. تمام تلاش ما، در تاجيكستان در جهت پيشرفت زنان جامعه و بالا بردن مقام و منزلت واقعى آنان است و در اين راه از هيچ كوششى دريغ نداريم .
شما موقعيت زن در جهان معاصر چگونه ارزيابى مى كنيد؟
زن يكى از بهترين و والاترين آيات و عنايات خداوندى است و اوست كه نسل انسان را پرورش مى دهد. تمام بزرگان دنيا دل خود را به محراب عشق زن به نياز مى گذارند و پس از آن بهترين آثار خود را مى آفرينند.
البته امروز زن همچون مرد كار مى كند و زحمت مى كشند، و درگير فعاليت و تلاش ‍ است و در توليد و توسعه دست دارد. بر اين اساس گمان مى كنم زنان عصر ما در اجتماع بيش از مردان تاثير بگذارند. اما متاسفانه در كارهاى تاثيرگذار و مراحل تصميم گيرى و امور اجرايى و راهبرى در سطح جامعه كمتر جذب مى شوند. البته وظايف مادرى و شوهر دارى ، آنها را اندكى از شركت جامعه در مسائل اجتماعى باز مى دارد و در نتيجه در بسيارى از زمينه هاى اجتماعى در مكانى بعد از مردان قرار مى گيرند. در حالى كه اگر زنى آگاه ، ورزيده و عاقل و با دريافت هاى ارزشمند در كارها نقش رهبرى داشته باشد، نه تنها كمتر از مردان به جامعه فايده نمى رساند، بلكه در بعضى امور تاثيرى بيش از مردان دارد. زيرا زن داراى احساس و ادراك بيشتر است و بهتر مى داند چگونه بايد رفتار كند كه سراسر جهان به نظم و نظام آيد، چرا كه زن هميشه خواستار صلح و دوستى و محبت است و به طور ذاتى ، حتى نه به خاطر خود، بلكه به خاطر فرزندان و شوهر و بستگانش ، زندگى آرام و با صفايى مى خواهد.
شما فكر مى كنيد خانم ها تا چه حد مى توانند در تغييرات سياسى ، اجتماعى و اقتصادى جامعه تاثير كلى و بنيادى داشته باشند؟
زن بر اساس سرشت و فطرتى كه دارد در سراسر زندگى ، همچون فرشته خوشبختى براى سعادت همسر و فرزندان و خانواده اش ‍ تلاش مى كند و روشنى بخش قلوب انسان هاست .
زنان چراغ هاى روشنى هستند كه خانواده از نور آنها بهره مى گيرد، و رشد و نما مى كند و در يك كلام ، تربيت اصلى افراد جامعه ، زنان هستند.
حضرت امام خمينى (سلام الله عليه) رهبر مسلمانان جهان ضمن تجليل از مقام زن ، در سخنان زيباى خويش مى فرمايند: (( مردان از دامن زنان به معراج مى رسند. ))
از آنجايى كه زن تربيت كننده شخصيت انسان است ، پس مى تواند جامعه را نيز رهبرى كند، زنان آگاه هستند كه مى توانند در جامعه تاثير مثبت بگذارند و جامعه را به سلامت و سعادت سوق دهند. چنين نقشى در تمام دوران ها و در همه نظام ها بر عهده زنان بوده است .
پس از آنكه خداوند تبارك و تعالى ، آدم را آفريد، وظيفه مقدس و شريف مادرى را بر عهده زن (( حوا )) گذاشت و تربيت (( انسان )) عملا به زن واگذار شد.
پس مى بينيم كه مقام زن بسيار بالاست و بديهى است كه زن آگاه و ورزيده از مقام والاترى برخوردار است ، زيرا او بهتر مى تواند به پيرامون خويشتن خويش بنگرد و به شناخت بيشترى از خود برسد و درباره محيط پيرامونش بينديشد و مقام و موقع و جايگاه خود را بشناسد و به ارزش عفاف پى ببرد و هيچ گونه آلودگى را به خود راه ندهد. اگر زن داراى قلبى پاك و مهربان و خداجو و خدا شناس باشد، و با عقل و ذكاوت و هوشيارى عمل كند، مسلما جامعه را به سمت سعادت و معنويت رهنمون مى سازد و چنين جامعه اى زودتر به رشد و تعالى مى رسد و بدى و ناپاكى و آلودگى جاى كمترى را خواهد داشت و جامعه راه رسيدن به سعادت انسانى و قرآنى را زودتر طى خواهد كرد.
به نظر شما آيا حقوقى را كه بايد در جوامع غربى و ديگر جوامع براى زن قايل شوند، قايل شده اند يا نه ؟ و آيا زن از جايگاه متناسب با ارزشهاى معنوى خود برخوردار است ؟ نقش زنان در حكومت ها و سياست گذارى آنها را چگونه مى بينيد؟
در اعلاميه حقوق بشر، حقوقى كه براى زن به عنوان يك انسان آمده است با مرد يكسان است . زنان تاجيكستان در اين هفتاد سالى كه در نظام سوسياليستى زندگى كرده اند، تلاش هاى فراوانى براى دست يازيدن به حقوق واقعى زن و اعمال اين برابرى نموده اند. ما در كشور خود حقوق زنان و مردان را برابر اعلام داشتيم و زنان مثل مردان و به طور برابر كار كردند و محنت بردند و رنج كشيدند، و به ظاهر نيز حقوق برابر داشتند. اما نكته اى كه در برنامه ريزيهاى اجتماعى به فراموشى سپرده شده است .نقش اصلى زن به عنوان (( مادر )) است . به عبارت ديگر ارزش هاى معنوى وظايف مقدس مادرى ناديده انگاشته شده است . ما فرصت درگير شدن با وظايف اصلى تر و انديشمندانه تر خود را نداشتيم ، زيرا بيشتر وقت ما به خانه دارى صرف شده و اگر در اين بخش از زندگى موفق بوده ايم ، در زندگى اجتماعى توفيق كمترى داشته ايم و در نهايت ، مسئله به ضرر ما تمام شده در مواردى آسيب بسيارى به زنان ما وارد آمده است و در زمينه هايى براى استفاده از حقوق برابر با مشكلات زيادى روبرو بوده ايم ، ضمن اينكه از لحاظ اقتصادى نيز مشكلاتى داشتيم . اين را نيز مى دانيم كه زن ها در جهان غرب هم - تا آنجايى كه ما از رسانه مى شنويم و در سفرهايمان مى بينيم داراى معضلات و مشكلات زيادى هستند،زيرا مبانى زندگى خانوادگى در غرب با ما شرقى ها و خصوصا ما مسلمان ها بسيار متفاوت است . ديدگاه ما نسبت به زندگى خانواده باعث مى شود كه به شكل ديگرى با هستى روبرو شويم و ارزش معنوى زن در جوامع ما بيش از غربيهاست .
ما خواه نا خواه نمى توانيم با مردها در بسيارى از موارد هم سطح باشيم و اگر چنين انتظار بعيدى داشته باشيم نابخردانه است . ما مى توانيم در زمينه هايى از مردها جلوتر يا عقب تر باشيم ، ولى طرح اصل برابرى اگر بر مبناى فطرت زن باشد، تنها مى تواند با ارزش ‍ و درست باشد. با توجه به فطرت ، ذات و وظايف الهى كه بر دوش زنان گذاشته شده است آگاهى حقوق و جايگاه زنان از مردان ارزنده تر است و ما تلاش مى كنيم تا مردانمان آگاهى بيشترى نسبت به حقوق زنان داشته باشند.
راجع به خانواده و نقشى كه زن در خانواده ايفا مى كند و اينكه خانواده تا چه حد مى تواند در جهت سلامت جامعه موثر باشد چه نظرى داريد؟
ركن اساسى جامعه خانواده است و جامعه مجموع خانواده هاست
جايگاه زن در خانواده جايگاهى مقدسى است ، پس جايگاه زن در جامعه نيز بايد مقدس باشد. به بيان ديگر، همچنان كه نقش ‍ خانواده در جامعه نقش حساس و خطيرى است ، نقش زن در خانواده بزرگتر از آن است هر قدر يك زن در خانواده تاثير گذار باشد و مثبت عمل كند، شوهر و فرزندان خود را نيز به رشد و كمال مى رساند. در جوامعى همچون جوامع ما كه خانواده به عنوان عنصر تشكيل دهنده جامعه است ارزش و اهميت خانواده دو چندان مى شود. نقش زن در خانواده رسالتى است كه بايد براى انجام درست آن به خود آگاهى و خود شناسى و تقدس رسيده باشد.
پيام امام خمينى به گورباچف ، يكى از رخدادهاى مهم و نقطه عطف در جريان انقلاب اسلامى و تاريخ شوروى سابق است . نظر شما پيرامون اين رخداد سياسى ، الهى چيست؟
با پيام امام خمينى به گورباچف ، عمق و ژرفاى شخصيت دينى الهى ايشان بر ما پديدار مى شود. اين پيام در تاريخ هر دو كشور و در تاريخ جهان معاصر ماندنى است و همانطور كه شما گفتيد نقطه عطفى در تاريخ هر دو كشور است . امام خمينى شخصيتى روحانى و عارف بودند. ايشان به جهان هستى نيز در همين راستا مى نگريستند و تنها چنين ديدگاهى است كه انسان معاصر را ملزم به روى كرد دينى و اسلام گرايى مى كند.
جهان معاصر، شخصيت امام خمينى را در اين پيام دريافته است . روح بلند و آسمانى امام خمينى قابل ستايش است . اين پيام در آن دوره غفلت ، تمام مردم جمهوريهاى شوروى را تحت تاثير قرار داد و آنها را دگرگون كرد. ما هيچ وقت فكر نمى كرديم كه به اين زودى صداى روح بخش اذان را از گلدسته هاى مساجد خود بشنويم . و امام خمينى نويد بخش چنين سعادتى بود.
ديدگاه و شناخت مردم تاجيكستان نسبت به حضرت امام خمينى و تاثيرات انقلاب اسلامى در چه حدى است ؟
شخصيت حضرت امام خمينى در تاجيكستان تاثير بسيارى دارد. جوانان نيز در اين راستا بى نصيب نمانده اند، آنها نيز در حال حاضر شانس آشنايى با مسائل و ديدگاههاى اسلامى را دارند. مردم تحت تاثير انقلاب اسلامى و تحولات اخير شوروى سابق به خود آگاهى و خود باورى رسيده اند و نسبت به اعتقادات دينى و مذهبى خود پايدارتر از پيش شده اند و با مسائل سياسى و دينى مربوط به جهان اسلام آشنا گشته اند. آنها به آينده دينى و تربيتى و اخلاقى كشور خود در سايه اسلام و رهنمودهاى دينى رهبران اسلامى اميدوار شده اند.
زنان بسيارى نيز تحت تاثير تحولات اخير به بازنگرى به مسئله حجاب پرداخته اند، و حجاب را همچون ارزش گمشده اى كه دوباره شناخته شود باز يافته اند. آنها با افكار امام آشنا شده اند و در تربيت محيط و فرزندان خود نيز اين تغييرات را ايجاد مى كنند.
نظام سوسياليستى شوروى سابق ، نظام غرب و آمريكا تا گذشته اى نه چندان دور به عنوان دو قطب اصلى قدرت شناخته مى شدند. بعد از تغييرات و تحولات حاضر،آمريكا به عنوان بزرگ ترين دشمن انقلاب اسلامى سعى بر تبليغات منفى و تخريب افكار عمومى نسبت به انقلاب اسلامى ايران داشته است ، به نظر شما آمريكا تا چه حددر اين راستا موفق بوده و يا با شكست روبرو بوده است ؟
آمريكاييها به عنوان اعمال كنندگان زور و ظلم و استثمار توده ها در جهان شناخته شده اند. آنها هميشه در جهت عارى كردن ملتها از فرهنگ و باور خويش و جانشين كردن فرهنگ بزك كرده غربى تلاش كرده اند.
آنها بزرگترين جنايتكاران تاريخ بشر بوده اند و اين را ميتوان به وضوح و با مثالهاى فراوان مشاهده كرد. ابرقدرت امريكا از دهها سال پيش ، تجاوزات زيادى به ملت هاى ديگر داشته اند كه با شكست مواجه بوده اند و مخصوصابعد از پيروزى انقلاب اسلامى با يكى از خفت بارترين شكستهاى تاريخ تجاوز خود روبرو شدند و همين باعث شد كه بعد از شكست خوردن در محاصره هاى اقتصادى و فشارهاى سياسى و جنگ تحميلى به ايران به جنگ سرد و جنگ تبليغاتى بپردازد و در اين باره نيز از هيچ خيانتى دريغ نداشتند.
بلندگوهاى تبليغاتى آمريكا، سعى بيهوده اى براى بى اعتبار كردن حركت هاى ارزشمند و اصيل انقلاب اسلامى داشتند. آنها با به كار بردن حربه هاى روانشناختى و جامعه شناسى فعاليت گسترده اى براى تهاجم فرهنگى و تخريب نسل جوان آغاز كردند كه بحمدالله با هوشيارى ملت مسلمان ايران و دوستداران انقلاب اسلامى و با هوشمندى رهبر كبير انقلاب اسلامى امام خمينى تمام اين دسيسه ها به شكستى رسواگر منجر شد. به شكستى كه در تاريخ آمريكا و در حافظه جهان معاصر خواهد ماند.
امام خمينى رهبر دينى سياسى و الهى انقلاب اسلامى نيز بارها خطر آمريكا را گوشزد فرمودند و ملت انقلاب ايران نيز نگذاشتند كه توطئه و ترفندهاى آمريكا ذره اى در دگرگونى مسير انقلاب اسلامى تاثير بگذارد. اشغال لانه جاسوسى آمريكا و گروگان گرفتن جاسوسان آن و رسوايى سردمداران جنايت و كفر نيز حركت هاى ماندگار انقلاب اسلامى در جهان است و اين همه به يمن و بركت حضور رهبرى توانمند و هوشيار همچون امام خمينى بود.
نقش امام خمينى در تحولات اخير جهان معاصر را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
يكى از ويژگى هاى منحصر به فرد انقلاب اسلامى حضور رهبرى امام خمينى به عنوان پشتوانه الهى اين انقلاب است . امام خمينى يكى از شخصيت هاى برجسته و ماندگار تاريخ بشرى هستند كه داراى ويژگى هاى انسانى ، الهى و ملكوتى خاص بودند. اين شخصيت الهى در تمام جهان آنجا كه قلبى براى عشق و حقيقت مى تپد حضور دارد و زنده است و ماندگار.
سراسر جهان اسلام و مستضعفين به حضور چنين رهبرى افتخار مى كنند و بوسيدن دست آن حضرت در ديروز و بوسيدن خاك حرم آن حضرت در امروز، آرزويى است كه بسيارى از مسلمانان جهان با خويشتن خويش نجوا مى كنند.
چشم تمام مسلمانان جهان به دست ها و قدم هاى مسلمانان ايران است و خداوند اين توفيق را به خواهران و برادران ايرانى ما داده است و ان شاالله كه اين توفيق را پاس بدارند و لحظه اى از نام ، ياد و راه امام خمينى بنيانگذار جمهورى اسلامى غافل نمانند.
شما در تاجيكستان به عنوان يك چهره ادبى شناخته شده هستيد و از اشعار زيبايى كه خوانديد پيداست كه اهل ذوقيد. چه حد با ادبيات فارسى يا ادبيات ايران آشنا هستيد؟
ادبيات فارسى ادبيات مشترك ماست ؛ در گذشته كه فردوسى ، حافظ و نظامى گنجوى را در مدارس و مكاتب مى خوانديم ، آنها را به عنوان ادبيات كلاسيك فارسى مى شناختيم .
بعد كه اين مرزها ما را از هم جدا كرد، باز ما هميشه تشنه ادبيات معاصر ايران بوديم ، هميشه بوده ايم و هستيم ، زيرا كه ما دل و روح خود را، با چكيده هاى اشعار شهريار، نيما و سهراب سپهرى و پروين اعتصامى شادمان مى سازيم و هميشه از اين اشعار ناب لذت برده ايم .
شعر نو كه در تاجيكستان وارد شد، نتيجه و تاثير شعر معاصر ايران بر ادبيات فارسى است . تاجيكستان امروزه نگاهش به ادبيات نو و معاصر در ايران است . ما از شعر و ادبيات مقاومت ايران در سالهاى جنگ بسيار لذت برده ايم .
نويسندگانى كه رنج وطن خود و بلندى و شكوه و عظمت شهادت در جبهه هاى وطن خود را ترسيم كرده اند، نويسندگانى كه عشق ملتى را به ((روح خدا )) ترسيم كردند و شاعران و نويسندگانى كه آرمان ملتى رنج كشيده و استبداد ديده را ثبت كردند، از هر جهت قابل ستايش اند.
ادبيات معاصر ايران در تاجيكستان بسيار گسترده است و بايد چنين باشد، زيرا كه ما مردمى هستيم ، كه يكى بدون ديگرى زيستن نمى توانيم . ما هميشه تشنگى خود را در زمينه ادبيات با ادبيات معاصر ايران مى شكنيم .
مايليم نظر شما را درباره شعر در جهان معاصر بدانيم ؟
شعر افاده كننده روح هر ملت و آيينه روح شاعر است :

شعر من آينه روح من است
ناشكن بگذار بماند آينه
تا نبردارد غبار بندگى
حفظ ميسازم فرا هر آينه
من در اين آينه زيبا گهى
عكس ماه و مشترى را ديده ام
من در اين دنياى كجدار و مريز
اشك را بنهفته و خنديده ام

پس شعر افاده كننده روح انسان و ملت است . شعر ما درباره انسان ها و پالايش دهنده روح آنهاست گفته اند: (( شاعر اندر سينه ملت دل است )) . ما هر دردى را كه احساس كنيم ، اين درد ابتدا به دل ما مى رسد، بر دل ما تاثير مى گذارد، و شاعر در هر جامعه با حساسيت ها و ظرافت هاى طبعى كه دارد همدرد تمام مردم آن جامعه است ، و هر دردى در جامعه بيش از همه از دل شاعر مى گذرد؛ پس نقش شاعر در جامعه نقش موثرى است ، چون مى خواهد سخن ها و حرف ها را چون دانه هايى از مرجان به زنجير كشد و در زيباترين شكل در كنار هم بگذارد. شاعر، كلمات و واژگان را كنار هم زيبا مى خواهد، پس چطور طلب زيبايى را در جامعه بشرى مى توان كتمان كرد و پنهان نمود.
شاعر هنگام بى خوديهاى آگاهانه خود، قلم در دست مى گيرد و از دريچه روح خود، به جامعه مى نگرد چشم دل خود را باز مى كند و زيبايى را طلب مى كند، پس هر چيز كه غم آور است در جامعه بيش از همه او را ناراحت مى كند. روح شاعر عصيان پرور است و با تمام عصيان پرورى پيرو شرايط خاصى از نظم ! از اين رو، شعر افاده كننده روح ملت و تربيت كننده و الهام بخش و الهام گيرنده از ملت است ، و شاعر در شعر خود كه مى نگرد همچون آينه اى است كه خود را مى بيند و در اين روح ، روح مردم خويش را نيز. پس شعر انسان را كامل مى كند و طلب زيبايى و نيكويى را (زيبايى معنوى ) منشا قرار مى دهد. شخصيت شعرى حضرت امام خمينى و روح بلند او و اشعار آن حضرت نبايد تحت تاثير شخصيت سياسى ايشان كمرنگ بماند. عرفان و بلندنظرى و حكمتى كه در شعر امام خمينى به خوبى مشهود است دقيقا پاسخگو به اين سوال است كه چطور مردى از جماران دنيا را متحول ساخت .
در اشعار حضرت امام خمينى مى توان به سير و سلوك و معراج آن حضرت در عالم معنا پى برد.
در اين اشعار مى توان به خوبى ردپاى ارتباط با عالم لاهوت و عالم معنى را به شكل عميقى دريافت . امام خمينى عشق ابدى و الهى را ركن هستى ديدند و همين ديد عارفانه باعث شد كه مستضعفين در سراسر جهان به اين كعبه آمال و آلام بشرى روى آورند.
شما قدرت و توانايى شعر را در زمانى كه همه فرهنگ ها و خصوصيات قومى و نژادى زير سوال مى رود چگونه مى بينيد؟
انسان روح بلندى دارد، قرار دادن آن در يك قالب و در يك كادر مشخص ، تقريبا غير ممكن است . البته نمى توان انكار كرد كه تسلط تبليغات و رسانه هاى شيطانى غرب بى تاثير نيست . تلاش مذبوحانه غرب براى تهاجم فرهنگى و تزريق فرهنگ منحط و سياه غرب به جوانان نمونه اى بارز از اين مقوله است . ترويج فرهنگ غرب در جوامع و طرح دهكده جهانى تحميل اين فرهنگ ، در جهت پيشرو اهداف شوم امپرياليسم است .
دور نگاه داشتن حقيقت و كتمان كردن آن و به يغما و تاراج بردن باور و ايمان ملت ها از اولين دسيسه هاى غارتگران شيطان صفت بوده است ، و براى رسيدن به اين منظور از هيچ تلاشى كوتاهى نكرده اند. تبليغات شوم غرب به بمب شيميايى قوى مى ماند كه جهان معاصر را به تخريب تهديد مى كند.
امپرياليستهاى غربى ادبيات و هنر را نيز در اين جنگ سرد به شكل گسترده اى به خدمت گرفته اند، و كم نيستند قلم فروشان نوكر صفت كه با انحراف افكار عمومى و به تباهى بردن آنها امكان را براى حكومت و قدرت طلبى هر چه بيشتر آنها ميسر مى كنند. اما هميشه چهره حقيقت نمايان مى شود. روح بلند انسانى را براى هميشه نمى توان فريب داد. چرا كه انسان ، موجودى خلاق است ، روحى بلند دارد، عصيان پرور است عليه ظلم و تباهى ، درد را مى شناسد، ايمان را مى شناسد و خداوند را. انسان فطرتا خدا طلب و خداجوست و چنين روحى را نمى توان انكار كرد. اين روح طالب زيبايى است ، طالب حقيقت است ، طالب ايمان و تفكر است . تفكر آگاهانه ، انسان معاصر را از شى شدن و وسيله شدن دور مى كند و با توجه به ميل و نهاد فطرى تمايل به حق در انسان ، قرار دادن انسان ها در يك قالب ممكن نيست . زيرا كه انسان آزادى را مى شناسد، چرا كه خداوند انسان را آزاد آفريده است .
ثمر چنين فطرت و خصالى را در جريانات و دگرگونيهاى انسان معاصر به خوبى مى توان مشاهده كرد. استقبالى را كه جهان معاصر از حركت تاريخى حضرت امام خمينى كرد و جايى را كه حضرت امام خمينى در قلوب جهانيان باز كردند، به اين نتيجه رسيد كه هر جا جان حق طلبى باشد، اشاره اى از انگشت نبوى كافى است . و اگر خداوند حق تعالى چنين فطرتى را در سرشت آدمى نمى آفريد، هيچگاه فرعونيان و ستمگران طمع تلخ شكست و فرو ريختن را نمى چشيدند، و اگر خداوند چنين فطرتى را در نهاد آدمى نمى آفريد، هيچگاه بهشت و دوزخ معنا نمى يافت .
پس قرار دادن روح آدمى در يك قالب و گنجانيدن در يك ظرف ميسر نيست . هر قدر كه تلاش مذبوحانه بلندگوهاى خبرى و تبليغات غرب وسيع باشد، آگاهيهاى بشر امروز، نقشه ها را نقش بر آب مى كند. وقتى كه امروز به آثار رودكى ، حافظ و فردوسى نگاه مى كنيم ، حقيقت آنچه را كه آنها گفته اند مى پذيريم و بدين گونه است كه در خانه هر كدام از ما در كنار قرآن ديوانى از حافظ نيز هست .
آگاهى حضرت امام خمينى (سلام الله عليه) موجب شد تا پيش بينى هاى آن حضرت درباره مسائل جهانى به واقعيت بپيوندد. پيش ‍ بينى ماندگار و حيرت انگيز ايشان درباره تاريخ دگرگونى جهان و فرو پاشى قدرتى همچون نظام سوسياليستى در زمانى كه هيچ انسان عادى نمى توانست آن را تصور كند و ماندگار شدن نامه تاريخى حضرت امام خمينى به گورباچف در ذهن بشريت به عنوان نمونه اى از روح و انديشه بلند امام خمينى است . اگر اجتماع بشرى يكدل و يك صدا به نداى حق طلبانه امام خمينى ، گوش جان مى سپردند، حل بسيارى از مشكلات آسان تر مى شد.
از سوى ديگر وقتى به جوامع گوناگون در جهان كنونى بنگريم ، در مى يابيم كه بسيارى از انسانها به قالب هاى تحميلى نظام هاى استكبارى و هياهوهاى تبليغاتى آنها تن در نمى دهند؛ چرا كه خداوند در جان و سرشت آدمى فطرتى خدايى آفريده است . در تمثيل جهان هستى ، مى توان گفت كه چون درختى است كه بشريت را در سايه خويش مى گيرد و خوشا به حال آن كس كه جان شنيدن چنين حقيقتى را دارد.
ادبيات يك ملت تا چه حد مى تواند آيينه آرمان ها و اعتقادات يك ملت باشد؟
زمانى كه من شعر پروين را ميخوانم درك مى كنم كه او در چه جامعه و چه دوره اى مى زيسته است . پس شاعر افاده كننده روح زمان خود است . يك نويسنده يا شاعر زشتيها و زيباييهاى نهان و آشكار جامعه خود را بيان مى كند، و مطلقا نمى تواند خارج از زمان و مكان خويش باشد.
زمانى كه حافظ مى خوانيم درك مى كنيم در آن دوران چه گذشته است ، ما از شاهنامه فردوسى چقدر درس و پند گرفته ايم .
ما بر اين باوريم كه شعر و ادبيات امروز يك ملت همچون آينه اى است كه آيندگان در آن مى نگرند. ادبيات راستين ، داستان و شعر صادق و متعهد نمى تواند از آلام و آمال ملت خود جدا باشد و درد و رنج آنها را ناديده بگيرد.
در ادبيات فارسى معاصر، شكوه مبارزات مردم ايران در جنگ تحميلى را مى توان ديد. به عبارت ديگر، به خوبى مى توان ردپاى حماسه و ايثار ملت ايران را با تمام وجود، حس كرد. در عين حال ، مى توان عشق ايران و ايرانيان به امام خمينى (سلام الله عليه) را ديد و لمس كرد. مى توان درد و رنج كودكان پدر از دست داده و مادران پسر از دست داده را ديد. اگر ادبيات معاصر ايران (يا هر كشور ديگر) بيان كننده خواستها، نيازها، حماسه ها، آرزوها، اميدها و... ملت خود نباشد اين گناهى است عظيم به گردن من و شمايى كه قلممان قلم تعهد نيست رسالتى است به گردن اهل قلم كه بايد همچون آينه اى احساسات ، روياها،آرزوها و آرمان ها و اعتقادات ملت خود را بيان كنند، و اگر به جز اين باشد ادبيات يكسونگر و خائنى است . خائن به ناديده گرفتن آرمان هاى انسانى ، خائن به آرزوهاى و رنج هاى انسان .
ادبيات تاجيكستان در اين راستا از ادبيات ايران بى بهره نبوده است .
انسانى كه درد و رنج انسان هاى ديگر را درك مى كند از بنيان با ظلم مخالف است ، اما هر كسى نمى تواند اين رسالت را به طور كامل به دوش بگيرد و به انجام برساند. هر كسى نميتواند چون حضرت امام خمينى يك شخصيت الهى و كامل باشد. امام خمينى هم شعر مى گفتند و هم راهبر و سرور مسلمانان جهان بودند و اين شهادت مى دهد كه آن حضرت تا چه پايه انسان كاملى بوده اند و ان شاءالله ملت ايران و مسلمانان جهان بتوانند هميشه آنگونه عمل كنند كه روح آن حضرت شاد باشد، اشعارى كه از حضرت امام خمينى در دسترس مردم تاجيك است ، سخت بر دل آنها راه يافته است ، ما از اين سخنان عارفانه كه از دل حضرت امام خمينى برخاسته است لذت مى بريم ، به معنا مى رسيم و از فضايل آن بهره مند مى شويم . اين اشعار در تاجيكستان زبان به زبان و سينه به سينه روايت مى شود.
به قهقرا بردن انسان امروز، ثمره و نتيجه تبليغات نظام هاى غارتگرى است كه از بنيان با آرمان ها و تفكر اسلامى عناد و ستيز دارند. در اين عناد و ستيز، هنر و ادبيات وسيله و ابزار با اهميتى است كه از آن استفاده هاى كلان شده است . طرح مسئله (( سلمان رشدى )) و تبليغ درباره رمان منحط و منفورش (( آيات شيطانى )) يك طرح شيطانى و يك بازى مزورانه و كينه ورزى از طرف دشمنان اسلام و مسلمين است .
آنها سعى دارند با زير سوال بردن ارزش ها و معارف اسلامى ، حركت اسلامگرايانه معاصر را مهار كنند و با تحميق دايم ملتها فرهنگ و سرمايه آنها را به يغما برند.
موضع هوشيارانه امام خمينى و فتواى عالمانه ايشان ، اذهان جهان اسلامى را نسبت به اين حركت شيادانه روشن كرد و براى عموم مسلمين زنگ خطرى بود كه با آن پى به اهداف پليد دشمنان اسلام ببرند.
ملت ايران با رهبرى امام خمينى (سلام الله عليه) به جهانيان ثابت كرد كه چگونه ملتى مى تواند از گمراهيها، و تيرگى هايى كه نوع بشر را فرا مى گيرد، رها شود و هوشيارانه در جهان پايه گذار آرمان گرايى انسانيت و آزادگى باشد.
از شركت شما در اين گفتگو سپاسگزاريم ،...
من هم از شما تشكر مى كنم و در مقام يك زن تاجيك مسلمان براى كل بانوان ايرانى آرزوى توفيق و پيروزى مى كنم و براى آنها از خداوند طلب سعادت و پيشرفت و موفقيت روز افزون دارم . زنان ايرانى بعد از انقلاب اسلامى به عنوان نمونه و الگوى جهانى زن مسلمان به شمار رفته اند و ما مردم تاجيكستان افتخار مى كنيم كه با چنين مردمى داراى فرهنگ و زبان مشترك هستيم . همچنين سپاسگزارم از مقام رهبرى و دولت جمهورى اسلام ايران كه امكان چنين ديدارى را فراهم فرمودند.
ملت تاجيكستان از روابط فرهنگى با ايران استقبال مى كند و ما برادران و خواهران ايرانى را همچون برادران و خواهران خود مى بينيم و مايليم تا دستاوردهاى انقلاب اسلامى را بيش ‍ از اين در تاجيكستان ببينيم و شاهد رشد فرهنگ اسلامى در جهان باشيم .

next page back page