fehrest page

back page

ايضا كرامت حضرت سلمان عليه الرحمة
روزى مقداد عليه الرحمه وارد منزل سلمان شد ديد كه ديگى در بالاى سنگ گذاشته و ديك بدون آتش خود به خود مى جوشد مقداد در تعجب ماند كه ديك بدون آتش چطور خود به خود مى جوشد پس قدرى صحبت نمودند ناگاه ديد كه آب ديك چنان غليان و فوران كرد كه اندك ماند از ديك بالا شده و فرو ريزد سلمان به مقداد گفت برخيز ديك را از غليان و فوران خاموش كن تا آبش ريخته نشود مقداد برخاست به هر طرف منزل نگاه نگاه كرد چيزى نيافت كه ميان ديك داخل كرده غليانش را فرو نشاند معطّل ماند در آن حال ديد كه جناب سلمان آمد و دست خود را در ميان ديك جوشان داخل نمود و با دست خود گوشت و و آبش آنقدر آميخت كه ديك از فوران افتاد زياده از سابق از كار سلمان تعجّب نمود تا اينكه آنچه در ديك بود با سلمان خوردند و بيرون شده در اثناى راه رسول خدا صلى الله عليه و آله را ملاقات كرد آن حضرت از تعجّب مقداد سؤ ال نمود مقداد سبب تعجب خود را عرض كرد رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه در كار مسلمان اين قدر تعجب نكن كه كسى كه از مااهل بيت باشد اين كارها از او عجيب نمى باشد.(65)

fehrest page

back page