فردى مى گفت : روزى به غلامى رسيدم و صحبتى با او كردم كه بسيار در من اثر
گذاشت .
در فصل زمستان او را ديدم كه لباس كمى برتن داشت ، از او پرسيدم : چرا لباس
كافى نپوشيده اى ؟
گفت : لباسى در اختيار ندارم .
گفتم : چرا از كسى طلب نمى كنى ؟
غلام گفت : ((بنده حق ندارد به غير از مولايش از كسى چيزى بخواهد.))
گفتم : راست گفتى ، چرا از مولايت تقاضا نمى كنى ؟
گفت : مولايم مرا در اين حال مى بيند، اگر مى خواست به من مى داد.
((فهميدم كه راه و روش بندگى در پيشگاه مولاى حقيقى (يعنى خداوند
متعال ) راه و روش اين غلام است )).(122)
خرم آن كس كه بسر شور و نوايى دارد
|
گرم تقديس خدا صبح و مسايى دارد
|
ره بسر منزل فيض احدى برده ز زهد
|
در عبوديت حق راه به جايى دارد
|
خانه قلب بپرداخته از لوث گناه
|
دلش از نور خدا ضوء و ضيايى دارد
|
بس كه بر خاك در درگه حق سوده جبين
|
چهره جلوه گرش نور و جلايى دارد
|
در بيابان فنا گام زن از راه وفاست
|
در سر از كعبه مقصود هوايى دارد
|
شده از خوف خدا پيكر او شاخه بيد
|
هم ز خونابه دل قوت و غذايى دارد
|
غير يارب ميزبانش نبود و رد دگر
|
بهر دردش ز چنين ذكر دوايى دارد
|
دود آهش بهوا همدم فرياد بلند
|
باميدى كه بخشنده خدايى دارد
|
(حجازى )
صراط مستقيم
اهدنا الصراط المستقيم خداوندا ما را به راه راست ومستقيم ات هدايت فرما.
1 ((پيامبر اسلام (ص ) و حضرت على بن اءبى طالب (ع )) فرمودند:
((منظور از صراط مستقيم قرآن مجيد است )).
2 ((جابر و ابن عباس )) گفته اند: ((منظور از صراط مستقيم اسلام مى باشد)).
3 در اخبار شيعه روايت شده كه : ((منظور از صراط مستقيم پيغمبر اعظم اسلام (ص ) و
دوازده امام معصوم (عليهم السلام ) است كه جانشين آنحضرت هستند)).
از براى خداى سبحان انواع و اقسام وسائل هدايت مى باشد، كه مرجع كليه آنها اين چهار
نوع است :
اوّل : ((قوه عقلى و حواس باطنى بشر)) كه خدا بوسيله آنها به انسان فيض مى رساند
وانسان بمصلحت هاى خويش راهنمايى مى شود.
دوم : ((نصب دليلهايى )) كه انسان به وسيله آنها حقّ را از
باطل و مصلحت را از مفسده تشخيص مى دهد.))
سوم : ((فرستادن پيامبران و كتب آسمانى است .))
چهارم : ((وحى والهام و خوابهاى راست است .))
در مذهب ما علت كل حب وليست
|
آن معرفت و طاعت ذات ازليست
|
مقصود خدا از اين همه خلق جهان
|
پيغمبر و فاطمه و على و اولاد عليست
|
(مقدم )
دين و دعا
صراط در لغت به معناى : طريق است ، ولى در اين آيه شريفه : به معناى دين مى باشد.
زيرا دين انسان را به مقامى مى رساند كه مستوجب ثواب و محفوظ بودن از عقاب است .
پس گويا: ((راهى است كه رفتن آن داراى مظنه نجات و سلامتى خواهد بود.))
بعضى ها مى گويند به معناى دعا است :
لذا وجود مقدّس ((پيامبر عظيم اسلام (ص )) مى فرمايد: خدا را به وسيله آن زبانهائى
بخوانيد كه با آنها معصيت نكرده باشيد.
گفتند: يا رسول اللّه كدام يك از ما هست كه يك چنين زبانى داشته باشد؟!
حضرت فرمود: ((بعضى از شما براى بعض ديگر دعا كنيد)) زيرا تو با زبان ديگرى
و ديگرى با زبان تو گناه نكره است )).(123)
آن صراطى را كزآن بردند نام
|
دين اسلام است و باقى والسلام
|
راه قرآن است و جز اين نيست راه
|
بى سبب جان و تن خود را مكاه
|
چون ره مقصود يك ره بيش نيست
|
جز ره مردان خير انديش نيست
|
تير مى لغزد چو بد باشد كمان
|
شك مَبَر آنجا كه مى باشد يقين
|
چشم بگشا پيش پاى خود ببين
|
(رجاء اصفهانى )
تاءويل آيه
ابن عباس از وجود مقدّس پيامبر عالى قدر اسلام (ص ) روايت مى كند: كه به حضرت على
(ع ) فرمود:
((تو طريق واضح و صراط مستقيم و يعسوب (يعنى : امير المؤ منين مى باشى ))
كسى كه مى خواهد نظير باد از صراط عبور كند و بدون حساب
داخل بهشت شود، بايد وصى و ولى و رفيق و خليفه
بلافصل مرا بر اهل بيتم (و مردم )، يعنى على بن ابيطالب ((ع )) را دوست داشته باشد.
كسى كه ولايت على ((ع )) را ترك نمايد داخل جهنّم خواهد شد.
به عزت وجلال پروردگارم قسم على همان باب اللّه است راه ديگرى نيست ، جز اينكه
بايد از آن درداخل شد.
((على بن اءبيطالب ((ع ))صراط مستقيم است ، على ((ع )) همان كسى است كه فرداى قيامت
از ولايت او سؤ ال خواهد شد.))(124)
تا شوى در هر دو عالم رستگار
|
باش در اين راه محكم پايدار
|
(مقدم )