fehrest page

back page

نور الابصار

برگرفته از كتاب : چشم به راه مهدي


نوشته : سيد مؤ من بن حسن بين مؤ من الشبلنجى
ناشر: دارالكتب العلميه ، بيروت .
شماره صفحه ها: 248
وى در قريه شبلبخ از قراى مصر پرورش يافت و در ده سالگى تمام قرآن را حفظ كرد و وارد دانشگاه الازهر مصر شد و نزد دانشمندان بزرگى چون : شيخ محمد خضرى ، مياطى ، شيخ محمد الاشمونى ، شيخ محمد الانبايى ، شيخ ابراهيم شرقاوى شيخ محمد مرصفى ، كسب دانش كرد و در علوم و فنون گوناگون ، بويژه علم حديث ، ادب و تاريخ به درجات عالى نائل آمد و آثار ارزشمندى ، عرضه داشت از جمله نوشته هاى وى ، كتاب : نورالابصار فى مناقب آل بيت النبى المختار است (708) .
بخشى از اين اثر، اختصاص به حضرت مهدى دارد كه تحت عنوان : ((فصل فى ذكر مناقب محمد بن الحسن الخالص ...)) آمده است . ذيل اين فصل ، به بحث درباره : ولادت ، كنيه ، القاب ، اوصاف و نايبان حضرت ، چگونگى غيبت ، سال غيبت ، طول عمر، زمان و مكانى كه حضرت غائب شده ، حيات وى پس از غيبت ، محال نبودن غيبت طولانى و... مى پردازد.
آنگاه ، ديدگاه كسانى را كه بر اين باورند: مهدى منتظر، محمد بن حنيفه است و باز خواهد گشت و هم اكنون در جبل رضوى ، اطراف مدينه مى زيد، به شدت رد مى كند و مى نويسد:
(( و هذه كلها اقوال فاسدة ... فان محمد بن حنيفه رضى الله عنه توفى بالمدينة المنورة و قيل بالطائف .)) (709)
اين گفتارها تمام فاسد است ... محمد بن حنيفه ، در مدينه منوره و برخى گفته اند در طايف وفات كرده است .
سپس تحت عنوان : ((تتمة )) سخن را درباره اخبار مهدى (عج ) پى مى گيرد ابتدا اشاره دارد به اختلاف بين علماء، درباره اين كه آيا حضرت مهدى (عج )، از اولاد امام حسن است يا امام حسين (ع ) و نظر مى دهد كه حضرت مهدى ، از اولاد امام حسين (ع ) است و ديدگاه صاحب ((يواقبت الجواهر)) را براى تاءييد نظر خود، مى آورد:
(( ... المهدى من ولد الامام الحسن العسكرى بن الحسين و مولده النصف من شعبان ...)) (710)
آنگاه به موضوعات زير مى پردازد.
ويژگيهاى ظاهرى امام : قد و قامت ، رنگ ، سيما و...
زمان و مكان ظهور
چگونگى قيام .
سرزمين كشته شدن سفيانى
چگونگى برخورد با مردم .
و...
الاذاعة لما كان و ما يكون بين يدى الساعة

برگرفته از كتاب : چشم به راه مهدي


نوشته : سيد محمد صديق حسن .
ناشر: مؤ سسه سعودى مصر.
شماره صفحه ها:
مؤ لف ، در قنوج هند، چشم به هستى گشود، در دهلى به كسب دانش ‍ پرداخت ، سپس براى امر معاش ، به ((بهوبال )) سفر كرد و با تلاش و پشتكار، ثروت فراوان ، به دست آورد و با ملكه ((بهوبال ))، ازدواج كرد.
با حضور در صحنه افكار جديد و اصلاح طلبانه و در شمار شخصيتهاى دوره نوين نهضت اسلامى قرار گرفت . از وى آثار ارزشمندى در علوم و معارف اسلامى به زبانهاى : عربى ، فارسى و هندى به يادگار مانده است (711) .
از جمله كتاب : ((الاذاعة لما كان و ما يكون بين يدى الساعة )).
اين اثر، همان گونه كه از نامش پيداست ، ملاحم و فتن پيش از قيامت را در بر دارد. نويسنده ، ابتداء احاديثى كه در باب حضرت مهدى و مساءله غيبت در منابع روايى چون : سنن ، معاجم ، مسانيد و... آمده و از آنها استفاده تواتر مى شود، گرد مى آورد.
پس از اثبات تواتر احاديث ، به شبهات و خرده گيريهايى كه از سوى ابن خلدون و... در مورد احتجاج به احاديث حضرت مهدى شده مى پردازد و به ابن خلدون كه مى نويسيد:
((احاديث مربوط به غيبت مهدى ، برخى با برخ ديگر معرض است و راويان بعضى احاديث ، چون حافظه و ضبط قوى نداشته اند مورد طعن و جرح قرار گرفته اند. تنها به رواياتى كه از سوى محققان از محدثان رسيده ، مى شود عمل كرد.))
پاسخ مى دهد:
اولا، در كتابهاى صحيح نيز، راويان مورد طعن و جرح وجود دارد. افزون بر اين احاديث مربوط به مهدى را محدثان مورد اعتمادى ، چون : ترمذى ، ابى داود، ابن ماجه ، حاكم ، طبرانى و ابى يعلى الموصلى به اسناد جماعتى از صحابه نقل كرده اند.
ثانيا، احاديث مربوط به مهدى ، برخى صحيح و بعضى حسن و ضعيف هستند. از آن جا كه برخى احاديث ، به برخ ديگر يارى مى رسانند و به شواهدى نيز، تقويت مى شوند، مى شود بر آنها اعتماد كرد.
ثانيا، مساءله امام زمان (عج ) و ظهور وى ، مشهور بين همه مسلمانان و اهل اسلام است و در طول عصرها و قرنها، زبان به زبان منتقل شده و همه بر آن بوده و هستند كه ناچار در آخر الزمان ، فردى از اهل بيت پيامبر(ص ) ظهور مى كند و دين را تاءييد و عدل را ظاهر مى سازد و مسلمانان از وى پيروى مى كنند و بر بلاد اسلامى مسلط مى شود. اين شخص مهدى ناميده مى شود.
آنگاه مى نويسد: خروج دجال و فرود آمدن عيسى و وقايع پس از آن ، از نشانه هاى رستاخيزند و روايات صحيح و در حد تواتر، بر آنها دلالت مى كنند و جايى براى انكار آنها نيست و براى تاءييد ديدگاه خود سخن شوكانى را گواه مى آورد:
(( قال : و الاحاديث الوارده فى المهدى التى امكن الوقوف عليها منها خمسون حديثا فيها الصحيح و الحسن و الضفيف المنجبر و هى متواترة بلا شك و لا شبهة ، بل يصدق و صف التواتر على ما هو دونها على جميع الاصلاحات المحررة ى الاصول و اما الآثار عن الصحابة المصرحة بالمهدى فهى كثيرة ايضا...))(712)
احاديثى كه درباره حضرت مهدى (عج ) رسيده و امكان دسترسى به آنها وجود دارد، از جمله پنجاه حديث است كه در بين آنها، صحيح ، حسن ، ضعيف و منجبر وجود دارد و اينها متواترند، بدون شك و شبهه ، بلكه كمتر از اينها بنابر همه اصطلاحاتى كه در اصول بدان اشاره شده ، تواتر صدق مى كند. اما آثار صحابه كه در آنها تصريح به مهدى شده نيز، زياد است .
در اينجا اشاره اى دارد به كتاب سيد علامه بدرالملة المنير محمد بن اسماعيل اليمانى و رواياتى كه وى گردآورى كرده درباره : ظهور مهدى از آل محمد در آخر الزمان ، مشخص نبودن زمان ظهور و اشاره به روايتى كه مى گويد: ((پيش از ظهور مهدى دجال خروج مى كند)).
آنگاه ، احاديث رسيده درباره حضرت مهدى را اين گونه دسته بندى مى كند:
1. درباره اسم ، نسب ، مولد، بيعت كنندگان ، هجرت كنندگان باورى ، سيره و صفات وى .
2. برشمارندگان ويژگيها حضرت و نشانه هاى ظهور.
3. درباره فتنه ها و حادثه هايى كه پيش از ظهور پديد مى آيد.
4. ملاحمى كه در زمان حضور حضرت ، واقع مى شوند و نشانه نزديكى رستاخيزند.
نويسنده در ذيل هر حديثى كه مى آورد، نكاتى را درباره حديث و راويان آن ، يادآورى مى شود. از باب نمونه ، در ذيل روايت طلحة بن عبدالله مى نويسد:
(( اخرجه الطبرانى فى الاوسط و فيه مثنى بن الصباح و هو متروك و ضعيف جدا و وثقه ابن معين رواية و ضعفه ايضا و ليس فى الحديث تصريح بذكر المهدى ...))
طبرانى در الاوسط، روايت را آورده است . در سند روايت ، مثنى بن الصباح ، كه كنار گذاشته شده و جدا ضعيف شمرده شده ، وجود دارد. در روايتى ، ابن معين ، او را توثيق كرده و ضعيف نيز دانسته است . در حديث ، تصريح نام مهدى نشده است .
به ديدگاههاى متصوفه و شيخيه اشاره مى كند و ابزار مى دارد:
((آنان ديدگان درستى نسبت به مساءله مهدى ندارند و مبناى سخنان خود را از اصول واهى گرفته اند.))
مى نويسد:
((ما، در اعتقادات و ديدگاههاى مذهبى خويش ، جز به قرآن و احاديث تمسك نمى جوييم و دين را جز از اين دو راه اثبات نمى كنيم .))
در مورد رد كسانى كه استدلال به اين روايات را درباره مهدى ، نادرست مى پندارد، بويژه ابن خلدون ، افزون بر آنچه يادآور شده مى نويسد:
((اين احاديث ، كمتر از احاديثى كه در باب احكام شرعى مورد استناد قرار مى گيرد، نيست و معمول است كه فقها به اينگونه روايات استدلال مى كنند و آنچه راجع به جرح و تعديل راويان گفته شده ، در ساير سندهاى روايات نيز، وجود دارد.
بنابراين ، مساءله مهدى جاى شك و شبهه ندارد و با وجود دليلهاى بسيار، انكار آن ايستادگى در برابر نصوص مستفيضه اى است كه به حد تواتر نيز مى رسد.))
سپس استناد مى كند به ديدگاه شيخ علامه محمد بن احمد السفارينى حنبلى كه مجموع احاديث را موجب علم قطعى دانسته و ايمان به خروج حضرت را واجب شمرده است .
(( ... ما يفيد مجموعة العلم القطعى فالايمان بخروج المهدى واجب كما هو مقرر اهل العلم و مدون فى عقائد اهل سنة و الجماعة .)) (713)
مجموع احاديث ، مفيد علم قطعى به وجود قيام مهدى است . از اين روى ، ايمان به قيام مهدى ، واجب است همان گونه كه نزد اهل دانش ثابت شده و در عقايد اهل سنت و جماعت تدوين شده است .
سخن آخر را به حوادثى كه پيش از خروج حضرت مهدى ، رخ خواهد داد و نشانه ظهور و... اختصاص مى دهد.
نجم الثاقب فى احوال الامام الغائب  

برگرفته از كتاب : چشم به راه مهدي


نوشته : ميرزا حسين نورى طبرسى .
ناشر جعفرى ، مشهد.
شماره صفحه ها: 587.
محدث نورى ، در يكى از قراى نور، در سال 1254 ه - . ق . ديده به جهان گشود. در تهران از محضر شيخ عبدالرحيم بروجردى ، مايه علمى گرفت و در سال 1278 ه - . ق . براى كسب دانش بيشتر به عراق هجرت كرد و از خرمن پرفيض شيخ عبدالحسين تهرانى ، شيخ اعظم انصارى بهره جست ، سپس به هنگام مهاجرت ميرزا حسن شيرازى به سامرا با وى مهاجرت كرد. چند سال در سامرا بود و آنگاه به نجف اشرف ، بازگشت و در آنجا اقامت گزيد و در همان جا، به سال 1320 ه - . ق . ديده از جهان فروبست . وى آثار بسيار دارد.(714) از جمله : نجم الثاقب فى احوال الامام الغائب (عج )، به زبان فارسى .
شيخ عباس قمى درباره شخصيت علمى وى مى نويسد:
(( ... اما علمه فاحسن فنه الحديث و معرفة الرجل و الاحاطة بالاقال و الاطلاع بدقايق الآيات و نكات الاخبار بحيث يتحير العقول عن كيفيته استخراجه جواهر الاخبار عن كنوزها و ترجع الابصار حاسرة عن ادراك طريقته فى استنباط اشاراتها و رومزها.(715) ))
اما گاهى وى به فن حديث ، رجال ، احاطه به ديدگاههاى ديگران ، شناخت دقايق آيات و نكات روايات ، به گونه اى بوده كه خردها از چگونگى برداشت او از گنجينه هاى اخبار در شگفتى فرو رفته و نسبت به درك ، فهم و شيوه استنباط و كشف اشارات و رموز به ديده حيرت مى نگريسته اند.
اين اثر، مزين است به تقريظ مرحوم ميرزاى شيرازى بزرگ .
درباره انگيزه خود از تاءليف اين اثر مى نويسد:
((در سال 1303 ه - . ق . در خدمت ميرزاى بزرگ بودم .
ميرزا فرمود: خوب است ، كتابى مستقل درباره حضرت مهدى (عج ) به زبان فارسى نگاشته شود. و شما شايستگى انجام اين مهم را داريد.
عرض كردم : مقدمات امر فراهم نيست ، ولى از آنجا كه در سال گذشته ، رساله اى درباره كسانى كه در غيبت كبرى ، به زيارت حضرت مهدى (عج ) مشرف شده اند، تحت عنوان : جنة الماءوى نگاشته ام ، اگر مصلحت باشد همان رساله را، با افزودن مطالبى بر آن ترجمه كنم .
پيشنهاد پذيرفته شد. لكن ميرزا فرمود: شمه اى از حالات حضرت مهدى ، هر چند به اختصار بر آن افزوده شود. حسب الامر مطاع ميرزا، به انجام اين اثر اقدام شد و در نهايت ياءس با استمداد از عسكريين ، بحمدالله در اندك زمانى اين خدمت به انجام رسيد.))
كتاب حاضر در دوازده باب به شرح زير تنظيم شده است :
باب اول : چگونگى ولادت ، شمه اى از احوال شخصى حكيمه خاتون .
باب دوم و سوم ، اسامى القاب و كنيه ها، شمايل و توجهات الهى به حضرت .
باب چهارم ، اختلاف مسلمانان نسبت به امر غيبت ، پس از اتفاق بر درستى صدور اخبارى كه از پيامبر(ص ) بر آمدن حضرت مهدى رسيده ، كتابهايى كه عالمان اهل سنت ، در باب حضرت مهدى موعود، تاءليف كرده اند، مطالب مورد اختلاف : نسب ، اسم پدر تشخيص و تعيين آن حضرت و ديدگاههاى علماى فرق اسلامى در مورد هر يك از مباحث فوق و نقد و بررسى هر يك و ارائه ديدگاه صواب .
باب پنجم و ششم : بحث و استدلال درباره اين كه حضرت مهدى موعود، فرزند امام حسن عسكرى (ع ) است .
باب هفتم و هشتم : سخن دربار كسانى است كه در عصر غيبت كبرى ، به محضر حضرت ، شرفياب شده اند، يا بر معجزات حضرت آگاهى يافته اند و جمع بين رواياتى كه مى فرمايد:
((مدعى ديدار با حضرت را بايد دروغگو خواند)) و داستانهايى كه بيانگر ديدار بزرگان و اولياء با حضرت هستند و...))
باب نهم ، درباره اين كه براى هر حاجت ، به امامى خاص بايد توسل جست و اثبات اين نكته كه يكى از مناصب خاصه امام زمان (عج ) پناه دل سوختگان است .
باب دهم ، در بيان گوشه اى از تكاليف و آداب مسلمانان ، نسبت به آن جناب .
باب يازدهم ، روزهاى ويژه آن حضرت و تكليف پيروان حضرت در آن روزها.
ناگفته نماند، مطالب سست ، بى اساس و بى پايه در كتابهايى كه درباره حضرت مهدى نگاشته شده بسيار است ، بايد با دقت به آنها نگريست و هر مطلبى را از آنها بى درنگ و بى مطالعه همه جانبه و بدون مراجعه به اهل فن ، نپذيرفت .
از جمله نوشته هايى كه مطالب واهى ، بى پايه و به دور از خرد بسيار دارند، نوشته هاى محدث نورى است كه بايد اهل نظر و محققان و نويسندگان تيز نگر، واهى بودن اينها را به همه شيفتگان مهدى و اهل مطالعه بنمايانند.
اعيان الشيعه ، جلد 4

برگرفته از كتاب : چشم به راه مهدي


نوشته : محسن امين .
ناشر: دارالتعارف للمطبوعات ، بيروت .
سيد محسن امين عاملى ، در سال 1283 ه - .ق . در قريه شقره جبل عامل ، متولد شد و علوم مقدماتى را در همان جا به پايان رساند و براى تحصيل علوم عالى به عراق هجرت كرد و در نجف اشرف ، رحل اقامت افكند و از محضر بزرگان آن حوزه بهره برد و به مقام عالى اجتهاد نائل آمد، سپس به دمشق رفت و در آن جا اقامت گزيد و مرجع شيعيان شد.
وى ، آثار بسيار دارد، از جمله آثار، اثر ارزشمند اعيان الشيعه است (716) .
مؤ لف بزرگوار در اين اثر با عظمت كه در حقيقت ، دائرة المعارف پيشوايان دين ، رجال علم و ادب و فرهنگ است ، در مورد حضرت مهدى (عج ) سنگ تمام گذاشته و بيش از 150 صفحه از كتاب را به آن حضرت اختصاص داده است .
شيوه بيان مطالب ، بيشتر بر مبناى نقل اخبار و اقوال بزرگان و دانشمندان است . در هر موضوع پيش از ورود در اصل بحث مقدمه اى مى نگارد، سپس به مطالب اصلى مى پردازد. درباره حضرت مهدى (عج ) موضوعات زير را به بحث گذارده :
زمان ولادت ، ويژگيهاى شخصى ، پوشش ، غيبت و سفراء، امامت حضرت ، وجود حضرت در شهرها، ولى غايب از ديدگان ، اخبارى كه از طريق اهل سنت درباره ظهور حضرت رسيده ، مطالبى كه شيعيان در اثبات امامت ، غيبت و... از قرآن احاديث پيامبر(ص ) فاطمه (س ) و ساير ائمه (ع ) بدانها تمسك مى جويند، غيبتهاى انبياء: صالح ، ابراهيم يوسف ، موسى ، اوصياء و حجج پس از موسى تا زمان مسيح ، معجزات حضرت و نشانه هاى اثبات آن طرح يازده شبهه در مورد مهدى (عج ) و پاسخ آن با دليها و برهانهاى عقلى و نقلى ، يادآورى نام دانشمندان و علماى اهل سنت كه در وجود حضرت مهدى ، با شيعه هم عقيده اند، بحث درباره نشانه هاى ظهور با استفاده از منابع گوناگون و شمارش 69 نشانه ، سال ، روز و مكان ظهور حضرت ، آنچه پس از ظهور توسط حضرت مهدى انجام مى پذيرد، محل اقامت مدت حكومت سيره و سيماى وى به هنگام قيام و طريقه اجراء احكام ، نشانه هايى كه در آن عصر، خداوند ظاهر مى سازد، شمار ياران مهدى ، نام شهرها و چگونگى گرد آمدن آنان و...
المهدى

برگرفته از كتاب : چشم به راه مهدي


نوشته : سيد صدرالدين صدر.
ناشر: دارالزهراء، بيروت .
شماره صفحه ها: 255
سيد صدرالدين صدر، از علماى شيعه است . وى ، در سال 1299 ه - . ق . در كاظمين ، ديده به جهان گشود و در مهد تربيت پدر باليد و تحصيلات ابتدايى و سطوح را در سامراء و كربلا، نزد اساتيد بزرگى ، چون شيخ حسن كربلايى ، آقا ضياءالدين عراقى و... فرا گرفت . در سال 1329 ه - . ق . به سفارش پدر، به نجف اشرف هجرت كرد و در آن جا مدتها از محضر درس آخوند خراسانى و ميرزاى نائينى بهره برد.
در سال 1349 ه -. ق به مشهد مشرف شد و در آن جا اقامت گزيد و به تدريس و رسيدگى به امور مردم و... پرداخت .
پس از مدتى ، به در خواست ، مؤ سس حوزه علميه قم ، شيخ عبدالكريم حائرى ، به قم مشرف شد و در حوزه علميه قم ، جايگاه رفيعى يافت .
ايشان آثار فراوانى دارد(717) . از جمله آنها كتاب ارزشمند المهدى است .
مؤ لف به منابع اصلى حديث و تاريخ كه معروف به وثاقت و مورد اطمينان و اعتمادند تكيه دارد و بحث دقيق و عميقى را پى مى گيرد و به بسيارى از شبهات پاسخ مى گويد.
كتاب ، در يك مقدمه و هشت فصل و خاتمه ، تنظيم شده است .
وى درباره انگيزه تاءليف كتاب مى نگارد:
((در مجلس دوستانه اى ، از مهدى منتظر (عج ) و آنچه شيعه اماميه اثناعشريه ، در اين باب بدان معتقدند سخن به ميان آمد.
برخى از حاضران در مجلس ، اظهار داشتند، برادران اهل سنت ، در اين موضوع چه عقيده اى دارند. آيا از طريق آنان ، احاديثى كه موافق احاديث شيعه باشد، وارد شده و دانشمندان آنان ، نوشته اى دارند، يا خير؟
در پاسخ گفتم : از طريق اهل سنت احاديث مستفيضه ، بلكه متواتره وارد شده و علماى آنان در اين باب تاءليفات زيادى دارند. البته بعضى مناقشات و استبعاداتى نيز دارند كه از گذشتگان خود گرفته اند و ميان آنان ، رواج يافته و به تاءليفات آنان با اختلاف در تعبير، سرايت كرده است .
بعضى از حاضران در مجلس گفتند، براى شما امكان دارد در اين موضوع كتابى بنويسيد؟ گفتم : پرداختن به اين مساءله ، سبب جريحه دار شدن عواطف مى شود و اين را نمى پسندم ، بويژه مثل اين زمان كه ما، نياز شديد به وحدت كلمه داريم . گفتند: بحث علمى ، با حفظ آداب مناظره و خارج نشدن از آداب و اخلاق اسلامى اشكالى ندارد.
از اين روى پذيرفتم در اين باب ، كتابى بنگارم .
آنگاه پس از مطالعه كتابهايى كه در دسترس بود، احاديث مربوط به موضوع را ذيل عنوان مناسب ، گردآورى كردم . اگر حديثى ، بر چند عنوان دلالت داشت ، آن را زير هر يك از عناوين ، آوردم .
در نقل روايات ، بر كتابهايى كه در چاپخانه هاى اهل سنت به طبع رسيده بود، يا آثار مخطوطى كه اعتبار آنها مسلم بود، اكتفا كرديم و جز اندكى از كتابهاى چاپ شده در ايران ، نقل نكردم . عنايت داشتم ، مطالبى را گرد آورم كه از كتابهاى اهل سنت و مورد اعتماد آنها باشد. از علماى شيعه و منابع شيعى كه احاديث نبوى را از طريق اهل سنت نقل كرده اند، حديث نقل نكردم مگر مقدارى از كتاب : الدرالموسويه فى شرح العقايد الجعفريه ، تاءليف حسن صدر كاظمى ، به خاطر اداى بعض حقوق و تاءييد مطالب .))
در پايان مقدمه مى نويسد:
((خدا را شاهد مى گيرم ، من ، به ديده انصاف به احاديث و سخنان سلف صالح نگريستم و بر آن رويه مشى كردم كه اعتقاد خود را با دليل منطبق سازم ، نه اين كه دليل را بر اعتقاد منطبق سازم .))
تحت عنوان نظرة اجماليه ، به كتابهايى كه بزرگان اهل سنت ، درباره مهدى (عج ) نگاشته اند، اشاره مى كند و مستفيض و متواتر بودن روايات پيامبر(ص ) درباره حضرت مهدى از ديدگاه اهل سنت مى نماياند:
((... قال ابن حجر فى ((الصواعق )) قال ابوالحسن الابرى قد تواترت الاخبار واستفاضت بكثرة رواتها عن المصطفى (ع ) بخروج المهدى و انه من اهل البيت .(718) ))
ابن حجر، در الصواعق ، از ابوالحسين الابرى نقل مى كند: روايات متواتر و مستفيض در بسيارى راويان از پيامبر صلى الله عليه و آله بر ظهور مهدى (عج ) و اين كه از اهل بيت است ، رسيده .
((... قال الشبلنجى فى ((نوالابصار)) تواتر الاخبار عن النبى ان المهدى من اهل بيت و انه يملاء الارض عدلا.))(719)
شبلنجى در نور الابصار، گفته است : اخبار نقل شده از پيامبر صلى الله عليه و آله ، مبنى بر اين كه مهدى ، از اهل بيت و زمين را پر از عدل مى كند، متواتر است .
آن گاه ، سخنان ديگرى كه بر تواتر و استفاضه اخبار مهدى (عج ) دلالت دارد، مى آورد و مى نويسد: اگر از سخنان صريح اين گواهان چشم بپوشيم و به احاديث از حيث سند و دلالت نظر افكنيم ، روايات ، سه دسته اند:
1. روايات صحيح از نظر سند و بى اشكال از نظر دلالت . ائمه حديث و بزرگان حفاظ بر صحت و حسن بودن آنها تصريح كرده اند. در وجوب عمل و اخذ اين دسته از روايات ، ترديدى نيست .
2. رواياتى كه از نظر سند، صحيح نيستند، ولى دلالت آنها روشن است و قواعد مقرر در علم رجال ، اين دسته از روايات را، از آن جهت كه به واسطه دسته اول جبران مى شوند و اجماع بر مضمون آنهاست ، معتبر مى شمارند.
3. روايات صحيح و ضعيفى هستند كه مخالف عموم احاديث متواتر و مستفيضه اند كه اگر تاءويل آنها، ممكن نباشد، طرح و اعراض از آنها لازم است . مثل رواياتى كه دلالت مى كنند كه اسم مهدى ، احمد است و اسم پدرش ، عبدالله . يا اين كه از اولاد ابى محمد الحسن زكى است . مطالب هشت فصل كتاب ، بدين شرح است :
فصل اول ، درباره بشارتهايى كه بر ظهور مهدى (عج ) در كتاب خدا، سنت پيامبر صلى الله عليه و آله ، سخنان على (ع ) و بزرگان و اعلام ، در قالب نظم ، يا نثر وارد شده است .
فصل دوم ، مهدى منتظر عرب و از امت پيامبر صلى الله عليه و آله است و بيت شريف و خانواده وى ، مشخص بوده و شواهد بسيارى بر اين ، دلالت دارند.
فصل سوم : ويژگيهاى ظاهرى و باطنى ، ملكات فاضله ، دانش ، قضاوت ، بيعت ، حكومت ، اصلاحات و...
فصل چهارم ، مقام و منزلت حضرت نزد خداوند و...
فصل پنجم ، ولادت ، تعيين اسم ، لقب ، كنيه ، نام پدر، مادر، طول عمر شريف و...
فصل ششم ، چگونگى غيبت ، محل غيبت ، علت غيبت ، چگونگى بهره مندى مردم از حضرت در زمان غيبت و...
فصل هفتم ، نشانه هاى آسمانى و زمينى ظهور، جو عمومى جهان ، خروج سفيانى و...
فصل هشتم ، فضيلت انتظار فرج ، نهى از تعيين زمان ظهور، محل ظهور، بيعت ، شمار ياران و...
كتاب الغيبة

برگرفته از كتاب : چشم به راه مهدي


نوشته : محمد ابراهيم نعمانى .
از بزرگان قرن چهارم ، اين اثر شامل 26 فصل ؛ درباره امامت و حمايت ائمه (ع )، علائم ظهور، مدعيان امامت ، زمين بدون حجت نيست ، صبر و انتظار فرج و... .
در پايان كتاب ، فهرستى ارائه شده از كتابهايى كه نويسنده محترم ، از آنها نقل روايت كرده است .

fehrest page

back page