next page fehrest page back page

خانم آسيه به عنوان يك زن و به عنوان يك خبرنگار كه ارتباط زيادى داريد و بازتاب مسائل روز را در آيينه مطبوعات مى بيند، جايگاه كنونى زن در جهان معاصر چگونه است ؟
زن در جهان امروز تا حد كافى به حقوق مادى خود رسيده است و در هر زمينه اى كه خواسته است ، فعاليت كرده و به موفقيت رسيده است ، و اين گاهى نگران كننده است كه زن از حقوق معنوى خودش باز بماند. از وظيفه ارزشمند و بهينه مادرى باز بماند و از آنچه كه با فطرت او منطبق است دور شود.
زنان بايد منطبق با فطرت خود حركت كنند و در جايگاهى قرار بگيرند كه با فطرت ، ذات و ماهيت آنها منطبق باشد و نه جايگاهى تحميلى كه با تحميق و تبليغ بر سو استفاده از زن ، به نفع سرمايه مبتنى باشد، چيزى كه در غرب در حال حاضر اتفاق افتاده است . فعاليت و حضور زن در عرصه هاى سياسى ، اقتصادى ، فرهنگى و... حالتى ايهام گونه دارد، و دو جنبه دارد، و دو شكل : از طرفى بسيار پسنديده و نويد بخش است و از طرفى ديگر نگران كننده است چرا كه هيچ رسالتى چون رسالت مقدس مادرى بر دوش زن نيست .
شما با شخصيت حضرت امام تا چه حد آشنايى داريد.
قبل از آمدنم به ايران اينطور فكر مى كردم كه امام خمينى يك رهبر سياسى و دينى است ، كه مسلمانان ايران و جهان از او پيروى مى كنند، ولى تنها بعد از آمدن به ايران بود كه به نفوذ ژرف او در قلب و روح مردم و پيوند عاطفى عميق بين امام و مردم پى بردم .
يك رهبر سياسى ممكن است چنين تاثيراتى را در يك زمان خاص و محدود داشته باشد ولى در مورد امام خمينى اين مسئله از زمان و مكان مستثنى است و واقعا عشق عميقى راميتوان بين امام خمينى و پيروانش ديد. اين يك مسئله خاص و خارق العاده اى است كه به ندرت در طول تاريخ بشريت پيش آمده است . مردانى بوده اند كه داراى ويژگى هاى خاص و خصوصيات بالا بوده اند و امام خمينى بدون شك يكى از سرآمدان و نوادر تاريخ بشريت بوده است .
موقعيت زن در حكومت سابق شوروى (حكومت سوسياليستى ) چگونه بود؟
در حال حاضر زمان زيادى براى قضاوت و ارزيابى سپرى نشده است .
اما چيزى كه بارز است در حكومت شوروى سابق زن هم همچون مرد، چون يك ابزار و يك مهره بى روح و غرق در صنعت و تفكر مادى بود. در صورتى كه انكار و نا ديده گرفتن لطايف روح يك زن و ناديده گرفتن ماهيت زنانگى اش ظلمى نا بخشودنى است .
به اين نكته توجه نماييد! اگر قرار است جهان بر مبناى آرمان هاى اسلامى كه امام خمينى آنرا در موقعيت امروز جهان به دنيا معرفى كرده است اداره شود، مستلزم آن است كه امكان همسويى و كارهاى مشترك و همگانى از جانب ملل و دولت هاى مسلمان به وجود آيد. و كانون هاى متحد جمعى بين ملل مسلمان به وجود آيد و بودجه هاى مشترك پيمانى فراهم آيد تا از طريق آموزش ، نشر كتب ، داشتن شبكه هاى تلويزيونى و ديگر امكانات مطبوعاتى بتوانيم انفصال تاريخى هويت زن را از بين ببريم و فضايى تازه براى تعريف معنى زن در قالب جهان بينى الهى به جهان و زن امروز معرفى بنماييم .
تنها از طريق اين مى توانيم در يك حوزه وسيعى از زمين ، انديشه چگونه بودن زن را با مراجعه به آرا و آرمانهاى امام خمينى به جهان بشناسانيم .
از طرف ديگر ناگفته نماند كه آنچه به صورت تبليغ كذب براى دورى گزيدن زن از شخصيت حقيقى اش به كار مى رود كم نيست . مقابله با اين تفكر، تنها با مجاهدت يك ملت ممكن نيست ، بلكه بايد تجمع و تشكل كلى و همگانى وجود داشته باشد، چرا كه سالها در جهت ايجاد چنين وضعى ، هزينه ها و فكرهاى قوى ، كارهاى فرهنگى و اجتماعى وسيعى به كار گرفته شده است .
تشكل و نهاد اجرايى را بايد در سطح جهانى براى بسط اين انديشه به وجود آورد و اين كار سنگين دولتها و نظام هاى حكومتى به حق است .
خداوند زن را با فطرت و روحى لطيف آفريد و به او مقام و منزلت بخشيد و ناديده گرفتن و شكستن اين مقام و منزلت بى ارج كردن آن ، زير پا گذاشتن حقوق انسانى اوست و اين ظلمى است كه در حق زنان در نظام سوسياليستى صورت گرفته است .
فكر مى كنيد مطبوعات تا چه حد مى توانند انعكاس دهنده آرمانهاى يك ملت باشند؟
مطبوعات تنها با درست نوشتن است كه مى توانند منعكس كننده حقايق باشند و در ميان ملت جا داشته باشند.
مطبوعات در غرب يك ابزار قوى براى تحميق و ترغيب ملت به سوى اميال نفسانى و شيطانى است .
ضمنا به عنوان يكى از ابزارهاى توجيه دنياطلبى استكباران جهانى و ابزار موجه و انسانى نشان دادن جنگ ها و ظلم هاى بشرى است . چنين مطبوعاتى براى بشريت مخرب و ويران كننده هستند. تنها مطبوعاتى كه بر مبناى صداقت باشند مى توانند در بين مردم جا داشته باشد.

خانم رحاب مكحل مهندس راه و ساختمان از كشور لبنان :
امام خمينى الگوى حركت هاى مسلمان و مظهر مبارزه با جهل و طاغوت است .
با سپاس از اينكه وقتتان را در اختيار ما مى گذاريد، خودتان را معرفى نماييد و پاره اى از سوابق فكرى و فرهنگى و مطبوعاتى خود را بفرماييد.
من رحاب مكحل از كشور لبنان ، داراى مهندسى در رشته فنى راه و ساختمان هستم ، اما در زمينه تبليغات در يك شركت فرهنگى مشغول به كارم .
فعاليت هاى ما در زمينه هاى تاريخى ، تحقيقى و فكرى و فرهنگى است . علاوه در آن در موسسات فرهنگى در زمينه هاى پژوهشى ، ادبى و تاريخى و در چند موسسه ملى كه در زمينه رشد و تعالى فرهنگ در بين جوانان و نوجوانان تلاش مى كنند مشغول كار هستم .
با توجه به تخصص شما و تحصيلات دانشگاهى تان رشته راه و ساختمان و تاسيسات و با توجه به گرايش و تمايل شغلى شما اينسوال پيش مى آيد كه چه انگيزه اى باعث شد كه شما به مطبوعات و كارهاى فرهنگى وتبليغى رو بياوريد، ضمن اينكه تاثير و جايگاه مطبوعات را چگونه مى بينيد؟
تحصيلات دوره دبيرستان خود را در رشته هاى علوم طبيعى و تجربى گذراندم ، بعد از شروع جنگ احساس كردم كه مردم به چيز ديگر نياز دارند، با توجه به نياز ملموس در سطح جامعه رشته راه و ساختمان را بر گزيدم و با روحيات و خصايل خاصى كه در خود سراغ داشتم و با توجه به نياز امروز جامعه سعى كردم در راستاى فرهنگى و ادبى حركتى در جهت ارتقا و تعالى در جامعه داشته باشم با اين اميد كه بتوانم تا حدودى به حل بعضى از مشكلات كشور و مردمم كمك كرده باشم .
در لبنان مطبوعات از آزادى برخوردارند، و در بين مردم لبنان مطبوعات اهميت فوق العاده دارد. مطبوعات درباره مسائل مربوط به جنگ با صهيونيستها و مبارزه و مقاومت ، نقش ‍ راهبرى موثرى داشته اند اگر بخواهيم درباره مطبوعات دقيق تر برخورد كنيم ، به نظر من مطبوعات را مى توان به سه دسته تقسيم كرد: مطبوعات بى طرف ، مطبوعات متعهد و غير متعهد و مطبوعاتى كه عليه حقانيت ايران و اسلام تبليغات بسيارى داشته اند.
مطبوعات متعهد مطبوعاتى هستند كه سعى مى كنند هر خبرى را كه راجع به حركت هاى مردمى در جوامع است همانگونه كه هست بازتاب دهند و نه موازى با منافع گروه يا دسته اى خاص . اين دسته از مطبوعاتى در طول اين سالهاى حساس هر خبرى را كه راجع به حركت هاى انقلاب اسلامى پيش ‍ مى آمد در سطح جهانى و منطبق با واقعيت بازتاب مى دادند، بدون اينكه به علايق و خواستهاى قدرت هاى مخالف توجهى داشته باشند.
مطبوعات وابسته به غرب و مغرض نيز همان خبر را منعكس مى كردند، ولى با ترفندها و تدابير مزورانه اى كه سال هاست شيوه مطبوعات غربى است .
مطبوعات وابسته سال هاست كه در جنگ تبليغاتى با انقلاب هاى ضد امپرياليستى در سطح جهان چنين ترفندهايى را به كار مى برند. آنها هر خبر را به گونه اى انعكاس ‍ مى دهند كه نهايتا بازتاب مثبت براى خودشان داشته باشد.
آنها نه تنها با ايران و انقلاب اسلامى عناد دارند، بلكه با اسلام راستين در هر نقطه اى از جهان مخالف اند و به شدت به دنبال طرح الگوهاى فكرى و شخصيتى خودشان هستند. اما در لبنان هم مثل هر جاى ديگر مطبوعات جهان متفاوتى دارند. در لبنان مطبوعات بى طرف داريم و مطبوعاتى را داريم كه اخبار انقلاب اسلامى و ملت ايران را همواره همان گونه كه هست درج كرده و هميشه از مدافعان حقانيت ملت ايران و انقلاب اسلامى و تفكر اسلامى بوده اند.
شما نقش زن را در جامعه بشرى معاصر چگونه تحليل مى كنيد؟
نقش زن در هستى مكمل نقش مرد است و مبناى هستى و حقيقت و آفرينش بر اين اصل پايه گذارى شده است . كشور ما و شما در جنگ داراى ، پيشينه مشتركى هستند. ما ديديم كه چگونه زنان مسلمان علاوه بر آنكه تمام توان خود را در جنگ عليه باطل به كار بردند، از تقديم شوهران ، همسران ، پدران و برادران خود به اسلام دريغ نكردند.
يك زن وارسته داراى توانمنديها و ويژگى هايى است كه باعث مى شود بتواند در قلب جامعه بشرى قرار بگيرد. نقش زنان در جوامع نقش بسيار حياتى و تعيين كننده اى است .
غربى ها در تحليل ها و تبليغات خود هميشه سعى بر آن داشته اند كه زن مسلمان و محجبه را موجودى بى توجه به مسايل روز، خانه نشين و بى تفاوت جلوه دهند، و درست به خاطر همين است كه زنان مسلمان ما بايد بيش از پيش و با حساسيت بالاتر با مسايل بر خورد كنند و اشراف بيشترى را نسبت به مسائل پيرامون محيط خود داشته باشند. چنان كه در صدر اسلام هم هيچگاه شخصيت بر جسته اى از زنان مسلمان را نمى بينيم كه از مسايل روز جامعه خود غافل و نا آگاه باشند.
آنچه كه در جامعه غربى درباره زن قايل شده اند مسئله فيزيك و هيئت ظاهرى و جنسيت اوست و بس ، اما در جوامع اسلامى و در تفكر اسلامى هيچگاه زن از حدودش ‍ تنزل نكرده است .
جوامع غربى در زمينه موضع و برخوردشان نسبت به زن به يك تغيير و تحول كلى و به عبارت ديگر، يك انقلاب نياز دارند، مشكلات و مسائل زنان در جوامع اسلامى با زنان جوامع غربى بسيار متفاوت است . شايد طرح مسئله برابرى و مساوات در جامعه غرب و طرح همين مسئله در جامعه اسلامى به ظاهر يكى باشد، اما هدف ما از طرح چنين موضوعى بسيار متفاوت است و ديدگاه و انتظار ما از برابرى مرد و زن نيز تعريف بسيار متفاوتى دارد.
زنان بايد در جوامع حق فعاليت و كار داشته باشند آزادى داشته باشند ولى اين حقوق و اين آزادى نبايد هيچ منافاتى با دين و مذهب و اخلاق و شئون انسانى داشته باشد. اين فعاليت نبايد به اركان يك جامعه كه خانواده است ضربه بزند. بلكه اين فعاليت بايد سازنده باشد. من آزادى در خور يك زن را اينگونه آزادى مى بينم . حقوق و آزادى يك زن را قوانين حكومت هر كشور مشخص مى كند، اما براى ما مسلمان ها قوانين شرعى و اسلامى آنها را تعيين كرده . ما تنها بر اين قواعد و قوانين است كه گردن مى نهيم و در چار چوب آن با عزت اسلامى و اعتماد و عشق عمل مى كنيم .
اما حجاب ، مسئله اى است كه به عفاف و عصمت و بلندى روح بر مى گردد. پوشش ‍ اسلامى و حجاب باعث زيبندگى روح زن و توجه به آراستگى درونى اوست . آراستگى روح و غناى فكرى او به عنوان ارزش و نعمت و نه صرفا توجه به ظاهر و برازندگى ظاهرى . و مسلم است كه ترويج چنين تفكرى مى تواند، در جامعه احيا كننده و تعالى بخشى باشد.
شما تا چه حد با شخصيت امام خمينى آشنايى داريد و آثار آن حضرت را مورد مطالعه قرار داده ايد؟
چگونگى آشنايى من با حضرت امام ار آنجا آغاز شد كه جمعى از آقايان زمانى كه حضرت امام در پاريس به سر مى بردند، در آنجا با ايشان ملاقات و گفت گو داشتند. اين ملاقات به حدى بر آنها تاثير گذاشته بود كه در نشستهايى كه با همديگر داشتيم هميشه راجع به شخصيت حضرت امام بحث و گفت گو مى كردند. آنها همواره از امام به عنوان شخصيتى متعالى و برجسته در زمان معاصر ياد مى كردند. بعدها كه انقلاب اسلامى پيروز شد. من به اين نتيجه رسيدم كه چطور مردى با ايمان به خدا و تكيه بر قوت هاى الهى و انسانى توانسته ملتى رابدين گونه متحول كند و انقلابى به اين وسعت را پايه گذارى كند، و در قلب جهانيان رسوخ كند. از آن جا علاقه من به امام خمينى روز به روز شديدتر مى شد و به مطالعه آثار ايشان و گوش دادن به سخنرانى هايشان و توجه به بنيان هاى فكرى و حركت و موضع گيرى هايشان در سطح جهان پرداختم .
همه مردم عاشق شخصيت حضرت امام هستند و حضرت امام با عشقى كه در درون ملت برانگيخت اسلام را در ايران جايگزين كفر و الحاد كرد. من ايمان داشتم كه شخصيت حضرت امام يك شخصيت عادى نيست . آن حضرت هميشه سعى به دادن حق به مردم و حامى مستضعفين بودند.
بار اول كه من به ايران آمدم مراسم چهلم حضرت امام بود، و من در آنجا ديدم كه مردم چگونه با عشق در غم از دست دادن پدرى گرانقدر و رهبرى كبير مى گريستند و بر خاك مى نشستند، و بعد پى بردم به اينكه چه راز و رمز عميقى بين مردم ايران و رهبرشان امام خمينى نهفته است .
من فهميدم و دريافتم كه اين علاقه و اين عشق يك علاقه طبيعى و معمولى نيست ، وقتى به ديدار حسينيه جماران رفتم و از محل زندگى امام خمينى ديدار كردم ، ايمانم به اينكه اين شخصيت يك شخصيت الهى است مسلم تر شد و پى بردم كه چگونه رهبرى خدايى با بى اعتنايى به دنيا و ظواهر دنيوى و با عشق به خدا و مردم ، چنين تحولى عميق را در جهان معاصر پايه ريزى كرد. من تحولات و اقدامات و پيام هاى امام خمينى در زمان جنگ تحميلى به ايران را مورد مطالعه قرار دادم و كل خطبه هايى را كه ايشان ايراد كرده اند تا جايى كه در دسترسم بوده است گوش داده يا خوانده ام .
شخصيت امام خمينى به عنوان يك شخصيت جهانى چه تاثيرى بر فعاليت ها و جنبش اسلامى در لبنان گذاشته است ، و به طور كلى آن حضرت از چه جايگاهى در بين مردممسلمان لبنان برخوردار است ؟
امام خمينى يك شخصيت جهانى است كه در قلب عموم مستضعفين جهان جا دارد، در قلب تمام مسلمانان و تمام آنها كه اعاده حق را اصل و اساس زندگى بشرى ميدانند.
امام خمينى در بين مردم لبنان همچون يك پدر و همچون منجى برانگيزاننده كرامت اسلامى مورد علاقه و عشق است . جمهورى اسلامى ايران و مردم مسلمان ايران ، الگوهاى حركتى مسلمانان جهان براى رسيدن به رهايى از ظلم و الحاد و ستم هستند و مردم ديگر نقاط جهان از جمله لبنان به آنها اقتدا مى كنند. ملت مسلمان ايران اين سعادت را داشت كه با وجود رهبرى همچون امام خمينى و با ايمان به خداوند بنيانهاى ظلم و ستم و طاغوت را در كشور خود فرو پاشد و پرچم لااله الاالله را بر فراز تاريخ كشور خود بر فرازد، و اين آرزوى تمام مسلمانان و تمام مستضعفين جهان است .
هر چند امكان درك شخصيت امام خمينى از نزديك براى بسيارى از مسلمانان وجود نداشته است ،ولى همواره شخصيت آن حضرت را از نوع زندگانى و آثار گرانقدر و از تاثير او بر سرنوشت ملت ايران و مواضعى كه نسبت به جريان هاى سياسى دو جهان گرفته اند درك كرده اند و مسلمانان لبنان و معتقدان به انقلاب اسلامى و آرمان هايش و دشمنان صهيونيسم هميشه از خط امام به عنوان تنها خط پر رنگ و مطرح و واضح و با مفهومى كه راه سعادت و اسلام را نشان مى دهد، پيروى كرده اند. چرا كه خط امام ، خط قرآن و اهل بيت و خط پيامبر و سيره اوست . امام خمينى نعمتى است كه در قرن حاضر از سوى خداوند بر عموم مسلمين ارزانى شده و بر ماست كه با شكر نعمت و اجراى اوامر الهى عزت و پايدارى مسلمانان را پاس بداريم .

خانم اقبال معلم دينى از بوسنى و هرزگوين :
امام خمينى در مقام يك رسول براى رهايى انسان معاصر عمل كرده اند.
ضمن اينكه خودتان را معرفى مى فرماييد اشاره اى هم داشته باشيد به فعاليت هاى فرهنگى و شغلى تان ، و در كل فعاليت هاى اجتماعى خودتان برايمان شرح دهيد.
خانم اقبال : من معلم دينى هستم در شهر پور صريح با توجه به اهميتى كه براى نسل جوان و نوجوان قايل هستم سعى مى كنم اسلام را در بين آنها تبليغ و ترويج كنم و آنها را با قوانين اسلامى و شرعى و دستورات قرآن آشنا نمايم .
البته فعاليت ما در آنجا زياد سازمان يافته نيست ، ولى من در مقام معلم و تا آنجايى كه توانايى داشته باشم و امكان و زمينه فراهم باشد، جوانان را با حقايقى كه در اسلام نهفته است ، و با سير اتفاقات جهان آشنا مى كنم . شهر گراژده 5/1 ميليون جمعيت دارد، و 95 درصد آن مسلمان و 5 درصد ديگر آن صربها هستند، با اين وجود، همان 5 درصد زمام امور و حكومت را در دست دارند.
تصميم گيرى در دست همين 5 درصد صورت مى گيرد و اين ظلم عظيمى است بر مسلمانان اين ديار. آرزوى ماست كه در وطنمان اسلام را با آزادگى به كودكان و جوانان خود بياموزيم و آنرا به آنها بسپاريم ، ولى حكومت صربها بر مسلمانان مانعى آزار دهنده و ظالمانه است .
قرار بود كه از فعاليت هاى خودم صحبت كنم ، البته معلم بودن براى يك انسان كار بسيار باارزشى است ، اما در جوامع امروزى اينگونه نيست و معلمى بيشتر به صورت يك حرفه شناخته مى شود، يعنى اينكه فقط مى توانى در يك رشته خاص از علم نقش آموزشى داشته باشى ، و فضاى الفت روحى و گفت گو پيرامون انسان ، خالق ، مخلوق و هستى ، و زمينه شناخت بشر از طريق مفاهيم هستى را نمى توان از يك معلم انتظار داشت . به اين دليل است كه توانسته ايم در زمينه هاى اجتماعى نقش مربى و آموزش دهنده را داشته باشيم .
آموزگار بودن شغلى است كه در جنبه هاى گوناگون ، نقش موثرى داشته باشد. بخصوص ‍ زمانى كه يك آيين و يك مفهوم هستى شناسى را مى خواهى آموزش دهى ، من بيشتر سعى مى كنم ، كه در اوقات تدريس درباره شناخت هستى و جهان بينى اسلامى براى دانش آموزان سخن بگويم و در اين خصوص از لحظه ها و امكانات موجود آموزش استفاده مى كنم . و به موازات آموزش علوم ، پيرامون شناخت هستى و انسان از جهت واقف بودن به تعاليم الهى نيز آموزشهايى مى دهم .
شما به عنوان يك معلم دينى نقش زن مسلمان را در جهان معاصر چگونه مى بينيد؟
در شهر ما خانم هايى كه مسلمان و محجبه هستند با مشكلات زيادى روبرو مى گردند، اغلب در مراكز ادارى و دولتى به آنها شغلى داده نمى شود، به آنها اجازه و امكان بروز شخصيت و فعاليت داده نمى شود و حتى گاهى در محل هاى عمومى با آنها حاضر به صحبت و گفتگو نيستند، ضمنا گاه پيش ‍ مى آيد كه از ورود آنها به بعضى از اماكن جلوگيرى مى شود. زنان مسلمان محجبه به خاطر اعتقادات و آرمان هاى اسلامى از مشاغل پر در آمد و يا برتر محرومند، و گاهى براى امرارمعاش مجبور به كارهاى سخت و كم در آمد مى شوند.
موقعيت زنان در بوسنى خطير و آزار دهنده است . آنها معمولا به امور خانه دارى مى پردازند و در اجتماع آمد وشدهاى فراوان ندارند.
با اين همه بسيارى از زنان مسلمان بوسنى ، بدون توجه به ناملايمات و ظلم هاى موجود، به حجاب اهميت فراوان مى دهند. زنان بوسنى آرزومند روزى هستند كه بتوانند با آزادى كامل شعاير و آداب دينى خود را پاس ‍ بدارند. آنچه كه من از طريق مطبوعات و رسانه هاى غربى با آن برخورد كرده ام راجع به انقلاب ايران و موضع آن در چگونگى نقش ‍ زن ، در ديدار اخير از ايران به كلى دگرگون شد. من دريافتم كه زنان مسلمان ايرانى با پوشش ‍ اسلامى پابه پاى مردان در سنگرهاى انقلاب اسلامى مى كوشند و براى بازسازى و پيشرفت اقتصادى ، صنعتى و فرهنگى و اجتماعى كشورشان تلاش مى كنند.
زنان در جمهورى اسلامى ايران داراى آزادى عمل ، اختيار، افتخار و عزت هستند. زن در ايران داراى بالاترين جايگاهى است كه يك زن در جهان تا كنون داشته است . مردم ما هميشه با افتخار از ايران و انقلاب اسلامى ايران ياد كرده اند و رهبر و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران ، امام خمينى را رهبر خود دانسته اند. امام خمينى در قلب مردان و زنان ما جا دارد و تمام مسلمين به چگونگى حركت اسلامى در ايران چشم دوخته اند.
امروز كشور ما در بحران سختى به سر مى برد. هجوم صرب ها به محله هاى مسلمان نشين و آتش گشودن بر منازل مسكونى و كشتار كودكان معصوم و زنان بى دفاع و تخريب اماكن مقدس و بازارها و مكانهاى آموزشى ، و مدارس و دانشگاه ها و حتى بيمارستان ها و كلينيك ها، اينها همه پاسخ دردمنديهاى انسانهايى است كه مى خواهند پاى بند آرمان هايشان باشند و مايل هستند حقانيت و حاكميت حقوقى و حقيقى بشر به مفهوم الهى آن و نه به عنوان يك شعار آمريكايى وجود داشته باشد. اينهايى كه شعار حقوق بشر را در بوقهاى تبليغاتى خود مى دمند، چرا امروز به گراژده و سارايوو نمى آيند و كشتار دسته جمعى انسان هاى بى دفاع را نمى بينند؟ آيا اين است معناى پاسدارى از حقوق و آرمان بشر؟ آيا رفتارهاى ددمنشانه و ضد انسانى چكمه پوش هاى صرب را نمى بينند؟
در اين جنگ خانمان سوز بى فرجام كه براى تضعيف و از بين بردن قواى مسلمين در سارايوو به پشتيبانى آمريكا راه اندازى شده است ، هيچ نقشى را از حضور نيروهاى سازمان ملل براى دفاع از مسلمين نمى بينيم و حتى شاهد سرپوش گذاشتن بر همه رفتارها و فجايع به وجود آمده از طرف صربها هستيم ، و اين در حالى است كه مسلمانان در عين بى دفاعى در آشيانه و كاشانه ، و در محيطهاى آموزش قتل عام مى شوند. در چنين شرايطى است كه انسان بايد معنا و مفهوم واقعى خود را بيابد و دانش آموزان به جاى هر درسى ، درس مقاومت داده شود. البته ما از انقلاب اسلامى ايران ، كه نجات انسان كنونى را سرلوحه برنامه هاى خود قرار داده است ، درس هاى فراوان آموخته ايم و آن را الگوى كار خود قرار داده ايم . اكنون نيز در گرامى داشت ياد رهبر كبير انقلاب اسلامى شركت كرده ايم و اميدواريم كه بتوانيم آرمان هاى آن فقيه اعظم را در سراسر جهان به نسل امروز و نسل هاى آينده آموزش دهيم .
در حال حاضر مسائل كشور ابهام آميز و آينده سياسى و ملى ما نا معلوم است . تنها ايمان است كه در چنين برهه از زمان زنان و مردان فداكار بوسنى را مقاوم نگاه داشته است و اين يعنى گرامى داشت آرمان هاى بشريت و انسانيت .
چطور شد كه شما تدريس علوم دينى را به عنوان شغل و حرفه انتخاب كرديد.
من در گذشته ، مسلمان و سنى مذهب بودم ، بعدها با تعاليم امام جعفر صادق آشنا شدم و به مذهب شيعه گرويدم ، اهل بيت را شناختم و با عشق بيشترى با آنها به راز و نياز پرداختم . آنگاه به پاس سعادت و نعمتى كه نصيبم شده بود، وظيفه خود دانستم كه آنچه كه آموخته و كسب كرده ام سينه به سينه ، و خط به خط به جوانان وطن بياموزم و از اين رو سعادت اين را يافتم كه در مقام معلم به تدريس علوم دينى بپردازم و زندگى خود را وقف اين كار كرده ام .
مسلمانان بوسنى و هرزگوين مظلوم ترين مسلمانان جهان هستند و اين كمترين خدمتى بود كه از دستم بر ميآمد. هر جوانى كه از باغ هاى سبز تعاليم اسلامى عبور مى كند به بهشت ايمان مى رسد، و اين همچون تيرى است كه در قلب دشمنان اسلامى و مسلمين بنشيند، و تنها با پرورش و گشترش تعاليم الهى و كتاب ، سنت و قرآن است كه مى شود در برابر دشمنان مقاومت كرد.
مقاومت فقط در جناح نظامى نيست ، مقاومت در جناح هاى آموزشى و در جبهه هاى فرهنگى و در پرورش و بسط دادن افكار اسلامى و مترقى در نيروهاى جوان نيز مى تواند همواره ايجاد مانع براى دشمن باشد.
شما موقعيت زن را در جوامع غربى در قياس با جوامع اسلامى چگونه مى بينيد؟
زن غربى يا به طور كلى زن غير مسلمان به خاطر ديدگاه وايدئولوژى غير الهى نمى تواند مانند زن مسلمان درك صحيحى از هستى و تحليل درستى از مسائل معنوى داشته باشد.
زندگى زنان غربى با ديدگاه هاى مادى گرايانه بر حول محور سرمايه و يا در اصل (( سرمايه محورى )) طراحى مى شود. گاه همچون يك كالا مورد معامله قرار مى گيرند، ضمن اينكه خودشان نيز از موقعيت پستى كه در جامعه دارند با اطلاع هستند و آنرا به راحتى پذيرفته اند؛ پذيرفته اند كه همچون عروسك يا كالا مورد معامله قرار بگيرند. براى ترغيب و تبليغ در فروش كالاها از آنها سو استفاده مى شود و به اسم برابرى بيشترين ظلم در حق آنها صورت گيرد. اما زن مسلمان با ديدگاه خاص خود كه از ايدئولژى اسلامى نشات مى گيرد ارزش فراوانى براى خود قائل است و اين ارزش را از اسلام و قرآن دارد. برداشت زن مسلمان از مسائل گوناگون به خاطر آشنايى با ائمه اطهار پيشوايان دين و زنان مسلمان در تاريخ اسلام برداشتى انديشمندانه و متفاوت با زنان غربى است .
تعاليم روشن اسلام ، زن مسلمان را، انسانى مى سازد تا ضمن رسيدگى به امور خانه و خانواده و شوهر و فرزندانش به عفاف و پاكدامنى خود توجه كند و تربيت فرزندان خود را اصل قرار دهد. وقتى كه در تاريخ اسلام دقيق مى شويم ، به زنان مقدسى بر مى خوريم كه زندگى آنان مى تواند براى تمام زنان جهان الگو باشد.
از راه همين مطالعه و بررسى است كه به تفاوت فاحش بين زنان مسلمان و زن غربى پى مى بريم .
شما از تمايل زن بوسنى به رعايت حجاب و عفاف گفتيد. و از برخورد منفى صربهادر برابر اين مسئله ، براى ما توضيح بدهيد كه شما حجاب را چگونه مى بينيد و نقش واهميت حجاب را در حفظ بنيان خانواده چگونه تحليل مى كنيد؟
همانطور كه گفتم ،خانم هاى محجبه در بوسنى متحمل مشكلات زيادى هستند، براى رعايت حجاب در بوسنى موانع زيادى وجود دارد، آنها زنان محجبه در بوسنى را متهم به تحجر و واپسگرايى مى كنند، از مشاغل محرومشان مى كنند و مى گويند شما با تمدن امروز و مدرنيته بيگانه ايد.
اما زنان بوسنى در اين ميان تنها براى دستورات اسلام و قرآن ارزش قائل هستند. آنها مى دانند كه حجاب همچون صدفى است كه گوهرى را در ميان مى گيرد. و از دير باز براى زن مسلمان ، حجاب توصيه و رعايت شده است ، زيرا حجاب به هيچ عنوان در بازدارنده و مانع پيشرفت زن در هيچ جهتى نيست بلكه به زن كمك مى كند كه با وجود تمام درگيريها و آميختگى هاى شغلى و اجتماعى ، خود را چون گوهرى از آلودگيها مصون بدارد.
حجاب در حفظ و نگهدارى بنيان هاى خانواده نيز، به همين اندازه تاثير گذار است . در خانواده هايى كه زن آن محجبه باشد و در جامعه اى كه زنان آن معتقد به عصمت و عفت و پاكى باشند هيچ گاه دوگانگى و اختلاف پيش نخواهد آمد. من و بسيارى از زنان مسلمان بوسنى معتقديم حجاب پوشش ‍ بسيار ارزنده اى است و به مراتب ارزشمندتر و والاتر در برابر آنچه كه غربيها مرسوم كرده اند.
صربها سعى مى كنند با استفاده از شگردهاى روان شناسانه و با اعمال ترس و تحقير، مسلمانان را آزار دهند، تا از اعتقادات و آرمان هاى خويش روى برگردانند كه بحمداله همانطور كه مى بينيم تا كنون مسلمانان بوسنى ، با عشق به اسلام و اهل بيت مقاومت كرده اند و خواهند كرد.
به نظر شما به عنوان يك زن و يك معلم دينى آيا زن در جامعه بشرى به جايگاه حقيقى خود رسيده است ؟
بايد ارزش و ميزان رشد فرهنگى و تعالى را در يك جامعه با محك رشد فرهنگى و فكرى زنان آن جامعه رقم زد. اگر در جامعه اى زنان به رشد مناسب فرهنگى و فكرى رسيده باشند، امكان تحصيل را داشته باشند، و به مسائل روز دنيا آشنا باشند، مسلما كودكانى را پرورش مى دهند كه آنها نيز به نوبه خود، به ثمر خواهند رسيد و رشد خواهند كرد. نبض ‍ سلامت و فرهنگ و تعالى در يك جامعه با نبض سلامت روحى و روانى و فكرى زنان آن جامعه بستگى دارد. از اين روست كه در اسلام نيز به زنان و موقعيت آنها ارزش و اهميت زيادى داده شده است . هيچ دين و هيچ ايدئولوژى و مرامى ، به اندازه اسلام براى زن حقوق و ارزش قائل نشده است .
دولتمردان و سياستمداران هر كشورى بايد اهميت اين مسئله را پيوسته در نظر داشته باشند. اولين و مقدس ترين وظيفه زن ، مادرى است و اين وظيفه والاترين وظيفه خلقت براى بشر است .
اين اولين سفر شما به ايران اسلامى است . بعد از سفرتان به ايران كه به مناسبت شركت در مراسم ارتحال امام خمينى (سلام الله عليه) انجام شد شما ايران را چگونه يافتيد؟
ايران كشور زيبايى است ، از نعمات طبيعى بسيارى برخوردار است ، ملتى هوشيار، كوشا و مسلمان دارد، در تمام اين مدت كه ما در ايران اقامت داشتيم زنان و مردان ايرانى را همچون خواهران و برادران خود ديديم . قبل از آمدن به ايران راجع به كشور شما بسيار شنيده بودم . تبليغات منفى در غرب براى ايران كم نيست . بعد از سفر به ايران اين نكته براى ما روشن شد كه ملت مسلمان ايران مردمى هستند بسيار مبارز و كوشا، و در عين حال صميمى . نكته ديگرى كه در سفر به ايران براى من شاخص بود محبوبيت امام خمينى و خانواده اش در بين ملت ايران بود. عشق به امام خمينى در كوچه ها و خيابان هاى ايران موج مى زند و هر انسانى را متاثر مى كند.
امام خمينى در قلب ملت ايران است ، همانطور كه در قلب مسلمانان جهان جاى دارد. و ما افتخار مى كنيم كه در چنين زمانى در مراسم ارتحال رهبر كبير انقلالب اسلامى و بنيان گذار جمهورى اسلامى در ايران به سر مى بريم و از نزديك شاهد اين همه خلوص ‍ هستيم .
با شخصيت حضرت امام خمينى تا چه حد آشنا هستيد و تا چه ميزان آثار ايشان را درمورد مطالعه قرار داده ايد؟
من احساس مى كنم كه امام را آن طور كه بايد دريافته ام ، شناخت من از امام خمينى شناختى است كه با عشق به ايشان به دست آورده ام . من اغلب آثار امام خمينى را خوانده ام يا گوش داده ام . امام خمينى شخصيتى بسيار مهم در سطح جهان هستند، و من در مطالعه آثار ايشان و از سخنانشان دريافته ام كه آن حضرت ارزش و اهميت بسيارى را براى زنان قايل هستند. و بازتاب همين ديدگاه است كه اكنون در جامعه اسلامى ايران ما شاهد آن هستيم .
ما امروز اين حركت (( بيدار باش )) انسان را مديون حركت رهبرى و ايجاد انقلاب اسلامى هستيم . شناخت چنين شخصيتى در اين فاصله زمانى كم كه از نظر بعد زمان ميان ما و انديشه ايشان گذشته است ساده و راحت نيست ، در اين باره بايد كتاب ها نوشته و به تاريخ سپرده شود تا بر اساس بنيان و اساس ‍ تفكرات آن حضرت در حد يك رخداد تاريخى آنرا مطالعه و بررسى نماييم ، اما در حد يك استنباط از واقعه اى كه در جهان كنونى روى داده است و ايجاد يك قطب سوم براى تعريف دوباره الهى انسان مى توان گفت كه در مقام و جايگاه ويژه يك رسول حقيقى براى رهايى انسان كار كرده اند و ديدگاههاى ايشان آرمان و سرلوحه است و بسيارى از مسلمين هم اكنون چشم به ايده ها و انديشه هاى اين مصلح كبير دارند، و همواره سعى بر آن مى كنند تا از سلطه و ظلم پذيرى عبور كنند و به نقطه اصلى آزادى انديشه و تفكر انسانى خود دست يابند، و ما نيز به عنوان معلم و همچنين به عنوان مسلمان هم اكنون به ترويج اين انديشه و پيروى از آرمانهاى او حركت مى كنيم و ميدانيد كه چنين اقدامى در كشورهايى كه در آنها التقاط و تفكرهاى غير الهى حكومت دارد كار مشكلى است . اما انسان بودن و الهى زندگى كردن پشتوانه اين مقاومت هاست و امام خمينى مدرس اين گونه زندگى است .
موقعيتى كه زنان در جامعه اسلامى ايران دارند، موقعيت بسيار شرافتمندانه و با ارزشى است كه در سطح جهان كمياب و بى نظير است . زنان مسلمان در ايران ، با وجود رعايت پوشش اسلامى داراى فعاليت هاى وسيع در سطح فرهنگى و اجتماعى و سياسى هستند و اين براى همه جهانيان و براى همه آنان كه دم از حقوق بشر مى زنند و زن را چون كالايى تبليغ مى كنند، درس عبرت است .
من فكر مى كنم ، امام خمينى تمام مواردى را كه در اسلام دستور داده شده ، و امر خداوند متعال بوده است ، در كشور اسلامى ايران پياده كرده است و اينگونه است كه امام خمينى كار پيامبران را به اتمام رسانيده است و رسالتش ‍ ادامه رسالت امامان است .
من فكر مى كنم در حال حاضر كشور ايران آمادگى ظهور امام مهدى (عج ) را دارد و كشور اسلامى ايران به عنوان قطب اسلام معاصر در جهان و قلب تپنده تمام مسلمانان است .
ما تا آنجايى كه دسترسمان باشد آثار امام خمينى را به زبان هاى عربى يا انگليسى مطالعه مى كنيم ، اولين كتاب از آثار امام خمينى كه منتشر شده است وصيت نامه آن حضرت است ( به زبان ترجمه براى مردم ما) اين كتاب در بين مردم ما جايگاهى بسيار دارد و مورد توجه قرار گرفته و تاثير عميقى ايجاد كرده است . كتابهايى از حضرت امام خمينى كه به زبان آلبانيايى ترجمه شده راجع به حكومت اسلامى و فقه اسلامى و ولايت فقيه كه آنها نيز دست به دست ميان مردم مى گردد و به عنوان مرجع مورد استفاده قرار مى گيرد.
ضمن همه اينها مجله اى هر ماه منتشر مى شود به نام ماهنامه (( نور )) و ما به عنوان خبرنگاران داوطلب با اشتياق بسيار با اين نشريه همكارى مى كنيم ، و همچنين مطالبى راجع به اهل بيت يا زندگى ائمه و يا در مورد مسائل فقهى و شرعى و اسلامى تهيه كرده و در آن به چاپ مى رسانيم ، انجام چنين فعاليت هاى فرهنگى در راستاى تفكر اسلامى به من و ساير دوستان من احساس آرامش و رضايت مى دهد.
مطبوعات اگر متعهد و معتقد به آرمان هاى انسانى باشند مى تواند آيينه مسائل روز و رخدادها در سطح جهان باشند. با اين همه مى بينيم كه از اين ابزار تا كنونبرداشت هاى غير انسانى فراوانى شده است . تصويرى را كه مطبوعات غرب از انقلاب اسلامى ايران ترسيم كرده اند چگونه تحليل مى كنيد؟
مطبوعات ، همواره به عنوان يك اهرم قوى در دست حكومت هاى سرمايه دارى بوده است . با تاكيد فراوانى كه غربيها خصوصا آمريكاييها نسبت به تبليغات دارند، و با توجه به اينكه مطبوعات غرب هميشه تيزترين سر نيزه ها را بر گلوى آرمان هاى انقلاب اسلامى در سطح جهان فشرده اند، مى توان به نقش ‍ تخريبى مطبوعات غربى عليه آزادى و آزاديخواهى كه انقلاب اسلامى هم از اين قاعده مستثنا نبوده است ، پى برد.
به محض اينكه غربيها متوجه شدند انقلاب ايران با تفكر اسلامى ناب و بدون هيچ گونه وابستگى به شرق يا غرب قد علم كرده و در قلب جهانيان حضور يافته است كارآترين تدابير تبليغاتى خود را عليه انقلاب اسلامى به كار بستند. اما خوشبختانه از آنجا كه حقيقت هيچگاه چهره پنهان نمى دارد و آرمانهاى انقلاب اسلامى چون آفتابى بر سرنوشت انسان معاصر تابنده است ، هيچ كدام از تلاش هاى مذبوحانه غرب تاثير چندانى بر اذهان عمومى ملت ها نداشته است . خصوصا با توجه به محبوبيتى كه حضرت امام (سلام الله عليه) در بين جهانيان داشته است تمام اين دسيسه ها رنگ باخت و انقلاب اسلامى همچنان محبوبيت خود را در قلب عموم مسلمين و طالبان حق در جهان داراست . ضمن اينكه اخيرا با توجه به برنامه هايى كه از طريق ماهواره توسط تلويزيون پخش شده است ما اين سعادت را داشته ايم كه مستقيما و به طور ملموس با تصاويرى از انقلاب اسلامى ايران آشنا شويم . در يك سخنرانى حضرت امام خمينى كه از تلويزيون پخش مى شد ايشان فرمودند امروز جنگ ما با دشمنان جنگ تبليغاتى است . در همين سخن گرانقدر به اهميت اين موضوع پى مى بريم و همين جاست كه واقعا من فكر مى كنم . وظيفه تمام دولتمردان و سياستمداران اسلامى است كه از اهميت مطبوعات و تبليغات در زمينه ترويج كلام خداوند و رشد و گسترش اسلام غافل نمانند، چرا كه از آغاز به عنوان يك وظيفه ، تبيين و ترويج سخن حق و كلام خداوند بر دوش تك تك ما مسلمانان بوده است و امروزه با توجه به سيستم هاى جديد تبليغاتى و رسانه هاى گروهى اين وظيفه بر دوش ما دو چندان مى شود.

next page fehrest page back page