next page

fehrest page

back page

رفراندوم تاسوعا و عاشوراى 99 (5) 
سؤ ال : تظاهرات روزهاى يكشنبه و دوشنبه ، مجاز اعلام شده بود، آيا اين بدين مفهوم است كه شاه توانسته كنترل اوضاع را به دست بگيرد؟
جواب : ابدا، شاه نتوانسته جريانات را در دست گيرد علت اجازه دادن به تظاهرات ، ترس از انقلاب بوده است .(1126)
رفراندوم تاسوعا و عاشوراى 99 (6) 
سؤ ال حضرت آيت الله پس از اين دو روز تظاهرات عظميم ، نتايجى كه از اين مترتب است به نظر شما چيست ؟
جواب : تظاهراتى كه در ايران واقع شد و سرتاسر ايران را فرا گرفت ، رفراندمى بود زنده براى سقوط شاه ، نتيجه اين است كه شاه الان بر حسب همه نظرها نبايد قانونيت داشته باشد و از اين به بعد هم بايد با او معامله غيرقانونى كرد.(1127)
رفراندوم تاسوعا و عاشوراى 99 (7) 
اكنون با در نظر گرفتن رفراندم تاسوعا و عاشورا كه غير رسمى بودن شاه و دولت را به جهانيان ثابت نمود، بر ملت است كه به حكم اسلام و قانون ، از اطاعت شاه و دولت سرپيچى كنند، ماليات نپردازند و كليه اعتصابات ادارات و موسسات و شركت هاى دولتى ، خصوصا اعتصاب شركت نفت را، تا رفتن شاه و دولت ادامه دهند و بر ملت است كه با گسترش ‍ اعتصابات خود از آنان پشتيبانى نمايند.(1128)
رفراندوم تاسوعا و عاشوراى 99 (8) 
در ايران از اول محرم مردم شروع كردند به (ضمن عزاداريهائى كه كردند) اظهار انزجار از حكومت شاه و در تاسوعا و عاشورا با كمال آرامش مردم پياده روى كردند و سلطنت محمدرضاشاه را نفى كردند ايشان مى گويد كه ((مردم همچو اختيارى نداشتند، اين اسباب اين شده است كه شاه امر كرده است كه روز بعدش مردم را بكشند)) اين تظاهرات آرام كه مردم كردند و سرنوشت خودشان را در اين روز تعيين كردند، اين آيا مطابق منطق آقاى كارتر نيست ؟ و اين را يك امر انحرافى ايشان تلقى مى كنند كه مردم يك مملكتى ، تمام مردم يك مملكتى نسبت به سرنوشت خودشان حق دارند؟...
آيا اين تضاهر آرامى كه مردم در اين دو روز كردند يعنى هيچ شلوغى نكردند و به دنيا ثابت كردند كه ايران مى تواند كنترل خودش را در اشياء بگيرد و سرنوشت خودش را به طور عقلايى ، به طور صحيح تعين كند، خوب اين موجب اين شد كه فردا از شب يازدهم شروع شد، شروع شد به كشتار مردم ، اينجا چه باعث شده است كه مردم كشتار شدند؟ خوب ، باز در جنگ صفين اين مطلب پيش مى آيد كه خوب اين آمده به جنگ و اينها هم رفتند به جنگ و آنها اينها را كشتند. حالا معاويه مى تواند، يك همچو مغلطه اى بكند كه آن كسى كه اين را فرستاده به جنگ ، اين كشته است ، خوب اين منطق معاويه است ، اين يك مغلطه اى است كه كرده است معاويه . اينجا از او هم بدتر است ، براى اينكه اينجا به جنگى نرفته بودند، اينها در خيابان هاى تهران و در خيابان هاى ساير شهرها راه افتاده بودند و مى گفتند كه ما شاه را نمى خواهيم ، اين جنگ است ؟ آيا كسى بگويد كه سرنوشت مملكت من به دست خود من هست ، حقوق بشر براى ما و همه عالم اين مطلب را قايل هستند كه هر بشرى نسبت به سرنوشت خودش ‍ آزاد است ، مى تواند راى آزاد بدهد هر مملكتى مى تواند سلطان اگر داشته باشد، تعيين كند، رئيس جمهور اگر بخواهد داشته باشد، تعيين كند، حكومت بخواهد، تعيين كند براى مملكتش ، هر شكلى كه اين افراد مملكت بخواهند اداره بشوند، به حسب حقوق بشر آن شكل بايد ممضى باشد، همه دولت ها هم بايد او را تصديقش بكنند خوب مردم همين مطلب بود، ديگر بيشتر از اينكه چيزى نبود روز دهم و نهم ، روز تاسوعا و عاشورا غير از اين مطلب چيزى نبود كه همه روزنامه نويس ها، همه مجله نويس ها اين را ديدند، اينهائى كه رفتند در ايران و تماشا كردند اين مسائلى كه در ايران واقع شد، همه ديدند كه يك مملكتى است كه اهاليش ‍ با آرامش ، چندين ميليون جمعيت در سرتاسر مملكت با آرامش راه افتادند، مرد و زن بزرگ و كوچك توى خيابان ها و حرفشان اين بوده است كه ما اين شاه را نمى خواهيم .(1129)
رفراندوم تاسوعا و عاشوراى 99 (9) 
شاه با آن عظمت فرعونى به تعظيم و اظهار عجز در مقابل ملت برخاست و به تبديل مهره هاى نرم به خشن پرداخت . ملت با غرور اسلامى خود نه آن توبه را قبول نمود و نه از آن نرمى فريب خورد و نه به آن خشونت اعتنا كرد و در تاسوعا و عاشوراى 99 با رفراندم بى نظير و آرام خود كه به تصديق ناظران داخل و خارج در تاريخ بى نظير بود قدرت مهار شده خود را ثابت و سقوط و عزل محمدرضا پهلوى رابراى چندمين بار اعلام كرد.(1130) (1131)
حمله به موسسات دولتى (1) 
سؤ ال : خشم ملاهاى محلى و تظاهركنندگان ، غالبا بر عليه هدفهاى اماكن عمومى زيادى متوجه شده و بانك ها و سينماها به آتش كشيده شده و مغازه هاى بزرگ به تاراج رفته است .
جواب : به آتش كشيدن سينماها و بانك ها مسبوق به درخواست ما نبوده است ، رژيم شاه اين تاسيسات را براى تخريب اقتصاد و فرهنگ كشور در حد افراط مورد استفاده قرار داده است و به همين جهت هدف مخالفت مردم شده اند مردم عصبانى نيستند، آگاه هستند. در غرب اطلاع كافى از نقش تخريبى اين موسسات ندارند، نمى دانند كه بانك ها به شدت مردم را استثمار كرده اند، زمينه توليد مردم زحمتكش را به سود شركت هاى بين المللى و توسعه بازار فرآورده هاى خارجى از بين برده اند سينماها كارشان از بين بردن روحيه مقاومت در نسل جوان كشور بوده است ، امروزه اين امر مورد اقرار گردانندگان دستگاه هاى تبليغاتى خود رژيم نيز هست البته مردم از راهنمائى هاى صميمانه و صادقانه ما پيروى مى كنند.(1132)
حمله به موسسات دولتى (2) 
برادران و دوستان من ! ملت عزيز ايران ! خبرى موثق دريافت نمودم كه لازم است شما را مطلع كنم توطئه اى از خارج كشور و به دست نفع جويان در دست اجراست كه بايد ملت ايران با كمال هوشيارى و شجاعت آن را خنثى كنند، مى خواهند به مجرد رفتن شاه دسته هائى از مزدوران و اشرار را وادار كنند كه به اسم ملت مسلمان حمله به ارتش و سربازها و شهربانى ها و ديگر موسسات دولتى و نظامى كنند و با تبليغاتى كه براى نيروهاى نظامى و انتظامى كرده اند، به عنوان دفاع آنان را به قتل عام مردم بيدفاع وادار نمايند بدخواهان كه مى خواهند براى چپاول بيشتر مال ملت مظلوم ، شاه خائن را حفظ و يا برگردانند از يك سو در بين سربازان و نظاميان و ساير قواى انتظامى دست به اشاعه دروغ مى زنند كه ملت مى خواهد همه شما را از بين ببرد و از سوى ديگر اشرار و اجيرانى را به اسم ملت وادار به هجوم به دستگاه هاى نظامى و انتظامى مى كنند تا ملت را در مقابل نيروى ارتش و انتظامى قرار داده و نتيجه مطلوب خود را بگيرند.(1133)
فرار شاه (1) 
ايشان (آنطورى كه از ايشان نقل شده است ) گفته اند كه اگر من بروم (من يك سه ماهى مى خواهم بروم براى اينكه يك ناراحتى هايى دارم ، سه ماه مى خواهم بروم ) ديگر به غرب نفت نخواهد رسيد.(1134)
فرار شاه (2) 
فرار محمدرضا پهلوى را كه طليعه پيروزى ملت و سرلوحه سعادت و دست يافتن به آزادى و استقلال است به شما ملت فداكار تبريك عرض ‍ مى كنم شما ملت شجاع و ثابت قدم به ملت هاى مظلوم ثابت كرديد كه با فداكارى و استقامت مى توان بر مشكلات هر چه باشد غلبه كرد و به مقصد هر چه دشوار باشد رسيد گرچه اين ستمگر با دست آغشته به خون جوانان ما و جيب انباشته از ذخاير ملت از دست ما گريخت ولى به خواست خداوند متعال به زودى به محاكمه كشيده خواهد شد و انتقام مستضعفين از او گرفته خواهد شد لكن قطع دست ستمكار از ادامه ظلم ، به دست ستمديدگان فورى است او رفت و به هم پيمان خود اسرائيل دشمن سرسخت اسلام و مسلمين پيوست و جرائم و آشفتگى هائى را به جاى گذاشت كه ترميم آن جز به تاييد خداوند متعال و همت همه طبقات ملت و فداكارى اقشار كاردان و روشنفكر ميسر نخواهد شد.(1135)
فرار شاه (3) 
خروج شاه اولين مرحله پيروزى ملت ماست و ما مشكلات زياد در پيش ‍ داريم ملت ما بايد بداند كه مجرد رفتن شاه پيروزى نيست ، بلكه طليعه پيروزى است البته اين طليعه را من به ملت ايران تبريك عرض مى كنم و بايد توجه داشته باشند كه همانطورى كه طليعه پيروزى است ، طليعه خلع سلطه اجانب است و اين تبريكش بيشتر از تبريك رفتن شاه است .(1136)
فرار شاه (4) 
شاه رفت و رژيم شاهنشاهى فرو ريخت دزدان بيت المال سرمايه ها را خارج كردند و يكى پس از ديگرى گريختند ملت شجاع در اولين فرصت به حساب آنان خواهد رسيد اينان رفتند و آشفتگى ها و خرابى بسيارى را برجاى گذاشتند كه با خواست خدا و همت ملت بايد ترميم شود، گرچه سالها طول خواهد كشيد.(1137)
فرار شاه (5) 
ما يك قدم جلو رفتيم تا اينكه اين شخص را از مملكت بيرون كرديم ، او مى خواست كه ماها را بيرون كند و مى گفت كه هر كه وارد حزب رستاخيز نشده است بايد از اين مملكت بيرون برود شما بحمدالله با هم متحد شديد و اتفاق كلمه شما باعث شد كه آن كارى كه مى خواست سر شما بياورد شما سر او آورديد، بيرونش كرديد بعدها هم كسى نمى تواند او را بياورد اگر مى توانستند نگهش مى داشتند نگه داشتن آسان تر از بيرون رفتن و برگشتن است ، البته آنها به فكر هستند گفته مى شود كه در طياره كه داشته مى رفته اين خبيث امر مى كرده كه كودتا كنيد طياره در هوا بوده و باز از هواى نفسش دست برنداشته از آنجا اينجور گفته مى شود امر كرده كه كودتا كنيد در همين چند روز هم مى گويند در يكى از پادگان ها امروز هم باز براى من نوشته اند دستور داده بودند به اينكه برويد شهر همدان را كودتا كنيد و بمباران كنيد و بساط درست كنيد گوش ندادند، اعتصاب غذا كردند و گوش ندادند و الان هم اين پادگان در بست مال ملت است .(1138)
فرار شاه (6) 
وحدت كلمه باعث شد كه نه شاه با تمام قوائى كه داشت و نه آنهايى كه پشتيبانى از او مى كردند مثل قدرت آمريكا، شورروى ، چين ، انگلستان ، همه اينها پشتيبانى مى كردند لكن بواسطه همين قدرت ملت ، همه آنها هم پشتيبانى شان را از او دست برداشتند، خودش هم فرار كرد و مع الاسف كه فرار كرد و نتوانست ملت او را گير بياورد و كارهايى را كه كرده بود، لااقل يك مقداريش را بتواند جبران بكند، براى اينكه او اينقدر جنايات كرده است كه هيچ بشر نمى تواند جبران آنها را بكند، جزاى آنها را بدهد. آن ، هزاران شخص را بى خانمان كرده است ، هزاران شخص را دربدر كرده است ، هزاران جنايات كرده است . آنقدرى كه از براى يك آدم است ، مقابل يك آدم مى شود كشتش ، مقابل صدها هزار آدم كه نمى شود.(1139)
فرار شاه (7) 
محمدرضا در عين حال كه خودش يك قدرت عظيم بود دنبال او هم همه قدرت ها، همه قدرت هائى كه در عالم بودند با او موافق بودند و با ما مخالف ، معذلك اين نهضت چون يك نهضت الهى بود، نه يك نهضت ماديگرائى ، نهضت ملى ، يك نهضت الهى ، يك نهضت اسلامى بود از اين جهت پيروز شد و تمام قدرت ها نتوانستند اين شيطان را نگه دارند. او رفت و ديگر برگشت ندارد.(1140)
فرار شاه (8) 
اين اشتباه نشود كه ما مى خواستيم كه او برود، رفت ، تمام شد. خير، تمام نشده است . اين مانع از كار بود چون مانع بود كه ما به مقصد برسيم با او معارضه كرديم . او نمى گذاشت كه عدل الهى تحقق پيدا بكند، او نمى گذاشت كه مملكت ما يك مملكت اسلامى با يك حكومت عادل باشد و محقق بشود اين رژيم ، از اين جهت معارضه شد با او، او رفت .(1141)
فرار شاه (9) 
من در همين مدرسه (1142) شاه را نصيحت كردم و نشنيد، شما كه چيزى نيستيد. عصر عاشورا من گفتم كارى نكن كه ملت تو را بيرون كند، نشنيد و كارى كرد كه ملت بيرونش كرد.(1143)
فرار شاه (10) 
اگر شاه به نصايح روحانيون توجه كرده بوده و خدمت به اين ملت كرده بود، سقوط نمى كرد لكن خدمت نكرد و خيانت كرد و پشتوانه مردمى را از دست داد و وقتى كه مردم شنيدند رفت شادى كردند، چنانچه در رفتن پدرش هم شادى كردند. حكومت ها بايد عبرت بگيرند از اين وضعى كه در ايران پيش آمد و بدانند كه وضع براى اين بود كه محيط اختناق به طورى پيش آوردند كه اختناق انفجار آورد.(1144)
فرار شاه (11) 
همه قشرها، چه دولت هاى اسلام (الا كمى از آنها) و چه ابر قدرت ها كه همه شان پشتيبان محمدرضا بودند، همه بودند، به من پيغام ها مى دادند خصوصا از آمريكا و مى خواستند كه او باشد چنانچه خودش هم وسايطى ايجاد كرد كه باشد و هر چه قدرت است دست ماها باشد و ايشان سلطنت بكنند (و من مى دانستم دروغ مى گويد) معذلك اين قدرت ها نتوانستند نگه دارند.(1145)
فرار شاه (12) 
من به اين پسر نادانش گفتم كه تو نكن كارى كه همانطورى كه پدرت رفت و شادى كردند براى رفتن تو هم شادى بكنند و نشنيد و ديديد كه براى رفتن اين بيشتر شادى كردند و حق هم همين بود، چرا؟ براى اينكه بين مردم پايگاه نداشت .(1146)
فرار شاه (13) 
رژيم سابق را فرستاديم بحمدالله به خارج و دفنش كرديم و ديگر هم زنده نخواهد شد انشاء الله .(1147)
فرار شاه (14) 
محمدرضا هم شما شاهدش بوديد كه وقتى كه از اينجا رفت (من نبودم در ايران لكن گفتند) ايران غرق شادى بود. اين را ديگر شماها ديديد چرا؟ براى اينكه جدا بودند اينها از ملت ، فرماندار به قول شما از ملت جدا بود. وقتى كه يك حكومتى ، آنوقت هم اين متعارف بود كه وقتى حكومت معزول مى شد فرار مى كرد فرماندار يك جائى . اين كرارا، اين ديگر مساله اى بود كه آنوقت ها كرارا اتفاق مى افتاد، شايد در زمان اينها نشد اما قبلا اين مساله بود كه فرماندار يك جائى ، حكومت يك جائى وقتى حكم عزلش مى آمد، نمى توانست آنجا ديگر باشد فرار مى كرد شب فرار مى كرد كه مبادا مردم غارتش كنند، بريزند و چه بكنند، براى اينكه از مردم جدا بودند، آنوقتى كه قدرت دستش بود، با مردم بدرفتارى مى كرد، مردم از او جدا، او از مردم جدا و آنوقتى كه معزول مى شد، مى بايست فرار كند برود. اگر چنانچه اين محمدرضا گوش كرده بود آن چيزى كه به او تزريق مى شد، گفته مى شد كه با مردم ملت بايد آن كسى كه خيال مى كند كه راس است ، با ملت بايد بسازد تا اينها پشتيبان او باشند، اگر ملت پشتيبانش بود، خوب اين قضايا پيش نمى آمد.(1148)
فرار شاه (15) 
روزى كه اين خبيث فرار كرد از ايام الله بود كه يك ملتى كه هيچ نداشت ، يك قدرت را شكست . به طورى كه نتوانست بماند. نه قدرت خودش ، قدرت همه دنيا ايستاده بود مقابل شما. من مطلع بودم دنيا ايستاده بود پشتيبان ، پشتيبان خودش اول ، پشتيبان وارث آن ، كه اين شخص بختيار باشد ثانيا، ايستاده بودند دنبال او كه نگهشان دارند.(1149)
فرار شاه (16) 
من به اين دومى چيز كردم (نصيحت ) كه كارى نكن كه وقتى رفتى ، مردم شادى كنند چنانچه با پدرت كردند، اين را ديگر خود شما ديديد، من نبودم اينجا كه وقتى ايشان رفت مردم چه كردند، خيابان ها را چراغانى كردند علاوه بر اينكه كمك نمى كردند اينطور بودند براى اينكه جبهه را يك جبهه مقابل قرار داده بود.(1150)
فرار شاه (17) 
من به پسر بى رشد او سفارش دادم كه نكن كارى كه مثل پدرت وقتى اگر از بين بروى مردم شادى بكنند نشنيد و بعد وقتى كه رفت ملت ما شادى ها كردند، در خيابان ها شادى هاى زياد كردند.(1151)
فرار شاه (18) 
از قرارى كه من شنيدم همين محمدرضا در اواخر سال جناياتش وقتى كه ايران قيام كرد و آن بساط را و آن نهضت را، انقلاب را بپا كرد و ديدند خارجى ها كه نمى توانند اين را ديگر اينجا نگه دارند، ديگر اين عروسك به درد نمى خورد گفتند (از بعضى اشخاصى كه نقل كردند كه از خود آنها بودند و حاضر قضيه بودند) كه وقتى از طرف آمريكا با او آمدند و گفتند كه شما بايد ديگر برويد، او همانطور كه نشسته بود يك قلم دستش بود لرزيد و قلم از دستش افتاد.(1152)
فرار شاه (19) 
در رژيم سابق هم چه امريكا و چه شوروى ، چه فرانسه و ساير قدرت ها مى خواستند شاه را نگاه دارند و عده اى هم از ايران آمدند در فرانسه كه بگذاريد شاه باشد و سلطنت كند نه حكومت ، ولى نشد. او رفت .(1153) (1154)
شوراى انقلاب و دولت موقت (1) 
به موجب حق شرعى و بر اساس راى اعتماد اكثريت قاطع مردم ايران كه نسبت به اينجانب ابراز شده است ، در جهت تحقق اهداف اسلامى ملت ، شورائى به نام شوراى انقلاب اسلامى مركب از افراد با صلاحيت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق موقتا تعيين شده و شروع به كار خواهند كرد اعضاء اين شورا در اولين فرصت مناسب معرفى خواهند شد. اين شورا موظف به انجام امور معين و مشخصى شده است ، از آنجمله ماموريت دارد تا شرايط تاسيس دولت انتقالى را مورد بررسى و مطالعه قرار داده و مقدمات اوليه آن را فراهم سازد دولت موقت در اولين فرصت كه مناسب و صلاح دانسته شود به ملت معرفى و شروع به كار خواهد نمود دولت جديد موظف به انجام مراتب زير است :
الف - تشكيل مجلس موسسان از منتخبين مردم به منظور تصويب قانون اساسى جديد جمهورى اسلامى .
ب - انجام انتخابات بر اساس مصوبات مجلس موسسان و قانون اساسى جديد.
ج - انتقال قدرت به منتخبين جديد.(1155)
شوراى انقلاب و دولت موقت (2) 
سؤ ال حضرت آيت الله اهداف شوراى انقلاب چيست ؟
جواب : هدف اين است كه شوراى انقلاب يك حكومت موقتى ايجاد كند كه آن حكومت موقت ، مجلس موسسان را تاسيس كند براى تصويب قانون اساسى و بعد بقيه كارها.(1156)
بنا به پيشنهاد شوراى انقلاب ، بر حسب حق شرعى و حق قانونى ناشى از آراء اكثريت قاطع قريب به اتفاق ملت ايران كه طى اجتماعات عظيم و تظاهرات وسيع و متعدد در سراسر ايران نسبت به رهبرى جنبش ابراز شده است و به موجب اعتمادى كه به ايمان راسخ شما به مكتب مقدس ‍ اسلام و اطلاعى كه از سوابقتان در مبارزات اسلامى و ملى دارم ، جنابعالى (1157) را بدون در نظر گرفتن روابط و حزبى و بستگى به گروهى خاص ، مامور تشكيل دولت موقت مى نمايم تا ترتيب اداره امور مملكت و خصوصا انجام رفراندوم و رجوع به آراء عمومى ملت درباره تغيير نظام سياسى كشور به جمهورى اسلامى و تشكيل مجلس موسسان از منتخبين مردم جهت تصويب قانون اساسى نظام جديد و انتخاب مجلس ‍ نمايندگان ملت بر طبق قانون اساسى جديد را بدهيد. مقتضى است كه اعضاى دولت موقت را هر چه زودتر با توجه به شرايطى كه مشخص ‍ نموده ام تعيين و معرفى نماييد. كارمندان دولت و ارتش و افراد ملت با دولت موقت شما همكارى كامل نموده و رعايت انضباط را براى وصول به اهداف مقدس انقلاب و سامان يافتن امور كشور خواهند نمود. موفقيت شما و دولت موقت را در اين مرحله حساس تاريخى از خداوند متعال مسئلت مى نمايم .(1158)
بازگشت امام به ايران (1) 
اينجانب انشاء الله تعالى به زودى به شما مى پيوندم تا در خدمت شما باشم و با همت شجاعانه شما به رفع مشكلات كوشا بوده و با هم صدا و هم قدم شدن همه اقشار ملت بر فسادها غلبه كنيم دوستان عزيزم خود را براى خدمت به اسلام و ملت محروم مهيا كنيد، كمر به خدمت بندگان خدا كه خدمت به خداست ببنديد من با توفيق خداوند تعالى پس از چند روزى در خدمت شما خواهم بود و در پشت سر شما به سربازى خود ادامه خواهم داد.(1159)
بازگشت امام به ايران (2) 
من از خداى تبارك و تعالى سلامت همه شما را مى خواهم و من از اينكه اين مدت شما زحمت كشيديد عذر مى خواهم خداوند شما همه را حفظ بكند و سلامت بدارد و ما حالا مى رويم به اين مملكت ببينيم كه آيا چه مى شود هر چه كه بشود همين است ما بنا داريم كه برويم ، حالا چه از بين راه برگرديم و باز هم خدمت شما باشيم و چه برويم و پياده بشويم و آنجا چه بشود و من اين را هم بايد بگويم به شما آقايان كه به آقاى يزدى و بعضى از آقايان گفتم كه من بيعتم را از شماها برداشتم عرض مى كنم كه ممكن است كه آنطورى كه اينها تهيه ديدند در اين سفر خطر در كار باشد و من ميل ندارم كه به خاطر من شماها خداى نخواسته در خطر بيفتيد من سنم ديگر گذشته ، شما حالا جوانيد
يكى از حضار: من به خانم ها عرض كردم كه آقا فرمودند احيانا خانم ها در هواپيما نباشند آنها گفتند كه من خدمتتان عرض كنم مگر امام حسين حضرت زينب و خواهران خويش را همراه نبردند.
امام : خوب ، حالا امام حسين ، امام حسين بود ما يك جور ديگر است و ضعمان . نخير من ميل دارم زحمت خانم ها نباشم ، آقايان هم همين طور. گمان مى كنم كه اگر اينطور بشود كه من بروم على حده و بعد آقايان بيايند بهتر است .(1160)
بازگشت امام به ايران (3) 
من مى خواستم كه فردا را در ميان ملت باشم و هر رنجى كه آنها مى برند من هم با آنها باشم لكن دولت خائن از اين امر مانع شده و همه فرودگاه ايران را بست من پس از باز شدن فرودگاه ها بلافاصله به ايران خواهم رفت و به او خواهم فهماند كه شما غاصب هستيد و خائن به ملت ما و ملت ما ديگر تحمل شما نوكرهاى خارجى را نخواهد كرد.(1161)
بازگشت امام به ايران (4) 
از اينكه ايادى اجانب فرودگاه هاى سراسر ايران را به روى من بسته اند، به ناچار تصميم گرفتم كه روز يكشنبه 29 صفر به كشور برگشته و چون سربازى در كنار شما به مبارزه عليه استعمار و استبداد تا پيروزى نهايى ادامه دهم .(1162)
بازگشت امام به ايران (5) 
سؤ ال : چرا تصميم رفتن به ايران را به تاخير انداختيد؟
جواب : تصميم من همانطور كه بوده است ، هست ولى دولت غيرقانونى براى حفظ منافع اجانب مانع ورود من به ايران شده است و من در اولين فرصت به ايرن خواهم رفت و حقوق ملت ايران را خواهم گرفت آنهائى كه به ملت ايران خيانت مى كنند، بايد كنار بروند و من چون گذشته در تصميم خود باقى هستم و ملت ايران بايد در تصميم خود باقى باشد بر احدى از افراد ملت جايز نيست كه در اين موقع حساس كه امر بين موت و حيات است بنشيند و ساكت باشد.(1163)
بازگشت امام به ايران (6) 
آن وقت هم كه در سختى بودم و هجوم از اطراف بود، تهديدات از اطراف ، از آمريكا بود، از ايران بود و مى خواستند مانع بشوند از اينكه من بيايم به ايران ، و آن نقشه ها را كشيدند، و بحمدالله آن نقشه ها نقش بر آب شد من از آنوقت مطمئن اگر مطمئن نشدم خيلى احتمال مى دادم كه مسئله ، مسئله غير عادى باشد و بود همينطور. و لهذا همه اين تهديداتى كه شد و توصيه هائى كه شد، از قبل دولت ايران بوسيله دولت فرانسه و امريكا به وسايل مختلف ، اينها همه قوت داد ذهن مرا كه اينها توطئه مى خواهند ببينند، از رفتن من به ايران ، اينها يك خوفى در دلشان هست و رفتن من را مى خواهند تعويق بيندازند: (( زودرس است حالانرويد.)) به صورت اينكه با ما مى خواهند يك مثلا نوازشى از ما بكنند، يك مصلحت بينى و من ديدم كه دشمن ها نمى خواهند مصلحت ما را ببينند، مصلحت خودشان اين است . من اين را فهميدم عازم شدم به اينكه نه ، بايد بروم . توصيه ها هم ، از رفقاى ما هم ، از دوستان ما هم توصيه مى شد كه حالا زود است ، لكن من اصرار آنها را از آن فهميدم كه نه زود نيست حالا بايد رفت و اينها در صددند كه همه قوا را جمع بكنند و يك توطئه اى است در كار.(1164)
بازگشت امام به ايران (7) 
ما كه در پاريس بوديم تماس مى گرفتند با ما از طرف آمريكا كه ابتدائا به اينكه ما پشتيبان هستيم ، چه ، چه بعد هم كه به اينكه شما يك قدرى صبر كن حالا زود است ، حالا نرويد حالا زود است كه ما هم توطئه را فهميده بوديم . با هيچ ماغلبه كرديم بر همه چيز و اين را براى همين نكته بود كه ما همه با هم بوديم .(1165)
بازگشت امام به ايران (8) 
بنده كه در پاريس بودم بيشتر از همه از امريكا هى سفارش مى شد كه شما بگذاريد اينها بمانند، شما نرويد، حالا اخيرا كه خود مرديكه رفته بود و بختيار كه جنايتش كمتر از او معلوم نيست باشد بود، در ايران بود و نخست وزير بود به خيال خودش ، از طرف آمريكا هى سفارش مى شد. مى آمدند گاهى به اسم اينكه من يك بازرگان هستم و گاهى با ساير آقايانى كه آنجا بودند ملاقات مى كردند با خود من ، ملاقات مى كردند كه آنها به من برسانند كه شما حالا نرويد ايران ، حالا زود است شما برويد ايران . من از همان اول فهميدم كه وقتى دشمن ما مى گويد شما نرويد، معلوم مى شود كه رفتن ما صلاح است و لهذا ما كوشش كرديم براى آمدن و اعلام كرديم كه هر وقت باز شد راه ، ما مى رويم ، اينها راه را بستند. ما گفتيم هر روزى كه راه باز شد ما حركت مى كنيم ، آنها هم كه نمى توانستند تا آخر راه را ببندند، همان روز هم كه راه باز شد ما آمديم و بعد هم معلوم شد كه به صلاح بوده است .(1166)
بيعت همافران با امام (1) 
هم افسرهايشان ، هم درجه دارهايشان ، هم سربازهايشان ، اينها از آنها برگشته بودند، اگر امر هم مى كردند، اطاعت نمى كردند، حتى من آنطور كه شنيدم بختيار وقتى كه مى خواسته برود، در همين راهى كه داشته ميرفته كه برود، امر كرده است كه به عنوان اينكه خوب ، نخست وزير است ، امر كرده است كه آن را بمباران كنيد، گوش به او ندادند.(1167)
بيعت همافران با امام (2) 
كارى كه شما عزيزان در اين روزها، در روز نوزدهم (1168) انجام داديد از حيث معنويت بزرگترين كارها و با ارزش هاى دنيائى هم بزرگترين ارزش ‍ ها بود آن روزى كه باز پيروزى به آنجا نرسيده بود كه مورد اطمينان باشد و شما در معرض خطر بزرگ بوديد، از جان گذشته و به اسلام پيوستيد و از سپاه اسلام شديد.(1169)
بيعت همافران با امام (3) 
افتخار و آفرين بر ارتشى كه در اوج تصميم جاودانه خود حصار تعبد طاغوت را شكست و برج و باروى رژيم سلطنت و حكومت دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهى را به آتش كشيد و خود را از قيود حاكميت ستمگران و مستشاران آمريكايى كه با هزاران آمال و آرزو براى منافعشان از ايران جزيره ثبات ساخته بودند، رهايى بخشيد. گرچه سران وابسته و خودفروخته ارتش تا آخرين لحظه حيات ننگين حكومت پهلوى تلاش ‍ فراوانى براى نجات تخت و تاج سلطنت نمودند، ولى تصميم شجاعانه پرسنل شريف ارتش اعم از افسران و درجه داران و سربازان آنچنان كوبنده و قاطع بود كه مجال تفكر و تصميم را از دشمنان خدا و خلق گرفت و پيوستن ارتش خصوصا نيروى هوايى به صفوف الهى ملت ، لحظه شادى بندگان خدا و ياس و نااميدى ستمگران گرديد كه آن روزها و ساعات شيرين و پرخاطره عشق ارتش به اسلام و ميهن اسلامى ، هرگز از ياد ملت ايران نمى رود و حقا نيروى هوايى سهم بيشترى ادا كرده است . پيوستن ارتش به مردم معرف ارزش واقعى ارتش و موجب كينه توزى جهانخواران گرديد.(1170)
طراحى كودتا (1) 
احتمال اين هست كه شاه خائن كه در حال رفتن است ، دست به يك جنايت بزرگترى بزند و آن يك كودتاى نظامى است كه كرارا تذكر داده ام كه اين آخرين ضربه اوست و لكن ملت دلير مى داند كه در ارتش به جز تنى چند سرسپرده و خونخوار كه از قرار مذكور در پست هاى مهم مستقر شده اند و به من نيز معرفى كرده اند، جناح هاى شريف ارتش به اين سرسپردگان اجازه نخواهند داد تا دست به چنين جنايتى كه مخالف با مليت و مذهب آنان است بزنند.(1171)
طراحى كودتا (2) 
بالاتر از اين عايده چيست كه يك رژيم 2500 ساله ظلم را كه ريشه هايش ‍ در اعماق اين مملكت رفته شما كنديد در ظرف چند ساعت ؟ البته مقدماتش طولانى بود لكن آنوقت كه قيام حقيقى شد و آنها خواستند كودتا بكنند، كودتا مى خواستند بكند، اين كودتا بود، شما شكستيد در ظرف چندين ساعت و همه چيز را فرو ريختيد.(1172)
طراحى كودتا (3) 
يكى از ايام بزرگ خداى تبارك و تعالى ، آن شبى بود كه كودتا كردند اينها، آن شبى كه ما تهران بوديم و اعلام حكومت نظامى روز هم شد كه روز هم كسى بيرون نيايد و آن شب ، بعدها به ما اطلاع دادند كه اينها آن شب بنا داشتند كه تمام سران قوم ، هر كس گوشش مى جنبيد بكشند و تصفيه كنند تمام بشود كار. خدا نخواست . آن قيام ملت و آن قيام نورانى ملت ، ملت متعهد كه بعدش كه اينها قيام كردند، نيروهاى آن طرف هم به اين طرف ملحق شدند، هى ملحق شدند، يك مساله اى بود كه الهى بود و من ايام الله بود. اين را از ياد نبريد كه تمام چيزها را جمع كردند و تمام كيدها را درست كردند براى اينكه در يك شب بريزند كودتا كنند و همه اشخاصى كه احتمال مى رود يك كارى از آنها بيايد همه را از بين ببرند، ملت را باز برگردانند به آن حال اول ، خدا نخواست . اين يكى از ايام الله بود كه شما ملت شريف نورانى با قلب هاى پر از ايمان نترسيديد و آن روز ريختيد به خيابان ها بااينكه اعلام حكومت نظامى بود، ريختيد به خيابان ها و خنثى شد آن چيزى كه آنها مى خواستند. مى خواستند خيابان ها خلوت بشود تانك ها را بياورند همه جا مستقر بكنند و شب مشغول آن جنايت بشوند. همه قدرت ها دنبال اينها بودند، همه قدرتها، نه فقط قدرت ابرقدرت ، ديگران هم بودند، آنهائى كه به نرخ روز كارهايشان را ميكنند، نان را به نرخ روز مى خورند همه آن روز پشتيبانى مى كردند، معذلك خداى تبارك و تعالى با شما مرحمت فرمود شما را بر اين قدرت هاى بزرگ پيروز كرد.(1173)
طراحى كودتا (4) 
معجزه ديگر همين توطئه اى بود كه براى كودتا در همان شب هاى آخر كه ما در تهران بوديم اينها ديده بودند و قبلش توطئه اين بود كه حكومت نظامى را روز هم اعلام بكنند ما هم هيچ خبر از هيچ نداشتيم . اعلام بكنند مردم توى خيابان ها نيايند، قواى انتظامى هم تمام را بگيرند، تمام خيابان ها و اينها را- قواى انتظامى - و آلاتى كه آنها دارند، تانك ها را بياورند مستقر كنند و بنابراين بود كه در همان شب بريزند و هر كس را كه احتمال بدهند كه اين يك مثلا چيزى هست ، از بين ببرند و بعد هم چه بكنند، ما هم هيچ اطلاع نداشتيم (( من حيث لايحتسب )) قضايا واقع شد كه مثلا گفته شد كه بشكنيد اين اعتصاب را، اين نظام را، اين حكومت نظامى را، خوب ، مردم شكستند و آنها نتوانستند كه بياورند چيزشان بكنند، بعد آن درگيرى ها پيدا شد. مرحوم قرنى (1174) ، خدا رحمتش كند، اينجا بود به من گفت كه مقاتله بين ، جنگ ما بين مردم و قواى دولتى در آن شب سه ساعت و نيم بود. با سه ساعت و نيم دست هاى خالى بر تانك و توپ و مسلسل و اينها غلبه كرد.(1175)
طراحى كودتا (5) 
اين يك كمكى بود كه خداى تبارك و تعالى به ملت ما كرد كه اينها به فكر اين نيفتادند كه توپ وتانك را بريزند و مردم را بكشند و تهران را خراب كنند و به هم بريزند و هر چه مى خواهد بشود، اگر هم يكدفعه نقشه را كشيدند كه در زمان بختيار اين نقشه كشيده شد. آن روزى كه اعلام حكومت نظامى - روز- دادند. بعدها به ما گفتند بناى اين بود تانك ها و توپ ها را بياورند در خيابان ها و مستقر كنند و شبش بريزند و اشخاصى كه احتمال مى دهند كه مخالف با آنها باشند، آنها را از بين ببرند، آن را هم خدا خواست كه نشد.(1176)
طراحى كودتا (6) 
آن شبى كه مى خواستند اينها كودتا بكنند، ما تهران بوديم و يك شب بنا بود كودتا بكنند، به ما هم اطلاع دادند حتى آمدند اصرار هم بعضى كردند كه شما از اين خانه بياييد بيرون ، گفتم نه ، همين جا هستم آن شبى كه اينها مى خواستند كودتا بكنند و بناى آنها، بعدها ما فهميديم كه بناى آنها بر اين بوده است كه هر كس احتمال بدهند كه چه باشد بكشند، از بين ببرند و اعلام كردند حكومت نظامى روز را كه روز هم نبايد بيرون بياييد، خدا خواست كه شكسته شد، من هيچ فكر نمى كردم كه اين روى چيست ، بعد به من گفتند كودتاست ، فكر نمى كردم كه اين حكومت نظامى را براى چه دارند تاسيس مى كنند، ما براى اينكه يك مقابله اى با آنها كرده باشيم گفتيم به اين اعتنا نكنيد به اينها، بعد معلوم شد كه اين را خدا خود پيش ‍ آورده كه اين نقشه اى كه اينها كشيدند كه حكومت نظامى روز درست بكنند و تمام خيابان ها را بگيرند و تمام قدرت هايشان را در اينجاها مجهز كنند و با هر چيزى كه دارند در خيابان ها نصب كنند، كودتا كنند و بساط را تمام كنند، مردم آمدند خنثى كردند، مردم ريختند بيرون و خنثى كردند.(1177)
طراحى كودتا (7) 
مرحوم قرنى به من گفت كه سه ساعت و نيم ، سه ساعت و نيم غلبه كرد ملت بر رژيم . يعنى آنوقتى كه آنها كودتا مى خواستند بكنند در تهران ما بوديم و آنها بنا داشتند كودتا بكنند و جلويش گفتند روز هم بايد بيرون نياييد، حكومت نظامى را روز قرار دادند. آن حكومت نظامى روز را خدا خواست كه شكسته شد. آنها به من بعد گفتند كه اينها بنا داشتند كه كودتا بكنند و خيابان ها را وقتى كه مردم نيستند، خيابان ها را همه را بگيرند و شبش كودتا بكنند، مردم كه ريختند در خيابان ها اينها اين طرحى كه داشتند خنثى شد.(1178) (1179)
يوم الله 22 بهمن (1) 
بسم الله الرحمن الرحيم
ملت شجاع ايران ! خواهران و برادران آگاه تهران ! اكنون كه به خواست خداوند متعال پيروزى نزديك است و نيروى ارتش عقب نشينى و عدم دخالت خودشان را در امور سياسى ابراز و پشتيبانى خودشان را از ملت اعلام كرده اند، ملت عزيز و شجاع با كمال مراقبت از اوضاع و در عين حفظ آمادگى براى دفاع احتمالى در صورتى كه نيروى ارتش به پادگانهاى خود رفته اند، آرامش و نظم را حفظ نمايند. اگر اخلالگران بخواهند با آتش سوزى و خرابكارى فاجعه به بار آورند ، آنان را به وظيفه شرعى و انسانيشان آگاه گردانند و نگذارند اين قبيل كارها موجب هتك حرمت ملت شود و به سفارتخانه ها حمله نكنند و اگر خداى نخواسته ارتش باز به ميدان آمد، واجب است آنان را با شديدترين وجه دفع كرده با تمام نيرو و قدرت از خود دفاع نمايند. اينجانب به امراى ارتش اعلام مى كنم كه در صورت جلوگيرى از تجاوز ارتش و پيوستن آنان به ملت و دولت قانونى ملى اسلامى ، ما آنان را از ملت و ملت را از آنان مى دانيم و مانند برادران با آنان رفتار مى نماييم .
از خداوند متعال پيروزى مردم دلاور ايران را خواستارم .
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
روح الله الموسوى الخمينى (1180)
يوم الله 22 بهمن (2) 
پيام امام خمينى به ملت ايران
بسم الله الرحمن الرحيم
ملت مسلمان و قهرمان و مبارز ايران ! در اين لحظه حساس كه به لطف خداوند تعالى مبارزات قهرمانانه شما سدهاى استبداد و استعمار را يكى پس از ديگرى مى شكند و انقلاب اسلامى شما شكوفه هاو ميوه هاى خود را آشكار مى سازد، لازم مى دانم ضمن اظهار تشكر و قدردانى از يك يك شما برادران و خواهران چند نكته را يادآورى نمايم : شما در جريان مبارزات گذشته رشد اسلامى و انقلابى خود را آشكار كرده ايد و اكنون بيش از پيش لازم است كه اين رشد را به جهانيان نشان دهيد تا جهانيان بدانند مردم مسلمان ايران مى توانند بدون قيمومت اين و آن ، راه سعادت خود را انتخاب نمايند. لهذا از شما مى خواهم كه
اولا - مانع آشوب و هرج و مرج بشويد و نگذاريد آشوبگران مغرض به عملياتى از قبيل غارت ، آتش سوزى ، مجازات متهمان و از بين بردن آثار علمى و فنى و صنعتى و هنرى و اتلاف اموال عمومى و خصوصى دست بزنند. دشمن براى خراب كردن چهره نهضت از طريق نفوذ دادن افراد مفسد مغرض در ميان توده مسلمان دست به چنين كارها مى زنند تا نهضت ما را ارتجاعى و وحشيانه قلمداد نمايند. من اكيدا اعلام مى كنم كه هر كس دست به چنين عملياتى بزند از جامعه انقلابى ملت مطرود و در پيشگاه خداوند متعال مسئول است .
ثانيا - توجه داشته باشيد كه انقلاب ما از نظر پيروزى بر دشمن هنوز به پايان نرسيده است . دشمن از انواع وسايل و دسايس بهره مند است وتوطئه ها در كمين ماست . تنها هوشيارى و انضباط انقلابى و اطاعت از فرمانهاى رهبرى و دولت موقت اسلامى است كه همه توطئه ها را نقش بر آب مى سازد.
ثالثا - افرادى از دشمن كه به عنوان اسير در اختيار شما قرار مى گيرند هرگز مورد خشونت و آزار قرار ندهيد. همچنان كه سنت اسلامى است به اسيران محبت و مهربانى كنيد و البته دولت اسلامى به موقع آنها را محاكمه و عدالت را در مورد آنها اجرا خواهد كرد. از همه شما برادران و خواهران عزيزم مى خواهم كه با دولت موقت انقلابى اسلامى كه وارث يك سلسله خرابى هاى دولتهاى فاسد گذشته است همكارى نماييد تا به حول و قوه الهى هر چه زودتر با همكارى يكديگر ايران اسلامى آباد و آزاد را مورد غبطه جهانيان بسازيم .
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
روح الله الموسوى الخمينى (1181)
يوم الله 22 بهمن (3) 
پيام امام خمينى به ملت ايران
بسم الله الرحمن الرحيم
ملت معظم ايران ! اهالى سلحشور تهران !
در اين موقع كه پيروزى نهائى ملت عزيز نزديك است ، لازم است به تذكرات زير به طور تكليف شرعى - الهى و تعهد ملى توجه نمايند، متخلف از آن مخالف خداوند تعالى و خائن به كشور و نهضت اسلامى است . اكنون كه دستگاه ديكتاتورى و ستمكارى برچيده شد، بايد از هر نوع خرابكارى و چپاول و آتش سوزى و ظلم احتراز شود و بر عموم است كه از اينگونه اعمال غير اسلامى و غير انسانى به شدت جلوگيرى نمايند. آنان كه دست به اين اعمال وحشيانه مى زنند خائن به مملكت و مخالف نهضت اسلامى هستند. بايد ملت تا بر قرارى نظم از طرف دولت موقت ، نظارت در حفظ مراكز عمومى از قبيل وزارتخانه ها و بانك ها و ديگر مراكز دولتى و ملى بنمايند و اموال ملت را نگذارند هدر برود. ملت عزيز! نگذاريد بدخواهان منعكس كنند كه با به هم خوردن رژيم فاسد، هرج و مرج و خرابكارى جاى آن را گرفته است . به فرصت طلبانى كه مى خواهند با ماسك انقلابى از رژيم منقرض پشتيبانى كنند و نهضت را بدنام نمايند، مهلت فعاليت ندهيد و ملت مسلمان بايد ابتكار را به دست بگيرد. مامورينى كه از طرف جناب آقاى نخست وزير اسلامى ماموريت دارند، سربازان انقلابند و بايد با آنان همكارى كنيد و اگر مخالفين مردم مسلمان خواستند كارشكنى كنند از آنها جلوگيرى كنيد. لازم است مردم هر چه زودتر از خيابان ها به مساجد و مراكز عمومى تشريف برده و مردم را دعوت به صلاح و سداد كنند و از اعمال خلاف شرع و خلاف مسير نهضت به شدت جلوگيرى نمايند و با بيانى رسا مردم را از هرج و مرج و خرابكارى باز دارند و حكم شارع مقدس را ابلاغ نمايند. اكنون كه قواى انتظامى از قبيل ارتش و ژاندارمرى و شهربانى به ملت پيوسته اند، بر عموم ملت لازم است كه به هيچ وجه تعرض به آنان نكنند و آن را چون برادر نگهدارى كنند و بر علماء اعلام است كه مردم را ارشاد كنند كه از قواى انتظامى كه تحت لواى حكومت اسلامى آمده اند، حمايت نمايند.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
روح الله الموسوى الخمينى (1182)
يوم الله 22 بهمن (4) 
روز22 بهمن روزى بود كه ارتش و ملت به هم پيوستند و روزى بود كه ارتش از طاغوت به الله برگشت و با تكبير پشتيبانى امت بر طاغوت غلبه كرد و اين معنا بايد سرمشق ما باشد در تمام زندگى ، كه اگر يك ملتى همه قشرهايش با هم بودند و يكپارچه بودند هيچ قدرتى نمى تواند در مقابل آنها ايستادگى كند و آسيبى به آنها برساند.(1183)
يوم الله 22 بهمن (5) 
22 بهمن بايد سرمشق ما باشد در طول زندگى و براى نسل هاى آينده كه همه آنها 22 بهمن را كه غلبه ايمان بر كفر و الله بر طاغوت و اسلام بر كفر بود، بايد حفظ كنند و بزرگ بشمارند، بزرگ بشمارند روزى را كه خداى تبارك و تعالى به ملت ما منت گذاشت كه اين ملت را يكپارچه كرد و ملت را غلبه داد.(1184)
بخش چهارم : دوران مبارزه و قيام ، فصل هفتم :عوامل پيروزى
امداد الهى (1) 
شما هم ببينيد در اين برهه اى از زمان كه تقريبا يكى دو سال بعدش ‍ نيست ، البته اولش از خرداد بود، خرداد چه بود و بعدش يك غفلتى حاصل شد و از يك سال و نيم ، دو سال پيش از اين شروع شد، اين اجتماعى كه الان ملت ما كرده كه من اعتقادم اينست كه هيچ دستى نمى تواند اينطور وحدت كلمه را درست كند الادست خدا.(1185)
امداد الهى (2) 
من در پاريس كه بودم و مى شنيدم كه تمام مردم بلاد از آن اقصى بلاد تا مركز، از دهات كوچك تا شهرستان هاى بزرگ همه با هم متحد شدند و همه يك كلمه مى گويند و آن اينكه سلسله پهلوى نه و جمهورى اسلامى آرى . من آنجا اينطور فهميدم كه اين دست ، دست غيب است . انسان نمى تواند اين وحدت را تحصيل كند.(1186)
امداد الهى (3) 
اين كار بشرى نبود، اين كار خدائى بود. بشر مى تواند يك شهر را، يك منطقه را آزاد كند، اما نمى تواند يك اجتماع را اين چنين به حركت در آورد كه با دست خالى يك سلطنت دو هزار و پانصد ساله را واژگون كند. در چهارم آبان (1187) ، در بازار بزرگ تهران ، از ترس پاسبانى كسى تصور نمى كرد كه بتواند يك پرچم نزند، چطور مى شود اين حركت به اين عظمت را بشرى دانست ؟ كار، كار الهى بود، كار خدا بود، همه اقشار و طبقات متحد شدند و ريشه اين جنايتكار را از بيخ و بن بر انداختند و بر عليه استعمار مبارزه كردند چون خداى بزرگ پشتيبان اين ملت بود، كار به سامان رسيد و انقلاب پيروز شد.(1188)
امداد الهى (4) 
من همان وقت هم كه در پاريس بودم ، وقتى كه مى شنيدم كه آمدند بعضى ها پيش من مى گفتند كه يك نفر آمد گفت كه من در دهات كجا و كجا رفتم و ديدم كه صبح كه مى شود آخوند ده جلو مى افتد و مردم دنبالش تظاهر مى كنند، حتى يك قلعه اى كه من آن قلعه را ديدم و در اطراف ماست ، آن قلعه را اسم برد (كه آن قلعه شايد آنوقت كه من ديدمش يك قلعه اى ده ، پانزده مثلا خانوار در آن ممكن بود كه هر خانوارى يك اطاق داشته باشد و توى بيابان پهلوى يك كوهى بود كه اين طرف و آن طرفش هم هيچ چيزى نبود) گفت كه من در آن قلعه هم (قلعه حسن فلك (1189) به آن مى گويند) رفتم و ديدم توى آن قلعه همان حرف هاست كه در تهران است . من همان وقت مطمئن شدم به اينكه مساله ، مساله بشرى نيست .(1190)

next page

fehrest page

back page