((همكارى و هماهنگى بين مسؤولان نظام ))
من اول سال به همه گفتم ، اقتدار ملت ايران هنگامى تاءمين خواهد شد كه دستگاههاى مسؤ
ول كشور با هم همكارى كنند؛ اگر در جايى نقطه يى هست كه براى سرنوشت كشور و
ملت خطراتى را با خود دارد، مسؤوليتِ همه مسؤولان كشور است كه با نهايت احساس مسؤ
وليت و باكمال اتكال و اتكاء به خدا و با قدرتى كه ملت به دست آنها داده است ، با آن
نقطه برخورد كنند. همكارى بين سه قوه ، يكى از شرايط اصلى براى رفع مشكلات
عمومى مردم است . نا هماهنگى هايى كه گاهى ديده مى شود، به ضرر مردم است . من به
هيچ وجه نپسنديدم كه وقتى قوه قضائيه بر اساس احساس قانونى مساءله يى را
تشخيص مى دهد و اقدام مى كند، قوه مقننه در مقابل او قد علم كند! معنى ندارد. ممكن است
دستگاهى در كشور بر اساس مسؤوليتِ خود تشخيص بدهد كه در امرى اقدام كند و دستگاه
ديگرى نداند كه او بر اساس چه مصلحتى اين كار را كرده است ؛ اين كاملا ممكن است ؛ اما
اين نبايد موجب شود كه هر دستگاهى اگر كار دستگاه ديگرى را درست نفهميد، آشكارا و
علنى با آن دستگاه برخورد كند! اين كه معنى ندارد. اگر اين
روال بخواهد در كشور ادامه پيدا كند، هماهنگى قوا
مختل خواهد شد؛ قوا بايد با هم هماهنگ عمل كنند.
مسائل سياسى نبايد جلوى چشمهايى را كه بايد در
مسائل كشور دقيق باشند، بگيرد و آنها را از فهم و شناخت حقيقت
غافل كند؛ همه بايد با هم همكارى كنند تا اقتدار ملت ايران تاءمين شود.
بنده گفتم اقتدار ملى ؛ توقعم اين است كه همه مسؤولان در راه تحقق اقتدار ملى فعاليت و
تلاش كنند؛ نه اين كه به لفاظى و بحثهاى نظرى بپردازند؛ يكى بگويد اقتدار ملى
اين است ، ديگرى بنويسد نخير، آن است ؛ اين بحثها به درد مردم نمى خورد. معلوم است
اقتدار ملى چيست . ملت آن موقعى احساس اقتدار ملى مى كند كه ببيند مسؤولانش بجا و درست
عمل مى كنند؛ درست مى انديشند و درست حرف مى زنند؛ از منافع او در
مقابل دشمنان و گرگها دفاع مى كنند؛ براى نيازهاى او وقت صرف مى كنند؛ براى او
دل مى سوزانند و از خودشان توانايى و كارايى نشان مى دهند. اقتدار ملى ، اقتدار ملت
ايران است ؛ اما با تلاش مسؤولان . رؤسا و مسؤولان بخشهاى مختلف كشور، با عملِ خود
اقتدار ملى را به وجود مى آورند.
شما مردم آن وقتى كه ببينيد مسؤولى در مقابله با متجاوزان به حقوق شما سينه سپر مى
كند، احساس اقتدار مى كنيد. شما وقتى ببينيد كسانى هستند كه از منافع ملت قدرتمندانه ،
با گذشت ، با صرف كردن همه توان و نيروى خود دفاع مى كنند، احساس اقتدار مى
كنيد. يك ملت آن وقتى احساس ضعف مى كند كه ببيند مسؤولانش يا نمى فهمند، يا دير مى
جنبند، يا خداى نكرده به اشاره انگشت ديگران مى جنبند؛ اين جاست كه اين ملت احساس بى
پناهى و ضعف مى كند. خدا را شكر مى كنيم كه مسؤولان كشور سالمند. مسؤولان كشور
براى انجام وظيفه ، عمرشان را دارند صرف مى كنند؛ اين مساءله بسيار مهمى است . فرق
مى كند كه كسانى طبق تبليغات راديوهاى بيگانه ، براى مقاصد شخصى خودشان تلاش
كنند؛ يا نه ، براى خاطر خدا كار كنند. آنچه كه براى يك ملت اهميت دارد، اين است كه در
همه رده ها - از بالا تا پايين - مسؤولانى كه انگشت آنها مى تواند گرهها را باز كند،
همين طور با احساس مسؤوليت و با عقل و تدبير كار كنند. آنچه كه بنده - كه خدمتگزار
ديگران هستم - انتظار دارم ، اين است كه وقتى بحث اقتدار ملى مطرح مى شود، به جاى
بازى با الفاظ و به جاى بحثهاى تهى ، همه سعى كنند - به معناى حقيقى كلمه - با
كار و تلاش و زحمتكشى خود اقتدار ملى را تحقق و واقعيت ببخشند. وقتى بحث
اشتغال جوانان در كشور مطرح مى شود، آن كسانى كه مسؤوليت اين كار را برعهده دارند،
به طور جدى آن را دنبال كنند؛ اين مساءله بسيار مهمى است . البته من با جوانها حرفهاى
زيادى دارم ؛ يك جلسه هم ان شاءاللّه با جوانها خواهيم داشت ؛ در آن جا آنچه كه در ذهنم
هست ، به جوانها عرض خواهم كرد؛ الان نمى خواهم وارد آن مباحث بشوم ؛ اما مساءله
اشتغال ، مساءله جوانها، مساءله اين همه سرمايه انسانى انباشته بر روى هم ، يكى از
مسائل بسيار مهم است ؛ مسؤولان كشور بايد به فكر اين باشند.
از جمله مسائل مهم كشور، همين مساءله انتخابات رياست جمهورى است . من درباره انتخابات
رياست جمهورى ان شاءاللّه حرفهايى خواهم زد و توصيه هايى خواهم كرد؛ اما چون اين
روزها فرصت ثبت نام داوطلبان رياست جمهورى است ، چند مطلب را عرض مى كنم :
اول ، آن كسانى كه در خودشان اين توانايى و همت را مى يابند كه بتوانند در آن موقعيت
قرار بگيرند، بايد بروند و خودشان را در معرض قرار بدهند؛ اين يك وظيفه است .
وظيفه آحاد عظيم ملت هم اين است كه در اين حادثه بسيار مهمى كه به سرنوشت كشور
مربوط مى شود، دلسوزانه و مسؤولانه شركت كنند. در هر نوبت از انتخابات رياست
جمهورى - البته انتخابات ديگر هم همين طور است ؛ منتها انتخابات رياست جمهورى مهمتر
است بوقهاى تبليغاتى دشمنان از مدتى پيش
مشغول سمپاشى و آلوده كردن و زهرآگين نمودن فضا مى شوند تا شايد بتوانند به
انتخابات لطمه يى بزنند. شما و همه ملت عزيز ايران بدانيد - و مى دانم كه مى دانيد -
دشمن چشم دوخته است كه انتخابات رياست جمهورى ، انتخابات بى رونقى بشود؛ براى
آنها اين مهم است . در درجه اول دشمن مايل است كه انتخابات بى رونق شود. البته در
درجه دوم ممكن است كسى را بر كسى ترجيح بدهند؛ اما آن درجه بعدى است ؛ در درجه
اول مى خواهند كه انتخابات بى رونق شود. اما نقطه
مقابل آن ، براى دلسوزان نظام و شخص اين جانب ، در درجه
اول اين مهم است كه انتخابات ، انتخابات پُررونق و پُرشورى شود و آحاد عظيم مردم ،
شركت در انتخابات را وظيفه خودشان بدانند.
نكته بعدى در باب انتخابات اين است كه مردم بايد به فكر شناخت اصلح باشند؛ چون
چيز كوچكى نيست . مساءله انتخابات ، مساءله سپردن سرنوشت بخش عمده امكانات كشور
به يك نفر و يك مجموعه است . سرنوشت مسائل اقتصادى ،
مسائل فرهنگى ، روابط خارجى و مسائل گوناگون ديگر تا حدود زيادى به اين قضيه
وابسته است . درست است كه قواى ديگر هم هر كدام وظايفى دارند، اما مهمترين
مسائل و فعاليتهايى كه در بخشهاى مختلف كشور به جريان مى افتد، به قوه مجريه
مربوط است كه سرنوشت آن در اين انتخابات معلوم مى شود. البته ما هنوز درست نمى
دانيم چه كسانى نامزد خواهند شد؛ از فردا معلوم خواهد شد. كسانى مى روند نامزد مى
شوند؛ بعد هم شوراى نگهبان طبق وظيفه قانونى خود آن كسانى را كه از لحاظ معيارهاى
قانونى صلاحيت دارند، مشخص خواهد كرد؛ سپس من و شما بايستى در بين اين مجموعه نگاه
كنيم و آن كسى را كه اصلح است ، انتخاب كنيم ؛ اين هم وظيفه بسيار مهمى است .
نكته سوم در اين زمينه ، خطاب به نامزدهاى انتخابات است . انتخابات در كشور ما بايد
مسابقه يى براى خدمت باشد، نه مسابقه يى براى كسب قدرت ؛ انتخابات اسلامى اين
گونه است . آن جايى كه دعوا بر سر قدرت است ، آن طورى مى شود كه شما در بعضى
از انتخاباتهاى دنيا مشاهده مى كنيد؛ يك نمونه اش را هم در انتخابات اخير امريكا ديديد.
آن جا دعوا بر سر قدرت است ؛ دست به يقه اند؛ هر طرف مى خواهد قدرت را به حزب و
مجموعه خودش منتقل كند. مساءله ، مساءله كسب قدرت است ؛ صريحا هم مى گويند: تلاش
مى كنيم تا به قدرت و مقام برسيم . در منطق اسلامى ، قدرت و عزت و آبرو و خوشنامى
و امكانات ، فقط و فقط براى خدمت به مردم و حركت دادن خود و جامعه و كشور در راه نظام
مقدس اسلامى و رسيدن به آرمانهاى بلندى است كه انسانها نيازمند آنند.
((حسن ختام : رهنمودهاى رهبرى ))
عزيزان من ! ملت بزرگ ايران ! اى نمودار عظمت و قدرت اسلام در اين روزگار! اى
جوانان ! اى زن و مرد! اى دلهاى مؤمن ! اى روحهاى گرم ! دست خدا را در اين حادثه ببينيد.
خطاست اگر كسى گمان كند كه ملت ايران كه به ميدان آمدند، يا نيروهاى مؤمنى كه آن
گونه قدرتمندانه ظاهر شدند، به خاطر حرف فلان و بهمان بود؛ نه ، فلان و بهمان
چه كسى هستند؛ من و امثال من چه كسى هستيم ؟ اين ، اراده و دست قدرت خداست ؛ اين ، همان
دست قدرت و عظمتى است كه بيست سال است على رغم همه دشمنيها، دارد اين ملت و اين نظام
و اين انقلاب را پيش مى برد؛ باز هم پيش خواهد برد؛ باز هم از اين ملت دفاع خواهد كرد؛
باز هم دشمنان را سركوب خواهد كرد؛ اما من و شما بايد درس بگيريم . هر ملتى كه از
حوادث درس گرفت ، پيروز و موفق خواهد شد.
من در اين جا چند نكته را به عنوان درس يادداشت كرده ام كه عرض بكنم و صحبتم را - كه
طولانى هم شد - تمام كنم . درسهاى اين حادثه ، درسهاى متعددى است و براى همه هم هست :
اولين درس را دشمنان ما بگيرند؛ مشت به سندان نكوبند؛ با اسلام درنيفتند، با نظامى
كه متكى به توده هاى ميليونى ملت است ، درنيفتند؛ فايده يى ندارد.
درس دوم براى عموم ملت است . ملت عزيز ما دشمنان را بشناسند - كه مى شناسند - بدانند
كه سلاح اصلى و سلاح فايق و سلاح برتر ما عبارت از ايمان ، وحدت و هوشيارى است .
ايمانتان را حفظ كنيد، وحدتتان را حفظ كنيد، هوشياريتان را حفظ كنيد؛ اگر اين باشد، هيچ
دشمنى نمى تواند به شما آسيب بزند.
درس سوم براى مسؤولان است . مسؤولان قدر اين ملت را بدانند؛ رفع مشكلات اين ملت را،
هدف حقيقى و دايمى خودشان قرار بدهند؛ هر چه تلاش مى كنند، اگر اين تلاش را مضاعف
كنند، جا دارد. اين مردم ارزشش را دارند كه انسان براى اينها همه هستى خودش را مايه
بگذارد. مسؤولان عزيز - دولت ، مجلس ، قوه قضائيه ، نيروهاى مسلح ، همه و همه - هرچه
مى توانيد، به اين مردم خدمت و براى آنها كار كنيد. اين مردم خيلى باارزش و خيلى
شريفند. بدانيد كه اين نظام با اتكاى به اين مردم ، از هر كوهى استوارتر و محكمتر
است .
درس چهارم به دانشجويان است . دانشجويان عزيز! ببينيد كه دشمن دارد در محاسباتِ خود
عنصر دانشجو را وارد مى كند. البته از مدتى پيش وارد كرده است ؛ اما حالا دشمن به
صورت عملى مى خواهد با عنصر دانشجو، بازى كند. هوشيارى شما، آگاهى شما، ايمان
شما، دقت نظر شما، بايد دشمن را ناكام كند. هرچه مى توانيد، در موضع يك انسان آگاه
و هوشيار عمل كنيد. مملكت متعلق به شماست . ماها كه رفتنى هستيم ؛
نسل شماست كه اين مملكت را مى گيرد. پدران و
نسل قبل از شما توانستند اين كشور را از چنگ غارتگران خارجى - و عمدتا امريكايى -
خارج كنند. آنها حالا دارند دست و پا مى زنند و پنجه مى كشند و تلاش مى كنند؛ اين شما
هستيد كه بايد خودتان را مجهز كنيد و كشورتان را نگه داريد. نگذاريد اين كشور، اين
منابع ، اين قدرت عظيم و اين منطقه حساس به دست دشمن بيفتد؛ خودتان را آماده كنيد.
درس پنجم ، درس به خطوط سياسى است . من خطوط سياسى را از يك منظر نگاه مى كنم .
براى من اسمها اهميت ندارند؛ براى من مغزها و دلها و عملها اهميت دارند. هر كسى به اسلام و
ارزشها، به امام ، به مصالح ملى و به سرنوشت اين كشور بيشتر علاقه نشان بدهد، او
براى من عزيزتر است ؛ متعلق به هر خطى باشد؛ متعلق به هر جماعتى باشد؛ متعلق به
هر جريان سياسى يى باشد. سعى كنيد خودتان را با اين معيارها تطبيق بدهيد؛ ملت اين
را از شماها مى خواهد. ملت ، اسلام را مى خواهد. ملت ، حاكميت و اقتدار اسلامى خود را مى
خواهد. به دشمن و ايادى او اعتماد نكنيد. اين بدحالتى است كه انسان ببيند در
داخل خطوط سياسى ، با خط مقابل خودشان خصمانه رفتار كنند؛ اما مرزهاى خودشان را
به روى دشمن باز نمايند! من اين را نمى پسندم ؛ اين را ملت نمى پسندند؛ به جراءت مى
توانم بگويم كه اين را خدا هم نمى پسندند.
خطبه هاى نماز جمعه تهران
تاريخ سخنرانى : 8/5/1378
|