1- ان الامور اذا اشتبهت ، اعتبر آخرها باولها (نهج البلاغه كلمات قصار
شماره 76).
2- مثلا در مورد فرعون ، از آنجا كه سرانجام سياه و ذلت بار او عبرت براى
آيندگان است ، قرآن در آيه 56 سوره زخرف مى فرمايد: فجعلنا هم سلفا و مثلا
للاخرين : ((ما داستان فرعونيان را پيشگام در عذاب و به عنوان
((مثل )) براى ديگران قرار داديم ))
كلمه ((مثل )) به معنى عبرت و تشبيه انسانها به انسانهاى ديگر است ، عبرت از اينرو
كه فرعون به آب مى نازيد، و در آب غرق شد، ديگران نيز اگر به چيزى غير خدا
بنازند در همان نابود مى شوند به قول شاعر:
در سردارى كه باشدت سردارى
|
هم بر سر آن روى كه در سردارى
|
3- مضمون آيه 260 سوره بقره .
4- مفردات راغب (عبر)
5- سفينة البحار ج 2 ص 146
6- مدرك قبل .
7- بعضى از مفسران فرق بين تبديل و
تحويل را چنين ذكر كرده اند، تبديل به معنى دگرگونى ذاتى و اساسى است ، ولى
تحويل به معنى دگرگونى كمى و كيفى (سطحى ) است .
8- مانند آيه 62 احزاب و آيه 23 فتح و آيه 38 احزاب و آيه 77 اسراء و...
9- موضوع سير در زمين در آيات ديگر مانند آيه 109 يوسف و آيه 46 حج و آيه 21
و 82 غافر و آيه 11 سوره انعام و 43 فاطر و... آمده است .
10- سفينة البحار، ج 2 ص 146.
11- سفينة البحار 2 ص 146.
12- مدرك قبل - بقول سعدى :
ندانستى كه ببنى بند بر پاى
|
13- نهج البلاغه خطبه 85.
14- نهج البلاغه كلمات قصار شماره 367.
15- نهج البلاغه نامه 31.
16- نهج البلاغه كلمات قصار شماره 456.
17- نهج البلاغه كلمات قصار شماره 456.
18- : زنبور عسل
19- سراپرده ها
20- بوستان سعدى آغاز غزليات .
21- وسائل الشيعه ط جديد ج 12 ص 287 (اقتباس از حديث 1 همين صفحه ).
22- گلستان سعدى باب دوم
23- نور الثقلين ج 4 ص 511
24- امالى صدوق ص 61.
25- بحار ط جديد ج 14 ص 25 - تنبيه الخواطر ج 1 ص 67.
26- بايد توجه داشت كه در اسلام رهبانيت (و عبادت در گوشه انزوا) نيست و رهبانيت
اسلام جهاد و مبارزه با فساد و مفسدان است (وسائل الشيعه ج 11 ص 10)
27- مجمع البيان ج 7 ص 198.
28- بصائر الدرجات ص 22.
29- تفسير نورالثقلين ج 4 ص 537 ذيل آيه 78 سوره غافر ((و خسر هنالك
المبطلون ))
30- بحار ج 15 به نقل از دعوات راوندى .
31- سفينة البحار ج 1 ص 506
32- احتمالا منظور قوم سباء باشد كه در قرآن سوره سباء آيه 14 تا 17 اشاره اى
به سرنوشت شوم آنها شده است ، كه سد بزرگ عرم آنها توسط موشهاى صحرائى
سوراخ شد و كم كم سد شكست و تمام قريه هاى آنها ويران گرديد...
33- محاسن برقى ص 586 - علامه مجلسى اين حكايت را در ضمن گفتار ماجراى قوم
سباء آورده است ، اگر اينها همان قوم سباء باشند، اين مطلب را در اينجا اضافه مى كنيم
كه آنها داراى سيزده قريه و شهر بودند (باغها و درختهاى قريه ها بهم پيوسته بود و
به گونه اى نعمت ، فراوان بود كه اگر زنى سبدى به سر مى گرفت و از زير آن
درختها رد مى شد، طولى نمى كشيد كه خود به خود سبدش پر از ميوه مى شد، جالب
اينكه خداوند براى هر قريه اى يك پيامبر فرستاده بود، آنها سخن سيزده پيامبر را
گوش ندادند، و بر اثر كفران نعمت ، به روزگار سياهى رسيدند (بحار ط جديد ج 14
ص 146)
34- ارفع عنه العذاب بقية الدنيا لرقته على قرابته (تفسير برهان ج 2 ص 203)
- اين حديث در بحار ط جديد ج 13 ص 253 و تفسير قمى ص 294 نيز آمده است .
35- بحار ط جديد ج 71 ص 89.
36- گلستان سعدى باب دوم .
37- تلخيص از هفته نامه 19 دى سال 5 شماره 39 ص 4
38- تفسير صافى ذيل آيه 22 سوره فصلت -
نقل از تفسير قمى .
39- نورالثقلين ج 4 ذيل آيه 22 سوره فصلت .
40- سفينة البحار ج 2، ص 451
41- سفينة البحار ج 2 ص 452
42- اين داستان را در سال 1356 شمسى در مشهد پاى منبر استاد معظم آيت الله
ناصر مكارم شيرازى شنيدم و ايشان مى فرمود: ((من با اينكه دير باور هستم ، كسى يا
كسانى كه اين مطلب را برايم نقل كردند مورد اطمينان هستند و طورى
نقل كردند كه براى من اطمينان حاصل شد.
بشارتى دهمت اى ضعيف و شرمنده
|
كه مدتى است ببينم به روايت اين دربست
|
نداى وقت تولد كه بود ((جاء الحق ))
|
چنين نداد و چنان صورت را زمانى هست
|
خوش آن زمان كه به جوش و خروش افتد راز
|
خوش آن مكان كه بريده شود رگ تردست
|
بيا بيا كه چه اندازه افتخار بود
|
((محمدى )) به حضورت شود غلام دست
|
43- اين داستان را در سال 1356 شمسى در مشهد پاى منبر استاد معظم آيت الله
ناصر مكارم شيرازى شنيدم و ايشان مى فرمود: ((من با اينكه دير باور هستم ، كسى يا
كسانى كه اين مطلب را برايم نقل كردند مورد اطمينان هستند و طورى
نقل كردند كه براى من اطمينان حاصل شد.
بشارتى دهمت اى ضعيف و شرمنده
|
كه مدتى است ببينم به روايت اين دربست
|
نداى وقت تولد كه بود ((جاء الحق ))
|
چنين نداد و چنان صورت را زمانى هست
|
خوش آن زمان كه به جوش و خروش افتد راز
|
خوش آن مكان كه بريده شود رگ تردست
|
بيا بيا كه چه اندازه افتخار بود
|
((محمدى )) به حضورت شود غلام دست
|
44- ميرزاى قمى يعنى مرجع بزرگ زمان فتحعلى شاه كه نامش ابوالقاسم و
پدرش محمد حسن گيلانى بود، او در چاپلق بروجرد متولد شد، و براى ادامه
تحصيل به نجف رفت ، سپس به قم آمد و مرجع تقليد مردم بود و در
سال 1231 هجرى قمرى رحلت كرد، مزارش در شيخان قم
محل توسل حاجتمندان از علما و غيرعلما است .
45- نهج البلاغه حكمت 374.
46- هود - 113
47- بحار ط جديد ج 44 ص 286
48- سفينة البحار ج 1 ص 488 بنقل از مرحوم شيخ بهائى (ره )
49- علامه مجلسى (ره ) مى گويد:
((شايد رفتن داود به بالاى كوه ، در مظان اين بود كه چنين تصورى بشود، و يا شايد
غير داود اين گمان را كرده ، ولى به داود خطاب شده تا به او مطلب را بگويد و يا
بخاطر ادب در دعا، داود به بالاى كوه رفته است - والله اعلم )) (بحار ط جديد ج 14
ص 16)
50- فروغ كافى ج 1 ص 224.
51- بحار ط جديد ج 14 ص 8.
52- اصول كافى ج 2 ص 129.
53- الدرجات الرفيعه ص 460 (شرح
حال سيد مرتضى )
54- طبق روايت امام صادق (ع ) دو دسته يعنى گنهكاران و سكوت كنندگان هلاك شدند
و يكدسته يعنى نهى از منكركنندگان نجات يافتند
55- ابن عباس پسر عموى پيامبر(ص ) از علماى بزرگ و مفسرين و محدثين معروف در
تاريخ شيعه و سنى است .
56- مجمع البيان ج 4 ص 493
57- از مجموعه خطى
58- جريان از اين قرار بود: كه پس از رفتن يونس ، و آشكار شدن عذاب الهى ،
دانشمندى در ميان مردم بود، آنها را به تضرع و گريه و توبه ، دعوت كرد، آنها
پذيرفتند، و سرانجام خداوند عذابرا از آنها برطرف نمود.
59- تفسير صافى ذيل آيه 147 و 148 سوره صافات (و ارسلناه الى ماة الف او
يزيدون فآمنوا فمتعنا هم الى حين )
60- اقتباس از تاريخ معاصر ايران سال سوم آموزش متوسط عمومى ص 145 - و
روزنامه جمهورى اسلامى 15/9/63 و هفته نامه هفده دى
سال 5 شماره 41 و 42 و 43، 44 - و كتاب مدرس نابغه ملى ايران (از على مدرس ) و
كتاب مدرس قهرمان آزادى . و كتاب داستانهائى از زندگى مدرس (ره )
61- رسول الاسلام فى الكتب السماويه - على والحاكمون ص 54 ط بيروت
تاءليف دكتر محمد صادقى .
62- بحار ط جديد ج 44 ص 194.
63- سفينة البحار ج 2 ص 3
64- وقايع الايام خيابانى جلد صيام ص 18
65- وى فرزند ملا مهدى نراقى مؤ لف كتاب مستندالشيعه در فقه و كتاب جامع
السعادة است ، ملا مهدى بسال 1209 در كاشان درگذشت ، ملا احمد
بسال 1245 در كاشان رحلت كرد، قبر پدر و پسر هر دو در نجف اشرف است .
66- اميرالمؤ منان على (ع ) بر همين اساس مى فرمايد: ((تمام زهد و پارسائى در دو
جمله از قرآن آمده است ، خداوند در سوره حديد آيه 23 مى فرمايد: تا بر گذشته تاءسف
نخوريد و نسبت به آينده شاد و دلبند نباشيد و كسى كه غم گذشته نمى خورد و نسبت
به آينده شاد نيست ، هر دو جانب زهد را در اختيار گرفته است (اشاره به اينكه حقيقت زهد
ترك وابستگيها و اسارتها در چنگال گذشته و آينده است ) (نهج البلاغه ) كلمات قصار
شماره 439.
67- اقتباس از كتاب سنجش امور تربيتى قم ص 7.
68- تفسير مراغى ج 25 ص 32
69- بحار ط جديد ج 11 ص 303.
70- سفينة البحار ج 2 ص 585 - ابن ابى
الحديد (يكى از علماى بزرگ و معروف اهل تسنن ) گويد: ((كاش راوى ، اسم آن دو نفر را
مى برد، تا گمانها بجاى ديگر نرود)) علامه مجلسى گويد: ((شايد راوى در عدم ذكر
نام آن دو نفر بخاطر تقيه ، معذور بوده است ))
71- بحار ط قديم ج 6 ص 640 - نسيبه در جنگ حنين نيز شركت داشت ، وقتى
مسلمانان غافلگير دشمن شدند و جز عده اى مسلمان راستين ، فرار كردند، نسيبه جلو آنها
را مى گرفت و خاك بر سر آنها مى ريخت و مى گفت : ((آيا از خدا و رسولش فرار مى
كنيد؟)) (بحار ط جديد ج 21 ص 150)
72- سفينة البحار ج 2 ص 585 - الاصابه ج 4 ص 404 و 457
73- تحف العقول (ترجمه جنتى عطائى ) ص 71 - 72.
74- قربانيان استعمار ص 25 (بنقل از مجله ريدرزوايچست ) - گرچه اين داستان از
صاحبدلان نيست ، ولى از باب ((خذالعلم و لو من
اهل الضلال )) مى توان از آن اين استفاده را كرد، كه براى برنامه هاى بزرگ ، نبايد
عجله كرد بلكه بايد با طرح و برنامه ريزى دراز مدت به كار ادامه داد و نتيجه گرفت
و به قول سعدى :
اى بسا اسب تيزرو كه بماند
|
خرك لنگ ، جان به منزل برد
|
75- طبق روايات متعدد، منظور از ((خويشان )) حضرت فاطمه (ع ) و امامان معصوم (ع
) هستند (نورالثقلين ج 4 ص 572 و 573 - مجمع البيان
ذيل آيه 23 شورى .
76- تفسير صافى ذيل آيه 23 شورى ص 480
بنقل از قرب الاسناد.
77- ارشاد مفيد ص 206 - تاريخ طبرى ج 4 ص 325
78- جالب اينكه دو فريضه مهم عبادى سياسى ((امر به معروف و نهى از منكر))
كه ساير فرائض در پرتو آن برپا است ، طبق آيه فوق هم بر مردان و هم در مورد
زنان واجب شده است .
79- مجمع البيان ج 8 ص 354.
80- من لايحضره الفقيه ط جديد ج 1 ص 132 (احكام الاموات حديث 347)
81- الميزان ج 18 صفحه 360.
82- تفسير روح البيان بر سوى ج 8 ص 315 - ناگفته نماند كه اين شرائط،
شرائط توبه كامل است ، ولى توبه در مرحله پائين به پشيمانى از گناهان
قبل و تصميم بر عدم گناه بعد و اداى حق الله و حق الناس ،
حاصل مى شود.
83- يعنى قطع اميد از آنها نمى كنم .
84- مدرك قبل .
85- اين داستان معروف است و اهل تحقيق آنرا باور دارند (از كتاب فارسى
سال سوم راهنمائى ص 104)
86- يعنى صبح معلوم مى شود كه كداميك از رهروان كاروانها بيشتر راه رفته اند و
در نتيجه مورد ستايشند به قول شاعر:
آندم كه بر من و تو وزد باد مهرگان
|
آنگه شود پديد كه نامرد و مرد كيست
|
87- درباره زهد على (ع ) و اينكه او زاهدترين مردم بود به كتاب احقاق الحق ج 8
مراجعه شود.
88- مناقب ابن مغازلى شافعى پاورقى ص 106 - حلية الاولياء ج 1 ص 71.
89- مقتل الحسين مقرم ص 262 - كامل ابن اثير ج 4 ص 34.
90- مناقب ابن مغازلى ط اسلاميه ص 300 - تاريخ خطيب ج 3 ص 290 و 289 مناقب
خوارزمى ص 227.
91- بحار ط جديد ج 13 ص 42
92- آل عمران - 92.
93- مجمع البيان ج 2 ص 74
94- وسائل الشيعه ط جديد ج 11 ص 186.
95- مناقب ابن مغازلى شافعى ط اسلاميه ص 247.
96- كافى : باب اعتراف به گناه حديث 2.
97- ((ملتزم )) در پشت كعبه ، مكان مشخصى است ، و از اينرو به آن ((ملتزم ))
گويند كه گنهكاران ، صورت يا سينه خود را به آن مى چسبانند و ملازم آنجا مى شوند
و دعا مى كنند.
98- بحار ط جديد ص 11 ص 179.
99- سوره انبياء آيه 88
100- حديد - 22 - 23.
101- نورالثقلين ج 4 ص 580
102- حاقه - 29 - از مجموعه خطى .
103- مجموعه ورام .
104- آل عمران 34 بحار ط جديد ج 44 ص 197
105- تفسير روح البيان برسوى ج 8 ص 362.
106- اقتباس از كتاب ((برگشت به خويشتن ))
107- روزنامه جمهورى اسلامى شماره 176 ص 3.
108- مجموعه ورام .
109- اقتباس از بحار ط جديد ج 3 ص 100
110- مناقب ابن مغازلى شافعى ط اسلاميه ص 405 به
نقل از مدارك متعدد.
111- مستدرك الوسائل ج 2 ص 483
112- سوره بينه آيه 1.
113- بحار ط جديد ج 48 ص 156.
114- به قول پروين اعتصامى :
گفت بايد حد زنده هشيار مردمست را
|
گفت هشيار بيار اينجا كسى هشيار نيست
|
115- بقره - 44.
116- انعام 146.
117- عيون اخبار الرضا ج 2 ص 227 -
علل الشرايع ج 2 ص 228
118- بحار ط جديد ج 27 ص 209.
119- وسائل الشيعه ج 11 ط جديد ص 406.
120- مناقب ج 2 ص 381.
121- اصول كافى ج 2 ص 174 (باب حق المؤ من على اخيه )
122- مدرك قبل ص 77 (باب الورع )
123- تاريخ بناكتى
124- تفسير المنار ذيل آيه 104 آل عمران .
125- تفسير روح البيان برسوى ج 8 ص 366.
126- وسائل الشيعه ط جديد ج 11 ص 219.
127- وسائل الشيعه ج 11 ط جديد ص 406 - روايت ديگرى نظير اين روايت در
صفحه 413 همين كتاب آمده است .
128- مدكر قبل ص 289.
129- آيت الله العظمى بروجردى (قدس سره ) در ماه صفر
سال 1292 ه ق در بروجرد متولد شد و در 13
شوال بسال 1380 ه ق مطابق با 10 فروردين 1340 شمسى در سن 88 در حاليكه
مرجع تقليد عموم شيعيان و زعيم بزرگ شيعه بود در قم از دنيا رفت و مرقد شريفش در
قسمت شرق مسجد اعظم قم ، جوار مرقد شريف حضرت معصومه (ع ) قرار گرفته است .
130- منهاج الدموع ص 204.
131- مدارك قبل ص 206
132- وسائل الشيعه ط جديد ج 11 ص 189.
133- وسائل الشيعه ج 11 ط جديد ص 176.
134- اكنون نيز در آئين مسيحيت افرادى بنام ((دختران تارك دنيا)) روشى مشابه
به روش فوقرا دارند.
135- تفسير روح البيان برسوى ج 8 ص 371 -
ذيل آيه 37 زخرف .
136- تفسير مجمع البيان و قربطى ذيل آيه 23 سوره احزاب .
137- اصول كافى ج 2 ص 262 (باب
فضل فقراء المسلمين ج 11)
138- فرسان الهيجاء ج 2 ص 4.
139- بحار ط جديد ج 20 ص 216 - كحل البصر ص 208.
140- منظور نادرشاه افشار، پادشاهان ايران (1100 - 1160) مؤ سس سلسله
افشاريه است كه به زبردستى و فتوحات معروف مى باشد و جمله ((فتح نادر)) از
مثلهاى روزمره مردم است (شرح در فرهنگ معين ج 6 ص 2088)
141- منظور نادرشاه افشار، پادشاهان ايران (1100 - 1160) مؤ سس سلسله
افشاريه است كه به زبردستى و فتوحات معروف مى باشد و جمله ((فتح نادر)) از
مثلهاى روزمره مردم است (شرح در فرهنگ معين ج 6 ص 2088)
142- رياض لانس ص 174.
143- اصول كافى ج 2 ص 74 (باب الطاعة والتقوى )
144- مقتل الحسين مقرم ص 258.
145- المرقبات و مفاتيح الجنان (اعمال شب نيمه شعبان )
146- اثباة الهداة ج 7 ص 137 و 104
147- مدرك قبل ص 102
148- ناسخ التواريخ امام حسين ط قديم ص 100.
149- بحار ط جديد ج 53 ص 39 و 35.
150- اقتباس از گلستان سعدى - باب دوم - با
تبديل متن به قلم روز از نگارنده .
151- اصول كافى ج 2 ص 632.
152- اصول كافى ج 2 ص 602
153- ليس هذا من مواطن الصبر ولكن مواطن البشرى . والشكر.
154- نهج البلاغه صبحى صالح - اقتباس از خطبه 156.
155- اين مساءله به مساءله ((ديناريه )) معروف است ، و آن زن سؤ
ال كننده از اهل تسنن بوده و على عليه السلام مساله را طبق فتواى آنها به او فرموده است
(وگرنه اين مساءله مطابق مذهب شيعه نيست ) چرا كه شيعه ((تعصيب )) را
قبول ندارد كه اينجا جاى شرح آن نيست .
156- ناسخ التواريخ حضرت على عليه السلام ط جديد ج 5 ص 57.
157- مدرك قبل ص 146 (باب الانصاف
والعدل حديث 13)
158- اصول كافى ج 2 ص 446 (باب
تعجيل العقوبه حديث 11)