next page

fehrest page

back page

ط - شكست سياسى آمريكا
1 - قطع نفوذ در ايران
... لمس كردند شكست خودشان را، بعد از اين لمس الآن توطئه هازياداست ،بيخود نيست كه سناى آمريكا اينطور حرف ها را مى زند، آنها مى فهمند چه از دستشان رفت . سناى آمريكا براى انسان چيزى قاء ل نيستند آنها، آنها انسان ها را مى كشند،در هر جا گير بياورند انسان ها را فوج فوج مى كشند، آنها همه فريادشان براى اين است كه چه از دستشان رفت ، يك كشور از دستشان رفت و كشورهاى اسلامى ديگر هم ترس اين را دارند كه آنها هم برود و انشاء الله برود.(361)
جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمى شناسد و ما بايد در جنگ اعتقادى مان ، بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم . انشاء الله ملّت بزرگ ايران با پشتيبانى مادى و معنوى خود از انقلاب ، سختى هاى جنگ را به شيرينى شكست دشمنان خدا در دنيا جبران مى كند، و چه شيرينى بالاتر از اين كه ملّت بزرگ ايران مثل يك صاعقه بر سر آمريكا فرود آمده است چه شيرينى بالاتر از اين كه ملّت ايران سقوط اركان و كنگره هاى نظام ستمشاهى را نظاره كرده است و شيشه حيات آمريكا را در اين كشور شكسته است و چه شيرينى بالاتر از اين كه مردم عزيزمان ريشه هاى نفاق و ملى گرايى و التقاط را خشكانيده اند و انشاء الله شيرينى تمام ناشدنى آن را در جهان آخرت خواهند چشيد نه تنها كسانى كه تا مقام شهادت و جانبازى و حضور در جبهه پيش رفته اند، بلكه آنهايى كه در پشت جبهه با نگاه محبت بار و با دعاى خير خود جبهه را تقويت نموده اند، از مقام عظيم مجاهدان و اجر بزرگ آنان بهره برده اند خوشا به حال مجاهدان خوشا به حال وارثان حسين (عليه السلام ).(362)
2 - اضطراب و تناقض گويى
شما خيال مى كنيد مردم حالا، مردم زمان صد سال پيش از اينند، مردم زمان پنجاه سال پيش از اينند، نه ، اين طور نيست ، تغيير كرده است ، تحول حاصل شده است ، دنيا به هم خورده است ، انقلاب پيدا شده است در دنيا و شما سرتان را زير برف كرده ايد و همان حرف هاى سابق را مى زنيد: اگر در خليج فارس چه بشود، تنگه هرمز چه باشد، ما چه مى كنيم ! شما خيال كنيد كه حالاهم مثل سابق است كه در خليج فارس و در همه جا يك كلمه گفتيد تمام مى شد قضيه . حالا نيست مساله اين طور، بفرماييد در خليج ببينيد چه خبر است . و لهذا يك روز مى گويند كه ما چه مى كنيم ، يك روز بر مى گردند، يك روز ميگويند نگفتيم اين طور. در كاخ سفيد مسايل يك مسايلى است كه يكى شان مى گويد كه ما دخالت نظامى مى كنيم ، يكى شان مى گويد ابدا همچو چيزى نبوده . اصلاسردرگمند، نمى فهمند چه مى كنند وباز هم نشناخته اند مردم را، نشناخته اند دنيا را، دنيا عوض شده است ، شما هم بايد خودتان را عوض كنيد، افكارتان را عوض كنيد نمى شود حالامثل سابق با ديكتاتورى يا به تبليغ به هم زد اوضاع را، يك كلمه شما بگوييد، خيال مى كنند همه بايد بگويند چشم ، نمى گويند ديگر، مردم نيستند اين طور حالاو بايد شما هم خودتان را عوض كنيد و با مردم راه برويد، خيال نكنيد كه همه مردم بايد دست بسته در مقابل شما هيچ حرفى نزنند.(363)
امروز زمان بيدارى مردم ماست ، زمان هشيارى و شكوفايى ايمان است در اين كشور و لهذا مى بينيد كه الآن هر راديويى را باز كنيد از خارج ، از هر گوشه عالم راجع به قضاياى آمريكا و راجع به خضوع او در مقابل ايران صحبت مى كنند و حرف ها را ميزنند اضطراب در كلمات خود ريگان اين قدر هست تناقض گويى ، اضطراب هست كه انسان نمى تواند باور كند كه يك آدمى كه رء يس يك همچو كشورى هست و ادعايش آن قدر زياد است ، اين قدر تناقض گويى ، اين قدر اضطراب ، اين قدر وحشت كه او را گرفته است ، امروز يك چيز مهمى است نه فقط او را، كرملين هم همين طور است ، آنها هم مسابقه مى كنند با آمريكا در رابطه با ايران .(364)
3 - استيصال
كدام افتخار بالاتر و والاتر از اين كه آمريكا با همه ادعاهايش و همه ساز و برگهاى جنگيش و آن همه دولت هاى سرسپرده اش و به دست داشتن ثروت هاى بى پايان ملّت هاى مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه هاى گروهى در مقابل ملّت غيور ايران و كشور حضرت بقيه الله - ارواحنا لمقدمه الفداء - آنچنان وامانده و رسوا شده است كه نمى داند به كه متوسل شود و رو به هر كس مى كند جواب رد مى شنود و اين نيست جز به مددهاى غيببى حضرت بارى تعالى - جلت عظمت - كه ملّت ها را بويژه ملّت ايران اسلامى را بيدار نموده و از ظلمات ستمشاهى به نور اسلام هدايت نمود(365)
آمريكا بايد بداند كه تصميمات عجولانه و دست و پا كردن هاى بدون سنجش كه اخيرا اعلام نمود كه ايران را در ليست كشورهاى موافق يا دخيل در اعمال تروريستى قرار داده است گرهى را براى او باز نخواهد كرد و راه مفرى پيش رويش نخواهد گذاشت ، چرا كه اكنون جهان مستضعفان براى قطع يد ستمكاران چه به صورت قيام و انقلاب و چه به صورت هاى ديگر بسيج شده اند و براى ايران نيز مشكلى پيش نخواهد آورد، چرا كه آمريكا پس از شكست در ايران با استفاده از هم پيمانان غربى خود در اروپا دست به محاصره اقتصادى ما زد و هرچه توانست انجام داد و ما باگرمى تمام از آن استقبال كرديم . اداره كنندگان كاخ سفيد بايد بدانند كه دنيا عوض شده است . و قدرت هاى شيطانى از حربه هاى استعمارى كهنه و نو خلع سلاح شده اند كارگزاران سياست آمريكا بايد طرز تفكر و سياست هاى خود را تغيير دهند و گمان نكنند اداره كل جهان در دست آنهاست و همه كشورها چشم و گوش بسته در اختيار آنان هستند. بايد توجه كنند كه قطع رابطه و تحريم اقتصادى و ليست هاى دروغين آنها، دنيا را بر كشورى تنگ نخواهد كرد.(366)
4 - اشتباهات
خواب هاى شيرينى كه مخالفان داخلى و پشتوانه هاى خارجى آنان ديده بودند و روياهاى اميد بخشى كه كاخ ‌هاى طلايى برايشان بنا نموده بود، يكى پس از ديگرى با همت والاى ملّت عظيمالشان و جوانان برومنداسلام فرو ريخت اين كوردلان كه از نصرت خداوند غافل بوده و وعده هاى الهى را نميتوانند باور كنند و انقلاب اسلامى را چون ساير انقلابات بلكه ناچيزتر مى دانستند و با ديد مادى و محاسبات غلط به اين پديده الهى مى نگرند و از ارزش هاى انسانى و حجم قدرت ايمان و تحولى كه به خواست خداوند قادر در ملّت انقلابى ايران پيدا شده خبرى ندارند و ارزش ها را با ديدهاى مادى خود خلاصه در سلطه جويى و استضعاف ملّت هاى زير ستم مى كنند، ناچار گرفتارى هاى پس از انقلاب ايران و توطئه هاى همه جانبه قدرت هاى بزرگ و كوچك ، آنان را به اين نتيجه رسانده بود كه جمهورى اسلامى پس از چند ماه سرنگون خواهد شد و آمريكا با عوامل داخلى خود بر اريكه قدرت خواهد نشست و درست اين انگيزه بود كه گروهك هاى داخلى و عوامل جهانخواران خارجى مثل صدام را به مقابله با اسلام و جمهورى اسلامى برانگيخت .(367)
آنهايى كه گفتند ما اسلحه مى آوريم ، ما كشتى هايمان مى آيد در آبهاى شما - آوردند هم بعضى را - و ما چه خواهيم كرد و چه خواهيم كرد، كجا رفتند؟ آنها فهميدند كه مساله ، مساله ماديات نيست .(368)
5 - اعترافات دولتمردان و سياستگزاران
سياى آمريكا گفت : ((ما اشتباه كرده بوديم ، حسابمان غلط در آمد)) براى اينكه آنهاحساب ماديت مى كردند و اين قضيه ، قضيه الهى بود.(369 )
اين توجه عمومى به دين خدا موجب اين شد كه خداى تبارك و تعالى هم توجه فرمود و اين معجزه حاصل شد. آن چيزى كه همه حساب هاى ماديين را فاسد كرد و غلط از آب درآمد، آنى كه دولت آمريكا هم ،كارشناسان آنها هم تصديق كردند به اينكه مسائل فوق فكر ما بود و حساب هاى مادرست نبود وحق هم داشتند براى اينكه حساب هاى آنها حساب مادى وطبيعى بود، ماوراى طبيعت را نديده بودند، طبيعت را ديده بودند.(370)
6 - رسوايى كاخ سفيد
يك امر مهمى كه در اين روز بايد تبريك به همه عرض بكنم ، اين انفجار عظيمى است كه در كاخ سياه واشينگتن رخ داد و اين رسوايى بسيار مهمى كه براى سران كشور آمريكا پيدا شد. شما ملاحظه بكنيد و ببينيد كه در تمام دنيا، در سراسر جهان ، مطبوعاتشان و رسانه هايشان و خطابه هايشان تمام متوجه اين معناست كه سرپوشى بگذارند بر اين رسوايى كه براى رء يس ‍ جمهور آمريكا پيش آمد. رء يس جمهور آمريكا در اين رسوايى بايد عزا بگيرد و كاخ سفيد مبدل به كاخ سياه بشود گرچه هميشه بوده است لكن اين متفرقه گويى و اضطرابى كه در كاخ سفيد پيدا شد و در طرفدارهاى آمريكا، حكايت از عظمت مساله مى كند يك مقام عالى رتبه به قول خودشان از آمريكا به طور قاچاق و با تذكره جعلى وارد ايران مى شود، در صورتى كه ايران نمى داند چى است ، به مجردى كه وارد مى شود و معلوم مى شود كه اين از مقامات آمريكاست ، ايران او را در يك جايى تحت نظر قرار مى دهد و محبوس مى كند و تمام حركات او را تحت نظر قرار مى دهد و او با هر كس ‍ خواسته است ملاقات كند، ملاقات نمى كند. آنى كه ادعا مى كند كه اگر من به شوروى رفته بودم ، رء يس شوروى سه مرتبه ديدن من مى آمد، گمان كند اين جا هم شوروى است ! اين جا كشور اسلام است ، اين جا نه كرملين قابل اين است كه ذكرى ازش بشود و نه كاخ سياه : اين جا كشور رسول خداست ، اين جا كشور حضرت صادق است ، اين جا پاسدارهاى ما شرافت دارند بر كاخنشين ها، اين جا بسيجى هاى ما و امت ما شرافت دارند بر تمام كاخ نشين هاى عالم و همه كسانى كه ادعاى پوچ خودشان را مى كنند و گمان مى كنند كه بايد عالم پيش آنها خاضع باشد. آنهايى كه ميگفتند ما چه ميكنيم و چه مى كنيم و قطع رابطه ميكنيم و از اين مسايل ميگفتند امروزمعلوم شد كه باعجز و ناله در پيشگاه اين ملّت آمده اند و مى خواهند كه رابطه برقرار كنند، مى خواهند عذر تقصير بخواهند و ملّت ما قبول نمى كند. اين يك مسء له است ، مسء له اى است كه از تمام پيروزى هاى شما بالاتر است مسء له رء يس آمريكا با آن همه به قول خودش جلال و جبروت ، كسى را از مقامات عالى بفرستد به اين جا كه با مقامات اين جا ملاقات كنند و هيچ يك از آنها حاضر به ملاقات نشود، اين مسء له بزرگى است كه دنيا را منفجر كرده است و بايد هم بكند كاخ سفيد را به عزا نشانده است و بايد هم بنشاند. مسء له مسء له مهم است .(371)
اينها بركات امروز ايران بيدار شده است امروز ايران بيدار شده استايمان است غافل نباشيد از اين ، بركات وحدت شما در تمام امور است غافل از اين وحدت نباشيد، غافل از اين حظ الهى نباشيد در عين حال انسان بيند كه در حالى كه كاخ كرملين به لرزه درآمده است و كاخ سياه سياهپوش شده است و مى خواهند توجيه كنند هى حرف هاى خودشان را و هى از اين ور و آن ور مى زنند كه توجيه كنند اين خطايى كه كردند و اين كسى را كه اين جا فرستادند و با رسوايى از اين جا بيرونش كردند، مى خواهند توجيه كنند، مع الاسف بعض از اشخاصى كه در خود ايران هستند توجه به مسايل يا ندارند يا متعمدند. اينها هم / به تبع آنها كارهاى / به تبعيت از تبليغات آنها، آنها هم با همان لسان ، اين جا تبليغ مى كنند.(372)
7 - عجز و ناتوانى در خليج فارس
دنيا به اين حقيقت رسيده است كه ناامنى در خليج فارس فقط به ضرر ايران تمام نمى شود، بلكه قوى ترين قدرت ها و ابرقدرت ها هم اگر مثل آمريكا تمامى امكانات هوايى و دريايى و جاسوسى - خبرى خود و هم پيمانان خود در منطقه را بسيج كنند، كه حتى يك كشتى را بدون خطر اسكورت و حفاظت نمايند، از اين خطر و ضرر مصون نخواهند ماند و در اين گرداب ناامنى غرق مى شوند و على رغم آن همه مقدمات و تمهيدات و جار و جنجال هايى كه در جهان آمريكا بر پا نموده است و ده ها خبرنگار و فيلمبردار را به منطقه گسيل داشته اند تا خبر موفقيت نقشه هاى شوم آمريكا را مخابره كنند، خداوند زمينه رسوايى و زبونى آمريكا را به دست غيب خود فراهم مى آورد و اقتدار معنوى پرچم لااله الاالله را بر پرچم كفر به نمايش مى گذارد و دل بندگان خالص خويش را شادمان مى سازد و چه بهتر كه آمريكا و ريگان از مسير سياست مين گذارى شده خليج فارس كه كوس ‍ رسوايى آنان را در جهان به صدا درآورده است مجددا عبور نكند و بر مركب غرور و جهلى كه تا به حال ده ها بار صاحب خود را بر زمين كوبانيده است ، سوار نشود و لااقل شبح قدرت و قدرت نمايى خود را پيش نوكران خود مثل كويت حفظ كند و بيش از اين آنان را از شكست و خفت خود شرمسار و سرافكنده نسازد و مطمئن باشند كه ادامه جولان در خليج فارس ‍ منطقه را به كانون خطر و بحران ناخواسته عليه خود آنان سوق مى دهد. و دنيا اگر خودش را آماده بحران نفت و به هم خوردن همه معادلات اقتصادى و تجارى و صنعتى كرده است ، ما هم آماده ايم و كمربندها را محكم بسته ايم و همه چيز براى عمليات آماده است .(373)
8 - فرار از لبنان
امروز وضع آمريكا اينطور شده است كه از لبنان با اينكه لبنان در دست اوست بسيارى اش ، با اينكه رء يس جمهورش با اوست ، با اينكه بسيارى از جبهه هايش با او هستند، همين مسلمان هاى معدود كارى كردند كه از لبنان فرار كرده ، منتها اسمش را گذاشته است كه ما جابجا شديم ، جابجائى اسمش راگذاشته !! اين فرار است ، چرا اسمش را درست نمى گوء يد؟ و فرار كرده و دنبال فرارش از خارج توپ به روى مردم بسته است ، اين از شدت عجز اين كشور است كه برود خارج و از خارج توپش را سوار كند به مردم جهان ، موشكش را بفرستد طرف مردم . اين كمال عجز است از براى او، لكن اينها با اينكه ادراك اين مطلب را كردند به روى خودشان نمى آورند، باز هم آن حرف هاى زمان سابق را مى زند.(374)
فصل چهاردهم : استراتژى مبارزه با آمريكا
الف - بهره گيرى از عوامل معنوى
1 - قيام براى خدا
در دنيا هم متفكرين دنيا، آنهائى كه همه جهات قيام ها را در نظر داشتند آنها هم اعتقادشان همين ها بوده است كه نمى شود يك همچو كارى انجام بگيرد، لكن آنها از يك مطلب غافل بودند و آن اينكه فرق است ما بين قيام هائى كه براى خدا نباشد قيام هائى كه براى منفعت دنيائى باشد، براى غلبه يك كسى بر كس ديگر باشد، براى پيروزى يك قدرت بر قدرت ديگر باشد، اين قيام ها فرق دارد با قيامى كه لله باشد. آنها اين نكته را نمى دانستند كه قيام لله كيفيتش ، ماهيتش با قيام هائى كه غير خدائى باشد، هر چه باشد، اين با هم فرق دارد. قيام لله پشتوانه اش قدرت خداست ،پشتوانه اش تفنگ نيست ، پشتوانه اش مسلسل نيست ، پشتوانه اش قدرت خداست . وقتى قدرت خدا در بين آمد ديگر قدرتى در مقابل او نمى تواند عرض اندام كند و لهذا اين ملّت كه سر تاسر كشور فرياد مى كردند كه ما اسلام را ميخواهيم و همه قيام كرده بودند براى اينكه كفر و نفاق وظلم و امثال اينها را از بين ببرند و به جاى آن عدل اسلامى باشد، جمهورى اسلامى باشد، اين قيام لله بود. شواهد بر اينكه اين قيام لله بود اينكه مردم جان خودشان را در طبق اخلاص گذاشتند، جان جوان هايشان را با گشاده روئى د رطبق اخلاص ‍ گذاشتند و به ميدان آمدند و شاهد ديگر اينكه مابا چى غلبه كرديم بر اينها، ما چه داشتيم . آنها همه چيز داشتند، آنها آمريكا داشتند.(375)
2 - اتكاء به قدرت الهى
ما از اين تهديدهائى كه مى كنند و كشتى هايشان را مى آورند در مثلاخليج و امثال اينجا و از آن طرف و از آن طرف و اينها، حالاديگر اين حرف ها كهنه شده . پيشتر بله ، زمان سابق اينطور بود كه تا يك قراردادى را مى خواستند تحميل كنند يا يكى يك مثلاناله اى مى زد يك كشتى از انگلستان مى آمد در آب هاى خليج ، تمام مى شد مساله . حالاهمه كشتى هايتان را هم بياوريد اينجا، همه طياره هايتان را هم بفرستيد اينجا، مساله حالاغير سابق است ، ما اتكال به خدا داريم ، ما براى اين جهان يك مدبر را مى دانيم هست . آنهائى كه تاكنون توجه نداشتند خوب توجه پيدا بكنند كه يك ملتى كه هيچ نداشت جز الله اكبر و او همه چيز است چطور همه قوا را كنار زد.(376)
از خدا غافل نباشيد، از يك قدرت مافوق الطبيعه ، قدرت بزرگ غافل نباشيد اتكاء كنيد به آن قدرت ، پشتيبان شما يك همچو قدرتى است ، پشتيبان شما يك همچو قدرتى است كه الآن با تمام قدرتى كه آمريكا دارد و با تمام تجهيزاتى كه آمريكا دارد و شايد هيچ قدرت ديگر هم مقابل او نباشد حتى قدرت شوروى ، با تمام قدرت حالادارد مخالفت با شماميكند باشماء يكه اينجا نشستيد و هيچ هم نداريد، وقتى هم دست به تفنگ بشويد يك تفنگ معمولى سابقى را داريد، با تمام قدرتش دارد همه را تجهيز مى كند برضد شماها و باز زورش نمى رسد.(377)
ما از نظامى آمريكا و از حصر اقتصادى اش هيچ باكى ندارم و گمان نكنيد كه موفق بشود و اجازه بدهد ملّت آمريكا و مجلس آمريكا براينكه يك دخالت نظامى بكند، براى اينكه مى داند ملّت آمريكا كه دخالت نظامى به ضرر ملّت آمريكاست و به ضرر دولت آمريكا است و از حصر اقتصادى هم ابدا خوفى نداشته باشيد، براى اينكه ملّت هاى ديگر و دولت هاى ديگر تابع آمريكا نيستند، در دنيا به روى ما بسته نخواهد شد، ما خدا را داريم ، در دنيا به روى ما بسته بشود، در رحمت خدا به روى ما باز است .(378)
آقاى كارتر با تجاوز آشكار خود به خاك ايران چهره واقعى خود را به مردم دنيا نشان داد و ادعاهاى دروغين دفاع از حقوق بشر و انساندوستى خود را با اين عمل وحشيانه به اثبات رسانيد و ما به يارى خدا تا نابودى كامل دشمنان اسلام و ملّت هاى مستضعف جهان در برابر آنان و بخصوص در مقابل آمريكاى جهانخوار ايستادگى خواهيم كرد و همان ايمان به خدا ضامن پيروزى ما بر همه دشمنان خواهد بود.(379)
3 - قدرت ايمان
در هر صورت ما از اينطور ارعاب ها نمى ترسيم . من نمى گويم كه ما يك قوه سلاح زيادى داريم كه نمى توانيم با همه قدرت ها طرف بشويم ، همچو چيزى ما نمى گوء يم . آنها شايد به اندازه جمعيت ايران قواى انتظامى داشته باشند - فرض كنيد - ما مى گوء يم كه ما اتكال به يك مبدايى داريم به اتكال به آن مبداء، از مردن نمى ترسيم ، شما هم آخر كارتان اين است كه بياء يد همه مارا بكشيد همانى كه جوان هاى ما كرارا از من خواستند كه شما دعا كنيد ما شهيد بشويم كسى كه مى گويد دعا كنيد شهيد بشويم ديگر نمى ترسد از اينكه آقاى كارتر بفرستد اينها را به شهادت برسانند. بنابراين ابدا خوفى از اين مسائل نيست . قوى باشيد، قدرتمند باشيد، اتكال به خدا بكنيد. يك نفر شما وقتى اتكال به خداى تبارك و تعالى دارد، با عده اى از آنها مى تواند مقابله بكند. اينها اگر هم يك وقتى بى عقلى كنند و فرض كنيد بريزند به ايران ، اين جوان هاى ما آنها را با چنگ و دندان از بين مى برند، نمى گذارند اينها يكى شان هم بروند. اگر هم اين كارى كه كرده بود رسيده بود به آنجايى كه بيايند در تهران و بيايند در اين لانه جاسوسى آنوقت فهميدند كه با چه اشخاصى طرف هستند.(380)
هيچ خوفى ما از ابر قدرت ها نداريم و درعين حالى كه دستمان از همه آن سلاحهاى آدمكش كذا كوتاه هست لكن ايمانمان مارا وادار ميكند كه نترسيم و خوف نداشته باشيم و يك ملتى وقتى يك مطلبى را همه با هم خواستند، نمى شود تحميلشان كرد تحميل د روقتى است كه همه نخواهند، متفرق بشوند، اگر متفرق شدند آنوقت جاى اين مى شود كه يك دسته اى به دسته ديگر يك مطلبى را تحميل كنند، اما اگر چنانچه اينها با هم مجتمع باشند نه ديگر در بين خودشان تحميلى هست براى اينكه جاى تحميل ديگر نمى ماند و نه ديگران مى توانند تحميل بكنند. قدرت ها هر چه هم بزرگ باشند، وقتى مقابله با ملّت مى شوند نمى توانند كارى بكنندمن شايد يك دفعه ديگر اين را گفته باشم كه سفير شوروى آمد پيش من گفت كه دولت افغانستان از ما خواسته است كه برويم آنجا و چه بكنيم . من متوجه نبودم كه اينها كار را كرده اند حالاآمده اند دارند مى گويند، دولتى هم در كار نبوده دولت هم بعد خودشان درست كرده اند، لكن به او گفتم كه اين اشتباه است از شما، ممكن است براى شما كه قدرتمند هستيد، يك كشورى را بگيريد، اين آسان است براى شما، قواى زياد داريد، خوب ريزيد اما يك ملّت را نمى توانيد مهار كنيد. شما وقتى وارد شديد در آن جا نمى توانيد پيش ببريد و مزاحمت براى شما همچو ايجاد مى شود كه فشل مى شويد لكن كارى كرده بودند و بناهم داشتند بكنند. نه اين بود كه خواستند حالا استمزاج كنند، ازمن اجازه بگيرد شوروى كه مملكت اسلامى را برويم بگيريم . مطلب اينطورى است كه يك ملتى وقتى كه همه با هم باشند، پشتيبان هم باشند، برادر با هم باشند،اين قدرت هاى بزرگ بر فرض اينكه بيايند وبا توپ و تانكشان هر كارى مى خواهند بكنند لكن وقتى وارد شدند، در ملّت هم هضم مى شوند، ملّت آنها را هضم مى كند. و ما ابدا از اين توطئه ها نمى ترسيم .(381)
4 - اعتقاد به امدادهاى غيبى
آنها مقايسه كردند اينجا را يا به بعض كشورهاى غربى يا به بعض كشورهاى شرقى و روى آن ديد است كه تا اينجا وارد مى شوند آن حربه اى كه در دست ايران است ، پيش آنها نيست و آنها نميشناسند آن حربه را، آن حربه ايمان است ، حربه توحيد است ، حربه اسلام است ، حربه قرآن مجيد است كه در تحت بيرق يك همچو اسلام و قرآن و توحيد همه مجتمع هستند و آنها تاييدات غيبى الهى را منكر هستند، نمى توانند بفهمند، اينها نمى توانند چشمشان را باز كنند و ببينند كه در هرگوشه از ايران يك امور خارق العاده واقع مى شود كه با دست عادى بشر نمى تواند واقع بشود آنها در طبس ‍ آمدند و گمان كردند كه مى توانند نيرو پياده كنند و مى توانند بيايند و به بهانه خارج كردن گروگان ها ايران را قبضه كنند و خداى تبارك و تعالى شن ها و بادها را فرستاد و آنها را شكست داد اينها نمى توانند بفهمند و نخواهند توانست بفهمند كه سربازهاى ايران از نظامى و پاسدار و ساير قواى مسلح با ايمان است كه دارند پيش مى روند تمام قدرت ها يك طرف ايستادند و يك قدرت ايمان هم در مقابل آنها يك طرف و قدرت ايمان بر آنها غلبه كرد و غلبه مى كند.(382)
... كى اين هليكوپترهاى آقاى كارتر را كه مى خواستند به ايران بيايند ساقط كرد؟ ما ساقط كرديم ؟ شن ها ساقط كردند، شن ها مامور خدا بودند، باد مامور خداست ، قوم عاد را باد ازبين برد. اين باد مامور خداست ، اين شن ها همه مامورند. تجربه بكنند باز. لكن ما نبايد مغرور بشويم .(383)
5 - شهادت طلبى
اين يك واقعيت است كه مردم ما به انقلاب خو كرده اند و همه انقلابى اند، آنها طالب شهادتند من اين را جدى مى گويم . ما خيلى آسان مى توانيم در مقابل آمريكا بايستيم ، او ممكن است ما را از بين ببرد ولى انقلاب ما را نمى تواند و به همين دليل است كه مى گويمما پيروز هستيم . به شعارها توجه كنيد مى گويند ((ناوهواپيمابر ديگر اثر ندارد، از منطق شهادت ، كارتر خبر ندارد)). آمريكا چه مى فهمد شهادت چيست و به همين دليل ما همه مسايل را حل مى كنيم .(384)
در روايتى است كه حضرت على ابن الحسين (عليه السلام ) در كربلاكه بودند به پدرشان گفتند كه (قريب به اين معنا كه به آنها گفته بودند كه شما كشته مى شويد) عرض كرد به سيد الشهدا كه مگر ما بحق نيستيم ؟ فرمود چرا. گفت ديگر مبالات از مردن نداريم . كسى كه بحق است و كسى كه قاء ل است به اينكه اين عالم تمام يك مدبر دارد و او خداست و عالم طبيعت پايين ترين عوالم است (در قرآن از او به دنيا تعبير شده ، دنيا يعنى پاء ين ) وقتى بنا باشد كه شهيد منزلش در ملاء اعلى باشد، اين چه خوفى دارد؟ خوف را بايد امثال كارترها داشته باشند كه اعتقاد به اين مسائل ندارند، اينهائى كه همه مقصدشان اين است كه در اينجا چند روزى به يك قدرتمندى برسند يا به يك جنايتكارى برسند آنها بايد بترسند اما جوان هاى ما كه اعتقاد به ماوراء طبيعت دارند و شهادت را براى خودشان يك فوزى مى دانند اينها ترس ندارند. ما فرض مى كنيم كه همچو قدرتى براى آن قدرتمندان باشد كه بريزند بكشند و همه چيز را از بين ببرند، معذلك ما چون بحق هستيم نبايد بترسيم .(385)
ما نه از اقدام نظامى مى ترسيم و نه از محاصره اقتصادى اما از او نمى ترسيم براى اينكه ما شيعه يك ائمه اى هستيم كه آنها شهادت را استقبال كردند، ملّت ما هم امروز شهادت را استقبال مى كند فرضا كه آقاى كارتر بتواند نظامى بياورد اينجا، با اينكه نمى تواند همچو كارى بكند، دخالت نظامى بكند، نمى تواند بكند، فرض مى كنيم كه خير، تفاهم كنند اين ابرقدرت ها كه به ايران نظامى بفرستند، ما35 ميليون جمعيت داريم كه اينها بسياريشان ، بسيار زيادشان ، آرزوى شهادت مى كنند، ما با اين 35 ميليون به ميدان رويم بعد كه ما همه شهيد شديم خودتان با ايران هر كارى مى خواهيد بكنيد از اين ما نمى ترسيم ، ما مرد جنگيم ، ما مرد مبارزه هستيم ، ما جوان هايمان با مشت مبارزه كردند با تانك ها و توپ ها و مسلسل ها ما را آقاى كارتر از مبارزه نترساند ما اهل مبارزه هستيم ولو نداشته باشيم ابزار مبارزه ، لكن بدن داريم در مقابل اينكه ما را بزنند و اين را عمل خواهيم كرد و اما قضيه اقتصاد، ما يك ملتى هستيم كه به اين گرسنگى خوردن ها عادت كرده ايم ، ما35 سال يا50 سال مى گوء يد ما در اين گرفتارى ها بوديم و عادت داريم به اين گرسنگى خوردن ها، ما روزه مى گيريم ، ما يك وقت غذا مى خوريم اگر بنا باشد كه آنها محاصره اقتصادى بكنند، فرضا كه بتوانند و همه ملّت ها تبع ايشان بشوند و حال آنكه اين خيالى است خام و همچو چيزى تحقق پيدا نمى كند، فرضا كه تحقق پيدا بكند، ما همان جو و گندمى كه خودمان در مملكت خودمان كشت مى كنيم ، اقتصاد مى كنيم و براى خودمان همان مقدار كافى است .(386)
شما بايد بدانيد كه دخالت نظامى آمريكا و همه شماها، دخالت نظام شوروى و همه وابستگان به او، دخالت شماها همه در كشور ما و حصر اقتصادى شماها، در آن اراده ملّت ما، آن تصميم و اراده ملّت ما اثرى نخواهد كرد و ما مهياى مرگ هستيم . شما ما را از چه مى ترسانيد؟ ما كه مهياى شهادت هستيم ، شما ما را از اقتصاد مى ترسانيد، از دخالت نظامى مى ترسانيد؟! شما كسانى را كه از مرگ مى ترسند بايد بترسانيد، نه مملكتى كه حاضر شده براى شهادت و شهادت را يك فوز براى خودش مى داند. بنابراين هيچ ما از اين مسائل خوفى نداريم و آمريكا چه با همه كشورها دست به هم بدهند و بخواهند دخالت كنند يا خودش به تنهائى به قول كارتر دخالت بكند، دخالت بكند تا بفهمد قضيه چيست ؟(387)

next page

fehrest page

back page