گزيده سخنان امام صادق عليه السلام


1ـ محاسبه روزانه نفس

حق على كل مسلم يعرفناان يعرض عمله فى كل يوم و ليله على نفسه فيكون محاسب نفسه, فـان راى حسنـه استزاد منها, و ان راى سيئـه استغفـر منها لئلا يخزى يوم القيمه.(1)
بر هر مسلمانى كه ما را بشناسد سزوار است كه درهر شبانه روز عملش را برخود عرضه دارد و خود حسابگر خـويـش باشـد, اگر حسنه ديد بر آن بيفزايد و اگر گناه ديـد از آن آمـرزش خـواهـد تـا ايـن كه روز قيـامت رسـوا نشـود.

2ـ استقامت

لو ان شيعتنا استقاموا لصافحتهم الملائكه و لاظلـهم الغمام و لاشـرقوا نهارا و لاكلـوا مـن فـوقهم و مـن تحت ارجلهم و لما سـئلوا الله شيئا الا اعطاهـم.(2)
اگر شيعيان ما استقامت مى ورزيدند, هر آينه فـرشتگان با آنها دست مى دادند و ابر بر آنها سايه مى انداخت و در روز مـى درخشيدنـد و از فـراسر و زير پاى خـود روزى مى خـوردنـد و چيزى از خـدا نمـى خـواستنـد, مگـر ايـن كه به آنها مـى داد.

3ـ مفاسد نيرنگ و حسادت

مـن غش اخاه و حقره و ناواه جعل الله النار ماواه. و مـن حسد مـومنا انماث الايمان فى قلبه كما ينماث الملح.(3)
هر كه با برادرش نيرنگ ورزد و او را كوچك شمارد و با او در افتد,خداوندآتش را جايگاهش گرداند, و هر كه بر مومنى حسد برد, ايمان در دلـش آب شود, چنان كه نمك در آب حل شود.

4ـ پارسايى, كوشش و كمك به مومنان

لاتذهبـن بكم المذاهب فو الله لاتنال ولايتنا الا بالورع و الاجهاد فى الدنيا و مـواسـاه الاخـوان فـى الله, وليـس مـن شيعتنـا مـن يظلـم الناس .(4)
مسلكها و مذهبها شما را نبرند, به خدا سـوگند به ولايت ما نتوان رسيد جز با پارسايـى و كـوشـش در دنيا , و يارى دادن برادران براى خدا. و كسى كه به مردم ستم كند, شيعه مانيست.

5ـ نتيجه اعتماد به خدا

من يثق بالله يكفه ما اهمه مـن امر دنياه و آخرته ويحفظ له ما غاب عنه , و قد عجز مـن لـم يعد لكل بلاء صبـرا و لكل نعمه شكـرا و لكل عسـر يسرا.(5)
هر كه به خدا اعتماد ورزد, خدا مهم دنيا و آخرتش را كفايت كند و هر چه از او غايب است برايـش حفظ كند. درمانـده وناتـوان است هر كه براى هـر بلا صبرى , و بـراى هـر نعمت شكـرى و بـراى هـر دشـوارى آسـانـى اى ندارد.

6ـ دستورهاى اخلاق عملى

صل من قطعك,واعط من حرمك, و احسن الى من اساء اليك و سلم على من سبك.وانصف من خاصمك , و اعف عمن ظلمك كما انك تحب ان يعفى عنك, فاعتبر بعفو الله عنك.الا تـرى ان شمسه اشـرقت علـى الابـرار و الفجـار. و ان مطـره ينزل علـى الصالحيـن والخاطئيـن.(6)
با كسـى كه از تو بريده بپيـوند, و به آن كـه از تـو دريغ كرده بخشش كن, و با كسى كه به تو بدى كرده نيكى كـن. و به كسى كه به تو دشنام داده سلام كـن. و باكسى كه به تـو دشمنـى ورزيـده انصاف ورز. و كسـى كه تـو را ستـم ورزيده عفو كـن, همچنان كه دوست دارى كه از تـو گذشت شود. به عفو خدا از خودت عبرت گير, آيا نبينـى كه آفتابـش بر نيكان و بدان هر دو مـى تابـد و بارانـش بر شايستگان و ناشايستگان مى بارد؟

7ـ آهسته !

واخفض الصوت ,ان ربك الذى يعلم مـا تسـرون و ما تعلنون , قد علم مـا تريدون قبل ان تسالوه.(7)
صـدايت را فـرود آر, زيرا خـدايى كه نهان و آشكار را مى داند سـوال ناكـرده مى داند كه شما چه مى خواهيد.

8ـ بهشت و جهنم , خير و شر واقعى

الخيـر كله امامك , و ان الشـر كله امامك ,و لن تـرى الخير و الشـر الا بعد الاخـره, لان الله جل وعز جعل الخيـر كله فى الجنه و الشـر كله فـى النار لانهما الباقيان.(8)
تمام خير در برابر تو و تمام شر نيز در برابر توست. و خير و شر را نبينـى, مگر بعد از آخرت, زيرا كه خداوند عزوجل تمام خير را در بهشت و تمام شـر را در دوزخ قـرارداده , زيـرا كه ايـن دوانـد كه بـاقـى انـد.

9ـ جلوه و چهره اسلام

الاسلام عريان فلباسه الحياء وزينته الـوقـار و مـروته العمل الصالح و عماده الـورع و لكل شـىء اسـاس و اسـاس الاسلام حبنا اهل البيت.(9)
اسلام برهنه است, لباسش حيا و زيورش وقار وجوانمـردىاش عمـل صالـح و ستونـش پارسايى مى باشد , و براى هر چيزى پايه اى است و پايه اسلام دوستى , ما اهل بـيت است .

10ـ عمل بـراى آخرت

اعمل اليـوم الـدنيا بما ترجـوا به الفـوز فـى الاخره.(10)
امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميـد كـاميـابـى در آخـرت را دارى.

11ـ پاداش يارى دوستان اهل بيت

لايبقـى احـد ممـن اعان مـومنـا مـن اوليـائنا بكلمه الا ادخله الله الجنه بغير الحساب.(11)
در روز قيامت كسى نماند كه يك كلمه به مومنى از دوستان ما كمك كرده بـاشد, جز اين كه خـداونـد او را بـى حسـاب به بهشت داخل گـرداند.

12ـ پرهيز از ريا و جدال و دشمنى

اياك و المراء فانه يحبط عملك و اياك و الجدال فانه يوبقك و ايـاك و كثـره الخصومات فانهاتبعدك من الله.(12)
از ريا كارى بپرهيز كه عملت را از بين برد واز جدال بپرهيز كه هلاكت گرداند و از خصـومتها و دشمنيها بپـرهيز كه تـو را از خـدا دور كنـد.

13ـ پاكيزگى روح , ابزار تشخيص مومن

اذا ارادالله بعبد خيرا طيب روحه فلايسمع معروفا الا عرفه و لامنكرا الا انكره ثـم قذف الله فـى قلبه كلمه يجمع بها امره.(13)
چون خدا خير بنده اى را خواهد روحش راپاك گرداند, به طورى كه هيچ معروفى به گوشش نرسد, مگر آن كه آن را بفهمد و هيچ منكرى را نشنود, جز آن كه زشتـش داند و سپـس كلمه اى به دلـش الهام كنـد كه كـارش را بـدان فـراهـم آرد.

14ـ درخواست عافيت از خدا

فسئلـوا ربكـم العافيه و عليكـم بـالـدعه والوقار و السكينه و الحياء.(14)
از پـروردگارتان عافيت بخـواهيد و نرمش و وقار و آرامـش حيا را حفظ كنيـد.

15ـ نفس دعا, عمل است

اكثـروا من الدعاء, فان الله يحب مـن عباده الذين يدعونه , و قد وعد عباده المومنين الاستجابه والله مصير دعاء المـومنين يوم القيامه لهم عملا يزيدهـم به فى الجنه.(15)
زياد دعا كنيد, زيرا خداوند بندگان دعا كـن خود را دوست دارد و به بندگان مومنـش وعده اجابت داده است, وخداوند در روز قيامت دعاى مـومنان رااز كردارشان محسـوب دارد و ثـوابـش را بـا بهشت فزايد.

16ـ دوستى بينوايان مسلمان

و عليكم بحب المساكين المسلمين فان من حقرهم و تكبر عليهم فقد زل عن ديـن الله والله له حاقـر ماقت و قد قال ابـونا رسـول الله (ص) ( امرنـى ربـى بحب المساكين المسلمين منهم).(16)
برشما باد به دوستـى مستمندان مسلمان, زيرا هر كس آنان را كوچك بدارد و بر آنها تكبر ورزد, به راستـى كه از ديـن خدا لغزيده و خـدا كـوچك كننده و زبـون كننده اوست, و پدر ما رسـول خدا(ص) فرمـوده: ( پروردگارم به مـن دستـور داده است كه مستمنـدان مسلمـان را دوست بـدارم. )

17ـ ريشه كفر

ايـاكـم ان يحسـد بعضكـم بعضـا فـان الكفـر اصله الحسـد.(17)
از حسـد ورزى به يكـديگـر بپـرهيزيـد, زيـرا ريشه كفـر, حسـد است.

18ـ اعمال محبت آور

ثلاث تـورث المحبه: الـديـن و التـواضع والبذل.(18)
سه چيز است كه محبت آورد: قـرض دادن وفـروتنـى و بخشـش.

19ـ اعمال دشمنىآور

ثلاثه مكسبه للبغصـاء: النفـاق والظلم و العجب.
سه چيز است كه دشمنـى مـىآورد: دو رويـى , ستـم و خـودبينـى .

20ـ نشانه هاى سه كس

ثلاثه لا تعرف الا فـى ثلاثه مـواطن : لايـعرف الحليـم الا عنـد الغضب و لاشجاع الا عندالحرب, ولا اخ الا عند الحاجه.(20)
سه كس اند كه شناخته نشوند جز در سه جا:
بـردبار شناخته نشـود جز به هنگام خشـم, وشجاع شناخته نشـود جز به وقت نبـرد, وبـرادر و دوست شنـاخته نشـود جز به وقت نياز.

21ـ نشانه هاى نفاق

ثلاث من كن فيه فهو منافق و ان صام و صلى: من اذا حـدث كذب و اذا وعد اخلف. و اذا ائتمن خان.(21)
سه چيز است در هر كه باشد منافق است, اگر چه روزه بدارد ونماز بخواند: آن كه چون سخن گويد دروغ گويد, و چون وعده كند خلاف ورزد و چون امنيش دانند خيانت نمايد.

22ـ به سه كس اعتماد نكن !

لاتشـاور احمق, و لاتستعن بكذاب و لاتثق بمـوده ملوك.(22)
با احمق مشورت نكن, واز دروغگو يارى مجو,و به دوستى زمامداران اعتماد مكن.

23ـ نشانه هاى سرورى و بزرگى

ثلاث مـن كـن فيه كـان سيـدا: كظم الغيظ والعفـو عن المسيىء والصله بـالنفـس والمـال.(23)
سه چيز است كه در هـر كه بـاشـد آقـا و سـرور است:
خشـم فـرو خـوردن ,گذشت از بدكـردار, كمك و صله رحـم بـا جـان و مـال.

24ـ نشانه هاى بلاغت

ثلاثه فيهن البلاغه: التقـرب من معنى البغيه, والتبعد من حشوالكلام , والدلاله بالقليل على الكثير.(24)
سه چيز است كه در آن بلاغت و شيـوايـى است: معنى مقصود را رساندن, و از سخـن بيهوده دورى جستـن, و بـا لفظ كم, معنـى بسيـار را رسـانـدن.

25ـ نجات در سه چيز است

النجـاه فـى ثلاث: تمسك عليك لسـانك, ويسعك بيتك و تنـدم على خطيئتك.(25)
نجات در سه چيز است , زبانت را نگهدارى و در خانه ات بمانى ! و بـر خطايت پشيمان شوى.

26ـ انس وصفا در سه چيز است

الانـس فـى ثلاث: فـى الزوجه المـوافقه والـولد البار والصـديق المصافى.(26)
انـس در سه چيز است: زن مـوافق و فـرزنـد نيكوكار و دوست خالص و بـا صفـا.

27ـ نشانه هاى كرم و بزرگوارى

ثلاثه تـدل علـى كـرم المـرء : حسن الخلق , و كظم الغيظ و غض الطـرف.(27)
سه چيز است كه دليل بزرگوارى شخص است : خوشخويى, فرو بردن خشم , و فرو هشتن چشم

28ـ سه چيز , تباهى مىآورند

ثـلاثه تكدر العيش : السلطان الجائر, والجار السـوء و المراه البذيه.(28)
سه كس زندگى را تيره كنند: زمامدار ستمگر , وهمسايه بد وزن بى شرم و بدزبان

29ـ حق و ناحق

من طلب ثلاثه بغير حق حرم ثلاثه بحق: من طلب الدنيا بغير حق حرم الاخره بحق, و مـن طلب الرياسه بغيـر حق حرم الطاعه له بحق و مـن طلب المال بغيـر حق حـرم بقائه له بحق.(29)
هـر كه سه چيز را به ناحق خـواهـد از سه چيز به حق محـروم گردد:
1ـ هـر كه دنيـا را به نـاحق خـواهـد از آخـرت به حق محـروم گردد,
2ـ هـر كه به نـاحق ريـاست طلبـد از طـاعت به حق محـروم گردد,
3ـ هـر كه به نـاحق مـالـى را طلبـد از مـانـدگـارى به حق آن محـروم گردد.

30ـ پرهيز از سه چيز

ان يسلـم الناس مـن ثلاثه اشياء كانت سلامه شـامله: لسان السوء و يد السوء و فعل السوء.(30)
اگـر مـردم از سه چيز در سلامت بـاشنـد, سلامت كـامل خـواهنـد داشت: زبان بد ودست بد و كاربد.

31ـ كمال احسان به سه چيز

لايتـم المعروف الا بثلاث خصـال: تعجيله و تقليل كثيره و ترك الامتنان به.(31)
احسان و نيكى كامل نباشد, مگر با سه خصلت: شتاب در آن , كم شمردن بسيار آن و منت ننهادن بر آن.

32ـ ايمان سودمند

من لم تكن فيه ثلاث خصال لم ينفعه الايمان:حلم يرد به جهل الجاهل,و ورع يحجزه عن طلب المحـارم و خلق يـدارى به النـاس.(32)
هـركه سه خصلت در او نبـاشـد, ايمـان به او سـودى نـرسـاند:
1ـ حلمـى كه بـا آن ,نـادانـى نـادان را بـرطـرف كند,
2ـ پـارسـايـى اى كه از طلب حـرام بازش دارد,
3ـ و اخلاقـى كه به وسيله آن بـا مـردم مـدارا كنـد.

33ـ درباره دانش

اطلبوا العلم و تزينوا معه بالحلم و الوقار و تواضعوا لمن تعلمونه العلم و تـواضعوا لمـن طلبتـم منه العلـم , ولا تكـونـوا علماء جباريـن فيذهب بـاطلكـم بحقكـم.(33)
دانش بيـاموزيد و بـا آن خـود را بـه بردبارى و سنگيـنى بيـاراييد و بـا دانـش آمـوزان خود فروتـن باشيد, و در برابر استاد خـويـش تـواضع كنيـد, و از عالمان متكبـر , مستبـد نبـاشيـد كه رفتار ناحقتـان حق شمـا را از بيـن بـرد.

34ـ اعتماد بر حسب شناخت

اذا كان الزمان زمان جـور و اهله اهل غدر فالطمانينه الى كل احـد عجز.(34)
هـرگاه زمان, زمان جـور و ستم باشـد واهل زمانه اهل غدر و نيرنگ, اعتماد و دلبستگى به هر كسى عجز و درماندگى است.

35ـ نتيجه تمايل به دنيا واعراض از آن

الـرغبه فـى الـدنيـا تـورث الغم و الحزن والزهـد فـى الدنيا راحه القلب و البـدن.(35)
رغبت و تمايل به دنيا مايه غم و اندوه, و زهد و بـى ميلى بهeدنيا سبب راحتى قلب و بدن است.

36ـ صفات آمر به معروف و ناهى از منكر

انمـا يـامـر بـالمعروف و ينهى عن المنكر من كـانت فيه ثلاث خصال:
1ـ عالم بما يامر, عالم بما ينهى.
2ـ عادل فيما يامر, عادل فيما ينهى.
3ـ رفيق بما يـامـر , رفيق بما ينهى.(36)
كسـى امـر به معروف و نهى از منكـرمى كند كه در او سه ويژگى باشد :
1ـ به آنچه امـر كنـد دانـا بـاشـد و بـدانچه نيز نهى كنـد دانـا بـاشد,
2ـ در آنچه امـر كنـد عادل بـاشـد و در آنچه نيز نهى كنـد عادل بـاشد,
3ـ به آنچه امر كند با نرمش امر كند و بدانچه نيز نهى كند با نرمش نهى كند.

37ـ زمامدار ستمگر

مـن تعرض لسطـان جـائر فاصـابته منه بليه لم يوجـر عليها و لم يـرزق الصبر عليها.(37)
هر كه از زمامدار ستمگر, طالب فضل واحسانى شـود, از او بلايى بيند كه , بر آن پـاداش نيـابـد و صبـر بـرآن روزى او نشـود.

38ـ بهترين هديه

احب اخوانى الى من اهدى الى عيوبى.(38)
محبـوبتـرين بـرادرانـم نزد من, كسـى است كه عيبهايـم را به من اهدا كنـد.

39ـ برترى جوينده گمراه

مـن دعا النـاس الـى نفسه و فيهم مـن هـو اعلـم منه فهـو مبتـدع ضـال.(39)
هر كه با وجود داناتر از خود, مردم را به اطاعت از خود دعوت كند بدعت گزار و گمراه است.

40ـ صله رحم و آثار آن

ان صله الرحم و البر ليهونان الحساب و يعصمان من الذنوب فصـلوا اخـوانكم و بـروا اخـوانكـم ولـو بحسـن السلام و رد الجواب.(40)
به راستـى كه صله رحـم و نيكـوكارى , حساب را آسان كند واز گناهان جلوگيرى نمايد پـس با برادران خود صله رحم و نيكى كنيد گر چه به نيكو سلام دادن و جواب سلام باشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پى نوشت ها:
1 ـ تحف العقول , ص 301.
2 ـ همان,ص 302.
3 ـ همان, ص 303.
4 ـ همان,ص 303.
5 ـ همان,ص 304.
6 ـ تحف العقول, ص 305.
7 ـ همان, ص 305.
8 ـ همان,ص 306.
9 ـ همان, ص 307.
10 ـ تحف العقول , ص 306.
11 ـ پيشن, ص 307.
12 ـ همان,ص 309.
13 ـ تحف العقول , ص 312.
14 ـ همان,ص 313.
15 ـ همان, ص 314.
16 ـ تحف العقول , ص 315.
17 ـ همان,ص 315.
18 ـ همان, ص 316.
19 ـ تحف العقـول ,ص 316.
20 ـ همـان, ص 316.
21 ـ پيشين,ص 316 .
22 ـ همان,ص 316.
23 ـ تحف العقول, ص 317.
24 ـ همان,ص 317.
25 ـ همان,ص 317.
26 ـ تحف العقول , ص 318.
27 ـ همان,ص 319.
28 ـ همان, ص 320.
29 ـ تحف العقول , ص 321.
30 ـ همان ,ص 321.
31 ـ همان ,ص 323.
32 ـ تحف العقول ,ص 324.
33 ـ صول كافى, ج 1,ص 44.
34 ـ همان,ص 357.
35 ـ حف العقول , ص 358.
36 ـ همان, ص 358.
37 ـ تحف العقول, ص 359.
38 ـ همان, ص 366.
39 ـ همان,ص 375.
40 ـ همان, ص 376.