((آقا حضرت صادق آل محمّد (ص ) )) فرمود:
اگر شيعيان ما در ابتداء و شروع به كارها ((بسم اللّه )) را ترك كنند، خداوند
متعال آنها را به مكروهى مبتلا مى كند، تا متنبه شوند و شكر و ثناى او را بجا آورند. بعد
فرمود:
يك روز عبداللّه بن يحيى محضر مقدس ((آقا اميرالمؤ منين على (ع )) مشرف شد.
مقابل حضرت كرسى و صندلى بود، حضرت به عبداللّه امر فرمودند كه روى صندلى
بنشيند.
همينكه عبداللّه خواست روى كرسى و صندلى بنشيند، صندلى برگشت و عبداللّه
واژگون شد و مُحكم به زمين افتاد و سرش شكست و خون جارى شد و از شدّت درد متاءلّم
گرديد.
آقا حضرت على (ع ) آب طلبيد و سر عبداللّه را با آن شست و شو و پاك فرمودند.
بعد دست مباركشان را روى سر عبداللّه كشيدند، گويا اصلاً هيچ اتّفاقى نيفتاده .
سپس فرمودند: ((الحمد للّه كه خداوند متعال گناهان شيعيان ما را در همين دنيا پاك
فرمود)).
الحمد للّه رب العالمين كه خدا ابتلا و گرفتارى دنيا را موجب خلاصى و نجات و پاكى
گناهان شيعيان ما قرار داد تا عبادات و طاعات آنها سالم بماند و مستحق ثواب شوند.
عبداللّه عرض كرد: يا اميرالمؤ منين ، آيا كيفر و جزاى گناهان فقط در دنيا داده مى شود؟!
حضرت فرمود: بله ، مگر فرمايش گهربار ((حضرت پيغمبر اكرم (ص )) را نشنيدى كه
فرمود: دنيا زندان مؤ من و بهشت كافر است .
خداوند متعال ؛ شيعيان ما را به اين بلاها گرفتار مى كند كه از آلودگى گناه پاك
شوند. و خداوند سبحان ؛ در سوره شورى فرموده : هر رنج و مصيبت و گرفتارى و بلا
به شما مى رسد، همه از اعمال زشت وبد شماست ، در صورتيكه خدا خيلى از گناهان شما
را عفو مى كند و روز قيامت ثواب عبادتهاى شما را مى دهد.
ولى دشمنان ما را در همين دنيا جزاى عبادتهايشان را مى دهد، چون عبادتهاى آنها از روى
اخلاص نيست و ((ولايت )) ما را ندارند، پس اعمال آنها ارزش و قيمت و بهايى ندارد و
زمانيكه در قيامت وارد شوند، گناهانشان را به آنها نشان مى دهند و به خاطر بغض و
عداوتى كه با ((آل محمّد (ص ) )) داشته اند، آنها را در آتش جهنّم مى اندازند.
عبداللّه عرض كرد: يا اميرالمؤ منين متوجّه شدم ، ولى مى خواهم بفهمم چه گناهى در اينجا
از من سر زده كه ديگر مرتكب آن نشوم .
حضرت فرمود: ((وقتى مى خواستى بنشينى بسم اللّه الرحمن الرحيم نگفتى )).
آيا نمى دانى كه ((پيغمبر اكرم (ص ) )) فرمود:
((هر كارى كه مى خواهى شروع كنى اوّل با نام خدا شروع كن . زيرا هر كارى كه بدون
نام خدا شروع شود به پايان نرسد.))(73)
از نام خداوند است آرايش ديوانها
|
در وصف صفات اوست مجموعه عنوانها
|
بنمود به امر (كن ) ايجاد همه عالم
|
از ذره ناچيزى تا پهنه كيهانها
|
پاينده به امر او پوينده براه او
|
اجزاء همه عالم سر در خط فرمانها
|
تنها نه به خود گردند اين انجم و اين اقمار
|
كاندر خم چو گانند چون گوى به ميدانها
|
ثابت نتوان بودن جز ذات خداوندى
|
عالم همه سيارند پيوسته بدورانها
|
جان طالب جانان است دل در پى دلدار است
|
كاين برده زكف دلها و آن خرم از او جانها
|
هر درد مرا اى دوست لطف تو مداوا كرد
|
بى ناز طبيبان و بى منت درمانها
|
يارب چو بود (احمد) سر گشته كوى تو
|
از لطف و كرم بنماى راهيش به رضوانها
|
(احمد كرمى )
فرياد رس
((آقاى محمّد بن زياد)) و ((آقاى محمّد بن يسار)) كه هر دو از بزرگان شيعه بودند،
گفتند: ما از ((آقا حضرت امام حسن عسكرى (ع )) تفسير بسم اللّه الرحمن الرحيم
را سؤ ال كرديم .
((آقا امام حسن عسكرى (ع )) فرمود:
((الله كسى است كه مردم بعد از نااميد شدن از مخلوقات در موقع حاجات و ابتلا و
گرفتارى هاى شديد، به او توجّه كامل مى كنند)).
و مثل اينستكه گويى : ((بسم اللّه )) يعنى : يارى و استعانت و كمك مى خواهم در كارهايم
از خدايى كه مستحق پرستش است . و هر وقت به سويش استغاثه مى كنم ، به فريادم مى
رسد.
يعنى : او را بخوانى و دعا كنى و مسئلت نمائى . او استمداد كند و دعايت را مستجاب مى
فرمايد.(74)
الله كيست ؟
شخصى محضر مقدّس ((آقا حضرت امام صادق (ع )) آمد و عرض كرد:
اى پسر رسول خدا مرا دلالت و راهنمايى و ارشاد فرمائيد به اينكه ((الله )) چيست ؟
چون خيلى از مردم درباره ((خدا)) با من مجادله و بحث و گفتگو مى كنند و مرا به حيرت و
تعجب مى اندازند.
آقا حضرت امام صادق (ع ) فرمود:
اى بنده خدا، آيا تا بحال سوار كشتى شده اى ؟
گفت : بله فدايت شوم .
حضرت فرمود: آيا تا بحال شده كه وسط دريا كشتى شما بشكند و كشتى ديگرى براى
نجات شما نباشد كه بفرياد شما برسد و شما را نجات دهد، و شما هم شنا بلد نباشيد
كه بتوانيد شنا كنيد و خودتان را به ساحل برسانيد؟!
گفت : بله يابن رسول اللّه برايم پيش آمده !
حضرت فرمود: آيا در چنين حال و موقعيّتى دلت بجائى متوجّه شده و تصوّر كرده اى كه
ممكن است چيزى يا موجودى توانا تو را بدون هيچ اسبابى از غرق شدن نجاتت دهد؟!
گفت : بله يابن رسول اللّه ، تمام اينهايى كه فرموديد: برايم پيش آمده .
حضرت فرمود: ((همان موجودى كه دلت متوجّه آن شده كه مى تواند ترا از بيچارگى
نجات دهد و به فريادت برسد، همان خداست ، همان الله است )).(75)
يا رب بغير درگه تو رو كجا كنم
|
بر درگه كه رو كنم و التجا كنم
|
گفتى كه بندگان چو بيايند بر درم
|
از لطف خويش حاجت آنها روا كنم
|
بگذشت عمر و قافله مرگ در رسيد
|
بايد سفر بجانب ملك بقا كنم
|
در پيشگاه عز و جلال تو اى كريم
|
آخ نشد كه پشت عبادت دو تا كنم
|
يارب سياه روى و تبه كار و مجرمم
|
خود اعتراف جرم و گناه و خطا كنم
|
(محمود سيف شيرازى )