next page fehrest page back page

من در انتهاى مطلب به يك موضوع اشاره مى كنم و آن اين است كه به طور كل همه آنها كه خدا و كلام خدا را دوست دارند از ايران به خوبى ياد مى كنند و همه آنهايى كه خدا را نمى شناسند و با كلام خدا بيگانه اند از ايران به بدى ياد مى كنند.

خانم بحر النسا شاعر، اديب و سر دبير مجله پنجه كنت از تاجيكستان
خاستگاه اجتماعى امام خمينى انسان سازى بر مبناى تعاليم الهى است .
با تشكر و سپاس از حضور شما در اين گفتگو به عنوان مقدمه و آشنايى اگر ممكن است خودتان را معرفى بفرماييد و خلاصه اى از سوابق و فعاليت هاى فرهنگى خودتان را براى ما بگوييد.
خانم بحرالنسا: من بحرالنسا هستم ، شعر مى سرايم و دغدغه ام ادبيات است . در حال حاضر به عنوان سردبير يك مجله پزشكى در تاجيكستان ايفاى وظيفه دارم . خودم زاده شهر پنجه كت هستم و سه فرزند دارم ، دو دختر و يك پسر كه هر كدام داراى خانواده هستند.
در خصوص وضع فرهنگى امروز چه مى توانم بگويم جز اينكه بر همه ما معلوم است كه فرهنگ و زبان و ادبيات ما و مردم ايران مشترك است و از اين لحاظ براى ما همكارى كردن با شما هم خوش است و هم آسان . زيرا من تا اين زمان توسط اشعار شعراى ايرانى با حيات و زندگى مردم ايران آشنا بودم و خوشبختانه امروز ايران را ميبينم كه همچون وطن من براى من عزيز است . من ايران را چون وطن خود ميدانم و از اشعار شاعران معاصر شما همچون اشعار سهراب سپهرى لذت مى برم و الهام مى گيرم . اشعار شاعران ايرانى همچون مولوى ، فردوسى ، حافظ نيز همه وقت در روى ميز من قرار گرفته اند. بايد بگويم كه شعر زاده احساس درد و بيان و زاده لحظه هاى تعالى انسان است . وقتى كه شعرى مى گويى خواه ناخواه با وضع و محيط و با انسان ها روبرو مى شوى .
اگر اينطور بينديشيم ، وقتى كه من شعرى را سروده ام شما را نمى شناخته ام ، با شما آشنا نبوده ام ، امروز آشنا شده ايم ، حالا من با شما آشنا شده ام و درد من نيز با درد شما آشنا شده است . آشنايى من با شما از آشنايى انديشه است . از قديم و در اعصار گذشته ، سخاوتمندى و برخوردار بودن از عمق انديشه ، و سلوك داشتن در مسائل انسانى از جمله صفاتى است كه در روح ايرانى و در روح و در بينش اسلامى او وجود داشته است . فردوسى از آگاهى سخن مى گويد و در شاهنامه اش انسان را براى درك از هستى و دفاع از مفاهيم انسانى دعوت مى كند، يعنى اينكه شما بايد خود را متوجه اين موضوع بدانيد كه اين ادراك و آگاهيها از ابتدا در انسان وجود داشته است . اگر اينطور بى انديشيم كه تلاش فكرى براى آزادى و آزادگى موثر است از اين طريق مى توانيم تمناهاى يكديگر را درك كنيم و به خواست ها و آرزوهاى جامعه پى ببريم . اين چيزى است كه ايران اسلامى به آن رسيده است . همان ايرانى كه به رهبرى امام خمينى ، سايه سنگين تكبر و سلطه بلوك غرب را در هم ريخت و اكنون با پى بردن به معارف اسلامى و احياى آن به نوعى تعريف بديع و تازه براى انسان امروز، دست يافته است . اگر بتوانم همانطور كه مى انديشم بگويم ، مى خواهم اين نكته را توضيح بدهم كه تنهايى بشر امروز، به دليل پشت كردن به درك عميق و رابطه ايمان ، انسان و زمان است . اين موضوع يك ريشه عميق مذهبى دارد كه امام خمينى به خاطر آن قيام كرد و آن گونه ، مردم ايران را هدايت كرد تا بتوانند به سرچشمه تعالى رهنمون شوند.
خانم بحرالنسا شما روح شعر را در جهان معاصر چگونه مى دانيد؟
شعر در جهان معاصر رابطه مستقيم و صرف با اوضاع سياسى و اقتصادى ندارد. شعر همانطور كه از مفهوم اسمش بر مى آيد يك خاستگاه دارد و خاستگاهى متغير است و مى تواند از يك ضمير خبيث باشد و يا از يك ضمير صادق و صميمى و در نهايت اين بدان معناست كه ابزار قوى و موثرى است براى بيان انديشه و در عين حال از آن براى انتقال مفاهيم استفاده اى مطلوب مى شود. با وجود اينكه سلطه و حاكميت سياسى بر جهان كنونى چيره و مستولى است ، بشر و جوهر ذات انسانى همواره نيازمند جذبه هاى روحى و زبان شيوايى براى بيان نارساييهاى موجود است و به همين منظور زبان شعر را شناخته و كشف كرده است تا بتواند به عنوان پلى از آن براى آگاهى يافتن از خواستها و رازهاى درونى انسان ها و بيان انديشه هايش براى نسل حاضر و آينده استفاده كند.
شعر و ريشه در (( شعور )) دارد و شعور امرى انسانى است و اينگونه است كه كلام وحى را از شعر بالاتر يك زبان ذاتى و پر تويى از بيان ذات حق دانسته اند كه در انديشه پيامبر ختمى مرتب آمده است . اما در شرايط كنونى مى توان گفت كه شعر امروز در جهان شعر سلطه و شعر گزمه است . وقتى فرهنگ در چنبره سياست و اقتصاد حل مى شود چگونه فضايى براى شعر حقيقى مى توان ايجاد كرد. نظام ها سعى بر آن دارند تا رنگ دلخواه شما را به فرهنگ معاصر تحميلى خود بزنند و در اينجا شعر حقيقت نيست ، شعر ابزار است ، در حالى كه شعر بايد در حقيقت يك مفهوم انسانى باشد كه با درك حقيقى سر و كار دارد. هر چند شعر زاده احساسات و روح انسان است اما اكنون كه كل جهان و بويژه جمهوريهاى تازه استقلال يافته در حال تشويش به سر مى برند در شعر هم همين تشويش را مى توان حس كرد. و دقيقا به همين علت است كه شاعرانى كه در اشعارشان بيشتر درگير عاطفه و احساسات فردى ، انسانى ، و يا تعزلى بوده اند، در حال حاضر بيشتر به سمت اشعار سياسى و اجتماعى روى آورده اند و زبان عام ترى پيدا كرده اند و لذا مجموعه بيشترى در دايره مخاطبان آنها جا مى گيرد.
اين نتيجه تغيير در وضع ، زمان و موقعيت در جهان معاصر است . من فكر مى كنم شعر امروز مى تواند انسان ها را به هم پيوند دهد و وحدت انسانها را به وجود آورد. مى تواند به انسان ها خدمت كند و آنان را با هم نرم و مهربان سازد و عاطفه اى را كه تحت تاثير تكنولوژى و صنعت زايل شده است دوباره تيمار كند و روح انسان معاصر را به سمت معنا سوق دهد و از اين همه مادى گرايى شايع خصوصا در انسان غربى دور كند. شعر مهربانى را مى آفريند و مهربانى و عشق طبابت مى كند، عشق و ايمان است كه مى تواند انسان معاصر امروز را از اين لجام گسيختگى و بى شالودگى رها كند. مهربانى و عشق تنها از ايمان و اعتقاد به ذات هستى منشا مى گيرد.
پس انسان معاصر تنها با ايمان مى تواند از اين گردابه هولناك رها شود و در زندگى مصنوع و بدون عاطفه خويش تغييرى ايجاد كند و شعر هم يكى از ابزارهاى گريز از اين روح صنعتى شده و مسخ شده است .
شما ادبيات شوروى را در نظام سوسياليستى ، در دوره انقلاب و بعد از تغيير نظام چگونه ارزيابى مى كنيد؟
ادبيات در روسيه نيز همچون بسيارى ديگر از نقاط دنيا هميشه پيرو اتفاقات و دگرگونيهاى جامعه بوده و خوانندگان بسيارى داشته است . اگر پيش از انقلاب و پس از آن ، بعضى از نويسندگان و شاعران كمتر شناخته شده اند علت كوتاهى در كار ترجمه است .
شعر مرز سياسى ندارد و آن دسته از شعرهايى كه مخاطب آن به طور عام انسان است گاه هم چون سرودى مى ماند كه بر لب تمامى انسان هاست . شعر محصول روح انسان است . شما به هنگام سرودن يك شعر راستين داراى جهت سياسى نيستيد و اگر هم ردى از سياست و يا اقتصاد يا حركت هاى اجتماعى در شعر ديده شود، رسوب آن دسته جريانات در روح شاعر است . و تنها با عبور آنها از فيلتر احساسات و عاطفه شاعر است كه به شكل حقيقت و به شكل ارزش خود را نشان مى دهد. امروز شعر شوروى نسبت به شعر قبل از انقلاب خيلى پيشرفته است .
مايليم ديدگاه شما را راجع به ادبيات داشته باشيم ، اينكه آيا شما ادبيات و يا شاعر و يا نويسنده را ملزم به رعايت اصولى يا نوعى از تفكر خاص مى بينيد يا خير،اگر الزامى مى بينيد آن را چگونه طرح مى كنيد؟
شعر محصول لحظات و تفكر درونى شاعر است . من خود را در تمام لحظات شاعر نمى بينم ، چون من نيز انسان هستم و بر روى همين خاك زندگى مى كنم . پيوندها و نياز مادى دارم ، نياز به بقا و نياز به كنده شدن از اين خاك است كه مرا به سرودن به شعر سوق مى دهد. شعر شريان رستن بالهايى است كه ما براى پرواز آرزو داريم . اما هر لحظه شما در دنياى مادى با واقعيت روزمره رو به رو مى شويد، با واقعيت هاى قابل لمس در زندگى . پس من آن (( من )) شاعر خود را همواره همراه خود نمى بينم .
پس اين همچون تلاش و كنكاشى است بين حقيقت انسانى و واقعيت هاى روزمره . اين من سرخورده از واقعيات روزانه ، دوباره به شعر بر مى گردم ، كتاب مى خوانم ، به طبيعت روى مى آورم تا آن (( من )) التيام يافته دوباره با من سازگار شود و با من همراه شود. همان (( من )) غريبى كه در قهقهرا و ناسازگارى واقعيت دنياى امروز اسير است . پس دقيقا روى آوردن به شعر مثل روى آوردن به (( خود )) است . ولى ما نمى توانيم از جمع دور باشيم ، همه ما در جامعه زندگى مى كنيم ، چه پزشك باشيم و چه مهندس و شاعر. از اين لحاظ من همه وقت (( شاعر )) را از خود دور نمى بينيم . لحظاتى است كه شعر از من دور نمى شود ولى من شعر گفتن نمى توانم .
در سالهاى اخير وضع مطبوعات در كشور ما رو به ويرانى رفته است .
مطبوعات ما با جنگ ضربه شديدى را متحمل شد. با توجه به مشكلات اقتصادى و كمبودهاى كه در زمينه چاپ و كاغذ داريم محروميت بسيارى را در زمينه چاپ احساس ‍ مى كنيم . ما نمى توانيم با حفظ ترتيب و يا به صورت متوالى و معمول روزنامه ها يا مجلات خود را چاپ كنيم . اگر خدا بخواهد و روزگار دست بدهد و ما بتوانيم كمبودهايى را كه در زمينه مطبوعات با آن درگير هستيم حل بكنيم ، من فكر مى كنم كه بتوانيم از ادبيات معاصر ايران استفاده بسيار داشته باشيم و هم خود از آن لذت ببريم و هم خوانندگانمان .
در مجله پزشكى كه من خود سر دبير آن هستم ، با وجود اينكه مجله اى تخصصى است سعى بر آن دارم كه حتى المقدور خوانندگان را از ادبيات فارسى و ادبيات معاصر ايران بى بهره نگذارم . در هر ماه بخشى را به ادبيات ايران اختصاص داده ايم و از آنجايى كه به ادبيات ايران دلبستگى دارم در هر شماره از چاپ اشعار شاعران ايرانى و معرفى آثارشان كوتاهى نمى كنيم .
شعر كلاسيك و شعر معاصر چه جايگاهى بين مردم شما دارد؟
شعر در كشور ما و خصوصا در روسيه محبوبيت بسيار دارد. جشن هاى بسيارى به مناسبت ميلاد شاعران برگزار مى شود. محبوبيت شعر در يك جامعه نشان دهنده سطح فرهنگ و شعور و سواد آن جامعه است . شعر در كشور ما خواننده بسيارى دارد و كتاب هاى شعر تيراژ با لايى دارند. وقتى خواننده مشتاق داشته باشيم ، خواننده اى كه تشنه شعر باشد، شعر خوب را در هر كجا كه چاپ و ارائه شود مى يابد و از آن لذت مى برد. از اين لحاظ محبوبيت شعر تا حدى به خود شعر هم بستگى دارد. به اين بستگى دارد كه شعر تا چه حد برد داشته باشد. شعر در بين تمام مردم جمهوريها محبوبيت زيادى دارد. گاه پيش مى آيد كه شعرى از يك شاعر ايرانى و از يك شاعر روسى مى خوانى و احساس ‍ مى كنى كه اينها با هم آشنا هستند و به يك زبان سخن مى گويند. خصوصا در شعر زمانى كه تصوير مطرح مى شود. ممكن است اين دو شاعر هيچگاه همديگر را نديده باشند ولى روحشان به هم بسيار نزديك است .
خانم بحر النسا در دوره اى از زمان به سر مى بريم از نظر پوشش آنتن هاى خبرى ،سعى بر اين است كه كل ملت ها جدا از فرهنگ و ويژگى هاى خاصى كه دارند، به سمت همگون شدن و يك شكل شدن بروند، تاثير و وظيفه شاعر يا هنرمند را در حفظ فرديتها وويژگى هاى خاص هر قوم يا ملت چگونه مى بينيد؟
هر كشور، داراى رسانه هاى ارتباطى مخصوص به جامعه خويش است و رخدادها را بر اساس ويژگى هاى سياسى و اجتماعى و اقتصادى مردمش منتشر مى كند. مثلا شيوه پخش خبر در كشورهاى مختلف ، متفاوت ، است ، اما وظيفه و مقصد شاعر اين است كه (( گوناگون )) بودنها را توسط شعر به وحدت برسانند.
از طريق شعر از (( درد عمومى )) خود، آگاه مى شويم . توجه و عنايت حضرت امام خمينى نيز به عنوان يك شخصيت دينى و يك رهبر و سياستمدار مويد همين مسئله است . مويد قدر و منزلتى است كه براى (( وحدت كلمه )) قايل بودند. تنها يك انسان خلاق است كه مى تواند ما را با درد عمومى آشنا كند، اما دعوت به وحدتى كه در شعر نهفته است بسيار متفاوت است . آگاهى همگانى ، نتيجه وجود رسانه هاى گروهى فراوانى است كه در حال حاضر بر دنيا حاكم است . از سوى ديگر، رسيدن به وحدت كلمه ، نشانه تعالى و شخصيت هر ملت است .
ادبيات يك ملت را تا چه حد آيينه آرمان ها و اعتقادات يك ملت مى دانيد؟ با توجه به اينكه از روح شعر گفتيم و از فرديت ، حالا مى خواهيم ببينيم اين فرديت و اين روح كجا مماس مى شود با واقعيت حاضر در جامعه و جرياناتى كه هر روزه ممكن است در هر مملكتى اتفاق بيفتد و شما به طور كلى شعر را چقدر نزديك مى بينيد به تب و تاب هاى اجتماعى يا سياسى روز؟
هر قدر كه شاعر خودش را از سياست و از اقتصاد و از اتفاقات و رخدادهاى روز دورى بگيرد تا در خلوت به شعر بپردازد، اما مى دانيم كه شعر محصول انسان زنده است ، انسانى كه در اجتماع زندگى مى كند و نمى تواند بر واقعيت هاى تلخى كه هر روزه در پيرامونش جارى است چشم بر بندد. در حال حاضر در تاجيكستان با جنگ رو به رو هستيم ، چطور شاعر يا نويسنده تاجيك مى تواند از درد ملتش كناره بگيرد.
بسيارى از شاعران ما كه غزلسرا و درگير شعرهاى تعزلى بودند، در حال حاضر با مسائل سياسى و اجتماعى رو در رو هستند و شعرشان رنگ و بوى سياسى و اجتماعى دارد. چرا كه يك روح به كمال رسيده نمى تواند، بر رنج اطرافيان خود چشم ببندد، ما نمى توانيم ، از واقعيت اجتماعى دور باشيم ، ما حق معنوى دور بودن از اين رخدادها را نداريم .
شعر زاده زمان است ، و در هر دوره و زمان و لحظه اى شعرهايى خلق مى شوند كه مربوط به درگيريهاى همان روز آن جامعه هستند. ايران هم همينطور و روسيه نيز به همين ترتيب مثلا محبوبيتى كه امام در دل شعراى امروز ايران دارد، چرا ننويسد؟ و آن عزتى را كه امام خمينى براى اسلام آورد چرا وصف نكنند؟ و آن تلاش و هوشيارى را كه ملت ايران در طول جنگ با دولت عراق داشت ، چرا اين حقايق را از داستان ها و شعرهاى خود حذف كند؟ چرا به آن نپردازند؟ مگر نه اينكه اينها جزئى از زندگى است ؟ مگر نه كه اينها احساسات ملت جهان را در هم مى انگيزد؟ مگر نه اينكه اينها بخشى از معرفت و احساس انسانى است ؟
خود همين وقايع و زندگى روزمره است كه همچون پيشاهنگى به ما الهام مى دهد. مى توان اشعارى نوشت كه به هيچ رو اساس زمينى نداشته باشد، ولى در دورانى كه انسان چنين مظلومانه درگير مسائل حادى است آيا ارزش ‍ دارد؟
از اين لحاظ شعر هم اساس اجتماعى ، سياسى و اقتصادى دارد، مى تواند اساس عرفانى داشته باشد ولى من به عنوان يك شاعر از زندگى خودم نمى توانم بيرون باشم . در زندگى من ، جنگ هست ، تجاوز هست ، ظلم هست ، مرگ به ناحق هست ، پس من چطور مى توانم اين ها را ناديده بگيرم و سكوت اختيار كنم !
من بايد همان زندگى معاصرى را كه امروز درگير آن هستم بنويسم . از اين لحاظ شعر، محصول لحظه هاست و براى همين هر انسان خلاق كوشش بر بهبود وضع موجود دارد، تا بتواند به مسائل خاص تر انسانى بپردازد، تا آن موقع يك شعر خلاق بتواند رازهاى درون خود را بگشايد.
شما مى دانيد كه حضرت امام خمينى علاوه بر اينكه رهبرى سياسى و دينى را داشتند به شعر هم عنايت داشتند و با شعر نزديك بودند، شما تا چه حد با آثار ايشان آشنا هستيد؟
من با آثار امام خمينى دو سال است كه آشنا شده ام . از طرف سفارت ايران مجموعه اى از آثار امام خمينى را به مناسبت مراسم سالگرد به ما هديه دادند، و من توسط آنها با اشعار امام خمينى آشنا شدم و بسيار لذت بردم و با اين اشعار مى توان روح بلند رهبرى را شناخت كه چنين محبوبيتى در بين مسلمانان دارد.
هر بيت از اشعار ايشان در يايى از معانى در بر دارد و بيانگر احساسات لطيف و ذوق با ارزش ايشان است .
من فكر مى كنم دولتمردانى كه دل حساس ‍ دارند مردم را بيشتر درك مى كنند، در راس ‍ بودن اينگونه اشخاص و رهبر بودنشان خيلى براى مردم مفيد است چرا كه درد را احساس ‍ مى كنند و اين بسيار ارزشمند است . امام خمينى يك شاعر است ، شاعر هيچگاه نمى خواهد كه جنگ شود، شاعر، بنى آدم را اعضاى يكديگر مى داند، براى وحدت عمل مى كند و جهان را به وحدت مى خواند، و اگر چنين فردى در رهبريت باشد، طبيعى است كه واقعيات سياسى و اجتماعى را بيشتر درك مى كند، با مردم بيشتر در تماس است و به آنها بيشتر كمك مى كند. روح الهام و شاعرى باعث مى شود از آينده و دورنماى مملكتش ‍ سريعا آگاه شود و بر اتفاقات و رخدادهاى جهانى با حس عميق و روح كنكاش گر خود اشراف بيشترى داشته باشد. از شعرهاى امام خمينى مى توان روح بلند ايشان را دريافت و ميزان محبوبيتشان را در جهان اسلام شناخت .
با توجه به اينكه در خدمت شما هستيم و شما با اشراف يك شاعر، محقق نويسنده ، به مسائل نگاه مى كنيد، مى خواستيم نگاهى داشته باشيم در ارزيابى موقعيت زن در جهان معاصر؟
هر كشور و هر دولتى سعى بر آن دارد تا براى زنان كشورش موقعيت ها و امكاناتى را ايجاد كند ولى از جهت فطرى و روحى و خصلتى مشكلات زن در جهان روز به روز زيادتر مى شود. چرا كه جهت و حركتى كه هم اكنون در جهان معاصر (غرب و شرق ) براى زن قرار گرفته است ، جهت و حركتى است كه با فطرت و ذات زن موازى نيست ، روح و احساسات زن چون گلى مى ماند، ما گل را در هر موقعيت و در هر شكل و در هر زمان نمى توانيم نگاه داريم ، چرا كه با كوچك ترين نسيم نا موافقى پژمرده مى شود. اين نه تنها از آن است كه وضع امروزى جامعه خراب است بلكه از آن روست كه زن روحا حساس ‍ است .
خلقت زن و مرد متفاوت است . اين واقعيتى است كه بايد آن را پذيرفت ، و زمانى مى توان درست عمل كرد كه همانطور كه قرآن فرموده است ، بر اساس فطرت ، زن را در مسير رشد قرار دهيم .
ميزان امكانات و حقوق اجتماعى كه يك دولت براى زنان در جامعه خويش فراهم مى كند، تا حد زيادى بستگى به امكانات آن دولت دارد، مثلا دولت تاجيكستان نمى تواند بگويد امروز زنها كار نكنند زيرا وضع در جمهورى ما بسيار خراب است و ما بايد آنچه را كه از دست داده ايم ، دوباره بر قرار كنيم .
حكومت ذخاير و امكانات خودش را در نظر مى گيرد، و بعد قراردادهايى بر مبناى چگونگى و ضوابط حركت زن در جامعه وضع مى كند. پس يك سر اين مسئله بسيار اقتصادى و اجتماعى است ، و اما حقوقى كه در اسلام براى زنان قايل شده اند، حقوق حقه مادى و معنوى آنهاست . از ديدگاه ما مسلمانان زن زمانى در جايگاه خود قرار دارند كه به اين حقوق رسيده باشد. بعضى ها از برابرى و يكسان بودن زن با مرد، دم مى زنند، من هيچوقت آرزو نمى كنم كه يك مرد باشم ، محور اصلى در يك زن احساس و عاطفه است ، و براى اينها هم امكانات و شرايط مهم است ، فرصتى كه زن بتواند نگرشى درست بر جهان داشته باشد، بتواند مطالعه بكند و به خود شناسى برسد. از اين لحاظ دولت ها وظايف زيادى دارند، اگر همه اين وظايف انجام شود مسلما وضع زن در جامعه نيز، رو به نيكى و بهبود مى رود.
بحث ديگرى باقى نمانده است اگر خودتان بحث يا صحبتى داريد خوشحال مى شويم كه بشنويم .
من در ارزيابى خود، ايران را همچون وطن خود ديده ام ، در اين مدت كه اينجا بودم ، اصلا احساس غربت نداشتم ، خانم هاى ايرانى را كه در يك سال پيش به تاجيكستان آمده بودند، من دريافته بودم كه خيلى خود شناس و خود آگاه هستند، داراى هوش بسيار و عقل متينى هستند و بسيارى از مسائل را خوب درك مى كنند. امروز بر من ميسر شد كه با شما خانم هاى ايرانى آشنا شوم ، موقعيت كنونى زن در جمهورى اسلامى ايران موقعيت آرمانى بسيارى از زنان مسلمان و حتى غير مسلمان است . و زنان مسلمان در جمهورى اسلامى به يمن و بركت انقلاب اسلامى ، به خود شناسى رسيده اند، و بر اساس فطرت و ذات زنانگى و نه مغاير بر آن حركت كرده اند، و آن طور كه ما مى بينيم در جامعه داراى امكانات حقوقى كافى هستند. من براى كل زنان و مادران ايران آرزوى خوشبختى مى كنم و از خدا مى خواهم كه شما را هميشه مثل همين حالا خودآگاه ، خود شناس و صميمى ببينم .

خانم گلنار جمال استاد دانشكده هنرهاى تجسمى از مسكو:
امام خمينى عشق به اسلام را در اذهان و قلوب مسلمانان شعله ور ساخت .
خانم گلنار، با تشكر از حضور شما در اين گفت گو لطفا خودتان را معرفى كنيد، و سوابق فرهنگى و هنرى خود را براى ما بازگو فرماييد.
خانم گلنار جمال : من گلنار جمال هستم ، مسلمان و از اهالى مسكو.
تحصيلات خود را در انستيتوى تربيت معلم گذرانده ام ، و همينطور سال هايى را به تحصيل هنر در مدرسه نقاشى ، طراحى و هنرهاى تجسمى مشغول بوده ام ، بعد از پايان تحصيلات با حيدر جمال آشنا شدم و با او ازدواج كردم . در همين زمان بود كه من با اسلام و تعاليم اسلامى آشنا شدم .بعد از ازدواجمان ما هر دو در تبليغ اسلام كوشش كرديم ، مركزى به نام مركز (( توحيد )) پايه گذارى كرديم و مجله اى به نام (( التوحيد )) منتشر ميكنيم . من در ساخت برنامه هاى تلويزيونى نيز مشاركت دارم .
شما بعد از چه بررسى هايى دين اسلام را انتخاب كرديد و چه شد كه اسلام آورديد؟
من زمانى مسلمان شدم كه با همسرم حيدر جمال آشنا شدم ، اما به خاطر او نبود كه مسلمان شدم بلكه به خاطر اين بود كه اسلام تنها دين زنده دنيا است و حقيقت و واقعيت را در آن درك كردم .
بعد از آشنا شدنم با دين اسلام احساس كردم كه به دنيايى ديگر پا گذاشته ام كه در آن همه چيز به گونه اى ديگر است . مفاهيم متفاوت هستند و ارزش هامتعالى و انسانى اند.
شما با شخصيت امام خمينى چگونه آشنا شديد و آيا با اشعار حضرت امام خمينى آشنايى داريد؟
به نظر من امام خمينى شخصيتى بزرگ بود كه توانست در ايران انقلاب اسلامى را بنيان گذارى كند، و در تاريخ كسى همچون او نادر است . او تنها كسى بود كه مى توانست چنين تحول عميقى را به وجود آورد و عشق به اسلام را در اذهان و قلوب مسلمانان دوباره شعله ور كند و دامنه اين نور را به تمام جهان بكشاند. و اما اشعار حضرت امام خمينى را خوانده ام . اشعار ايشان بيان گر روح بلند و قلب سرشار از ايمان آن حضرت است . نگاه حضرت امام نگاهى عارفانه است و ايشان دنيا را از ديد عرفان اسلامى مى نگرند.
نظر شما راجع به موقعيت و حضور كنونى زن در جهان معاصر چيست ؟
جهان به دو دسته كفر و حق تقسيم مى شود و زنان هم به همين دو دسته تعلق دارند: زنان كفر و زنان مسلمان . زنان در جهان داراى موقعيت ها و جايگاه متفاوتى بر اساس جهان بينى و نوع تفكر خود و نوع حكومت و سطح فرهنگ جامعه اى كه در آن زندگى مى كنند، هستند.
زنان در زندگى نقش مهمى را ايفا مى كنند. در ابتدا نقش زن از محيط خانه شروع مى شود. او وظيفه مقدس مادرى را بر عهده دارد و مسئوليت مهم اداره خانه را. اما نقشى كه نبايد از آن غافل ماند، و آن را كتمان كرد نقش زن در جامعه است . زن مى تواند فعاليت مثبتى در جامعه داشته باشد بدون آنكه لطمه اى به ديگر وجوه زندگى او وارد آيد. اما خيلى از اعتقادات سنتى و خرافى است كه زن را به خانه و محيط خانه محدود مى كند. اعتقاد ديگرى هم هست كه زن را از خانواده جدا مى كند و ارزش و اهميت خانواده را ناديده مى گيرد. در روسيه زن مى تواند در فعاليت هاى مختلف شركت كند و مشاغل متفاوتى داشته باشد، زن در اين مورد در روسيه محدود نبوده است ، آنان بايد پا به پاى مردان كار بكنند ولى هيچ تضمين يا پشتوانه اى ندارند تا از حقوق خود به عنوان يك زن دفاع كنند. ظاهرا زنان در روسيه با مردان برابرند ولى كمتر كشورى را همچون روسيه مى توانيم پيدا كنيم كه زنان تا اين حد در آن داراى حقوق پست و پايين باشند. زن در روسيه هم مجبور به كار بيش از حد طاقت فرساست و هم هيچ امنيتى در خانواده و حقوق شخصى و فردى ندارد. يك زن در روسيه اگر به دلايلى از همسرش جدا شود از هيچ حقوقى نسبت به سال هايى كه در خانواده توان و جوانى خود را صرف كرده است ندارد. در اسلام مهر و نفقه قرار داده شده است و به هيچ زنى در اين موارد ظلم نخواهد شد. از اين روست كه اسلام در كل ، دين كاملى است و به تمام جهات و جوانب بشرى نگاه كرده است و براى آنها تدابيرى در نظر گرفته است .
تعريف شما راجع به حجاب و مصونيت زن چيست ؟
حجاب در اسلام يك امر عمومى است و رعايت آن واجب است . اما در كشورهاى مختلف اسلامى طرق رعايت حجاب مختلف است . در اين مورد ما بايد تابع قرآن باشيم و طبق قانون قرآن زنان بايد به طور كامل خود را بپوشانند. حجاب زن را از آفت هاى رايج در اجتماع مصون مى دارد و باعث ترويج عفاف و پاكى در اجتماع و در خانواده مى شود. بنيان هاى خانواده بر حجاب و روابط سالم قرار مى گيرد و حجاب به عنوان يك اصل بر عموم مسلمانان واجب است .
راجع به فعاليت هاى هنرى خود براى ما توضيح دهيد؟
در حال حاضر من روى مدل لباس زنان مسلمان روسيه كار مى كنم ، چرا كه اگر بتوانيم آنها را متوجه كنم و به آنها بفهمانم كه حجاب چيست و شكل رعايت درست آن بر مبناى اصول قرآن و دستور پيامبر چگونه است زنان روسيه از آن استقبال خواهند كرد. من در پى آن هستم كه مدل زيبايى را طراحى كنم كه در عين زيبايى ساده و پوشاننده و راحت باشد و اين خود مى تواند تبليغ و تشويق براى رعايت حجاب در بين زنان مسلمان روسيه باشد. من در پى آن هستم كه تدابير زيبايى شناسى را در اين جهت پياده كنم . زنهاى مسلمان روسيه هنوز در فرهنگ اسلامى ريشه ندارند و نمى دانند كه چطور حجاب مى تواند زيبايى ايجاد كند، آنها فكر مى كنند كه حجاب عاملى است كه زن را از زيبايى دور مى كند، در حالى كه حجاب زن را شريف و متعالى جلوه مى دهد و صد بار زيباتر از زنان كافر مى نماياند.
تعريف زيبايى شناسانه هنر را چگونه مى بينيد؟
آغاز كردن چنين مبحثى بسيار پيچيده و مشكل است . زيبايى در اساس يك فهم و نگرش دينى است . زيبايى آهنگ كائنات و آهنگ جهان است .
خداوند در قرآن مى فرمايد: ما بدون قصد، هيچ چيز را ايجاد نكرده ايم . مقصد و ميزان علامت حضور خداست پيش از آمدن اسلام در دنيا نيز افلاطون اين نظريه را مطرح كرده است . افلاطون گفته است ، بين وجود كامل و زيبايى تفاوت نيست . اسلام اين را صد بار و هزار بار زودتر در فلسفه تصريح كرده است . كلمه (( زيبايى )) چندين معادل دارد: يكى از آنها (( حسن )) است و هر يك از (( اسما حسنى )) كيفيات زيبايى است . ما در فلسفه و الهيات چهار هزار اسما حسن داريم و حتى افلاطون و ديگر فلاسفه يونانى به هيچ وجه نمى توانستند تصور كنند كه اينهمه مفاهيم در فكر انسان جا بگيرد.
برداشت شما از ايران و شرايط فرهنگى ايران و انقلاب اسلامى چيست ؟
اين بار دومى است كه من به ايران سفر مى كنم . من از درون زندگى در ايران مطلع نيستم ولى مى توانم بگويم آنگونه كه من درك كردم ايران كشور بسيار بزرگ و پر تلاشى است . زندگى در ايران جهات مختلفى دارد. در بين ايرانيان روحيه سعى و تلاش و سازندگى ديده مى شود. آنها كه بر ضد ايران و اسلام هستند مى گويند اسلام گرايى صرف ، زندگى را در ايران متلاشى كرده است . اين دروغى بيش نيست . ما مى بينيم كه زندگى در ايران رنگارنگ است و صدبار زيباتر و سالم تر و غنى تر از زندگى در اروپا و آمريكا و روسيه است .
ايران زنان و مردان مساعى و پر تلاشى دارد، و ايمان به خداوند به آنها كمك مى كند تا مشكلات موجود در كشورشان را با همت و تلاش حل بكنند.
در بين ايرانيان عشق به امام خمينى كاملا بارز است ، و هر بيننده اى به خوبى مى تواند اين رابطه عاطفى را در بين ملت ايران و امام خمينى حس كند. ايرانيان مردمى ميهمان دوست و با صفا هستند و ايثار و يكدلى از صفات ايشان است . ايران كشور غنى ، جوان و سعادتمند است ، چرا كه مهد انسان و قرآن است .
خيلى از شما متشكريم براى شما آرزوى سلامت مى كنيم و اميد واريم اين سفر، سفر خوبى باشد و آرزومنديم در زمينه فرهنگى و هنرى همواره موفق باشيد.
من هم براى شما و تمام ملت ايران به خصوص زنان مسلمان ايران طلب پيروزى و سعادت دارم و براى انقلاب اسلامى آرزوى استمرار پيروزى در سطح جهانى را دارم .

خانم ليدا از بوسنى هرزگوين :
امام خمينى رهبرى محبوب براى تمام مسلمانان جهان است .
اگر خود را معرفى بفرماييد، خوشحال خواهيم شد،...
خانم ليدا: من ليدا هستم و در رشته ادبيات عمومى تحصيل مى كنم . شش ماه است كه تحصيلاتم را در بوسنى رها كرده ام و قصد دارم در صورت وجود شرايط و امكانات در ايران بمانم .
آشنايى شما با امام خمينى و انقلاب اسلامى ايران به چه صورت بوده است ؟
در عصر سلطه كمونيسم ، آشنايى با اسلام براى ما بسيار مشكل بود، اما پس از فرو پاشى كمونيسم ، ما توانستيم با افكار امام خمينى و اسلام آشنا شويم .
من با افكار امام خمينى از طريق آثارشان و مطالعه كتاب ها و شنيدن سخنرانى هايشان آشنا شدم . اولين كتابى كه از حضرت امام خمينى مطالعه كردم ، (( چهل حديث )) ايشان بود، بعد با ديگر آثارشان آشنا شدم و پى بردم كه شخصيتى بسيار والا و گرانقدر هستند و تنها شخصيتى با اين ويژگى ها مى تواند چنين آثارى را پديد آورد، و چنين تحول عظيمى را در دنيا ايجاد كند، تحولى كه غرب و شرق را به لرزه وا داشت . امام خمينى رهبر بزرگى بودند، رهبرى براى تمام مسلمانان جهان .
در حالحاضر در بوسنى چه مى گذرد؟
وضعيت بوسنى در حال حاضر بسيار پيچيده است . گروه هاى زيادى در آنجا پنهانى دست دارند. علاوه بر اينكه ارتش درگير است گروه هاى ديگر نيز در آنجا فعال هستند وضع ارتش بوسنى در حال حاضر نسبت به قبل خيلى مساعد است و توانسته پيشرفت بكند و انشاالله اين پيشرفت ادامه خواهد داشت .
مسلمان ها در آغاز جنگ كمى مردد بودند، بتدريج ضمن آشنايى بيشتر با مبانى و معارف اسلامى توانستند متحد شوند. در دين اسلام كليه مذاهب در كنار هم در صلح و صفا و آزادى زندگى مى كند، چنانكه در حال حاضر در ايران نيز همين گونه است . در آغاز فكر نمى كرديم كه جنگ به شكل جدى در بگيرد، ما فكر مى كرديم درگيريها سطحى خواهند بود و مسائل از طريق صلح و معاهده حل خواهد شد. ولى بعدها پى برديم كه جنگ ضرورت اجتناب ناپذيرى براى احقاق حقوق مسلمانان است .
با توجه به روحيه شهادت طلبى مسلمانان بوسنى ، آينده كشورتان را چگونه مى بينيد؟
آينده بوسنى متعلق به مسلمانان است و قبلا تنها نصف جمعيت بوسنى مسلمان بودند و اتحادشان كمتر بود. اما مرجعيت به اسلامى و اسلام گرايى سرنوشت بوسنى را تغيير داد مردم بوسنى در گذشته از اسلام غافل بودند و لطمه بسيارى خوردند.
در جنگ ايران و عراق زنان نقش مهمى داشتند، لطفا از تلاش زنان بوسنيايى بگوييد.
بعد از رفتن مردان به جنگ وظايف زندگى به عهده زنان واگذار شد، وظايفى مثل تهيه دارو، لباس رزم و نگهدارى كودكان ، تهيه آب و آذوقه و نگهدارى بيماران و مجروحان . بسيارى از زنان در بوسنى تجربه پرستارى نداشتند ولى بعد از جنگ به پرستارى از مجروحان پرداختند. بدون شك اين سختى و مشقت ها باعث شد كه زنان ما به خودباورى و ايمانى عميق تر برسند. ما در اين راه رنجهاى بسيارى را متحمل شديم ، زنان بوسنى مانند زنان ايرانى با از خود گذشتگى و ايثار عمل كردند، و من حس مى كنم بايد ارتباط خود را در جهت رشد فرهنگ اسلامى با زنان مسلمان ايران بيشتر بكنيم .
آيا شما راجع به نقش و موقعيت زن در اسلام مطالعه اى را داريد؟
نقشى كه زنان دارند، بسيار واضح و روشن است ، زن پايه اساسى و ركن خانواده است ، نقطه اتكاى شوهر و فرزندانش است . من مطالبى راجع به اهل بيت به تاريخ اسلام و نقش حضرت زينب در حادثه عاشورا خواندم همچنين تصاويرى زنده از تلاش زنان مسلمان ايران الگويى براى زنان جهان هستند.
براى زنان مسلمان بوسنى با توجه به اينكه در كشور ما جنگ است امكان مطالعه كم است ، انشاالله بعد از جنگ و با كمك دولت و ملت شريف ايران به امكاناتى در جهت ترجمه آثار ارزشمند ايران خصوصا آثار حضرت امام خمينى دست يابيم . اين نقطه اى است آغازين براى آشنايى ما با اسلام .
نظرتان راجع به نقش و موقعيت زن در جهان غرب چيست ؟
نقش زنان در غرب به علت فرهنگ و فلسفه و جهان بينى خاصشان به گونه اى است كه امروز بعد از گذشت سال ها زن غربى شرمگين و تحقير شده و بى هويت است . زن غربى استثمار شده است و در تنگنا به سر مى برد. زن غربى در جهنمى به سر ميبرد كه محصول تكنولژى و صنعت است ، بدون اينكه به ارزش هاى انسانى و اسلامى توجه داشته باشد.
شما از اينكه در مراسم ارتحال حضرت امام خمينى شركت كرده ايد چه احساسى داريد؟
من از اين مراسم بسيار تاثير گرفتم و فكر مى كنم تنها راهى كه ممكنبود تا به اين حد به اين شخصيت حضرت امام خمينى و رابطه بين امام و مردم ايران پىببرم همين بود كه از نزديك در اين مراسم شركت كنم . در يك جمله (( عشق به امام خمينى )) بارزترين چيزى بود كه در ايران ديدم . امام خمينى تاريخ رامتحول ساخت و اسلام را زنده نمود. اگر امكان اين بود كه مسلمانان بيشترى از دورتريننقاط جهان در اين مراسم حضور ميداشتند و شاهد برگزارى با شكوه آن بودند، به نفعاسلام است بود. اميد وارم اگر سال ديگرى به ايران بيايم با دست پر تر و بامعلومات بيشترى راجع به اسلام در اينجا حضور داشته باشم .
آيا شما از فعاليت جمعيت زنان مسلمان به سرپرستى خانم زهرا مصطفوى مطلع هستيد وآيا رابطه اى با اين جمعيت داشته ايد؟
در مراسم سالگرد ارتحال امام خمينى و در روز چهاردهم خرداد ماه با دختر گرامى حضرت امام خمينى ملاقات داشتم و به ايشان تسليت گفتم . روز پيش از آن نيز از سخنان ايشان استفاده كرده ام ، ملاقات من با خانم مصطفوى يكى از خاطرات ارزشمند، زندگى من است و اين علاقه شخص من نيست بلكه علاقه بسيارى از زنان مسلمان و بوسنى است كه با اين جمعيت هاى اسلامى ارتباط داشته باشند، چرا كه بسيارى از مطالب را ما بايد از آنها بياموزيم .


next page fehrest page back page