بخش دوم : عوامل سقوط حكومت ها : دور شدن از رحمت خدا
دور شدن از رحمت خدا همان مفهوم لعنت خدا مى باشد(504).
اين عمل در انقراض امتها و سقوط حكومتها نقش بسيار مهمى دارد و در حقيقت دست انتقام خداوند
آنان را گرفتار عذاب و ((مغضوب عليهم )) مى كند.
وقتى امتى از رحمت حق تعالى دور شد و نظر لطف خالق جهان از آن برگشت راهى براى
بقا و فرار از زوال باقى نمى ماند حيات خود ادامه دهد بلكه مرگش فرا رسيده . بايد
خود را تسليم فنا و نابودى نمايد.
ملعونان يا رانده شدگان از رحمت خداوند در قرآن عبارتند از:
الف : سر پيچان از قوانين و دستورهاى خداوند:
1 - ابليس : (( الا ابليس استكبر و كان من الكافرين ... و ان عليك لعنتى )) (505)
مگر ابليس كه كبر پيشه كرد و از كافران شد... همانا لعنت من بر تو است .
2 - كافران : (( ان الله لعن الكافرين ...(506) خداوند كافران را لعنت كرد.
3 - يهود:
((اصحاب شنبه )): آنانى كه تعطيلى روز شنبه را به توجيه عملى به ماهيگيرى
پرداختند:...(( كما لعنا اصحاب السبت )) ...(507) همانطور كه اصحاب شنبه را
لعنت كرديم .
تحريف كنندگان : (( من الذين هادوا يحرفون الكلم عن مواضعه ... و لكن لعنهم الله
بكفرهم ...)) (508) از يهوديان كسانى كه سخنان را تحريف كردند از
محل كاربردشان ... ولكن خداوند به خاطر كفرشان آنان را از رحمت خود دور كرد.
نسبت دهندگان سخنان نامربوط به خداوند: (( و قالت اليهود يدالله مغولة غلت ايديهم
و لعنوا بما قالوا...)) (509) يهود گفتند دست خدا بسته است ، دستانشان بسته باد
لعنت شدند به خاطر آنچه گفتند...
كافران و قاتلان پيامبران : (( و باءو بغضب من الله ذلك باءنهم كانوا يكفرون
بايات الله و يقتلون النبيين بغير الحق )) ...(510) و به غضب خدا گرفتار شدند
چون به آيات خدا كفر ورزيدند و پيامبران را به ناحق مى كشتند.
4 - نصارى : آنانى كه مثل يهود سخنان نامربوط به خداوند نسبت دادند:
(( و قالت اليهود عزيز ابن الله و قالت النصارى المسيح ابن الله ذلك قولهم
يضاهئون قول الذين كفروا من قبل قاتلهم الله ...)) (511) و يهود گفتند: عزيز
فرزند خداست و نصارى گفتند: مسيح فرزند خداست آن گفتارشان است كه به پادشاهان
هماهنگ شود مثل سخن كسانى را كه كفر ورزيدند خداوند بكشدشان ...
ب : مخالفان دين خدا(همفكران باطل
) در جامعه حق
1- منافقون (المنافقون ).
2 - گناه پيشگان (فى قلوبهم مرض ).
3 - اراجيف گويان (المجرفون ):
(( لئن لم ينته المنافقون و الذين فى قلوبهم مرض و المجرفون فى المدينة
لنغرينك بهم ثم لا يجاورونك فيها الا قليلا؛ملعونين اءينما ثقفوا اءخذوا و قتلوا تقتيلا
)) (512): اگر منافقان و كسانى كه دلهاى شيطانى دارند و اراجيف گويان (موج
ايجاد كنندگان ضد حق ) در مدينه - از فعاليت - دست بر ندارند تو را بر ضدشان مى
شورانيم سپس در مجاورت تو نخواهند ماند مگر اندكى ، اگر كوتاه نيامدند آنان طرد
شدگان هستند، هر كجا كه پيدا شدند، گرفته شوند و كشته شوند كشته شدنى .
اينان به خدا و پيامبر و مؤ منان اذيت و آزار مى رسانند: (( ان الذين يؤ ذون الله و
رسوله لعنهم الله فى الدنيا و الآخرة ... و الذين يؤ ذون المؤ منين و المؤ منات ))
(513) كسانى كه خدا و پيامبر را اذيت مى كنند در دنيا و آخرت لعنت كرده خداوند آنها را
و كسانى كه مؤ منان را اذيت مى كنند.
ج : مشركان
(( و يعذب المنافقون و المنافقات و المشركين و المشركات ...غضب الله عليهم و لعنهم
...)) (514) و تا خداوند عذاب كند منافقان و مشركان - از زن و مرد-...خداوند بر آنان
غضب و از رحمت دور كرده است .
د: ظالمان
(( الا لعن الله على الظالمين )) (515) بدانيد لعنت خدا بر ستمگران است .
ه : كتمان كنندگان حق
(( ان الذين يكتمون ما انزلنا من البينات و الهدى ...اؤ لئك يلعنهم الله )) (516)
همانا كسانى كتمان مى كنند آنچه را از نشانه هاى روشن و هدايت ...
نازل كرديم مورد لعن خداوند هستند. البته در آيات
قبل از اين در همين از كتمان كنندگان مى باشند لذا به لحاظ نفس
عمل مى باشد كه آيه را ذكر كرديم .
و: اتهام زنندگان به زنان مؤ من پاكدامن
(( ان الذين يرمون المحصنات الغافلات المؤ منات لعنوا فى الدنيا و الآخرة ))
(517)كسانى كه به زنان شوهردار غفلت كننده (بى توجه ) مؤ من اتهام زنا بزنند،
در دنيا و آخرت لعنت شده اند.
ز: شجره ملعونه (بنى اميه )
(( ... و الشجرة الملعونة فى القرآن )) ...(518) و درخت لعنت شده در قرآن ...ابن
كثير با لفظ ((قيل )) گفته : ((مراد بنى اميه اند ولى روايت را ضعيف دانسته - سپس از
ابن جرير طبرى آورده است -: و پيامبر در عالم رؤ يا ديد بنى فلان مانند بوزينه ها از
منبرش بالا مى روند، ناراحت شد و تا زنده بود خنده بر لبهاى آن حضرت نيامد، روشن
است كه به جاى ((بنى فلان )) نام ((بنى اميه )) بوده كه به لحاظ احترام و عزيز
بودن بنى اميه در نزد اينگونه مفسران و افرادى مانند طبرى آنرا حذف كرده اند تا نكند
به بنى تيم و عدى و بنى اميه جسارت شود، معلوم نيست چرا اينان نسبت به پيامبر اكرم
و اهل بيت آن حضرت با بغض و كينه رفتار مى كنند و با دشمنان آنان با راءفت و
سانسور و كتمان حقايق برخورد مى نمايند.(519)
در تفسير عياشى از امام محمد باقر آمده است ((درخت ملعون )) بنى اميه هستند...علامه امينى
در جلد 8 الغديراز ص 247 به بعد فصلى تحت عنوان ((بنى اميه )) در قرآن باز
كرده و احاديثى از كتب اهل سنت جمع آورده و از جمله ((در المنثور)) سيوطى و...
نقل كرده كه عايشه به مروان بن حكم گفت :از
رسول الله شنيدم به پدر و جد تو ابى عاص بن اميه مى گفت : شمائيد شجره ملعونه
در قرآن . و اينكه در روايت بعضى از اهل تسنن از جمله صحيح بخارى و اسباب
النزول واحدى ، تفسير ابن كثير، و... مراد از رؤ يا سير شبانه پيامبر و شجره ملعونه
درخت زقوم است درست نيست ، زيرا درخت زقوم در قرآن لعنت نشده و اسراء پيامبر رويا
نبوده ، در بيدارى واقع است .))(520)
افزون بر اين مطلب اگر قرار بود درخت زقوم كه خوراك جهنميان است لعنت شده بايد
جهنم كه جايگاه آنان و ديگر مواد خوراكى كه بدتر از زقوم است به مراتب بيشتر لعنت
مى شدند در حالى كه چنين نيست .
طبرسى در جامع الجامع در ذيل آيه مذكور مى گويد: آن درخت بنى اميه هستند كه خداوند
پيامبر را از غلبه آنان بر مقامش و كشتن ذريه آن حضرت خبر داد.(521)
ح : پيمان شكنان
(( الذين ينقضون عهدالله من بعد ميثاقه و يقطعون ما اءمر الله به ان
يوصل و يفسدون فى الارض اولئك هم الخاسرون ...)) (522) كسانى كه نقض عهد
خدا مى كنند، بعد از پيمان بستن با آن ، و آنچه را كه خدا امر به پيوند و
وصل مى دهد، مى برند و در زمين فساد مى كنند، و از زيانكارانند... روشن است كه
زيانكاران فاسق و ظالمند و از رحمت خدا دورند. ((البته اين دسته مى تواند منافقان
باشند ولى به لحاظ اهميت عهد و پيمان جدا مطرح كرده ايم .))
ط:مرتدان ((گرونده به كفر بعد از ايمان ))
در آياتى به اين گروه هم ظالمين گفته شده و هم ضالين - گمراهان - كه مصداق اوليه
آيات اهل ((كتاب يهود و نصارى )) مى باشند: (( كيف يهدى الله قوما كفروا بعد
ايمانهم ... والله لا يهدى القوم الظالمين )) (523) چگونه خدا گروهى را كه بعد از
ايمانشان كفر ورزيدند هدايت مى كند... قوم ستمگر را خدا هدايت نمى كند.
(( ان الذين كفروا بعد ايمانهم ... و اولئك هم الضالون )) (524) كسانى كه بعد
از ايمانشان كفر ورزيدند... آنان همان گمراهانند....(( ان عليهم لعنة الله ...))
(525) لعنت خدا، دورى از رحمت خدا بر آنان حتمى است .
عوامل دورى از رحمت خدا
تمام اين گروه هاى مذكور از امت هايى هستند كه به لحاظ فساد، تمرد، نافرمانى ، عدم
بازدارى از دشمنى با حق يا ترك امر به معروف و نهى از منكر و ايذاى پيامران و
مخالفت با قوانين حق ، سرانجامشان نابودى و نيستى بود كه در بحثهاى گذشته اشاره
گرديد لذا در مجموع مى توان گفت :
عواملى كه باعث مى شود جامعه از رحمت الهى دور شود دو چيز است :
1 - فساد و گناه .
2 - ترك ((امر به معروف و نهى از منكر)).
وقتى جامعه دچار گناه و فسق و فجور شد جايى براى ظهور حق نمى ماند،
باطل جامعه را فرا مى گيرد كه بر مى گردد به بحث گذشته ، بايد از عواملى
پيشگيرى نمود كه باطل را در جامعه رواج و زمينه سقوط حق را فراهم مى كند، نبايد
برنامه هاى ما حالت تدافعى داشته باشد.
امام على عليه السلام : (( فمن اءمر بالمعروف شد ظهور المؤ منين فمن نهى عن المنكر و
اءرغم اءنوف المنافقين )) (526) هر كه امر به معروف كند پشتيبانى از مؤ منان
نموده و هر كس نهى از منكر كند، بين منافقان را به خاك ماليده است .
در صدد نيستيم تا درباره امر به معروف و نهى از منكر بحث كنيم بلكه فقط به اهميت آن
مى پردازيم ، زيرا درباره امر به معروف و نهى از منكر كتابهاى گوناگونى نگاشته
شده و در كتب فقهى هم شرايط آن آمده است .
در رواياتى ((امر به معروف )) خود يكى از انواع جهاد ذكر شده كه ديديم ترك جهاد
يكى از عوامل سقوط حكومت و انقراض امت ها مى باشد. امام على عليه السلام درباره ارزش
امر به معروف و نهى از منكر در خطبه اى پا را از اين فراتر نهاده و مى فرمايد: (( و
ما اءعمال البر كلها و الجهاد فى سبيل الله عند الامر بالمعروف و النهى عن المنكر الا
كنفثة فى بحر لجى )) (527) همه اعمال نيكو و جهاد در راه خدا روى هم در
مقابل امر به معروف و نهى از منكر همچون انداختن يك ((تف )) - آب دهان - در درياى مواج
است - درياى مواج همان اقيانوس است . -
اين بيان مولى عليه السلام كارايى بالاى امر به معروف را در طوفان به پا كردن ،
در مقابل باطل مى رساند.
بنابراين جايى كه ترك جهاد جامعه را به نابودى بكشاند معلوم است كه ترك امر به
معروف و نهى از منكر، جامعه بر پايه ايمان را به چه جايى خواهد كشاند.
حال به دور شدن جامعه از رحمت الهى بپردازيم كه حضرت امير عليه السلام مى فرمايد:
1 - وقتى جامعه يا فرد از رحمت خدا دور شد، ديگر دعاهايش هم به اجابت نمى رسد: ((
لا تتركو الامر بالمعروف و النهى عن المنكر فيولى عليكم شرار كم ثم تدعون فلا
يستجاب لكم )) (528) امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد كه بدكارانتان
بر شما تسلط پيدا مى كنند - قدرت از دست مؤ منان خارج مى شود - و آنگاه كه دست به
دعا بر مى داريد- تا خدا شر آنان را از شما بردارد، - دعايتان به اجابت نمى رسد.
2 - ترك امر به معروف و نهى از منكر و گناهكارى
عامل دورى از رحمت خدا مى شود: (( فان الله سبحانه لم يلعن القرن الماضى بين
اءيديك الالتركهم الاءمر بالمعروف و النهى عن المنكر فلعن الله السفهاء لركوب
المعاصى و الحلماء لترك التناهى )) (529) خداوند كه منزه و پاك است پيشينيان را
از رحمت خود دور نكرد مگر به خاطر اينكه امر به معروف و نهى از منكر را ترك نمودند.
پس خداوند سفيهان را به جهت اينكه بر مركب گناهان سوار شدند و خردمندان را بدان سبب
كه نهى از منكر نكردند از رحمت خود دور گردانيد.
بنابراين بايد گناهكاران را با تبليغات روز و روش هاى مدرن تبليغاتى ، روانى از نا
آگاهى و توطئه هاى شياطين بيرون آورد و خردمندان را به احساس مسؤ وليت وا داشت .
بايد عواملى را كه باعث مى شود تا امر به معروف و نهى از منكر در جامعه صورت
نگيرد از بين برد، آن عوامل عبارتند از:
1 - نا آگاهى عمومى نسبت به اين وظيفه ((موج افكن )) در
مقابل شياطين .
2 - سلب مسؤ وليت از طرف آگاهان به اين وظيفه الهى .
3 -ترس از عواقب دنيايى امر به معروف و نهى از منكر، از
قبيل : مرگ زودرس و كم شدن رزق و روزى .
در پايان بحث به بيان استاد مطهرى ((ره )) بسنده مى كنيم :
((قرآن درباره ضرورت امر به معروف و نهى از منكر بسيار سخن گفته است ، از يكى
از اين آيات صريحا استنباط ميشود كه ترك اين فريضه بزرگ در هلاكت و انهدام يك قوم
مؤ ثر است و آن آيه 79 از سوره مائده است كه يكى از
علل دور افتادن كافران بنى اسرائيل از رحمت خدا را باز نداشتن يكديگر از منكرات يعنى
ترك نهى از منكر ذكر كرده است : (( كانو لا يتناهون عن منكر فعلوه لبئس ما كانوا
يفعلون )) ، يكديگر را از ارتكاب منكرات نهى نمى كردند و چه بد مى
كردند)).(530)
در خاتمه اميد است با بهره جستن از قرآن و نهج البلاغه بتوانيم جامعه اى بسازيم كه
مورد لطف و عنايت حضرت حجة ابن الحسن ((عجل الله تعالى فرجه الشريف )) باشد و
برقرار و سرزنده و شاداب با اجراى احكام خداوند
متعال باقى بماند. حفظ و نگهدارى نظام مقدس با انسجام همگانى ، وحدت كلمه ، اطاعت از
ولى امر جامعه ، پرهيز از تفرقه ، دشمنى و عناد بين آحاد ملت و
عوامل مذكور ديگر ممكن است .
با درود به روح پر فتوح شهدا و امام شهيدان خمينى بت شكن .
(( و آخر دعوانا: ان الحمد لله رب العالمين
و سلام على المرسلين
و صلى الله على محمد و آل محمد. ))
|