fehrest page

back page

87- سر سفره ى شام ؟! 
دكتر ولايتى در زمان رياست جمهورى رهبر عزيز، درباره ى حركتى كه در دنيا انعكاس پيدا كرد و آثار مثبتى در ميان مسلمانان گذاشت ؛ مى گويد؛
رئيس جمهور زينباوه ، رهبر عزيز را به ضيافت رسمى شام دعوت نمود.
وقتى به معظم له اطلاع داده شد كه سر ميز مشروبات الكلى وجود دارد ايشان پيغام دادند كه : ما در اين مهمانى شركت نمى كنيم ، مگر اين كه از دادن مشروبات الكلى خوددارى شود آنها گفتند: ما به شما كارى نداريم ،يعنى به ايرانى ها تعارف نمى كنيم ؛ بلكه طبق رسم خودمان از مهمانان غير ايرانى با مشروبات الكلى پذيرايى مى كنيم . مقام معظم رهبرى به آنان فرمود: ما سر سفره ى شامى كه در آن مشروبات الكلى باشد، حاضر نمى شويم ؛ چون شرعا حرام است . در نتيجه آن ها حاضر نشدند كه مشروبات الكلى را جمع آورى كنند، معظم له هم در آن مهمانى شركت نفرمودند. انتشار اين خبر در جهان اسلام ، موجب تقويت موضع آرمانى نظام سياسى ما شد و بسيار به نفع جمهورى اسلامى ايران تمام شد. (86)
88- شايسته در علم و عمل 
حضرت امام (رض ) در بخشى از پيام خود در انتخاب رهبر عزيز به امامت جمعه تهران ؛ فرمودند: جنابعالى كه به حمدالله به حسن سابقه موصوف و در علم و عمل شايسته هستيد به امامت تهران منصوب مى باشيد. (87)
89- آقاى آقا سيد على آقا 
حضرت امام خمينى (رض ) درباره ى دعوت افراد به دانشگاه براى آگاهى دادن دانشجويان مى فرمايد: البته بايد اشخاصى هم كه گوينده هستند بيايند در دانشگاه و من پيشنهاد مى كنم كه آقاى سيد على آقا بيايند، خامنه اى .
شما ممكن است كه برويد پيش ايشان از قول من بگوييد ايشان بيايند به جاى آقاى مطهرى . بسيار خوب است ، ايشان ، فهيم است ، مى تواند صحبت كند، مى تواند حرف بزند.
90- (88) آقاى خامنه اى سلمه الله
اين آقاى محترم كه حالا با زحمت تشريف آوردند و من خيلى خوشحال شدم از اين كه آقاى خامنه اى سلمه الله آمدند و حاضرند. ايشان آخر چه كرده بود؟ خوب بگوييد آخر، يك كارى ، يك كار خلافى ، چه كرده بود ايشان ؛ كه مى خواستيد ايشان را بكشيد و موفق نشديد بحمدالله . (89)
91- من آقاى سيد على آقا را صالح مى دانم 
اشخاصى كه مى توانند در اين جا بيايند حرف بزنند، برويد پيدايشان كنيد برداريد برويد دعوتشان كنيد به دانشگاه ، ننشينيد كه من تعيين كنم ، البته من آسيد على آقا را صالح مى دانم براى اين كار، لكن ننشينيد كه من دعوت كنم . (90)
92- اين جا ام القراى اسلام است 
امام امت (رض ) در سفرى كه من مى رفتم پاكستان قبل از رفتن به من فرمودند: به علماى پاكستان شما بگوييد كه اين فشارهايى كه شما مى بينيد آمريكا و غرب و شرق و همه و ارتجاع و ديگران روى ما وارد مى آورند نه براى خاطر اين است كه ما ايران هستيم و ايرانى هستيم ، بلكه بخاطر اسلام است آن روزى كه دنيا احساس مى كند كه ما نسبت به اسلام جدى نيستيم العياذ بالله آن روزى كه دنيا مستكبر احساس مى كند كه ما حاضريم روى اسلام معامله كنيم . و خيلى اهميت نمى دهيم . اين فشارها تمام خواهد شد.
و من عين بيان حضرت امام را آنجا به علماى پاكستان كه يك جمع كثيرى بودند از علماى مسلمين ، از همه اقطار پاكستان آمده بودند گفتيم و اين براى ما محسوس و ملموس است . علت فشار، اسلام است مسلمان ها اين را مى فهمند، مسلمان هاى عالم احساس مى كنند كه اين جا ام القراى اسلام است . اين جا وطن اصلى و مركز حقيقى اسلام است . (91)
93- زبان گويا 
حضرت امام راحل درباره ى خدمت به نظام جمهورى اسلامى مى فرمايد، من به همه اشخاصى كه قلم در دستشان است ، زبان گويا دارند مى خواهم سفارش كنم كه متوجه باشند كه قلم آنها زبان آنها در حضور خداست ، فردا مؤ اخذه دارد، صحبت سر دولت و رياست جمهور و اينها نيست ، صحبت سر نظام است ، نظام اسلام است ، آقاى خامنه اى سلمه الله باشند رئيس ‍ جمهور يا يك كس ديگر، آقاى موسوى نخست وزير باشند يا يك كس ‍ ديگرى ، اين مطرح نيست ، مطرح ، نظام جمهورى اسلامى است ، ما مكلفيم به حفظ او، همه نويسنده ها مكلفند به حفظ نظام . (92)
94- دعاى امام در حق رهبر عزيز 
سلامت و سعادت جناب عالى را از خداوند خواستارم و اميد است امثال جناب عالى در مقاصد عاليه خود پيروز و سر بلند گرديد. (93)
95- خدمتگزار اسلام 
حضرت امام (رض ) درباره ى خدمتگزارى رهبر عزيز مى فرمايد: انشاالله خداوند امثال جنابعالى را كه جز خدمت به اسلام نظرى نداريد، در پناه خود حفظ فرمايد. (94)
96- دانشمند محترم 
اين كه پيروى از آراى محترم ملت عظيم الشان و آشنايى به مقام تعهد و خدمتگزارى دانشمند محترم ، جناب حجت الاسلام آقاى سيد على خامنه اى ايده لله تعالى ، آراى ملت را براى پس از پايان دوره كنونى ، تنفيذ، و ايشان را به سمت رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب مى نمايم و از خداوند تعالى توفيق ايشان را در خدمت به اسلام و ملت و كشور اسلامى خواستارم . (95)

97- متفكر و دانشمند 
اينجانب به پيروى از ملت عظيم الشان و با اطلاع از مقام و مرتبت متفكر و دانشمند و محترم جناب حجت الاسلام آقاى سيد على خامنه اى ايده الله تعالى راءى ملت را تنفيذ و ايشان را به سمت رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب نمودم . (96)
98- چرا خودتان نمى دانيد 
حضرت آيت الله هاشمى رفسنجانى نقل مى كنند: در جلسه اى با حضور سران سه قوه ، آقاى نخست وزير و حاج احمد آقا در محضر امام بحث شد.
حرف ما با حضرت امام (رض ) اين بود كه ما بعدا با قانون اساسى مشكل خواهيم داشت ، زيرا ممكن است خلاء رهبرى پيش بيايد. ايشان گفتند: خلاء رهبرى پيش نمى آيد و شما آدم داريد گفته شد:
چه كسى ؟ ايشان در حضور آيت الله خامنه اى گفتند: اين آقاى خامنه اى روزى من خصوصى خدمت امام رفتم ، چون مقدارى روى بازترى داشتم و مسائل را بى پرده مى گفتم ، در مورد قائم مقامى رهبرى و مشكلاتى كه پيدا مى شود، صحبت كردم . باز ايشان صريح گفتند: شما در بن بست نخواهيد بود، چنين فردى (آيت الله خامنه اى ) در ميان شما هست . چرا خودتان نمى دانيد. (97)
99- مثل آقاى خامنه اى 
همه دنيا دست هاشان ، قلم هاشان بر طرف ضد ماست ، حالا خود ما هم بنشينيم هى هر كه
هر چه دلش مى خواهد بگويد، اين صحيح است آيا؟ من اميدوارم كه آقايان هم در گفتارشان
مثل آقاى خامنه اى ، آقاى رفسنجانى نصيحت كنند همه را، همه كسانى كه هستند نصيحتشان
كنند كه يك قدرى در امور تجديد نظر بكنند، اين جور نباشد كه همه اش هر عيب بگويند.
خوب ! يك قدرى از چيزهايى كه خدمت هايى كرده اند چطور گفته نمى شود؟ در بعضى
قلم ها يك كلمه راجع به اين كه فلان خدمت هم شده است نمى شود، از
اول شروع مى شود، عيب ، عيب ، كجاست ، كجاست ، كجاست ، كجاست ، كجاست ، همه آن وقت
بعضى هاش ضرر مى زند به حيثيت اسلام ، بعضى هاش ضرر مى زند به نظام
.
100- (98) به دور از تشريفات و اسكورت
مقام معظم رهبرى هر سال ، چند شب روضه ى امام حسين (ع ) دارند.
معظم له در سال 1367 به جبهه هاى جنوب تشريف بردند. چون زمان تشريف فرمايى ايشان به جبهه ، مصادف با محرم بود، مراسم عزادارى و روضه ى ايشان در يگان هاى رزمى جنوب برگزار شد.
هر شب ، در يكى از تيپ ها يا لشكرها، مراسم عزادارى سالار شهيدان را بر پا مى نمود و در آن مراسم شركت مى كردند.
شبى به اتفاق معظم له ، با يك مينى بوس به دور از هر گونه تشريفات و اسكورت به سوسنگرد رفتيم و مراسم روضه خوانى در تيپ 85 موسى بن جعفر (ع ) برگزار شد. (99)
101- مطالعه رمان 
حضرت آيت الله خامنه اى در مطالعه ى كتاب و كتاب خوانى يد طولانى دارند. ايشان بسيار از كتاب هايى را كه وارد بازار مى شود، چه كتاب هاى داخلى و چه كتاب هاى خارجى ، تهيه كرده و مطالعه و حتى نقد مى كنند. دريكى از ديدارهايى كه معظم له از نمايشگاه بين المللى كتاب تهران داشتند، در برخورد با ناشرانى كه رمان هاى ترجمه شده و يا كتب تاريخى ترجمه شده را چاپ مى نمودند، طورى سراغ ديگر آثار ترجمه نشده ى مؤ لفان خارجى را مى گرفتند و يا پيرامون كتب ترجمه شده اظهار نظر مى كردند، كه تمامى ناشران از اين همه تبحر مقام معظم رهبرى در حوزه ى كتاب شناسى به وجد مى آمدند. طبيعى است كه چنين شخصيتى نه تن ها بر تاريخ اسلام ، بلكه بر تاريخ جهان احاطه دارد. (100)
102- من از شما خواهش مى كنم 
شبى در لشكر 92 زره اهواز، افسرى با التماس پيش من آمد و گفت : من با شما دو كلمه حرف دارم . من فكر كردم مثلا مى خواهد بگويد مرخصى به من بدهيد. واقعا به ذهنم يك چنين چيزى آمد. بالاخره گفتم خيلى خوب بياييد ببينم چكار داريد؟ آمد پيش من گريه كرد و گفت : من از شما خواهش ‍ مى كنم ، شب ها كه اين گروه هاى چريكى با آر پى جى و سلاح انفرادى براى دفع دشمن كه در حدود 15 كيلومترى شهر اهواز روى زمين هاى خوزستان نشسته بود مى روند، مرا هم با اين گروه بفرستيد يا با خودتان ببريد. در بازديد ديگر از يك يگان زرهى ، من نظامى را كنار تانك ديدم كه ايستاده بود و نماز شب مى خواند. خيلى از اين ها را شايد مردم ما ندانند. (101)

103- انس امام به دعا 
مقام معظم رهبرى درباره انس به دعاى حضرت امام راحل (رض ) مى فرمايد:
يك بار از ايشان سؤ ال كردم كه در ميان دعاهاى معروف ، به كداميك از آنها بيشتر انس يا اعتقاد داريد؟ ايشان بعد از تاءملى فرمودند: دعاى كميل و مناجات شعبانيه .
وقتى كه شما به اين دو دعا مراجعه مى كنيد، با اين دعاهاى ديگر هم مثل ابوحمزه ثمالى و يا دعاى امام حسين در روز عرفه و دعاهاى فراوان ديگر برقرارى رابطه با خداست ؛ اما در اين دو دعا و مناجات ، حالت استغفار و انابه و استغاثه و تضرع به پروردگار را به شكل عاشقانه آن مشاهده مى كنيد. دعاى كميل هم مناجاتى با خداى متعال است و رابطه محبت و عشق ميان بنده و معبود را ترسيم مى كند و اين همان چيزى بود كه امام بزرگوار ما، روح و دل را از آن روشن و منور مى داشت .
(102)
104- صندلى خاص 
مقام معظم رهبرى روحيه خويش را درباره مسؤ ليت پذيرى مى فرمايد:
... بارها به دوستانم مى گفتم كه آن كسى نيستم كه اگر وارد اطاقى شدم ، بگويم آن صندلى متعلق به من است و اگر خالى بود، بروم آن جا بنشينم و اگر خالى نبود، قهر كنم و بيرون بروم . نخير.
من هيچ صندلى خاصى در هيچ اطاقى ندارم . من وارد اطاق شوم و هر جا خالى بود، همان جا مى نشينم .
اگر مجموعه احساس كرد كه اين جا براى من كم است و روى صندلى ديگرى نشاند، مى نشينم و اگر همان كار را نيز مناسب دانست ، آن را انجام مى دهم . (103)
105- چلو مرغ يا ماست يزدى ؟ 
سردار شهيد اكبر آقا بابايى ، درباره ى زهد رهبر عزيز مى فرمود:
يكى از نمونه هايى كه از زهد مقام معظم رهبرى به ياد دارم ، در جمع برخى از علما، من جمله مرحوم آيت الله خاتمى (ره ) بود. هنگام شام ، سفره انداختند. شام هم چلو مرغ با ماست يزدى بود. يادم هست غير از آيت الله خاتمى (ره ) كه مريض بودند، همگى آقايان خوردند. اما مقام معظم رهبرى ، فقط ماست يزدى خوردند، آن هم خيلى كم ! اين خوددارى ايشان براى ما مهم و عجيب بود. (104)
106- خليج فارس نه خليج ! 
تيمسار جمالى مى گويد: يك روز در منزل حجت الاسلام آقاى هاشمى رفسنجانى بوديم . جلسه اى خصوصى پيرامون مسايل كشور بود. بعد از مدتى قرار شد استراحت كنيم . در حالى كه آقا روى زمين نشسته بودند و داشتند استراحت مى كردند، يكى از مسؤ لين در مورد بحرانى كه همسايگان در خليج فارس براى جزاير سه گانه ايجاد كرده بودند، صحبت مى كرد. بعد يك مرتبه رفيقش گفت : اين مساءله خليج ... همين جور مى خواست ادامه بدهد كه آقا يك مرتبه با تندى فرمودند:
آقا شما چرا توجه نمى كنيد؟ چرا خليج ؟ يعنى چه ؟ بايد بگوييد خليج فارس . حتما فارس را هم بگوييد. (105)

107- گويى بال در آوردم 
مقام معظم رهبرى درباره ى چگونگى رفتن به جبهه ها و وضعيت روزهاى اوليه جنگ ، مى فرمايد:
اول جنگ ، وقتى كه هفت ، هشت ده روزى گذشت ، ديدم كه هر چه خبر مى آيد، ياءس آور است ... البته ، من نماينده امام در شوراى عالى دفاع و سخنگوى آن شورا بودم . ديدم كه از من كارى بر نمى آيد، دلم هم مى جوشد و اصلا نمى توانم صبر كنم .
با دغدغه كامل ، خدمت امام رفتم ... هميشه امام به ما مى گفتند كه خودتان را حفظ كنيد و از خودتان مراقبت نماييد... من به امام گفتم ، خواهش ‍ مى كنم اجازه بدهيد، من به اهواز و يا دزفول بروم ؛ شايد كارى بتوانم بكنم . بلافاصله گفتند كه شما برويد. من به قدرى خوشحال شدم ، كه گويى بال در آوردم .
مرحوم چمران هم در آن جا نشسته بود. گفت ، پس به من اجازه بدهيد، تا به جبهه بروم . ايشان گفتند، شما هم برويد...
يك روز عصر، با مرحوم چمران راه افتاديم . اوايل شب به اهواز رسيديم ... همان شب اول كه رفتيم ، گروه كوچكى درست شد. قرار شد كه اينها بروند، آر. پى . جى و تفنگ بردارند و به داخل صفوف دشمن ، شبيخون بزنند... ما هر شب ، همين عمليات را مى رفتيم بعد از سه چهار شب ، يك روز ديدم سرهنگى كه مرد نسبتا مسنى هم بود پيش من آمد و نامه يى را داد و گفت ، من خواهش مى كنم به اين نامه توجه كنيد.
من ته دلم سوء ظن پيدا كردم و گفتم كه اين فرد لابد آمده بگويد، مثلا به من مرخصى بدهيد، يك مقدار لجم هم گرفت و با خود گفتم كه حالا در اين اوضاع و احوال ، اين چه نامه يى است . نامه را باز كردم ، ديدم نوشته ، شما كه شبها به عمليات مى رويد، يك شب هم دست من را بگيريد و با خودتان ببريد!من با ديدن آن نامه ، منقلب شدم ... حضور يك روحانى ، اين قدر مؤ ثر است . هيچ عاملى ، به قدر يك روحانى نمى تواند اين دلها را پر از شور و شوق بكند. (106) اين 8 سال دوره دفاع مقدس ، شامل هزاران هزار حادثه است ، من مى خواهم اين را از جامعه فرهنگى و هنرى كشور مطالعه كنم كه از اين هزاران هزار حادثه ، لا اقل يك فهرست تهيه كنند، بنشينند فكر كنند، و در اين حوادث جنگ دقت نظر هنرمندانه به خرج دهند، يك فهرست از اين حوادث به وجود بياورند و ببينند كه چقدر از اين فهرست را ما پر كرده ايم . اگر اين كار صورت بگيرد، خواهيم فهميد كه ما يك هزارم آنچه را كه درباره اين جنگ مى بايد تبيين كرد و مى توان تبيين و موشكافى كرد، هنوز بيان نكرده ايم !
(107)
108- لباس كار سربازى به تنم بود 
رهبر عزيز احساس امام راحل (رض ) را درباره پوشيدن لباس رزم توسط يك روحانى مى فرمايد:
سال 59 كه گاه به مناطق جنگى مى رفتم ،... هر دفعه هفته يى يك بار، براى نماز جمعه مى آمدم و از راه كه مى رسيدم ، خدمت امام مى رفتم ... يك بار كه خدمت ايشان رفته بودم ،... لباس كار سربازى به تنم بود. وقتى سوار هواپيما مى شدم كه به اين جا بيايم ، قبا مى پوشيدم و عمامه سدم مى گذاشتم و اين لباس هم ، آن زير مى ماند. يعنى لباسى نداشتم كه عوض ‍ كنم و همان طورى هم ، خدمت امام مى رفتم .
ايشان ، وقتى كه چشمشان به اين لباس نظامى افتاد، تعبيرى كردند كه احتمال مى دهم ، در جايى آن را نوشته باشم ... اجمالش يادم است . ايشان گفتند: اين ،... مايه افتخار است كه يك روحانى ، لباس رزم به تنش مى كند و اين درست است و همان چيزى است كه بايد باشد... حقيقتش هم اين است كه روزى بود، لباس رزم را براى روحانى ، خلاف مروت ذكر مى كردند. در باب امام جماعت گفته اند كه بايستى عادل باشد و كار خلاف عدالت و مروت نكند. از جمله كارهاى خلاف مروت كه ذكر مى شد، اين بود كه يك نفر امام جماعت ، مثلا لباس نظامى بپوشد... و در رديف كارهايى بود كه مثلا كسى در بازار يا در ملاء عام مردم ، حركت غير محترمانه يى از او سر بزند.(108)

109- شما زنده باشيد 
يك بار در يك مسافرتى كه من داشتم ، بعد از اين كه سخنرانى امام تمام شد خواستم بروم ماشين سوار شوم ، پاسدارها كه ايستاده بودند تا مردم نيايند نزديك ، من ديدم يك خانمى از پشت سر پاسدارها خطاب به من حرف مى زند، من گفتم راه را باز كنيد اين خانم بيايد ببينم چه مى گويد؟ وقتى آمد جلو گفت :
به امام از قول من بگو بچه ام دست دشمن اسير بود و اخيرا به من خبر دادند او را شهيد كرده اند، از قول من به امام بگو فداى سرتان ، شما زنده باشيد، من حاضرم بچه هاى ديگرم نيز در اين راه شهيد شوند. وقتى آمدم تهران رفتم خدمت امام ، در ملاقات با ايشان فراموش كردم اين نكته را بگويم ، بعد كه آمدم بيرون و به يادم آمد، به خودم گفتم : سزاوار نيست اين پيغام مادر شهيد را من نرسانم . به آن برادرهايى كه در بيت بودند، گفتم ، من يك كلمه را فراموش كردم خدمت امام بگويم ، امام از آن اطاق كوچك داشتند تشريف مى بردند داخل و در آستانه درب حياط ايستاده بودند، گفتم من همين يك كلمه مى خواستم به شما بگويم ، كه مادرى با اين خصوصيات آمد اين را گفت ، همين كه حرف آن مادر شهيد را شنيد چهره امام در هم رفت و آن چنان اشكى از چشم ايشان ريخت كه قلب مرا فشرد.
امام از اخلاص رزمندگانمان در جبهه ها و از فداكارى هاى خانواده ها شهدا، و معنويت و اخلاص مردم به هيجان مى آمد. (109)

110- سيدى نورانى را در محراب مى بيند 
حجت الاسلام و المسلمين ايزد پناه يكى از شاگردان مقام معظم رهبرى در مشهد مقدس درباره انتخاب معظم له براى اقامه نماز جماعت در مسجد كرامت مى گويد:
مشهور بود كه آقاى كرامت پس از ساختن مسجد كه از موقعيت خاصى برخوردار بود در پى امام جماعتى بود.
شبى در خواب مى بيند كه جماعتى عظيم در مسجد برگزار شده و مرحوم آيت الله حاج آقا حسين قمى و برخى از علماى ديگر در صف اول جماعت قرار گرفته اند. تعجب كرده به محراب نگاه مى كند.
سيدى نورانى را در محراب مى بيند، كه فرداى آن روز با آيت الله خامنه اى آشنا شده و از ايشان دعوت به نماز در مسجد مى كند. (110)
حجت الاسلام ايزد پناه درباره شرايط خاص و روح وصف ناپذيرى كه در مسجد كرامت حاكم بود، مى گويد:
ايشان در مسجد كرامت نماز جماعت مى خواندند. جمعيتى عظيم از دانشگاهيان ، بازاريان و طلاب در اين شركت مى كردند. پر رونق ترين مساجد آن روز مشهد، به پايه اين مسجد نمى رسيد، آن هم جمعيتى كه بيشتر آنان ، جوانان و تحصيل كرده ها بودند. ايشان همگان را به نماز توجه مى دادند و و تشنگان معارف ناب محمدى (ص ) را سرمست مى كردند.
حالت خاص و روح وصف ناپذيرى بر آن مسجد حاكم بود. (111)

fehrest page

back page