next page

fehrest page

فهرست مطالب 
پيشگفتار
مقدمه
((مطلع كلام نور))
((تعريف و مفهوم اقتدار ملّى ))
((منابع اقتدار ملى ))
((اقتدار معنوى ))
((ابهت ملت ايران به بركت همين ايمان ))
((اتكال به خدا ذخيره تمام نشدنى و قدرت واقعى است ))
((اقتدار معنوى اسلام ، قدرت جديد و عظيم امروز دنيا))
((صلابت به بركت ايمان به خداست ))
((رسيدن به اوج قله حيات طيبه با حفظ روحيه و ايمان به خدا))
((آنچه كه ما داريم ، به بركت اسلام داريم ))
((عامل قدرت ، ايمان نيروهاى حزب الله است ))
((پايبندى به ارزشهاى اسلامى ، نظام را در برابر دشمنان حفظ مى كند))
((اقتدار جهانى ملت ايران در تمسك به اسلام و قرآن است ))
((عينيت بخشيدن به عزت با گسترش روح دينى ))
((تقوا، عامل اقتدار نظام اسلامى ))
((بنيان اقتدار و عزت ، اخلاق است ))
((قرآن عامل استحكام پايه هاى نظام اسلامى ))
((دين و ايمان ، سرچشمه اقتدار))
((فقه متين جعفرى عامل اقتدار و يكپارچگى ))
((نزديك شدن به قرآن ، نزديك شدن به عزت است ))
((اقتدار نظامى ))
((تقويت بنيه دفاعى به تقويت نيروهاى مسلح است ))
((بسيج پشتوانه زوال ناپذير دفاع ))
((بايد نيرومند بودن اين ملت ، در نيروهاى مسلح تجلى كامل پيدا كند))
((نيروهاى مسلح ما به شجاعت اولى هستند))
((مجموعه شما بايد براى اثبات قدرت و توان جمهورى اسلامى است ))
((نيروهاى مسلح ، نوك پيكان قدرت عظيم اين ملت است ))
((نيروهاى مسلح يكى از عناصر و اركان حقيقى نظام ))
((امروز جمهورى اسلامى اعتبار و قدرت نظامى بيشترى دارد))
((كسب اقتدار قانونى كامل و در خدمت مردم بودن ، وظيفه نيروهاى مسلح است ))
((سپاه با حضور خود حقيقتى از حقايق اسلام را زنده كرد))
((دقت و مراقبت در انجام وظايف ، موجب اقتدار است ))
((نيروى انتظامى مظهر اقتدار ملى ))
((نيروهاى مسلح ؛ پنجه هاى قوى ملت ))
((امروز ارتش و سپاه اين كشور را با قدرت كامل حفاظت و حراست مى كنند))
((مظهر احساس اقتدار ملى در موضع قدرتمند ارتش است ))
((نيروى انتظامى با اقتدار حقيقى ، پاسدار امنيت فردى و اجتماعى است ))
((آن كه از موجوديت و كيفيت و پيشرفت و سازندگى دفاع مى كند، نيروهاى مسلح است))
((براى رسيدن به اقتدار سياسى ، وجود نيروهاى مسلح ضرورى است ))
((نيروهاى مسلح در نظام جمهورى اسلامى ايران وسيله اى است براى آمادگى ملت))
((نيروهاى مسلح از استقلال و هويت يك ملت دفاع مى كنند))
((بزرگترين ابزار اقتدار نيروهاى مسلح وحدت است ))
((نيروى نظامى مقتدر و مسؤوليت شناس مدافع شرف ملى است ))
((نيروهاى مسلح بايد از تمامى توان خود براى اعتلاى اين ملت استفاده كنند))
((نيروى انتظامى بايد مظهر عزت و اقتدار و رحمت مديريت كشور باشد))
((نيروهاى مسلح ، قوام استقلال كشورند))
((قدرت نيروهاى مسلح موجب استحكام نظام ))
((اقتدار در مقابل هرگونه تحرك دشمن ))
((انتظار مردم ، حفظ اقتدار ملى ))
((اقتدار سياسى ))
((اقتدار سياسى چيست ؟))
((امروز در دنيا وضعمان خوب است ))
((پيروزى انقلاب اسلامى هيمنه دو ابرقدرت را شكست ))
((هر ملتى ، اگر تسليم سلطه قدرتهاى بزرگ عالم شد، از دست رفته است ))
((ايران اسلامى در سطح منطقه و جهان ، در اوج اقتدار ملى است ))
((اقتدار سياسى بر سه پايه استوار است ))
((عزت ، حكمت و مصلحت محور اساسى سياستهاى خارجى است ))
((ملت ايران در سرتاسر آفاق سياسى عالم شناخته شده است ))
((اقتدار در عرصه ديپلماسى ))
((آثار بركت انقلاب و عزت اسلامى در ايران در اروپا))
((ملت ايران در كمال اقتدار سياسى ))
((در مقام دفاع ، با قدرت تمام به دهان هر متجاوزى خواهيم كوبيد))
((اقتدار اسلامى ايران ، حضور مقتدرانه در مسائل جهانى است ))
((اقتدار در ديپلماسى و سياست خارجى ))
((انقلاب ، به قدرت يك حكومت مقتدر در دنيا اثر گذاشته است ))
((اين ملت مرعوب هيچ قدرتى نيست ))
((اين نظام مقتدر، دشمنان اسلام را بشدت به فكر فرو برده است ))
((ايران اسلامى هيچ گاه در مقابل هيچ قدرتى تسليم نخواهد شد))
((ايران اسلامى مشتاق اقتدار جهان اسلام است ))
((هيچ قدرت مادى نمى تواند بر ملت ايران فايق بيايد))
((جمهورى اسلامى در سطح دنيا داراى عزت و چهره پيشرونده است ))
((امروز نظام جمهورى اسلامى يكى از مقتدرترين كشورهاست ))
((بيست سال گذشته ؛ دوران درخشان تاريخ ملت ايران ))
((ديپلماسى ابزار كارآمد اقتدار سياسى است ))
((امروز جمهورى اسلامى در دنيا عزيز است ))
((شرط اقتدار سياسى ، پرهيزگارى و عدالت مسؤولان است ))
((اقتدار فرهنگى ))
((اقتدار فرهنگى يعنى چه ؟))
((پاسخ هجوم فرهنگى ، تفنگ نيست ))
((تهاجم فرهنگى ، بيشترين همت دشمن ))
((تهاجم فرهنگى را نبايد انكار كرد))
((پيش به سوى تمدن والاى اسلامى و انسانى ))
((در مقابل نيرنگهاى فرهنگى ، با عبادات فردى خودتان را مثل فولاد، محكم و آبديده كنيد))
((چرا از ورزش در برابر تهاجم فرهنگى استفاده نمى گردد؟))
((تمسك يافتن به فرهنگ خودى در مصاف با تهاجم فرهنگى ))
((مؤثرترين حربه عليه تهاجم فرهنگى ، دين است ))
((فرق تهاجم فرهنگى و تبادل فرهنگى چيست ؟))
((مهمترين سنگر يك انسان ، ايمان و انگيزه و عشق اوست ))
((اقتدار اقتصادى ))
((اقتدار اقتصادى يعنى چه ؟))
((نفت ؛ بزرگترين ابزار قدرت ))
((مظاهر اقتدار ملّى ))
1) ((جايگاه رهبرى و ولايت امام خمينى (ره ) در اقتدار ملى ))
((اين اقتدار و عزت ميراث امام (ره ) است ))
((امام اين قدرت را به دنيا اثبات كرد))
((به بركت امام ، از موضع قدرت با دنيا حرف مى زنيم ))
((راهى كه امام (ره ) آموخت ))
((امام بذر مقاومت و قيام را پاشيد))
((امام (ره ) پيشاهنگ اقتدار))
((امام و اقتدار ملى ))
((ملت ايران با تكيه به رهبرى امام ، تمدن نوين را بر اساس اسلام بنا خواهد نهاد))
((اقتدار در گرو تداوم راه امام ))
((ملت و دولت ايران به رهبرى امام خمينى پرچم عظمت اسلام و ايران را برافراشت))
((امروز ملت ايران احساس توانايى و اقتدار و عزت مى كند))
((امام (ره ) عامل توانمند حركت اقيانوس عظيم ملت ايران ))
((امام مظهر اقتدار اسلامى نظام بود))
2) حضور مردم
((مردم مهمترين پايه جمهورى اسلامى ))
((مظهر قدرت حقيقى ، حمايت و حضور عظيم مردم در صحنه است ))
((ملت ايران خيلى ريشه دار و مقتدر است ))
((هر نظامى كه بر پايه مردم بنيانگذارى نشده باشد، ماندنى نيست ))
((همه جا مردم حضور دارند. اين ، خصوصيت انقلاب ماست ))
((ملت ما در حساسترين مسايل ، حضور خود را نشان داده است ))
((ملت ما يكپارچه از موجوديت خود دفاع كرد))
((اگر كسى مورد حمايت مردم نباشد؛ در راءس امور قرار نمى گيرد))
((پايدارى اقتدار ملى با حضور مردم در صحنه ميسر است ))
((آرزوها بر آمريكا در صورت حضور فعال مردم در صحنه ، نشدنى است ))
((اين ملت ، ملت مقتدر و مؤمنى است ))
((ابزارهاى اقتدار و عزت كنونى ملت ما چيست ؟))
((حضور و اراده مردم ، اين نظام را اقتدار بخشيده است ))
((اقتدار و توانايى ما در صحنه بين المللى به پشتيبانى مردم است ))
3) انقلاب اسلامى
((انقلاب اسلامى ايران ؛ يك حقيقت غير قابل خدشه ))
((ملت ايران امروز قويترين ملتهاست ))
((آمريكا معترف به اقتدار و پايدارى ملت مسلمان ايران ))
((امروز دشمن ، مغلوب انقلاب اسلامى است ))
((امروز نظام اسلامى نظام مقتدرى است ))
((اقتدار و عزت كشور به بركت انقلاب اسلامى است ))
((دفاع از هويت و اساس انقلاب و نظام ))
4) ((شهيدان ))
((ابّهت و اقتدار معنوى ، ناشى از همين شهادتهاست ))
((شهيدان با ايثار خود، پرچم اسلام را در اين سرزمين برافراشتند))
((قدرت جمهورى اسلامى ، ثمره خون شهيدان ))
((دشمن بارها به قوت اسلام و نظام اسلامى اعتراف كرده است ))
((عظمت كشور به بركت خون شهيدان است ))
((عزت و استقلال كشور مرهون خون شهيدان است ))
((اقتدار و امنيت به بركت خون شهيدان ))
5) وحدت ملى
((وحدت صفوف ملت رمز پيروزى انقلاب است ))
((حفظ وحدت را اصل قرار دهيم ))
((قوت و قدرت ما هنگامى بروز مى كند كه ملتى يكپارچه باشيم ))
((وحدت كلمه و تلاش براى ساختن كشور، دو نكته مهم ))
((پاسدارى از وحدت مردم فرض و واجب است ))
((اين ملت با يكپارچگى و وحدت خود توانست به هدفهايش برسد))
((رسالت مطبوعات ، حفظ وحدت ملى كشور است ))
((ملت ايران به بركت وحدت كلمه پيروز شد))
((عزت شما به وحدت شماست ))
((نگذاريد وحدت اين ملت بزرگ و متحد خدشه دار بشود))
((وحدت ملى چگونه تاءمين مى شود؟))
((وحدت ملى يكى از اساسى ترين خواسته هاى يك ملت است ))
((با وحدت ملى ، آبروى ملت را بهتر مى شود حفظ كرد))
((من بر روى ((وحدت ملى )) تاءكيد بيشترى دارم ))
((وحدت ملى چگونه قابل تحقق است ؟))
((وحدت كلمه آحاد ملت ، مهمترين عامل اقتدار ملى ))
((وحدت ، مظهر عزت و اقتدار مسلمانان ))
6) امنيت ملى
((امنيت مثل هوا براى انسان ، به طور مستمر لازم است ))
((يك ملت در داخل خانه خود بايد احساس امنيت كند))
((امنيت ملى براى يك ملت ، از همه چيز واجب تر است ))
((ايمان و اعتقاد اسلامى ، حصار امن امنيت ملى است ))
7) انتخابات
((مجلس شوراى اسلامى ، نقطه اميد نظام و مظهر اقتدار و اختيار ملت است ))
((قدرت يك دولت و يك كشور، به حضور مردم است ))
((انتخابات ، مظهر توانايى و اقتدار ملى ))
((انتخابات ، مظهر اقتدار ملى است ))
((حضور مردم در انتخابات ، يكى از مهمترين مظاهر اقتدار ملى است ))
((انتخابات ، مظهر حضور مردم است ))
8) دولت جمهورى اسلامى
((دولت مظهر اقتدار ملى است ))
((اقتدار دولت همان اقتدار ملى است ))
((جهاد مظهر عزت و اقتدار و سربلندى ملت است ))
((اگر دولت اسلامى شد عزت حقيقى براى مردم به وجود مى آيد))
9) ايستادگى و مقاومت
((ملت ايران در مقابل هرگونه توطئه اى ، آگاهانه و هوشيارانه ، مقاومت و ايستادگى كند))
((عزت به دست آمده از ايستادگى و مقاومت انقلابى ملت ما بود))
((تنها راه ما براى دفاع از اسلام و انقلاب ، ايستادگى و مقاومت است ))
((علت ايستادگى و مقاومت ملت ايران در مقابل تهاجم دشمن ))
((اميد ملتهاى دنيا، ايستادگى و مقاومت ملت ايران است ))
((ايستادگى و مقاومت و حضور و وحدت ، شرط پيروزى ))
((احساس قدرت با اتكاى به خدا و تكيه به اراده ملت ))
((اين ملت ، بحمداللّه مى تواند روى پاى خود بايستد))
((جوهر ايستادگى و مقاومت در يك ملت ، جوهر نفيس و گرانقدرى است ))
((استقلال ملت ايران ناشى از روح دينى و اسلام است ))
((قدرت حقيقى كشور مربوط به جوانان است ))
((چرا در مقابل سلطه گران ايستادگى و مقاومت مى كنيم ؟))
10) استقلال
((ملت ايران ، راه استقلال در سايه حاكميت قانون الهى را برگزيده است ))
((استقلال كشور در تمسك به اسلام و عمل به اسلام است ))
((ملتى كه قوى و متحد باشد، هيچ دشمنى براى او خطرناك نيست ))
((نظام اسلامى ، نظام استقلال ملى است ))
((رفع دشمنى ، فقط با اقتدار و عزت و استقلال ايران ممكن است ))
((استقلال بيت الغزل انقلاب اسلامى بود))
عوامل مؤثر بر اقتدار ملى
((رهبرى نظام ))
((وحدت كلمه ))
((ايدئولوژى (اسلام و قرآن ) ))
((ايمان به خدا و كار براى رضاى او))
((فرهنگ شجاعت و بسيجى ))
((بنيه دفاعى قوى ))
((سازندگى كشور))
((ايستادگى و مقاومت ))
((تحقق شعار امت واحده ))
((دفاع از استقلال كشور))
((تقويت پايه هاى اقتدار ملى ))
((تاءمين نيازهاى جامعه ))
((ايمان داشته به هدف و احساس مسئوليت ))
((همكارى و هماهنگى بين مسؤولان نظام ))
((حسن ختام : رهنمودهاى رهبرى ))
پيشگفتار 
در نخستين لحظات آغاز سال 1380، مقام معظم رهبرى و فرماندهى كل قوا، در پيام نوروزى شان از ((اقتدار ملى )) به عنوان يك شعار اساسى ياد كردند و ضمن توصيف آن ، اقتدار ملى را حافظ هويت كشور، مايه عزت و وسيله رسيدن به آرمانهاى ملت خواندند.
از آنجا كه ((اقتدار ملى )) نشانه عظمت ، عزت ، كرامت ، شخصيت و... ايران اسلامى است ستاد كل نيروهاى مسلح با بهره گيرى از فرمايشات فرماندهى معظم خود، مجموعه اى از بيانات معظم له را كه تاكنون ، پيرامون ((اقتدار ملى ))، در مقاطع و مجامع گوناگون ، به مناسبت هاى مختلف ايراد فرموده اند، گردآورى كرده تا با استفاده از معانى ژرف و عميق آن براى نسل حاضر و نسل هاى آينده ، خصوصا مديران ارشد نيروهاى مسلح راهنماى ارزشمندى باشد.
مقام معظم رهبرى ، به منظور تبيين ((اقتدار ملى ))، در فرازى از پيام نوروزى خود مى فرمايند: ((اقتدار ملى براى يك كشور، حفظ كننده هويت او، مايه عزت او و وسيله رسيدن به آرمانهاست .))
((اقتدار ملى ، فقط به معناى توانايى هاى نظامى نيست ، اقتدار ملى يك مسئله همه جانبه است و بر دوش دستگاههاست و به عنوان يك وظيفه اصلى ، بر دوش هر سه قوه اساسى كشور نهاده شده است .))
((اقتدار ملى به معناى اين است كه يك ملت ، در مسؤولان كشور جلوه هاى قدرت و توانايى و عزت خود را مشاهده كند و كارهاى با سياستهاى درست ، با برنامه ريزى صحيح ، با جديت و پشتكار و با هماهنگى و انسجام كامل پيش برود.))
بنابراين جلوه هاى قدرت و توانايى در سيما و عملكرد مسؤولان يك نظام ، بى شك بر حضور و مشاركت همه جانبه مردم در صحنه هاى سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى ، فرهنگى و... كشور، و نظارت دائم بر عملكرد مسؤولان آن نظام بستگى دارد. و اين همه ، به صورت يكجا در وجود نيروهاى مسلح مردمى متجلى است ، به گونه اى كه مى توان گفت پشتوانه هاى مردمى نيروهاى مسلح ، تبلور قدرت و اقتدار ملى است . نيروهاى نظامى و انتظامى برخاسته از مردم و در خدمت جامعه و اهداف متعالى آن ، به يك روايت ، جلوه هاى مشروع اقتدار ملى هستند كه ملت براى حفظ و پاسدارى از نظام ((خويش ساخته )) پشتوانه نهاد حكومت قرار داده است .
از اين منظر اقدام ستاد كل نيروهاى مسلح در گردآورى بيانات فرماندهى كل قوا، پيرامون ((اقتدار ملى )) در يك جلد - كه خود بهترين توصيف و تفسير اين عبارت است - مى تواند اقدامى فرهنگى و بنيادين در جهت استفاضه آحاد نيروهاى مسلح و در عين حال آگاه سازى ايشان از مسؤوليت ارزشمند و خطيرى كه بر عهده دارند، باشد.
همچنين براى اطلاع تمامى مسؤولان نظام كه به نمايندگى از سوى ملت بزرگوار و انقلابى ايران اسلامى ، بخشى از مديريت كلان حكومت را در دست دارند بسيار مفيد و رهگشا قرار گيرد.
ستاد كل نيروهاى مسلح اميدوار است با چاپ اين مجموعه توانسته باشد گامى در جهت آگاهى بيشتر مسؤولان و مردم خصوصا نسل جوان كه مى بايست از هم اكنون با رسالت خطير خود در حفظ عزت و اقتدار به دست آمده با خون هزاران شهيد انقلاب و دفاع مقدس آشنا گردند، برداشته باشد.
معاونت فرهنگى و تبليغات دفاعى ستاد كل نيروهاى مسلح
مقدمه 
ستايش بيكران مخصوص خداوندى است كه هستى را آفريد و از راه لطف ، انسان را احسن الخالقين قرار داد و مقام خليفة اللهى اش را عطا فرمود.
حمد و ثنا سزاوار خالق يكتايى است كه براى تكميل فضل بى منتهاى خود، با ارسال رسل و انزال كتب ، بشر را به سوى فلاح و رستگارى رهنمون شد تا در شعاع پرتو تعليم آسمانى ، بر صراط حق راه پيمايد و به قرب الهى نايل آيد.
شكر و سپاس خداى را سزد كه استمرار هدايت بشر را پس از انبياء، با نصب امامان معصوم (عليهم السلام ) ممكن ساخت تا چشمه ساز زلال حكمت و تعاليم الهى ، به بركت وجود آن برگزيدگان ، نخشكد و جان تشنه و شيفته انسان را طراوت و نشاط بخشد.
درود بى همتا بر تمامى برگزيدگان الهى از آدم تا خاتم (صلوات الله عليهم اجمعين )، و بر ائمه معصومين (عليهم السلام )، و سلاله پاك آنان و بر تمامى فقيهان و عالمان دين و مراجع عظام تقليد كه چراغ پرفروغ روشنگرى دينى در زمان غيبت امام عصر ((عج )) هستند.
درود بر روح بلند و ملكوتى معمار كبير انقلاب اسلامى ايران ، حضرت امام خمينى ((ره )) كه احياگر اسلام ناب محمدى ((صلى الله عليه و آله و سلم )) و تبيين كننده سيره پاك علوى در عصر ظلمت زده كنونى بودند.
درود به محضر نايب بر حق امام زمان ((عج )) و شاگرد مخلص امام خمينى ((ره ))، و ولى امر مسلمين جهان ، حضرت آيت الله العظمى خامنه اى ((مدّ ظله العالى )) كه راهبرى و هدايت كشتى انقلاب اسلامى ايران را در درياى پرتلاطم جهان كنونى مقتدرانه و حكيمانه عهده دار مى باشند.
آنچه در كتاب حاضر گرد آمده است ، گوشه اى اندك از بيانات گهر بار رهبر معظم انقلاب اسلامى است كه در باره ((اقتدار ملى )) و مؤلفه هاى آن بيان فرموده اند.
از آنجا كه سال 1380 به فرمان معظم له سال ((اقتدار ملى )) و ((رفتار علوى )) نام گرفته است ، بنا بر اين تاكيد، انگيزه تدوين چنين اثرى همين امر بوده است تا هر چه بيشتر، مفهوم ، منابع و مظاهر آن از كلام رهبر فرزانه انقلاب مشخص گردد.
با غور در انديشه هاى ژرف ايشان ، در مى يابيم كه مفهوم ((اقتدار ملى )) در كلام معظم له به معنى قدرت ، نيرو، توانايى ، شايستگى و لياقت آمده كه اين قدرت و توانايى با تمامى آنچه كه يك ملت را به هم پيوند مى دهد و متحد مى كند، گره خورده است .
مؤلفه هاى مثبتى چون وحدت مردم ، ايمان و اعتقاد اسلامى ، حضور مردم در صحنه ، امنيت ملى ، داشتن نيروهاى مسلح مقتدر و توانمند، قواى سه گانه مقننه و مجريه و قضائيه كارآمد، پيشرفت كشور در زمينه هاى سياسى ، فرهنگى ، اقتصادى و اجتماعى ؛ از جمله مؤ لفه هاى اقتدار ملى به حساب مى آيند.
بدون شك ، دست يافتن به اقتدار ملى ، بدون توجه به مظاهر آن و تلاش در جهت تقويت آنها، امرى محال و غيرممكن است .
در اثر حاضر كه تماما از بيانات گهربار مقام عظماى ولايت بهره بردارى شده است ، همه اين مؤلفه ها و هر آنچه عزت و اقتدار ايران اسلامى را باعث مى شود، از نگاه نافذ و انديشه بلند آن رهبر فرزانه دور نمانده است . در زمانهاى مختلف و مناسبت هاى گوناگون ، در سخنرانيها و پيامهاى خويش ، شمه هايى از راههاى وصول به اقتدار ملى و عوامل تاءثير گذار بر آن را برشمرده اند كه همانها دستمايه فصل بندى اثر حاضر شده است .
در اين كتاب ، سعى شده است ، هرآنچه به نظر مقام معظم رهبرى ، اقتدار ملى و اقتدار اسلامى ايران را فراهم مى آورد، از تاريخ 14/3/1368 (انتخاب ايشان به عنوان رهبر از سوى مجلس خبرگان ) تا پايان نيمه اول سال 1380 از متون و جرايد و نرم افزارهاى تدوين شده از بيانات ايشان ، استخراج و به رشته تحرير در آيد كه در چند بخش عمده ، چون ((تعريف و مفهوم اقتدار ملى ))، ((منابع اقتدار ملى ))، ((مظاهر اقتدار ملى ))، ((عوامل تاءثير گذار بر اقتدار ملى ))، به ترتيب تاريخ تدوين شده است . البته ؛ هر يك از اين بخشها نيز، مؤلفه هاى متعددى را شامل مى شود كه در ذيل هر بخش ، به آنها اشاره شده است .
بيان اين نكته ضرورى است ، از آنجا كه در تدوين عنوانها (تيترها) بنا بر ايجاز بوده است ، ممكن است اندك تفاوتى از لحاظ واژگان با جملات مقام معظم رهبرى مشاهده گردد كه توصيه مى شود هنگام بهره بردارى ، اين مهم - فقط درباره عنوان ها - مورد نظر قرار گيرد و آن دست از عنوان ها كه عينا در متن نيامده و يا بخشى از آن ذكر نشده است به عنوان كلام معظم له قيد نگردد.
شايان ذكر است ، در ذكر منبع برخى از فرازها از كلام رهبر معظم انقلاب اسلامى ، تنها به ذكر تاريخ ، مكان ملاقات و تركيب ملاقات كنندگان با معظم له اشاره شده است ، كه علت اين امر، به سبب بهره بردارى از نرم افزار در اختيار گذاشته از سوى مؤسسه فرهنگى - پژوهشى انقلاب اسلامى (حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمى خامنه اى مدظله العالى ) مى باشد.
اين اثر به پيشنهاد معاونت فرهنگى ستاد كل نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران تدوين گرديده و توفيق چنين خدمتى ناچيز به تدوينگر محول شد تا خوشه چين باغ صفاى كلام ولايت باشم و چون غواصى ، جست وجوگر مرواريدهاى كلام رهبر مسلمين جهان در اقيانوس ژرف انديشه هاى بلند آن مقتدا باشم . خدايا را به پاس اين توفيق شاكرم و از سر تواضع ، سجده شكر بر آستان ربوبى اش بجا مى آورم .
((مطلع كلام نور)) 
((تعريف و مفهوم اقتدار ملّى )) 
در زمينه آنچه كه ما در سال 80 بايد به عنوان شعارهاى اساسى خودمان به آن نگاه كنيم ، من دو نقطه مهم را مطرح مى كنم :نقطه اول ، اقتدار ملى است . اقتدار ملى براى يك كشور، حفظ كننده هويت او، مايه عزت او و وسيله رسيدن او به آرمانهاست . تلاشى كه براى نابودى ملتها و به زنجير كشيدن آنها - از دورانهاى گذشته تا امروز - مى شود، هميشه در جهت نابود كردن و يا ضعيف كردن اقتدار ملى آنها بوده است و بعكس ، ملتهائى كه در راه تعالى و كمال قدم برمى دارند بايد در اقتدار ملى خودشان بكوشند. اقتدار ملى ، فقط به معنى توانائيهاى نظامى نيست و اقتدار ملى يك مسئله همه جانبه است و بر دوش همه دستگاههاست ، و به عنوان يك وظيفه اصلى ، بر دوش ‍ هر سه قوه اساسى كشور نهاده شده است .
اقتدار ملى به معناى اين است كه يك ملت ، در مسؤولان كشور جلوه هاى قدرت و توانائى و عزت خود را مشاهده كنند و كارها با سياستهاى درست ، با برنامه ريزى صحيح ، با جديت و پشتكار، و با هماهنگى و انسجام كامل پيش برود.
در سايه اقتدار ملى است كه مردم مى توانند به قدر استعدادشان و با شكوفائى اين استعدادها، تلاش خودشان را مبذول كنند. هر سه قوه بايد تلاش كنند تا با جدّيت و پشتكار و توكّل به خدا و اعتماد به مردم و همكارى با يكديگر، اقتدار ملى را تجلّى بخشند و مظهر اقتدار ملى بشوند.
... در اوايل سال 80، ما مساءله بسيار مهم انتخابات رياست جمهورى را داريم كه عرصه اى براى حضور ملت در صحنه سياسى كشور و مظهرى براى اقتدار ملى است . حضور مردم در انتخابات رياست جمهورى و انشاءالله آراء متراكم و بالايى كه به صندوقها خواهند ريخت ، مظهر اقتدار ملى و عظمت ملى و انشاءالله مظهر وحدت ملى خواهد بود. اميدواريم كه ملت ما در سايه اين اقتدار و اين حركت و تلاش و كار، بتوانند هم وحدت را كه آرزوى عمومى مردم است ، هم امنيت را كه نياز اساسى ملت ماست و هم بسيارى از برنامه هاى خودشان را عمل شده و تحقق يافته ببينند.
... من امسال كه سال امام على در رفتار، نه فقط در گفتار است - دو شعار اصلى را براى عملكرد دستگاههاى مختلف كشور مطرح كردم ، كه بايد آن را در مقابل چشم داشته باشند: يكى اقتدار ملى و ديگرى اشتغال مفيد و مولد؛ و حتى اولى از دومى مهمتر است .
... اما مسئله اقتدار ملى از اين مهمتر است . يك ملّت مثل ملّت ايران با همه وجودش با سابقه تاريخى اش ، با ريشه هاى فرهنگى اش با امكانات جغرافيايى و اقليمى اش و با تواناييهاى فراوان بشرى ، اقتدار و عزّت و توانايى آبروى خود را در چهره مسئولان كشور مشاهده مى كنند و قواى سه گانه مى توانند مظهر اقتدار ملى باشند.
اقتدار ملى يعنى چه ؟ اقتدار ملى دست قدرتمندى است كه مجموعه نيروهاى فعال قواى سه گانه در تشكيل آن سهم دارند و بايد وظيفه خودشان را با شجاعت و اقتدار و اميد و بدون رودربايستى و با همكارى كامل انجام بدهند. يك ملّت اگر اقتدار ملّى داشته باشد - اقتدار در زمينه اقتصاد، سياست ، فرهنگ و سازماندهى دولتى - مشكلات مادى و معنوى اش حل خواهد شد. اگر فرضا مسئولى در بخش امنيّت كار خود را خوب انجام مردم احساس عزّت و اقتدار مى كنند.اگر مسئولى در بخش ‍ اقتصاد تلاش كند و كارآمدى خود را نشان بدهد و پول ملّى را تقويت كند، تورم را مهار كند، در جامعه رونق اقتصادى بوجود بياورد و طبقات محروم را از حقوقى كه متعلق به آنهاست برخوردار نمايد - مردم احساس اقتدار و توانايى مى كنند؛ خودشان را در آن مسئولان مشاهده و ملاحظه مى كنند و او را مظهر خودشان بحساب مى آورند. وقتى در عرصه بين المللى مسئولان كشور با عزّت و سربلندى و استغنا در مجامع جهانى شركت مى كنند و حرف حقّ خودشان را با شجاعت بزبان مى آورند و در معامله و مبادله با دولتها، منافع ملى را مدّنظر مى گيرند و مصالح را ملاحظه و به نفع كشور كار مى كنند ملّت كه در جريان اين كارها قرار مى گيرد، احساس اقتدار مى كند.
اقتدار ملى به دو عنصر اصلى نياز دارد: يكى اين كه همه افراد وظايف خودشان را با قاطعيّت انجام دهند؛ دوّم اينكه قواى سه گانه با هم همكارى كنند.
... سال 80 را سال تفاهم ، سال انس ، سال همكارى و سال كمك به يكديگر قرار دهند. قوّه مجريّه و قضائيّه دو قوّه هايى هستند كه بايد مثل بازوان فعال در عرصه كشور كار كنند. وظايفى بر دوش قوّه مجريّه است ؛ وظايفى هم بر دوش قوّه قضائيّه است ؛ قوّه مقنّنه هم بايد به عنوان پشتيبان و حامى اين دو قوّه قوانين لازم را - براى اجراى خوب و مشكل پيدا نكردن در راه عمل و اجرا - در اختيار اينها قرار دهد تا دچار كمبود قانون نشوند. در مجلس ‍ شوراى اسلامى قانون بايد طبق مصالح كشور، مصالح ملّت و مطابق با اسلام باشد تا قوّه مجريّه و قوّه قضائيّه بتوانند با استفاده از قانون و مجراى صحيح قانونى وظايف خودشان را انجام بدهند؛ اين مى شود اقتدار ملّى .
اقتدار ملّى به كار جدّى و قاطعانه از سوى همه مسئولان بخشهاى مختلف كشور و هماهنگى دستگاههاى مختلف در راه مصالح ملّت احتياج دارد؛ همديگر را تخريب نكنند آن گونه كه دشمن مى خواهد.
در اجتماع عظيم زائران حرم رضوى
تاريخ سخنرانى : 1/5/1380
يك پايه اقتدار ملى ، در نيروهاى مسلح است . اقتدار ملى ، يعنى اقتدار ملت . اقتدار ملت در عملكرد مسؤولان يك كشور خود را نشان مى دهد. اگر عملكرد مسؤولان در گذاردن و اجراى قانونها، در صداقت و پاكدامنى ، در تلاش و خستگى ناپذيرى ، در به ميان آوردن ابتكارهاى خلاق و كارساز، در الگو قرار دادن انسانهاى برجسته و نمونه ، در طرد كردن انسانهاى فاسد - كه اين زمينه ها هم جز با ايمان مخلصانه به خدا به طور كامل ميسر نيست عملكرد خوبى باشد، ملت احساس اقتدار مى كند.
اقتدار ملى ، هم زمينه نظامى دارد، هم زمينه اقتصادى دارد، هم زمينه سياسى دارد، هم زمينه سازمانى دارد؛ در همه زمينه ها مسؤولان مى توانند كارى كنند كه ملت احساس اقتدار كند. آن وقتى كه دشمنى به مرز حمله مى كند، اگر مسؤولانِ دفاع از مرزها وظيفه خودشان را خوب به انجام رسانند، ملت احساس اقتدار مى كند. هنگامى كه سياستمداران زورگوى جهانى با انواع بازيهاى سياسى خواستند بر كشور و ملتى چيزى را تحميل كنند، اگر دستگاه سياسى آن كشور توانست هوشيارانه و مدبرانه تحميل دشمن را پس بزند، ملت احساس اقتدار مى كند. آن وقتى كه همه سرمايه اندوزان بين المللى سعى مى كنند يك ملت و يك كشور را در چنبره اختاپوس اقتصادىِ خودشان در بياورند و با نامهاى فريبنده و بناحق ، منابع يك ملت را جذب كنند، اگر مسؤولان اقتصادى كشور توانستند با تدبير و هوشيارى و با سرعت عمل متناسب ، تدابير لازم را پيش بگيرند و مانع از نفوذ پنجه دشمن در اقتصاد كشور شوند و اقتصاد ملى را شكوفا كنند، ملت احساس اقتدار مى كند. اقتدار ملى يك مفهوم و مقوله كاملا پيچيده و مركب است ؛ نه به معناى نظاميگرى است ، نه نظاميگرى نبودن آن بايد بهانه اى براى منزوى كردن كار نظامى بشود. نظاميان هم به نوبه ى خود در اقتدار ملى شريكند. در يك مجموعه نظامى ، اقتدار ملى با كارايى نظامى و رشد خلقيات جوانمردانه در آنها، خود را نشان مى دهد.
من بر وحدت بين نيروهاى مسلح - چه سازمانها و چه نيروهاى داخل يك سازمان - تاءكيد مى كنم . وحدت به معناى يكى شدن نيست ؛ وحدت به معناى هماهنگى و همدل بودن است . سازمان ارتش و سپاه و نيروى انتظامى ، هر كدام در وظايف مقرر و تعريف شده خودشان ، هم خوب كار بكنند و خود را از لحاظ كيفيت بالا ببرند، هم ديگران را به رسميت بشناسند و براى آنها احترام و ارزش قائل شوند و با آنها همدل باشند؛ اين مى شود مظهر اقتدار ملى .
در ديدار با فرماندهان و گروهى از پرسنل ارتش به مناسبت روز ارتش جمهورى اسلامى ايران
تاريخ سخنرانى : 28/1/1380
((منابع اقتدار ملى )) 
((اقتدار معنوى )) 
((ابهت ملت ايران به بركت همين ايمان )) 
بايد وحدت كلمه اى را كه به بركت ايمان به اسلام و اعتقاد به خدا در ميان اقشار مختلف مردم به وجود آمده است ، صنع الهى بدانيم و از آن قدرشناسى و پاسدارى كنيم . امروز ابهت ملت ايران به بركت همين ايمان است . حتّى دشمنان ملت هم اين حقيقت را قبول دارند و اعتراف مى كنند كه ملت ايران ، شجاع و آزاده و نيرومند و تحميل ناپذير است . سعى كنيم روزبه روز اين ايمان را در دلهامان تقويت كنيم . علماى محترم و روحانيون و وعاظ و گويندگان و نويسندگان دينى كه معلمان و مبشران بشارتهاى الهى براى مردم هستند، بايستى در عمق بخشيدن به ايمان مردم تلاش ‍ كنند.
همان طور كه خداى متعال در قرآن وعده فرموده ، تا وقتى ايمان عميق اسلامى با مردم همراه است ، هيچ خطرى ملت و انقلاب را تهديد نمى كند و هيچ قدرتى نمى تواند كمترين آسيبى به جمهورى اسلامى و انقلاب شكوهمند ايران وارد آورد.
در جمع اقشار مختلف مردم
تاريخ سخنرانى : 14/6/1368
حديث ولايت ، جلد اول ، ص 223
((اتكال به خدا ذخيره تمام نشدنى و قدرت واقعى است )) 
ما به هيچ وجه در مقابل توطئه هاى استكبار، احساس ضعف نمى كنيم ؛ برعكس ، هميشه در دل و عمق جانمان ، احساس قدرت مى كنيم . قدرت واقعى متعلق به ماست ؛ زيرا ما به خدا متكى و متكل هستيم و مى دانيم كه اتكال به خدا، ذخيره تمام نشدنى است . ما مسؤولان جمهورى اسلامى ، متكى به اين ملت عظيم و نيرومند و بااخلاص و فداكار هستيم ؛ كه اين هم لطف خدا و نتيجه عنايت و فضل اوست .
حديث ولايت ، ج 1، ص 279
((اقتدار معنوى اسلام ، قدرت جديد و عظيم امروز دنيا)) 
اوايلى كه اين قضاياى اروپاى شرقى پيش آمد(1) - بروز همه اين حوادث ، در يك سال گذشته است و اين از عجايب مى باشد - ما به حدس مى گفتيم كه چنين وضعى پيش خواهد آمد. امروز تصريح بعضى از سردمداران همين دستگاه سلطه استكبارى غرب ، به اين معناست . آنها چنين چيزى را اظهار كرده اند و اظهار مى كنند. پس ، نتيجه مى گيريم كه اگر اقتدار سلطه ظاهرى در يك جا متمركز مى شود، يا به يك جانب و به يك صف برمى گردد، اقتدار معنوى اسلام - قدرت جديد و عظيم امروز دنيا - هم خودش را نشان مى دهد و آشكار مى كند. اين چيزى كه عرض كردم ، نه يك حدس و نه يك امر خطابى گونه است . اين ، بيان واقعيتى است كه براى ما حتمى و محسوس است .
آنچه كه ما بايد به آن توجه كنيم ، اين است كه :
اولا اين حركت ، ناشى از حركت عظيم ملت ايران و رهبرى بى نظير استثنايى پرجاذبه امام راحل (رضوان اللّه تعالى عليه و قدّس اللّه نفسه الشّريف ) است . قطعا اگر آن رهبر و اين ملت و آن حركت و آن اخلاص ‍ نمى بودند، اين وضعيت در عالم پيش نمى آمد. على الظاهر هيچ عامل ديگرى وجود ندارد كه در دنيايى كه همه دستگاهها و قدرتهاى استكبارى ، روى معنويت و اسلام فشار وارد مى آوردند، ناگهان در همه جاى عالم ، اين طور اسلام سر بلند كند و قدرت و اقتدار اسلامى خودش را نشان بدهد.
ديدار با اعضاى مجلس خبرگان
تاريخ سخنرانى : 25/4/1369
((صلابت به بركت ايمان به خداست )) 
شما ملت بزرگ و شجاع و مبارز - كه بحمداللّه ابرقدرتها و دشمنانتان ، از شما مى ترسند و هنوز هم مى ترسند و بايد هم بترسند - به بركت ايمان به خدا، چنين قدرت و صلابتى پيدا كرده ايد. اين ايمان را تقويت كنيد، اتحادتان را تقويت نماييد و به هيچ قيمتى زير بار دشمن خدا نرويد. اسلام ، عزيز و عزّتبخش است . آن كسى كه با اسلام آشنا شد، عزت متعلق به اوست . آن كسانى هم كه ذليل شدند، به خاطر اين بود كه از اسلام گسستند. خودتان اسلام را حفظ كنيد، ايمانتان را تقويت نماييد، پاس ارزشهاى اسلامى را بداريد و ملتهاى ديگر را هم وادار كنيد كه با اسلام آشتى كنند و به سمت اسلام برگردند. در اين صورت ، دست همه قدرتهاى شيطان صفت ، از سر آنها كوتاه خواهد شد.
حديث ولايت ، ج 6، ص 280 - 279
تاريخ سخنرانى : 11/12/1369
((رسيدن به اوج قله حيات طيبه با حفظ روحيه و ايمان به خدا)) 
كار كنيد، وحدتتان را حفظ كنيد، ياد خدا را در دلها نگهداريد، به هم برسيد، دلهايتان را با هم صاف كنيد، با هم مهربان باشيد، از يكديگر كينه به دل نگيريد، انگيزه هاى كوچك شما را از هم جدا نكند، كه بحمداللّه نكرده است و نخواهد كرد؛ اگرچه دشمن اين را مى خواهد. اگر با اين روحيه ، با اين ايمان ، با اين قدم صادق حركت كنيد، جمهورى اسلامى به اوج قله حيات طيبه كه خدا وعده داده است ، خواهد رسيد.
حديث ولايت ، ج 6، ص 69
تاريخ سخنرانى : 29/11/1370
((آنچه كه ما داريم ، به بركت اسلام داريم )) 
به هر حال ، آنچه كه ما داريم ، به بركت اسلام داريم . به وجود آمدن انقلاب ، به بركت اسلام بود. اگر ايمان اسلامى و عمق اين ايمان در دلها نبود، امكان نداشت بعد از آن سوابقى كه همه از گذشته هاى اين كشور - بخصوص در قرن اخير - مى دانيد، هيچ دست نيرومندى بتواند اين مردم را به حركت در بياورد. آن چيزى كه آن رهبرى بى نظير را براى ما به وجود آورد، ايمان مذهبى بود؛ يعنى شما هر اندازه كه ميزان استحكام و اقتدار معنوى امام را محاسبه كنيد، به همان اندازه ديندارى و ايمان و معنويت آن بزرگوار را بايد محاسبه كنيد؛ يعنى اقتدار ايشان ، به خاطر تدين و پايبندى عميق و بى بروبرگردش به دين و به ايمان دينى و جذبه معنوى اى كه در وجود او موج مى زد، بود.
پايدارى اين مردم بعد از پيروزى انقلاب ، و تشكيل و بقا و ريشه دار شدن جمهورى اسلامى تا وضع كنونى ، و پيشرفتها در جهات مختلف ، و سرنوشت جنگ تحميلى ، و سرنوشت جنگهاى فراوانى كه ما تاكنون در دنياى سياسى و اقتصادى داشته ايم و همه به سمت پيروزى حق بوده است - اگرچه در بسيارى از آنها در نيمه راه قرار داريم - همه آنها مرهون ايمان اسلامى ما و اعتقادات اسلامى اين مردم است ؛ ما بايد آن را حفظ كنيم . در اظهاراتمان ، در عملكردمان ، در جهتگيريها و اتخاذ سياستهاى مختلفمان ، اين بايد براى ما معيار باشد. هيچ ملاحظه اى نبايد جلوى ملاحظه دينى را بگيرد و بر آن فايق بيايد. همه ملاحظات و تصميم گيريهاى ما بايد با معيار ايمان مذهبى و تجويز دين و حكم اسلامى مقايسه گردد و حكم بشود به اين كه اين درست است ، يا درست نيست . اين ، راه پيشرفت ماست ؛ چيزى است كه اين ملت را نسبت به مسؤولان دلگرم خواهد كرد و پشت سر آنها نگه خواهد داشت .
ديدار با اعضاى ستاد پيگيرى قطعنامه 598
تاريخ سخنرانى : 30/9/1370
((عامل قدرت ، ايمان نيروهاى حزب الله است ))  
اگر قدرت به اين بود كه جمهورى اسلامى مثلا يك بمب اتمى درست بكند، صدها مثل آن را كشورهاى بزرگ دارند. اگر كسى مى توانست با بمب اتمى بر ديگران پيروز بشود، آمريكا و شوروى سابق و بقيه قدرتهاى خبيث دنيا بايد تا حالا صدبار جمهورى اسلامى را از بين برده بودند. چيزى كه به يك نظام قدرت مى دهد بمب اتمى نيست . قدرت نظام اسلامى كه آمريكا و شوروى سابق و بقيه قدرتهاى ريز و درشت عالم تا امروز نتوانسته اند و نخواهند توانست با او مقابله كنند، قدرت ايمان نيروهاى حزب الله است .
ديدار با بسيجيان
تاريخ سخنرانى : 23/4/1371
((پايبندى به ارزشهاى اسلامى ، نظام را در برابر دشمنان حفظ مى كند))
... اصول نظام اسلامى ايران اصول انقلاب و اصول تعيين شده بوسيله امام (رض ) است و ما درصدد هم رنگ شدن با نظامهاى ديگر نيستيم بلكه تابع اسلام و انقلابيم و اين ارزشها هميشه زنده و باقى خواهد ماند.
... چه آنكه پايبندى به ارزشهاى اسلامى و انقلابى تنها چيزى است كه قدرتمندى نظام اسلامى ما را در برابر دشمنان حفظ مى كند، امروز نظام جمهورى اسلامى بايد نشان دهد كه نسبت به اصول و ارزشهاى اسلامى به شدت پايبند است و حاضر نيست از اين اصول يك گام عقب نشينى كند.
ديدار با نمايندگان مجلس
تاريخ سخنرانى : 19/3/1372
((اقتدار جهانى ملت ايران در تمسك به اسلام و قرآن است )) 
ملت ايران به بركت تمسك به اسلام و قرآن و ارزشهاى اسلامى در سطح جهان اقتدار پيدا كرده است و بر همين اساس نيروى انتظامى متعلق به اين ملت بايد پاسدار اين ارزشها باشد و در هر نقطه اى از كشور به گونه اى ظاهر شود كه اهل فساد و رشوه و بى تقوايى از او بترسند و اهل تقوا با ديدن او دلگرم و اميدوار شوند و احساس كنند كه محيط جامعه فضاى مناسبى براى تنفس و زندگى سالم و امن است .
ديدار فرماندهان و پرسنل انتظامى
تاريخ سخنرانى : 22/4/1374
((عينيت بخشيدن به عزت با گسترش روح دينى )) 
روح دينى در بين مردم رو به گسترش است و ملت ايران در سايه توجه به خدا، دنياى خود را آباد و عزت خويش را عينيت مى بخشد و آنچه را كه براى خود لازم بداند تاءمين مى كند.
اتحاد و همبستگى ملت ايران عامل ارزشمندى است كه مى تواند گره هاى بزرگ و گوناگون را با سرانگشتى معجزه آسا باز كند و انتظار مى رود كه با فضل الهى ، روحيه وحدت طلبى و توجه به خدا روز به روز در ملت ما بيشتر شود.
ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام با رهبر معظم انقلاب
تاريخ سخنرانى : 23/11/1375
((تقوا، عامل اقتدار نظام اسلامى )) 
بحمداللّه مسؤولان و دولتمردان و كسانى كه زمام امور را در دست گرفته اند، همه مؤمن ، معتقد و عاشق همين راهى هستند كه به بركت رهبرى امام بزرگوار پيموده شد؛ بعد از وفات ايشان هم تا امروز پيموده شده است ؛ بعد از اين هم ان شاءاللّه تا آخر پيموده خواهد شد. به بركت تقوا، شما در تمام اينها موفق خواهيد شد. آنچه كه امروز همه عوامل فعاله اين نظام مقدس را قدرت و اقتدار مى بخشد، تقواست .
... ببينيد اين زينب كبرى (سلام اللّه عليها) دختر همين فاطمه زهرا(سلام اللّه عليها)، به مقتدرترين سلاطين زمان خودش ، در وقتى كه خود او اسير در دست آن سلطان ظالم و سفاك است ، مى گويد كه هر كار مى توانى بكنى ، بكن ؛ اما نخواهى توانست ما را از صحنه تاريخ بيرون ببرى و راه ما را محو و پاك كنى تا بشريت نتواند اين راه را برود. اگر اقتدار مادى مى توانست ، اين كار را مى كرد؛ آنها هم مى كردند، اينها هم مى كردند. ... راه خدا، راه پُررهروى است . در طول تاريخ ، خيلى از اين راه رفتند. البته سختيهايى هم دارد؛ اما اين طور هم نيست كه همه اش سختى باشد. راه خدا، راه افتخار و راه عزت است . اگر اين راه درست پيموده بشود، راه آسايش انسانهاست . ملتها در سايه پيمودن راه خدا است كه به رفاه و امنيت و آرامش و آگاهى و معرفت مى رسند. بدبختى مردم دنيا به خاطر پيموده نشدن راه خدا و به خاطر راه طواغيت است . در خبرها مى گفتند بيست ميليون كودك بى پدر و مادر يا شبيه بى پدر و مادرِ آواره بدبخت و نيز صدها ميليون گرسنه در دنيا هست . طاغوتها هستند كه انسانها را اين طور دچار چنين بدبختيهايى مى كنند. راه خدا، راه عزت و راه كرامت و راه آسايش ‍ زندگى و راه پرورش خوب نفوس طيبه است . اين ، راه خداست .
البته براى اين كه اين راه تثبيت بشود، مردان حق و گروهى از مردم بايستى مقدارى سختيها را به خودشان تحميل كنند. شما سرداران و دلاوران سپاهى ، از جمله آن گروه هستيد، كه بايد مقدارى بر خودتان مشاق اين راه را تحميل كنيد و با قدرت بايستيد. البته خداى متعال هم كمك خواهد كرد؛ ((و من يتّق اللّه يجعل له مخرجا))؛ سختى هم ادامه پيدا نمى كند. اين راه وقتى كه با اين دقت ادامه پيدا كرد، ان شاءاللّه خداى متعال هم درهاى فرج را، هم بر روى ملت ، هم بر روى همه ملتهاى مظلوم و مستضعف ، هم بر روى آن كسانى كه در اين راه مبارزه و كار مى كنند، خواهد گشود.
ديدار با فرماندهان و مسؤولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى
تاريخ سخنرانى : 26/6/1376
((بنيان اقتدار و عزت ، اخلاق است ))  
تبليغ دين و تبيين حقايق كه وظيفه علما و مبلغين بزرگ اسلام است ، امروز شامل همه اينهاست ، اگر ما از لحاظ اقتصاد به بالاترين مقام برسيم ، و از لحاظ سياست ، همين اقتدار و عزتى كه امروز داريم ، چند برابر بكنيم ، اخلاقهاى مردم ما، اخلاقهاى اسلامى نباشد، در ميان ما گذشت ، صبر، حلم و خوش بينى نباشد، اساس كار از بين خواهد رفت . اساس كار، اخلاق است ؛ همه اينها مقدمه اخلاق حسنه است - بعثت لِاُتمم مكارم الاخلاق حكومت اسلامى براى اين است كه انسانها در اين فضا تربيت بشوند، اخلاق آنها تعالى پيدا كند، به خدا نزديكتر بشوند و قصد قربت كنند. سياست هم قصد قربت لازم دارد، مسايل سياسى هم قصد قربت لازم دارد؛ آن كه در مسايل سياسى چيزى مى گويد و آن كه چيزى مى نويسد، آن كه تحليل مى كند و آن كه تصميم مى گيرد، بايستى بتواند قصد قربت كند. قصد قربت چه زمانى است ؟ آن وقتى است كه انسان مطالعه و بررسى كند؛ ببينيد رضاى خدا در اين كار هست ؟ اگر رضاى خدا را در اين كار ديديد، مى توانيد قصد قربت كنيد. پس اول ، احراز رضاى خدا لازم است . ببينيد چه قدر خط روشن است و چطور بعضى توجه نمى كنند!
در ديدار جمعى از علما و خطباى كشور
تاريخ سخنرانى : 2/2/1377
((قرآن عامل استحكام پايه هاى نظام اسلامى )) 
تلاوت آهنگين آيات الهى را فرابگيريد، با تفسير و ترجمه قرآن هرچه بيشتر آشنا شويد، در معنا و مفهوم عبارات پرمغز قرآن تدبر و تاءمل كنيد و مطمئن باشيد كه با ادامه حركت رو به گسترش قرآنى در كشور، پايه هاى نظام مقدس اسلامى آنچنان مستحكم خواهد شد كه هيچ قدرتى ، نه امروز و نه در آينده ، قادر به ايجاد اندك تزلزلى در آن نخواهد شد.
در مراسم افتتاحيه مسابقات بين المللى قرآن
تاريخ سخنرانى : 22/8/1378
((دين و ايمان ، سرچشمه اقتدار)) 
من سال گذشته در اين جلسه راجع به ((سكينه )) عرايضى عرض كردم . اين سكينه - يعنى اطمينان و آرامش و عدم اضطراب و نداشتن تلاطم - در مسؤولان اثرش اين است كه اگر مشكلى پيش بيايد، آن مسؤول مى تواند در سايه آن آرامش ، تصميم درست را اتخاذ كند؛ دستپاچه و مضطرب و دلباخته در حوادث نشود؛ ((و قور عند الهزائز))؛ مثل صخره اى ، بلكه مثل كوهى ، در مقابل حوادثِ دشوار و سخت مى ايستد؛ اگر خوشى و راحتى و گشايشى پيش بيايد، خود را گم نمى كند. اين هم يك خطر ديگر براى انسانهاى مؤثر است كه به مجرد اين كه دستشان به جايى بند شد، تا در مقابل خود ميدانى را مشاهده كردند و توانستند قبض و بسطى صورت بدهند و احساس گشايش و آسايشى بكنند، خودشان را گم كنند؛ تصميمهاى عجولانه بگيرند؛ ديگران را تحقير كنند؛ خودخواهيهاى خودشان را گسترش بدهند و به آنها ميدان بدهند. اگر ((سكينه )) باشد - يعنى آن وقار و اطمينان الهى - از اين هم جلوگيرى مى كند؛ نمى گذارد كارهايى از انسان سربزند كه لازمه و نشانه انسانهايى كوچك است ؛ انسانهايى كه مثل پر كاه با هر نسيمى به حركت در مى آيند. در واقع انسانى كه اين سكينه را دارد، در اين تشبيه ، مثل اقيانوس پُرعمقى مى شود كه هر نسيم و هر وزش بادى نمى تواند او را توفانى كند. در فقر و غنا، در تنهايى و در كثرت ، ((سكينه )) به درد انسان مى خورد.
در قرآن مكرر درباره ((سكينه )) صحبت شده ؛ من هم پارسال جملاتى عرض ‍ كردم . اين سكينه مسؤولان است كه اتفاقا خودش را نشان داد. ما امسال سالى كه در اواخرش هستيم - حوادثى داشتيم كه در آن سكينه مسؤولان كارساز بود. كمىِ درآمدهاى اقتصادى را داشتيم ؛ مشكلات اقتصادى را داشتيم ؛ مشكلات سياسى را داشتيم ؛ مشكلات امنيتى را داشتيم . ديديد كه دشمنان در تابستان امسال در همين تهران حوادثى بوجود آوردند. انسانها اگر از سكينه و آرامش و توكل و اعتماد به خدا و اعتماد به آينده و اعتماد به آنچه كه از مبانى حق در اختيار آنهاست ، برخوردار نباشند، در مقابل اين طور حوادث دست و پايشان را گم مى كنند؛ بخصوص اگر انسان بداند كه اين حوادث را دشمن برنامه ريزى كرده است ؛ كه بعيد هم نيست و قراينى هم دارد. دشمن از بعد از رحلت امام يك برنامه ده ساله را طراحى كرد، تا در طول ده سال آن را به نهايت برساند. شايد قضاياى اقتصادى ما - ارزان شدن قيمت نفت - مسائل سياسى ، برخى از مسائل فرهنگى ، بعضى از گرفتاريهاى اقتصادى و بعضى از گرفتاريهاى امنيتى ، به اين برنامه ريزيها بى ارتباط نباشد. اگر اين طور فرض كنيم ، شواهدى دارد. اين از سكينه مسؤولان - يعنى شما حضرات و دوستانى كه اين جا هستيد - اما سكينه مردم چه ؟
ملت هم به سكينه و آرامش احتياج دارد. چگونه مى شود اين سكينه زبدگان را به سطح عموم مردم سرريز كرد؟ البته بسيارى از مردم ايمان خوب و روشن و شفافى دارند و عموم مردم نشان دادند كه در مشكلات داراى يك اقتدار حقيقيند؛ اقتدارى كه از دين و ايمان سرچشمه گرفته است ؛ ليكن وقتى گروهى مسؤوليت اداره امور كشور و ملت را بر دوش ‍ مى گيرد، نمى توانند نسبت به اين قضيه خود را بركنار بدانند.
همه وظايف ما، در وظايف اقتصادى و سياسى خلاصه نمى شود؛ ما در مقابل معنويات مردم هم مسؤوليت داريم . اگر مردم از لحاظ روحى و اخلاقى عقبگرد داشته باشند، نمى شود بگوييم در جامعه هيچ كس مسؤ ول اين نيست . حالا اگر بنا شد كسى مسؤول باشد، مسؤ ول كيست ؟ يقينا مسؤولان كشور نمى توانند خودشان را بر كنار بدانند؛ هر كدام يك طور و به نحوى مسؤوليت دارند. پس ، مسؤوليت معنويات مردم هم بر دوش ‍ مديران كشور در طبقات مختلف - از بالا تا پايين - است .
در جمع مسؤولان كشور
تاريخ سخنرانى : 4/10/1378
((فقه متين جعفرى عامل اقتدار و يكپارچگى )) 
قبل از طلوع صفويه و بعد از دوران سلجوقيان ، ايران كشورى بود كه هر بخشى آهنگ جداگانه اى مى نواخت ؛ از عزت و عظمت ايران در آن دورانها خبرى نبود. اين عزت را صفويه دادند؛ و صفويه از اردبيل طلوع كردند و خاندان عرفاى مجاهد و مبارز - يعنى اولاد شيخ صفى الدين اردبيلى توانستند اين زمينه را به وجود بياورند، تا فرزندان آنها ايران را به همه عالم ، متحد، مقتدر، عزيز، سربلند و پيشرفته - در دنياى آن روزمعرفى كنند.
... احياى مذهب شيعه ، مذهب اهل بيت و ارادت به خاندان پيامبر. مردم از اين سرزمين - همين مردم شجاع ، همين عشاير غيور - با نام اميرالمؤمنين ، با نام حسين (ع )، با نام شهداى كربلا، با نام ائمه معصومين توانستند بروند و نام خدا، ياد اهل بيت و آئين مقدس اسلام و فقه متين جعفرى را در سرتاسر اين كشور، مستقر كنند و يك كشور يكپارچه ، محكم و مقتدر بوجود بياورند.
اين اقتدارى بود كه از معنويت ، از دين و از تعاليم اهل بيت به وجود آمد.
در استان اردبيل
تاريخ سخنرانى : 3/5/1379

next page

fehrest page