ش - حمايت از دولتهاى وابسته به رژيم
حالا هم بعد از اين كه اين آدم اين حرف را زد و قبلش هم همين طور حكومت آشتى درست كرد، دولت آشتى ، دولت آشتى او همان بود كه آنقدر جمعيت جوان
هاى ما را به خون و خاك كشيدند، اين آشتى آنها حالا هم يكى ديگر را آوردند توى كار، نه او آورده ، آمريكاست آقا همه بدبختى ما از اين آمريكا.(83
)
همان اشخاص پشتيبانى مى كنند از اين آقا، ميفرستند كه اين را كه مى گويند كه ما پشتيبان اين هستيم . آدم فرستادند اين جا، به ارتش گفتند كه
شما بايد حتما پشتيبانى بكنيد از دولت . و اگر ملى هست كه محال است (آمريكا مليت را اصلا زير پا دارد مى گذارد و گذاشته است ) اگر ملى بود
كه محال بود كه آمريكا تاءييدش بكند.(84)
من مطلع بودم دنيا ايستاده بود پشتيبان ، پشتيبان خودش اول ، پشتيبان وارث آن ، كه اين شخص بختيار باشد ثانيا، ايستاده بودند
دنبال او كه نگهشان دارند. دو دستى آمريكا چسبيده بود كه شاه را نگه دارد. وقتى او فرار كرد دو دستى چسبيده بودند بختيار را نگه دارند، مى
فرستادند پيش ما كه اين از ماست اين مال ماست .(85)
ت - رواج فرهنگ استعمارى
آنها آزاد آمدند نفت ها را بردند و هيچ كس هم نتوانست حرف بزند. هيچ كس هم حرف نزد فرهنگ ما هم كه برايش خطر
قائل بودند، فرهنگ ما را هم در تحت قبضه گرفتند و يك فرهنگ استعمارى درست كردند.(86)
س - اثرات زيانبار فرهنگ آمريكايى
اشخاصى كه در اطراف اين پدر و پسر بودند، اينها از همان تحصيلكرده هايى بودند كه در اروپا و آمريكا
تحصيل كرده بودند لكن فقط آموزش بود، پرورش اسلامى ، پرورش انسانى نداشتند و لهذا آن ضررى كه به كشور ما از ناحيه دانشمندان اين
كشور وارد شده است ، آن ضرر از ناحيه ديگران وارد نشده است ، حتى ساواكى هم
مثل آنها به ما ضرر نزده است . آنها افكار را ضايع كردند، آنها جوانهاى ما را فاسد كردند.(87)
در روزنامه يا در مجله اى كه آنوقت منتشر شد به صراحت به رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) جسارت كرد، يك نفر جواب نداد به صراحت
، شعراى آنوقت ، نويسنده هاى آنوقت ، روشنفكران آنوقت ، همه اينها دست به هم داده بودند كه اسلام را بكوبند البته استثناء داشت ، اما آنها در اقليت
بودند، نمى توانستند چيزى بگويند. مجلات آن روز، خدا مى داند كه آن مجلات با اين جوان ها چه كرده است . سينماهاى آن روز، تئاترهاى آن روز،
هنرهاى آن روز، اينها همه دست به هم داده بودند كه اسلام را از اين جا بيرون كنند و آمريكا را وارد كنند. ...همين جوان هائى كه الآن هستند، نظير آنها
سابق هم بودند سابق اين طور نبود كه ما جوان نداشته باشيم به همين مقدار يك خرده كمتر البته ، چون جمعيت زياد شده ، جوان آنوقت بود و همين
مقدار اشخاص بودند، مردم بودند، جمعيت همين طور بود، اما چى بود؟ خيابانش را وقتى مى گشتيم همه فساد، اين فرهنگ اجنبى است در خيابان ها كسى
وارد مى شد مى ديد سر تا ته خيابان ها يا مشروب فروشى است يا بساط زدن و چه كردن است ، يا زن هاى لخت در بين مردم راه افتادن است بازارش
را مى ديدى همين بود، همين مسائل بود توى مدارسش مى رفتى ، توى مدارس دانشگاهى و - چيزيش - همين
مسايل بود در ديوارهاى دانشگاه بدگويى بود به اسلام و به قرآن كريم حتى بعد از انقلاب ، آنوقتى كه دانشگاه در قبضه منافقين و
امثال منافقين بود، در ديوار دانشگاه به اسلام جسارت مى كردند وقتى كه ما دست مان را دراز كرديم كه هر چه آمريكا مى دهد بخوريم و هر چه هم خط
مى دهد عمل بكنيم و خودمان گوش و چشمها را ببنديم نبينيم ، وقتى اين طور مى شود، آن
حال مى شود كه ديديم و ديديد.(88)
فصل چهارم : آمريكا و سازمانهاى بين المللى
الف - معيار حقوق بشر در آمريكا
آيا كارتر واقعا مدافع حقوق بشر است يا اين شعارى است كه براى انتخاب شدن براى رئيس جمهورى آمريكا مطرح كرده است ؟ و يا شعارى است
عليه چند زندانى شوروى ؟ آيا او مدافع حقوق بشر است ؟ حال آنكه در ايران ، شاه دست نشانده خائن او حمام خون به راه انداخته است و او شاه را
پشتيبانى مى كند، آيا كشتار بيحد و حصر شاه را در سرتاسر ايران نمى بيند و نميداند؟ لابد آقاى كارتر پشتيبانى از اين جنايتكاران تاريخ را
كه روى جلادان تاريخ را سفيد كرده است ، دفاع از حقوق بشر مى دانند كارتر چندى پيش گفت كه منافع آمريكا بر حقوق بشر مقدم است و ما كه
ميگوييم اين خونريزى ها نباشد و شاه برود تا مردم سرنوشت خويش را به دست بگيرند حمام خون درست كرده ايم ؟ قضاوت آن با مردم جهان است
آيا وقت آن نرسيده است تا كارتر دست از حمايت شاه بكشد و بيش از اين دستش را به خون مردم بيگناه و بى پناه ايران آلوده نكند؟(89)
ب - اغفال ملتهاى جهان
از اول مسلمين ، بلكه همه بشر، از اول گرفتار اينهايى بوده اند كه امضاء كردند و تصويب كرده اند اين اعلاميه حقوق بشر را. آمريكا يكى از
آنهاست كه تصويب كردند اين را و امضا كردند اين مطلب را كه حقوق بشر بايد محفوظ بماند و يكى از حقوق بشر آزادى است . اين آمريكايى كه
اعلاميه حقوق بشر را به اصطلاح امضا كرده است شما ببينيد چه جناياتى بر اين بشر واقع كرده است در همين چند سالى كه ماها يادمان است و يكقدر
زيادترش را من و يكقدر كمترش را بر حسب جوانى كه داريد شما مشاهده كرديد، چه گرفتارى هايى از براى بشر هست به دست آمريكا كه يكى از
اشخاصى است كه يكى از دولت هايى است كه قضيه حقوق بشر را امضاء كرده اند در هر مركزى از مراكز مسلمين و غير مسلمين يك ماءمورى نصب كرده
اند كه سلب آزادى از همه آن اشخاصى كه در آن محيط هستند، كرده اند اينها مى گويند كه آزادند بشر! براى تخدير توده ها، كه حالا ديگر نمى
شود تخديرش كرد قضيه اين چيزهايى كه مى گذرانند كه يكى اش هم همين اعلاميه حقوق بشر است ، اين براى
اغفال است نه اينكه يك واقعيتى دارد يك چيز خيلى خوش نماى با زرق و برقى را مى نويسند، سى ماده مى نويسند كه همه اش موادى است كه خوب ،
به نفع بشر است و يكى اش را عمل نمى كنند، در مقام عمل ، يكى اش عمل نمى شود اين
اغفال است ، افيون است اين براى توده ها، براى مردم .(90)
ما تا كى بايد خواب باشيم ؟ ما تا كى ساده انديش باشيم ؟ شما آقايان چرا ساده انديشى مى كنيد؟ در بلاد خودتان كه مى رويد، بگوييد به
مردم ، بگوييد به دنيا، كه با دنيا دارند چه مى كنند اين قدرتمندها، اينها با ضعفا دارند چه مى كنند. اينها، اتيوپى كه آن همه بيچاره ها دارند
رنج مى برند، مى ميرند از گرسنگى ، گندم هايشان را مى ريزند در دريا خرج سلاح هايى مى كنند كه همه عالم را از بين ببرند.(91)
ديروز يا پريروز (كه مثل اين كه ديروز بوده است ، يا پريروز بوده است ) كه روز حقوق بشر بوده ، حرف هايى زده اند. آنهايى كه بشر را
پايمال مى كنند، دم از حقوق بشر مى زنند. آنهايى كه از آن ور دنيا آمده اند و اين ور دنيا را به آتش كشيده اند، صحبت از حقوق بشر مى كنند. آنهايى
كه قضيه اختلاف نژادى مبداء امرشان است ، حتى نژادسفيد را هم قبول ندارند، فقط يك نژاد و آن نژاد خودشان را
قبول دارند، آنها از وحدت نژاد صحبت مى كنند، آنها از اين كه نبايد نژاد مختلف باشد. دنيا، وضعش اين طور شده است كه ظالم بيشتر كانه داد رحمت
مى دهد از مظلوم . آن كسى كه مردم را پايمال دارد مى كند.(92)
ج - توجيه جنايات
اين قضيه اعلاميه حقوق بشر و اين حرفها، اين براى اين است كه دولتهاى ضعيف را اينها با مواجه كردن كار خودشان ببلعند. گمان نشود كه اعلاميه
حقوق بشر يك واقعيتى دارد، و اين حقوق بشر را اين قدرتهاى بزرگ اصلا احترام برايش
قايل هستند؟ ما از اعمالشان اين معنا را مى توانيم بفهميم كه آيا اينهايى كه اعلاميه حقوق بشر را امضا كردند و طرفدارى كردند، اينها خودشان تا
چه اندازه عمل كردند به اين حقوق بشر.(93)
... ما در عصرى هستيم كه جنايتكاران به جاى توبيخ و تاءديب ، تحسين و تاييد مى شوند. ما در عصرى بسر مى بريم كه سازمان هاى به اصطلاح
حقوق بشر، نگهبان منافع ظالمانه ابرجنايتكاران و مدافع ستمكارى آنان و بستگان آنان هستند.(94)
د - خدمت به ابرقدرتها
اين جمعيتى كه صدا مى كنند كه حقوق بشر، حقوق بشر، اينها عمال استعمارند.
اصل اين جمعيت هائى كه در آمريكا يا در جاهاى ديگر درست شده است به عنوان جمعيت حقوق بشر، جمعيت كذاوكذا اينها را همه آنها درست كرده اند براى
اينكه حقوق بشر را ضايع كنند.(95)
مقتضى است براى رسيدگى به جرائم آمريكا در حمله نظامى به ايران ، از گروه هاى مختلف كشورهاى جهان دعوت شود كه مشاهده كنند آمريكاى
جهانخوار با ادعاهاى طرفدارى از حقوق بشر و صلح دوستى و انساندوستى با يك ملّت
مستقل چه معامله اى كرده است و مى كند تا مشاهده كنند آثار جرم اين رژيم آدمخوار را كه مع الاءسف دولت هاى غربى ، جمعيت هاى طرفدار حقوق بشر و
سازمان ملل متحد و شوراى امنيت سازمان ملل متحد همگى طرفدارى از او مى كنند و به عيان ببينند تا آنچه اينجانب مكرر گفته ام كه تمام اين سازمان ها
و گروه ها براى طرفدارى از قدرتمندان به وجود آمده است و اين جمعيت ها به دست قدرتمندان براى سلطه بر ضعيفان و مكيدن خون محرومان جهان
بوجود آمده است ، تا ببينند كه به بهانه نجات جاسوسان چه نقشه اى براى ملّت مظلوم ما طرح كرده اند، تا ببينند و باور كنند كه سازمان هاى
كذائى آنجا كه به نفع قدرتمندان و سرمايه داران بين المللى است حقوق مستضعفين را ناديده گرفته و جز براى سلطه آنان عملى انجام نمى دهد.
دولت غاصب عراق به دستور آمريكا مدت هاست به ايران تجاوز مى كند و ما نديديم اين جمعيت ها و سازمانها ولو براى يك مرتبه هم كه شده است
اعتراض كنند، لكن براى 50 نفر جاسوس كه با كمال انسانيت با آنها عمل مى شود هر روز اعتراضات و فرياد نقض حقوق بشر از حلقوم آنان طنين
انداز است . ما نديديم كه طرفداران حقوق بشر از حق دولت ضعيف و ملّت مظلوم ما دفاع كنند.(96)
مجامع بين المللى و حقوق بشر، اين دست نشاندگان آمريكا و ابرقدرت ها، از اين جناياتى كه به بشريت وارد شده است ، مى گذرند...
اصلا مجامع بين المللى لفظى است در خدمت قدرت هاى بزرگ ، نه در خدمت مظلومين و محرومين . هر ملتى بايد خودش در
مقابل جنايات بايستد.(97)
ه - بازيچه سياسى
حريف ما الآن در آمريكا اين طورى است كه با عدالت اصلش مخالف است ، با حقوق بشر مخالف است ، مى گويد حقوق بشر، ادعا زياد است لكن وقتى
كه انسان بررسى مى كند در حالاتشان ، بررسى مى كند در برنامه هايشان مى بيند كه آن قضيه سازمان حقوق بشر و- نمى دانم - شوراى امنيت و
اينها يك چيزهايى است كه قدرتمندان درست كردند كه اين ضعفا را هر كارى مى خواهند بكنند - سرشان - و هر بلايى مى خواهند سرشان درآورند و
بعد آنهايى كه آنجا نشسته اند به اسم حقوق بشر و چه ، وقتى كه مطالبشان آنجا برود آنها را محكوم كنند و آنها را حاكم كنند.(98)
و - موضعگيرى چندگانه
اسرائيل مى آيد جولان را براى خودش قرار مى دهد و ملحق مى كند به ساير ملك هاى غصبى اش ، آنوقت اين سازمان هايى كه خود، ساخته خود نيستند و
از ملّت ها نيستند، بلكه چند تا دولت بزرگ اينها را درست كرده اند و يك وقت مى بينى كه همه بساطى درست مى كنند، يك صورتى درست مى كنند،
با هم چه مى كنند و يك دسته زيادترى راى به آن طرف مى دهند و بعد هم آمريكا مى آيد وتو مى كند اين از آن حكومت
جنگل بدتر است حكومت جنگل باز جنگلى است ، حكومت جنگل حكومت قلدرى است لكن اينها حكومت مى كنند و بدتر از
جنگل عمل مى كنند و به خورد ملّت ها مى خواهند بدهند كه سازمان حقوق بشر ما داريم ، سازمان
ملل متحد داريم همان معنايى كه در جنگل بايد حاصل بشود بدتر از آن را در آمريكا و شوروى مى كنند و بعد سازمان بين المللى هم مى آيد يك مانورى
مى دهد و يك بساطى درست ميكند، راى هم يك عده اى برخلاف مى دهند، همه هم برخلاف مى دهند لكن همه هم مى دانند كه اين راى برخلاف ، اثرى ندارد
وقتى همه اينها مى دانند راى برخلاف ، اثر ندارد براى اينكه آمريكا ايستاده و با يك نه تمام مى شود، اين كار لغوى نيست كه اينها مى كنند؟ كى را
مى خواهند بازى بدهند؟ اصل اساس اين را خود اينها درست كرده اند، اساس اين سازمان ها ساخته خود اينهاست اگر ساخته خود اينها نبود، به چه
مناسبت بايد يك كشورى يا چند تا كشور قلدر حق وتو داشته باشند؟ اين را هم از
اول خودشان درست كرده اند و اين را هم درست كرده اند براى بازى دادن ملّت هاى كوچك ، مستضعفين جهان بدتر از اين جنايت و بدتر از اين وحشيگرى
در عالم نيست .(99)
ز - جعل سند عليه انقلاب اسلامى
ما ديديم كه راءس جمهور آمريكا با اين شاه سابق ظالم بدبخت همراهى مى كرد و پشتيبانى مى كرد. پشتيبانى از دژخيمى كه تمام هستى ما را به
باد داد و نديديم كه مدعيان جامعه حقوق بشر استنكار كنند بر رئيس جمهور آمريكا، لكن حالا كه اين دژخيمان به دام ملّت افتاده اند و ملّت مى خواهد از
آنها انتقام بكشد فرياد و ابشراى اينها بلند شده است . نمى توانم من جز اين بدانم كه اينها دست نشانده دژخيمان هستند. اينها دست نشانده
ابرقدرتها هستند، نه اينكه اينها براى حقوق بشر فعاليت مى كنند. من توقع اين را داشتم كه جامعه حقوق بشر اگر راست مى گويد و طرفدار
حقوق بشر است به ما اعتراض كند كه اينها را چرا نگاه داشتيد. اين دژخيمان را بايد همان روز
اول كشته باشيم ، نه اينكه آنها را ما نگاه داشتيم .(100)
شما مى دانيد كه دنيا امروز وضع خاصى پيدا كرده است و سازمان عفو بين
الملل اسم يك مشت از ممالك را رديف كرده كه اينها حقوق بشر را نقض نموده اند، كه در ميان آنها از آمريكا و فرانسه و شوروى خبرى نيست و هيچ
اسمى به ميان نيامده در حالى كه شوروى در افغانستان ، و آمريكا در بيروت چه بساطى درست كرده اند و اسم آن را صلاح
حال مردم گذاشته اند. صلاح حال مردم به شما چه ؟ آنوقت درباره ايران كه چند نفرى را با آنهمه فساد قصاص نموده است ، آنقدر هياهو به راه
انداخته و همه رسانه هاى گروهى ، ايران را مورد حمله قرار داده اند. البته آنها خوب مى دانند كه انقلاب ايران اگر به همه جا برسد فاتحه آنها
خوانده مى شود و دست آنان كوتاه مى گردد. مع الاءسف حكومت هاى اسلامى يا توجه ندارند يا توجه دارند ولى براى حكومت چند روزه خود سكوت
نموده و با آنان همكارى مى كنند، كه بايد در مقابل آنها بايستيم تا انقلاب و اسلام به همه جا صادر شود.(101)
ز - جعل اسناد عليه انقلاب اسلامى
همه رسانه هاى گروهى در دست دشمنان ماست و هر روز هم تبليغ مى كنند و هر روز هم ايران را محكوم مى كنند اين سازمان هايى كه همه شان نوكر
آمريكا و امثال او هستند سازمان عفو بين المللى - نمى دانم - شوراى امنيت و امثال اينها كه ملاحظه مى كنيد در
طول اين جنگى كه صدام و صداميان به ما تحميل كردند و آنقدر از شهرهاى ما را كوبيدند و آنقدر جوان هاى ما را كشتند و آنقدر صغير و كبير و مرد و
زن را زير آوارها دفن كردند، يك كلمه راجع به اين مسائل ذكر نكردند و كاش ذكر نمى كردند، امروز ما را محكوم مى كنند، امروز به ما نسبت ها مى دهند
و روى همان نسبت ها محكوم مى كنند، قول دشمن هاى ما سند اين سازمان هاست و گاهى هم خودشان سند درست مى كنند، اگر چيزى ندارند، يا در
مطبوعاتشان يا در راديوهاشان يك مصاحبه درست مى كنند، مصاحبه با كى ؟ مصاحبه با آن كه اين جا را چاپيده و فرار كرده ، اين را سند قرار مى دهند
و بر ضد ما تبليغ مى كنند.(102)
فصل پنجم : آمريكا و جهان اسلام
الف - شناسايى منابع
شما غافل از اين شياطين نباشيد كه اينها مطالعه كرده هستند، ماها تازه وارد اين ميدان ها شديم ، شماها تازه وارد اين ميدان ها شديد و بر حسب آن حس
انسانى هم كه داريد آن شيطنت ها كه در آن هستند كمتر وارد هستيد، اينها مطالعه كردند، نه ده
سال و نه سال ، در طول تاريخى كه راه پيدا كردند مطالعه كردند، نه مطالعه فقط كشورها را، يعنى مخازن اين جاها را، اين هم يك مطالعه طولانى
در آن شده ، قبل از اينكه اتومبيل و طياره و اين طور مسائل پيدا بشود، اينها كارشناس هاشان را مى فرستادند در شرق و وجب به وجب اين مملكت ها را
گردش مى كردند، با شتر مى رفتند اين بيابان ها را، با قافله ها مى رفتند اين بيابان ها را گردش مى كردند و هر جائى كه يك چيزى پيدا مى
شد يادداشت مى كردند، نقشه برمى داشتند، اين يك سرى كارشان كه بفهمند در كشور شما چه دارد، مخازن شما چى هست ، اين
مال حالا نيست ، اين مال ، از سابق كه راه باز كردند دنبال اين قضيه هستند. و يك مطلب ديگرى كه شايد به آن بسيار اهميت مى دادند اين بود كه
مطالعه در حال مردم ايران بكنند يا مردم شرق بكنند.(103)
دولت هاى قدرتمند خصوص آمريكا نقشه هايشان را از سالهاى بسيار طولانى كشيدند و
قبل از اينها هم ، قبل از آمريكا انگلستان كسى بود كه نقشه كش بود. اينها مطالعاتشان را در همه كشورهائى كه در دنيا هستند خصوصا كشورهائى كه
مورد نظر است از حيث مخازن و از حيث محلى كه ، جغرافيائى كه دارد، نقشه هاى بسيار دقيق كشيده اند و حتى كشور ما و ساير كشورهائى كه نظير ما
هستند، آنها از مخازن و از جاهائى كه مورد نظرشان هست از ما بهتر مطلعند، آنها كارشناس هاى خودشان را آنوقتى كه ماشين و
اتومبيل و اينها نبود، مى فرستادند و با شتر همراه كاروان ها مى رفتند و همه جا را گردش مى كردند و با آن ابزارى كه داشتند، آنجاهائى كه ما
مخازن زيرزمينى از هر حيث ، چه نفت و چه طلا و چه ساير چيزها داشتيم ، شناسائى كردند.(104)
ب - سيطره سياسى اقتصادى
آمريكا مى خواهد كه همه كشورها را زير نفوذ خود داشته باشد ولى ما چنين تصورى را نمى توانيم بپذيريم و ملّت از آن خسته شده است ملّت هاى
ديگر نيز با پيروى از ملّت ما خود را از دست اندازى استثمار رهائى خواهند داد.(105)
يكى از مسايل بسيار مهمى كه به عهده علما و فقها و روحانيت است ، مقابله جدى با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادى شرق و غرب و مبارزه با
سياست هاى اقتصاد سرمايه دارى و اشتراكى در جامعه است ، هر چند كه اين بليه دامنگير همه ملتهاى جهان گرديده است و عملا بردگى جديدى بر
همه ملّت ها تحميل شده و اكثريت جوامع بشرى در زندگى روزمره خود به اربابان زر و زور پيوند خورده اند و حق تصميم گيرى در
مسايل اقتصاد جهان از آنان سلب شده است و على رغم منابع سرشار طبيعت و سرزمين هاى حاصلخيز جهان و آب ها و درياها و
جنگل ها و ذخاير، به فقر و درماندگى گرفتار آمده اند و كمونيست ها و زراندوزان و سرمايه داران با ايجاد روابط گرم با جهانخواران ، حق حيات و
ابتكار عمل را از عامه مردم سلب كرده اند و با ايجاد مراكز انحصارى و چندمليتى ، عملا نبض اقتصاد جهان را در دست گرفته و همه راه هاى صدور و
استخراج و توزيع و عرضه و تقاضا و حتى نرخگذارى و بانكدارى را به خود منتهى نموده اند و با القاى تفكرات و تحقيقات خودساخته ، به
توده هاى محروم باورانده اند كه بايد تحت نفوذ ما زندگى كرده والا راهى براى ادامه حيات پابرهنه ها، جز به تن دادن به فقر باقى نمانده است
و اين مقتضاى خلقت و جامعه انسانى است كه اكثريت قريب به اتفاق گرسنگان در حسرت يك لقمه نان بسوزند و بميرند و گروهى اندك هم از
پرخورى و اسراف و تعيش ها جانشان به لب آيد. به هر حال اين مصيبتى است كه جهانخواران بر بشريت
تحميل كرده اند و كشورهاى اسلامى به واسطه ضعف مديريت ها و وابستگى ، به وضعيتى اسف بار گرفتار شده اند كه اين به عهده علماى اسلام و
محققين و كارشناسان اسلامى است كه براى جايگزين كردن سيستم ناصحيح اقتصاد حاكم بر جهان اسلام ، طرح ها و برنامه هاى سازنده و در
برگيرنده منافع محرومين و پابرهنه ها را ارائه دهند و جهان مستضعفين و مسلمين را از تنگنا و فقر معيشت به درآورند.(106)
ج - اغفال و حفظ برترى
جهانخواران كه با نام هاى پرزرق و برق و شعارهاى طرفدارى از حقوق بشر و صلح دوستى و آرامش جهان و طرفدارى از توده هاى كارگر و
كشاورز به جان جهانيان مظلوم افتاده و فساد و ترور و قتل و غارت را در صحنه گيتى روزافزون مى كنند و از بيدارى مظلومان و ستمديدگان جهان
در طول تاريخ خطر را از نزديك مى بينند، به فكر اغفال آنان افتاده اند و رفت و آمدها براى برچيدن سلاح هاى مخرب كه جهان را تهديد مى كند
جز شعارى بيش نتوان بود كدام عاقل است كه باور كند كه اينان از اين گونه
مسائل صرف نظر نمايند و به حال بشريت رحم كنند! بعيد نيست كه آمريكا از اين ملاقات ها و مذاكره ها دو مقصود داشته باشد: يكى
اغفال جهانيان و جلب نظر آنان و به خاموشى كشاندن شعله هايى كه در دل مظلومان جهان بر ضد منافع نامشروع اين ابرمتجاوز افروخته شده و رو
به افزايش است و ديگر اغفال شوروى و همدستان و همداستانانش تا برترى اتمى خود را حفظ كند.(107)
د - كودتا و تهاجم فرهنگى
آنچه دو ابرقدرت جهان و قدرت هاى تابع اين قدرت ها با هم اتفاق دارند و هيچ گاه از اين اتفاق دست بردار نيستند عقب نگه داشتن كشورهاى جهان
سوم ،خصوصا كشورهاى پهناور و غنى اسلامى در ابعاد فرهنگى و اجتماعى و اقتصادى و سياسى و نظامى است و
تحميل جهات استعمارى در تمامى امور مذكوره بر جهان سوم مى باشد و براى اين مقصد كه در نظر آنان بسيار داراى اهميت است ، زحمت ها
متحمل شدند و وقت ها و پول هاى بسيارى صرف نموده اند و مى نمايند در سابق ، سردمداران اين توطئه ها، بريتانيا و فرانسه بودند و پس از آن
آمريكا و شوروى ، اينان براى مقاصد شوم خود، كودتاها به راه انداختند و رژيم هايى را برچيده و رژيم هاى وابسته به خود را به روى كار آوردند
و بعيد به نظر مى رسد كه اين دو ابرقدرت در صدد براندازى رقيب باشند چه ، كه از آن مايوسند. اختلاف بر سر تقسيم طعمه ها و كشورهاى
جهان سوم است و براى به دست آوردن سلطه استعمارى نو، بهترين راه را در حمله به فرهنگ هاى ملّت ها دانسته و دانشگاه ها را به خدمت گرفتند و با
به دست آوردن اين مراكز، از ره آوردهاى آنها مجلس هاى فرمايشى ساخته و حكومت هاى دلخواه به دست آوردند و نظام ها را، سر تا قدم ، غربى يا
شرقى كردند و آنان كه در اين كشمكش ها از همه بيشتر صدمه ديدند و رنج كشيدند، كشورهاى اسلامى بوده و هستند.(108)
|