next page

fehrest page

نام كتاب : روزها و رويدادها ((جلد سوم ))
نام نويسندگان : على برى ديزجى ، محمد رضا مطيعان ، مجيد تركاشوند
سخنى در آغاز
تاريخ آئينه تمام نماى ملتهاست . با تفحص و دقت در آن مى توان ضعف و قوت اقوام را دريافت و از اين روست كه گذشته را چراغ راه آينده دانسته اند. در فرهنگ دينى ما سير در زمين و بررسى زندگى ملل و عبرت گرفتن و درس آموزى از آنها مورد تذكر و توجه مى باشد.
در ايـن بيان بررسى تاريخ سياسى كشور ما براى آحاد مردم بالاخص جوانان و نوجوانان حائز اهميت جدى است . زواياى تاريك و پنهانى كه دانش ‍ پژوهان و جستجوگران و دانشجويان مى بايد هر چه بيشتر بدان بپردازند تا با روشن شدن آن چهره هاى خدوم و خدمتگزار و وابستگان به بيگانه و خائنين نشان داده شوند.
تـاءثـيـر سـيـد جـمـال الديـن اسـد آبادى به عنوان سلسله جنبان حركتهاى اسلامى در تاريخ سياسى ميهن انكارناپذير است . فردى كه لحظه اى از تلاش و پويايى فروگذار نكرد و در واقعه تنباكو با به صحنه كشاندن علماء، توده هاى مردم را در جهت استيفاء حقوق خود بسيج نمود.
دوران حـكـومـت قـاجـار مـشـحـون از خـيـانتها و خباثتهاست و هيچ گاه اجازه نورافشانى تك ستاره هاى ارزشمندى كه كوتاه ظاهر شدند داده نشد و نهضت مـشـروطـيـت در نـهـايت با كودتاى رضاخان جز نامى از آن باقى نماند و مجاهدتها و جانفشانيها حاصلى كه انتظار مى رفت را به بار نياورد آن گاه تـنـدباد حوادث وزيدن گرفت و اتفاقات جهانى منجر به حوادث 25 شهريور 1320 و روى كار آمدن محمد رضا شد اما اين بار از شيوه هاى جديد و نـويـنـى بـراى ديـن زدايـى و تـخـديـر تـوده هـا بـهـره جـويـى شـد. روى كـار آمـدن دولت دكـتـر مـصـدق كـه حاصل پيوند مذهب و مليت و روحانيت متعهد و مبارز و روشنگران مستقل مردمى بود با دسايس مختلف دوام نياورد تا آنكه سرانجام جنبش حق جوى ملت مسلمان ايران تحت زعامت مرجعى بزرگ با حادثه 15 خرداد ابعاد گسترده اى يافت كه پيروزى انقلاب اسلامى در بهمن 57 مولود آن شجره طيبه است .
ايـن مـجموعه تلاش دارد به يارى خداوند متعال به سهم خود زوايايى از تحولات تاريخى و فرهنگى و اجتماعى ايران و جهان بالاخص حركت انقلاب اسـلامـى و پـيـامـدهـاى آن را بـراى عـلاقـمـنـدان روشـن نـمـايـد و بـدون شـك نـقـطـه نـظـرات مـحـقـقـيـن و دانـشـجـويـان و اسـاتـيـد در تكميل و رفع نواقص ‍ اين نوشته مفيد و سازنده خواهد بود و ما را نيز مرهون الطاف خويش قرار خواهند داد.

نشر زهد
ح - وقوفى

فصل پائيز: رويدادهاى مهر
روز بازگشايى مدارس : اول مهر
قال على (عليه السلام ): ان العلم حيوه القلوب من الجهل و نور الابصار من العمى و قوه الابدان من الضعف (1)
عـلى (عـليـه السـلام ) فـرمـودنـد: به درستى كه علم سبب زنده كردن دلها از نادانى و روشنايى بخشيدن چشمها از كورى (جهالت ) و توان بخشيدن بدنها از ضعف است .
بـا آغـاز سال تحصيلى در اول مهر، همه ساله ميليونها دانش آموز به شوق آموختن دانش ، روانه مدارس مى شوند. در اين ميان ، تلاش دانش آموزان خرد سـال و ابـتـدايـى بـسيار تماشايى است . اين تكاپو، جلوه زيبايى را به جامعه مى بخشد، گويى كه خونى تازه به رگهاى حيات كشور اسلامى عزيزمان وارد شده است و اين چنين ، تجسم پرمعنايى از نسل آيند به اذهان خطور مى كند.
نـسـل فـردا بـايـد آن چـنـان سـازنـده جـلوه كـنـد كـه در خـور فـرداى نـسـل بـاشـد. ايـن نسل بايد كوله بار تجربه و دانش نسل گذشته را ره توشه خود كند و دمادم بر ميزان شعور و آگاهى خود بيفزايد.
بـراى سـازنـدگى ، هيچ راهى ، اعم از انتقال فن آورى روز، وارد كردن متخصصان و مستشاران خارجى ، ايجاد مناطق آزاد تجارى و...، مناسبتر از توجه عـميق به امر مهم تعليم و تربيت نمى باشد. سرمايه گذارى بر روى انسان ، به معناى سرمايه گذارى بر روى مولد فن آورى است . اگر براى ايـن سـرمـايـه گـذارى تـدابـيـر لازم انـديـشـيـده شـود، بـه خـودكـفـايـى در فـن آورى نـو خـواهـيـم رسـيـد و مـيـتـوانـيـم نـيـازهـاى تـخـصـصـى ملل ديگر را نيز بر آورده كنيم . صاحبنظران ، امر آموزش و پرورش را يك سرمايه گذارى افزوده مى دانند، يعنى هزينه اى كه صرف يك دانش آموز مـى شـود، سـودى چـنـد بـرابـر مـى دهـد. اگر با اين ديدگاه براى آموزش و پرورش برنامه ريزى كنيم ، به نتيجه مثبت ترى از تعليم و تربيت خواهيم رسيد.
آمـوزش و پـرورش بـطـور مـسـتـقـيم در تحول و پيشرفت ساير نهادهاى اجتماعى نيز نقش بنيادى و زمنيه ساز دارد، اين رو، ضعف يا قوت اين نهاد در نهايت به ضعف يا پيشرفت ساير نهادهاى اجتماعى منجر مى شود.
نوآورى در آموزش و پرورش
رشـد سـريـع جمعيت و بروز تحولات شگفت انگيز در زمينه علوم و فنون و تاءثير آن بر كليه شؤ ون اجتماعى ، اقتصادى ، فرهنگى ، سياسى و... ايـجـاب مى كند كه مدارس ، دانشگاهها و ديگر مراكز آموزشى و پرورشى ، نه تنها خود را با اين پيشرفتها همگام و هماهنگ سازند، بلكه در برخى زمينه ها خود پيشتاز و عامل اصلاحات و تغييرات بنيادين در جامعه باشند.
امـروزه ، بـيـشـتر جوامع براى جبران ركودهاى گذشته و رفع موانع در روند پيشرفت كشور، نظام آموزشى خود را مورد تجديد نظر قرار مى دهند و بـراى آن كـه از تـكرار اشتباه و تحمل هزينه هاى سنگين جلوگيرى كنند، از نتايج تحقيقات و تجارب علمى و فنى كشورهاى ديگر در زمينه آموزش و پرورش ‍ ، به تناسب شرايط و نيازهاى كشور خويش بهره مى گيرند. بديهى است كه شتاب در پذيرفتن صرف روشها و نو آوريهاى ديگران در نظام آموزش و پرورش ، معقول نمى باشد، زيرا يكى از رسالتهاى بسيار مهم اين نظام ، حفظ ارزشهاى اجتماعى ، اعتقادى ، فرهنگى ،... جامعه است . امام خمينى (ره ) در اين ارتباط فرمودند:(2)
اكـنـون ، بـر مـعـلمـان مـتـعـهـد و مـسـؤ ول دبـسـتـانـى و دبـيـرسـتـانـى اسـت كـه بـا كـوشـش ‍ خـود جـوانـانـى را تـحـويـل دانـشـگـاهـهـا دهـنـد كـه بـا آگـاهـى از انـحـرافـات گـذشـتـه دانـشـگـاه بـر فـرهـنـگ غـنـى و مـسـتـقـل اسـلامـى ايـران تـكـيـه كـنـنـد و بـر اسـاتـيـد مـتـعـهـد اسـت ... و جـوانـانـى مـتـعـهـد نـسـبـت بـه مـصـالح كـشـور و آگـاه بـه اهـداف اسـلام ، تحويل جامعه دهند و مطمئن باشند كه با اين خدمت ، استقلال و آزادى كامل ميهن عزيزشان تضمين خواهد شد.
بـنـابـرايـن پـذيـرش هـر گـونـه نـو آورى - از جـمـله فـن آورى آمـوزشـى - بـايـد بـا مـطـالعـه و دقـت فـراوان صـورت گـيـرد. و در عـمـل نـيـز، بـايـد تجارب ملل ديگر بتدريج وارد نظام آموزشى و پرورش شود تا شرايط و زمينه هاى لازم براى رشد دانش ، فنون و فرهنگ ملى و بـومـى بـه وجـود آيـد. چـنـيـن نـگـرشـى ، نـظـام آمـوزش و پـرورش هـر كـشـور را زنـده و فعال نگه مى دارد و سبب مى شود كه فن آوريهاى مناسبى در نظام تعليم و تربيت جامعه ظهور، و به تدريج شوكفا شود.
توصيه هاى كميسيون بين المللى تعليم و تربيت در مورد نو آورى
بـا تـوجـه بـه تـجربه هاى گذشته و حال و همچنين ، امكانات روزافزون آينده ، بايد گفت : تحولات جزئى و حتى تغييرات مهمى كه در بخشى از زمينه هاى آموزشى انجام مى گيرد، آثار مطلوب و مورد انتظار را نخواهد داشت . نو آورى در آموزش و پرورش زمانى بارور و مؤ ثر خواهد شد كه همه جانبه شود و به مفاهيم گوناگون آموزش و پرورش توجه داشته باشد. در اين ارتباط، مهمترين توصيه هاى كميسيون بين المللى تعليم و تربيت در زمينه نوآورى بدين ترتيب است :
1- آمـوزش مـداوم ، مـحـور اسـاسـى سـيـاسـتـهـاى آمـوزشـى كـشـورهـاى پـيـشـرفـتـه و در حال توسعه باشد.
آمـوزش و پـرورش هـر فـرد، بـا فـراغـت از تحصيلات متوسطه يا دانشگاهى خاتمه نمى يابد. ماهيت تغييراتى كه بطور دايم در جامعه جديد امروز پـديـدار مـى شـود، ايـجـاب مـى كـند كه تعليم و تربيت - چه بصورت رسمى و چه بصورت غير رسمى - در سراسر زندگى انسان تداوم داشته باشد.
در برنامه ريزيهاى درسى ، فرصت به دانش آموزان داده شود كه ضمن تحصيلات مدرسه اى ، با صحنه هايى كه نياز به تحقيق ، استفاده از مآخذ و منابع و تطابق با شرايط جديد و متغير دارد، اظهار نظر كنند.
2- ارايـه آمـوزشى در تمام سنين عمر، مستلزم نو سازى كلى و شالوده اى آموزشى است . آموزش بايد ابعاد خود را تا حد يك جنبش حقيقى ملى گسترش دهـد. شـيـوه هـاى كـنـونـى آمـوزشى به هيچ وجه پاسخگوى نيازهاى عظيم جامعه امروز و فردا نيست . بايد موانعى كه در روند فراگيرى مداوم وجود دارند، از ميان برداشته شوند و آموزش ، با تنوع فراوانترى در دسترس ‍ همگان قرار گيرد. نظام آموزش و پرورش بايد بر اساس نيازهاى حقيقى و مـنـطـقـى افـراد هر جامعه و علاقه و آمادگى آنان ، در تمام طول عمر گسترش ‍ يابد. بايد از تمام مؤ سسه هاى آموزشى و پرورشى و سازمانهاى اجـتـمـاعـى ، اقـتـصـادى ، فرهنگى و... براى تعليم و تربيت افراد استفاده كرد. در حقيقت بايد پذيرفت كه آموزش و پرورش ، همان زندگى است و زندگى نيز همان آموزش و پرورش مى باشد.
3- انـتـقـال آمـوزش بـايد از راههاى گوناگون صورت پذيرد و به هر فرد امكان داد كه راه فراگيرى خود را آزادانه و انعطاف پذير انتخاب كند. بـايـد بـه آموزش نيمه وقت ، آموزش از راه مكاتبه و انواع طرق خود آموزى ، به اندازه آموزش تمام وقت اهميت داده شود. شيوه ها و امكانات گوناگون براى آموزش فراهم شود، مفهوم نظام آموزش باز براى عموم روشن گردد و محدوديتها در اين ارتباط رفع شوند.
4- آمـوزش كودكان كوچكتر از سن مدرسه ، بايد در شمار اهداف بزرگ نظام آموزش و پرورش هر كشور قرار گيرد. اين آموزش ، در رشد شخصيت و پـرورش اسـتـعـدادهـا، مـورد تـوجـه روانـشـنـاسـان و پـژوهـشـگـران واقـع شـده اسـت . بـراى آمـوزش كـودكـان بـايـد بـهـتـريـن طـرح آزاد و قـابـل انعطاف را تهيه كرد. همچنين بايد از وسايل ارتباط جمعى كمك گرفت . اين ابزار مى تواند در مورد كودكانى كه در محيطهاى فرهنگى سطح پايين زندگى مى كنند، نقش ‍ شايانى را ايفا كند.
5- هـم اكـنـون ميليونها كودك ، نوجوان ، جوان و بزرگسال در اكثر جوامع جهان ، فاقد سواد خواندن و نوشتن هستند، بنابراين ، بايد همگانى كردن آموزش ابتدايى را به اشكال مختلف ، در صدر سياستهاى آموزش و پرورش ‍ قرار داد.
عـلاوه بـر كـوشـشـهـاى زيـادى كـه بـراى تـحـقـق امر همگانى كردن آموزش ابتدايى در سراسر جهان صورت مى گيرد، بايد لطمه هايى را كه اين معضل بر نسل حاضر وارد ساخته است ، از راههاى گوناگون جبران كرد.
6- توسعه آموزش عالى بايد موجب پديد آمدن مؤ سسه هاى آموزشى خلاقى شود كه پاسخگوى نيازهاى فزاينده فرد و جامعه باشند.
شيوه كار در مؤ سسه هاى آموزش بعد از دبيرستان ، از قالبهاى سنتى غير كار آمد آزاد شود و هماهنگى بيشترى با نيازهاى متغير فرد و جامعه داشته باشد.
شيوه هاى جديد ممكن است شامل ايجاد طرحهاى رسمى دراز مدت ، فراهم آوردن امكاناتى براى پاسخگويى به نيازهاى محلى ، تاءسيس ‍ دانشكده ها، مؤ سسه هاى فنى و دانشگاههاى آزاد به مفهوم واقعى "آموزش ‍ آزاد" و دورى جستن از پذيرش محض داوطلبان واجد شرايط به سبك سنتى باشد.
7- توسعه سريع آموزش مدرسه اى و غير مدرسه اى بزرگسالان يكى از اهداف اساسى خط مشى هاى آموزش باشد.
مـيـزان دانـش والديـن ، يـكـى از عـوامـل مـؤ ثر در كارآيى آموزش ابتدايى دانش آموزان است . با در نظر گرفتن تاءخيرهايى كه تاكنون در اين زمينه صـورت گـرفـتـه اسـت ، نـيـاز مـبـرمـى بـه يـك جـهـش واقـعـى وجـود دارد و ايـن امـر جـز بـا توسل به كوششهاى گروهى در تمام بخشهاى دولتى و خصوصى ميسر نخواهد بود.
8- سـنـتـهـاى جـديـد آمـوزش ، فـرد را صـاحـب اخـتـيـار و عـامـل پـيـشـرفـت فـرهـنـگـى خـويـش مـى شـنـاسـد و خـود آمـوزى ، بـخـش مكمل و مهمى در كليه نظامهاى آموزشى به شمار مى آيد.
تـنـوع عظيم نيازها و مسيرهاى آموزشى و افزايش ميزان وسايل و امكانات مناسب براى خودآموزى ، دست به دست يكديگر داده و در جهت توسعه و اعتبار بـخـشـيدن بيشتر به امر خود آموزى قرار گرفته اند. مفهوم "آموختن نحوه يادگيرى " اهميت روزافزونى پيدا كرده و مورد توجه طراحان برنامه هاى درسى و فعاليتهاى گوناگون آموزش و كارآموزان فنى و حرفه اى قرار گرفته است .
بـراى تـوسـعـه امـر خـود آمـوزى بـايـد هر فرد در هر كجا (مدرسه ، دانشگاه ، مؤ سسه و...) به شيوه ها و ابزارى دسترسى پيدا كند كه مطالعه و آموختن او را به فعاليتى بارور مبدل سازد. همچنين ، بايد از راه تهيه و تنظيم برنامه ها و مواد آموزشى گوناگون مناسب ، افراد را به خود آموزى ترغيب كرد.
9- بـهـره جـويـى گـسـتـرده و مـؤ ثر از فن آوريهاى جديد آموزشى و پرورشى ، هنگامى مثمر ثمر است كه تحولات مهمى در نظام آموزش و پرورش پديد آيد.
اضـافـه كردن فن آوريهاى جديد به ساختار آموزش و پرورش ، به تنهايى نمى تواند مفيد واقع شود، بلكه بايد با آماده ساختن معلمان و فراهم آوردن منابع و مواد آموزشى متناسب ، نظام آموزش و پرورش را شكوفا ساخت ، تربيت مربيان و كارشناسان امر بايد به نحوى باشد كه توانايى هـمـاهنگ سازى نقشهاى آموزشى و پرورشى را با فن آوريهاى جديد در آنها به وجود آورد. اهميت پرورش فنى كارشناسان آموزشى در مورد طراحى ، تـجـديـد نـظر برنامه هاى درسى ، شناخت اهداف ، راهنمايى و ارزشيابى دانش آموزان و تهيه مفاد آموزشى گوناگون ، كمتر از ارزش خود فن آورى آموزشى نمى باشد.
10- مـعـيـار ارزشيابى معلم بايد براساس كيفيت كار او باشد. بايد تمام معلمان از ارزش و اعتبار خاصى برخوردار باشند و معيار افزايش حقوق و مزاياى آنان براساس افزايش كيفيت كارشان باشد.
نـگـرش مـا بـه حـرفـه معلمى و نيازهاى آن بايد در جهتى باشد كه هر معلم بر حسب آنكه سرو كار داشتن با كودكان ، نوجوانان يا بزرگسالان را تـرجـيـح مـى دهـد و يـا برحسب آن كه زندگى در شهر يا روستا را دوست داشته باشد، رشته تخصصى خود را انتخاب كند و در هر يك از رشته هاى آموزشى امكان رسيدن به بالاترين مقام براى معلم وجود داشته باشد.
11- بايد شرايط تربيت معلمان دگرگون شود و از آنها يك مربى واقعى ساخته شود. تربيت مربيان فرداى جامعه بايد در دو جهت اساسى انجام پذيرد:
الف - در جهت پرورش تخصص در آموزش قبل از مدرسه اى ، مدرسه اى ، حرفه اى ، آموزش كودكان عقب افتاده و...
ب - در جـهـت پـرورش مـديـران و راهـنـمـايانى كه بتوانند فعاليت حرفه اى خود را هم در مورد كودكان و هم بزرگسالان ، خواه در مدرسه و يا خارج مدرسه انجام دهند، اقدام مؤ ثر نمود.
اما مهارتهايى كه در آينده براى اجراى صحيح آموزش و پرورش لازم است ، به اين موارد محدود نمى شوند. در آينده ، به وجود متخصصان مواد درسى آمـوزشـى ، وسـايـل خـودآمـوزى و بـه كاربرى فنون آموزشى ، متخصصان آزمون ، راهنمايان حرفه اى ، مسئولان فنون آموزشى و متخصصان برنامه ريزى درسى نيز بشدت مورد نياز مى باشد. همچنين ، بايد به آموزشهاى ضمن خدمت معلمان و آشنا كردن آنان به فنون جديد معلمى ، دگرگونيهاى روشها و ابزار جديد آموزشى توجه زيادى شود.
12- تـحول آموزش و پرورش بايد به اندازه اى گسترده و پيوسته باشد كه همگان آن را وظيفه اى ملى براى خود بدانند و تمام بخشهاى اجتماعى در انجام اين امر مهم همكارى كنند.
بـايد معلمان كمكى ، كارگران ماهر، تكنسينها، متخصصان حرفه اى و... را نيز در امر آموزش و پرورش به خدمت گرفت تا در كنار معلمان حرفه اى به خدمات آموزشى بپردازند.
13- بـرخلاف گذشته ، امروز آموزش بايد خود را با شاگرد هماهنگ سازد. همه فعاليتهاى آموزشى و پرورشى در جهت فراهم كردن شرايط مناسب بـراى يادگيرى دانش آموز است . قرار دادن دانش آموز در قلب موقعيت آموزشى ، ايجاب مى كند كه به درجه آزادى و معيارهاى انتخاب او براى سطح ، نوع درس و نوع و حدود مسئوليتهايى كه مى تواند بر عهده گيرد، توجه شايانى شود.
شـاگـردان بـايـد از بدو كودكى ، به اشتراك مساعى در سازماندهى زندگى مدرسه اى تشويق ، و بتوانند درباره مقررات حاكم بر حقوق و وظايف خـود بـحـث كـنـنـد و ايـن مـقـررات نـيـز بـايـد انـعـطـاف پـذيـرى بـيـشـتـرى پـيـدا كـنـد. ايـن استدلال در مورد محتواى آموزش و شيوه هاى تدريس نيز معتبر است .
امروزه بسيارى از مؤ سسه هاى آموزشى ، از طريق شيوه هاى جديد آموزشى ، شاگردان را به عهده دار شدن مسئوليت آموزش خودشان تشويق مى كنند.
مـوفـقـيت هر نظام آموزشى زمانى تضمين مى شود كه همكارى موثر دانش آموزان را تضمين كند. بايد ميزان مشاركت و فعاليتهاى آموزشى و پرورشى دانـش آمـوزان و دانـشـجـويـان روز بـروز افـزايـش يابد. اين مشاركت بصورتهاى نظارت و بازرسى ، تنظيم برخى برنامه ها، آموزشهاى عمومى و تخصصى آموزش بزرگسالان ، شركت در اجراى امور عمومى جامعه آموزشى و... انجام پذيرد.
نو آورى از ديدگاه برخى از صاحبنظران
در ايـن مـبـحث ، با برخى از نظريه هاى آموزشى و پرورشى كه زيربناى بسيارى از گرايشها و نو آوريهاست ، آشنا مى شويم تا ما را به ارايه راه حلها و خط مشى هاى آموزشى جديد كه متناسب با شرايط ايران اسلامى است ، رهنمون سازند:
1- تا حد بسيار زيادى به زندگى انسان نزديك باشد.
2- يادگيرى از طريق فعاليتهاى عملى و استفاده از حواس گوناگون را گسترش دهد.
3- نسبت به علوم و فنونى كه در حال حاضر همه زندگى ما را در برگرفته است ، توجه بيشترى داشته باشد.
4- آمـوخـتـنـى هـا را در زمينه سه گانه دانستنيها و پرورش فكر، نگرشها و پرورش ارزشها و سرانجام پرورش مهارتهاى عملى ، مورد توجه قرار دهد.
5- حداكثر بهره بردارى را از روانشناسى تربيتى بكند.
6- دانش آموز و ويژگيهاى او بايد مركز ثقل آموزش و پرورش باشد.
7- بـرنـامـه آمـوزشـى بـر اسـاس هـمـكـارى گـروهـى افـراد جـامـعـه و در جـهـت رفـع نـيـازهـاى جـامـعـه و نيل به اهداف آن باشد.
8- آموزش بر اساس تحريك حس كنجكاوى و در جهت علاقه دانش آموزان باشد.
9- تـاءكـيـد آمـوزش و پـرورش بـر آموختنى ها بر اساس روش مشكل گشايى و فردمدارى باشد. بخاطر سپردن مطالب نيز تا آنجايى كه به درك مطالب كمك كند و وسيله اى براى پرورش فكر باشد، سودمند است .
10- هـمـه وجـود كـودك در فـرآيـنـد يـادگـيـرى درگـيـر بـاشـد و تـمـامـى ابـعـاد فـيـزيـكـى ، ذهـنـى ، عـاطـفـى ، اعـتـقـادى ، اجـتـمـاعـى و كل شخصيت او پرورش ‍ يابد.
11- بـرنـامـه درسـى بـايـد مـوارد همكارى گروهى ، بحث و مناظره ، بررسى محتواى درسى ، كسب مهارتها، كارآموزى فنى ، فعاليتها و تفريحات سالم و... را نيز مورد توجه قرار دهد.
خـلاصـه ايـنـكـه ، آمـوزش و پـرورش مـجـمـوعـه اى اسـت كـه اگـر بـه درسـتـى بـه آن پـرداخـتـه و مسائل و مشكلات آن در حد مطلوب حل و فصل شود، بسيارى از مشكلات حال و آينده كشور، رفع و رجوع خواهد شد و اگر به آن كم توجهى شود، بدون شك معضل فرداى انقلاب خواهد شد.
در طـى سـالهاى گذشته در مجموعه وزارت آموزش و پرورش تحولات مثبتى ايجاد شده است و دلسوختگان انقلاب و همرزمان شهيدان رجائى و باهنر، بـراى اصـلاح سـاخـتـار آمـوزش و پـرورش و ايـجـاد تـحـولات مـثـبـت در آن بـطـور مـداوم تـلاش كـرده انـد. امـا ايـن مـجـمـوعـه عـظـيـم بـا مـسـائل و مـشكلات عديده ، از جمله كمبود فضاى آموزشى مواجه است و با اينكه زمين هاى متناسب با نيازهاى آموزش و پرورش بقدر كافى موجود است و حـتـى اين زمينها در اختيار ارگانها و نهادهاى وابسته به دولت است ، از اينكه در اختيار آموزش و پرورش قرار گيرد، بعضا مضايقه مى شود البته مـردم نـيـز وظـيفه دارند كه در اين امر انسانى از همكار با آموزش و پرورش دريغ نورزند، چنان كه تا كنون افراد نيكوكارى در گوشه و كنار ميهن اسلامى ، گامهاى موثرى در اين زمينه برداشته و مدارس را احداث كرده اند، اميد است كه براى رفع كمبودهاى آموزش و پرورش عزمى ملى ايجاد شود و مردم با دولت اسلامى تا رفع كامل آنها همكارى نمايند.
بـايـد اذعـان داشـت كـه ارتـقـاى عـلمـى و اخـلاقـى كـودكـان ، نـوجـوانـان و جـوانـان كـه اسـتـقـلال و آزادى كـشـور در گـرو تربيت صحيح آنان است ، نيازمند همتى والاست و نقش معلمان و مربيان به عنوان اساسى ترين و موثرترين نقش ‍ مطرح مى باشد كه امام (ره ) فرموده اند:(3)
بـايـد دسـتـگـاهـهـاى آمـوزشـى مـتـعـهـد و دلسـوز بـراى نـجـات كـشـور، اهـمـيـت ويـژه اى در حـفـظ نـوپـايـان و جـوانـان عـزيـزى كـه اسـتقلال و آزادى كشور در آينده منوط به تربيت صحيح آنان است ، قائل باشند و نيز از اين روست كه نقش معلمان و اساتيد در تربيت و تهذيب دانش آموزان و دانشجويان به عنوان اساسى ترين و مؤ ثرترين نقش مطرح مى گردد.
عمليات ثامن الائمه : شكست حصر آبادان : 5 مهر 1360
در دورتـريـن نـقـطـه جـنـوب غـربـى ايـران ، جـزيـره اى بـه نـام آبـادان قـرار دارد كـه از جـنـوب ، آبـهـاى گـرم خـليـج فـارس و از شـمـال و مـشـرق رودخـانـه هـاى كـارون و بـهـمـنـشـيـر و از غـرب ، ارونـد رود آن را در بـرگـرفـتـه انـد. ارونـدرود - كـه تـنـهـا رودخـانـه قـابـل كـشـتـيـرانـى در ايـران اسـت و تـا پـيـش از جـنـگ تـحـمـيـلى عـراق عـليـه ايـران ، بـنـادر بـزرگ و فـعـال خـرمـشـهـر و آبـادان در مسير اين آبراه واقع بوده اند - آبادان را از عراق جدا مى كند. تاريخ شهر آبادان با تاريخ صنعت كشورمان و بويژه پالايشگاه آن گره خورده است .(4)
آغاز جنگ تحميلى و محاصره شهر آبادان
پـس از تـجـاوز عـراق در 31 شـهـريـور 1359 و اشـغـال سريع بخشهايى از خاك ايران ، خرمشهر مهمترين شهر بندرى ايران پس از 40 روز مقاومت دليـرانـه ، بـا خـيـانـت آشـكـار ليـبـرالهـا و مـنافقين ، به دست دشمن افتاد. پس از سقوط خرمشهر، رژيم عراق در صدد برآمد تا جزيره آبادان را هم اشـغـال كـنـد و تـلاش كرد تا از طريق شرق كاروان و شمال بهمنشير وارد آبادان شود، زيرا عبور از اين قسمت آسانتر از عبور از رودخانه كارون در جـنـوب خـرمـشـهـر بود. با چنين وضعيتى آبادان در يك محاصره 330 درجه اى قرار مى گرفت و عبور از رودخانه بهمنشير مى توانست آن را با خطر جدى روبرو كند. دشمن مى پنداشت اگر بتواند از اين رودخانه بگذرد، آبادان را براى هميشه از آن خود كرده است .
عـراقـيـهـا بـراى تـصـرف آبـادان در 8 آبـان 1359، در مـنـطـقـه ذوالفـقـارى روى رودخـانـه بـهـمـنـشـيـر پل شناور نصب ، و با عبور دادن قسمتى از نيروهاى خود ، وارد جزيره آبادان شدند و از آن جهت منطقه ذوالفقارى را انتخاب كرده بودند كه با استفاده از پوشش نخلستانها بتوانند از ديد رزمندگان اسلام دور مانده و براحتى وارد شهر گردند.
رزمـنـدگـان اسـلام شـبـانـه سـلاح بر دوش ، پياده و سواره به منطقه شتافتند و با جانبازى و فداكارى بسيار، چنان مقاومتى از خود نشان دادند كه دلاوريـهـا و شجاعتهاى آنان در اين منطقه به نام ((حماسه ذوالفقارى )) بعنوان برگ زرينى در تاريخ دوران دفاع مقدس به ثبت رسيد. در اين نبرد 280 نفر از نيروهاى بعثى به هلاكت رسيده و 130 نفر به اسارت در آمدند و رزمندگان ايران توانستند از نفوذ نيروهاى دشمن به شهر آبادان جلوگيرى به عمل آورند.
نـيـروهاى عراقى بعد از اين شكست سعى كردند از طرف فياضيه (بين ايستگاه 12 و خرمشهر) به سمت آبادان پيشروى كنند كه در اين منطقه نيز با مقاوم دلاورمردان اسلام مواجه و مجبور به عقب نشينى شدند. اين عمليات تا 18 آبان 1359، ادامه داشت و سرانجام نيروهاى بعثى از روستاى نخلستان عبادى نيز پاكسازى و تا 4 كيلومترى شمال رودخانه بهمنشير مجبور به عقب نشينى شدند.
بـعـد از ايـن حـمـاسـه ، جـهاد سازندگى موفق شد جاده اى در ميان باتلاقهاى اطراف آبادان احداث كند. اين جاده نيروهاى دشمن را دور ميزد و به جاده آبادان ماهشهر وصل مى شد. از طريق اين جاده وحدت معروف بود، تداركات نظامى نيروهاى ايرانى آسانتر و سريعتر انجام مى گرفت .
بـه دنبال صدور فرمان امام خمينى (ره )(5) در چهاردهم آبان 1359 مبنى بر اينكه ((حصر آبادان بايد شكسته شود)) اين مسئله علاوه بر جنبه نظامى ، جنبه شرعى نيز پيدا كرد و حيثيت نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران را از سه جنبه ، نظامى ، سياسى و مذهبى به محك آزمون سپرد.
صـدام كـه خـود را نـاتـوان از تـصـرف آبـادان مـى ديـد بـعـد از يـازدهـمـيـن نـشـسـت سـران عـرب در ((امـان )) كـه در 6 آذر 1359، تشكيل شد، چنين گفت :
((ما نمى خواهيم كشورگشايى كنيم ، ما فقط مى خواستيم تهديد ايران را از شهرهاى خود دور سازيم !))

next page

fehrest page