اسم من ((پرسياوشان )) است !
درمان كننده تنگ نفس هستم . اگر به سنگ كليه دچاريد، مرا مصرف كنيد. با سر درد
دشمنم و استنشاقم براى برطرف كردن زكام اثر فراوان دارد. تقويت كننده مو هستم .
زخمهاى چركين را مداوا مى كنم . يكى ديگر از خواص من درمان سرفه و نرم كننده سينه
است ...
فارسى من پرسياوشان است . به من پرسياوش -
سنبل - پرسياوشان هم مى گويند. شعر الجبل - شعر الجبار - شعر الجن - شعر الجنازير
- شعر الكلاب - شعر الغول - كربرالبئر - كنرة القنا - جعدة القنا - ساق الاسود -
ايوصيف از القاب من مى باشد. تركان به من "بالديرى قره " مى گويند، من از خانواده
سرخسها مى باشم . گياه زيباى من در جاهاى مرطوب و ديوار چاهها و اماكن نمناك در اطراف
تهران ، پس قلعه ، اطراف شهررى ، مازندران گيلان ، گرگان مخصوصا بندر گز،
بلوچستان و خوزستان مى رويد. يك نوع من به پرسياوشان سياه معروف است و به آن
سرخس بلوط و به تركى " قره بالديرى قره " مى گويند. نوع قرمز من براى
طحال مصرف زياد دارد. در نواحى البرز و اطراف درياى مازندران زياد مى رويد و اعراب
به آن لحاءالغول ، شعر الغول ، پرسياوشان احمر و به تركى ((قيرميزى بالديرى
قره )) مى گويند. يك نوع مرغوب من پرسياوشان كانادايى است كه تركى آن "قانادا
بالديرى قره " مى باشد، يك نوع مكزيكى هم دارم كه اعراب به آن كربزة
البئرمكسيكيه مى گويند. گياه من پاياست ، يعنى ريشه آن در زمين مى ماند و
سال بعد ساقه تازه مى دهد، از ساقه هاى زيرزمينى من همه ساله شاخ هاى سبز به
درازاى 15 تا 20 سانتى متر، با دمبرگى صاف به رنگ قهوه اى تيره خارج مى شود.
قسمت مورد استفاده من بيشتر برگهاى دراز من است كه داراى بويى ضعيف و طعمى گس است
و داراى صمغ ، مواد قندى ، تانن ، ترشى مازويى و يك ماده تلخ و كمى اسانس مى
باشد. مصرف من بيشتر براى نرم كردن سينه و درمان سرفه است و به همين جهت عده اى
به من دواءالصدر هم گفته اند. سينه را نرم كرده و اخلاط آن را از بين مى برم .
مسهل سودا، بلغم و صفراى موجود در معده و روده ها هستم . تنگ نفس را درمان مى كنم . سينه
را زهكشى مى نمايم . براى ريه ، طحال و سنگ كليه مفيد مى باشم . ادرار و عادت ماهيانه
زنان را باز مى كنم و خون نفاس را بند مى آورم و به همين جهت مرا براى اخراج مشيمه
تجويز كرده اند. استنشاق جوشانده من جهت باز شدن بينى و زكام و خنازير و بواسير و
دنبل سودمند است . خوردن گرد خشك من براى
اسهال مفيد مى باشد، ضماد پخته آن ورم بيضه را فرو مى برد. و ضماد تازه آن براى
زخمهاى پليد و چركين و داءالثعلب مفيد مى باشد، مشروط بر اينكه آن را خوب و به
سختى بر محل ريزش مو بمالند، ضماد سوخته من جهت جلوگيرى از ريزش مو و روياندن
آن سود فراوان دارد - ماليدن و پاشيدن سوخته ساقه هاى من روى زخمهاى چركين و خوره
اى نافع است . از دمكرده دو تا سه درصد برگ من كه با قند يا
عسل شيرين شده باشد، به مقدار سه فنجان در روز - براى گريب - نزله و برنشيت
توصيه شده است . معمولا كمى شير هم يه آن اضافه مى نمايند. و عده اى توصيه كرده
اند كه آن را با شربت شقايق با افيون كاهو (شير خشك شده ساق كاهو) مصرف نمايند.
من ((خون سياوشان )) هستم !
فارسى من خون سياوشان است . عربى من "دم الاخوين " يعنى خون دو برادر است ، ولى
عطاران مكه و مدينه مرا "خاطرالزجاجى " گويند. تركى من "ايكى قار داش قانى " مى
باشد كه آن هم به معنى خون دو برادر مى باشد. به من دم التنين - دم الثعبان و قاطر
الدم نيز مى گويند. سياوش به معنى اسب سياه نر است و نام فرزند كيكاوس پادشاه
كيانى بوده . در افسانه ها آمده است كه سودابه زن كيكاوس عاشق پسر شوهر خود شد و
امر را بر شوهر مشتبه ساخت . كيكاوس براى آزمايش پسر را امر داد كه از ميان شعله هاى
آتش بگذرد. او چنين كرد و از ميان شعله هاى فراوان آتش سالم بيرون آمد، و به توران
زمين رفت و در آنجا با فرنگيس دختر افراسياب ازدواج كرد. ثمره اين زناشويى پسرى
به نام كيخسرو بود كه بعدها پادشاه ايران شد. گرسيوز برادر افراسياب حسادت
كرد و به تحريك او سياوش كشته و خون او به ناحق بر زمين ريخت و از قطرات خون او
درختى از زمين روييد كه نام آن را خون سياوشان گذاشتند. آنچه گفته شد، افسانه اى
بيش نبود و مانند بسيارى از افسانه ها حقيقت ندارد. مخصوصا اينكه مى دانيم سياوش در
توران زمين كشته شد و درخت خون سياوشان بومى جزاير برنئو و سوماترا و در خاور
دور متعلق به اندونزى مى باشد. من صمغى به رنگ خون هستم كه از درخت خون سياوشان
تراوش مى كنم و چون بلور و شيشه را با من رنگ كنند، صاف رنگين تر از عقيق مى شود.
در صنعت آن را براى رنگ كردن ورنيها به كار مى برند.
صمغ من غالبا مخلوط با برگ و چوب است و سه نوع در بازار عرضه مى شود: چكيده ،
چوبى و خاكى ... و بهترين آن چكيده بدون برگ و چوب است . صمغ من بى بو، بى طعم
، سخت شكننده و قابل سوختن است ، و هنگام سوختن بوى يلسانى مطبوعى از آن خارج مى
شود. صمغ من قابض و ضد خونريزى است ، و براى لثه و دندان مفيد مى باشد.
سابقا در جنگهاى پودر مرا به محل زخم شمشير مى پاشيدند تا زودتر التيام يابد.
خوردن من از خونريزى معده و سينه جلوگيرى مى كند و براى
اسهال ، دل پيچه و شقاق مقعد، با تخم مرغ جهت زخم روده مفيد مى باشد، سرمه من جهت
تقويت لثه و پاشيدن گرد من جهت بند آمدن خون سودمند است . مقدار خوراك من يك تا پنج
گرم است و مى توان آن را با زرده تخم مرغ جهت بند آوردن خون از جميع اعضاء بدن و
گوشت نو آوردن زخمها، و براى كم شدن حرارت كبد و تقويت معده خورد.
اسم من ((سرخس )) است !
مرباى من با عسل ، از حاملگى جلوگيرى مى كند. براى دفع انواع انگلهاى بدن از من
استفاده كنيد. ساقه هاى من اثر لينت دارد. مبتلايان به ماليخوليا مى توانند از من سود
بسيار برند. براى جذاميان مفيدم و اگر به دل درد كهنه گرفتاريد مرا به كار بريد...
فارسى ما سرخس است . به ما بطاريس و ديشار هم مى گويند. ما داراى انواع و اقسام نر
و ماده تيغى و آبى هستيم و روى هم رفته نوع نر ما در دفع كرم كدو اثر بيشترى دارد.
در دوران اول پيدايش زمين ، انواع ما رشد بيشترى داشت ، ولى امروزه انواع بزرگ ما از
بين رفته است .
سرخس نر
در فارسى به من سرخس مى گويند. در گيلان و مازندران به من جماز و كليدارو مى
گويند. در بعضى از نقاط بسوره و شرده هم گفته اند. در داروخانه ها اسم فرنگى من
كه فوژومال مى باشد بيشتر مشهور است . گياه من بى ساق بدون ميوه و بدون
گل است . از بيخ من برگ بزرگى مى رويد كه نيم - متر تا 5/1 متر
طول دارد و منقسم به برگچه هاى كوچكى مى شود كه بريدگى آنها دو طرفه است ،
منظره قشنگى داشته و تقريبا شبيه به پر مرغان مى باشد. من در
سواحل مازندران بين درختان خالودشت بين قزوين و لنگرود در آذربايجان بين حسن بگلو و
قره داغ مى رويم .
قسمت مورد استفاده من بيخ من است كه در حقيقت يك شاخه زيرزمينى است و انواع كوهى من كه
بين سنگلاخها مى رويند، بهترين نوع مى باشند. بهترين موقع برداشت
محصول من شهريورماه است كه ماده موثر آن زياد است و در ايران تا نوزده درصد ديده
شده است . من بهترين دارو براى انداختن كرمهاى كبد، و روده ، مخصوصا كرم كدو و
كرمهاى دراز معده هستم ، و بعلاوه كرم كبد را هم ساقط مى نمايم . داروسازان سنتى ايران
دستور داده اند كه قبل از خوردن من بهتر است مقدارى سير خشك
ميل نمايند، و بهتر است مرا با خريق سياه و صمغ محموده (سقمونيا)
ميل نمايند، ولى در طب جديد دستور مى دهند كه دو ساعت بعد از خوردن بيخ من ، يك
مسهل غير روغنى خورده شود تا كرمهاى فلج شده با زيادى دارو دفع گردد. خوردن
مسهلهاى روغنى مثل روغن كرچك جايز نيست . براى اسقاط كرم كدو و پس از خوردن
مسهل بيمار بايستى بر روى طشتى كه در آن آب جوش ريخته باشند بنشيند، تا كرمهاى
كدو پشت سر هم نوار مانند در آن بيفتند. مرباى من با
عسل مانع آبستنى و باعث سقط جنين است ، و به همين جهت نبايد از بيخ من بدون تجويز
پزشك استفاده شود، چه من براى مبتلايان به امراض قلبى و كبدى خطرناك مى باشم و
چنانچه زيادتر از مقدار خوراك خورده شوم ، توليد عوارض معدى و اختلالات چشمى خواهم
كرد، و گاهى ممكن است باعث مرگ شوم ، مقدار خوراك ساقه زيرزمينى من به صورت آن
براى اطفال دو تا سه گرم مى باشد. در داروسازى جديد عصاره اتره من بيشتر مصرف
مى شود، و مقدار خوراك آن براى اشخاص بالغ 2 تا 8 گرم است كه معمولا در كپسولهاى
سربسته عرضه مى شود. اثر اين عصاره در كشتن انواع كرم قطعى است ، مشروط بر
اينكه از بيخ تازه تهيه شده باشد.
بسپايه
فارسى من بسپايه و بس پايك است . معرب آن كه بيشتر در كتب دارويى قديم به كار
برده اند، بسفايج مى باشد. در مازندران و گيلان به من وارجماز گويند. عربى من
اضراس الكلب ، ثاقب الحجر، و تشميز است . در مصر به من اشتران گويند.
گياه من سرخص كوچكى است كه بيش از 20 تا 30 سانتى متر قد نمى كشد. ساقه
زيرزمينى من شبيه هزارپا مى باشد و به همين جهت است كه به آن بسپايه گفته اند. بيخ
من به صورت افقى و با ضخامت كم بوده و پوشيده از فلسهاى نازك است كه پس از
خشك شدن داراى برجستگى و خار مى شود. برجستگى در
محل پيدايش برگها و خار بقاياى ريشه من است . من بيش از دويست گونه دارم ، برگهاى
من مركب از برگچه هاى متعددى است كه ممكن است تعداد آنها در حدود بيست عدد باشد.
رنگ ساقه زيرزمينى من قرمز تيره است ، و پس از خشك شدن سياه مى شود. بيخ من داراى
بويى ناپسند و طعمى شيرين است كه به تدريج گس مى شود. من در روى ديوارها و
تخته سنگها و تنه درخت مى رويم . در ايران بيشتر در گرگان ، مازندران ، گيلان ،
آذربايجان بين خزه هاى نواحى سنگلاخى حسن بگلو و قره داغ به
عمل مى آيم . بهترين نوع من در بندر گز و كهرزنگ مازندران است .
ساقه زيرزمينى من داراى تانن ، صمغ ، مواد لعابى و يك ماده موثر دارويى است . ساقه
زيرزمينى من خلطآور، ملين بوده و اثر ساقه خشك بهتر از تازه است .
جوشانده من اخلاط و نفخ را از بين مى برد، و آن را براى سودا و جذام هم تجويز كرده
اند. نوشيدن جوشانده من همراه با شيرين بيان و انيسون جهت سرفه ، تنگ نفس مفيد و
مداومت در خوردن جوشانده من با عناب براى افتادن دانه هاى بواسير توصيه شده است .
جوشانده سه مثقال من با 4 تا 5 تا مثقال فلوس يا ترنجبين جهت نفخ معده و
دل درد كهنه و هيسترى مفيد بوده و براى درمان بواسير نيز موثر است . چنانچه مبتلايان
به ماليخوليا و جذام هر روز 5/1 گرم بيخ مرا با 30 گرم مغز فلوس هفت روز
بخورند، به درمان مرض كمك خواهم كرد. براى معالجه قولنج و نفخ معده مى توانيد،
جوشانده مرا با ماءالشعير (جوشانده جو) و عسل
ميل نماييد. ضماد من جهت پيچ خوردگى عصب و ترك بين انگشتان نافع است . من براى
سينه خوب نيستم ، مگر مرا با پرسياوشان همراه نموده بجوشانيد. صاحب كتاب شفاء
الاسقام نوشته شده است كه استاد من عقيده داشت كه بايد پوست بسپايه را تراشيده و مغز
آن را كوبيده و بعد استعمال نمايند تا اثر آن بهتر باشد.
گرف
من نوعى سرخس زينتى هستم كه در جنگلهاى كنار درياى مازندران مى رويم . در گيلان به
من كرف مى گويند. ساقه زيرزمينى من راست و خزنده است ، و تاكنون خواص دارويى آن
مطالعه نشده است . فقط آن را به عنوان بك گياه زينتى در باغچه ها مى كارند.
اسم من ((خرنوب )) است !
در زبان فارسى و عربى به چند نوع گياه مختلف خرنوب مى گويند، ولى خرنوب
اصلى من هستم . به خرنوب بستانى معروف مى باشم . درخت من بسيار بزرگ و شبيه
درخت گردكان است . ميوه من غلافى به اندازه يك وجب و نيم و ضخيم است . درخت من بسيار
زيبا است و ارتفاع آن به ده متر مى رسد، و در جنوب ايران مخصوصا بين فارس و بندر
شاهپور به عمل مى آيد، و درخت آن شبيه درخت گردو است اشتباها خرنوب تصور كرده اند،
در صورتى كه چنين نيست . درخت من از خانواده پروانه داران و لارك ، از خانواده گردو مى
باشد و مانند درخت گردو و داراى ترشحات سمى است و خوابيدن زير آن مخصوصا در
شب خطرناك است . ماهيگيران شمال بيشتر از ميوه لارك جهت صيد ماهى استفاده مى كنند. در
وسط ميوه من شهدى شبيه عسل وجود دارد كه در ميان آن دانه هايى شبيه به عدس ديده مى
شود. تكثير درخت من از راه دانه است ، ولى هشت
سال طول مى كشد تا ميوه بدهم . من يكى از درختانى هستم كه به آسانى و بدون احتياج
به توجه زياد رشد مى كنم و هر قدر هوا مرطوب تر باشد، بهتر به
عمل مى آيم و همه ساله 250 تا 500 كيلو ميوه مى توان از من چيد. ميوه مرا در مرداد و
شهريور بايد چيد و روى پارچه اى پهن نمود و در آفتاب خشك كرد تا ميوه تخمير نشود
و كرم نگذارد.
شهد ميوه من هفتاد درصد مواد قندى ، كمى موم ، كمى صمغ و مقدار كمى ويتامينهاى آ- ب و ث
دارد و بعلاوه داراى فسفر، منيزى ، كلسيم ، سيليس ، و چند فلز ديگر است ، و روى هم
رفته يكى از مواد خوراكى است كه بايستى نسبت به ازدياد آن كوشش كرد، و از ميوه آن
در تغذيه استفاده نمود. از دانه هاى من صمع و چسب مى سازند. عصاره پوست درخت من
بهترين دارو براى درمان اسهال مزمن است ، و يك گرم آن را در روز مى توان خورد.
ميوه درخت من پيشاب آور بوده ، براى درد سينه و تقويت معده و چاق شدن تجويز مى شود
و چون شهد مرا داخل شير كنند، طعم آن را لذيذ مى كند و اشتها به غذا را زياد مى نمايد.
بهترين دارو براى درمان سرفه كهنه و مزمن است و خوردن آن با دانه جهت چاق شدن بدن
مفيد مى باشد.
ضماد ميوه من جهت ضرب خوردگى و زگيل مفيد است و چون ميوه مرا دو پارچه كرده ويك
پارچه را روى زگيل بچسبانند، آن را از بين مى برم . دانه هاى ميوه من
محلل ورمها، مخصوصا ورم مقعد است .
اسم من ((چوب چينى )) است !
خون را تصفيه مى كنم . در معالجه ناراحتى هاى روانى بى همتا هستم . از پيشترفت
سرطان جلوگيرى مى كنم . يكى از خواص بى نظيرم ، از بين بردن جذام است . علاج كند
ذهنى هستم و از خواص بى شمارى برخوردارم كه كمتر كسى از آن مطلع است ...
فارسى من چوب چينى است و به زبانهاى فرنگى به من ژين سگ گويند و اينكه عده اى
از لغت نويسان اسكوئين را كه گياه ديگرى است چوب چينى ترجمه كرده اند اشتباه مى
باشد.
عربى من جنسه و جنسج است . هزار سال پيش من در
داخل حصار چين محبوس بوده و كسى از خواص معجزه آساى من جز چينيها اطلاع نداشت و به
همين جهت دركتب دانشمندان و پزشكان بزرگ ايرانى ((محمد بن زكرياى رازى )) و
((شيخ الرئيس ابوعلى سينا)) وارد نگرديم و چون پايه طبابت در اروپا را كتب دو
دانشمند نامبرده تشكيل مى داد، به همين جهت اروپاييان اطلاع كافى در مورد من نداشت ، ولى
اخيرا پى به خواص من برده و كارخانه هاى بزرگ داروسازى
مشغول مطاله مى باشند تا بتوانند خواص دارويى مرا پيدا كرده و از آن بهره بردارى
نمايند، غافل از اينكه پس از باز شدن ديوار چين عده اى از پزشكان ايرانى مانند حكيم
ميرعمادالدين شيرازى ، حكيم ميرزاقاضى يزدى ، حكيم مير محمد - تهرانى و حكيم مؤ من ،
روى من قبلا مطالعه كرده و خواص استفاده از من را پيدا كرده اند و چنانچه كارخانه هاى
بزرگ داروسازى بخواهند مى توانند تمام اينها را در كتب ايرانى خوانده و از آن بهره
بردارى نمايند.
زادگاه اصلى من چين است و چون مرا در جاهاى ديگر بكارند يا سبز نمى شوم و يا تغير
ماهيت داده بسيارى از خواص خود را از دست مى دهم . چنانچه صاحب كتاب مخزن الادويه
توانست ريشه مرا با مقدارى خاك قرمز زادگاه اصلى من بدست آورد و آن را در باغچه
منزل خود در مرشد آباد بكارد. گياه من روئيد، ريشه آن شيرين تر از گياه چينى ولى
خواص آن كمتر بوده و چون سال ديگر ريشه جديد را كاشتند پوسيده و سبز نگرديد.
اخيرا نيز در آمريكا، ژاپن ، كره و بسيارى از كشورهاى ديگر مرا كاشته اند ولى هيچكدام
مانند گياه اصلى من نيست . من براى تقويت قوه باه و برگشت شهوت ماءيوسان ، تصفيه
خون و معالجات روانى و انواع جنون ، ماليخوليا و مانيا و معالجه امراض صعب العلاج
مثل انواع سرطان و تومورهاى بدخيم و خوش خيم و زخمهاى پليد و چركين جذام ، فلج ،
رعشه ، تشنج امتلايى (اسپاسم )، سردرد مزمن ، درد شقيقه ، كندى ذهن ، حواس پرتى ، و
فراموشى مفيد مى باشم . ريشه من كمى خواب آور، پيشاب آور و قاعده آور مى باشد و
سريع النفوذ در رگهاى موئين بوده و براى بسيارى از امراض تجويز شده ام .
بزرگترين خاصيتى كه داروسازان سنتى ايران به من نسبت داده اند و داروسازى جديد از
آن بى اطلاع است معالجه بيمارى اوراق كه به ندرت ديده مى شود و اخيرا در ايران چند
مورد ديده شده است ، نوعى خوره عصبى است ، در اين بيمارى كه از نوك انگشتان شروع
مى شود مغز خاكسترى عصب به تدريج خورده شده و به تدريج از بين مى روند. به اين
جهت به آن زمور عضلانى نيز مى گويند.
همينكه اين خوره به اعصاب قلب رسيد، بيمار تلف مى شود. حداكثر دوره اين بيمارى از
تاريخ ابتلا تا رسيدن مرگ كمتر از دو سال و دو ماه مى باشد. نام فرنگى بيمارى
اوراق (ساركو) مى باشد. خاصيت ديگرى كه داروسازان سنتى ايران به آن داده اند،
درمان معتادان به ترياك مى باشد كه شرح
مفصل آن در قراباد كبير نوشته شده است .
قسمت مورد استفاده من ريشه ام مى باشد و در بازار متاءسفانه ريشه هاى ديگر را به جاى
ريشه من مى فروشند مخصوصا در بازار اروپا بيشتر ژين سنگ ژاپنى كه فقط شباهت
به ريشه من دارد زياد ديده مى شود. اينكه مى گويند چوب چينى را نبايد با يك نمك و
ترشى خورد صحيح نيست .
عشه چينى
من نوعى ساقه زيرزمينى هستم كه مرا از چين و ژاپن مى آورند و غالبا مرا با چوب چينى
ترجمه كرده اند. عربى من جزوار چينى است و منافع چوب چينى را ندارم . من ، بى بو،
بدون طعم چوب چينى كمى شيرين است . من داراى تانن صمغ بوده و خاصيت مسهلى دارم و
نبايد مرا با گياه عشبه معمولى كه خود را قبلا در زبان خوراكيها معرفى كرده است
اشتباه كرد. من در كنار بحر خزر نيز مى رويم و نوع ايرانى من براى تصفيه خون و
نقرس مفيد است و بهترين دارو براى معالجه سفليس مى باشم .
اسم من ((گل طاووسى )) است !
فارسى من گل طاووسى است و با گل پر طاووسى فرق بسيار دارم . اعراب به من
((رتم وست الخديجه )) گويند. در بعضى از كتب مرا بذسقان ناميده اند.
چون تعداد برگ در گياه من كم است ، به اين جهت همه مرا بدون برگ مى دانند و ساقه
هاى سبز من كار برگ را انجام مى دهند - يعنى هنگام روز، گاز كربن هوا را گرفته
اكسيژن پس مى دهد - در اكثر خانه ها و گل خانه ها گياه مرا به علت داشتن گلهاى درشت
خوشه اى ، به عنوان يك گل زينتى مى كارند. رنگ گلهاى من طلايى است ، گلهاى من داراى
نوش فراوان است ولى زنبور عسل كمتر به سراغ آن مى آيد.
گل و دانه هاى من داراى اثر سمى هستند و از آنها در صنعت داروسازى چند نوع داروى مفيد
كه يكى از آنها اسيارتئين نام دارد مى گيرند، يكى از داروهاى مفيد براى قلب است ، دانه
هاو گل من به مقدار كم پيشاب آور و مسهل مى باشد، و اين خاصيت در دانه هاى من بيشتر
است . از دمكرده هشت در هزار گل من فقط يك قاشق مى توان نوشيد و در شبانه روز بيش از
دو قاشق جايز نيست ، و نمى توان بدون اجازه پزشك از آن استفاده كرد. از ساقه هاى
گياه من اليافى به دست مى آيد كه با آن مى توان طناب و پارچه هاى ضخيم بافت . در
جنگلهاى قره داغ نوعى از گياه من مى رويد كه به آن
گل طاووسى پاكوتاه مى گويند. سه گرم دانه هاى آن قى آور و كشنده اقسام كرم معده و
مخرج جنين مرده است ، ولى هرگز بدون اجازه ى پزشك نبايد از آن استفاده نمود.
گل و دانه هاى آن ادرار را زياد مى كند و معرق است ، و براى معالجه
اسهال خونى به وسيله ى پزشكان تجويز مى شود، و براى سياتيك نافع است . خوردن
يكى دو دانه آن چند روز متوالى توليد اسهال مى كند، و براى رفع
دمل مفيد است .
گل پر طاووسى
چنانچه گفتيم ، گل پر طاووسى با گل پر طاووسى فرق دارد، اين
گل از خانواده گلهاى مركب بوده و به آن پريمور هم مى گويند، زادگاه اوليه آن نواحى
گرمسيرى است . ولى امروزه به عنوان يك گل زينتى در ايران و ساير كشورهاى جهان
پرورش مى يابد. گلهاى آن مانند ساير مركبات از جمع چندين گلچه
تشكيل مى شود و گياه آن داراى شيرابه است . تاكنون روى خواص دارويى آن مطالعه
نشده است .
اسم من ((سپستان )) است !
فارسى من سبستان بر وزن دبستان است ، ولى اين روزها مرا بر وزن زمستان مى خوانند.
معرب من سبستان و عربى من دبق - مخاطه - مخيطات است . داروسازان سنتى ايران به من
((اطباءالكليه )) لقب داده اند، چون بهترين دارو براى امراض كليوى مى باشم . در
بندر عباس به من انبوه گويند. درخت من كه به شجر الدين معروف است ، در
سواحل خليج فارس ، جزيره خارك و امارات خليج ، مكران و بلوچستان مى رويد. ميوه من
به شكل آلبالوست و داراى شيره لعاب دارى است كه براى
اسهال و ناراحتيهاى دستگاه تنفس و سرفه مفيد است . پوست درختچه من قابض بوده و
خاصيت مسهلى دارد. از برگهاى من مى توان مانند
گل گاو زبان استفاده كرد. دمكرده ميوه من چه تازه و چه خشك به عنوان نرم كننده به
تنهايى يا همراه با داروهاى ديگر تجويز مى شود. من دو نوع دارم ، نوع بزرگ من به
اندازه اى آلو بوده ، و تخم آن از گوشت مجزا مى شود، ولى در كوچك هسته به گوشت
چسبيده ، لعاب آن كمتر ولى شيرين تر است . و بهترين نوع آن بحرينى است . گذاشتن
ميوه من در دهان و مكيدن و فرو بردن آب آن و آشاميدن آب خيسانده آن و همچنين جوشانده آن
سينه و گلو را نرم مى كند و گرفتگى آواز را برطرف مى نمايد و سرفه را درمان مى
كند. عطش را فرو مى نشاند و سوزش ادار را تسكين مى دهد. ضماد جوشانده ميوه و برگ من
در دوشاب جهت باز شدن دمل و مجرب است . مقدار خوراك ميوه من تا دو
مثقال است و بهتر آن است كه هميشه با عناب با خطمى مصرف شود تا براى جگر مفيد
باشد، و چون چهار تا پنج عدد برگ نورسته مرا ريزريز كرده و شب در آب بخيسانيد و
صبح با فشار صاف كرده و بياشاميد، جهت جريان منى و سوزاك سودمند مى باشد. گياه
من از خانواده گاو زبان مى باشد.
سگ زبان
فارسى من سگ زبان است ، اعراب به من لسان الكلب مى گويند. نوع ديگر من در
شهسوار ((كاش )) ناميده مى شود و عربى آن اذن الانب يعنى گوش خرگوش مى باشد.
چون داراى خار بوده و به لباس مى چسبد اعراب به آن لصيقى هم مى گويند. گياه من
علفى و از خانواده گاو زبان و بيشتر در سنگلاخها و در اراضى خشك آذربايجان زياد
ديده مى شوم . گياه من داراى ريشه ضخيم دوكى
شكل دراز و گوشتدار است ، گلهاى كوچك من در فاصله ارديبهشت تا خرداد باز مى شود و
رنگ آنها قرمز مايل به بنفش است .
قسمت مورد استفاده گياه من بيشتر ريشه من است . رنگ ريشه خاكسترى
مايل به قرمز و داراى بوى مخصوص و طعام لعابى است . من آرام كننده و كمى مخدر هستم .
ميوه من تخدير بسيار دارد. ريشه گياه من قابض و برگ من ملين ، است ، و ريشه برگ مرا
جهت معالجه نزله و امراض ريه و درمان اسهال و پيچش روده و جلوگيرى از خونريزى
تجويز مى نمايند. ضماد برگ تازه و ريشه له شده من و جوشانده آنها جهت تسكين درد
سوختگى مصرف مى شود و همچنين جهت التيام جراحات و ترك پستان ، بواسير و خارش
مفيد بوده اولسرها را معالجه مى كند. مقدار خوراك من به طور جوشانده يا دمكرده برگ و
ريشه 30 تا 60 گرم در ليتر يك فنجان در روز مى باشد. براى شستشوى زخمها و
اولسرها از جوشانده پنجاه گرم در ليتر استفاده مى كنند.
ماش هندى
فارسى من ماش هندى و عربى آن ((حب القلب )) است و به يك نوع من ((كاسرالحجر))
گويند. زيرا هنديان را عقيده بر آن است كه چنانچه كوبيده آن را بر سنگ بمالند، آن را
شكننده مى كند. در اطراف تهران نواحى البرز، جوستان طالقان و كوههاى لرستان به
عمل مى آيم . گياه من از خانواده گاو زبان بوده و به آن علف مرواريد هم مى گويند.
زيرا دانه هاى من از قشرى سخت به رنگ سفيد پوشيده مى باشد. برگهاى من بيضى
نوك تيز و پوشيده از تار است ، گلهاى من سفيد
مايل به زرد است كه بر روى انشعابات ساق پيدا مى شود.
من علاوه بر ايران ، درامريكاى شمالى و اروپا و قسمتهاى
معتدل آسيا به عمل مى آيم ، و بيشتر در جنگلها و اماكن مرطوب سنگلاخ و زمينهاى باير
رشد مى كنم . پوشش خارجى دانه هاى من تركيبى است از سنگهاى آهكى و سيليسى و
ريشه من داراى ماده اى قرمز رنگ است كه با آن مواد غذايى مخصوصا كره و پنير را رنگ
مى كنند مغز دانه هاى من داراى روغنى است كه طعمى ملايم داشته و در اثر ماندن تند مى
شود. من كليه را تقويت كرده و ناراحتيهاى آن را برطرف كنم ، سنگ كليه را شكسته و مى
ريزانم ، و براى اين كار داروسازان سنتى ايران دستور داده اند كه شش
مثقال دانه مرا با شش مثقال تخم شلغم در هفتاد و پنج
مثقال آب بجوشانيد و بگذارند تبخير شده ، فقط بيست و پنج
مثقال آب بماند. سپس صاف كرده نصف ديگر را شب نيم گرم كرده بنوشند. جوشانده دانه
هاى من براى درمان بى اختيارى ادرار نيز نافع است ، و آن را براى درمان نزله و سهولت
زايمان نيز تجويز مى نمايند. برگ و سرشاخه هاى گلدار مرا مى توانيد مانند چاى
دمكرده بنوشيد، اشتها را زياد و سكسكه را برطرف مى كند و قلب را قوى مى نمايد. باز
كننده ادرار و عادت ماهانه نيز مى باشد. از جوشانده 30 تا 45 گرم دانه هاى من با شكر
و دمكرده گل خطمى و كمى شوره براى معالجه نقرس تجويز مى شود.
فرش زمردين
شعراى خوش ذوق ايرانى مرا فرش زمرد دين لقب داده اند، من نوعى ماش هندى هستم كه
بيشتر در شمال شرقى ايران مانند گرگان تا
شمال غربى مانند آذربايجان مخصوصا در جنگلهاى ارسباران به
عمل مى آيم و گياه مرواريد بيشتر به من گفته مى شود. گياه من دو نوع ساقه دارد يكى
زمين را فرش مى كند و با سبزى زيبايى كه دارد، منظره زيبايى را بوجود مى آورد و
هيچگونه گلى ندارد. ساقه ديگر من كه بطور قائم مى رويد، داراى گلهاى بزرگ به
رنگ لاجوردى است كه در فاصله فروردين تا خرداد باز مى شوند، و رنگ
گل آنها از ارغوانى تا بنفش تغيير مى كند و به همين جهت در روى گياه من گلهاى رنگارنگ
مى بينيد، دانه هاى من سفيد و شبيه مرواريد است .
دانه - برگ و سرشاخه هاى گلدار من داراى تمام خواص درمانى ماش هندى است و دمكرده
برگ و سرشاخه هاى گلدار من را مى توانيد به جاى چاى مصرف نماييد.
من ((قدقدك )) هستم !
فارسى من ((قدقدك )) است ، به من دغدغك ، سناى بيابانى ، سناى كاذب ، قلوته ،
سناى مغربى ، درگنده ، دارگنده ، كپسول ، چپول هم مى گويند: عده اى از محققين سناى
فارسى را نوعى از من مى دانند. من در اكثر كوهستانهاى شمالى ايران ، مخصوصا
شمال خراسان به فراوانى مى رويم ، گياه من درختچه اى است به ارتفاع يك متر تا
چهار متر و داراى يك ساقه زيرزمينى است كه غده اى و گوشتدار است . گلهاى من خوشه اى
به رنگ سبز و گاهى زرد مى باشد، مرا به علت زيبايى خاصى كه دارم ، در اكثر
باغچه ها مى كارند. زيبايى درختچه من پس از پيدا شدن ميوه به حد اعلى مى رسد. در
داخل پوسته نازك ميوه من هميشه مقدارى گاز كربن ، اكسيژن و ازت جمع مى باشد. قسمت
مورد استفاده من برگچه هاى من است كه داراى اثر مسهلى است و غالبا آن را به جاى سنا
مى فروشند. ماده عامله اسهال آور من هنوز بطور دقيق كشف نشده است . برگچه هاى من ملين
و پيشاب آور نيز مى باشند و خوردن آنها خون را تصفيه مى كند. دانه هاى من قى آور و
مسموم كننده است . برگچه هاى من مسهل خوبى هستند، و عوارض آنها كمتر از سناى مكى
است . ولى به علت طعم بد و قى آورى كه دارند، چندان مورد توجه نيستند، ولى در
صنعت داروسازى از عصاره برگ من همراه با گرد شيرين بيان حبى درست مى كنند كهه
ملين و مسهل خوبى است ، مشروط بر اينكه در هر حب 1/0 گرم وجود داشته باشد، مقدار
خوراك اين حب يك تا سه عدد قبل از شام است .
اسم من ((گل شاه پسند)) است !
دمكرده گلهاى من درد كمر و سردرد را تسكين مى دهد. اگر از دردهاى عصبى رنج مى بريد،
از من سود بريد. با سنگ كليه دشمنم و آن را به آسانى دفع مى كنم . علاج قطعى درد
معده هستم . برگ من ضد تشنج و تب بر است . درد گلو ورم مخاط دهان را نيز فرو مى
نشانم . نوع زينتى من كه در اكثر شهرهاى ايران پرورش داده مى شود، شاه پسند ناميده
مى شود. متجاوز از صد گونه هستم كه بيشتر آنها در آمريكا به
عمل مى آيند. نوع دارويى من از قديم در ايران ، خصوصا
سواحل درياى مازندران ، حاشيه جنگاهاى شمال ، بين رشت ، تا چالوس ، بندر گز،
آستارا، لاهيجان و نواحى البرز و اطراف تهران و همچنين در جنوب ايران ، پرسپوليس ،
ملاير، اراك ، تفرش ، آشتيان ، نهاوند، ازنا و شهبازان مى رويد. گياه من پايا است ،
يعنى ريشه آن هميشه در زمين مى ماند و سال بعد سبز مى شود، ساقه هاى من چهار گوش
و زاويه دار است ، ارتفاع آن سى تا هشتاد سانتى متر است . جام
گل من قيفى است و غالبا به صورت مجتمع خوشه اى مى باشد. ميوه من به اندازه نخود
بوده ، و تا رسيدن در جام گل باقى مى ماند. زنبور
عسل به نوش من علاقه زياد دارد. اين روزها به نوع دارويى من كه خودرو مى باشد كلمه
وحشى اضافه كرده اند ولى در قديم به دانه هاى آن يوشنگ و گاومشنگ مى گفتند.
عربى آن رعى الحمام است و در مصر به آن ساق الحمام مى گويند. حمام به معنى كبوتر
است و مى گويند كه كبوتر به دانه هاى من علاقه زيادى دارد، صاحب كتاب ((تحفه ))
شاه پسند وحشى را ((نار قيصر)) مى داند و با مشخصاتى كه در كتب قديم ((به نار
قيصر)) نسبت داده اند مطابق بوده ، و خواص طبى آنها كاملا يكى مى باشد. قسمت مورد
مورد استفاده نوع وحشى من برگ و همه اندامهاى آن است و طعم آن كمى گس و تلخ بوده ، و
معطر مى باشد. به علت داشتن تانن كمى قابض بوده ، مقوى ، ضد تشنج و تب بر است
. عصاره آبى آن اثر قاطع در روى دردهاى عصبى دارد. غرغره جوشانده آن براى درد گلو
و ورم مخاط دهان تجويز مى شود، به صورت كمپرس براى معالجه اولسرهاى و ضرب
خوردگيها و بريدگيها توصيه شده است . برگهاى مرا در سركه بجوشانيد و بعد در
محلهاى دردناك ضماد نماييد، دمكرده 30 تا 40 گرم برگ مرا به مقدار سه فنجان در
روز صبح ، عصر و شب مى توان نوشيد. به خانمها و دخترهاى جوانى كه مبتلا به چاقى
موضعى هستند، و چربى در عضلات آنها مخصوصا در ران و باسن آنها جمع شده است ،
(سلوليت ) توصيه كنيد كه روزى سه فنجان از دمكرده آن برگ من بنوشند. از دمكرده
گلهاى من نيز مى توان استفاده كرد و براى اين كار بايد غنچه هاى ناشكفته آن را در
تيرماه چيد - دمكرده آن درد كمر و سردرد را تسكين مى دهد و براى كبد و درد آن مفيد است ،
زايمان را آسان و سنگ كليه را از بين مى برد. براى برنشيت ،
اسهال ، درد معده ، ميگرن ، دردهاى عصبى ، درد سينه و رماتيسم مى توان آن را تجويز
كرد.
رجل الحمامه
بعضى از مترجمين ساق الحمام و رجل الحمام را كه هر دو به معنى پاى كبوتر است ، با هم
يكى دانسته و رجل الحمام را شاه پسند دانسته اند، در صورتى كه اين اشتباه است ، و
رجل الحمامه گياه ديگرى است كه فارسى آن ((هوچوبه )) و ((ابوخلساست )) كه خود
را به موقع در كتاب زبان خوراكيها معرفى خواهد نمود.
شاه پسند معطر
فارسى من ((به ليموست )) به من شاه پسند معطر هم مى گويند. عربى من لويزه مى
باشد، مرا به علت زيبايى و عطر خوشى كه دارم ، در ايران پرورش داده اند. اگر
روى برگهاى من دست بكشيد، بوى دلپذيرى شبيه به اسانس ليمو از آن متصاعد مى
شود، و به همين جهت از برگ من عطرى مى گيرند كه شباهت زيادى به اسانس ليمو
داشته ، و در تجارت به اسانس لوژيه معروف است . برگ و سرشاخه هاى گياه من در
حالت تازه عطر بيشترى دارند، طمع برگهاى من تند و كمى تلخ است . برگ و
سرشاخه هاى درختچه من مقوى معده ، ضد تشنج و درمان دردهاى عصبى است . تب را پايين
مى آورد، و مقوى قلب است . براى رفع سوء هاضمه ، نفخ معده ، تپش قلب ، سردردهاى
يكطرفه ، سرگيجه و رفع خستگى به امراض فوق و همچنين كسانى كه در گوش خود
احساس سر و صدا مبهم مى نمايند سودمند مى باشد، و بهتر است اين دمكرده را همراه با غذا
ميل نمايند.
ليمو دارو
در چمنزارها و ماسه زارهاى جنوب و شمال ايران نوعى به ليمو به
عمل مى آيد كه در بندر پهلوى و دشتهاى مرطوب گيلان فراوان است و به آن ليمو دارو
مى گويند. ولى داروسازان سنتى ايران گياه ديگرى را كه فارسى آن وشيگ و معرب آن
وشيج است ليمو دارو دانسته اند كه هر دو از يك خانواده مى باشند. با اين فرق كه
ليمو دارو در ماسه هاى كنار دريا و وشيگ از ميان سنگهاى مناطق مرطوب بيرون مى آيد.
چوب وشيگ فوق العاده سخت است ، و با آن سرنيزه و پيكان مى سازند. برگ آن شبيه
برگ گشنيز بوده و بوى عطر ليمو مى دهد، ليمو دارو نيز گياهى علفى است و خزنده
مى باشد، و گلهايى صورتى دارد. خوردن نيم
مثقال كوبيده بيخ آنها با تخم مرغ نيمرو شده ، جهت كوبيدگى اعضا و رفع آثار
ضربه مفيد است و پماد آن نيز به همين منظور نافع مى باشد. نشستن در جوشانده آن جهت
سيلان رحم و نواصير مفيد است . دمكرده ده تا بيست گرم برگ آن در يك ليتر، نوشابه
اى مطبوع بوده ، و خواص به ليمو را دارد. به هضم غذا كمك مى كند، محرك معده بوده و
دردهاى عصبى را تسكين مى دهد، و به اين منظور بهتر آن است كه هميشه آن را مانند چاى
دمكرده و همراه يا بعد از غذا نوشيد تا خستگيهاى روحى را برطرف نمايد.
تيمر
در بلوچستان به من تيمر، در بنادر جنوب ايران و
سواحل درياى عمان به من حرا، و در بعضى از نقاط جنوب ايران
تول مى گويند. عربى من شورا و قرام است . من درختچه اى هستم از خانواده شاه پسند كه
در هند و آفريقاى مركزى ، عربستان و جنوب ايران به
عمل مى آيم . برگ درخت من بيضى كامل است كه سطح فوقانى آن سبز و سطح زيرين آن
سفيد است ، و ميوه من هم بيضى شكل مى باشد.
قسمت مورد استفاده من پوست درخت من است كه داراى هفده درصد تانن ، يازده درصد مواد
نشاسته اى ، كمى چربى و يك ماده صمغى است ، بعلاوه داراى كمى مواد قندى و يك ماده
رنگى است كه در برابر قليائيات قرمز و در برابر تريشها رسوب مى كند. و نيز
داراى چندين عامل دارويى هستم كه ميكرب جذام را از بين مى برند. از پوست درخت من يك ماده
رنگس به نام ((لاپاكول )) به دست مى آيد. خوردن مقدار كمى از پوست درخت من ، ادرار
را زياد مى كند. با اين حسن كه هيچگونه ضررى به قلب نمى رساند، از پوست درخت من
نبايد زياد خورد، زيرا توليد قى و سرگيجه مى نمايد، من بهترين داروى ضد جذام هستم
و چنانچه بيمارى تازه بوده ، و مزمن نشده باشد، آن را درمان مى نمايم . در داروسازى
جديد نيز اثر پوست درخت من در كشتن باسيل هانس (جذام ) ثابت شده است .
اسم من ((فلوس )) است !
فشار خون را كم مى كنم . گل من ، لينت دهنده خوبى است . جوشانده ام برفك دهان كودكان
را از بين مى برد. ضماد شهد من درد مفاصل و نقرس را درمان مى كند. و اگر از درد گلو
ناراحتيد، از من استفاده كنيد...
فارسى من سابقا ((خيار چنبر)) بود كه اعراب به آن خيار شنبر مى گفتند. ولى از
موقعى كه خيار چنبر نامگذارى كردند، مرا فلوس ناميدند. در بلوچستان به من چونتور -
چيكمانى مى گويند. عربى من ((خرنوب - هندى )) است . در كتب مختلف به من اسامى خيار
شنبه ، كريال ، كرداله ، املتاس ، سيال و لاتهى داده اند.
درخت من در بلوچستان 10 تا 15 متر بلندى پيدا مى كند، و خودرو مى باشد. گلهاى درخت
من زرد و خوشه اى است . ميوه من نيامى است كه وسط آن به وسيله پرده هاى نازك چوبى
به چند حجره تقسيم شده ، و در هر حجره يك دانه و وسط آن شهد غليظى وجود دارد. قسمت
مورد استفاده من شهد ميوه ناشكفته من است . طول ميوه من گاهى به شصت سانتى متر مى
رسد. پوست آن سخت ، خاردار و به رنگ تيره است . شهد من شيرين ولى نامطبوع است ،
داراى مواد قندى صمغى و لعابى است ، شهد ميوه من ملين سينه و معده است . فشار خون را
كم مى كند، مضمضه آب جوشانده آن ، جوشهاى دهان را از بين مى برد، و برفك
اطفال را پاك مى نمايد. مسهل خوبى براى پيران ،
اطفال و زنان باردار است . و خوردن آن هيچگونه عوارض و زيان ندارد. غرغره با آب
گشنيز تازه ، و شيره من براى گلودرد نافع مى باشد. ضماد شهد من درد
مفاصل و نقرس را از بين مى برند، و ورمهاى سخت را نرم مى كند.
گل من نيز ملين است . مخصوصا اگر با آن مانند گلقند گلنگبين تهيه نمايند. برگ
نورسته درخت من نيز ملين است .
مقدار خوراك مغز ميوه من سى تا شصت گرم به عنوان
مسهل و چهار تا هشت گرم به عنوان ملين است . مقدار خوراك آن براى
اطفال سه گرم بر حسب ، هر سال از عمر آنها است . مغز ميوه من به عنوان
مسهل توليد ناراحتى نمى نمايد و بسيار خنك مى باشد.
لرگ
فارسى من ((لرگ )) است . به من لارگالارگى مى گويند. در رودبار به درخت من
كوچى و كوج - در آستارا موتالى و در سياهكل
كوهول مى گويند. درخت من در تمام جنگلهاى شمال ايران بطور خودرو مى رويد و به آن
لرخ و دله كوچى مى گويند. در باغها و پاركها هم مرا به عنوان درخت زينتى مى كارند.
در جنگلهاى مازندران گيلان قامت درخت من به بيست متر مى رسد.
درخت من از خانواده گردو است ، و صاحب كتاب مخزن الادويه به علت شباهت زيارى كه
درخت من با خرنوب بستانى دارد آن را يكى دانسته است ، و اين اشتباه است . خرنوب
بستانى از خانواده پروانه و من از خانواده گردو مى باشم . ولى به هم شباهت زيادى
داريم .
برگ درختان من مانند برگ درخت گردو سمى است ، و ماهى كوچك را مى كشد و به همين جهت
ماهيگيران در شمال از آن براى صيد ماهى استفاده مى كنند. بايد اين كار را قدغن كرده ، و
از آن جلوگيرى نمايند. خوردن اين ماهيها براى مبتلايان به سرطان مفيد مى باشد. به
شرطى كه مسموميت زياد نباشد، من از آن جهت وارد زبان خوراكيها شده ام كه به شما
بگويم من منافع بسيار دارم ، ولى بدون تجويز پزشك نبايد از من استفاده كرد. له شده
برگهاى درخت من كچلى و امراض جلدى را از بين مى برد، و تومورهاى سرطانى را كوچك
كرده و از پيشترفت سرطان مخصوصا سرطان حنجره جلوگيرى مى كند. پزشكان و
داروسازان نبايد از منافع سرشار من در معالجه سرطان
غافل شوند. جوشانده برگهاى من از رشد سلولهاى سرطانى جلوگيرى مى نمايد.
عصاره برگ من اثر معجزه آسا در جلوگيرى از رشد تومورهاى سرطانى دارد. خوردن
مقدار كمى از آن كرمهاى گرد روده را مى كشد. به موسسات علمى كه در راه معالجه
سرطان مطالعه و تحقيق مى كنند، بگوييد كه هر چه زودتر دست به كار شده و با طرق
علمى از برگ و ميوه من بهره بردارى نمايند. هر وقت از داروهاى ديگر جهت امراض قارچى
پوست استفاده نكرديد، به سراغ من بياييد، من شما را درمان خواهم نمود.
مبتلايان به سرطان با تجويز پزشك معالج خود مى توانند از جوشانده برگ و ميوه
هاى من همراه با داروهاى قابض استفاده كرده ، دم كرده برگ من درمان مرض قند است .
من ((كرچك )) هستم !
فارسى من بيد انجير مى باشد، و در شيراز به من كنتو گويند، ولى در همه شهرهاى
ايران به نام بركى كرچك معروف مى باشد. عربى من خورع است . گياه من پايا است .
يعنى ريشه آن سالها در زمين مى ماند و همه ساله از آن ساقه اى تازه مى رويد. و پس از
گل كردن و دانه دادن ، خشك شده و از بين مى رود و
سال بعد مجددا از آن ريشه ساقه اى نو بيرون مى آيد، در جنوب ايران نوعى از من به
صورت درختچه است كه چهار متر طول دارد، برگهاى من بزرگ و شبيه برگ انجير است
. گلهاى گياه من خوشه اى بوده ، و در ماههاى مرداد تا شهريور ظاهر مى شوند، و به
صورت نر و ماده مى باشند.
ميوه من به صورت كپسولى خاردار است كه معمولا داراى سه دانه روغنى است . در اين دانه
ها مقدار روغن تا شصت درصد هم مى رسد. دانه هاى من علاوه بر روغن داراى مواد معدنى و
سفيده اى و چند عامل دارويى است . برگ و دانه هاى من ملين و
محلل اورام است ، و خاصيت لينت دانه هاى من بيشتر از برگ است چون دو عدد مغز و دانه مرا
ساييده و با عسل بنوشند، مسهل خوبى براى بلغم است و اشتها را از بين مى برد. مقدار
خوراك دانه هاى من از پنج تا ده عدد است . ولى براى
اطفال خوب نيست و گاهى توليد مسموميت شديد و خطرناك مى كند، به طورى كه مصرف
3 تا 4 دانه در اطفال و 15 داه در اشخاص بزرگ موجب مرگ مى شود. ضماد دانه هاى من
جهت زگيل و كك و مك و نرم كردن ورمهاى سخت و تسكين ورم
مفاصل و نقرس ، و با سركه جهت ورم پستان و اواخر باد سرخ تجويز مى شوند. برگ
من ضعيف تر از دانه هاى من است ، ولى قدرت پادزهرى آن بيشتر است . براى رفع
مسموميت ترياك ، خوردن عصاره برگ من بطور مكرر و قى كردن توصيه شده است .
ضماد دانه هاى من با آرد جو جهت ورمهاى گرم چشم و ورم زير گلو و ساير اعضا نافع
است . ماليدن آن به بناگوش براى رفع گوش درد سودمند مى باشد. و با كف دريا
(ذبد البحر) جهت گرى و با آب تره جهت بواسير چه بخورند و چه بمالند مفيد مى
باشد. داروسازان سنتى ايران جهت معالجه بواسير چنين دستور داده اند كه مقدارى دانه
هاى كرچك را در ظرف مسين ريخته روى آتش گذاشته و روى آن را با يك ظرف مسين
بپوشانند و بگذارند تا خوب گرم شده روغن بياندازد و براى هر
مثقال آن 1/0 گرم كافور خالص در آن ريخته و باز سر آن را بپوشانند تا گداخته
شود، بعد از روى آتش برداشته ، بگذارند سرد شود و بعد از طهارت پس از قضاى
حاجت ، موضع را خوب شسته و خشك كرده و اين روغن را نيم گرم كرده بمالند تا از بين
برود. ماليدن اين روغن جهت پوسته شدن پوست بدن و جوشهاى عصبى و كك و مك نيز مفيد
مى باشد.
از دانه هاى پوست كنده من روغنى به دست مى آيد كه به روغن كرچك معروف است ، و در
داروخانه ها فروخته مى شود. براى مصارف دارويى ، روغن فشار
اول به كار مى رود، و روغنهاى فشار دوم و سولفوره جهت كارهاى صنعتى است .
روغن فشار اول را براى مصرف بيماران بهتر آن است كه با
زغال حيوانى صاف و زلال نمايند و بعد آن را به قطر هفت تا هشت سانتى متر در برابر
خورشيد قرار دهند تا به كلى بى رنگ شود. اگر بخواهند آن را بدون بو نمايند كافى
است كه بخار آب را مدتى در داخل روغن نموده و جريان دهندن با توى آن به كلى از بين
برود، روغن كرچك ملين و مسهل خوبى است ، در معده و روده ها ايجاد تحرك مى كند و به
همين جهت است كه بهترين مسهل براى زنان باردار مى باشد... و اين روزها براى
عكسبردارى از معده بهترين مسهلى كه قبلا مى دهند روغن كرچك مى باشد و يگانه عيب آن
بوى بد و طعم ناگوارا آن است . براى رفع اين عيب معمولا آن را با زرده تخم مرغ و آب
به هم زده و مخلوط نيم محلولى درست مى كنند.
ماليدن روغن كرچك به سر، شوره را از بين مى برد و مو را تقويت مى كند. مقدار خوراك
روغن كرچك به عنوان ملين دو تا ده گرم و به عنوان
مسهل ده تا شصت گرم و براى اطفال دو گرم ضرب در عمر آنهاست . و همين مقدار را با يك
زرده تخم مرغ مخلوط كرده تنقيه مى نمايند.
اسم من ((برنج )) است !
از تركيبات فسفسرى فراوان دارم . مواد نشاسته اى و قندى را در من جستجو كنيد . اگر
گرد مرا به دماغ بكشيد، از خونريزى آن جلوگيرى مى كنم . در صورتى كه مرا با آب
خربزه مخلوط كرده باشيد از بين برنده كك و مك هستم ، بو داده مرا براى رفع
دل پيچه و زخم روده به كار بريد...
فارسى من برنج است ، در تركستان به من گرنج گويند. عربى من ثمن است ولى
بيشتر ارز به ضم الف گويند كه معرب آن كلمه يونانى است . من گياهى از دسته غلات
مى باشم كه بعد از گندم قوت غالب نيمى از مردم جهان را
تشكيل مى دهم . من در باتلاقها كاشته مى شوم ، و بايستى ساقه من در آب باشد تا رشد
نمايد. مشروط بر اينكه سر ساقه من از آب بيرون باشد و چناچه در اثر سيلاب ساقه
من در آب فرو رود و چند روز زير آب باشد، پوسيده و فاسد خواهم شد. زادگاه اوليه من
چين و ژاپن است و در ايران در اكثر نقاطى كه داراى رودخانه است
مثل استانهاى گيلان ، مازندران ، گرگان ، خوزستان ، فارس ، كرمانشاه ، خراسان ،
اصفحان ، كرمان ، قزوين ، لرستان ، آذربايجان و كردستان مرا مى كارند. ساقه گياه من
كه به آن ماشوره مى گويند، بندبند است . ميوه گياه من تا زمانى كه آن را از پوست در
نياورده اند به نامهاى شلتوك ، چلتوك و شالى ناميده مى شود، ولى پس از آنكه پوست
آن را در اثر كوبيدن بگيرند به نام برنج مى نامند.
|