next page

fehrest page

back page

دانـشـجـويـان مـسـلمـان بـا دقـت تمام سعى كردند كه گروهكهاى چپ و چپ نما از اين حركت سوء استفاده نكنند و اين حركت نهايتا در دست همان مسلمانانى بـاشـد كـه واقـعـا عـليـه آمـريكا مبارزه مى كردند، نه كسانى كه ظاهرا شعار ضد آمريكايى سر مى دادند اما عملا راه نفوذ آمريكا را هموار مى كردند. گـروهـكهاى چپ و چپ نما كه خود را از قافله عقب مى ديدند به انحاى مختلف خواستند يا جريان لانه را ساختگى جلوه دهند و يا به نحوى خود را در آن سهيم كنند كه البته اقدامات احتياطى دقيق مانع از سوء استفاده تمامى جريانات انحرافى گرديد.
دربـاره تـصـرف لانه جاسوسى موضعگيريها و اظهارنظرهاى گوناگونى به وجود آمد، بويژه دولت موقت و نخست وزير وقت كه تا آن زمان مورد حـمـايـت امـام (ره ) بـود، بـا ايـن حركت مخالفت مى كردند. از آنجا كه سرنوشت گروگانها با سرنوت كشور بى ربط نبود، در ميان اظهار نظرهاى گـونـاگـون ، هـمـه منتظر نظر امام (ره ) بودند. نحوه موضعگيرى امام (ره ) بسيار تعيين كننده بود، چرا كه رفت و آمدهاى بسيارى براى خارج كردن دانـشجويان از لانه جاسوسى انجام مى شد. فرداى همان روز امام (ره ) حركت دانشجويان را تاييد كردند. كلام بلند و والاى امام (ره ) چنين بود: ((در ايـران انـقـلاب اسـت ، انـقـلابى بزرگتر از انقلاب اول )) و پس از اينكه احتمال حمله نظامى آمريكا به ايران مطرح گرديد، حضرت امام (ره ) با صلابت و قاطعيت فرمودند:(54)
شـمـا مـى بـيـنيد كه الان مركز فساد آمريكا را جوانها رفته اند گرفته اند و آمريكاييهايى را هم كه در آنجا بودند گرفتند و آن لانه فساد را به دست آورند و آمريكا هم هيچ غلطى نمى تواند بكند و جوانها مطمئن باشند كه آمريكا هيچ غلطى نمى تواند بكند... مگر آمريكا مى تواند دخالت نظامى در اين مملكت بكند، امكان برايش ندارد. تمام دنيا توجهشان الان به اينجاست ... غلط مى كند دخالت نظامى بكند. نترسيد و نترسانيد. هم اين تعبير كه جـوانـهـاى مـا از روى بـاز احـسـاسـات جوانى كردند كه اگر چنانچه آمريكا بخواهد دخالت نظامى بكند ما چه خواهيم كرد، اصلا اين اگر را هم نبايد گويند، آمريكا عاجز از اين است كه دخالت نظامى بكند ما چه خواهيم كرد... اگر آنها مى توانستند دخالت نظامى بكنند شاه را نگه مى داشتند.
آمـريـكـا هرگز در طول حياتش اين چنين تحقير نشده بود. ابهت و هيبت آمريكا را اين سخنان بزرگمرد تاريخ اسلام در هم شكست . امام (ره ) خود حامى و هدايتگر جريان لانه جاسوسى شد ومساءله سفارت در آن مقطع ، به عنوان مهمترين مساءله كشور مطرح گرديد و آمريكا نيز فعاليتهاى جدى خويش را عليه گروگانگيرى در ايران آغاز كرد.
بـا فـتـح لانـه جـاسـوس مـاهيت چهره هاى سازشكار كه در صحنه سياسى كشور ظاهر شده بود، افشا گرديد و روحيه بيدارى و هوشيارى و وحدت و هـمـبستگى در امت دميد شد. عمليات جاسوسى آمريكا در منطقه بر ملا و پايگاه جاسوسى اش برچيده شد و از همه مهمتر، ابهت پوشالى آمريكا در جهان شـكـسـتـه شـد. مـردم قـهـرمـان و انـقـلابـى ايـران 444 روز كـاركـنـان جـاسـوس ‍ سـفـارت را در پـنـجـه قـدرتـمـنـد خـود نـگـهـداشـتـه و در مقابل تمامى فشارها ايستادگى كرده و هيات حاكمه آمريكا ((ابر قدرت قرن )) را به خفت كشاندند.
اقدامهاى آمريكا عليه تسخير لانه جاسوسى
مهمترين اقدامهاى آمريكا در مقابله با اين حركت اسلامى عبارت بود از:
- فشار آوردن به دولت موقت كه با استعفاى نخست وزير منتفى گرديد.
- اعـزام هـيـاءت نماينده ويژه كارتر متشكل از "رمزى كلارك " و "ويليام " به ايران ، كه پيام امام (ره ) كار آنان را متوقف كرد. در اين پيام ضمن اعلام امـتـنـاع ايـشـان از مـلاقـات بـا آنـان ، مـلاقـات شـوراى انـقـلاب اسـلامـى و تـمـامـى مـسـئوليـن را بـا آن هـيـات بـه شـرطـى مـمـكـن شـمـرد كه شاه را تحويل بدهند، كه در نتيجه هواپيماى حامل آمريكاييها در آسمان مسير خود را به سمت تركيه تغيير داد.
- تماسهاى آمريكا با بعضى از غربزدگانى كه گمان مى كرد، مى توانند در جهت آزادى گروگانها اقدامى بكنند، مانند بنى صدر و قطب زاده .
- اعـزام مـيـانـجـى از اشـخـاص و يـا كـشـورهـايـى كـه مـى تـوانـسـتد با مسئولين كشور ما صحبت كنند، مانند كشور پاكستان ، فلسطينيها و يا "حسنين هيكل " روزنامه نگار مصرى و در نهايت پاپ .
- فـشـار آوردن آمـريـكـا بـه مـجـامـع بـيـن المـللى تـحـت نـفـوذ خـود در جـهـت مـحـكـوم كـردن و يـا اتـخـاذ تـصـمـيـم عـليـه ايـران ، مـانـنـد سـازمـان مـلل متحد و دبيركل وقت آن "كورت والدهايم "، شوراى امنيت سازمان ملل ، سازمان كنفرانس كشورهاى اسلامى ، بازار مشترك اروپا، ديوان لاهه و صليب سرخ جهانى .
- نامه كنگره آمريكا به مجلس شوراى سلامى .
- تبليغات منفى عليه دانشجويان مسلمان مستقر در لانه جاسوسى (مبنى بر كمونيست بودن آنها و يا اينكه با گروگانها با خشونت رفتار مى گردد و اتهامهاى بى پايه اى از اين قبيل )
- زمـيـنـه سـازى در ملت آمريكا براى انجام اقدام و عمليات احتمالى و نيز تبليغات منفى عليه ايران براى موجه جلوه دادن حركتهاى جاسوسى شيطان بزرگ .
پس از بى ثمر ماندن اين قبيل اقدامها، آمريكا به اقدامهاى جدى ترى پرداخت كه بعضى از آنها عبارتند از:
- محاصره اقتصادى جمهورى اسلامى ايران .
- بلوكه كردن دارائيهاى ايران توسط آمريكا.
- قطع كامل روابط آمريكا با ايران .
- و بالاخره تهديد نظامى و مانورها و نقل انتقالات ناوگان آمريكا جهت مرعوب ساختن ملت مسلمان ايران !!
عـدم تـاءثـيـر تـمـامـى ايـن شـگـردهـا كـه اعـتـبـار جـهـانـى آمـريـكـا را مـخـدوش كـرده بـود مـنـجـر بـه اعـمـال آخـريـن حـربـه يـعـنـى نـقـشه دخالت نظامى و ربودن گروگانها گرديد كه جنود الهى در كوير دور افتاده طبس تمامى آن را نابود و نقشه شيطانى را بى اثر كرد و باعث سرور و شادى امت قهرمان ايران و ياءس و خوارى مستكبرين جهان گرديد.
از طـرف ديـگـر رژيـم آمـريـكـا در قـبـال مـسـاءله شـاه سـخـت بـه انـفـعـال افـتـاد و بـا دسـتـپـاچـگـى بـه دنـبـال يـافـتـن پـنـاهـگـاهـى بـراى او بـه جـسـتـجـو مـشـغـول شـد كـه بـالاخـره او را بـه پـانـامـا مـنـتـقـل و چـون بـا عـكـس العـمـل مـردم پـانـامـا مـواجـه شـد در نـهـايـت بـا ذلت و خـوارى بـه مـصـر منتقل كرد.
دستاوردهاى داخلى تسخير لانه جاسوسى آمريكا
الف - رشد، كمال و استحكام انقلاب :
آشـنا شدن هر چه بيشتر مردم مسلمان و انقلابى با ماهيت بزرگترين دشمن خود يعنى آمريكا، تاءثير مهمى بر استحكام شكست ناپذيرى انقلاب خواهد داشـت . بـه هـر مـيـزان كـه مـلت مـا نـسـبـت به دشمن اصلى خويش ‍ آشنايى داشته باشد، به همان ميزان در برابر جريانهاى انحرافى و ترفندهاى شـيـطـان بـزرگ هـوشـيار و استوار خواهد بود. همچنين مواجه شدن امت اسلام با خطرهايى بزرگ و استقامت در برابر تمامى آنها، خود باعث افزونى روحيه ايثارگرى و بيزارى از قدرتهاى دنيايى و تكيه بر خداوند تبارك و تعالى است .
ب - تثبيت خط امام به عنوان خط سازش ناپذير با غرب و ضربه مهلك به ضد انقلاب :
در شـرايـط قـبـل از تـسـخير لانه جاسوسى ، جريانهاى چپ و چپ نما با ژستهاى به اصطلاح ضد امپرياليستى ، جوانان حزب اللهى و مؤ من را به عـنوان مرتجع و غير انقلابى مى كوبيدند و بويژه عملكرد نادرست و ليبرالى و موضعگيريهاى ناصحيح دولت موقت و آزادى هاى بى رويه ، باعث تجرى آنان در خطوط انحرافى و حمله به دولت و نظام مى شد. تظاهرات ، تحصن ها، كارشكنى ها، تحريكات مليتهاى گوناگون به نام انقلابى بـودن و ضـد آمـريـكـايـى توسط جريانهاى ضد انقلاب و به قصد ضربه زدن به نظام ، رو به فزونى بود. با تصرف جاسوسخانه آمريكا، آنـان بـهـانـه هـاى تـحـريـكـات و حـركـتـهـاى ضـد انـقـلابـى را بـنـحـو چـشـمـگـيـرى از دسـت داده و مـوج پـرشـور هـمـه گـيـر انـقـلاب چـونـان اوايـل پـيـروزى ، ضـد انـقـلابـيـون و چـپ هـا و منافقين را به ذلت ، بيچارگى و ياءس كشاند و ثابت كرد كه تنها امام و پيروان صديق او هستند كه مردانه و در عمل ، با غرب با سركردگى آمريكا مى ستيزند.
ج - سقوط دولت موقت :
آشكار شدن ناهمسانى تفكر و مشى ليبرالها و دولت موقت با تفكر و مشى رهبرى انقلاب كه موجب سقوط فورى دولت موقت گرديد.
د - اسناد لانه جاسوسى و افشاى آنها:
شـايـد بـه جـراءت بـتـوان گـفت اسنادى كه در جاسوسخانه آمريكا به دست دانشجويان افتاد، به لحاظ كمى و كيفى در تاريخ كم نظير و با بى نـظـيـر بـاشـد! حجم اسنادى كه از آمريكا به دست ملت افتاد در طول حيات قدرتهاى استكبارى بى سابقه است . گرچه جاسوسان آمريكا در تهران بـمـحـض اطـلاع از حمله دانشجويان مسلمان به جاسوسخانه ، بسرعت و با آمادگى قبلى و با روشهاى سريع ، شروع به نابودى اسناد مهم كردند، ليـكـن بـا سـرعـت عـمل و هوشيارى دانشجويان مسلمان باعث حفظ و باقى ماندن بسيارى از آنها و امكان بازسازى بسيارى ديگر گرديد. افشاى اسناد باعث شد كه ملت مسلمان نسبت به ماهيت بسيارى از جريانها و چهره هاى سياسى موجود در جامعه ، آگاهى و اطلاع پيدا كنند.
از بـدو امـر بـا ايـنـكـه بـسـيـارى از ليبرالها و جريانهاى انحرافى ديگر به انحاى گوناگون قصد مخدوش جلوه دادن اين اسناد را داشتند، اما به فضل الهى و هوشيارى دانشجويان مسلمان مستقر در لانه جاسوسى و مسئولين دلسوز، صحت اسناد منتشره بر همگان روشن شد. اين اسناد در زمينه هاى مـختلف سياسى ، اقتصادى ، نظامى ، فرهنگى و... كشور، همچنين در مورد بعضى از كشورهاى ديگر منطقه و نهضتهاى اسلامى بوده و از اهميت ويژه اى بـرخـوردار اسـت ، و تـا بـه حال مجلدات زيادى از اين اسناد منتشر گرديده است كه به نوبه خود در افشاگرى چهره آمريكا مؤ ثر بوده است و جاى تقدير دارد.
ح - بر هم خوردن شبكه هاى اطلاعاتى و جاسوسى آمريكا:
تسخير مركزيت شبكه اطلاعاتى و جاسوسى آمريكا را در تهران متلاشى كرد. سازماندهى سفارتخانه آمريكا در تهران بنحوى بود كه از دو بخش ‍ وزارت خـارجـه و سـيـا تشكيل شده بود. بخش سيا از محل كاملا مجهز و امنى برخوردار بود و در راءس اين بخش يكى از ورزيده ترين عناصر سازمان اطـلاعـاتـى آمـريـكـا كـه سـاليـان سـال در سـركـوبـى مـلتـهـا در كـشـورهـاى ديـگـر نـقـش ‍ اسـاسـى داشـت ، مشغول به تنظيم برنامه هاى ويژه بود. بديهى است با حذف مركزيت ، قدرت بهره گيرى آمريكا از منابع جاسوسى و اطلاعاتى داخلى ، ضربه اى جـدى خـورد، بـه نـحـوى كـه تـا مـدتـهـا حـتـى راديـوهـاى خـارجـى اخـبـار ايـران را از صـداى جـمـهـورى اسـلامـى ايـران نـقـل مـى كـردنـد. البـتـه نـبـايـد بـا سـاده انـديـشـى ، از سـازمـانـدهـى مـجـدد ايـن نـيـروهـا غافل بود.
دستاوردهاى خارجى تصرف لانه جاسوسى
تسخير لانه جاسوسى اثر مهمى بر روشها و سياستهاى آمريكا و نيز افكار عمومى جهان داشت كه فقط به ذكر بعضى از موارد آن مى پردازيم :
الف - افشا شدن ماهيت اطلاعاتى و جاسوسى سفارتخانه هاى آمريكا.
ب - كم شدن تماس و ارتباط افراد "منبع " با آمريكاييها و بالعكس ، در كشورهاى تحت سلطه ، از ترس تكرار وقايعى چون تسخير لانه .
ج - كـم شـدن حـجـم اسـنـاد نـگـهـدارى شـده در سـفـارتـخـانـه هـاى آمـريـكـا در جـهـان و تحميل هزينه اى كلان براى حفاظت بيشتر.
د - مرعوب شدن كارمندان جاسوس سفارتخانه هاى آمريكا در جهان و احساس اينكه دولت آمريكا قادر به حفاظ آنها نيست .
شكستن بت ابر قدرتها
قـيـام و انـقـلاب مردم مسلمان ما در دفاع از شرافت و هويت اسلامى بر تارك مبارزات ضد استكبارى درخشيد و رهگشاى شكست هيبت دروغين آمريكا شد. عدم توانايى استكبار در حل بحران ، طلسم بت ابرقدرتها را شكست و رهگشايى براى مباران و مجاهدان در سراسر عالم شد.
بـه واسـطـه تسخير لانه ، خط دفاعى آمريكا، كه هميشه بوسيله آن رعب و وحشت ايجاد مى كرد، فرو ريخت و شكستهاى پياپى آمريكا در بعد حركات نظامى و ديپلماسى براى نجات گروگانها، اسطوره غير قابل نفوذ بودن آمريكا را در هم ريخت و نان داد كه آمريكا را مى توان با حركت گسترده و اتـكـا بـه مـردم شـكـسـت داد. ايـن كـلام گـوهـر بار امام (ره ) كه ((آمريكا هيچ غلطى نمى تواند بكند)) عينيت يافت ، چشم اميد تمامى رنج ديدگان تاريخ به انقلاب شكوهمند اسلامى دوخته شد و ايران ماءمن و كعبه آمال تمامى آزادگان و مباران جهان گرديد.
ماجراى ايران گيت : 13 آبان 1365 / 4 نوامبر 1984
ايـن مـاجـرا كـه بـعـضـا "ايـران گيت "، "ريگان گيت "، "كونتراگيت " و "نورث گيت " ناميده مى شود، اشاره به تلاشهايى دارد كه از سوى مقامهاى آمريكايى براى برقرارى رابطه سياسى با جمهورى اسلامى ايران صورت گرفت .
وجه تسميه ((ايران گيت )) از سوى رسانه هاى آمريكا به مسئله تلاش ‍ دولت ريگان براى برقرارى رابطه با ايران اطلاق مى شود كه آن را با بحران ((واتر گيت )) نيكسون رئيس جمهور اسبق آمريكا مقايسه مى كنند. اصطلاح ((كونتراگيت )) به اين سبب گفته مى شود كه برخى از مـحـافـل آمـريـكـا، ريـگـان و دولتـش را مـتـهـم كردند كه سود حاصله از تجارت اسلحه را جهت تامين هزينه هاى شورشيان ضد دولتى نيكاراگوار [كونترا] اختصاص ‍ داده است .
اصـطـلاح ((نـورث گـيـت )) بـديـن سـبـب كـه مـقـامـهـاى مـسـئول ، سـرهـنـگ دوم "آليـور نـورث " مـعـاون "آدميرال جان پويند كستر" مشاور ريگان در امور امنيت ملى آمريكا را از مهره هاى اصلى اين ماجرا مى دانند.
در 13 آبـان 1365، رئيـس مـجـلس وقـت طـى نـطقى اين اقدام آمريكا را ((تلاشهاى مقامات كاخ سفيد براى جلب رضايت جمهورى اسلامى ايران )) عـنـوان كرد و اعلام نمود كه ((رابرت مك فارلين )) از چهره هاى ارشد كاخ سفيد مشاور سابق ريگان در امور امنيت ملى ، با سه نفر ديگر مخفيانه با گذرنامه هاى ايرلندى و با يك هواپيماى حامل اسلحه ايكه از بازارهاى بين المللى خريدارى كرده بوديم وارد تهران شدند. ما به دستور امام از تـمـاس بـا آنـهـا خـوددارى و فـقط به مدت سه ساعت آنان را تخليه اطلاعاتى كرده و مورد بازجويى قرار داديم . آنها پيامى از جانب ريگان براى برقرارى مجدد رابطه با جمهورى اسلامى ايران آورده بودند. پس از پنج روز بازداشت از ايران خارج شدند.
روز پانزدهم آبان ، وزارت امور خارجه ايرلند شمالى نسبت به استفاده غير قانونى از گذرنامه به آمريكا اعتراض كرد.
در همين روز نست وزير وقت مهندس موسوى ، اظهار داشت :
((مـا در سـطـح جـهـان بـا كـشورهاى متعددى سر و كار داشته و با آنها صحبت و مذاكره مى كنيم . ليكن بفرموده حضرت امام ، رابطه آمريكا با ايران رابطه گرگ و ميش است ، و دليل آن جناياتى است كه آمريكا در رابطه با انقلاب اسلامى ايران مرتكب شده يا مى شود.)) وى تاءكيد كرد كه جز در موارد مربوط به دادگاه لاهه هيچ مذاكره رسمى و غير رسمى بين ايران اسلامى و آمريكا وجود ندارد.
مطبوعات غرب ادعا كردند كه هدف اصلى سفر مك فارلين به ايران تلاش ‍ براى مقابله با تروريسم و جلوگيرى از آدم ربايى در لبنان و استفاده از نفوذ ايران در لبنان براى آزادى گروگانهاى آمريكايى بوده است .
روز 17 آبـان 1365 مـك فـارلين طى مصاحبه اى در آمريكا اظهار داشت كه : ((خبرهاى مربوط به اين سفر كاملا دروغ و خيالبافى است . وى گفت : در شرايط سخنى بسر مى برد كه نمى تواند در مورد اين گزارشها اظهار نظر كند))
روز بعد وى گفت كه بهبود روابط به چند شرط بستگى دارد:
1- توقف صدور تروريسم و انقلاب در منطقه خليج فارس .
2- مذاكره براى خاتمه جنگ ايران و عراق .
3- همكارى در آزادسازى گروگانهاى آمريكا در لبنان .
و هدف از سفرش به ايران براى تحقق اين سه شرط بوده است .
به اين ترتيب مك فارلين به سفر به ايران و به هدفت اصلى سفر، يعنى گشوده رابطه با ايران ، با عنوان كردن سه شرط اعتراف كرد.
روز 19 آبـان ، حـمـلات مـطـبـوعـات آمـريكا عليه دولت ريگان آغاز شد. نيويورك تايمز نوشت : ((اعتبار آمريكا خدشه دار شده است )). كريستين ساينس مانيتور نوشت : ((آمريكا با آبروى خود بازى مى كند)).
روز 21 آبـان ، "جـان پـويـنـد كستر" مشاور امنيت ملى ريگان در مصاحبه اى با واشنگتن پست گفت : ((آمريكا در مورد فردى كه بتواند در ايران مورد اعتماد كاخ سفيد قرار گيرد اشتباه كرده است .))
روز 22 آبـان ، نـمـايـنـده دائمـى ايـران در سـازمـان مـلل طـى مـصـاحـبـه اى كـه در نـيـويـورك بـرگـزار شـد، شـايـعـه صـدور اسـلحـه از اسـرائيـل بـه ايـران را يـك دروغ مسخره براى سرپوش نهادن بر رسوايى آمريكا در ايران دانست . وى گفت : اقلام نظامى كه ايران در زمان شاه از آمـريـكـا خـريـدارى كـرد و يـا مـطـالبـاتـى كـه از آن كـشـور يـا فـرانـسـه داريـم ، هـيـچـگـونـه ارتـبـاطـى بـا سـايـر قـضـايـا نـدارد و وصـول آن تـعـهـدات را حـق قـانـونـى خـود مـى دانيد. وى در مورد گروگانهاى آمريكايى در لبنان گفت : مسئله گروگانها مسئله مردم لبنان است و ما نـفـوذى نـسـبـى در لبـنـان داريـم و زمـانـى بـراى همكارى آماده ايم كه آمريكا ثابت كند سياست خود را نسبت به منطقه و مسلمانان عوض كرده است . مك فـارليـن در يـك مـصـاحـبـه بـا شـبـكـه تـلويـزيـونـى اى . بـى . سـى آمـريـكـا بـه سـفـر خـود اعـتـراف ، و افـزود: مـاجـراى كـيـك و انجيل كه ايرانى ها ادعا مى كنند ما با خود به تهران برده به عنوان كليد فتح باب مذاكره تقديم داشته ايم ، صحت ندارد.
ريـگـان در يـك سـخـنـرانى تلويزيونى اعلام كرد كه هدف ماتجديد روابط با ايران ، خاتمه آبرومندانه جنگ تحميلى ، قطع تروريسم دولتى در خاورميانه و تامين بازگشت سالم تمامى گروگانهاى آمريكايى از لبنان بوده است .
و در ادامـه گـفت : ((چرا شما مردم آمريكا بايد سوال كنيد كه آيا هر گونه رابطه اى با ايران براى ايالات متحده داراى اهميت است يا خير؟ ايران در قسمتى از پر اهميت ترين منطقه جغرافيايى جهان قرار دارد. اين كشور بين شوروى و آبهاى گرم اقيانوس هند واقع گرديده است . جغرافيايى ايران ، اين كشور را در موضع حساسى قرار داده كه از آن موضع ، متخاصمين مى توانند در جريان نفت كشورهاى عرب هم مرز خليج فارس دخالت نمايند. از جـغـرافـيـا كـه بـگـذريـم مـنـابـع نـفـتـى ايـران بـراى سـلامـت دراز مـدت اقـتـصـادى جـهـان حـائز اهـمـيـت اسـت . بـه ايـن دلايـل بـه نـفـع مـاست تا در پى تحولاتى در داخل ايران باشيم ، ريگان افزود ما قادر به چشم پوشيدن از اين واقعيت نيستيم ، چرا كه منافع ما در خـاورمـيـانـه حياتى است ، ولى سياست ايران به نفى تمامى نفوذ غرب در خاورميانه متمركز گرديده است . ما در پى دستيابى به قلمرو يا موضع خاصى در ايران نيستيم .
انـقـلاب ايـران يـك واقـعـيـت تـاريـخـى اسـت و نـيـازى نـيـست كه بين منافع بنيادين ملى ايران و آمريكا منازعه و مغايرت دائمى وجود داشته باشد. از سـال 1983 كـشـورهـاى مـخـتـلفـى در تـلاش بـراى برانگيختن تماس هاى مستقيم بين ايران و آمريكا برآمده اند. كشورهاى اروپايى ، خاور نزديك و خـاورمـيـانـه سـعـى كـرده انـد تـا بـه عـنـوان مـيـانـجـى عـمـل نـمـايـنـد، ولى عـلى رغـم خـواسـت و تـمـايـل آمـريـكـا بـراى گـام نـهـادن در ايـن زمـيـنـه ، هـيـچ يـك از ايـن تـلاشـهـا ثـمـرى نـداشـت . بـا داشـتـن چـنـيـن تـاريـخـچـه اى بـود كـه مـا سـال گـذشـتـه هـنـگـامـى كـه نـسـبـت بـه امـكـان تـثـبـيـت يـك سـلسـله مـذاكـرات مـسـتـقـيـم بـا مـقـامـات ايـران مـطـلع شـديـم ، آن را قـبـول كرديم . به خاطر اهميت استراتژيك ايران و نفوذ اين كشور در جهان اسلام است كه ما در صدد كاوش براى يك رابطه بهتر بين كشورهاى خود برمى آئيم .))
در اين رهگذر، نامه 8 تن از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى در روزنامه رسالت به اين شرح به چاپ رسيد:
((ريـاسـت مـحـتـرم مـجـلس شـوراى اسـلامـى - احـتـرامـا تـقـاضـا دارد بـه وزيـر امـور خـارجـه ابـلاغ گـردد كـه طـبـق اصل 88 قانون اساسى در مهلت مقرر در مجلس ‍ حاضر و به سؤ الات زير پاسخ دهند.
1- بـا تـوجـه به اينكه وزارت امور خارجه عهده دار اجراى سياست خارجى جمهورى اسلامى است و تعيين خط مشى با مقام معظم رهبرى و مجلس ‍ شوراى اسـلامـى اسـت ، در رابـطـه با جنجال تبليغاتى اخير از داخل و خارج از كشور در خصوصى ارتباط با دولت آمريكا اعلام دارند كه اين ارتباط در چه سطحى صورت پذيرفته است .
2- نـظر به اينكه مجلس شوراى اسلامى هيچگونه اطلاعى از اين فعال و انفعالات نداشته ، اعلام دارند چه مقامى يا مقامهايى تصميم به اين تماس و ارتباط گرفته اند.
3- بـطـورى كـه شنيده مى شود افرادى خارج از كادر وزارت امور خارجه با هياءت آمريكايى تماس گرفته و مذاكره نموده اند. لطفا اعلام داريد كه اين افراد ماءموريتى از جانب وزارت امور خارجه داشته اند يا خير و در صورتيكه پاسخ منفى باشد مجوز قانونى تماس و ارتباط افراد مذكور كدام است ؟
4- جـريـان سـفـر هـيـاءت آمريكايى به ايران به چه صورت و با چه كيفيتى صورت پذيرفته و چه كسانى در ايران با آنها مذاكره نموده ، محور مذاكرات به چه تصميماتى منجر گرديده است .
ضمنا موضوع قبلا با وزير محترم امور خارجه در ميان گذاشته شده و پاسخ مشاراليه مقنع نبوده است .))
در قبال اين رويدادها، امام طى بياناتى فرمودند:(55)
مـى خـواهـم عـرض كنم چرا اينقدر ما عقب افتاده هستيم ؟ چرا ما بايد به واسطه اغراض نفسانيه اين قدر خودمان را ببازيم ؟ چرا بايد وقتى ؟ دنيا به تـزلزل در آمـده اسـت بـراى ايـن بـى اعـتـنـايـى ايـران بـه كـاخ سـفـيـد و سـيـاه ، چـرا مـا بـايـد تـوجـيـه كـنـيـم مسائل آنها را؟ چرا ما بايد اين قدر غرب زده باشيم يا شيطان زده ؟
مـن هـيـچ تـوقع نداشتم از بعض اين اشخاص ولو بعضى شان در نظر من پوچند، لكن از بعضى از اين اشخاص كه سابقه دارند هيچ توقع نداشتم كه در اين زمان كه بايد فرياد بزنند سر آمريكا، فرياد مى زنند سر مسئولين ما. چه شده است ؟ شماها چه تان است ؟ چه كرديد شماها؟ شماها چرا بـايـد تـحت تاءثير تبليغت خارجى واقع بشويد يا تحت تاءثير نفسانيات خودتان ؟! هم در يك همچين مسئله مهمى كه بايد همه شما دست به دست هم بدهيد و ثابت كنيد به دنيا كه ما وحدت داريم ، وحدت ما اين طور شده است و در روزى كه روز هفته وحدت است چرا شماها مى خواهيد تفرقه ايجاد كنيد؟ چرا مى خواهيد بين سران كشور تفرقه ايجاد كنيد؟ چرا مى خواهيد دو دستگى ايجاد كنيد؟ چه شده است شما را؟ كجا داريد مى رويد؟ اين تذهبون ؟
"كـيـسـيـنـجـر" وزيـر امـور خـارجـه اسـبـق نـيـز در ايـن رابـطـه گـفـت : تـلاش رئيـس ‍ جـمـهـور آمـريـكـا بـراى دوسـتـى بـا ايـران قـابـل سـتـايـش اسـت ، امـا نـبـايـد ايـن مـاجـرا بـا "واتـر گـيـت " مـقـايـسـه شـود زيـرا ارتباط با ايران به نفع آمريكا است ولى رسوائى واترگيت شامل منافعى براى يك حزب سياسى بود.
در تـاريـخ 8 بـهـمـن 1365 (28 ژانـويـه 1987)، دولت ايـران انـجـيـل هـديـه شـده ريـگـان را بـا دسـتخط و امضاى وى كه براى مسئولين ايرانى ارسـال شـده بـود، بـه نـمـايـش گـذارد. ضـمـنـا از نـخـسـتـيـن قـربـانـيـان ايـن مـاجـرا مـى تـوان از " آدميرال پويندكستر"، "سرهنگ نورث "، "ويليام كيسى " رئيس سيا، ياد كرد.
ريـگـان پـس از انـتـشـار گـزارش كـمـيـسـيـون تـاور طـى يـك نـطـق تـلويـزيـونـى در چـهـارم مـارس 1987 اعـلام داشـت كـه ابـتـكـار در قـبـال ايـران بـه صـورت مـبـادله اسـلحـه در بـرابـر گـروگـانـهـا يـك اشـتـبـاه بـود. وى هـمـچـنـيـن مـسـئوليـت كامل اقدامهاى خود و دولتش را در ارتباط با ايران ، به عهده گرفت .
هفته تربيت : 19-13 آبان
هـو الذى بـعـث فـى الامـيـيـن رسـولا مـنـهـم يـتـلوا عـليـهـم ايـاتـه و يـزكـيـهـم و يـعـلمـهـم الكـتـاب و الحـكـمـه و ان كـانـوا مـن قبل لفى ضلال مبين (56)
اوسـت خدايى كه در ميان عرب امى (بى سواد)، پيامبرى بزرگوار از ميان همان مردم بر انگيخت تا بر آنان آيات وحى خدا را تلاوت كند و آنها را از لوث چهل و اخلاق زشت پاك سازد و شريعت كتاب سماوى و حكمت الهى بياموزد كه پيش از اين همه در ورطه جهالت و گمراهى بودند.
تربيت به معناى بارورى و شكوفايى بذرهاى نهفته و كشف گنجينه هاى پنهان در وجود انسان است . تربيت به معناى رشد، نمو و پرورش دادن است . هـدايـت بـه سـوى حـق و كـمـال ، رسـانـدن بـه حـد بـلوغ در تـشـخـيـص و تـزكـيـه نـفـس ، اخـلاق و عمل ، از جمله مفاهيمى از تربيت مى باشند كه در قرآن مجيد به كار رفته است .
مـربـى ، هـنـرمـنـد بصيرى است كه با ظرافت ، شكيبايى و شناخت تقريبا كامل از محيط پيرامون خويش و فرد يا افراد تحت تعليم ، همه فرصتها و تـوانـايـيـهـاى مـوجـود را در جهت هدايت و سازندگى امانتهاى عظيمى كه به دستش سپرده شده اند، بسيج مى كند و اين گلهاى لطيف را از هجوم آفات و سموم پاس مى دارد. مربى رسول آگاهى ، رشد، خويشتن شناسى و دگر سازى است .
عـصـر ما هنگامه خيزش و باور كردن خويش ، رهايى از زنجيرهاى نفسانى ، شكست ديوارهاى استبداد و استكبار و تنفس كردن در فضايى آكنده از نسيم اسـلام و انـقـلاب اسـلامـى مـى بـاشـد. بـى شك ، ايران كه كانون انقلاب جهانى اسلام و جلوه گاه ارزشهاى والاى قرآنى است ، داراى بهترين فضا براى تربيت انسانها است .

next page

fehrest page

back page