شما روشنفكران فرنگ رفته درس نخوانده نتوانستيد.
در خيلى از كشورهاى دنيا - همه جا را نمى دانيم - نخبگانى هستند كه دست آموز مراكز
استكبارى اند؛ زمان انگليسى ها هم بودند، شوروى ها هم داشتند، امروز هم امريكايى ها
دارند. نخبگان و درس خواندگان و تحصيلكردگانى را انتخاب مى كنند و آنها را با
تطميع و با روشهايى كه خودشان مى دانند، به عنوان سخنگويان خود در
داخل كشورها قرار مى دهند. كار اينها اين است كه حرف آنها را بزنند و تكرار كنند و براى
ايده هاى آنها استدلال كنند. چنين كسانى در كشور ما هم بوده اند، امروز هم هستند و از
اول انقلاب هم بوده اند. اينها بلندگوهايى دارند كه براى آنها حرف بزنند و نظرات و
يا حرفهاى آنها را تكرار كنند. (33)
همه متوجه باشند كه در دام دشمن قرار نگيرند.
13 آبان ، آن روى سكه بود
بدترين حالت براى يك ملت
پهلوى اين است كه اين باور را با شكلهاى گوناگون در ذهن مردم ما رسوخ دادند؛ يعنى
به مردم اين طور تفهيم كردند كه ايرانى چيزى نيست ؛ نه فكرش ، نه عملش ، نه هنرش
، نه تاريخش ، اصلا 0ارزشى ندارد. وقتى شما احساس كرديد ارزشى نداريد، چه كار
مى كنيد؟ به طور طبيعى به قطبى پناه مى بريد كه احساس مى كنيد ارزش دارد. آن قطب
كجاست ؟ آنها خودشان معين كردند؛ فرهنگ و تمدن و علم غرب . غربيها ملتهاى گوناگون
دنيا را به همين ترتيب از گردونه ى پيشرفت علمى كنار زدند؛ كارى كردند كه جراءت
تحركت علمى پيدا نكنند؛ والا مناطق اسلامى بخصوص استعداد و زمينه ى پيشرفتهاى
بزرگ علمى داشتند. اين كه مى بينيد ما اين همه از كاروان علمى دنيا عقب مانده ايم ،
تصادفى نيست . پنجاه و چند سال دوران حكومت پهلوى ،
قبل از آن هم چند ده سالى از اواخر دوران قاجار، تلاش كردند استعداد ايرانى را بكشند و
نگذارند رشد كند؛ فقط در همان جهتى كه خود آنها
مايل بودند، اجازه مى دادند. لذا مى بينيد در آن دوران ، يك نفر با شجاعت اعلان مى كند كه
ما بايد ظاهرا و باطنا از فرق سر تا نوك پا غربى شويم ؛ اين طورى به روشنفكران
نمايان آن روز باورانده بودند. انقلاب اسلامى بزرگترين خدمتى كه به مردم ما كرد،
اين بود احساس هويت و شخصيت را در ايرانى زنده كرد. (36)
از يزد به سراغ تبعيديها مى رفتند.
به يزد وارد مى شود، واقعا نقش يك رهبر مردمى و دينى تمام عيار را در آقاى صدوقى مى
بيند. ايشان به معناى واقعى كلمه ، مردم را رهبرى مى كرد؛ هدايت نمى كرد. فقط هدايت ،
يك حرف است ؛ رهبرى ، يك حرف ديگر است . هدايت اين است كه آدم اين جا بنشيند و بگويد
از آن جا نرويد؛ نقشه اين است . رهبرى ، فراتر از هدايت كردن است ؛ اين است كه خود آدم
پا مى شود راه مى افتد و به افراد مى گويد بياييد؛ يعنى همان راهنمايى يى را كه مى
خواهد بكند، در عمل و ميدان و صف ، راهنمايى مى كند.
قبل از انقلاب ؛ در آن برهه يى كه من ايشان را ديدم خصوصيت آقاى صدوقى اين بود.
نفوذ خارجى ها در دوره پهلوى به اوج خود رسيد
بيانيه اخير رئيس جمهور آمريكا
جنايت مى كنند كه آخرين آن در افغانستان است . غير از فجايع و جناياتى كه اينها در
هنگام حمله ى به افغانستان به نام مبارزه ى با طالبان يا يك گروه خاص انجام دادند،
پس از آن هم به طور مرتب فاجعه آفرينى مى كنند؛ بمباران مى كنند، دهها نفر را مى
كشند، بيش از صد نفر را مجروح مى كنند، بعد هم مى گويند اشتباه شد ولى ما عذر خواهى
نمى كنيم ، كاروان مردم را كه براى شركت در مراسم سياسى خود راهى
كابل بودند، بمباران مى كنند، بعد مى گويند ما
خيال كرديم اينها جزو فلان گروه هستند كه براى خرابكارى مى آيند، اين ، مردم دوستى
آنهاست . فجايع اينها در فلسطين ، فجايعى است كه ما نظير آن را در قضاياى دوران
استعمار هم كمتر سراغ داريم . اين كشتار و فاجعه آفرينى و جنايت در فلسطين - كه
بلاشك در اين جنايات امريكا شريك قطعى است - در دوران سياه استعمار مستقيم هم كمتر
ديده شد. جاها استعمار مستقيم هم كمتر ديده شد. خيلى جاها استعمار مستقيم بود - هند
الجزاير و جاهاى ديگر - اما كارى كه الان صهيونيستهاى وحشى و دور از انسانيت و دور از
مفاهيم اخلاقى و انسانى دارند با مردم فلسطين مى كنند، از همه ى اينها بالاتر است .
بلاشك حداقل نيمى از اين فجايع مربوط به امريكاييهاست ؛ و زر و بالش به گردن
امريكاييهاست ؛ آنها هستند كه تشويق مى كنند؛ آنها هستند كه مرتب حق را به اينها مى دهند
و اعلام مى كنند كه ما از همه ى اينها حمايت مى كنيم . در چنين شرايطى رئيس جمهور امريكا
كه عملا در راءس فتنه قرار دارد - البته اين كه واقعا او در سياستهاى پشت پرده ى
امريكا چقدر تاءثير دارد، ما نمى دانيم - مى آيد و از مردم دوستى و علاقه ى به ملتها و
پيشرفت آنها دم مى زند اين واقعا وقاحت مى خواهد.
رئيس جمهور امريكا ادعا مى كند طرفدار جناحى به نام اصلاح طلب در ايران است دروغ مى
گوييد؛ اولا شما طرفدار هيچ جناحى از جناههاى معتقد به انقلاب نيستيد؛ ثانيا طرفدار
اصلاح هم نيستيد. هر اصلاحى بخواهد در اين كشور انجام بگيرد، يقينا برخلاف نظر
رژيم ديكتاتور و مستبد و سلطه جوى بين المللى امريكاست . ثالثا اگر بر فرض
چيزى به نام اصلاحات امريكايى خواهند دانست و آن را در زباله دان مى اندازند.
بزرگترين حركت اصلاحى را در اين كشور، انقلاب اسلامى و امام بزرگوار اين ملت انجام
دادند. امروز هم هر حركتى كه در جهت تحكيم پايه هاى انقلاب و
اعمال قانون اساسى مترقى و مدرن ما انجام بگيرد، بلاشك يك حركت اصلاحى است و مردم
از آن حمايت مى كنند. هر كارى كه از لحاظ علمى ، دينى ، علمى ، اخلاقى ، اجتماعى و
سياسى در جهت پيشرفت مردم ايران باشد، يك حركت اصلاحى است و مردم از آن حمايت مى
كنند.
|