next page

fehrest page

نام كتاب : آمريكا از ديدگاه امام خمينى (ره )
نام ناشر: ستاد نمايندگى ولى فقيه در سپاه
مقدمه
دشمن شناسى و استكبارستيزى از مهمترين عناصر تشكيل دهنده فرهنگ و تمدن در حيات اجتماعى انسانهاست ، جاودانگى و استمرار اين انديشه بيش از هر چيز مرهون تلاش رادمردان و فرزانگانى است كه با همت والاى خويش جوامع بشرى را به قسط، عدالت ، آزادى ، سعادت و جاودانگى فرا خوانده اند.
قيام انبياء عظام و ائمه معصومين (عليهما السلام ) ((دُرّ)) گرانمايه اى است كه بر تارك تاريخ مبارزات اديان الهى بر ضد كافران ، ستمگران و بت پرستان چون خورشيد تابان پرتو افشانى مى كند. اگر نهضت انبياء و قيام هايى كه به تاءسى از سيره آنان و در جهت تداوم ابلاغ رسالت دينى انجام نمى پذيرفت ، زندگى بشر در سايه حكومت قدرتمندان و هواپرستان و خودكامگى سردمداران دنياطلب به مردابى متعفن و آكنده از ظلم و ستم تبديل مى گشت .
قدرتهاى استعمارى همواره در طول تاريخ در پى سلطه بر جوامع بشرى بوده اند و ويژگيهاى سياسى ، اجتماعى و اقتصادى قلمرو پهناور سرزمينهاى اسلامى به خصوص كشور ايران باعث طمع بيشتر زورمداران گشته و تلاش گسترده آنان را جهت حضور در اين مناطق موجب شده است .
اهميت سوق الجيشى منطقه خاورميانه و آبهاى گرم خليج فارس ، كشف منابع عظيم و گسترده نفتى ، وجود منابع ، معادن و ذخاير غنى ، حاصلخيزى و تنوع آب و هوا، هم مرزبودن ايران با شوروى سابق و... مجموعه عواملى بودند تا چشم طمع قدرتهاى بزرگ به ويژه آمريكا را به اين منطقه بخصوص ‍ ايران معطوف دارد.
طراحان كاخ سفيد مدتى پس از تحميل رژيم پهلوى به ملت مظلوم ايران براى اطمينان خاطر در سياست گذارى و برنامه ريزى جهت پيشگيرى از رشد و فراگير شدن اسلام راستين در منطقه و اعمال سياستهاى استعمارگران خود، لايجه قرون وسطايى كاپيتولاسيون را مطرح كردند تا در منطقه آشوب زده خاورميانه ، ايران را به جزيره ثبات خويش تبديل نمايد.
حضرت امام (قدس سره الشريف ) كه مبارزات اسلامى خود را عليه رژيم ستمشاهى آغاز كرده بود، رسما رويارويى خود را على رغم تهديدات گوناگون عليه آمريكا شروع نمود و در مدت بيش از 30 سال مبارزه عليه كفر و استكبار جهانى با ژرف انديشى ، بينش عميق و بصيرت كافى در برابر هر گونه توطئه و دسيسه آمريكا و ايادى آن قد برافراشت و مسلمانان و مستضعفان جهان را با فرياد بيدار باش به هوشيارى دعوت كرد.
امام با حفظ اصول و انديشه ناب اسلامى نه شرقى و نه غربى ضمن انتقاد و حمله به سياستهاى مزورانه شوروى سابق به اين نكته ظريف و دقيق وقوف كامل داشت كه اكثر توطئه هاى منطقه اى و جهانى عليه مستضعفان و مسلمانان جهان توسط آمريكا سازماندهى مى شود از اين رو به هنگام كمكهاى تسليحاتى شوروى سابق به عراق فرمود:
آمريكا شوروى را هم بازى داده است .(1)
از اين رو با توجه به پيچيدگى شيوه هاى آمريكا در مبارزه با انقلاب و نظام اسلامى از سويى و مطرح شدن نظرات گوناگون درباره آمريكا در محافل سياسى ، ستاد نمايندگى ولى فقيه در سپاه تصميم گرفت با جمع آورى ديدگاه هاى حضرت امام درباره آمريكا، برادران پاسدار و امت حزب الله را از نظرات رهبر و پرچمدار مبارزه با استكبار جهانى در قرن معاصره آگاه نمايد.
اين مجموعه كه در چهارده فصل و يك ضميمه تهيه گرديده است ، تاريخچه اى از فعاليتها و دخالتهاى آمريكا در منطقه و كشور ايران ، شناخت عوامل و طرفداران آن ، سياستهاى مرموز و پيچيده استكبار براى شكست نظام اسلامى و از همه مهمتر استراتژى مبارزه با آمريكا از ديدگاه امام خمينى (قدس سره الشريف ) را ترسيم مى كند، سخنان امام راحل (قدس ‍ سره الشريف ) مى تواند بهترين دستورالعمل و راهگشاى نسل حاضر جهت شناخت و مبارزه با ام الفساد قرن و سياستهاى شيطانى او باشد.
در پايان بر خود لازم مى دانيم كه از مركز تحقيقات اسلامى بويژه برادر حسين شيدائيان كه در تهيه اين مجموعه تلاش بسيارى كرده اند تشكر نمائيم .
ستاد نمايندگى ولى فقيه در سپاه
فصل اوّل : كليات
الف - روحيه استكبارى
مستكبرين ، جهان را از آن ديد خاص خود - استكبارى - و آن بيمارى روحى كه در آنها هست نگاه مى كنند و اين بيمارى موجب اين شده است كه توده هاى بزرگ ملّت ها را اينها از جهان حساب نمى كنند. آقاى كارتر خودش و يك عده اى كه شايد تمام جمعيتشان را ما حساب بكنيم در تمام مملكت ها از اين قريب سه ميليارد جمعيت دنيا پنجاه هزار نيستند آنهايى كه سران دولت هايى هستند كه ديگران را وادار به جور و تعدى مى كنند. اين ديد امثال ايشان اين است كه همه ملّت ها، اينها چيزى نيستند، آنى كه جزء جهان است و جهان است عبارت است از يك عده معدودى امثال كارتر و دار و دسته او و آنهايى كه در ساير جاها هم مع الاسف جزءِ دار و دسته او شده اند، همه جهان را عبارت از اين مى دانند اين ديد مستكبرين است كه ساير قشرهاى بزرگ ملّت ها را آنهايى كه دريايى هستند كه كارتر و امثالش ‍ قطره است در مقابل آن درياها، آنها را اينها نمى بينند يعنى اين بيمارى ، اسباب اين شده است كه آنها را نبينند، از اين جهت وقتى كه در اريكه رياست جمهور نشسته است و با آن ديد بيمارگونه نگاه مى كند و مى بيند كه چند تا وزير در فلان جا و چند تا مثلا اشخاصى كه راجع به مجالس ‍ خودشان هست و اينها، يا در جاهاى ديگر عددى از اين وابسته ها ممكن است كه اينها خشمشان چه بشود، ايشان اينها را جهان حساب مى كند و مى گويد كه اگر چنانچه اين ديپلمات ها را (اينها را ديپلمات حساب مى كند) اينهايى كه جاسوسى شان به حسب شواهد ثابت شده است ، اينها را ديپلمات حساب مى كند و جهان را هم عبارت از همان كه خودش مى بيند حساب مى كند(2)
ب - سلطه وحشيانه
ديروز ممالك اسلامى به چنگال انگليس و عمال آن مبتلا بودند امروز به چنگال آمريكا و عمال آن آمريكاست كه از اسرائيل و هواداران آن پشتيبانى مى كند، آمريكاست كه به اسرائيل قدرت مى دهد كه اعراب مسلم را آواره كند... آمريكاست كه اسلام و قرآن مجيد را به حال خود مضر مى داند و مى خواهد آنها را از جلوى خود بردارد، آمريكاست كه روحانيون را خار راه استعمار مى داند و بايد آنها را به حبس و زجر و اهانت بكشد... آمريكاست كه با ملّت اسلام معامله وحشيگرى و بدتر از آن مى نمايد.(3)
ج - استثمار جهان سوم
در طى اعلاميه ها و بيانيه هاى پانزده سال اخير خود، چندين بار موقع و موضع خويش را در قبال آمريكا و قدرتهاى بزرگ ديگرى بيان كرده ام كه ثروتهاى ممالك فقير بهره بردارى مى كنند و عمال خود را در اين ممالك تحميل مى نمايند و قهر و خشونتى را كه بر مردم دنياى سوم تحميل مى شود تاييد مى نمايم .(4)
د - جنگ افروزى
شما گمان نكنيد كه غربى ها پيشرفت كرده اند، غربى ها در جهات مادى پيشرفت كرده اند لكن معنويات ندارند. اسلام و همين طور مكتب هاى توحيدى ، اينها انسان مى خواهند درست كنند و غرب از اين معنى بكلى بركنار است ، غرب مواد طبيعت را كشف كرده است و قواى طبيعت را كشف كرده است و آنهم بر ضد انسان اين قوا را به كار مى برد، براى هدم انسانيت ، براى هدم شهرهاى ممالك . چنانچه كه مى بينيد كه هر يك از اين كشورها كه به اصطلاح پيشرفته تر هستند بيشتر انسان ها را در فشار قرار مى دهند. ما يك مملكت پيشرفته به اصطلاح خودشان كه عبارت از آمريكاست ، گرفتار آن بوديم و الآن هم ممالك بسيار گرفتار همين مملكت پيشرفته هستند. آن چيزهايى كه آنها پيشبرد كردند، بر ضد مقصد انسانيت به كار مى برند و آدمخوارى را در عالم ترويج مى كنند، جنگ و جدال را در عالم ترويج مى كنند، پيشرفت ها براى پيشرفت جنگ و پيشرفت آدمكشى است .(5)
دنيا بايد آمريكا را از بين ببرد، وِالّا تا اينها هستند، اين مصيبت ها در دنيا هست اين جا نشد، يك جاى ديگر. الآن در بسيارى از جاهاى دنيا آمريكا آتش افروخته و جنگ هايى كه الآن در بسيارى از جاهاى دنيا هست ، همه اش زير سر اين است و دنيا را اينها دارند تهديد مى كنند و هرگز هم اينها سلاحهايى كه مى گويند متوقف مى كنيم و آنها را محدود مى كنيم به حد، هرگز راست نمى گويند. بنابراين ما بايد هر چه فرياد داريم به سر اينها بزنيم .(6)
ه‍- جنايت
ملّت ما بلكه ملّت هاى اسلامى و مستضعفان جهان مفتخرند به اين كه دشمنان آنان كه دشمنان خداى بزرگ و قرآن كريم و اسلام عزيزند، درندگانى هستند كه از هيچ جنايت و خيانتى براى مقاصد شوم جنايتكارانه خود دست نمى كشند و براى رسيدن به رياست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمى شناسند و در راءس آنان آمريكا اين تروريست بالذات دولتى است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده و هم پيمان او صهيونيست جهانى است كه براى رسيدن به مطامع خود جناياتى مرتكب مى شود كه قلم ها از نوشتن و زبان ها از گفتن آن شرم دارند.(7)
و - پيشرفت حيوانى
... حال آنكه غرب پيشرفت هايى كه دارد، پيشرفت هاى مادى دارد و دنيا را به صورت يك جنگنده ، به صورت يك وحشى بار مى آورد. تربيت غرب انسان را از انسانيت خودش خلع كرده ، به جاى او يك حيوان آدمكش ‍ گذاشته است . الآن شما در هر جاى دنيا كه ملاحظه كنيد، الآن هم كه يك آرامشى فرض كنيد كه در دنيا هست و جنگ هاى عمومى نيست ، در هر مملكتى مى بينيد با دخالت همين آمريكا و با دخالت همين شوروى آدمكشى هست ... در بسيارى از جاها. لبنان هم آدمكشى است به دخالت آمريكا. غرب حيوان بار مى آورد آن هم نه حيوان آرام ، يك حيوان وحشى ، آدمكش ، آدمخوار. پيشرفت ، پيشرفت انسانى نيست .(8)
ز - منطق و معيار آمريكا
(آمريكا) همه چيزش روى همين مسائل حيوانى چرخ مى زند، ((طعمه است )) اين ممالك بايد طعمه آمريكا باشد، هر كه بهترين صيد را مى كند، در نظر سناى آمريكا نشان مى گيرد، هر كه جلوگيرى مى كند از اين طعمه ، در سناى آمريكا محكوم است ، غير از اين نمى توانند ادراك بكنند.(9)
اگر آمريكا از يك جايى يا از جاهايى تعريف مى كند، تعريف از خودش ‍ است ، براى اين كه مى بيند همه مطيع او هستند. و اين كه از ما تكذيب مى كند و هر روز يك چيزى مى گويد، براى اين كه مى بيند كه اين ملّت مطيع او نيست ، او مى خواهد مطيع بشود. و شما بدانيد كه اگر يك كلمه اين ملّت بر وفق راى او حرف بزند، تمام اوضاع را او برمى گرداند.(10)
ح - قدرت پوشالى
اينها به واسطه تبليغاتشان ايجاد خوف كرده بودند كه با همين خوف كارهاى خودشان را انجام مى دادند. بيشتر مردم به واسطه اين خوف كنار مى گرفتند و بى تفاوت مى شدند و مى ترسيدند، آنها هم با اينكه قدرتشان به آن بزرگى نبود كه يك ملّت را از بين ببرند، استفاده مى كردند لكن ملّت ايران اين مطلب را شكست در هم و اين رژيم را از بين برد. نسبت به قدرت هاى بزرگ هم همين طور است قضيه و همين طور بود قضيه كه ارعابش بيشتر از واقعيتش بود. اگر يك مطلبى فرض كنيد در يك دولت كوچكى واقع مى شد بر خلاف ميل شوروى مثلا يا بر خلاف ميل آمريكا، كافى بود كه آمريكا يا شوروى يك تشر بزنند، با همان يك تشر مساءله ختم مى شد، يا مثلا در آن وقتى كه انگلستان قدرتش زيادتر بود از ديگران ، يك كشتى را بياورند در اين آب هاى نزديك ايران ، يك كشتى را كه آوردند اين جا، ديگر نه مجلسش ‍ مى توانست حرفى بزند و نه دولتش و هر چه آنها مى خواستند، تحميل مى كردند. اين مطلب هم در ايران شكسته شد، اين معنا كه يكى برود در سفارت آمريكا و يك تعرضى بكند به سفارت آمريكا، در سابق و در زمان رژيم سابق ، جزء تخيلات و شعرها به نظر مى آمد، چطور امكان دارد كه ملتى كه هيچى ندارد، جوان هايى كه دستشان چيزى نيست بروند و سفارت آمريكا را يك تعرضى به آن بكنند، يك سنگى حتى بيندازند، اگر يك همچو چيزى بشود اصلا امّت و دولت ايران به باد فنا خواهد رفت . اينها چيزهايى بود كه با شيطنت و تبليغات تو مغز مردم كرده بودند و مردم را از آن قدرت ملى و انسانى و اسلامى كه داشتند غافل كرده بودند. ما ديديم كه جوان هاى ما به واسطه آنهمه ناراحتى هاى كه ملّت ما از اين قدرت فاسد كشيده بود عكس العمل نشان دادند و رفتند و ريختند و آن اعضاى آنجا را گرفتند و اينها و هيچ آسمان به زمين نيامد. ويژگى اين عمل ، اين بود كه اين قدرت آمريكا و اين ارعابى كه كرده بودند اينها كه اگر چنانچه يك تعرضى بشود، به ديوار سفارت آمريكا كسى يك خطى بكشد چه ها خواهد شد، اين از بين رفت .(11)
ط - عنايت الهى به ملّت ايران
خداى تبارك و تعالى بر همه ما، بر همه ملّت ما و بر مسلمين منت گذاشت و عنايت كرد، الطاف خودش را در اين كشور عنايت كرد، جلوه داد و اين كشور را سرتاپايش را بيدار كرد. با اين كه اين مسائل كه من عرض مى كنم ، شايد اكثر مردم نسبت به آن بى تفاوت بودند و توجهى نداشتند، لكن يك مطلب را همه يكدفعه متوجه شدند كه آمريكا مى خواهد ما را از بين ببرد اين مطلبى بود كه سرتاپاى اين كشور توجه به آن كرد به اينكه آمريكا مى خواهد ما را مستعمره خودش بكند و تمام حيثيت ما را، حيثيت اسلامى ما را، حيثيت ملى ما را و ذخاير ما را مى خواهد از بين ببرد اين يك مطلبى بود كه در سرتاپاى اين كشور منعكس شد و مردم باورشان شد و باوركردنى هم بود براى اينكه همه چيز را مى ديدند اين روحيه اى كه در اين كشور پيدا شد، به عنايت خدا پيدا شد اين را هيچ كس نمى تواند ادعا كند كه من اين كار را كرده ام امكان نداشت كه بشر بتواند، از بچه اى كه تازه زبان درآورده تا پيرمردى كه در بيمارستان خوابيده و دم مرگش هست ، اين كشور را اين طور توجه بدهد به اينكه ما مى خواهيم مسلمان بشويم و ما مى خواهيم مملكت مان مملكتى آزاد باشد، مستقل باشد، اسلامى باشد، اين يك دست غيبى ، يك عنايت غيبى بود كه به سر اين كشور انعكاس پيدا كرد، كشيده شد و اين كشور را بيدارش كرد.(12)
ى - واژه نامه دولتمردان آمريكا
1 - آزادى
آن آزادى كه كارتر مى گويد كه چون شاه يك آزادى خيلى صريح و خيلى تندى به مردم داده ، از اين جهت با او اختلاف مى كنند به منطق كارتر اين همه فريادى كه دارند مردم مى زنند از اين است كه ((تخمه ))(13) كردند براى آزادى ، آزادى اين قدر به آنها دادند كه آنها ديگر نمى توانند هضمش ‍ بكنند فرياد مى زنند.(14)
به منطق آقاى كارتر آزادى عبارت از اين كشتارهايى است كه الآن در ايران دارد مى شود كه هر روز دنبال هم دارد واقع مى شود.(15)
2 - ملّت
ملّت آن است كه آمريكا بشناسد كه او ملّت است . اگر آمريكا تثبيت كرد مليت يك كسى را، آن هم تثبيتش به اين است كه منافع او را تاءمين بكند ... آن ملتى كه بايد در نظر آمريكا و عمال آمريكا باشد، اينها (ملت ايران ) نيستند. اين ملّت آنهايى هستند كه مى گويند بايد همه چيز را داد به آمريكا.(16)
3 - تروريست
كاخ سفيد ميزان تروريست و ضد آن را، مخالفت با جناياتش در سراسر جهان و موافقت با آن مى داند.(17)
اين قدر هياهو راه انداختند براى جلوگيرى از تروريست ، آن قدر تبليغات كردند كه ايران تروريست پرور است و ايران چطور و جزء تروريست . عراق از جرگه تروريست خارج شد چون سجده كرد به آمريكا و ايران وارد شد براى اين كه اعتنايى به آنها نكرده ! ميزان تروريستى همين است پيش ‍ آنها.(18)
4 - وحشى
آنها فكر مى كنند كه هر كس كه مصالح ما را در نظر گرفت و هر كس كه گاو شيرده ما شد، اين وحشى نيست و اما آن كه سركشى كرد از اين فرمان ، اين وحشى است ! اين منطق امثال ريگان است .(19)
اخيرا شنيديد كه رئيس جمهور آمريكا گفته است كه اين كشور ايران يا رژيم ايران وحشى هستند. اگر مقصود از وحشى اين است كه رام نيستند در مقابل آن چيزهايى كه شما مى خواهيد، گاو شيرده نيستند، اين را شما اسمش را وحشى مى گذاريد، بگذاريد... در منطق آنها وحشى اين است كه رام آنها نباشد.(20)
5 - صلح
آن كه مى گويد ما براى صلح قيام كرديم و مى خواهيم صلح در دنيا باشد، همه جنگ ها را اينها راه مى اندازند توى همين جنگى كه ما الآن مبتلا به آن هستيم و كشور عراق هم مبتلا به آن هست ، همين را آنها راه انداختند، لكن آقايان اين جنگ ها را راه انداخته اند كه صلح در دنيا پيدا بشود.(21)
6 - حقوق بشر
(كارتر) با صراحت لهجه گفت كه اينجاهايى كه پايگاه نظامى ما داريم اين جا ديگر بساط حقوق بشر چيزى نيست ، ديگر صحبت از حقوق بشر نبايد بكنيد... احترام به حقوق بشر مال آنجاهايى است كه ما در آن پايگاه نداريم اين آمريكايى كه اين قدر حقوق بشر مى گويد، در خود آمريكا، در آمريكاى لاتين چه بساطى سر اين مردم دارد در مى آورد.(22)
7 - انسان دوستى
انسان دوستى سران آمريكا اين است كه كسى كه پنجاه سال# (23) يا سى و چند سال مملكتى را به خرابى كشيده است و يك انسان هاى بزرگ را كشته است يا از بين برده است يا حبس كرده است يا تبعيد كرده است يا خانمان هاشان را خراب كرده است ، اين انسان را آنها انسان حساب مى كنند و انسان دوستى شان هم اين است كه يك همچو جانى درجه اول را ببرند و معالجه كنند و به اسم معالجه ببرند و بخواهند نوازش كنند و توطئه كنند.(24)
فصل دوم : ملّت آمريكا
الف - تفاوت ملّت آمريكا با دولت آمريكا
1 - مفهوم شعار ((مرگ بر آمريكا))
ما اول بايد حساب ملّت آمريكا را از دولت آمريكا جدا كنيم ما به هيچ وجه مقابل با ملّت آمريكا نيستيم . آقاى كارتر است كه به اين ناراحتى دامن ميزند از طريق جنگ اعصاب و ممكن است به دخالت نظامى منجر شود و ما به هيچ وجه ملّت آمريكا را تحقير نكرده ايم (25).
اين ملتى كه الآن دارند فرياد مى زنند ((مرگ بر آمريكا)) مقصودشان كارتر است ، ملّت آمريكا كه به ما كارى نكرده ، ملّت آمريكا بفهمد مطلب را، اگر بفهمد، مطلب را ملّت آمريكا به حسب وجدان انسانيش با ما موافق است .(26)
2 - صلح دوستى با ملتها
ما ملتى هستيم كه مسلم هستيم و سلم را براى همه ملّت ها آرزو داريم ، لكن آقاى كارتر نمى گذارند اين سلم باقى باشد بقاء اين سلم براى ما و براى ملّت آمريكا و براى ملّت هاى منطقه به اين است كه آقاى كارتر اين انسان دوستى شان ! را يك قدرى كنار بگذارند و ما با ملّت آمريكا ابدا خلافى نداريم ، نزاعى نداريم ، ملّت آمريكا هم مثل ساير ملّت ها پيش ما هستند و ما در سلم هستيم با همه ملّت ها(27).
راجع به ملّت ها، حتى ملّت آمريكا و هر ملّت ديگرى ، ملّت ما و ما هيچ ابدا مخالفتى با آنها نداريم و از آنها هم به ما ظلمى نشده است كه ما مخالفت با آنها داشته باشيم .(28)
ب - افكار عمومى ملّت آمريكا
1 - مخالفت با عمليات نظامى
در خود آمريكا هم ملّت آمريكا كم كم بيدار مى شوند، خواهند شناخت اين ابرقدرت هايى كه تحميل مى كنند خودشان را بر ملّت ها، قبلا اين طور نبود كه ملّت آمريكا با ما باشد، حالا بسيارى از آنها با ما شده اند، حالا وقتى كه خودشان اقرار كردند كه وقتى كه آراء ملّت را شمارش كردند، به يك ارزيابى فهميدند كه پنجاه و پنج درصد اجازه نمى دهند كه آمريكا دخالت نظامى بكند.(29)
2 - حمايت از مظلومين
بايد ديد كه مظلوم ها چه مى گويند، بايد ببينيم كه ملّت آمريكا چه مى گويند، دولت آمريكا معلوم است شكست خورده و زخمى است مار زخمى است و شكست خورده ، سناى آمريكا شكست خورده ، او اظهار تاءسف مى كند، بايد ديد كه خود ملّت آمريكا چه مى گويند... بايد ديد مظلوم در اين مسائل چه مى گويد، نه ظالم ، ظالم هميشه مى خواهد كه ظلم بكند، عمالش ظلم بكنند، مظلوم هاى عالم يا آنهايى كه انسانند چه مى گويند.(30)
4 - طرفدارى از انقلاب اسلامى
فيلسوفشان آنجا كاغذ به من مى نويسد، يعنى آن كس كه از علمايشان است ، كاغذ به من مى نويسد و اظهار تشكر از كارها و اينكه طرفدارى از ملّت ايران و اينها. اين طور نيست كه آمريكاييها خودشان مخالف با اين مصالح ما باشند؛ آنها موافق اند با ما؛ آنها هم متاءسف اند از كارهايى كه مى كنند آنجا. اين دولتها هستند كه فاسد هستند.(31)
اگر ملّت آمريكا هم بفهمند ما چه مى گويم و كارتر و امثال كارتر در مملكت ما چه كردند در عرض اين چندين سال ، در عرض اين پنجاه سال چه كردند با اين مملكت ما، آنها هم با ما موافق مى شوند.(32)
ج - خيانتهاى دولت آمريكا به ملّت آمريكا
1 - مشوه جلوه دادن چهره ملّت ايران
دارند منعكس مى كنند در آمريكا كه ملّت ايران با ملّت آمريكا مخالف است و اين هم يكى از جناياتى است كه دارد واقع مى شود در، تاريخ ... ما با ملّت ها به هيچ وجه مخالفت نداريم بلكه ما با مظلوم ها كه ملتها هم از طبقه مظلومين هستند موافق هستيم .(33)
ملّت آمريكا را مى گويند بر ضد ما تجهيز كردند در اين عيدى كه بايد عيد صلح باشد و رئيس جمهور آمريكا در همه جا در بين مظلومين جنگ راه انداخته است ، مظلومين را دارد مى كوبد.(34)
2 - لطمه به حيثيت سياسى مردم آمريكا
ما مى خواهيم بفهمانيم به خود ملّت آمريكا كه نسبت به ملّت آمريكا اينها چه كردند تا حالا، اينها چه جناياتى كردند كه ملّت آمريكا را هم از نظر مردم دارند از بين مى برند، اينها چقدر به خود آمريكا لطمه وارد كردند، لطمه حيثيتى ، لطمه انسانى و چقدر به ساير كشورها و ملّت ها و اينها.(35)
3 - سياست تبعيض نژادى
ملى گرايى برخلاف اسلام است . اسلام آمده است كه همه را يك نحو به آن نظر بكند، همه جوامع را. ملى گرايى اين است كه الآن در آمريكا بين سياه و سفيد دارد واقع مى شود و اين كارترى كه دعوى اين را مى كند كه من طرفدار بشر هستم اين سياهان را اين طور مى كشد و اين طور آزار مى دهد.(36 )
4 - ايجاد بدبينى جهانى به ملّت آمريكا
همه تشبث اش اين است كه رئيس جمهور بشود، اصلا تمام نظرش آنجاست و من به او قول مى دهم كه نشود انشاء الله ، رئيس جمهور شدن راه دارد حال ما فرض هم مى كنيم دو سال ديگر هم ، پنج سال ديگر هم بخواهى رئيس ‍ جمهور بشوى ، آخر ارزش دارد كه يك انسانى ، يك ملتى را، ملّت دويست و چند ميليون در نظر مردم اين طور جلوه بدهد ارزش دارد، براى پنج سال ديگر جنايت كردن ، خوب ، رياست كردن اينها، همان جنايت كردن ارزش ‍ دارد. براى رياست كردن كه مساوى با جنايتكارى است پنج سال ، اينكه اين قدر يك ملّت آمريكا را آنها كه تقصيرى در اين باب ندارند اين قدر آنها را آلوده كند و مردم دنيا را هم به ملّت آمريكا بدبين كند.(37)
كارتر مى رود. اما ميزان ، ملّت آمريكاست ، ما مى خواهيم تمام بشر زندگى در صلح كند. و ما با ملّت حسن ظن داشته باشيم . كارهاى كارتر ملّت ما را به بدبينى به ملّت آمريكا مى كشاند. شما بايد چاره اى بينديشيد. تنبّهى به دولت بدهيد.(38)
5 - مخالفت با افكار عمومى
وضع الآن اين طور شده است كه اصلا گرفتار شده ايم مابين قوه هاى مقتدرى كه برخلاف نظر حتى ملّت خودشان عمل مى كنند. گمان نمى كنم كه ملّت آمريكا راضى باشد كه از كه دولت آمريكا از هر سوراخى سرش را بيرون بياورد و جوان هاى خودشان را به كشتن بدهد.(39)
6 - فريب ملّت آمريكا
شما خيال مى كنيد كه براى اين پنجاه نفر كه در اين جا هستند، پنجاه و چند نفر جاسوسى كه در اين جا هستند، اينها دلشان سوخته و انساندوستى شان و حب به اهل ملتشان اسباب اين شده ، شما مطمئن باشيد كه مساءله اين نيست ، اينها فوج فوج سربازهاى خودشان براى اينكه خدمت به آنها بكنند مى فرستند به جبهه ها كه بريزند در جبهه ها بكشند و كشته بشوند. هزاران افراد را از خود ملتشان به كشتن مى دهند، براى اينكه يك صدايى در خود آمريكا پيدا بشود كه اين رئيس جمهور ما چه آدم كذايى است ، وضع اين ، روحيه اينها اين طورى است ، اينها وضع روحشان ، روح الآن ديگر آن روح اولى كه فطرت انسان و فطرت اولى است ، اينها از دست دادند، همه انسان ها به فطرت صحيح موجود مى شوند، اينها عوض شدند.(40)

next page

fehrest page