next page

fehrest page

back page

مسهل
فرمول زير بهترين مسهل براى مزاجهاى معتدل است و در هنگام تب نيز مى توان از آن استفاده نمود اين نسخه مسهل صفرا و بلغم و سودا نيز مى باشد و براى بيماريهاى روانى مفيد و با وجود اينكه مسهل است مقوى قلب نيز مى باشد.
فرمول
سنا 25 گرم ، گل سرخ ، گل بنفشه ، گل گاوزبان ، گل نيلوفر از هر كدام 10 گرم ريشه كاسنى 15 گرم تخم خيار 50 گرم تخم خربزه 50 گرم ، ترنجبين 100 گرم ، عناب 150 سه پستان 20 دانه داروهاى فوق را (غير از تخم خيار و ترنجبين ) همه را مخلوط كرده و به هفت قسمت تقسيم كرده هر قسمت را جوشانده و با تخم خيار و ترنجبين كه بايستى قبلا شيره كش شده باشد باهم بياميزند و صبح و عصر ميل نمايند. ناگفته نماند كه ترنجبين و تخمه ها را بايستى نرم كوبيده 7 قسمت كرده و هر قسمت را جداگانه در آب جوش ‍ شيره كش نموده آب آنرا به جوشانده فوق اضافه نمايند يا اينكه مستقيما در قورى جوشانده شيره كش نمايند.
مسهل بلغم
اين نسخه ساده را مسهل ملطف نامند.
تربد ده گرم نرم كوبيده در يك ليوان گلاب حل كرده ملايم روى آتش قرار دهند لكن نبايستى به جوش آيد و يك ليوان آب نيز به آن افزوده دو روز صبح ناشتا و شب موقع خواب ميل نمايند.
نسخه شربت آلو براى گرم مزاجان و حالات صفرائى و بلغمى
آلوچه خشگه 200 گرم ، تمرهندى 100 گرم ، تربد 15 گرم ، گل بنفشه 15 گرم ، همه را جوشانده صاف كرده در جائى خنك نگهدارى نموده روزانه 25 گرم با 5 گرم ترنجبين شيره كش شده ميل نمايند.
شربت مسهل براى گرم مزاجان و صاحبان عطش
آلوچه خشگه 200 گرم ، تمرهندى 100 گرم ، عناب و سه پستان از هر كدام 20 دانه ، مويز 200 گرم پوست هليله زرد، تخم كشوث ، افسنتين و گل بنفشه از هر كدام 10 گرم گل سرخ 25 گرم ، گل خطمى و گل پنيرك و باديان و صندل زرد از هر كدام 5 گرم همه را مخلوط كرده ده قسمت نمايند هر قسمت را جوشانده صبح و عصر با 10 گرم ترنجبين شيره كش شده ميل كنند.
معجون مسهل
براى دردهاى مفصلى كه از بلغم و رطوبت به وجود آمده باشد.
ايارج فى قرا (9) و افتيمون از هر كدام 15 گرم ، غاريقون 10 گرم ، هندوانه ابوجعل 5 گرم عسل 250 گرم همه را نرم كوبيده با عسل مخلوط كرده روزى سه قاشق مربا خورى .
معجون حيات بخش
اين معجون پاك كننده ، صفرا و بلغم و نيز تصفيه كننده رنگ صورت است .
قرنفل ، هيل قرابى ، زرنباد از هر كدام 5 گرم سنا 25 گرم پوست هليله زرد 10 گرم ، هليله سياه 5 گرم قند يا شكر 100 گرم همه را نرم كوبيده در يك كيلو عسل حل كرده روزى سه قاشق مربا خورى .
مسهل خلط غالب
در دردهاى مفصلى تغييراتى به علت عامل بيمارى زا در مفصل به وجود مى آيد مثل جمع شدن اسيداوريك در بيمارى نقرس ، هر داروئى كه بتواند رسوبات اسيد اوريك را از مفصل جدا سازد آنرا مسهل و اسيداوريك بيمارى زا را خلط غالب و عمل دارو را پاكسازى يا تنقيه نامند.
هر داروئى مناسب خلط غالبى است و در اثر تركيباتى كه با خلط غالب به وجود مى آورد باعث تجزيه و تحليل و از بين بردن آن مى شود مثل تركيب كولشى سين ماده مؤثره سورنجان با اسيد اوريك و غيره بعضى از داروهاى گياهى مى توانند با چند خلط تركيب شده آنها را خنثى كرد و باعث بهبودى مرض شوند مثل تربد كه از بين برنده بلغم و صفرا و نيز مسهل روده ها است و سقمونيا كه زايل كننده صفرا و نيز مسهل روده ها و حجرارمنى كه پاك كننده سودا و غيره است .
رژيم غذائى
كسى كه مايل است بهداشت را رعايت كند، نبايستى سبزى زياد (بقول ) و ميوه جات و نظائر آنرا غذاى اصلى خود قرار دهد، زيرا غذاهاى نرم كننده ، خون را كم كرده و مى سوزاند و غذاهاى سنگين نيز بلغم آور بوده بدن را سنگين مى كند.
بهترين غذاها براى تندرستى عبارتند از:
1- گوشت به ويژه ماهى و مرغ ، گوشت بزغاله گوشت گوساله و گوشت بره بى چربى .
2- گندم كه خوب پاك و تميز شده باشد و هيچگونه تخم علف و غيره در آن نباشد تا نان خوب دهد و نيز ميوه جات و سبزيجات كه منبع ويتامينهاى مورد نياز بدن ميباشند.
3- شيرينى هائيكه با مزاج هر فرد سازش داشته باشد، يعنى متناسب با مزاج كنونى او باشد (به ويژه شيرينى هاى طبيعى - عسل ، خرما، كشمش ...).
4- نوشابه ها كه بايد خوشبو، خوش طعم و تازه باشند.
در غذاى روزانه نبايستى غذاى ديگرى غير از چهار نوع بالا قرار گيرد، مگر براى رژيم بيمارى يا در دست نبودن يكى از آنها.
در بين ميوه ها آنهائيكه مشابه غذا هستند عبارتند از:
انجير، انگور، مشروط بر اينكه اين ميوه ها كاملا رسيده و شيرين بوده و از هر گونه كرم زدگى ، از قارچها و ساير عوامل انگلى در امان باشند و نيز خرما در سرزمين هائيكه به خوردن آن عادت دارند، اينها كه گفته شد به نوبت خود خوب و مفيد است .
غذاها
غذا را نبايد بدون اشتها خورد و تا اشتهاى حقيقى پيدا نشود تناول ننمائيد. در زمستان غذائى بهتر است كه گرمى و نيرو دهد برعكس در تابستان غذائى مناسب است كه اندكى سردى بخشد و يا گرمى آن اندك باشد مثلا خوردن كره در زمستان خوب و تابستان سودمند نيست .
گرمى و سردى غذا هرگز نبايد خارج از توان شخص باشد و بايستى در حد تحمل ، هر غذائى را مصرف نمود بر حسب عادت روزانه بايستى غذا مصرف شود نه در فراوانى اسراف و نه در كمبود امساك زيرا هر دو زيان آور است .
اگر مقدارى از غذاى داروئى مصرف شده باشد بايد سعى كرد و صبر نمود تا كاملا حل و جذب شود سپس غذاى بعدى را صرف نمايند و چيزى كه ضد آن باشد مصرف ننمايند.
اگر غذاى سنگين و امتلاءآور مصرف شود بايد در تعقيب آن غذاى سبك و لطيف مصرف نمود زيان بخش ترين نوع ، غذاهائى است كه قبل از هضم غذاى اولى خورده شود بدين ترتيب بدترين كارها پر كردن شكم و پرخورى است به ويژه اگر غذاى ناپسند باشد.
دردهائيكه به علت پرخورى و خوردن غذاهاى غليظ (چرب سرخ كرده پرحجم ) مثل دردهاى مفاصل به وجود آمده باشد در هنگام خوردن اينگونه غذاها آن دردها زيادتر خواهد شد و پرخورى باعث ابتلاء به بيماريهاى تنگ نفس ، برونشيت ، نقرس ، و دردهاى كبدى و بيماريهاى بلغمى (سنگين و سخت شدن بدن ) و سودائى خواهد شد.
پرخورى غذاهاى لطيف بيماريهائى از قبيل ورم ، تبهاى نامنظم ، و لختى و شلى به بار خواهد آورد. عوارض خوردن غذاهاى چرب و سنگين و ديرهضم را مى توان با كم خورى و غذاهاى لطيف و ساده جبران نمود. هيچگاه نمى توان عوارض خوردن غذاهاى سنگين را با غذاهاى سنگين تر جبران نمود.
موضوع تناسب غذائى و رعايت سرد و گرم و ضد و نقيض بودن آنها در بيشتر كشورها معمول و مرسوم است مثلا آشاميدنيهاى مختلفى براى غذاهاى مختلف در نظر گرفته اند چنانچه چلوكباب را با دوغ ، كله پاچه را با آب انار، حليم و روغن را با آب انگور و نيز ادويه هائى براى غذاها بدين طريق در نظر گرفته اند كه سماق و ترشى را با چلوكباب ، دارچين را با حليم و روغن و كدو و نعناع را با پنير و مشگ طرامشيع يا كاكوتى را با ماست و گلاب را با هندوانه مصرف نمايند.
بايستى بعد از خوردن غذاهاى سنگين اندكى راه رفت و هيچگاه نبايد بعد غذاهاى سنگين بلافاصله خوابيد و پس از خوردن غذاهاى سنگين نبايستى عصبانى شد و حركات شديدى را انجام داد هرگز نبايد آنقدر غذا خورده شود كه جائى در معده نباشد بايد قبل از سير شدن و باقى ماندن اشتها دست از طعام كشيد زيرا اين باقيمانده اشتها خود پس از ساعتى از بين مى رود. مسئله خوراك مسئله زنده بودن است و بايد به مقدارى عادت كرد كه لازمه بدن است و هيچگاه نبايد از آن مقدار پا را فراتر نهاد.
بدترين غذاها آن است كه بر معده سنگينى كند و بدترين نوشابه ها آن است كه زياد مصرف شود كسى كه امروز بيش از حد طبيعى خورده است براى جبران آن بايستى فردا خود را گرسنه نگهدارد و اگر بتواند در آن روز بيشتر كار كند و اگر نتوانست اندكى بيشتر راه رود و راه رفتن را ادامه دهد. يكى از دانشمندان معتقد است كه ((من پياده روى را بعد از نهار دوست مى دارم زيرا بدن را براى غذاى شام مساعد مى سازد)).
مقدار غذا
مقدار غذاى روزانه بايستى بر مبناى عادت باشد. شخص تندرست بايد آنقدر بخورد كه احساس سنگينى نكند، شكمش نفخ نكند، غذا در گلويش ‍ نيايد و حالت تهوع و استفراغ پيدا ننمايد و بى خوابى بر او غلبه نكند.
هر غذايى كه طعمش دير احساس شود يعنى ديرچش باشد ناپسند و هر غذائى كه نبض را تند و نفس را كوتاه نمايد، آن غذا از حد اعتدال بيشتر مصرف شده است .
اگر كسى بر اثر خوردن غذائى مزاجش بيشتر به سردى يا به گرمى گرايد بايد در مصرف آن تاءمل كند. كسى كه غذايش در يك وعده هضم نمى شود بايد بتدريج غذا را تناول كند و از آن بكاهد. غذاى سودامزاجان بايستى اندكى خنك و كمتر گرم باشد، و غذاى صفراوى مزاجان بايستى رطوبتى و خنك كننده باشد كسى كه خونش گرم است به غذاهاى سرد و كم انرژى و كسى كه خونش بلغمى است بايد خوراكش اندك و كمى گرم و لطيف باشد طالبان سلامتى و پيروان بهداشت بايستى نكات زير را رعايت نمايند.
اگر غذاى سرد و ديرهضم مصرف كرده باشند نبايد به دنبال آن غذاى زود هضم و رقيق مصرف نمايند زيرا اين غذاى رقيق دنباله رو، زودتر از غذاى قبلى هضم شده و غذاى ديرهضم باقى مى ماند لذا فاسد و متعفن مى گردد و هر چه با آن غذا بياميزد آن هم تباه مى گردد مگر در حالتى كه بعدا ذكر خواهد شد و شايسته نيست كه عكس اين رژيم برقرار شود (خوردن خوراك غليظ به دنبال غذاى رقيق ).
كسانى كه از غذاهاى نامطلوب لذت مى برند خود را فريب مى دهند زيرا اين غذاها به مرور ايام ، خلطهاى ناپسند و بيمار كننده به وجود مى آورند.
كسى كه در بدنش خلطهاى بد وجود داشته باشد رواست كه از غذاهاى خوب استفاده كند تا به تدريج خلط غالب ناپديد شود.
كسى كه زياد گوشت مصرف كند بايد هر چند وقت مقدارى خون بدهد به اين نكته بايد توجه داشت كه بهترين غذاى مطلوب آن است كه آدمى از خوردن آن لذت مى برد ليكن غذاى لذيذ در شرايطى خوب است كه اندامهاى اصلى همه سالم باشند وگرنه لذت بردن دليل بر خوبى نمى شود و بايد دانست تناول غذاى بيش از حد طبيعى خود زيان آور است . وعده هاى غذا بهترين دستور در مورد صرف طعام است و بايستى اعتياد را مراعات كرد كه اگر روزى 2 وعده غذا خورده مى شود همچنان اكتفا شود زيرا كم كردن آن مساوى است با لاغر شدن و زيادى آن برابر است با چاق شدن .
اگر غذاى وعده قبلى هضم نشده باشد، و بخواهند غذا ميل كنند باعث نفخ ، ترش كردن ، بدطعمى دهان ، تلخى دهان و لينت شكم خواهد شد.
افراد چاق و فربه نبايستى بلافاصله كه از حمام خارج شده اند غذا تناول كنند و اينگونه اشخاص چاق و فربه بهتر است روزانه يك وعده غذا را كم نمايند و نبايستى در هنگام صرف غذا آب زيادى بنوشند.
كسانى كه بيماريهاى صفراوى دارند اگر مدت زيادى گرسنه بمانند صفرا در معده آنها راه يافته غذاى بعدى را فاسد خواهد كرد. افرادى كه داراى بدنى مرطوب و مزاج رطوبتى باشند نمى توانند مانند خشك بدنها تحمل گرسنگى داشته باشند، نوشيدن آب در موقع غذا خوردن و بلافاصله بعد از غذا آب خوردن زيان آور است زيرا آب چون سريع الضهم است غذائى كه با آن مصرف شود نيز زود هضم شده و گذشتن آن از معده بدون واقع شدن تحت اعمال شيميائى مخصوص باعث ناراحتيهاى گوارشى است . دو ساعت بعد از غذا خوردن آب مفيد است .
كسانى كه داراى طبع گرم هستند بعد از خوردن غذاى غليظ دچار كشيدگى معده و افتادگى آن مى گردند.
كسى كه معده اش خالى است چنانچه غذاى لطيف بخورد معده اش را سلامت نگهداشته است .
بايد دانست كه مبتلايان به پرى معده و امتلاء آن هميشه دچار سستى و خميازه مى باشند كسى كه پير شده و ساليان درازى از عمرش گذشته است بايد بداند كه معده اش نيز پير شده است و بايد مطابق پيرى با آن رفتار كند والا غذاى خورده شده تبديل به مواد زائد گرديده در بدنش جمع مى شود.
كسى كه عادت به خوردن غذاى غليظ دارد (چرب و پرحجم ) اگر بخواهد يك دفعه به غذاى رقيق رو آورد صلاح نيست و بايستى به تدريج اين كار را شروع كند و عكس آن نيز صادق است .
مصرف غذاهاى غليظ در پيران بيشتر باعث جمع شدن مواد اضافى در دستگاههاى گوارش و عروق آنها خواهد شد و دردهاى مفصلى را تشديد خواهد كرد.
زيانهائى كه خوردن غذاى گرم روى مى دهد با خوردن سكنجبين جبران خواهد شد. كسى كه از غذاى غليظ ناراحت شود و مزاجش گرم باشد چاره اش با سكنجبين و اگر مزاجش سرد باشد با خوردن مقدارى فلفل و پودينه آسايش خواهد يافت . غذاهاى لطيف براى سلامتى بدن بهتر، ليكن نيرودهندگى آن كمتر است كسى كه مايل است تنى چابك و چالاك داشته باشد بايد از غذاهاى غليظ و پرحجم به اندازه اعتدال استفاده كند ورزشكاران و كسانى كه داراى كارهاى سنگين و خسته كننده هستند مى توانند از غذاهاى غليظ استفاده كنند. خوابهاى دراز باعث هضم غذاى غليظ است و خوردن ميوه جات در تابستان قبل از غذاها لازم است ليكن در اثر رقيق شدن خون ، بدن را آماده پذيرش بيمارى مى نمايد.
روش مطلوب اين است كه افرادى كه ميوه زياد مصرف مى كنند بايستى پياده روى بيشتر داشته باشند زياده روى در غذاهاى خشك اشتها را كم ، رنگ و رو را زشت و مزاج را خشك مى كند زياده روى در غذاهاى ترش ‍ پيرى را زودتر مى رساند با خوردن غذاى تند و شور و تندى غذا، معده را آسيب و شورى بيحد چشم را ضعيف مى نمايد.
هضم غذا
غذاى چسبنده ديرتر هضم مى شود، خيار پوست نكنده از پوست كنده زودتر هضم مى گردد نان سبوس دار زودتر از معده مى گذرد، كسى كه خسته شده و به غذاى لطيف عادت داشته باشد اگر غذاى غليظ خورد برايش ‍ ناگوار است همچنان براى شخص خشمگين غذاهاى مزدوج ممكن است ديرتر هضم شوند زيرا هر يك زمانى را براى هضم لازم دارند پس غذاى ساده بهتر است ، شخصى كه غذاى مزدوج مصرف مى كند بايستى چند گونه غذا را هضم كند در اين صورت كار دستگاههاى او همزمان نخواهد بود و اين باعث اختلال است سلحشوران قديم از خوردن چندين غذا باهم امتناع مى كردند مثلا ظهر گوشت تنها و شب نان ساده و صبحانه نيز از يك غذا استفاده مى كرده اند.
براى مزاج دموى ، تمرهندى ، آلوچه خشكه و آلو، انار، سوپ جو سبزيهاى خشك ، سكنجبين ، زرشك و عناب براى مزاج صفراوى ، سوپ يا مرق ماش ، سوپ جو با سبزيهاى خشك ، آش جو و آب غوره و گشنيز، اسفناج ، آب آلو و غيره مفيد است و:
براى مزاج بلغمى ، سوپ مرغ ، نخودآب ، شيره تخم كاوشه مطلوب تر است .
براى مزاج سوداوى ، سوپ مرغ و سبزى ، نخود آب ، كاوشه ، زرده تخم مرغ ، اسفناج ، آب گوشت ساده و سوپ گوشت نافع است .
ايمنى و آلرژى
سيستم رتيكولوآندوتليال و لوكوسيتهاى خون (گلبولهاى سفيد) اعظم مقاومت طبيعى بدن را در مقابل عفونت و مسموميت ها تاءمين مى نمايند بعضى از پروتئين هاى بدن مى توانند مانع حساسيت يا آلرژى شوند و در بدن بطور طبيعى وجود دارند اين مقاومت طبيعى را كه در مقابل سموم و عفونت ها وجود دارند ايمنى طبيعى گويند.
بعد از تولد به علت وجود اين پروتئين ها بعضى از ميكروبها نمى توانند به بدن حمله كنند، ماده اى به نام پروپردين properdine از پلاسما جدا كرده اند كه تقريبا دو برابر وزن ملكولى گاماگلوبولين مى باشد از بين بردن اين ماده به وسيله اشعه حساسيت بدن را در مقابل بعضى از بيماريها زياد مى كند يعنى مقاومت بدن كم مى شود. گرچه پروپردين تنها عاملى است كه به عنوان عامل ايجاد كننده ايمنى طبيعى شناخته شده است ، مع هذا امكان دارد كه علاوه بر گاماگلوبولين هاى طبيعى پلاسما، موارد مشابهى وجود داشته باشد كه بتواند اين ايمنى را تاءمين نمايند. پديده ايمنى طبيعى كم كم در مقابل تهاجم ميكروبها در بدن به وجود مى آيد و بعدا بدن در مقابل همان ميكروب مقاومت از خود نشان مى دهد عامل مهمى كه باعث پيدا شدن مقاومت بدن مى شود آنتى ژن و ماده مخصوصى كه بر ضد آن مهاجم در بدن تشكيل مى شود، آنتى كور گويند واكنشى كه بدن در مقابل آنتى ژن و آنتى ور به وجود مى آورد واكنش ايمنى گويند.
آنتى ژنها
عوامل مهاجمى كه بدن را دستخوش بيماريها قرار مى دهند اغلب تركيب پروتئينى دارند، عموما سموم ترشح شده از ميكروبها و ويروسها و نيز خود ميكروبها و ويروسها از جنس پروتئين ها مى باشند و اصولا پروتئين بكار رفته در آنها داراى وزن ملكولى زياد است بايد دانست كه موادى مانند چربى ها و قندها كه وزن ملكولى زياد دارند تاكنون توانسته اند واكنش ايمنى در بدن به وجود آورند يعنى مى توانند خاصيت آنتى ژن داشته باشند اما با قدرت كمتر.
پروتئينهاى خود بدن قادر به ساختن آنتى ژن نيستند اما اگر از شخصى به شخص ديگر وارد شدند، اين خاصيت را پيدا مى كنند مثل تزريق خون ناسازگار يا مثلا در پيوند نسجى از يك فرد به فرد ديگر ممكن است حساسيت نشان داده شود و پيوند نگيرد، اما در دوقلوها كه خونشان يكى است اين عمل انجام پذير است .
آنتى كورها
موادى كه بر عليه سم وارد شده ميكروبها و يا مواد وارد شده ديگر در بدن ، بوجود مى آيد آنتى كور ناميده مى شود.
آنتى كور اغلب از ملكولهاى گاماگلوبولين مى باشند و بعضى از آنها از نوع الفا يا بتاگلوبولين هستند اما از نظر نيرو مثل يكديگرند، واكنش آنتى كورى بدن بيشتر در مقابل همان آنتى ژن اختصاصى است يعنى هر آنتى ژنى كه آنتى كور به وجود آورد، آن آنتى كور ضد همان آنتى ژن رقيب خود مى باشد براى آنتى ژنهاى ديگر نمى تواند عرض اندام كند.
آنتى كور مى تواند در هر قسمت از سيستم بافت رتيكولوآندوتليال (بافت هم بند) به ويژه در گره هاى لنفى مغز استخوان و حتى در بافت لنفى ، ديواره دستگاه گوارشى و معده و روده ها ساخته شود، محلى كه آنتى كور ساخته مى شود با محلى كه آنتى ژن يا عامل بيمارى زا وارد شده است ارتباط نسبى دارد، مثلا اگر آنتى ژن در پوست وارد شد، آنتى كور در گره هاى لنفى مى باشد كه آن را (پشك ) نامند اين موضوع در امر معالجه و پاكسازى بدن خيلى مؤثر است زيرا:
هر عضوى كه بيمار شده است بايستى داروى ضد درد همان عضو را به كار برند، براى اينكه بيمارى در محل برخورد آنتى ژن به عضو به وجود مى آيد لذا مى توان گفت كه داروها عامل كمك دهنده به سلولهاى سازند آنتى كور مى باشند.
تعداد آنتى كورهاى به وجود آمده به چه چيز بستگى دارد؟
بدن يك فرد مى تواند در هر آن مقدار زيادى آنتى كور بسازد و به آنتى ژنهاى وارد شده جواب مثبت دهد اين در صورتى است كه تعداد آنتى ژنهاى وارد شده يكسان باشند، اما اگر يكى از اين آنتى ژنها قويتر باشد پاسخ آنتى كورها فقط به همان نوع قويتر است .
از اين مسئله باز نتيجه گرفته مى شود كه : عوامل بيمارى زا آنكه قدرت بيشترى دارد خود را نشان مى دهد مثلا در موقع خوردن غذاهاى متعدد، يا داروهاى متنوع آنكه قدرت اثرش بيشتر باشد خود را نشان مى دهد تغييراتى را كه بدن آدمى در مقابل بعضى از عوامل نشان مى دهد اصطلاحا آلرژى و حساسيت مى نامند كه اين تغييرات در افراد متفاوت است يعنى همه موادى كه باعث آلرژى مى شوند نزد افراد يكسان نيست از اين جهت آثار حاصله براى افراد برابر و مثل هم نيست لذا مشاهده مى شود كه هر كس ‍ در مقابل چيز بخصوصى حساس است .
مكانيسم پيدايش حساسيت يا آلرژى را چنين بيان مى كنند كه :
برخورد آنتى ژن يا حساس كنند نه اوليه با آنتى كور يا ضد سمى كه قبلا در بدن وجود داشتته و به سلولها چسبيده است ، باعث پيدايش آلرژى خواهد شد و همين برخورد آنتى ژن به آنتى كور باعث ورم و فساد سلولها خواهد شد كه نتيجتا سلول پاره شده ماده سمى در خون مى ريزد، اين ماده سمى باعث عوارضى خواهد شد كه برحسب مزاجها و انسانها عكس العمل متفاوتى به وجود مى آورد.
مواد سمى كه بوسيله سلولهاى آزرده در خلال واكنش آلرژيك بوجود مى آيد چيست ؟
مواد متعدد و مختلفى كه در دنباله واكنش آلرژيك به وجود مى آيد از سلولها خارج شده و اين مواد شامل هيستامين و مواد شبيه به هيستامين ، استيل كولين ، آوتوزين ، ليتزوسيتين ، هپارين ، لكوتاكسين و حداقل يك آنزيم پروتئوليتيك مى باشد.
مسلم است كه مقدارى از اين مواد به هر نقطه اى از بدن (به وسيله جريان خون ) برسد، ضايعه اى ايجاد خواهد كرد، بنابراين ضايعه آلرژيك مى تواند در نقاط ديگرى غير از كانون واكنش بين آنتى ژن و آنتى كور حالت غير طبيعى به وجود آورد.
بيشتر رنجها و دردها پراكنده بدن ممكن است داراى يك مبداء باشد كه از آنجا به جاى ديگر سرايت كرده است و با معالجه آن عضو ساير اعضاء بهبودى خواهند يافت لذا خاطر نشان مى سازد كه در صفحات آينده بحث زيادى در اين باره مى شود كه مثلا سردرد با علت معده اى يا سردرد به علت رحمى يا پادرد به علت ورم روده و غيره اينها همه پايه و اساس علمى دارد و بايستى مورد توجه قرار گيرد.
حساسيت افراد نسبت به آلرژى ها
بعضى از افراد ممكن است به چند ماده شيميائى حساسيت از خود نشان دهند و زمينه مساعدى براى ابتلاء به بيمارى هاى مختلف داشته باشند.
آلرژن ها چند نوع مى باشند از آنجمله :
آلرژن هائى از راه تنفس وارد مى شوند مثل پولن گياهان ، قارچ ها، گرد و غبار با منشاء گياهى ، ذرات پوست و پشم ، بخارهاى مختلف ، داروى آرايشى ، عطرها و بوهاى تند.
آلرژن ها يا حساسيت دهنده هاى خوراكى
بيشتر غذاها ممكن است باعث حساسيت شوند، لاكن گندم ، شير، ماهى ، آجيلها، شكلات ، گوشت و توت فرنگى و غيره بيمارى زاترند.
حساسيت دهنده هاى داروئى
همه داروها مى تواند حساسيت ايجاد كنند، اما تركيبات آسپرين و مسكن ها و سولفاميدها شايع ترند.
آلرژى از عوامل عفونت زا
مثل باكتريها، انگلها، قارچها، و انواع ويروسها و انواع باسيلها و غيره كه نوع حساسيت نسجى ايجاد مى كنند. مثل توبركولهاى سلى گومهاى سيفليسى و ساير گرانولوم ها.
آلرژن هاى فيزيكى
مثل گرما، سرما، نور و ساير اشعه ها، فشار و غيره .
آلرژن هاى تماسى
اين دسته از مواد حساسيت دهنده بر روى پوست و مخاط اثر كرده و سبب بروز درماتيت يا ورم مى گردد. متداول ترين حساسيت دهنده هاى پوستى يا تماسى عبارتند از گلها، مواد رنگى ، لاستيك ، فلزات مواد حشره كش ، پشم ، پوست حيوانات مختلف ، چرم ، جواهرات ، مواد آرايشى ، بسيارى از مواد صنعتى ، شيميائى ، سيمان و براى خانمها بخصوص پودر رختشوئى و مواد پاك كننده مثل مايعات ظرفشوئى و غيره .
ورم ملتحمه بهاره
يك نوع آلرژى فصلى است كه داراى عامل آلرژن يا حساسيت دهنده اى مقاوم مى باشد كه بيمار را سالها مبتلا به خارش چشم و ورم ، قرمزى و سوزش مى نمايد كه پولن هاى گياهى ، اسپور قارچها گردوغبار گوناگون ، پر، كرك حيوانات و يا غذاها مى توانند عامل اين بيمارى باشند.
كهير (خيز عصبى عروقى )
كهير عبارت است از لكه هاى آلرژى موضعى كه در لابلاى جلد (پوست ) به وجود مى آيد، در خيز عروقى بثورات مشابه كهير است اما وسعت ناحيه خيز بيشتر است و بثورات عمقى تر قرار مى گيرند در هر صورت بايد دانست كه بين اين دو فرق مهمى وجود ندارد و اين دو كيفيت را نمى توان از هم جدا به حساب آورد، علت بيشترين اين بيمارى ها همانا غذاها هستند.
مهمترين عامل كهير حاد را ممكن است خوردن ميوه جات و سبزيجات فصلى دانست ، آجيلها نيز مى توانند عامل بيداركننده اى باشند، در كهير مزمن بيشترين عامل را مى توان تخم مرغ ، گندم ، گوشت ، پياز، داروها مثل آسپرين ، پنيسيلين ، داروهاى خواب آور، فيناستين پرومورها، گزش ‍ حشرات ، تزريق سرمهاى حيوانى ، هورمونها يا هر چيزى كه داراى مواد فوق باشد بايد دانست كه به محض ورود به بدن حساس ، كهير ظاهر مى نمايند.

next page

fehrest page

back page