fehrest page

مهدى در قرآن
مقدمه

برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني


قرآن كتاب پرشكوه خداست .
كـتـابـى اسـت كـه نـه كـتـابـهـاى آسـمـانـى پـيـشـيـن آن را خـدشـه دار و باطل مى سازد و نه واقعيتهاى آينده .(62)
بـيـانـگـر هر چيزى است (63) و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در (اين ) كتاب روشن و روشنگر آمده است .(64)
در ايـن كـتـاب از هيچ چيز فروگذار نشده (65)... آخرين پيام آسمان به زمين و زمان است همانگونه كه اسلام ، آخرين دين آسمانى و آخرين برنامه زندگى است .
بـا ايـن وصـف ، آيـا براستى مى توان فكر كرد كه قرآن در مورد اين رخداد بزرگ ، كه عميقترين و وسيعترين دگرگونى حيات انسان شناخته مى شود ساكت باشد؟
و در مورد آن بدون نويد و پيام ؟
ايـن قـرآنـى كـه از چـيـرگـى ((روم )) بـر ((ايـران )) و از بـرپـايى دولت غاصب و پوشالى يهود، بر اساس سازش با قدرتهاى مسلط روزگار خبر مى دهد.(66)
ايـن قـرآنـى كـه از آن ((يـاجوج )) و ((ماءجوج )) و سرانجام آينده آنها خبر مى دهد، اين قـرآنـى كه از امكان گذشتن از جو و راهيابى انسان به كرات آسمانى گزارش مى كند و مى فرمايد:
(( يامَعْشرَ الجِْنّ‏ِ وَ الانسِ إِنِ استَطعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السمَواتِ وَ الأَرْضِ فَانفُذُوا لا تَنفُذُونَ إِلا بِسلْطانٍ ...)) (67)
يـعـنى : هان اى گروه جن و انس ! اگر مى توانيد كه از كرانه هاى آسمانها و زمين بيرون رويد، بيرون برويد اما بيرون نخواهيد رفت مگر با داشتن قدرت علمى و صنعتى ...
آيـا فـكـر مـى كـنـيـد چنين كتابى از ظهور اصلاحگر بزرگ تاريخ انسانيت و بنياد حكومت جهان گستر و عادلانه او، خبر نمى دهد و در مورد آن ساكت است ؟
هرگز چين نيست ...
قـرن از امـام مـهـدى عـليـه السـلام و بـرپـايـى حـكـومـت مـهـر و عدل او، در موارد متعدد و آيات بسيارى سخن گفته است و از اين حقيقت بزرگ خبر داده است .
و ايـن آيـات بـر شـخـصـيـت گـرانـمـايـه آن حـضـرت و ظـهـور او تاءويل گرديده است . همانگونه كه امامان نور عليه السلام كه قرآن در خانه آنان فرود آمـده اسـت ، بـديـن واقـعـيـت تـصـريـح كـرده انـد و مـى دانـيم كه صاحبان معصوم و مطهر و راستگوى خانه يعنى اهل بيت پيامبر به آنچه در خانه است ، داناتر و آگاه ترند.
نمونه هاى نويد قرآن درباره امام مهدى : 1- وارثان زمين

برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني


1ـ قرآن در نويدى مى فرمايد:
(( وَ نُرِيدُ أَن نّمُنّ عَلى الّذِينَ استُضعِفُوا فى الأَرْضِ وَ نجْعَلَهُمْ أَئمّةً وَ نجْعَلَهُمُ الْوَرِثِينَ * وَ نُمَكِّنَ لهَُمْ فى الأَرْضِ وَ نُرِى فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُمَا مِنْهُم مّا كانُوا يحْذَرُونَ .)) (68)
يـعـنـى : و مـا اراده كـرديـم بـه كـسـانـى كـه در روى زمين تضعيف شده اند نعمتى گران ، ارزانى داريم و آنان را پيشوايان (راستين ) و آنان را وارثان گردانيم .
و بـه آنـان در زمـيـن اقـتـدار و مـنـزلتـى شـايـسـتـه دهـيـم و از آنان به فرعون و ماهان و سپاهيانشان چيزى را كه از آن مى هراسيدند، نشان دهيم .
امير مؤ منان عليه السلام در تاءويل اين آيه شريفه مى فرمايد: ((دنيا پس از چموشى و سـركـشـى ، بـسـان شـترى كه از دادن شير به دوشنده اش خوددارى مى كند و آن را براى بچه اش نگه مى دارد، به ما روى خواهد آورد.))(69)
سپس به تلاوت اين آيه شريفه پرداخت كه :
(( وَ نُرِيدُ أَن نّمُنّ عَلى الّذِينَ استُضعِفُوا فى الأَرْضِ وَ نجْعَلَهُمْ أَئمّةً وَ نجْعَلَهُمُ الْوَرِثِينَ ...))
((ابن ابى الحديد)) در اين مورد مى نويسد: ((بزرگان دينى و همفكران ما با اين واقعيت تـصـريـح مـى كـنـنـد كـه ايـن بـيـان امـيرمؤ منان عليه السلام نويد از آمدن امام و پيشواى بزرگى است كه فرمانرواى زمين و زمان مى گردد و همه كشورها در قلمرو قدرت او قرار مى گيرند...))(70)
آرى ! سـخـن اميرمؤ منان عليه السلام بيانگر آن است كه دنيا پس از سختى و بيداد بسيار نـسـبـت بـه خـانـدان پيامبر(ص ) سرانجام بسوى آنان روى خواهد آورد. آنان بر كران تا كـران گـيـتـى حاكم و بر دشمنان كينه توز خويش پيروز مى گردند. انبوه مشكلاتى كه بـسـان سـنـگـهـا و صـخره ها سر راه نهضت آسمانى عدالت خواهانه و مقدس آنان قرار درد هـمـگى رام و كنار مى رود و دنيا پس از سختى و بدرفتارى با آنان برايشان آسان و پس از تلخى و مرارتش شيرين و پس از سركشى اش خاضع و پس از گردن فرازيش مطيع و منقاد آنان مى گردد.
و نيز از اميرمؤ منان عليه السلام آورده اند كه فرمود ((مستضعفان ياد شده در قرآن كريم كـه خداوند اراده فرموده است آنان را پيشواى مردم روى زمين قرار دهد ما خاندان پيامبريم . خـداونـد سـرانـجـام ((مهدى )) اين خانواده را بر مى انگيزد و بوسيله او، آنان را به اوج شكوه و عزت و اقتدار مى رساند و دشمنانشان را به سختى ، به ذلت مى كشد.))(71)
سخن كوتاه در تاءويل آيات
ايـنـك كـه سـخن به تاءويل آيات رسيد مناسب است جهت آگاهى بيشتر شما خوانندگان گرامى ، سخنى در اين مورد ترسيم گردد.
تاءويل
واژه شـنـاسـان ((تـاءويـل )) را بـرگـردانيدن واژه و سخن از معناى ظاهرى به معناى حقيقى و باطنى آن ، معنا كرده اند.(72) تاءويل و تعبير خوابها نيز اينگونه است .
بـراى نـمـونـه : حـضرت يوسف عليه السلام در خواب يازده ستاره و خورشيد و ماه را مى بيند كه در برابر او سجده مى كنند و آنگاه پس از سالهاى طولانى كه حضرت يعقوب و فـرزنـدانـش به مصر مى روند، آن خواب و معناى حقيقى آن ، روشن مى گردد كه قرآن مى فرمايد:
((... هَذَا تَأْوِيلُ رُويَاى مِن قَبْلُ ...)) (73)
هنگامى كه آنان بر يوسف وارد شدند، پدر و مادرش را نزد خويشتن جاى داد و گفت : ((اين است تعبير آن خواب من كه اينك پروردگارم آن را تحقق بخشيده است .))
و درسـت هـمـيـن بـيـان در تـاءويـل و تـعـبـيـر خـوابـهـايـى اسـت كـه ((يـوسـف )) در تـاءويـل آنـهـا مـى فرمايد: ((غذاى روزانه شما را هنوز نياورده باشند كه من پيش از آن ، شما را از تعبير آن خوابها، چنانكه پروردگارم به من آموخته است ، خبر دهم ....))
اميرمؤ منان عليه السلام در روايت از پيامبر(ص ) در مورد آموزش و فراگيرى دانشش از آن حـضـرت مـى فـرمـايـد: ((هـيـچ آيـه اى نـيـسـت جـز ايـنـكـه آن گـرامـى ، مـعـنـاى نـهـان و تاءويل آن را به من آموخت .))(74)
بازگشت به بحث
در آيـه مـورد بحث كه ظاهر سخن از جنايات فرعون است قرآن به اين واقعيت تصريح مى كند كه :
((... وَ نُرِيدُ أَن نّمُنّ عَلى الّذِينَ استُضعِفُوا فى الأَرْضِ وَ نجْعَلَهُمْ أَئمّةً وَ نجْعَلَهُمُ الْوَرِثِينَ .))
يـعـنى :... و ما بر آن هستيم كه بر مستضعفان روى زمين نعمتى گران ارزانى داريم و آنان را پيشوايان سازيم و وارثان گردانيم .
در ايـنـجـا مـعـنـاى ظـاهـرى ايـن اسـت كـه خـداونـد عـزت و اقـتـدار بـنـى اسـرائيـل را بـه آنـان بـاز پس مى دهد و ((فرعون )) و ((ماهان )) و سپاهيانشان را به بوته هلاكت مى سپارد.
اما معناى نهان آيه شريفه غير از معناى ظاهرى و روشن آن است . آن معنا اين است كه : مقصود از تـضـعـيـف شـدگـان در آيه شريفه ، خاندان پيامبرند. مردم آنان را تضعيف نموده و بر آنان ستم كرده و آنان را به قتل رسانده و رانده و سخت ترين بيدادگرى را در مورد آنان روا داشته اند.
پيامبر گرامى (ص ) در تبيين اين مطلب فرمود:
((انتم المستضعفون بعدى )) (75)
يعنى : شما تضعيف شدگان پس از من هستيد.
و اين واقعيت تاريخى كه پيامبر از آن خبر داد، هيچ نيازى به اثبات ندارد.
تـاريخ اسلامى و روند آن ، به صراحت و با رساترين صداى خويش گواهى مى كند كه مـردم از هـمـان روز رحـلت پـيـامـبـر، خـانـدان او را بـا كمال تاءسف مورد هجوم قرار دادند و آنان را بسختى تضعيف كردند.
اگر شما خواننده عزيز به كتابهايى نظير ((مقاتل الطالبين )) مراجعه كنى ، با انواع مصيبتها و رنجها و بيدادگريهايى روبرو مى گردى كه بر خاندان پيامبر باريده است ، چـرا كـه زورمندان و سلطه گران اين نسل پاك و پاكيزه را بشدت تضعيف نمودند و آنچه دلهـاى لبـريـز از كـيـنـه و جـاه طلبى شان خواست ، در دشمنى با آنان انجام دادند و كار بـجـايـى رسـيـد كـه مـردم دنـيـا پـرسـت در راه تـقـرب بـه فرمانروايان و بدست آوردن دل آنـان سـرهـاى مـقـدس ‍ فـرزنـدان پـيـامـبـر(ص ) را بـه حـاكـمـان هديه بردند،(76) همانگونه كه ((جعفر برمكى )) و عنصرى از اين قماش ‍ چنين كردند....
و راستى چه تضعيفى از اين بدتر و ظالمانه تر...؟!!!
امـا اراده خـدا بـر آن قرار گرفت كه بر اين نسل پاك و مظلوم تاريخ و بر رهروان راه و پيروان ستمديده آنان ، كه همواره زير فشار و سركوب و تحقير و ذلت قرار داشته و از سـاده تـريـن حـقـوق بـشـرى نـيـز مـحـروم هـسـتـنـد و زورمـنـدان آزادى و كـرامـت آنـان را پايمال ساخته اند، تفضيل فرموده و حكومت و فرمانروايى زمين و زمان را بر آنان ارزانى دارد. حكومت و اقتدارى كه مرزهاى آن دو اقيانوس منجمد شمالى و جنوبى باشد و همه مناطق گـونـاگـون و مـحـيـطـهـاى بـهـم پـيـوسـتـه مـيـان ايـن دو را شـامـل گـردد. حـكومت منحصر به فرد و بى نظيرى كه بدون هيچ مزاحم و رقيب و مخربى حـكـم رانـد و از اقـتـدار و نـيروى كامل و كارآيى و خلاقيت بى نظيرى براى اداره شايسته خانواده بزرگ بشرى برخوردار باشد و زمين و زمان و دلها را آباد سازد كه در اين مورد بزودى بحث خواهيم كرد...
نكته ديگر
در پـايـان بـحـث ، در مـورد آيـه 4 و 5 از سـوره مـبـاركـه قـصـص ، نـكته ديگرى نيز شايسته طرح است و آن اينكه :
مـمـكـن اسـت ايـن تـاءويل و معناى نهان آن از آيه شريفه كه امامان نور عليهم السلام آن را آشـكـار سـاخـتـه انـد از ظـاهـر آيـه نـيـز دريـافـت گردد، چرا كه در صدر آيه 5، دو واژه ((نريد)) و ((نمن )) بصورت مضارع كه از آينده خبر مى دهد، بكار رفته است .
از آنـجـايـى كـه ايـن آيات پس از گذشت هزار سال از عصر ((موسى )) بر قلب مصفاى پـيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرود آمده است مى توان گفت كه : اگر در مورد بنى اسـرئيـل بـود مـى تـوانـسـت بـصـورت مـاضـى كـه از گـذشـتـه پـيـام دارد، نـازل گـردد، ايـنـگـونـه : ((واردنـا ان نـمـن )) و يـا ايـنـگـونـه : ((مننا على الذين استضعفوا)) همانگونه كه در ديگر آيات قرآن بصورت ماضى بكار رفته است .
براى نمونه :
((لَقَدْ مَنّ اللّهُ عَلى الْمُؤْمِنِينَ ...))(77)
((...فَمَنّ اللّهُ عَلَيْكمْ ...))(78)
((وَ لَقَدْ مَنَنّا عَلَيْك مَرّةً أُخْرَى ))(79)
((وَ لَقَدْ مَنَنّا عَلى مُوسى وَ هارُونَ ))
(80)
خـداوند در همه اين آيات ، واژه مورد نظر را به صورت ماضى به كار برده است ، اما در آيه مورد بحث بصورت مستقبل ((و نريد ان نمن ))
آيـا خـود ايـن نـكـتـه ، نـشـانـگـر ايـن واقـعـيـت نـمـى تـوانـد بـاشـد كـه مـعـنـاى نـهـان و تاءويل آيه شريفه را از ظاهر و تفسير آن نيز مى توان دريافت ؟
در آيه بعد نيز همينگونه است : ((و نرى فرعون و هامان ...))
و جاى اين سؤ ال كه چرا نفرمود: ((و اءورينا فرعون و هامان ؟))
و نـيـز در واژه هاى : ((نريد)) و ((نجعلهم )) و باز ((نمكن )) و ((نرى ))(81) اين واژه هـاى شـشـگـانـه بـصـورت مـسـتقبل آمده اند و نه ماضى ، در صورتى كه مى توانست ماضى باشند.
يك سؤ ال :
مـمـكن است اين سؤ ال طرح گردد كه : ((فرعون )) و ((هامان )) و سپاهيانشان ، هزار سال پيش از نزول قرآن نابود شده اند با اين وصف ، چگونه مى توان آيه مورد بحث را به واپسين حركت تاريخ و آينده جهان تاءويل نمود؟
پاسخ :
پـاسـخ ايـن اسـت كـه واژه ((فـرعـون )) در فـرهـنـگ ديـن و ديـن شـناسان ، به مفهوم خـودكـامـگى و بيدادگرى و تجاوز و خود برتر بينى است و نام همه زمامداران خودكامه و خـودپـرسـت و تـجـاوز كـار، ((فـرعـون )) مـى بـاشـد، چـرا كـه هـر عـصـر و زمـانـى را ((فرعونى )) خواهد بود و هر جامعه و امتى را فرعونها.
از دو امـام گـرانـقـدر حـضـرت بـاقـر و صـادق عـليـهـمـاالسـلام در تاءويل آيه مورد بحث روايت كرده اند كه : ((در اين آيه شريفه ، منظور از ((فرعون )) و ((هـامـان )) دو عـنصر خودكامه از قريش اند. خداوند آن دو را به هنگام ظهور مهدى عليه السـلام زنده مى كند و از آنان به خاطر آنچه مرتكب شدند بازخواست مى نمايد و آنان را بـه كـيـفـر جـنـايـتـشـان مـى رسـانـد. و مـنظور از سپاهيان آن دو نيز، پيروان اين دو عنصر خـودكـامه اند، همانانى كه با آن دو همكارى كردند و بر خط آنان گام سپردند و نام آنان را سر زبانها انداختند.))(82)
نمونه هاى نويد قرآن درباره امام مهدى : 2- وعده خدا

برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني


و نيز خداوند در قرآن كريم اينگونه از آن حضرت نويد مى دهد:
(( وَعَدَ اللّهُ الّذِينَ ءَامَنُوا مِنكمْ وَ عَمِلُوا الصالِحاتِ لَيَستَخْلِفَنّهُمْ فى الأَرْضِ كمَا استَخْلَف الّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنّ لهَُمْ دِينهُمُ الّذِى ارْتَضى لهَُمْ وَ لَيُبَدِّلَنهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنى لا يُشرِكُونَ بى شيْئاً وَ مَن كفَرَ بَعْدَ ذَلِك فَأُولَئك هُمُ الْفاسِقُونَ ...)) (83)
يـعـنـى : خـدا بـه كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند وعده داده است كه آنان را در روى زمين جانشين ديگران سازد همانگونه كه مردمى را كه پيش از آنان بودند جانشين ديگران كرد و دينشان را ـ كه خود برايشان پسنديده است ـ استوار سازد و وحـشـتشان را به امنيت تبديل كند، تا تنها مرا بپرستند و چيزى را با من شريك نگيرند. و آنان كه از آن پس ، راه كفر و ناسپاسى در پيش گيرند، نافرمانند.
ايـن آيـه شـريـفـه از جـمـله آيـاتـى اسـت كـه بـه آن حـضـرت تاءويل شده است .
معناى آشكار و ظاهر آيه اين است كه ، خداوند:
1ـ آفـريـدگار تواناى هستى به مؤ منان و شايسته كرداران اين امت وعده داده است كه آنان را جانشين ديگران سازد...
طـبيعى است كه انسان بر روى همين سياره خاكى زندگى مى كند و آيه ناظر بر همين زمين اسـت و بـيانگر اين واقعيت است كه خداوند، سرزمين و امكانات كفر پيشگان جهان را به اين شايسته كرداران با ايمان مى دهد، و بدانان شرايط و امكاناتى مى بخشد كه در زمين با قدرت و عدل و داد فرمانروايى كنند، همانگونه كه در گذشته نيز برخى از دوستانش را جانشين دشمنانش ساخته است .
2ـ و نيز به آنان وعده داده است كه قدرت و نيرو و امكاناتى به آنان ارزانى دارد كه دين مورد پسند او را در همه عرصه هاى زندگى پياده كنند و شرايط وحشت بار و هراس انگيز اجـتماعى و روانى خويش را به امنيت و آرامش ‍ تبديل سازند، به گونه اى كه جز از خدا و عدالت نهراسند و هيچ قدرتمدار و زورمندى نتواند بر آنان ، شاخ و شانه بكشد. خداى را بـدون ترس و هراس و بصورت آشكار بپرستند و نداى حق و عدالت را به روشنى و با صداى رسا، طنين افكن سازند.
كوتاه سخن اين كه : با نگرش به ظاهر اين آيه ، خداوند به مؤ منان و شايسته كرداران ايـن امت ، نويد جامعه اى را مى دهد كه از هر پليدى و ناپاكى پيراسته است و به تمامى ارزشـهـا و قـداسـتـهـا و فـضـيـلتـهـا و شـايستگيها آراسته است ، اين معناى ظاهرى اين آيه شريفه .
اين وعده شكوهمند خدا كه سه بار با ((لام قسم )) مورد تاءكيد قرار گرفته است و سه بار با ((نون تاءكيد))، تاكنون تحقق نيافته است .
چـه زمـانـى مـردم بـا ايـمـان و شـايـسـتـه كـردار تـوانـسـتـنـد بـا اقـتـدار، حـكـومـت مـهـر و عـدل خـويـش را در سـراسـر جـهـان بـرپـا دارنـد و در كـمال آزادى و بدون ترس و دلهره مقررات عادلانه و جانبخش قرآن را در عرصه هاى حيات ، پياده نمايند؟
ايـن مـؤ مـنان شايسته كردارى كه خداوند در آيه مورد بحث اين وعده روح بخش را به آنان مى دهد چه كسانى هستند؟
اگـر شـمـا خـواننده عزيز به تاريخ اسلام و مسلمانان از همان آغاز درخشش انوار نورانى وحـى تـاكـنـون ، مراجعه كنيد، به شايستگى در خواهيد يافت كه اين وعده شكوهبار خدا در ظـرف ايـن هـزار چـهـارصـد سـال تـحـقـق نـيـافـتـه و ايـن نـويـد بـزرگ جـامـه عمل نپوشيده است .
مـن فـكـر نـمـى كـنم كه وجدان هيچ مسلمان آگاه و باانصافى بپذيرد كه منظور از مؤ منان شـايـسـتـه كـردار در ايـن آيـه ((امويان )) و ((عباسيان )) باشند، چرا كه تاريخ مورد قـبول امت اسلام و ملل بيگانه ، گواه است كه ((امويان )) و ((عباسيان )) در حكومت سياه و وحـشتناك خود، سهمگين ترين جنايات را مرتكب شدند و خون پاك اولياى خدا را به زمين ريـخـتـنـد، حـرمتها را هتك كردند و كاخهاى ظلم و بيدادشان لبريز از فسق و فجور و ضد ارزش بـود كـه اگـر بـخـواهـيـم آن جـنـايـتـهـا را بطور دقيق شرح دهيم كتاب از اسلوب و موضوع خود خارج خواهد شد.
بـعـلاوه چـه روزگـارى بـراسـتـى ديـن خـدا بـه تـمكن و اقتدار مورد نظر اين آيه مباركه نائل آمد، تا نويد جهان گستر شدن آن تحق يافته باشد همانگونه كه در آيه آمده است :
((وَ لَيُمَكِّنَنّ لهَُمْ دِينهُمُ الّذِى ارْتَضى لهَُمْ ...))
ايـن صـحـيـح اسـت كـه اسـلام به دليل جامعيت ، محتواى بلند، هماهنگى با فطرت و ديگر ويـژگـيـهـاى خـود و آورنـده و آمـوزگـاران و الگـوهاى حقيقى آن امامان نور عليهم السلام تـاكـنـون بـه مـيـليـونـهـا دل و قـلب راه يافته و آهسته آهسته به راه خود ادامه مى دهد، اما سـوگـمندانه همچنان فاقد يك قدرت منسجم جهانى است ؛ بطورى كه در هر گوشه اى از اين جهان پرآشوب ، هر كس مى تواند به جنگ با آن بر مى خيزد و بر ضد آن و پيروان آن دست به شقاوت مى زند.
بـه ((چين )) يا ((شوروى )) يا برخى از كشورهاى افريقايى و اروپايى برويد تا تـرس و هـراسـى را كه بر مسلمانان نجات يافته از تصفيه هاى خونين و ظالمانه سايه افكنده است ، بشناسيد و با ظلم و فشارى كه از هر سو زندگى آنان را احاطه كرده است ، آشنا شويد.(84)
در بـرخـى از كـشـورهـا نـگـاه داشـتـن قـرآن بزرگترين جرم است و نگاه دارنده آن در خور سهمگين ترين كيفرها و سخت ترين شكنجه ها.
ديـگر از دهها ميليون مسلمانى كه تنها به جرم ايمان به اسلام و قرآن كشته شدند چيزى مپرس .
در ((چـيـن )) و ((شـوروى )) و ((يـوگـسلاوى )) كشتارگاههاى مهيب و رعب آورى برپا گرديد و سيلابى از خون مسلمانان به راه افتاد.
در فليپين هم اكنون نيز مسلمانان از انواع فشار و سركوب و محروميتها رنج مى برند و در ((ويـتـنـام )) جـز خـدا نـمـى دانـد كـه چـه شـمـار مـسـلمـانـان بـدسـت كـمـونـيـسـتـهـا قـتـل عـام شـدنـد و از دهـهـا هـزار مـسـجـدى كـه بـه اصـطـبـل و مـحـل نـگـهـدارى سـلاح و ((كـنـيـسـه )) و مـيـدان ورزش تبديل شد ديگر مپرس و مگو...
پس چه زمانى نويد و وعده خدا تحقق يافت ؟...
سؤ ال :
مـمـكـن اسـت بـرخى بگويند: ((اسلام در ((جزيرة العرب )) و كشورهاى خاور ميانه و بـسيارى از ديگر كشورها بويژه در روزگار فتوحات اسلامى تمكن و اقتدار يافت ... آيا اين نوعى تحقق آن نويد نيست ؟))
پاسخ :
صحيح است كه اسلام در مقاطعى از تاريخ خويش ، در قلمرو محدودى به قدرت رسيد و رهـبرى سياسى و اجتماعى را به كف گرفت ، اما آيا براستى همين حاكميت محدود و مقطعى ، نـويـد مـورد نظر قرآن و تحقق آن وعده شكوهمند خداست ؟ اگر چنين است اين شرايط كه در همان عصر پيامبر تحقق يافت و اسلام بر مدينه و بخشهايى از ((جزيرة العرب )) حاكم گـرديـد. بـا ايـن وصف معنا و مفهوم اين نويد شكوهبار قرآنى چه مى تواند باشد كه مى فرمايد:
((وَعَدَ اللّهُ الّذِينَ ءَامَنُوا مِنكمْ وَ عَمِلُوا الصالِحاتِ ....))
يـعـنـى : خـداونـد به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دهند وعده داده است كه آنان را در روى زمين جانشين سازد...
بـنـظـر مـا، مـعـنـاى واقـعـى ايـن نـويد قرآنى اين است كه روزگارى در پيش است كه بر سراسر گيتى حاكم مى گردد و مسلمانان بدون هيچ هراس و دلهره اى راه و رسم مترقى و شعائر و برنامه هاى انسانساز دينى خود را بر پاى مى دارند و در تمامى مناطق مسكونى و آباد جهان ، تنها اسلام ، تدبير امور و تنظيم شئون بشريت را بدست مى گيرد.
آرى ! اين وعده شكوهبار قرآن است و اين هم تاكنون ، تحقق نيافته است .
معناى اين آيه در پرتو روايات
امـامـان مـعـصـوم و آمـوزگـاران راسـتـيـن قـرآن نـيـز در تـاءويـل آيـه مـورد بـحـث بـر ايـن انـديـشـه رهنمون هستند كه اين وعده پرشكوه خدا تحقق نيافته و به هنگامه ظهور حضرت مهدى عليه السلام تحقق خواهد يافت .
بـزودى در هـيـمن كتاب با روايات معتبرى روبرو خواهيد شد كه بطور صريح و بى هيچ ابـهـامـى ايـن آيـه قـرآن را بـر عـصـر ظـهـور آن حـضـرت و حـكـومـت عدل و مهر او منطبق ساخته اند.
براى نمونه :
1ـ از چـهـارمين امام نور عليه السلام آورده اند كه آيه مورد بحث را، تلاوت كرد و فرمود: ((بـخـدا سـوگـنـد كـه ايـن مـؤ مـنـان شـايـسـتـه كـردار، شـيـعـيـان مـا اهـل بـيـت هـستند و خداوند اين نويد و وعده شكوهبار را بدست بزرگ مردى از ما تحقق خواهد بـخشيد او مهدى اين امت است و كسى كه پيامبر در مورد او فرمود: اگر از عمر دنيا تنها يك روز بـاقـى مـانـده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولانى خواهد ساخت تا مردى از عترت من كه نامش ، نام من است بر جهان حكومت كند و زمين را همانگونه كه به هنگام ظهور او لبريز از ظلم و جور است مالامال از عدل و داد سازد.))(85)
2ـ و از دو امـام مـعـصـوم حضرت باقر و حضرت صادق عليهم السلام نيز همين سخن روايت شده است و آنان نيز درست همين نويد را داده اند.
مـرحـوم ((طبرسى )) پس از نقل اين روايت مى گويد: ((منظور از مؤ منان شايسته كردار، پـيـامـبـر و خـانـدان اويـنـد و ايـن آيـه در بـردارنـده نـويـد حـكـومـت عـادلانـه جـهـانـى اهل بيت ، استقرار اقتدار آنان در سراسر گيتى و برچيده شدن وحشت و هراس آنان با ظهور حضرت مهدى عليه السلام است .))
و مـى افـزايـد: ((خاندان پيامبر در مورد اين واقعيت اجماع و اتفاق نظر دارند و روشن است كـه اجماع آنان همانند قرآن حجت است . چرا كه پيامبر گرامى (ص ) فرمود: ((مردم ! من از مـيـان شـمـا مـى روم اما دو گوهر گرانبها در ميان شما به يادگار مى گذارم : يكى كتاب خـدا، قـرآن و ديـگـرى خـانـدانـم . و ايـن دو تـا روز رستاخيز و ورود بر من در كنار حوض كوثر، از هم جدايى ناپذيرند.))
آنـگـاه مـى افـزايـد: ((نـويـد شـكـوهـمـنـد ايـن آيـه قـرآن نـيـز كـه تـمـكـن و اقـتـدار اهـل بيت و استقرار دين خدا بر روى زمين بوسيله آنان است ، وعده اى است كه تاكنون تحقق نـيـافته است از اين رو آن حضرت در انتظار دريافت فرمان ظهور از جانب خداست ، چرا كه خداوند در وعده اش تخلف نمى ورزد.))(86)
نمونه هاى نويد قرآن درباره امام مهدى : 3- شايستگان ، وارث زمين

برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني


قرآن در آيه ديگرى مى فرمايد:
(( وَ لَقـَدْ كـتـَبـْنـَا فـى الزَّبـُورِ مـِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الاَرْض يَرِثُهَا عِبَادِى الصالِحُونَ .)) (87)
ما در زبور (و كتابهاى آسمانى پيشين ) پس از نوشتن در لوح محفوظ، نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث مى برند.
مفسران در تفسير اين آيه ، در معناى ((زبور)) و ((ذكر)) به توفق نرسيده اند؛ اما اين ديـدگـاهـهـاى مـتـفـاوت ، اخـتـلاف جـوهـرى نـيـسـت ، چرا كه معناى زبور، چه كتاب آسمانى نازل شده بر داود پيامبر باشد يا مقصود از آن جنس ‍ كتابهاى آسمانى مهم نيست همچنانكه مـعـنـاى ((ذكـر)) نـيـز در آيـه شـريـفـه ((تـورات )) بـاشـد يا ((قرآن )) يا ((لوح مـحـفـوظ)) هـمـچـنـانـكه مفسرين گفته اند، به محتواى آيه صدمه اى نمى زند و معناى آيه اينگونه است :
((و ما در كتابهايى كه بر پيامبران فرو فرستاديم يا در ((زبور)) كه آن را به داود پـيـامـبـر نـازل ساختيم ، پس از نوشتن در لوح محفوظ يا تورات و يا قرآن ، نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ميراث مى برند.))
طبرسى و ديگران در تفسير آيه از پنجمين امام نور عليه السلام آورده اند كه فرمود:
((هم اصحاب المهدى فى آخر الزمان )) (88)
يعنى : اينان ياران حضرت مهدى عليه السلام در آخر الزمان هستند.
به باور ما، موضوعى كه خداى جهان آفرين در ((زبور)) و در ذكر نوشته است و آن را بـا ((لقـد)) و ((ان )) دو بـار، سـخـت ، مـورد تـاءكـيـد قـرار داده ، شـايـسـتـه اسـت كه موضوعى بسيار اساسى و حساس در نهايت اهميت باشد.
صـحـيـح اسـت كه برخى مفسران مقصود از ((زمين )) در آيه مباركه را زمين بهشت دانسته و آيـه را ايـنـگـونـه مـعـنا كرده اند كه : ((بندگان شايسته خدا، زمين بهشت را به ارث مى بـرنـد.)) و بـرخـى نـيـز زمـين مورد نظر را همين سياره خاكى دانسته اند كه سرانجام امت مسلمان آن را با فتوحات خويش به ارث مى برند.
امـا ايـن دو ديـدگـاه مـعـنـاى ظـاهـرى آيـه اسـت و مـعـنـاى نـهـان و تـاءويـل آيـه شـريـفـه ايـن اسـت كـه : ((بـنـدگـان شايسته خدا بر سراسر جهان حكومت عادلانه و انسانى خويش را، برقرار خواهند ساخت .))
مرحوم ((شيخ طوسى )) در تفسير آيه شريفه از امام باقر عليه السلام روايت كرده است كه :
((ان ذلك وعد الله للمؤ منين بانهم يرثون جميع الارض .)) (89)
يـعـنـى : اين وعده قطعى خدا بر مؤ منان است كه آنان تمامى زمين و زمان را به ارث خواهند برد.
اين آيه مباركه از نظر معنا، به آيه پيش شباهت دارد كه مى فرمايد:
((ليستخلفنهم فى الارض ))
در ايـن دو آيـه ، چـه تـعـبـيـر زيـبـايـى بـه كـار رفـتـه اسـت ، تـعـبـير به ((ارث )) و ((استخلاف )) كه ((ارث )) انتقال ثروت و امكانات از مرده به زنده و ((استخلاف ))، نيز قرار دادن يكى بجاى ديگرى را مى گويند.
نمونه هاى نويد قرآن درباره امام مهدى : 4- گسترش اسلام در سراسر گيتى

برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني


قرآن مى فرمايد:
(( هُوَ الّذِى أَرْسلَ رَسولَهُ بِالْهُدَى وَ دِينِ الْحَقّ‏ِ لِيُظهِرَهُ عَلى الدِّينِ كلِّهِ وَ لَوْ كرِهَ الْمُشرِكُونَ .)) (90)
اين آيه ، در قرآن شريف سه بار آمده است و دلالت بر حساسيت موضوع مى كند.
آيه داراى تفسير و ظاهرى است و داراى تاءويل و نهانى .
تـفـسـيـر و ظـاهـر آيـه ايـن اسـت كـه : خداوند پيامبرش حضرت محمد(ص ) را به توحيد و تـوحـيدگرايى ، بندگى خدا، پرستش او و دين اسلام فرستاد تا اين دين آسمانى را با قدرت و قوت به همه اديان پيروزى بخشد و سراسر گيتى در قلمرو توحيد و عدالت و تقواى مورد نظر قرآن قرار گيرد.
در آيـه شـريـفـه واژه ((ليـظـهره )) در خور تعمق است ، چرا كه ((ظهور)) در اينجا به مـعـنـاى بـرتـرى كـامـل و روشـن بـا چـيـرگـى و قـدرت هـمـه جـانـبـه و كامل است كه مى فرمايد:
(( كيْف وَ إِن يَظهَرُوا عَلَيْكمْ لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلاّ وَ لا ذِمّةً .)) (91)
كـه مـعـنـاى آيه شريفه اين مى شود: ((دين حق ، با اقتدار و شكوه پيش مى رود و بر همه اديـان ، بـرتـرى كامل و پيروزى همه جانبه مى يابد و جهان را در سايه هدايت خويش مى گيرد.
بـا ايـن بـيـان اگـر گـفـتـه شـود كـه ايـن وعـده ، تـحـقـق يـافـتـه و اراده خـداونـد جـامـه عـمـل پوشيد است ، معناى آيه اين است كه : ((خداوند همه دينها و آيينها و كشيهاى منحرف و بـى اساس را بوسيله قرآن و پيامبر، باطل و با آمدن اسلام نفى كرد و هرگونه شرك و انـحـراف و زنـدقـه و پـرستش باطل را مردود شمرد و از صفحه گيتى برانداخت و جهان ، جزيره توحيدگرايى و مهد عدالت و آزادى و تقوا پيشگى گرديد.
ايـن مـعـنـاى ظاهرى آيه ، آما اگر بخواهيم از تاءويل آيه سخن بگوييم و در پرتو معناى نهان او راه جوييم ، بايد بگوييم كه اين وعده قطعى و تخلف ناپذير هنوز تحقق نيافته است .
مـسـلمـانـان هـنـوز شمارشان حدود يك چهارم مردم جهان يا كمتر است و بر كشورهاى اسلامى قـوانـيـن و مقررات غير اسلامى حكومت مى كند و مرامها و كيشهاى ساختگى و دروغين ، آزادانه به حيات خود ادامه مى دهند.
در بـرخـى از كشورها، مسلمانان ، اقليت پايمال شده اى هستند كه فاقد قدرت و امكانات و بـرسـرنـوشـت خـويـش حـاكـم نـيـسـتـنـد، بـنـابـرايـن پـيـروزى كامل حق بر باطل كجاست ؟
و نـويـد قـطـعـى و تـخـلف نـاپـذيـر ((لِيُظهِرَهُ عَلى الدِّينِ كلِّهِ )) چه زمانى و چگونه تحقق يافته است ؟
در پرتو روايات
پـيـشـوايـان نـور و امـامـان اهـل بـيـت عـليـهـم السـلام در مـعـنـاى نـهـان و تـاءويـل آيـه ، رهنمود دارند كه اين مربوط روزگار ظهور امام مهدى عليه السلام است كه بى ترديد تحقق خواهد يافت .
اينك نمونه هايى از روايات در تاءويل آيه شريفه :
1ـ در تـفـسـير آيه مورد بحث ، از اميرمؤ منان عليه السلام آورده اند كه اين آيه شريفه را تـلاوت كـرد كه : (( هُوَ الّذِى أَرْسلَ رَسولَهُ بِالْهُدَى وَ دِينِ الْحَقّ‏ِ لِيُظهِرَهُ عَلى الدِّينِ كلِّهِ .)) آنگاه فرمود: ((اظهر ذلك بعد؟))
(( قالوا: نعم !
قال عليه السلام : كلا، فوالذين نفسى بيده حتى لاتبقى قرية الا وينادى فيها بشهادة ان لا له الا الله بكرة وعشيا.))
(92)
فرمودند: ((آيا اين نويد پيروزى تحقق يافته است ؟))
پاسخ دادند: ((آرى ))
آن حـضرت فرمود: ((هرگز بخدايى كه جانم در كف قدرت اوست با تحقق اين وعده ، هيچ شهر و ديارى نمى ماند جز اينكه در آن نداى يكتايى و عظمت خدا بامدادان و شامگاهان طنين مى افكند.))
2ـ در تفسير برهان روايت كرده است كه فرمود:
((فلا، والذى نفسى بيده حتى لا تبقى قرية الا و نودى فيها بشهادة ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله بكرة وعشيا.)) (93)
يـعـنـى : بخدايى كه جانم در كف قدرت اوست هيچ شهر و ديارى نمى ماند جز اينكه در آن نداى يكتايى خدا و رسالت محمد(ص ) بامدادان و شامگاهان در آن طنين مى افكند.
3ـ و نيز از ابن عباس آورده اند كه در مودر اين جمله از آيه : ((لِيُظهِرَهُ عَلى الدِّينِ كلِّهِ و...)) گفت :
((لايكون ذلك حتى لايبقى يهودى و لا نصرانى و لا صاحب ملة الا صار الى الاسلام ، حـتى تاءمن الشاة و الذئب و البقرة و الاسد و الانسان و الحية ، حتى لاتقرض فارة جرابا و حتى توضع الجزية و يكسر الصليب و يقتل الخنزير و هو قوله تعالى : ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون و ذلك يكون عند قيام القائم عليه السلام )) (94)
يـعـنـى : بـخـداى سـوگـنـد چـنـيـن نخواهد شد تا مگر روزگارى كه يهوديان و مسيحيان و پـيـروان ديـگـر مرامها و مسلكها، به اسلام ايمان آورند. گرگ و گوسفند و شير درنده و انـسـان و مـار گـزنده ، نسبت به هم احساس امنيت نمايند، نه گرگ گوسفند را بدرد و نه گـوسـفـنـد از آن بـهـراسـد. روزگـارى كـه ديگر موشى كيسه اى را پاره نكند و فساد و تباهى روى ندهد. زمانى كه جزيه ها الغا گردد و صليبها شكسته شود.
آرى ! اين معناى آيه شريفه است كه مى فرمايد: ((لِيُظهِرَهُ عَلى الدِّينِ كلِّهِ .))
و آنـگـاه تاءكيد كرد كه اين وعده الهى تنها با قيام حضرت مهدى عليه السلام و استقرار دولت مهر و عدل او در جهان تحقق خواهد يافت .
4ـ و نيز از ((ابوفضيل )) آورده اند كه : از امام كاظم عليه السلام از مفهوم پيام و معناى آيـه پـرسـيـدنـد كـه مـى فـرمـايـد: (( هُوَ الّذِى أَرْسلَ رَسولَهُ بِالْهُدَى وَ دِينِ الْحَقّ‏ِ لِيُظهِرَهُ عَلى الدِّينِ كلِّهِ ...))
(( قال عليه السلام : ((هو امر الله رسوله بالولاية و الوصية . و الولاية هى دين الحق .
قلت : لِيُظهِرَهُ عَلى الدِّينِ كلِّهِ ؟
قال عليه السلام : يظهره على جميع الاديان عند قيام القائم عليه السلام ))
(95)
يـعـنـى حـضـرت فـرمـودند: ((خداوند پيامبر خدا را به ولايت و وصيت و معرفى جانشينان خود، فرمان مى دهد و دين حق در آيه شريفه ، ولايت است ، يعنى ولايت امامان معصوم .))
پرسيدم : ((سرورم ! معناى ((لِيُظهِرَهُ عَلى الدِّينِ كلِّهِ )) چيست ؟))
فـرمـود: ((خـدا ديـن خـويـش را بـا قـيـام ((قـائم )) بـر هـمـه كـيشها و دينها و، پيروزى كامل مى بخشد.))
((قـندوزى حنفى )) از امام صادق عليه السلام در معناى آيه شريفه روايتى آورده است كه مى فرمايد:
((والله ما يجى ء تاءويلها حتى يخرج القائم المهدى عليه السلام فاذا خرج لم يبق مشرك الا كره خروجه و لا يبقى كافر الا قتل ...)) (96)
يعنى : بخداى سوگند معناى نهان و تاءيل آيه شريفه تحقق نمى يابد، مگر هنگامى كه حـضرت مهدى عليه السلام ظهور كند و هنگامى كه او ظهور كرد بقاياى شرك گرايان از ظهور او ناخرسند مى گردند و كافران حق ستيز به كيفر گناه خود مى رسند...
6ـ مرحوم ((علامه مجلسى )) از ابى بصير آورده است كه : از امام صادق عليه السلام در مـورد آيـه شـريـفـه پـرسـيـدم كـه ، (( هُوَ الّذِى أَرْسلَ رَسولَهُ بِالْهُدَى وَ دِينِ الْحَقّ‏ِ لِيُظهِرَهُ عَلى الدِّينِ كلِّهِ وَ لَوْ كرِهَ الْمُشرِكُونَ .))
((قال عليه السلام : و الله ما انزل تاءويلها بعد.
قلت : جعلت فداك و متى انزل ؟
قال عليه السلام : حتى يقوم القائم ان شاء الله فاذا خرج القائم لم يبق مشرك .))
(97)
يـعـنـى : حـضـرت فرمودند: ((بخدا سوگند! تاءويل و معناى نهان آن هنوز نيامده و تحقق نيافته است .))
گفتم : ((فدايت گردم ! چه زمانى فرود مى آيد؟))
فـرمـود: ((زمـانـى كـه ((قـائم آل مـحـمـد(ص ))) به اراده الهى قيام كند و زمانى كه آن حـضـرت قـيـام كـنـد ديـگـر از شرك و شرك گرايى اثرى نمى ماند و دين حق همه دلها را نورباران مى سازد...))
و بـديـنـسـان بـه هـمـيـن انـدازه ، از آيـاتـى كـه پـيـرامـون وجـود گـرانـمايه آن حضرت تاءويل شده است بسنده مى شود، اما يادآورى مى گردد كه ما تنها شمارى اندك از آيات را ترسيم نموديم چرا كه آيات شريفه قرآن در اين مورد بگونه اى كه در روايات آمده است ، بـسـيـار اسـت و علامه معاصر جناب ((سيد صادق شيرازى )) در كتاب خويش ‍ ((المهدى فـى القـرآن )) 106 آيـه ، تـنـهـا از مـصـادر و مـنـابـع اهـل سـنـت در مـورد امـام مـهـدى عـليـه السلام گرد آورده است و اگر ما بخواهيم همه آيات را بياوريم سخن طولانى مى گردد.

fehrest page