اسم من ((پنبه )) است !
فارسى من پنبه تركى آن پنبوق است . اعراب به من قطن گويند. من داراى گونه هاى
مختلف هستم و چندين هزار سال است كه بشر مرا شناخته و به كشت من اقدام كرده است .
گياه من به ارتفاع 5/0تا 5/1 متر است ، برگهاى گياه من پنجه اى و داراى سه تا پنج
بريدگى نوك تيز است . سطح برگهاى من پوشيده از كرك است . گلهاى من داراى رنگ
زرد روشن ، و لكه هاى ارغوانى است . ميوه من غوزه ناميده مى شود، و داراى جدار خشك و سه
تا پنج خانه است . در اين خانه پس از شكفتن غوزه ، الياف پنبه نمايان مى شود، و داراى
دانه هاى فراوان است . بهترين زمين براى كشت من ، زمينهاى پوك است كه كمى شوره
داشته باشد، الياف پنبه من سفيد مايل به زرد است ، ولى اخيرا دانشمندان كوشيده اند كه
انواعى از من را در اثر تربيت به دست آورند كه به رنگهاى مختلف مخصوصا قرمز و
بنفش باشد. سعى ديگر دانشمندان بر اين است كه بتوانند انواعى از من پرورش دهند كه
الياف آنها بلندتر باشد. در سنوات اخير محصول ايران دچار آفتى به نام كرم خاردار
شده بود كه خوشبختانه مبارزه با آن ثمر بخش بوده ، و تا اندازه اى از بين رفته است .
دانه هاى من كه به پنبه دانه معروف شده اند، داراى بيست تا سى درصد روغن
قابل استخراج مى باشند. من زرد رنگ بوده ، و در زمستان در حرارت دو تا چهار درجه
بالاى صفر منجمد مى شود، و داراى ويتامين ((اى )) مى باشد. روغن من خوراكى است ،
مشروط بر اينكه كاملا تصفيه شده و بوى آن گرفته شده باشد. در غده هاى ترشحى
واقع در ضخامت لپه دانه من ، دو ماده رنگى و سمى وجود دارد و دانه هاى من موقعى به
مصرف خوراكى و دارويى مى رسند بايستى عارى از اين غده هاى ترشح كننده باشند.
مغز دانه هاى من مصارف متعدد و فوايد بسيار دارد، ولى بزرگترين اين خواص زياد كردن
نطفه است و كسانى كه به علت كمى نطفه بچه دار نمى شوند، بايستى سه ماه مرتبا
روزى پنج مثقال مغز دانه هاى مرا ميل نمايند.
خوردن مغز مقشر دانه هاى من سينه و شكم را نرم مى كند، و درمان سرفه است . با دارچين و
شكر براى سرد مزاجان و با سكنجبين براى آنهايى كه مزاجى گرم دارند براى تقويت
غرايز جنسى به كار مى رود. مغز دانه هاى من براى زنان بچه شيرده نيز نافع است ،
چون شير را زياد مى كند و مقدار چربى و مواد سفيده آن را بالا مى برد. شكوفه گياه من
نشاط آور است ، و شربتى كه با آن بسازند براى رفع خفقان و اختناق سود فراوان دارد
و براى درمان وسواس و ابتداى جنون مفيد است و داروسازان سنتى ايران را عقيده بر آن
بود كه عقل و هوش را زياد مى كند. ضماد شكوفه و برگ من همراه با پنبه سوخته ورمها
را فرو مى برد و خارش بدن را برطرف مى كند، و از
تاول زدن پس از سوختن جلوگيرى مى نمايد، آب برگ من
اسهال را بند مى آورد مشروط بر اينكه با آب سيب مخلوط شده و خورده شود. پوست ريشه
گياه گياه من قاعده آور است ، و خون رحم را بند مى آورد، پنبه مخصوصا وقتى چربى آن
گرفته شده و هيدروفيل ، يعنى جاذب آب شود، داراى مصارف و فوايد پزشكى زياد است
، و بسيارى از بانوان هنگام عادت ماهانه از آن و فراورده هاى آن استفاده مى نمايند.
در صنعت از پنبه و روغن من زياد استفاده مى شود و پزشكان سنتى ايران ، پوشيدن
لباس پنبه اى را مفيد مى دانستند. من داراى انواعى به صورت درختچه نيز مى باشم كه
در مشرق بنگال ، نواحى مصر عليا، ايران ، چين ، و ژاپن مى رويد و انواع وحشى آن نيز
به طور خودرو در ايران ديده شده است .
چنانچه زخمهاى گود شده را از پنبه سوخته پر كنيد، چرك آنها را كشيده و آنها را خشك مى
كند. اگر مرا گرم كرده و بر روى ورمهاى دردناك ببنديد، درد آنها را تسكين خواهم داد، و
براى اينكه نتيجه بهتر بدهد بهتر آن است كه قبلا روى آن
زنجبيل و زرنباد نرم كرده بماليد، و بعد روى آن پنبه گرم كرده گذاشته و ببنديد و
همينكه پنبه سرد شد، دوباره آن را گرم كنند و مدتى بگذارند. براى فروكش ورم
بيضه و تسكين درد آن دستور داده اند كه دانه پنبه را از غوزه جدا كرده ، و بكوبند و پس
از گرم كردن برروى برگ بيدانجير پهن كنند و بر روى ورم بيضه بگذارند و همچنين
دستور داده اند كه اگر تخم پنبه را كوبيده ، با كمى
زنجبيل مخلوط كرده و پنبه را با آن آغشته كرده ، فتيله سازند و بعد يك سر آن را
برزگيل ميخى بسته و سر ديگر آن را آتش بزنند به طورى كه گرمى و حرارتش به
زگيل برسد، ولى نسوزاند، و اين عمل را سه روز متوالى روزى يك بار تكرار كنند،
زگيل افتاده و از بين مى رود.
كنف كه در گيلان و مازندران مى رويد و با آن گونه مى بافند، از خانواده پيبه بوده و
گياه آن خواصى نظير پنبه دارد، و همچنين نوع ديگر از آن در بلوچستان مى رويد كه
تاكنون در اطراف آن مطالعه و تحقيق نشده است . ممكن است اين گياه
سينبل باشد كه داروسازان سنتى به آن اشاره كرده و آن را چنين تعريف كرده اند: درختى
است هندى بسيار بزرگ ، چوب آن شبيه انجير سفيد و سبك برگ آن شبيه برگ گردو و
از آن درازتر و گل آن سرخ تيره و بزرگ شبيه لاله و ريشه درخت كوچك و آن شبيه كوكب
و شقاقل و مغز آن سفيد و پوست آن نباتى رنگ و ميوه آن شبيه غوزه پنبه و در چوب آن
پنبه بسيار نرمى وجود دارد و درخت آن دو نوع است . خاردار و بى خار، و خاردار آن بهتر
از بى خار است ، و قسمت مورد استفاده اين گياه بيخ آن است كه
قبل از آنكه گياه گل كند، بايد آن را در آورده و با كارد چوبى ورق ورق كرده ، و در
سايه خشك نمايند و بعد كوبيده با هم وزن آن نبات سفيد دوباره كوبيده و به صورت
قاووت در آورند. خوردن آن قاووت روزى يك تا سه گرم به مدت
چهل روز براى تقويت جسمانى و غريزى نتيجه بسيار عالى دارد، و همچنين
اسهال خونى و بلغمى را بند مى آورد و براى معالجه
دمل و زخمهاى جلدى ، جذام ، فساد خون و صفرا سودمند است ، و همچنين شهرت دارد كه اگر
پنبه اين گياه را در گوش نمايند آن را كر مى كند.
پنبه نسوز
فارسى من پنبه نسوز است ، به من پنبه كوهى و آذرشست هم مى گويند. عربى من حجر
الفتيله است . من نوعى سنگ آتشفشانى هستم كه از تركيب سيليكات كلسيم و سيليكات
منيزى به صورت الياف در آمده ام ، الياف من مانند پنبه نرم و
قابل انعطاف و تابيدن است و از اين رو در نساجى مى توان از من استفاده كرد و پارچه
هاى نسوز بافت ، در گذشته از من براى خانه هاى اعيان و اماكن مذهبى فتيله درست مى
كردند و در چراغهاى روغن نسوز مى گذاشتند، امروز در صنايع براى تهيه الياف نسوز
بيشتر از من استفاده مى شود، داروسازان سنتى ايران عقيده داشتند كه پنبه نسوز براى
التيام جراحات مخصوصا جراحات حيوانى نظير ندارد. معادن پنبه نسوز در كرمان فراوان
است ، و خارج از ايران در چين و چند كشور ديگر ديده مى شود. در طب جديد هيچگونه
مصرف دارويى براى آن قايل نيستند.
|