خواب ديدن درباره توسل به زيارت عاشورا
براىحل مشكلات
يكى از علما مى نويسد با مشكل دشوارى مواجه شدم كه راه حلى نداشت ، اين باعث آزردگى
و ناراحتى روحى من شد تا اينكه به كتاب ((زيارت عاشورا)) دست يافتم وقتى كتاب را
خواندم و از محتوى آن آگاه شدم تصميم گرفتم از
اول ماه صفر سال 1412 به مدت چهل روز زيارت عاشورا را با صد بار لعن و صد بار
سلام با ساير آداب آن و دعاى علقمه براى حل مشكلاتم بخوانم ضمناً
مشكل ازدواج برادرم نيز بود، مشغول به خواندن شدم تا روز سى و چهارم رسيد و مصادف
با روزهاى عيد زهرا عليهاالسلام شد، مشغول به تهيه
وسايل و لوازم لازم براى عيد شدم ، و خواندن زيارت را فراموش كردم ، بعد از چند روز
در خواب ديدم در منزل پدرم مجلسى براى ختم سوره انعام برگزار شده ، همگى جمع شده
بودند و منتظر آمدن قارى بودند، ولى او تأ خير كرد، و از من خواستند دعا و ختم سوره
انعام را بخوانم .
موضوع خوابم را به صورت تلفنى به يكى از مفسران خواب در اصفهان بازگو كردم
، به من گفت :
در كار شما سه مطلب وجود دارد... و سومين آن : شما زيارت عاشورا را مى خواندى و آن را
ترك كردى ، مى توانى اين عمل را با تداوم در خواندن زيارت اصلاح كنى . خواندن
زيارت را مجدداً ادامه دادم ، و در عصر روز چهلم همه مشكلات
حل شدند، و موقعيت مناسب براى گرفتن يك منزل مهيا شد.
اما پس از لحاظ خريد منزل با مشكلى رو به رو شدم ، نذر كردم به مدت
چهل روز ديگر زيارت عاشورا را بخوانم و الحمدللّه قادر شدم منزلى خريدارى كنم و
بعد از آن مشكل ازدواج برادرم نيز حل شد.(23)
نجات يافتن از مرگ به واسطه توسل به زيارت عاشورا
يكى از علما گويد: زنم بيمار بود و دچار غده هاى كيسه اى شده بود، ولى ما از بيمارى
او آگاهى نداشتيم ، در يكى از شبها در عالم خواب ديدم گويى در يك سالنى هستم كه
راهى به بيرون ندارد، و سقف سالن سه دريچه جهت تنفس داشت ، پس از مدتى شترى آمد
و بر روى اين دريچه ها نشست و راه تنفس را بست ، من براى رهايى از اين مهلكه
مشغول به دعا شدم ، در اين حالت از خواب بيدار شدم .
پس از چند روز، بيمارى همسرم شدت يافت ، نزد پزشك رفتيم او بيمارى همسرم را غده
هاى كيسه اى تشخيص داد و به دليل وخامت تأ كيد كرد كه بايد در انجام
عمل جراحى شتاب كرد و گر نه ...
با جمعى از پزشكان مشورت كردم ، گفتند: پزشكان ايرانى قادر به انجام اين
عمل نيستند، سرانجام دكترى را ديديم ، او گفت : من اين
عمل را انجام مى دهم ولى اجرت آن سيصد هزار تومان مى شود.
مضطرب و حيران شدم ، براى رهايى از اين مشكل نذر كردم و شروع به خواندن زيارت
عاشورا كردم پس از چند روز عمل انجام شد و براى تسويه حساب رفتم ، دكتر گفت :
مبلغى دريافت نمى كنم ؛ زيرا تعداد غده ها سه عدد بود و
عمل نيز دشوار بود. من اميدى به موفقيت عمل نداشتم ، براى همين نذر كردم
عمل را رايگان انجام دهم ، و عمل به موفقيت پايان يافت و بيمار از مرگ رهايى يافت .
پروردگار را سپاس مى گويم كه موفقيت را نصيب ما فرمود. سپس به دكتر گفتم :
وقتى همه راهها به روى من بسته شد نذر كردم زيارت عاشورا را بخوانم ، و خداوند ما را
يارى نمود، و با مشكلى رو به رو نشديم .(24)
قضاوت اشتباه و عجولانه در ثمر ندادن زيارت عاشورا
يكى از علما مى نويسد: در سال 1370 دولت كسانى را كه قبلاً اجازه سفر نداشتند از
مسافرت به خانه خدا منع كرده بود. من شوق بسيارى براى سفر داشتم ولى اجازه سفر
نداشتم نذر كردم زيارت عاشورا را بخوانم ، نذرم را ادا كردم و
توسل زيادى نمودم ، اما نتيجه اى نگرفتم .
در آن شب برادرم به من گفت : آيا براى اين موضوع تلاش بسيار نموده اى ؟ بار ديگر
نزد مسؤ ول مربوطه برو و با او تماس بگير ممكن است نتيجه اى
حاصل شود.
روز بعد به تهران سفر كردم ، و از صبح تا ساعت يك بعد از ظهر هر چه در توانم بود
تلاش كردم ليكن نتيجه اى نگرفتم ، تصميم به بازگشت به قم گرفتم .
پس از آن برادرم با حالتى نااميدانه و شكوه آميز گفت : يك بار ديگر با مسؤ
ول مربوطه تماس بگير، و ما در دفترش ، منتظر او شديم ولى نتيجه اى
حاصل نشد، پس از آن به برادرم گفتم : چيزى به دست نياورديم و اگر موفق شويم
توفيقمان به لطف و عنايت و به بركت زيارت عاشورا خواهد بود، در اين لحظه به ما
گفتند: براى ملاقات برويد به داخل . ما نيز
داخل اتاق او شديم و درباره اين موضوع با او گفتگو كرديم ، گفت : راهى براى اين كار
نيست ، در اين اثنا تلفن زنگ زد، و از او خواستند پانزده عدد جواز خروج به نامهاى ...
صادر كند ما نيز گفتيم :
به اين اسامى نام دو نفر ديگر را اضافه كن ، در اين اثنا تلفن بار ديگر زنگ زد و او
گوشى را برداشت به او گفتند فوراً در بيمارستان حاضر شود؛ زيرا مادر شما در
لحظه هاى آخر زندگى است ، و سرانجام او با دادن اجازه سفر موافقت كرد.
در روز اول ماه ذى الحجه براى اتمام مراحل قانونى اقدام كردم ، و در روز دوم اجازه سفر
صادر شد، و در روز سوم با آخرين هواپيما به جده سفر كردم و در آن
سال به حج خانه خدا مشرف شدم .
شايان ذكر است كه كسانى از مسؤ ولين توسلات عجيبى براى دادن حج داشتند و بعضى
از آنها اجازه سفر را اخذ كردند اما موفق به حج خانه خدا نشدند، از يكى از آنها كه دوست
من بود پرسيدم : آيا زيارت عاشورا را همراه با ساير دعاهايى كه به آنها
متوسل شدى خواندى گفت : خير، همه دعاها را خواندم فقط زيارت عاشورا را نخواندم .
سرانجام دانستم انجام كارم و مشرف شدنم به زيارت خانه خدا به بركت زيارت عاشورا
بوده و اول بار كه گفتم زيارت عاشورا نمى تواند مثمر ثمر باشد شتاب كردم و اين
خطا بود.(25)
عظمت زيارت عاشورا از نظر آيت اللّه شيخ عبدالنبى اراكى
مرحوم آيت اللّه شيخ عبدالنبى اراكى مى گويد: يكى از جنبه هاى حديث شريف
((ما أ وذى نبى مثل ما أ و ذيت هيچ پيامبرى آنچنان كه من اذيت شدم اذيت نشده ))
آزار رسول اكرم صلى الله عليه و آله به وسيله حوادثى بعد از اوست يعنى آزار
اهل بيت و شيعان آنان است . پيامبر از حوادث بعد از خود آگاه بود. پيامبر بسيار اندوهگين
و غمگين بود براى همين خداوند متعال زيارت عاشورا را قرار داد، و فوايد آن را در دنيا و
آخرت شناساند. سپس خواندن آن را تضمين نمود و بعد
جبرئيل را فرستاد تا آن را براى سعادت رسول خدا و
اهل بيتش و سعادت شيعيانش به آنها برساند:
اول : از فوايد اخروى بهره گيرند.
دوم : براى فوايد دنيوى به آن متوسل شوند.
براى همين امام جعفر بن محمد، به واسطه محمد بن على ، به واسطه على بن الحسين ، به
واسطه حسين بن على ، به واسطه حسن بن على ، به واسطه على بن ابى طالب عليه
السلام ، به واسطه پيامبر صلى الله عليه و آله ، به واسطه
جبرئيل ، به واسطه قلم ، به واسطه لوح ، بواسطه خداوند
متعال تضمين نموده كه هر كس نزد پروردگار حاجتى داشته باشد و اين زيارت را
بخواند، خداوند متعال با قدرت مطلق و به فضل خويش بر محمد و خاندان محمد صلى
الله عليه و آله و شيعيانش و دوستدارانش حاجتهاى آنها را بر آورده مى كند.
اين بنده ضعيف براى بر آورده شدن حاجت مشكلم شروع به خواندن زيارت عاشورا كردم ،
و خداوند متعال به حُرمت آن بزرگان دعاى مرا پذيرفت ، و من تا كنون نمى دانم حاجتم
چگونه بر آورده شد، لذا تصميم گرفتم به طور خلاصه و فهرست وار نحوه
توسل را بنويسم تا اينكه هر كس حاجتى داشت به وسيله آن و به طور حتمى و بدون
ترديد حاجتش بر آورده شود انشاء اللّه .(26)
مداومت بر قرائت زيارت عاشورا
بكوش تا خير دنيا و آخرت را در خواندن مستمر زيارت عاشورا به دست آورى كه
اول صبح هر روز فضيلت خواندن آن مى باشد. در حالات شهيد محراب آيت اللّه اشرفى
اصفهانى نقل شده است كه 60 سال مستمر هر صبح پس از نماز به قرائت آن مى پرداخته
است . اگر هر روز نمى توانى برنامه اى تنظيم كن كه هفته اى سه بار آن را بخوانى .
و بعد كه بدان عادت كردى كم كم آن را در روزهاى ديگر هم بخوان باشد تا ان شا اللّه
با امام حسين عليه السلام محشور گردى .
در فضيلت زيارت عاشورا همين بس كه از سنخ ساير زيارات نيست كه به ظاهر از انشاء
و املاى معصومى باشد (هر چند كه از قلوب مطهر ايشان چيزى جز آنچه از عالم بالا به
آنجا برسد بيرون نيايد) بلكه از سنخ احاديث قدسيه است كه به همين ترتيب از زيارت
و لعن و سلام و دعا از حضرت احديت به جبرئيل امين و از او به خاتم النبيين رسيده و به
حسب تجربه ، مداومت آن در چهل روز يا كمتر، در بر آورده شدن حاجات و
نيل به مقاصد و دفع دشمنان بى نظير است .(27)
صفوان مى گويد امام صادق عليه السلام به من فرمود: مواظب باش بر اين زيارت
(عاشورا) پس به درستى كه من ضامن قبولى زيارت كسى هستم كه از دور و نزديك اين
زيارت را بخواند و سعى او مشكور باشد و سلام او به آن حضرت برسد و محجوب
نماند و حاجت او از طرف خدا بر آورده و به هر چه كه خواهد برسد و خدا او را نوميد بر
نگرداند.
اى صفوان ! اين زيارت را به اين ضمان يافتم از پدرم و او از پدرش ... و او از اميرالمؤ
منين و او از رسول خدا و او از جبرئيل و او از خداى تعالى
نقل نمودند كه خداوند عزوجل به ذات مقدس خود قسم فرموده كه هر كس حسين عليه السلام
را به اين زيارت از دور و نزديك زيارت كند، زيارت او را
قبول مى كنم و خواهش او را مى پذيرم ، به هر قدر كه باشد و خواسته او را بر مى آورم
پس ، از حضور من نوميد بر نمى گردد و او را با چشم روشن و حاجت بر آورده شده و فوز
جنت و آزادى از دوزخ بر مى گردانم و شفاعت او را در حق هر كس كه شفاعت كند مى پذيرم .
(جز در مورد دشمن ما اهل بيت ).(28)
(در كتاب شريف مفاتيح الجنان در اين رابطه داستان هاى آموزنده و جالبى ذكر شده است
كه طالبين مى توانند بدان رجوع نمايند).
ترك نشدن زيارت عاشورا از امام خمينى
حجة الاسلام والمسلمين غيورى نقل مى كند كه :
زيارت عاشوراى امام خمينى ترك نمى شد. اخيراً هم يك صحبتى كه خود من با ايشان داشتم
كه من و ايشان بوديم . البته ايشان تصريح نفرمودند ولى من متوجه شدم زيارت
عاشوراى ايشان ترك نمى شود. زيارت عاشورا با آن صد لعن و صد سلامش را ترك
نمى كنند.(29)
O روز اول محرم در نوفل لوشاتو مصادف بود با اولين شبى كه مردم ايران در پشت
بامها تكبير مى گفتند. همان شب شخصى از تهران تلفن زد و گفت گوشى را مى گذارم
كنار پنجره تا صداى تكبير مردم را كه با گلوله مخلوط شده بود ضبط كرده به خدمت
امام بردم . امام در داخل اتاق ، تسبيح به دست در
حال ايستاده مشغول ذكر بودند و زيارت عاشورا مى خواندند. در حالى كه ما متوجه
مسائل ماه محرم نبوديم ايشان در سرزمينى زيارت عاشورا را مى خواندند كه شايد براى
اولين بار در آنجا خوانده مى شد.(30)
اهميّت زيارت عاشورا
فقيه زاهد عادل مرحوم شيخ جواد بن شيخ مشكور عرب كه از اجله علما و فقهاى نجف اشرف
و مرجع تقليد جمعى از شيعيان عراق بوده و نيز از ائمه جماعت صحن مطهر بوده است در
سال 1337 در حدود نود سالگى وفات نموده و در جوار پدرش و در يكى از حجره هاى
صحن مطهر مدفون گرديد.
آن مرحوم در شب 26 ماه صفر 1336 در نجف اشرف در خواب حضرت
عزرائيل ملك الموت را مى بيند، پس از سلام از او مى پرسد از كجا مى آيى ؟ مى فرمايد
از شيراز و روح ميرزا ابراهيم محلاتى را قبض كردم .
شيخ مى پرسد:
روح او در برزخ در چه حالى است ؟
مى فرمايد:
در بهترين حالات و در بهترين باغهاى عالم برزخ و خداوند هزار ملك
موكل او كرده است كه فرمان او را مى برند. گفتم براى چه عملى از
اعمال به چنين مقامى رسيده است ؟ آيا براى مقام علمى و تدريس و تربيت شاگرد؟
فرمود: نه .
گفتم : براى نماز جماعت و رساندن احكام به مردم ؟
فرمود: نه .
گفتم : پس براى چه ؟
فرمود: براى خواندن زيارت عاشورا (مرحوم ميرزاى محلاتى سى
سال آخر عمرش زيارت عاشورا را ترك نكرد و هر روز كه به سبب بيمارى يا امر ديگر
نمى توانست بخواند نايب مى گرفته است ).
و چون شيخ مرحوم از خواب بيدار مى شود فردا به
منزل آيت اللّه ميرزا محمد تقى شيرازى مى رود و خواب خود را براى ايشان
نقل مى كند.
مرحوم ميرزا محمد تقى گريه مى كند، از ايشان سبب گريه را مى پرسند مى فرمايد:
ميرزاى محلاتى از دنيا رفت و استوانه فقه بود. به ايشان گفتند: شيخ خوابى ديده و
واقعيت آن معلوم نيست . ميرزا مى فرمايد: بلى خواب است اما خواب شيخ مشكور است نه
افراد عادى . فرداى آن روز تلگراف فوت ميرزاى محلاتى از شيراز به نجف اشرف مى
رسد و صدق رؤ ياى شيخ مشكور آشكار مى گردد.
اين داستان را جمعى از فضلاى نجف اشرف كه از مرحوم آيت اللّه سيد عبدالهادى شيرازى
شنيده بودند كه ايشان در منزل مرحوم ميرزا محمد تقى هنگام ورود شيخ مرحوم و
نقل رؤ ياى خود حاضر بودند نقل كردند و نيز دانشمند گرامى جناب حاج صدر الدين
محلاتى فرزند زاده آن مرحوم از شيخ مرحوم ، اين داستان را شنيده اند.(31)
چاره بلا با زيارت عاشورا
علاّمه بزرگوار حضرت آقاى شيخ حسن فريد گلپايگانى كه از علماى طراز
اول تهران هستند از استاد خود مرحوم آيت اللّه حاج شيخ عبدالكريم يزدى حائرى اعلى اللّه
مقامه نقل نمود كه فرمود: اوقاتى كه در سامرا
مشغول تحصيل علوم دينى بودم ، وقتى اهالى سامرا به بيمارى وبا و طاعون مبتلا شدند
و همه روز عده اى مى مردند.
روزى در منزل استادم مرحوم سيد محمد فشاركى اعلى اللّه مقامه جمعى از
اهل علم بودند ناگاه مرحوم آقاى ميرزاى محمد تقى شيرازى رحمة اللّه عليه - كه در مقام
علمى مانند مرحوم فشاركى بود تشريف آوردند و صحبت از بيمارى وبا شد كه همه در
معرض خطر مرگ هستند.
مرحوم ميرزا فرمود: اگر من حكمى بكنم آيا لازم است انجام شود يا نه ؟ همه
اهل مجلس تصديق نمودند كه بلى ...
سپس فرمود: من حكم مى كنم كه شيعيان ساكن سامرا از امروز تا ده روز همه
مشغول خواندن زيارت عاشورا شوند و ثواب آن را هديه روح شريف نرجس خاتون والده
ماجده حضرت حجة بن الحسن عليه السلام نمايند تا اين بلا از آنان دور شود.
اهل مجلس اين حكم را به تمام شيعيان رساندند و همه
مشغول زيارت عاشورا شدند.
از فردا تلف شدن شيعه موقوف شد ولى همه روزه عده اى از سنى ها مى مردند به طورى
كه بر همه آشكار گرديد.
برخى از سنى ها از آشنايانشان از شيعه پرسيدند سبب اينكه ديگر از شما كسى تلف
نمى شود چيست ؟ به آنها گفته بودند زيارت عاشورا. آنها هم
مشغول شدند و بلا از آنها هم برطرف گرديد.
جناب آقاى فريد سلمه اللّه تعالى فرمودند: وقتى گرفتارى سختى برايم پيش آمد
فرمايش آن مرحوم به يادم آمد از روز اول محرم سرگرم زيارت عاشورا شدم روز هشتم
به طور خارق العاده برايم فرج شد.
شكى نيست كه مقام ميرزاى شيرازى از اين بالاتر است كه پيش خود چيزى بگويد و چون
اين توسل يعنى خواندن زيارت عاشورا تا ده روز در روايتى از معصوم نرسيده است شايد
آن بزرگوار به وسيله رؤ ياى صادقه يا مكاشفه يا مشاهده امام عليه السلام چنين
دستورى داده بود و مؤ ثر هم واقع شده است .
مرحوم حاج شيخ محمد باقر شيخ الاسلام نقل نمود كه : در كربلا ايام عاشورا در خانه
مرحوم ميرزاى شيرازى روضه خوانى بود و روز عاشورا به اتفاق طلاب و علما به حرم
حضرت سيدالشهدا عليه السلام و حضرت ابالفضل العباس عليه السلام مى رفتند و
عزادارى مى نمودند و عادت ميرزا اين بود كه هر روز در غرفه خود زيارت عاشورا مى
خواند، سپس پايين مى آمد و در مجلس عزا شركت مى نمود؛ روزى خودم حاضر بودم كه پيش
از موسم آمدن ميرزا ناگاه با حالت غير عادى پريشان و نالان از پله هاى غرفه به زير
آمد و داخل مسجد شد و مى فرمود: امروز بايد از مصيبت عطش حضرت سيدالشهدا عليه
السلام بگوييد و عزادارى كنيد. تمام اهل مجلس منقلب شدند و بعضى حالت بى خودى
عارضشان شد، سپس با همان حالت به اتفاق ميرزا به صحن شريف و حرم مقدس مشرف
شديم گويا ميرزا مأ مور به تذكر شده بود. بالجمله هر كس زيارت عاشورا را يك روز
يا ده روز يا چهل روز به قصد توسل به حضرت سيدالشهدا عليه السلام (نه به قصد
ورود از معصوم ) بخواند البته صحيح و مؤ ثر خواهد بود و اشخاص بى شمارى بدين
وسيله به مقاصد مهم خود رسيده اند.
مرحوم ميرزا محمد تقى شيرازى در سنه 1338 در كربلا وفات و در جنوب شرقى صحن
شريف مدفون گرديد.(32)
زيارت عاشوراى بانويى ، عذاب را از اهل قبرستان دور كرد
علامه نورى نوشته : حاج ملا حسن مجاور نجف كه حق مجاورت را ادا كرد و عمرش را در
عبادت سپرى كرد، از قول حاج محمد على يزدى به من گفت :
مردى فاضل و صالح به خود پرداخته بود و هميشه در انديشه آخرت شبها در مقبره
بيرون شهر معروف به ((مزار)) كه جمعى از صلحا در آن دفن شده بودند، به سر مى
برد.
همسايه اى داشت كه دوران خردسالى را نزد معلم و... با هم گذرانده بودند و در بزرگى
گمركچى شده بود، پس از مرگ ، او را در آن گورستان كه نزديك
منزل آن مرد صالح بود به خاك سپردند.
بيش از يك ماه از مرگ گمركچى نگذشته بود كه مرد صالح او را در خواب مى بيند كه
او حال خوشى دارد و از نعمتهاى الهى بر خوردار است !
نزد او مى رود و مى گويد: من از آغاز و انجام و درون و بيرون تو باخبرم ، تو كسى
نبودى كه درونت خوب باشد و كار زشتت حمل بر صحت شود، نه تقيه و نه ضرورتى
ايجاب مى كرد كه بدان شغل اشتغال ورزى و نه ستمديده اى را يارى رساندى ، كارت
عذاب آور بود و بس ، پس از كجا به اين مقام رسيدى ؟
گفت : آرى ! چنان است كه گفتى ، من از لحظه مرگ تا ديروز در سخت ترين عذاب بودم ،
اما روز قبل همسر استاد اشرف آهنگر از دنيا رفته و در اينجا به خاكش سپردند، اشاره به
جايى كرده كه پنجاه قدم از گورش دورتر بوده ، ديشب سه مرتبه امام حسين به ديدنش
آمدند.
بار سوم فرمودند: عذاب را از اين گورستان بر دارند، لذا من در نعمت و آسايش قرار
گرفتم .
مرد صالح از خواب بيدار شده و در بازار آهنگران به جستجوى استاد اشرف مى رود، او
را يافته و از حال همسرش مى پرسد، استاد اشرف مى گويد: ديروز از دنيا رفته و در
فلان مكان يعنى ((مزار)) به خاكش سپرديم .
مرد صالح مى پرسد: به زيارت امام حسين رفته بود؟ مى گويد: نه . مى پرسد: ذكر
مصيبت او مى كرد؟ جواب مى دهد: نه . سؤ ال مى كند روضه خوانى داشت ؟ مى گويد: نه .
مى گويد: از اين سؤ الات چه مقصودى دارى ؟ مرد صالح خوابش را
نقل مى كند و مى گويد: مى خواهم بدانم ميان او و امام حسين چه رابطه اى بوده ؟ استاد
اشرف پاسخ مى دهد: زيارت عاشورا مى خواند.(33)
ديدار امام حسين عليه السلام از قبرستان و عنايت آن حضرت
به اهل قبرستان به خاطر زيارت عاشورا
حجة الاسلام والمسلمين آقاى حاج نظام الدينى اصفهانى رحمه الله عليه نوشته اند: روزى
منزل حاج عبدالغفور (يكى از حاجى هاى موجه و ملازم آية اللّه حاج سيد محمد تقى فقيه
احمد آبادى صاحب كتاب شريف ((مكيال المكارم فى فوائد الدعاء للقائم عليه السلام ))
بودم ، يكى از رفقاى ايشان به نام حاج سيّد يحيى مشهور به پنبه كار گفت : برادرم را
كه مدتى بود فوت نموده در خواب ديدم با وضع و لباس خوبى كه موجب شگفتى بود.
گفتم : داداش ديگر آن دنيا كلاه چه كسى را برداشتى ؟
گفت : من كلاه كسى را بر نداشتم .
گفتم : من تو را مى شناستم اين لباس و اين موقعيت از آن تو نيست .
گفت : آرى ديشب شب اول قبر مادر قبر كن بود آقا سيدالشهدا به ديدن آن زن تشريف
آوردند و فرمودند: به كسانى كه اطراف آن قبر بودند خلعت ببخشند و من هم از آن عنايات
بهره مند شدم بدين جهت از ديشب وضع و حال ما خوب شده و اين لباس فاخر را پوشيده ام
.
از خواب بيدار شدم نزديك اذان صبح بود، كارهاى خود را انجام داده و حركت كردم براى
تخت فولاد (قبرستان تاريخى و با عظمت اصفهان ) براى تحقيقات سر قبر برادرم
رفتم ، بعضى قرآن خوانها كنار قبرها قرآن مى خواندند، از قبرهاى تازه پرسش كردم ،
قبر مادر قبركن را معرفى كردند، گفتم : كى دفن شده ؟ گفتند: ديشب شب
اول قبر او بوده . متوجه شدم تاريخ با گفته برادرم در خواب مطابق است .
رفتم نزد آقاى قبر كن در تكيه مرحوم آية اللّه آقا ميرزا ابوالمعالى (استاد مرحوم آية
اللّه العظمى بروجردى و صاحب كرامات عجيبه ) كه محاذى قبر آن زن بود، احوالپرسى
نمودم و از فوت مادرش سؤ ال كردم ، گفت : ديشب
اول قبر او بود.
گفتم : روضه خوانى مى كرد؟ روضه خوان بود؟ كربلا مشرف شده بود؟ گفت : خير،
سؤ ال كرد: اين پرسشها براى چى است ؟ خواب خود را گفتم ، گفت : هر روز زيارت
عاشورا مى خواند.(34)
عنايات غيبى و فراهم شدن وسيله براى خواندن زيارت عاشورا
آقاى حاج ... مردى صالح كه من او را در نائين ملاقات كردم و
اهل توسل بود و حالت خوبى داشت و هر وقت با او برخورد كرديم جلسه ما يكپارچه
توسل و گريه مى شد و مى گفت : چرا شما آقايان
اهل علم كمتر به زيارت عاشورا توجه مى كنيد؟! مى گفت : من هر روز صبح مقيّدم زيارت
عاشورا را بخوانم . سالى در سفر مشهد از راه كناره مى رفتم ماشين براى نماز نگه
داشت من مفاتيح همراه نداشتم ناراحت شدم كه امروز زيارت عاشورا از من ترك مى شود يك
وقت نگاه كردم جلوى من پرده اى نمايان شد روى آن زيارت عاشورا نوشته شده بود خيلى
خوشحال شدم و زيارت عاشورا را خواندم . موقع
نقل اين واقعه گريه مى كرد و مى گفت چه بگويم .(35)
سفارش علامه امينى به زيارت عاشورا
فرزند آيت اللّه علامه امينى آقاى دكتر محمد هادى امينى مى نويسد: پس از گذشت چهار
سال از فوت مرحوم آيت اللّه العظمى علامه امينى نجفى پدر بزرگوارم مؤ لف كتاب
الغدير يعنى سال 1394 هجرى قمرى شب جمعه اى
قبل از اذان فجر وى را در خواب ديدم او را شاد و خرسند يافتم جلو رفته و پس از سلام و
دست بوسى عرض كردم : پدر جان ! در آنجا چه عملى باعث سعادت و نجات شما گرديد؟
گفتند: چه مى گويى ؟ مجدّداً عرض كردم : آقا جان ! در آنجا كه اقامت داريد كدام
عمل موجب نجات شما شد كتاب الغدير يا ساير تأ ليفات يا تأ سيس و بنياد كتابخانه
اميرالمؤ منين عليه السلام ؟
پاسخ دادند: نمى دانم چه مى گويى قدرى واضح تر و روشن تر بگو. گفتم : آقا جان
! شما اكنون از ميان ما رخت بر بسته ايد و به جهان ديگر
منتقل شده ايد در آنجا كه هستيد كدامين عمل باعث نجات شما گرديد از ميان صدها خدمات و
كارهاى بزرگ علمى و دينى و مذهبى ؟
مرحوم علامه امينى درنگ و تأ ملى نمودند سپس فرمودند: فقط زيارت ابا عبداللّه الحسين
عليه السلام .
عرض كردم شما مى دانيد اكنون روابط بين ايران و عراق تيره و تار است و راه كربلا
بسته ، چه كنم ؟
فرمود: در مجالس و محافلى كه جهت عزادارى امام حسين عليه السلام بر پا مى شود شركت
كن ثواب زيارت امام حسين عليه السلام را به تو مى دهند.
سپس فرمودند: پسر جان ! در گذشته بارها تو را ياد آور ساختم و اكنون به تو
توصيه مى كنم كه زيارت عاشورا را هيچ وقت و به هيچ عنوان ترك و فراموش مكن مرتباً
زيارت عاشورا را بخوان و بر خودت وظيفه بدان ؛ اين زيارت داراى آثار و بركات و
فوايد بسيارى است كه موجب نجات و سعادت در دنيا و آخرت تو مى باشد و اميد دعا دارم
فرزندم .
فرزند مرحوم آيت اللّه امينى مى نويسد: علامه امينى با كثرت
مشاغل و تأ ليف و مطالعه و تنظيم و رسيدگى به ساختمان كتابخانه اميرالمؤ منين عليه
السلام در نجف اشرف مواظبت كامل به خواندن زيارات عاشورا داشته و سفارش به زيارت
عاشورا مى نمودند و بدين جهت من خودم نيز حدود 30
سال است مداوم به زيارت عاشورا مى باشم .(36)
بخش دوّم : داستانهايى از تربت سيّدالشهدا عليه السلام
آداب همراه داشتن تربت سيدالشهدا عليه السلام
تا مى توانى تربت مبارك حضرت سيدالشهدا را با خود همراه داشته باشد و با آن نماز
بخوان كه هم ثواب زيادى دارد و هم تو را از خطرات و بلاها محافظت مى كند. مقدار
بسيار اندكى از آن را در اول هر ماه در آب حل كن و بخور تا عشق حسين عليه السلام با
خونت عجين شود. البته بايد حرمت آن را نگه دارى و در جاى مناسب با خود
حمل كنى و حتماً آن را در چيزى قرار بده كه با فرش و قالى و لباس ، تماس مستقيم
نداشته باشد.
1 در روايت است كه حوريان بهشت چون يكى از ملائكه را مى بينند كه از براى انجام
كارى به زمين مى آيد به او التماس مى كنند كه براى ما تسبيح و تربت قبر امام حسين
عليه السلام را هديه بياور.(37)
2 نقل شده است كه شخصى گفت : حضرت امام رضا عليه السلام براى من از خراسان
بسته متاعى فرستاد، چون گشودم در ميان آن خاكى بود. از آورنده آن پرسيدم كه اين خاك
چيست ؟ گفت : خاك قبر امام حسين است و هرگز آن حضرت از جامه و غير جامه چيزى به
جايى نمى فرستد مگر آنكه اين خاك را در ميان آن مى گذارد و مى فرمايد: اين امان است از
بلاها به اذن و مشيّت خدا.(38)
3 امام صادق عليه السلام به ابوحمزه ثمالى فرمود: از تربت قبر امام حسين عليه
السلام مى توان شفا كرد (از خاكى بردارند كه از ميان قبر تا چهار فرسخ فاصله
باشد) پس بگير از آن خاك كه شفاى هر درد است و سپرى است براى دفع هر چه از آن مى
ترسى و هيچ چيز با آن برابرى نمى كند از چيزهايى كه از آن طلب شفا مى كنند به
غير از دعا. چيزى كه آن را فاسد مى كند آن است كه در ظرفها و جاهاى بد مى گذارند و
نيز كم بودن يقين كسانى كه بدان معالجه مى كنند. هر كس يقين داشته باشد كه اين خاك
از براى او شفاست هر گاه معالجه به آن كند او را كافى خواهد بود و محتاج به داروى
ديگرى نخواهد شد.
آن تربت را شياطين و كافران جن فاسد مى كنند؛ چون حسد مى برند فرزندان آدم را بر
آن و خود را به آن مى مالند. به طورى كه بيشتر نيكى و بوى خوش آن بر طرف مى
شود و هيچ تربت از حاير قبر امام حسين عليه السلام بيرون نمى آيد مگر مهيا مى شوند
از براى آن تربت ، آنقدر كه ايشان را به غير از خدا نمى تواند بشمرد و آن تربت در
دست صاحبش است و ايشان خود را بر آن مى مالند و ملائكه نمى گذارند ايشان را كه
داخل حاير شوند. اگر تربت از شرّ اينها سالم بماند هر بيمار را كه به آن معالجه
نمايند در آن ساعت شفا مى يابد. پس چون تربت را بردارى پنهان كن و نام خدا را بر آن
بسيار بخوان و شنيده ام كه بعضى از آنها كه تربت را بر مى دارند آن را سبك مى
شمارند.(39)
4 در روايت است كه سجده به تربت امام حسين عليه السلام هفت حجاب را پاره مى كند؛
يعنى باعث قبولى نماز مى شود و مشهور ميان علما آن است كه خوردن خاك ، مطلقاً جايز
نيست مگر تربت مقدّس امام حسين عليه السلام به قصد شفا. كه اندازه آن به قدر درشتى
عدسى باشد كه در دهان بگذارد و پس از آن آب بخورد.(40)
امام خمينى تربت امام حسين عليه السلام را به عنوان شفا مى خورد.(41)
به خون مبدل شدن تربت امام حسين عليه السلام
اينجانب عبدالحميد حسانى فرزند عبدالشهيد حسانى ، ساكن فراشبند فارس نسبت به
تربت خونين امام حسين عليه السلام قبلاً در داستانهاى شگفت تأ ليف حضرت آيت اللّه
العظمى آقاى حاج سيد عبدالحسين دستغيب شيرازى خوانده بودم ، خودم و
اهل خانه كه سواد فارسى داشته اند خواندند و در ضمن در
سال اخير قبل از محرم ، پدرم عازم كربلا شد و مقدارى تربت خريد كرده و آورد. خواهرى
دارم به نام ((ساره خاتون حسانى )) متوسل شدند به ائمه ، تربتى كه پدرم آورده بود
مقدار كمى از آن را با پارچه اى از حرم ابوالفضل عليه السلام مى پيچد و شب را احيا مى
دارد (يعنى شب عاشورا) و از ائمه و فاطمه زهرا صلى الله عليه و آله مى خواهد كه اگر
ما يك ذرّه نزد شما قابليم اين تربت همان حالتى كه آقا در كتاب نوشته اند براى ما
بشود، اتفاقاً روز عاشوراى گذشته بعد از نماز ظهر ساعت يك و ده دقيقه بعد از ظهر
به آن نگاه مى كنند. دو خواهرم و زن برادرم آن را مى بينند و يك مرتبه مى افتند به
گريه و زارى ، مى بينند همان حالتى كه آقا! در كتاب نوشتند اتفاق افتاده و تربت
مزبور حالت خون پيدا كرده بود و حقير كه بعد از مسجد آمدم خودم هم ديدم و مقدارى از آن
را آوردم به خدمت حضرت آيت اللّه العظمى آقاى دستغيب و تربت مزبور هم هنوز & |