مردان علم و تقوى
مردان علم و تقوى در اين جهان فانى
|
كشتند چون هوارا گشتند جاودانى
|
بهر رضاى خالق خدمت به خلق كردند
|
از دين و ملك و ملت كردند پاسبانى
|
با صاحبان زور و زر دست بودند
|
با عزت و قناعت كردند زندگانى
|
در روبروى ظالم چون كوه ايستادند
|
كردند دفع ظلم از مظلومين هر زمانى
|
كردند زنده دين و آئين احمدى را
|
يك عده با نوشتن ،يك دسته با بيانى از دوستان نادان دشنامها شنيدند
اندر عوض به آنان كردند مهربانى
|
در راه دين و مذهب جمعى شهيد گشتند
|
زير شكنجه هاى آن دشمنان جانى
|
اين حاميان قرآن آيات كبريانند
|
تعريفشان نموده آيات آسمانى
|
از عالمى كه باشد چشم و چراغ عالم
|
تا زنده هست بايد بنمود قدردانى
|
هر كس نمى تواند گردد امام امت
|
چون كيميا ميسر نبود به رايگانى
|
بهر نجات قومى از دست ظلم فرعون
|
بايد كه چند سالى موسى كند شبانى
|
بعد از چهارده قرن از هجرت پيمبر
|
اسلام يافت از نوآوازه جهانى
|
از همت بلند آن بت شكن خمينى
|
ديگر نمانده باقى از پهلوى نشانى
|
آثار پادشاهان بر چيده شد زايران
|
بر باد رفت يكسر آن قدرت كيانى
|
بر قدرتت بنازم اى قادر توانا
|
با امر تو جهانى فانى شود به آنى
|
عمر گران بهارا ضايع مكن حسينى
|
بردار توشه از اين ايام ناتوانى
|
تحصيل علم و دانش از مهد تا لحد كن
|
يعنى بدان غنيمت تا هست نيمه جهانى
|
عمر عزيز چون رفت ديگر بدست نايد
|
بگذشت آن جلا و آن جلوه جوانى
|
دست غيبى بكار مى بينم
همه را خوار و زار مى بينم
|
بت و بتخانه هر دو رانابود
|
تا ظهور حكومت مهدى ( عج )
|
ارتش بيست ميليونى زن و مرد
|
بى حدود و بى شمار مى بينم
|
آن جهان خوار، خوار مى بينم
|
شاعرى حق شعر مى بينم (98)
|
شكوه و قدرت
شور حسين و كربلايش شعار ماست
|
ما پيروان فاتح احزاب خيبريم
|
با دشمنان دين خدا كارزار ماست
|
شير خدا وصى پيمبر امير ماست
|
فرمانبرى زدشمن اسلام عار ماست
|
ما را از هيچ دشمن سفاك باك نيست
|
در مشكلات هميشه يدالله يار ماست
|
ايران زدشمن خونخوارى ايمن است
|
چون ثامن الائمه ما در جوار ماست
|
شكرا كه رهبرى چو خمينى بت شكن
|
مانند كوه با عظمت در كنار ماست
|
ما هيچ وقت باج به دشمن نمى دهيم
|
دشمن كشى و دوست و نوازى چو كار ماست
|
هر چند داده ايم شهيدان هزارها
|
وقت خزان گذشته و اكنون بهار ماست
|
گرما زخويش سستى وحشت نشان دهيم
|
ظالم بما مسلط و دائم سوار ماست
|
كردند حلمه لشگر شيطان به خاك ما
|
با يارى خدا همه اكنون شكار ماست
|
از كربلاست راه رهائى قدس چون
|
از گفته هاى رهبرى هوشيار ماست
|
ما شيعه ايم و دست به دامان حيدريم
|
ديگر چه باك از غم روز شمار ماست
|
در قبر و در قيامت و روى پل صراط
|
ماراحتيم چونكه على در كنار ماست
|
يارب مقصر است حسين و تو كريم
|
طبع بخشش و تقصير كار ماست . (99)
|
در مدح ايرانيان قدرتمند با ايمان و دشمن ستيزى آنان
مشرك نه ايم و امت ختم پيمبريم
|
ما پيروان مكتب توحيد و وحدتيم
|
ما معتقديم به عدل و امام و به محشريم
|
بعد از امام حاضر غايب زديده ها
|
شكر خدا كنيم كه در خط رهبريم
|
ما رهروان وادى عشق شهادتيم
|
در جنگ هاى سخت هميشه مظفريم
|
دشمن كشيم و دوست نوازيم چون على
|
در جامعه عزيز و سرافراز و سروريم
|
از كشتن و زكشته شدن نيست باك ما
|
ما را هدف خداست نه مزدور و نوكريم
|
ما از حسين درس شهادت گرفته ايم
|
ما نوكران قاسم و عباس و اكبريم
|
عمرى نشسته ايم سرسفره حسين
|
فرمان هر يزيد زمان را نمى بريم
|
نيروى ما عقيده ايمان و عشق ماست
|
با يارى خدا زهر كس قوى تريم
|
ايرانيان پاك سرشتيم و زنده دل
|
در جنگ هاى شجاع و دلير و دلاوريم
|
مارا غم از محاصره اقتصاد نيست
|
روى نياز سوى اجانب نمى بريم
|
بيگانه را زكشور خود طرد مى كنيم
|
سدى قوى مقابلم ظلم و ستمگريم
|
هر كس زخط رهبر و امت برون رد
|
او را زريشه كنده و از صحنه مى بريم
|
مابهر حفظ جان امام از گزندها
|
از جان گذشتگان چو مقداد قنبريم
|
چون كوه ايستاده ايم وسد سكندريم
|
ما مثل اهل كوفه و يا بصره نيستيم
|
تنها امام را بگذاريم و بگذريم
|
دريارى خمينى و تبليغ دين حق
|
چون مالك و كميل ،چو سلمان و بوذريم
|
اهل قيام و نهضت و جنگيم و انقلاب
|
چون پيرو ولى خداوند،حيدريم
|
صف بسته ايم بهر فناى ستمگران
|
اندر مصاف صف شكن و شير صفدريم
|
ما تكيه بر خدا و به اسلام كرده ايم
|
ما مستقل زباخترو هم زخاوريم
|
ما مستحق بخشش و احسان و رحمتيم
|
ما تشنه شفاعت ساقى كوثريم
|
در مدح ما هر آنچه بگوئى حسينيا
|
ما صدر هزار مرتبه زان مدح برتريم (100)
|
|