فصل دهم : نظام اسلامى و رابطه با آمريكا
الف - استقبال از قطع رابطه
عاليجناب پاپ ژان پل دوم !
مكتوب آن عاليجناب بر اساس نگرانى از تيرگى بين كشور اسلامى ايران و ايالات متحده آمريكا
واصل گرديد. از حسن نيت آنجناب قدردانى مى كنم و خاطر محترم را متوجه مى كنم كه ملّت شريف مجاهد ما اين قطع روابط را به
فال نيك گرفته و براى آن جشن عظيم بپا كرده و چراغانى ها و پايكوبى ها نمودند. از دعاى شما به درگاه خداوند
متعال براى ملّت مبارز ما شكرگزارم ، لكن متذكر مى شود كه جناب شما از انگيزه هاى تيرگى هاى ديگر و مشكلات خطرناك بزرگتر كه مرقوم
داشته ايد نگران نباشيد كه ملّت اسلامى ايران از مشكلاتى كه در اين قطع روابط بوجود آيد
استقبال ميكند و از خطرهاى بزرگتر كه مرقوم شده است ، هراس ندارد و آن روز براى ملّت ما خطرناك است كه روابطى نظير روابط رژيم خاء ن
سابق تجديد شود و با اميد به خداى متعال تجديد نخواهد شد.(209)
ب - عدم شرافت انسانى دولت آمريكا
ما اگر چنانچه بخواهيم اسلام را پيش ببريم ديگر نبايد نوكر باشيم . اگر نوكر نباشيم رابطه اش را با ما قطع مى كند، ما از خدا مى خواهيم كه
رابطه قطع بشود. ما ذلت را نخواهيم پذيرفت براى خاطر اينكه يك رابطه با يك ابرقدرت داشته باشيم . شرافتى نيست رابطه داشتن با
امثال آمريكا، دولت آمريكا يك شرافت انسانى مع الاسف الآن ندارد كه ما بخواهيم به واسطه آن شرافت انسانى اش با آن رابطه داشته باشيم .
دولت آمريكا اين است كه داريد مى بينيد كه مظلوم را - دارد - در هر جا پيدا مى كند پوست مى كند، هر جا بتواند مى رود و بمب سرشان مى ريزد، هر
چه بتواند ذخاء ر ملّت ها را مى برد، ما بخواهيم روابط با اينها داشته باشيم ؟ بهتر اين است كه ما با اينها روابط نداشته باشيم ، بهتر اين است
با آنهائى كه مى خواهند ما را بچاپند رابطه نداشته باشيم تا يك وقتى كه به خود بيايند و بفهمند شرق هم هست در عالم . آن روزى كه بفهمند
كه شرق هم يك جايى هست كه تمدن از او پيش آنها رفته است و مع الاسف خود شرق هم خودش را گم كرده است .(210)
ج - ظلم و غارتگرى
ما روابط باآمريكا ميخواهيم چه بكنيم ، روابط ما با آمريكا، روابط يك مظلوم با يك ظالم است . روابط يك غارت شده با يك غارتگر است . ما مى
خواهيم چه كنيم آنهاميل دارند، كه باما روابط، آنها احتياج دارندكه با ما روابط داشته باشند، ما چه احتياجى به آمريكا داريم ، آمريكا آن طرف
دنياست ، آنهاخواهند كه بازار داشته باشند اينجا، آنها باز طمع دارند كه نفت ما را بخورند. ما كه ، اسلام كه بنا ندارد كه ظلم به ديگرى
بكندمظلوم هم نخواهد شد.(211)
د - قطع چپاولگرى
ملّت شريف ايران ! خبر قطع رابطه بين آمريكا را دريافت كردم اگر كارتر در عمر خود يك كار كرده باشد بتوان گفت به خير و صلاح مظلوم است
، همين قطع رابطه است . رابطه بين يك ملّت بپاخاسته براى رهائى از چنگال چپاولگران بين المللى با يك چپاولگر عالمخوار، هميشه به ضرر
ملّت مظلوم و به نفع چپاولگر است . ما اين قطع رابطه را به فال نيك مى گيريم چون كه اين قطع رابطه دليلى بر قطع اميد آمريكا از ايران
است ملّت رزمنده ايران اين طليعه پيروزى نهايى را كه ابرقدرت سفاكى را وادار به قطع رابطه يعنى خاتمه دادن به چپاولگرى ها كرده است ،
اگر جشن بگيرد حق دارد. ما اميدواريم كه نابودى سرسپردگانى مثل سادات و صدام حسين به زودى انجام بگيرد و ملّت هاى شريف اسلامى به اين
انگل هاى خاء ن ، آن كنند كه ملّت ما با محمد رضاى خاء ن كرد و به دنبال آن براى آزاد زيستن و به
استقلال تمام رسيدن ، قطع روابط با ابرقدرت ها مخصوصا آمريكا نمايند.(212)
آن چيزى كه در اين قريب پنجاه سال بر ما گذشته است و آن چيزى كه از بيست و چند
سال پيش از اين به وسيله آمريكا بر مملكت ما گذشته است ، سال هاى طولانى لازم است تا ما ترميم كنيم اينها را. ما ميخواهيم چه بكنيم روابط داشته
باشيم با آنهائى كه مى خواهند ما را بچاپند؟ را بطه ما با آنها غير از اين است كه رابطه چپاولگر و
چپاول بشو است ؟ براى چه ما مى خواهيم اين را؟ درها را همه را ببندند و ما را محاصره اقتصادى بكنند، ما خودمان در انيجا مملكت وسيعى داريم ، آب هم
داريم ، خدا باران هم به ما مى دهد، خودمان مى كاريم و مى خوريم و هيچ احتياجى به اين
مسائل نداريم . آنها نترسانند يك ملتى را كه مى خواهد خودش را به كشتن بدهد تا استقلالش را حفظ بكند.(213)
ه - رهايى از دام آمريكا
يك دسته اى نصيحت كنند ما را كه شما بايد صلح بكنيد، اين مال ضعف است ، آن اشخاص ضعيفى كه هميشه در دام آمريكا بودند يا
امثال اينها از اين مسايل مى گويند لكن ما تازه خارج شديم از اين دام ، دوباره حاضر نيستيم وارد بشويم ، ملّت ما حاضر نيست به اين كه دوباره در
اين دام وارد بشود، دوباره مستشارهاى آمريكا بيايد و هر حكومتى مى خواهد بكند. تا حالاما را عقب نگه داشتند بس است اين مى خواهند باز هم نگه دارند،
عقب تر ببرند؟(214)
ملّت ايران اگر مى خواست كه صلح آمريكايى بكند، همان اول از آمريكا جدا نمى شد و قطع روابط نمى كرد و دستش را از ايران كوتاه نمى كرد و
جاسوسان او را بيرون نمى كرد و امروز هم اگر دستش را به صلح آمريكايى دراز كند، صدام و
امثال صدام كنار مى روند، لكن مستشارهاى آمريكايى وارد معركه مى شوند. ما نمى توانيم صلحى را بپذيريم كه طرح آمريكايى دارد.(215)
... ما اگر امر داير بشود به اينكه برگرديم به حال
سابق بشريت و با الاغ از اين طرف به آن طرف برويم و آزاديمان را حفظ بكنيم يا خير، بنده آقاى كارتر و
امثال او از ابرقدرت ها باشيم و زندگانى هاى فلان و كذا داشته باشيم ، ما آن را ترجيح مى دهيم ، ملّت ما آن را ترجيح دارد مى دهد.(216)
و - محكوميت مذاكره
آقاى كارتر تفضل فرمودند كه دو نفر بفرستند با ما صحبت بكنند ما چه صحبتى با شما بكنيم ؟ صحبت با شما كى بكند؟ جواب اين زن هائى كه
بچه هاشان را از دست دادند، پدرهائى كه جوان هاشان را از دست دادند، آنهائى كه در اين
طول زمان از آمريكا ضربه خوردند، ممالكى كه ضربه خوردند اينقدر، ما جواب اينها را چه بدهيم ؟ ما جواب اين مملكت هاى كثيرى كه با امر آمريكا،
با توطئه آمريكا، آنها را به نابودى كشيدند، وجدانا جواب آنها را چه بدهيم ؟ بنشينيم با كى صحبت كنيم ؟ رد كردم اين را كه نه ، نه ما يك همچو
حقى داريم نه ديگران يك همچو حقى دارند ما تابع ملّت هستيم ، ما خدمتگزار ملّت هستيم ، ما بايد روى مسير ملّت سير بكنيم ، ما هيچ خوفى از اين
نداريم كه بر بخورد به آقاى كارتر يا امثال او و توطئه زيادتر بكند يك كسى ، يك كشورى كه براى خدا قيام كرده است ، فريادش الله اكبر
بوده ، او را از چه مى ترسانند.(217)
ما با اينها چه صحبت بكنيم آنها كه شبكه جاسوسى در اينجا درست كردند، توطئه درست كردند، كردستان و
امثال اينها را، اينها نقشه مى كشند و راه دهند، ما با اينها بنشينيم صحبت بكنيم ، چى چى صحبت بكنيم ؟(218)
ز - آشتى ناپذيرى با دولتمردان آمريكا
من كرارا گوشزد نموده ام كه رابطه ما با امثال آمريكا، رابطه ملّت مظلوم با جهانخواران است .(219)
خيال نكنيد كه روابط با آمريكا و روابط ما با - نمى دانم - شوروى و روابط ما با اينها يك چيزى است كه براى ما يك صلاحى دارد. اين
مثل رابطه بره با گرگ #(220) است . رابطه بره با گرگ رابطه صلاحمندى براى بره نيست اينها مى خواهند از ما بدوشند.(221)
ح - زيان رابطه (سلطه مجدد)
چه فايده اى براى ما دارد كه رابطه داشته باشيم و آنوقت محلى كه بايد سفارت باشد اين وضع را داشته باشد؟ روابط ما اين است كه اجازه
بدهيم - سفارتخانه - به اسم سفارتخانه محل جاسوسى درست بكنند و اين خون هايى كه ما داديم هدر برود و باز محمدرضا را بياورند اينجا!!
چون خودش حالا مفلوك است ، پسرش را!! يك نقشه اى كه مى گويند دارند اين است كه در خواب دارد آقاى كارتر براى خودش نقشه مى كشد كه با
بختيار آنجاست و آن هم آنجا و بعضى از اشخاص هم اينجا و روابط هم اينجا دارند با آنها، مع الاءسف تو مغزشان دارند يك همچو نقشه اى مى كشند،
تخيلاتى مى كنند براى خودشان لكن مطلب از اينها گذشته است ، ديگر حناى اينها رنگى ندارد. نه حناى آقاى كارتر رنگ دارد و نه حناى آنهايى
كه در اينجا دلشان مى خواهد آنها بيايند و دوباره اينجا همان بساط پيدا بشود و همان قضايا تجديد بشود، اينها ديگر نمى شود. اگر - رابطه اى
- مى گويند كه ما با دنيا رابطه داشته باشيم ، رابطه متقابل و دوستى باشد، ما بايد با همه دنيا روابط داشته باشيم . اگر اينطور رابطه
باشد، ما هرگز نمى خواهيم كه رابطه با اينها داشته باشيم .(222)
ط - نتيجه سازش (دفن اسلام )
امروز دنيا، دنياى آشوب و جنگ و انفجار و هواپيما ربايى است و ايران از خيلى جاهاى دنيا آرامتر است . ممكن است بعضى ها كه اين چيزها را نديده اند،
با خود بگويند با قدرت ها بايد ساخت . ولى بايد بدانند كه سازش ، امروز نابودى تا آخر است ، دفن اسلام است تا آخر دنيا. مردم بايد محكم
بايستند و از اسلام و كشور دفاع كنند و از توطئه ها به خود هراس راه ندهند كه اگر كمى عقب بنشينند، بايد دست از اسلام بكشيم و تكليف ما
برخلاف اين است . مردم انقلاب كردند، بايد پاى زحماتش هم بنشينند. مردم ، پيغمبران و پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) را و ابراهيم
(عليه السلام ) را در نظر بگيرند، ببينند كه با آنها چه مخالفت ها شد، ولى دست از هدفشان نكشيدند. اگر ما مسلمانيم ، بايد دنباله روى آنها
باشيم . دنباله روى از آنان كه فقط روزه و نماز و مسجد نيست . دنباله روى از آنان مبارزه براى حفظ اساس اسلام است . بايد براى حفظ اساس اسلام
تا آخر ايستاد و پيشروى كرد.(223)
ى - مزاياى قطع رابطه (شكوفايى استعدادها)
با آغوش باز اين انزوا را مى پذيريم . تا انزوا نباشد افكار شما به راه نمى افتد. مغزهاى شما از مغز آمريكايى كوچكتر نيست لكن شما را از
انزوا بيرون آوردند و مرتبط كردند، تا آخر قيامت شما بايد منزوى آنوقت باشيد، وابسته ، افكارتان اصلا به راه نيفتد، مغزهايتان بخشكد آنجا و
هيچ راه عمل نكنيد. اگر مغزهاى ما عمل مى كرد، حالا وضع كشور ما غير از اين بود، لكن نگذاشتند مغزهاى ما
عمل بكند. همه چيز را آوردند، اموال زيرزمينى ما را دادند و همه چيز را آوردند، فراهم كردند كه مبادا شما به فكر اين بيفتيد يك صنعتى ايجاد كنيد تا
ارتباطتان را از دنيا قطع نكنيد، اين ارتباطى كه شما را به انزواى حقيقى مى كشد، نمى توانيد خودتان
اهل صنعيت بشويد و نمى توانيد مملكت تان صنعتى بشود، نميتوانيد مستقل باشيد و نمى توانيد آزاد باشيد. اين انزوا از نعمت هاى بزرگ خداست
.(224)
ما استقبال مى كنيم يك همچو انزوايى را كه ما را وادار مى كند كه خودمان به فكر خودمان بيفتيم . وقتى اين انزوا نباشد ما
متكل به غيريم ، هر چى خواهيم دستمان پيش غير دراز هست . گندم هم مى خواهيم از آنها بگيريم و ارزاقمان را از آنها بگيريم و صنايع مان را آنها
برايمان بيايند درست بكنند، همه چيزمان دست آنها باشد. ملّت تا اينطور باشد نمى تواند خودش داراى يك چيزى باشد، در اقتصاد
مستقل باشد، در جنگ مستقل باشد، در اجتماع مستقل باشد. وقتى شما منزوى باشيد مى توانيد اين كارها را بكنيد. شماى منزوى مى توانيد كه فكر بكنيد
كه بايد كشاورزى مان را خودمان اداره كنيم محتاج نشويم به ديگران ، براى اينكه منزوى هستيم ديگران نمى دهند به ما. وقتى يك ملتى احساس كرد
كه ارزاقش را ديگران نمى دهند به او، خودش به فكر مى افتد كه براى خودش درست كند. مادامى كه در نظرش اين است كه نه ، ما مى آورند
برايمان ، مى دهند به ما، نمى تواند كار بكند. اينهايى ى كه وقتى در اطرافشان ده تا پانزده تا نوكر هست ، مى افتند و
تنبل مى شوند و هيچ كار از آنها نمى آيد، وقتى مى بريشان حبس ، خودش تو حبس كارهاى خودش را مى كند براى اينكه منزوى شده . ملتى كه منزوى
بشود مى تواند ترقى كند، مترقى مى شود. ملتى كه منزوى نيست نمى تواند به ترقى راه خودش را برود. ملّت غير منزوى يعنى ملتى كه
اتكالش به ديگران هست ، خوراكش را از ديگران مى گيرد، اتومبيلش هم از ديگران مى گيرد، برقش هم از ديگران مى گيرد. اين ملّت تا آخر بايد
اسير باشد. تا منزوى نشويد نمى توانيد مستقل بشويد. از انزوا ما چه ترسى داريم ، ما آن روزى كه منزوى نبوديم همه گرفتارى ها را داشتيم
.(225)
فصل يازدهم : شرايط ايجاد مناسبات بين نظام اسلامى و آمريكا
الف - شرايط دوران شكل گيرى انقلاب
1 - عدم حمايت از رژيم پهلوى
حالا ما اعلام مى كنيم كه اگر چنانچه اين دول به اصرار خودشان باقى باشند در پشتيبانى كردن از محمدرضاخان ، دولتى اگر
تشكيل شد، ملّت ايران امر مى كند به اينكه تمام اين قراردادهائى كه كرديد ولو به نفع ما هم باشد نمى خواهيم . اگر آمريكا زياد اصرار در اين
باب بكند ديگر با او قراردادى بسته نخواهد شد. از حالابايد مقام خودش را موضع خودش را احراز كند، درست كند. هر كدام از اين رئيس جمهورها و اين
دولت ها از حالابايد حسابشان را درست كنند با مملكت ايران و ميزان اين است كه پشتيبانى از اين آدمى كه اين مردم را50
سال خانواده اش اختناق كرده اند و الآن در اين چند سال و در اين آخر يك سال اينهمه كشتار كردند و 15خرداد آنقدر كشتار كرده يك نفر آدم و دشمن مردم
است و مردم دشمن او هستند، اگر چنانچه اينها پشتيبانى از اين بكنند و اصرار به اين پشتيبانى بكنند، ملّت ايران تمام قراردادهائى كه اينها دارند
لغو مى كند و بعد از اين هم با اينها قرارداد نمى بندد.(226)
روابط ما با آمريكا و همچنين با ساير كشورهاى جهان بر اساس احترام متقابل خواهد بود ما براى آمريكا حق تعيين سرنوشت خودمان را قاء
ل نخواهيم بود آنچه تا به حال دولت هاى گذشته درآمريكا و اكنون دولت آقاى كارتر انجام داد ومى دهد، نشان مى دهد كه هنوز به تمام
وسايل متوسل مى شوند كه اين سلطنت را براى تامين منافع خودشان حفظ كنند و لذا هنوز حالت خصمانه نسبت به نهضت اسلامى كنونى دارند، تا
وضع به اين منوال است نظر ما نيز نسبت به سياست آمريكا، نظرى منفى است و البته ما حساب ملّت آمريكا را با دولت آمريكا جدا كرده و مى كنيم و از
ملّت آمريكا مى خواهيم كه از نهضت اسلامى ايران پشتيبانى كنند روابط فعلى ايران و آمريكا، روابط ارباب و نوكرى است كه قطعا بايد به يك
رابطه سالم تغيير پيدا كند.(227)
ملّت ايران با دولت ايالات متحده يا هر دولت ديگرى كه از شاه و جنايات او حمايت مى كند تا زمانى كه آزادى و
استقلال كشور تامين نشده است ، مذاكره اى نخواهد داشت .(228)
2 - عدم مداخله در امور ايران
اگر آمريكا به نحو صحيح رفتار كند و در امور داخلى ما مداخله نكند و مشاوران خود را كه در امور كشور ما دخالت دارند فرا خواند، ما نيز آنها را را
احترام خواهيم گذاشت .(229)
مادامى كه آنها روابط حسنه داشته باشند، روابط حسنه است اگر چنانچه دولت آمريكا دست از پشتيبانى شاه بردارد و دست از دخالت در مملكت ما
بكشد و ما را به حال خود بگذارد، با او روابط حسنه خواهيم داشت .(230)
ب - شرايط بعد از پيروزى انقلاب اسلامى
1 - تحويل شاه مخلوع و عدم جاسوسى
اگر چنانچه آمريكا شاه مخلوع ، اين دشمن شماره يك ملّت عزيز ما را به ايران
تحويل دهد و دست از جاسوسى برضد نهضت ما بردارد، راه مذاكره در موضوع بعضى از روابطى كه به نفع ملّت است باز مى باشد.(231)
2 - عزل يا اصلاح دولتمردان
(فالك :... سه اميد و آروز دارم ... سوم :... مردم ايران و مردم آمريكا به هم عشق بورزند تفاهم كنند، احترام بگذارند.)
امام :... اگر اين قدرتمندهايى كه در راءس ملتها واقع مى شوند كنار بروند يا اصلاح بشوند؛ تفاهم با ملتها آسان خواهد بود. اما تا زمانى كه
آنها هستند تفاهم معلوم نيست بشود.(232)
3 - حفظ احترام متقابل
(سوال :... عده زيادى از مردم آمريكا فكر مى كنند كه دولت آينده ضد آمريكايى خواهد بود.)
امام : دولت جمهورى اسلامى است و در متن دولت ، ضديتى با هيچ دولتى و مملكتى نيست آمريكا اگر چنانچه با اين دولت رفتارش ، رفتار انسانى
باشد و احترام را حفظ كند، اين دولت با او هم مانند ساير دول ، احترام متقابل را حفظ خواهد كرد.(233)
(سوال : رابطه يك دولت اسلامى و دولت آمريكا در آينده چگونه خواهد بود؟)
امام : بايد ببينيم آمريكا خودش در آينده چه نقش دارد. اگر آمريكا بخواهد همانطور كه حالابا ملّت ايران معامله مى كند با ما رفتار كند، نقش ما با او
خصمانه است و اگر چنانچه آمريكا به دولت ايران احترام بگذارد، ما هم باهمان احترام
متقابل عمل مى كنيم و با او به طور عادلانه كه نه به او ظلم كنيم و نه به ما ظلم كند، رفتار خواهيم كرد و اشكالى پيش نمى آيد.(234)
آن روز ما روابط ممكن است پيدا بكنيم ، روابطى كه متقابل باشد با هم ، متعادل باشد باهم والارابطه اى كه اينطور باشد كه سابق بود و آنطور
باشد كه اينها دلشان مى خواهد، ما همچو رابطه اى را مى خواهيم چه بكنيم ؟(235)
ما نمى خواهيم به آمريكا ظلم بكنيم و نمى خواهيم زير بار ظلم آمريكا برويم ، كارهائى كه كرده اند، ظلم به ما بوده كه آن را
تحمل نخواهيم كرد. ما روابط دوستانه با همه ملّت ها داريم و دولت ها هم اگر با ما به طور احترام رفتار كنند، احترام
متقابل را داريم (236)
4 - حذف خوى استكبارى و سلطه طلبى
اگر پياده شد آقاى كارتر از آن عرشى كه دارد آمد روى زمين مين نشين ها تفاهم كرد، ما هم با او تفاهم مى كنيم و به استثناى اينكه - بايد - آن ظلم
هايى كه به ما كرده است بايد جبران بكند. با ملّت آمريكا كه هيچ چيز نداريم ، هيچ اختلافى نيست بين ملّت ها با هم با - دولت هاى شان - دولتى
كه بعد پيش مى آيد، تفاهم كند با ما، اينطور نباشد كه من در كاخ سفيد نشستم و شما در كوخ نشستيد و كاخ نشين با كوخ نشين بايد ارباب و رعيت
باشد - اين - اگر اين كلمه را بردارند و ما را همانطور كه هستيم ، بفهمند، ادراك كنند ماها را، ما با آنها چرا رابطه اى نداشته باشيم ؟ با دولت
آمريكا هم رابطه پيدا مى كنيم ، با همه جا و اما اگر وضع اينطور باشد، ما مى خواهيم چه كنيم كه پيشقدم بشويم براى اينكه نوكرى كنيم ؟!
پيشقدم بشويم براى اينكه هم نوكرى كنيم هم همه چيزمان را تقديم كنيم ؟! آنوقت نوكر كه گرفتند يك اجرتى به او مى دادند، اينها نوكر مى
گيرند و همه چيزش را هم گيرند، ما مى خواهيم چه كنيم با اينها رابطه داشته باشيم ؟ هيچ لازم نيست رابطه داشته باشيم (237)
ما تا آخر ايستاده ايم و با آمريكا روابط ايجاد نخواهيم كرد، مگر اين كه آدم بشود و از ظلم كردن دست بردارد و از آن طرف دنيا نيايد در لبنان و
نخواهد دستش را به طرف خليج فارس دراز كند. مادامى كه آمريكا اين طور است و آفريقاى جنوبى آن طور
عمل مى كند و اسرائيل هست ، ما با آنها نمى توانيم زندگى بكنيم (238)
ج - شرايط داخلى نظام اسلامى
1 - استقلال همه جانبه جمهورى اسلامى
من بارها گفته ام و هم اكنون اعلام مى كنم كه ايران بايد تا قطع تمام وابستگى هاى سياسى ، نظامى ، اقتصادى و فرهنگى خود از آمريكا به
مبارزات قاطع خود عليه اين جهانخوار بيرحم ادامه دهد و بعد در صورتى كه ملّت بيدار و شريف ما اجازه دهد، ارتباط بسيار عادى خود را در حد ساير
كشورها با آمريكا برقرار مى كنند(239)
فصل دوازدهم : موضعگيريهاى حضرت امام (ره )
(موضعگيرى هاى حضرت امام درباره حوادث و وقايع مختلف در برابر آمريكا)
الف - دخالتهاى آمريكا
ادامه مبارزه
آمريكا كه منشاء كودتاى 1953 (1332) وبازگشت وسپس حفظ شاه بر سر قدرت بوده است سياست خود را تغيير نداده است . تا وقتى كه وضع به
همين منوال است موقع وموضع من در قبال آمريكا همچنان تغيير ناپذير خواهد ماند(240)
ب - كاپيتولاسيون
1 - اعلام خطر
آقا من اعلام خطر مى كنم !اى ارتش ايران من اعلام خطر مى كنم سياسيون ايران من اعلام خطر مى كنم ،اى بازرگانان من اعلام خطر مى كنم ،اى علماى
ايران اى مراجع اسلام من اعلام خطر مى كنم ،اى فضلااى طلاب اى مراجع اى آقايان اى نجف اى قم اى مشهداى تهران اى شيراز من اعلام خطر مى كنم ،
خطردار است ، معلوم مى شود.(241)
2-نفرت از آمريكا
رئيس جمهور آمريكا بداند، بداند اين معنا را كه منفورترين افراد دنياست پيش ملّت ما، امروز منفورترين افراد بشر است پيش ملّت ما، يك همچنين ظلمى
به دولت اسلامى كرده است ، امروز قرآن بااو خصم است .(242)
ج - پشتيبانان رژيم پهلوى
قطع رابطه سياسى اقتصادى
مجلس آمريكا بايد از كارتر مواخذه كند، استيضاح كند او را كه چرا پشتيبانى مى كنى از يك حكومتى كه پايه ملى ندارد و هيچ كس با او در ايران
موافقت ندارد بايد اين دولت ، كارتر را استيضاح كنند و شخص كارتر را استيضاح كنند كه تو برخلاف مصلحت مملكت آمريكا دارى
عمل مى كنى ، اگر چنانچه پشتيبانى بكنى از شاه كه بر خلاف قانون در ايران سلطه پيدا كرده است و رفراندم ديروز و امروز ايران او را ساقط
كرده اگر تا حالا ساقط نبوده است اين خلاف مصلحت مملكت آمريكاست براى اين كه اگر چنانچه تو پشتيبانى بكنى ، مادامى كه تو و دولت تو هست ،
نفت براى آمريكا هيچ نيست و همين طور اين اعلام به ساير كشورهاست ، چه كشور آمريكا و چه انگلستان و چه شوروى و چه ساير ممالك كه مى خواهند
از ايران نفت بخرند، ما حتى به طور فروش عادلانه هم به اين ممالكى كه پشتيبانى از امروز بكنند از شاه ، نفت نخواهيم داد يعنى تا آنوقتى كه
دولت هاى اينها سركارند و شاه را پشتيبانى ميكنند تا آن وقت نخواهيم نفت به آنها داد بله ، با ملّت هاى شان دشمنى نداريم و دولت هاى شان را اگر
ملّت ها يا مجلس وادارند كه پشتيبانى شان را از شاه قطع كنند و اعلام كنند كه ما پشتيبان شاه نيستيم ، ما نفت خواهيم داد.(243)
د - تصرف لانه جاسوسى
تاييد تصرف و مجرم بودن جاسوسان
بارها گفته ام كه گروگانگيرى توسط دانشجويان مسلمان و مبارز و متعهد ما عكس
العمل طبيعى صدماتى است كه ملّت ما از آمريكا خورده است و اينان فعلابا باز پس دادن
اموال شاه معدوم و لغو تمام ادعاهاى آمريكا عليه ايران و ضمانت به عدم دخالت سياسى و نظامى آمريكا در ايران و آزاد گذاشتن تمامى سرمايه هاى
ما آزاد مى گردند كه البته اين امر را محول به مجلس اسلامى نموده ام تا آنان به هرنحو كه صلاح مى دانند
عمل نمايند(244)
مركز توطئه و جاسوسى به اسم سفارت آمريكا و اشخاصى كه در آن برضد نهضت اسلامى ما توطئه نموده اند، از احترام سياسى بين المللى
برخوردار نيستند، تهديدات و تبليغات دامنه دار دولت آمريكا به قدر پشيزى نزد ملّت ما ارزش ندارد، نه تهديد نظامى او عاقلانه است و نه تهديد
اقتصادى او واجد اهميت و كارتر يك اشتباه دارد و آن اينكه گمان مى كند همه دولتها چشم بسته به خدمت او ايستاده اند و اشتباه بزرگ به زودى براى
خودش هم روشن خواهد شد و طليعه آن نيز مشهود است .(245)
اينهائى كه در اينجا هستند، اينها را ما از اجزاء سفارتخانه بودند، يك مطلبى بود كه ممكن بود حق با آنها باشد اما ما اينجا را نه سفارتخانه مى
دانيم ، اينجا مركز جاسوسى است و نه آن افرادى كه در آنجا هستند از سفرا و از اجزاء سفارتخانه مى دانيم و ديپلمات مى دانيم ، هيچ اين حرف ها
نيست ، اينها همه جاسوسى هستند و مجرم هستند و مجرمين بايد در خود اين مملكت رسيدگى به حالشان بشود.(246)
|