اسم من ((ارزن )) است !
دانه هايم ، درمان كننده بيماريهاى سينه است . تب بر هستم و
دل درد را نيز برطرف مى كنم . زياده روى در خوردن من توليد سنگ مثانه مى كند براى
تصفيه خون ، از من استفاده كنيد. با شير و روغن ، مزاج را لينت مى دهم . نفخ شكم و
دل پيچه را مى توانيد با من درمان كنيد...
فارسى من ارزن است ، اعراب به من دخن گويند. در آذربايجان به من درى بر وزن قرى
(قورى ) و در فارس الم گويند. برادرى دارم كه در فارسى به آن گاورس ، در شيراز
به آن گال گويند. اعراب آن را معرب كرده جاورس گويند و در تهران به ارزن آتنى
معروف است . من و گاورس انواع مختلف داريم ، من بيشتر در آذربايجان ، بادغيس و
بلوچستان بطور خودرو به عمل مى آيم و در اكثر زمينهاى كم قوت و شنى كاشته مى شوم
، و برادرم گاورس در آذربايجان ، يزد، بلوچستان و مازندران كاشته مى شود. من و
برادرم گونه هاى مختلف داريم و من بيشتر به غذاى پرندگان مى رسم ، قدرت غذايى
من كمتر از گاورس و فوايد طبى من بيشتر از آن است و از قديم خواص دارويى من مورد
توجه بوده است . چنانچه يكى از رجال عرب مى نويسد: من در مدينه دچار
اسهال سخت شدم ، حضرت صادق به من دستور دادند كه ارزن را با كمى زيره به
صورت قاووت در آورده ميل نمايم . من به اين دستور
عمل كرده ام و معالجه گرديدم . دانه هاى من درشت و پوست آنها سخت تر از دانه هاى
گاورس است . كارخانه هاى داروسازى آلمان چندين داروى اختصاصى از دانه هاى من جهت
درمان بيماريهاى سينه ، اسهال و تب مى سازند، در روسيه نوعى
الكل از من مى گيرند. دانه هاى گاورس چون پوستشان نرمتر است ، در بعضى از
شهرهاى ايران به مصرف تهيه نان مى رسد و در اروپا از آن نوعى آبجو به نام
((دوئو)) و نوعى نوشابه به نام ((كوسكو)) مى سازند. دانه هاى مقشر من شكم روش
را بند مى آورد و پيشاب را زياد مى كند، ولى چون داراى پوستى سخت و سلولز زياد
هستند براى تهيه نان صلاحيت ندارند. مقشر من با شير و روغن تازه لينت مى دهد، و شهوت
را زياد مى كند. پزشكان سنتى ايران عقيده داشتند كه زياده روى در خوردن ارزن توليد
سنگ مثانه مى نمايد. چنانچه آرد ارزن يا گاورس را در روغن پخته و آن را در حمامى گرم
بر شكم بمالند و بنشينند تا عرق كنند و يا آنكه پارچه اى را در اين روغن آغشته و آن را
گرم گرم بر شكم بنديد، نفخ شكم و دل پيچه و
دل درد را برطرف مى كند. ماليدن اين روغن براى درمان بواسير و نواسير مفيد است ،
اگر گاورس را با شير بپزند تا حليم شود، خوردن آن خون را تصفيه مى كند. بد نيست
بدانيد كه ارزن و گاورس با اينكه به هم شباهت زياد دارند، و اكثر مردم آنها را يكى مى
دانند، از نظر تركيبات غذايى يكسان نيستند و نوع نشاسته آنها با هم فرق دارد. نسبت
نشاسته در گاورس بيشتر و نسبت سلولز در ارزن زيادتر است ، روغن دانه هاى گاورس
سبكتر از روغن موجود در دانه هاى ارزن است ، مواد معدنى ارزن بيشتر از مواد معدنى
گاورس مى باشد، اين نكته قابل توجه است كه در دهات بين يزد و كاشان - بين يزد و
كرمان كه نان خود را با آرد گاورس درست مى كنند اشخاص سالمند كه سن آنها از صد
سال بيشتر بوده و غالبا تندرست و با نشاط مى باشند، خيلى زياد ديده مى شوند.
نويسنده كتاب زبان خوراكيها كه روى علل طولانى شدن عمر آنها مطالعه كرده است ، چنين
مى نويسد: اينها با اينكه جزو طبقات زحمتكش بوده و كار و كوشش را تا آخر عمر ادامه مى
دهند، معذالك غذايى بسيار ساده و كم قوت دارند. نان آنها بيشتر با آرد گاورس تهيه مى
شود و گوشت و چربى خيلى كم و به ندرت مصرف مى كند و در عوض از لبنيات و
سبزيهاى گوناگون مخصوصا سبزيهاى صحرايى و خودرو زياد استفاده مى كنند. نان
گاورس قدرت غذايى زيادى ندارد، و حرارت بدن را بالا نمى برد و دير هضم مى
باشد، كسى كه نان گاورس مى خورد بايد حتما كار و فعاليت داشته باشد تا غذايش
هضم شود و چون اشتها را سد مى نمايد، ميل به خوردن غذاهاى ديگر ندارد. خوشبختانه
نان گاورس نه تنها براى معده مضر نيست ، بلكه يبوست را هم معالجه مى كند و چون اين
غله در معده زياد مى ماند. و به تدريج جذب بدن شده و نيروى لازم را مى دهد، چيزى از آن
ذخيره نمى شود، و به همين جهت است كه اينها همگى قلمى و لاغر اندام مى باشند و
استخوانى محكم دارند. فشار خونشان زياد نيست ، و حرارت بدنشان از 37 درجه كمتر است
. ضربان قلب آنها كندتر از اشخاص ديگر است . هرگز دچار زيادى چربى خون ،
تصلب شرائين نمى شوند و بطورى كه مى گويند در بين آنها كسى به سرطان مبتلا
نشده است .
درختچه ارژن
نبايد لغت ارزن را با ارژن كه نوعى بادام كوهى است اشتباه كرد. گونه هاى مختلف اين
گياه در زمينهاى خشك و كوهستانى اطراف تهران و كرج مخصوصا در ارتفاعات و گونه
ديگرى از آن در كوههاى بختيارى و دشت ارژن بطور خودرو به
عمل مى آيد. به اين گياه اعراب ارجن و ارجان گويند و در شيراز به نوعى از آن بخرك و
به عربى نور البرير گويند و ارژن نوع بزرگ خاردار آن است كه از آن روغن مى
گيرند كه شيرين و خوشبو است داروسازان سنتى ايران روغن ارژن را قائم مقام زيت
السودان مى دانستند و معتقد بودند كه اين روغن خونساز و مولد خون پاك است ، اخلاط را
نرم مى كند و جهت امراض سوداوى ، جنون و وسواس نافع است ، ماليدن روغن آن بر بدن
فالج و عضلات بيحس سودمند بوده و ورمها را فرو مى نشاند.
اسم من ((كاكائو)) است !
در ميوه ام به قدر كافى نشاسته موجود است . از مواد معدنى نيز بى بهره نيستم . انواع
روغنهاى طبى را از من مى گيرند. روغن من براى تركهاى پوستى و نيز ترك پاشنه پا
اثر معجزه آسا دارد. از پوست دانه هاى من نوشابه اى بسيار مقوى مى توان ساخت . گرد
ميوه من بهترين فرآورده غذايى جهت تقويت قواى جسمانى است .
اسم من كاكائو است ، اعراب به من لوزهندى گويند، زادگاه اوليه من آمريكاى مركزى و
مكزيك است ، ولى امروزه در اكثر نواحى مستعد براى پرورش من مى باشند، تاكنون نسبت
به كشت من در ايران اقدام نشده است ، ارتفاع درخت من به ده متر مى رسد. ميوه درخت من به
اندازه خيار است كه در آن 30 تا 40 دانه وجود دارد. براى استفاده من ميوه را چيده مى
گذارند بپوسد تا دانه ها از آن جدا گردند. دانه هاى من داراى پنجاه درصد روغن هستند
كه به نام كره كاكائو معروف است ، ميوه من داراى هشت تا ده درصد نشاسته ، يازده تا
هجده درصد مواد سفيده اى ، و دو تا سه درصد كافئين ، يك تا سه درصد تئوبرومين ، و
چهار درصد مواد معدنى است و به همين جهت است كه گرد ميوه من يكى از مواد مقوى به
حساب مى آيد و با گرد ميوه من شكلات و فرآورده هاى غذايى و دارويى مى سازند. كره
دانه هاى من در صنعت داروسازى جهت ساختن شياف
((اوول )) و روغنهاى طبى به كار مى رود، و براى معالجه ترك پوست مخصوصا ترك
پاشنه پا روغنى مناسبتر از روغن من نيست ، از پوست دانه هاى من در صنعت داروسازى
تئوبرومين استخراج مى كنند كه يكى از داروهاى پيشاب آور است . از پوست دانه ها من
نوشابه هاى مقوى مى سازند.
من ((آش انگور)) هستم !
فارسى من آش انگور است به من خوشه سياه و سياه درخت هم مى گويند در كلاردشت به من
خرزل در نور كجور كلى كك ، در گرگان اشنگور، در ديلمان شر، در
خلخال الجاره گويند. در فرانسه مرا ((نرپرن )) خطاب مى كنند. عربى من عوسج است
، من درختچه اى هستم از خانواده عناب به اندازه درخت انار، پر از خار و به ارتفاع شش تا
هشت متر، به همين جهت به من خار درخت هم گفته اند. شاخه هاى نامنظم و كج و معوج من كه
به طور متقابل قرار دارند بهترين وسيله تشخيص من هستند. برگهاى شاخه هاى جوان من
دندانه دار با گلهاى كوچك زرد مايل به سبزى است ، ميوه من به اندازه يك نخود كه در
داخل آن شيره اى به رنگ قرمز مايل به سبز يا
مايل به بنفش همراه با دو تا چهار دانه ديده مى شود. شيره درخت من كمى تلخ و بدبو
است .
شيره ميوه من مسهلى است بسيار قوى ، كه معمولا آن را با شربت قند مصرف مى كنند.
براى به دست آوردن اين شيره ميوه هاى تازه را 3 تا 4 روز پس از چيدن مى گذارند تا
تخمير شود. بعد آن ها را له كرده از الك يا پارچه اى مى گذرانند تا كمى از مواد رنگى
آن گرفته شود، و شيره اى به رنگ سبز مايل به بنفش در آيد. مقدار خوراك اين شيره
پنج گرم بوده ، و در صنعت داروسازى شربتى از آن مى سازند و به نام شربت
((نوپرن )) معروف بوده ، و مقدار خوراك آن ده تا پنجاه گرم در 24 ساعت براى
اشخاص بالغ است . مقدار خوراك اين شربت براى
اطفال دو گرم در ضرب در سن آنها است ، ميوه من در جميع
احوال داراى خواص برگ من است كه شرح آن داده خواهد شد.
چكاندن آب برگ من در چشم هفت روز پى در پى جهت رفع سفيدك چشم خواه تازه باشد
خواه كهنه مجرب است و چون ميوه مرا بكوبند و آب آن را گرفته ، و صاف كرده و خشك
نمايند و در موقع لزوم مقدار يك گرم آن را با سفيده تخم مرغ و شير سوده در چشم
بچكانند، جهت رفع سفيدى و درد چشم نافع است . ماليدن ضماد برگ من بر پيشانى از
چشم درد جلوگيرى مى كند، و پرورده آن بهترين توتياست و چون برگ مرا بجوشانند
تا عصاره آن گرفته شود، بعد صاف نموده بجوشانند تا غليظ گردد، جهت رفع لكه
سفيدى چشم موثر است . جويدن برگ درخت من جهت جوشهاى دهان سودمند مى باشد. ضماد
برگ تازه من جهت باد سرخ نافع است . خوردن عصاره برگ من جهت جرب و تسكين
التهاب صفرا سود فراوان دارد. يكى از طرق معالجه جذام در طب سنتى ايران چنين بود
كه بيخه درخت مرا گرفته ، ريزريز كرده ، هر روز 5/7
مثقال آن را با يك ليتر آب مى جوشانيد تا مقدار آن يك سوم شود، سپس صاف كرده مى
نوشيدند، تا چهار پنج بار عمل كند و دفع سوداى سوخته نمايد، معمولا دو روز پى در
پى به بيمار جذامى قليه گوشت با اسفناج مى دادند و روز سوم جوشانده فوق را مى
نوشيدند و روز بعد به حمام مى رفت و از روز بعد دوباره اين
عمل را تكرار مى كردند.
((انطاكى )) اين جوشانده را جهت معالجه جرب و خارش مفيد مى داند، پوست درخت و دانه
هاى ميوه من هم اثر ملين و مسهلى دارند. معمولا خوراك دانه هاى ميوه من چهار گرم است براى
درمان يبوستهاى مزمن مى توان از جوشانده پوست ساقه هاى قديمى من يك فنجان
قبل از غذا نوشيد.
سياه توسكا
فارسى من ((سياه توسه )) است به من ((سياه توسكا)) هم مى گويند، عربى من
((عوسج اسود)) است و عده اى از اعراب به من ((شجرحب الشوم )) مى گويند. درخت من
شبيه درخت آش انگور ولى بدون خار است ، من در جنگلهاى
شمال ايران و جنگلهاى مركزى و شمالى اروپا و جنگلهاى سيبرى مى رويم . پوست ساقه
هاى من صاف تيره رنگ و داراى لكه هاى مخصوص به صورت راه راه است . گلهاى من
كوچك به رنگ سبز مايل به قرمز مى باشند. ميوه من از عناب كوچكتر بوده ، و پس از
رسيدن سياهرنگ مى شود.
پوست درخت من داراى اثر مسهلى است ، پرورش گياه من به صورت يك گياه زينتى اخيرا
معمول شده و قسمت مورد استفاده من پوست ساقه و سر شاخه هاى من است كه در ماههاى خرداد
تا مرداد بايد آنها را چيد و پوست ساقه هاى آنها را به صورت نوار بريده و خشك كرد.
اين نوارها داراى بويى ضعيف و طعمى لعابى است كه بعدا رفع مى شود. ساقه هاى سه
تا چهار ساله داراى حداكثر خاصيت است . پوست درخت من به مقدار زياد
مسهل و به مقدار كم ملين است و معمولا آن را به جاى ((سنا)) به كار مى برند، اثر آن
در درمان يبوستهاى مزمن انكار ناپذير و قابل توجه است . جوشانده غليظ پوست من در
استعمال خارجى براى معالجه كچلى ، جرب ، سودا و اولسرها مفيد است . مقدار خوراك گرد
پوست من يك تا سه گرم به صورت كاشه و جوشانده دو تا چهار گرم درصد گرم آب
آن را مى توان قبل از خواب نوشيد، مشروط بر اينكه زياد نجوشد، و پس از جوشيدن
دوازده ساعت در جاى خنك گذاشته شود، امروزه از پوست گياه من در كارخانه هاى بزرگ
داروسازى داروهاى اختصاصى زيادى درست مى كنند و مى توان آن را به مقدار زيادى
صادر كرد.
اسم من ((شبدر)) است !
اگر از عصاره من سرمه تهيه كنيد، براى چشم بسيار نافع هستم ، بذر من را براى از
بين بردن كك مك صورت تجويز كنيد. ضد تشنج هستم و شكوفه هايم تنگ نفس را درمان
مى كند، اگر از سكته قلبى مى ترسيد، از من استفاده كنيد...
فارسى من شبدر است ، در مازندران به من شرويت گويند. به نوع بيابانى و وحشى من
در فارسى (ديواسپست ) صحرايى و به شيرازى ((ادقوقو)) نامند. عربى بستانى من
دزق و بيابانى آن حباقا مى باشد و در كتب قديم به نام حندقوقى ياد شده ام ، من داراى
گونه سفيد و گونه قرمز مى باشم و اين نامگذارى به اعتبار رنگ گلهاى ما است ،
ذوثلاث الوان و ذوحمس الوان هم از گونه هاى مختلف ما مى باشد و روى هم تاكنون
پانزده گونه از ما ديده شده است كه همه آنها علوفه حيوانات مى باشد، ولى شبدر
وحشى شباهت زياد به شنبليله داشته و برگهاى آن را مانند سبزيهاى خوراكى مى توان
خورد و در داروسازى جديد از شبدر گل قرمز زياد تعريف مى شود، ولى داروسازان سنتى
ايران شبدر گل سفيد را مفيدتر مى دانند. سرمه عصارمه نوع بساتانى من جهت درمان زخم
چشم و سفيدك آن مفيد است . نوشيدن آب ساقه گياه من با شراب جهت استسقاء و يرقان
توصيه شده است براى رفع قولنج - دل پيچه و
دمل نافع است . كمى ملين و اشتهاآور است ، خوردن برگ پخته من كه با كمى روغن بريان
شده باشد و آب مقطر برگ من براى استسقا تجويز مى شود. اگر برگ مرا در روغن
زيتون بجوشانيد اين روغن براى درد ورم مفاصل و ورم بيضه سودمند مى باشد، بذر
گياه من مهيج باه و ماليدن آن جهت پاك كردن كك مك به كار ميرود، مقدار خوراك بذر من پنج
گرم است .
شبدر گل قرمز كه آن را شبدر كوهى مى گويند، داراى برگ بزرگتر و بدطعم است .
قسمت مورد استفاده آن گل و شكوفه هاى خشك شده آن مى باشد كه بوى خوشى دارند. اين
شبدر فقط در زمينهاى قوى به عمل مى آيد، و بايد به آن كودهاى پتاسمى و فسفورى
داد، ولى احتياجى به كودهاى ازتى ندارد، زيرا خود سازنده آن مى باشد و اجازه فرماييد
خودش را معرفى كند.
من داراى تركيبات شيميايى زياد و قابل توجه مى باشم ، برگهاى من داراى مواد سفيده
اى زياد است . دارى روغن ، قند و املاح معدنى مانند كلسيم ، منيزى ، پتاس ، سرب ، فسفر،
گوگرد، سيليس ، سديم ، آهن ، آلمينيوم ، منگنز، روى ، مس ، سرب ،
نيكل ، كوبالت مى باشم برگهاى من كلسيم زيادترى دارند، ولى پس از رسيدن فسفر
آن كم مى شود. من داراى ويتامينها ((ب 1)) و ((اى )) و ويتامين ((كا)) هستم . وجود اسيد
سالسيلك و يك ماده دارويى ضد قارچ در برگهاى من
قابل توجه است . خاصيت گياه من جهت جلوگيرى از انفاكتوس ((سكته قلبى )) و
طول عمر اهميت زياد دارد. در رنگرزى نيز از مواد رنگى من جهت رنگ كردن پشم و پنبه
استفاده مى نمايند، جوشانده - شربت و عصاره شكوفه گلهاى من ضد تشنج و خلطآور
بوده ، براى درمان سياه سرفه ، برنشيت تجويز مى شوند. از عصاره گياه من به
صورت ضماد براى درمان سياه سرفه ، برنشيت مى شوند. دمكرده شكوفه هاى من ضد
تنگ نفس مى باشد. خلاصه مى توان گفت من به علت داشتن ويتامينهاى گوناگون و املاح
مختلف زياد، اهميت به - سزايى دارم .
چكاندن آب ساقه من در بينى جهت هيسترى و جنون و ماليدن آن بر
محل نيش عقرب ، جهت سرعت حركت اطفال و شستشوى آب آن جهت باز شدن بشره مفيد است ،
بذر شبدر قرمز شهوت را زياد مى كند، و ماليدن آن بر صورت براى رفع كك مك
موثرتر از نوع بستانى و سفيد است . در كتاب دستور - الاطبا نوشته شده است كه چون
ريشه شبدر را در سايه خشك كرده ، و آن را با آب و گلاب بسايند و در چشم كنند، جهت در
آمدن موى مژگان ريخته و آبريزش چشم و تراخم مفيد است .
من ((كور)) هستم !
فارسى من ((كور)) بر وزن سفر مى باشد. به من ((كورك )) هم مى گويند. اعراب
مرا معرب كرده ((كبر)) خطاب مى كنند. من در دامنه البرز و كوههاى فارس و بلوچستان
مى رويم . زادگاه اصلى من ايران و بعضى از كشورهاى همسايه است . ولى امروز به علت
داشتن گلهاى قشنگ و منافع دارويى مرا در ساير قاره ها نيز پرورش داده اند. برگهاى من
داراى دو زايده خار مانند است . گلهاى درشت من به رنگ سفيد
مايل به گلى مى باشد و پس از شكفتن منظره اى زيبا به وجود مى آورند. در وسط
گل من تعدادى پرچم بلند ديده مى شود، ميوه من به قدر خيار كوچكى است و به آن خيار
كثير گويند. اين ميوه پس از رسيدن قرمز رنگ مى شود و اهالى خوزستان به آن لگجى
ميگويند.
قسمت مورد استفاده من جوانه هاى مولد گل است كه بايستى آنها را
قبل از گل كردن چيد و سه ماه در سركه نگاه داشت و يا مدتى در آب نمك انداخته و پرورده
نمود تا سفيد و شيررس شود و بعلاوه در طب سنتى ايران از ريشه و پوست ريشه من
استفاده مى نمودند.
پوست ريشه من جهت كبد و طحال مفيد است ، و از آن به عنوان پيشاب آور قابض و مقوى
استفاده مى كنند - در موارد آب آوردن انساج - كم خونى و رنگ پريدگى دختران جوان -
ضعف اعصاب و هيسترى تجويز مى شود و اثر آن در باز كردن عادت ماهانه دختران جوان
در موارد قطع قاعدگى به تجربه رسيده است . جوانه ناشكفته من پيشتاب آور قوى است
، و در الجزيره براى درمان نقرس جوشانده آن را تجويز مى كنند.
ريشه من قوى تر از ساير اعضاى من مى باشد، و در امراض سرد دماغى مانند قولنج ،
بيحسى اعضا و دردهاى مفاصل ، نقرس و سياتيك نافع است .
جويدن پوست ريشه من رطوبات دماغ را از بين مى برد، و مضمضه جوشانده آن مسكن درد
دندان است . عصاره ريشه من اگر در گوش چكانده شود، درد آن را ساكت مى كند. شستن سر
با آب جوشانده من مانع كچلى است و جوشانده ريشه من همراه با ادويه خوشبو مانند
سنبل الطيب و اسطو خودوس محلل بلغم سينه و خلطآور است . نمك پروده ريشه من جهت ريه
مفيد بوده و باز كننده طحال و مسهل و اخلاط خام است . كرم معده و روده ها را مى كشد و عادت
ماهانه زنان و دختران را باز مى كند و زياد كننده شهوت مردان است . خوردن نمك پروده آن
پيش از غذا محلل خوبى است و بهترين دوا براى سپرز است . نوشيدن آب برگ من نيز
كشنده اقسام كرم معده و روده است و شيرين نكرده آن براى زياد شدن شهوت بهتر از نمك
پروده آن است - ضماد پوست ريشه من جهت درمان خنازير و ورمهاى سخت و با سركه جهت
تومورهاى سخت و بدخيم سودمند مى باشد. جوشانده آن ترياق اكثر سموم است .
مقدار خوراك برگ من دوازده گرم و مقدار خوراك ريشه من تا هفت
مثقال است .
اسم من ((نيلوفر آبى )) است !
بوييدن گل من تقويت كننده قلب است . براى يك خواب راحت
گل مرا ببوييد و نتيجه اش را ببينيد. اگر از زخم روده رنج مى بريد، از
گل و ريشه ام استفاده بريد. عرق گل من تسكين دهنده سردرد است . از دانه هاى من براى
جلوگيرى از خونريزى مثانه و درد آن سود بريد.
اين روزها در زبان فارسى به من نيلوفر آبى مى گويند، ولى در زبان فارسى
نيلوفر فقط به من اطلاق مى شود و گياهى كه اين روزها به نام
گل نيلوفر معروف است ، نيلوفر بيابانى بوده است . عربى من كرنب الماء و حشيشة
السمك مى باشد. من در مردابها و در استخرها و حوضها و تالابهاى راكد مى رويم و
بطور خودرو از قديم در آبهاى راكد شمال ايران ، مخصوصا اطراف رشت و پهلوى به
عمل مى آمدم .
ساقه من نرم ، تو خالى و به اندازه عمق آب است ، و تا چهار متر مى رسد. برگ من پهن
بوده و بر سطح آب فرش مى شود. گل من خارج از آب به رنگهاى سفيد، سرخ ، آبى ،
ارغوانى ، زرد و نيلى ديده مى شود و بعد از ريختن گلبرگها
تبديل به ميوه اى به اندازه يك سيب مى شود كه دارى دانه هايى است كه داروسازان
سنتى ايران به آن ((حب العروس )) مى گفتند و در هند آنها پخته مى خورند.
من داراى انواع و اقسام مى باشم كه عموما آبزى مى باشند. ساقه هاى انواع من كه بر كف
حوضها و بركه ها و استخرها مى خزند، در مداوا به عنوان قابض به كار مى روند، از
دانه هاى من جهت جلوگيرى از ازدياد شهوت استفاده مى كنند. يك نوع من
گل آب ناميده مى شود كه داراى گلهاى رنگارنگ است . نوع ديگر من نيلوفر بزرگ است
كه پهناى برگ آن به دو متر مى رسد و چون لبه هاى آن بالا مى آيد، به
شكل قايق كوچكى مى شود كه مى توان يك بچه را در وسط آن خوابانيد. گلهاى اين نوع
نيز بزرگ است - ميوه اين نوع كروى و خاردار مى باشد و دانه هاى آن كه به ذرت آبى
معروف است ، داراى نشاسته بوده و خوراكى است . نيلوفر آبى سفيد كه اعراب به آن
حشيشة السمك (گياه ماهى ) گويند. داراى گلهاى سفيد است . نوع هندى من مانند نيلوفر
آبى معمولى است . با اين فرق كه برگها و ساقه هاى آن به اندازه يك متر از سطح آب
بالا مى آيد و دانه هاى آن داراى نشاسته بوده و به باقالاى مصرى معروف است . ولى
اعراب به آن ((الغول مصرى )) گويند.
تمام قسمتهاى انواع گياه من داراى جوهر مازو است . در دانه ها و جوانه هاى
گل من عوامل دارويى زياد است كه يك نوع آن از سموم قلبى است و عضلات قلب را منقبض
مى كند. بيخ گياه من داراى اثر ضد تشنج مى باشد، بوييدن
گل من مقوى قلب و دماغ است و كمى مسكن و خواب آور مى باشد. سردرد را ساكت مى كند و
خوردن آن براى درمان ، سرفه ، نزله ، و سختى سينه نافع است . نگاه داشتن كمى از
بيخ من در دهان ، محلل ورم گلو است . ضماد گل من بر سر مسكن حرارت آن است . خوردن
گل و ريشه من شكم را بند مى آورد و براى زخم روده مفيد است ، سيلان منى را بند مى آورد
و آن را خشك مى كند و مسكن شهوت و مانع احتلام است . خوردن
گل و گلاب من جهت حصبه بعد از بروز دانه ها مفيد است ، ولى خوردن آن
قبل از بروز دانه ها جايز نيست چون مانع بيرون آمدن آنها است ، ضماد بيخ من نافع است
، و با عسل جهت داءالثعلب تجويز شده است . دانه هاى من مضعف و منجمد كننده ترشحات
جنسى است ، و خوردن آن جهت رفع ترشحات رحم و ضماد آن مانع خونريزى و درد مثانه و
درد قاعدگى مى باشد. شربت نيلوفر آبى جهت سردرد و تبهاى صفراوى و سرفه و
ذات الجنب و ذات الريه و خشونت سينه تجويز مى شود و دستور ساختن آن چنين است :
گل نيلوفر تازه را در چهار برابر وزن آن بخيسانيد و بخوشانيد، و بعد از صاف
كردن بامقدارى قند به قوام آوريد و اگر گل تازه نباشد،
گل خشك را در هشت برابر آب خيس كنيد. عرق
گل من مسكن سردرد و تبهاى صفراوى و تبهاى شديد و ذات الجنب است . براى تهيه آن
گل مرا در چهار برابر آب خيس كنيد و تقطير نماييد.
من ((وشا))هستم !
من صمغ گياهى هستم كه به فارسى به آن اشه اشك و
كندل مى گويند. عربى من اشق معرب اشه مى باشد. فرنگيها به من "گم امونياك "
گويند و همچنين مرا از گياه ديگرى كه در باد قيس به كماى اسب معروف است ، مى
گيرند ولى معلوم نيست خواص ما يكى باشد.
من در" ايزد خواست اصفهان "كوه كهرود، نواحى كوهستانى كرمان و زرند كرمان ، نوكواه و
بلوچستان مى رويم و كماى در باد قيس ، كوه الوند ،اطراف اصفهان ، كهگيلويه ، دنا و
اشترانكوه مى رويد.
من همان صمغى هستم كه معمولا در ايران مرا همراه با اسفند دود مى كنند و بوى آنرا براى
رفع چشم زخم مفيد مى دانند .
من در اثر شكاف طبيعى يا مصنوعى كه در ساقه ها و يقه گياه بوجود مى آيد بيرون مى
آيم و بهتر است با ابزارهاى مخصوص شكافهاى متعدد بر ساقه هاى من ايجاد كنند تا
صمغ بيشترى بگيرند ولى اين عمل تيغ زدن بايستى
قبل از گل دادن گياه من صورت گيرد و چون مقدار صمغ در ريشه من زياد است ، در يقه
گياه من (قسمتى كه ريشه از ساقه جدا مى شود) هميشه مقدار زيادى صمغ توده مى شود.
ولى چون با خس و خاشاك مخلوط است ، به مرغوبى صمغهاى اشكى مه از شكاف شاخه ها
مى چكد نيست . صمغ من كمى معطر بوده و در اثر گرماى هوا نرم مى شود و با آب ممزوج
مى گردد. من مقوى ، قاعده آور، خلطآور، و براى رفع حساسيت اثر قطعى دارم ، و در
صنعت داروسازى از من فراورده هاى بسيارى جهت جلوگيرى و درمان حساسيت ، برنشيت مزمن
، تنگى نفس (آسم ) و امراض ريوى مى سازند كه در داروخانه ها به اسامى مختلف
مشهور مى باشند.
در طب قديم در ماهيت من اختلاف كرده اند و فوايد زيادى را به من نسبت داده اند، و چون علت
اصلى بسيارى از بيماريها حساسيت است ، براى بيماريهايى كه ناشى از حساسيت مى
باشند سود فراوانى دارم و روى هم رفته ، براى رفع كهير دارويى مؤ ثرتر از من
نيست ، و از راه نوشيدن و شستشوى بدن هر دو مؤ ثر مى باشد. نوشيدن آب و خوردن من
كرم روده را مى كشد و رطوبت معده را از بين مى برد. خوردن آن با سركه جهت سپرز و
جوشانده جو جهت تنگى نفس و امراض ريوى و با
عسل جهت صرع (هيسترى ) و زهكشى رطوبات سينه نافع است ، خوردن من به مقدار كم بعد
از داروهاى مسهل ، بر طرف كننده مضار آنها مى باشد .
من مسكن درد كمر و عرق النساء (سياتيك ) مى باشم و ضماد من با سركه
مفاصل را نرم مى كند و كك و مك و آثار سياهى پوست را برطرف مى كند. اگر سر شما
شوره مى زند مرا با كمى حنا مخلوط كرده و به سر بماليد تا بر طرف شود. سرمه
كردن صمغ من براى رفع رطوبت چشم و جوش پلك مفيد است . مرهم من جهت از بين بردن
گوشت زيادى و روياندن گوشت تازه سودمند مى باشد. مقدار خوراك من از نيم
مثقال تا يك مثقال است و زيادى آن براى معده و كليه ضرر دارد.
ما ((خارهاى دارويى )) هستيم
شش شاخ : اشتها رازياد مى كنم ، پادزهر سموم هستم ، براى نفخ معده مفيدم .
خار مزرعه : براى معالجه هارى مفيدم ، ورم چشم را بر طرف مى كنم ، ريشه ام بسيار
قوى است .
كنگر بزرگ : در درمان ذات الجنب اثر فراوان دارم . مرا براى معالجه سرطان مفيد مى
دانند. براى خونريزى معده از من استفاده كنيد.
خارمهك : ضد تشنج هستم . حرارت بدن را زياد مى كنم . اثر زهر را از بين مى برم .
شش شاخ
فارسى من شش شاخ است ، در مازندران به من "رولنگ " و در شهسوار "ششاك " گويند
كه در واقع شش شاخ است . عربى من "قرصعنه مسدس " است . در داروسازى سنتى ايران
به بسيارى از خارهاى دارويى كه تعداد آنها از ده گونه بيشتر است ، قرصعنه گويند،
ولى مراد از مطلق آن من مى باشم . گياه من خاردار و از تيره چتريان است ، داراى برگهاى
بزرگ با بريدگيهاى عميق مى باشد. لبه برگهاى من مضرس و هر لبه به خارى
منتهى مى شود و بعلاوه تمام قسمتهاى گياه من حتى
گل آن خاردار است . برگهاى من قهوه اى رنگ و كله قندى بوده ، بوى هويج مى دهد و در
بعضى از انواع بيابانى من تا عمق دو مترى در زمين فرو مى رود. گلهاى من با اينكه
نوش فراوان دارد، مورد استفاده زنبور عسل نيست . قسمتهاى هوايى گياه مرا هنگامى كه تر
و تازه است ، مى توان پخته و خورد و بهترين سبزى خورشتى است . تمام قسمتهاى گياه
من پيشاب آور و ملين بوده ، و اشتها را زياد مى كند و عادت ماهانه بانوان را باز مى
نمايند. خوردن بيخ من اشتها و شهوت را زياد مى كند و پادزهر سموم است ، و جوشانده آن
مسكن درد پهلو است . آشاميدن جوشانده بيخ من با شكر، بادشكن بوده و جهت از بين بردن
نفخ و درد پهلو مفيد است . ادرار، شير و عرق را زياد مى كند و سنگ كليه و مثانه را مى
ريزاند و براى دلپيچه نافع است . مرباى بيخ تازه من خوشبو كننده شكم و محرك باه
است . عصاره بيخ من باز كننده حيض است . عصاره بيخ من باز كننده حيض است ، ضماد بيخ
من با آرد جو و برگ كاسنى نرم كننده ورمهاى سخت مى باشد.
خاره زرعه
فارسى من خار مزرعه و عربى من ((شوكة البواسير)) است . به من علف دوالى هم مى
گويند. گياه من به طول 4/0 تا 5/1 متر است كه غالبا در كنار جاده ها و اماكن باير مى
رويم . پيدا شدن من در كشتزارها زيان آور است ، زيرا قطعات ريشه من مى توانند
تبديل به گياه جديد شده ، تمام سطح مزرعه را بگيرد. برگهاى من داراى بريدگيهاى
عميق است كه بريدگيهاى آن به يك تيغ سوزنى منتهى مى شود. مجموعه گلهاى من مانند
تاجى كوچك از گلهاى لوله اى ارغوانى رنگ
تشكيل مى شود، فرق من با ((كنگر خر)) در آرايش
گل بوده و برگها به صورت زائده اى بال مانند نيست . گلهاى من به دو صورت متفاوت
است ، بعضى داراى پرچم و بعضى داراى مادگى است ، و زير مجموعه و گلهاى من زائده
هايى قهوه اى رنگ بيضى مانند ديده مى شود كه در نصف قسمت آزاد آنها، يك خط برجسته
ديده مى شود، و همين امر مى تواند باعث تشخيص من شود و يكى ديگر از نشانه هاى
تشخيص من آن است كه انشعابات ساقه گياه من در قسمت بالاى ساقه است . زنبور
عسل به نوش گلهاى من علاقه زياد دارد. من در كرج ، اطراف تهران ، اراضى سنگلاخ اراك
، اصفهان ، ازنا، لرستان و مغرب ايران مى رويم . سابقا از من جهت معالجه هارى زياد
استفاده مى كردند. ريشه من مقوى و پيشاب آور است ، اشتها را زياد مى كند و براى معالجه
بيماريهاى پوستى تجويز مى شود. سرمه آبى كه در
محل گودى اتصال برگهاى من جمع مى شود، ورم چشم را از بين مى برد و ماليدن آن
پوست را نرم و لطيف مى كند.
كنگر بزرگ
من كنگر بزرگ هستم كه كنگره معمولى در معرفى خود به من اشاره كرد. در فارسى به
من چرخه و در بعضى از شهرها "كنگر" مى گويند. خر در فارسى به معنى بزرگ است ،
ولى فرنگيها بدون توجه به اين موضوع گنكر خر را ترجمه كرده و نامى روى من
گذاشته اند كه "خارخران " معنى مى دهد عربى من " شكاعى " و طوبه و شوك الحمار است
. من در شمال غربى ايران ، تبريز، رضائيه ، نواحى مختلف البرز
مثل گچسر، دماوند و كوههاى كردستان مى رويم . ساقه گياه من يك تا دو متر قد مى كشد و
پوشيده از تارهاى پنبه اى سفيد است كه ظاهرا آن را كاملا مشخص مى نمايد. ساقه گياه
من انشعاب كم دارد. و داراى كناره هاى بال مانند است كه همه خاردار مى باشند. برگهاى من
بزرگ بوده و داراى كنگره هاى بال مانند است كه همه خاردار و نوك تيز است . مجموعه
گلهاى من بزرگ بوده از گلهاى لوله اى قرمز
تشكيل شده و داراى تارهاى پنبه اى است كه به نوكى دراز و خميده منتهى مى شود. ميوه من
سفت ، خاكسترى و با لكه هاى سياه است ، و يك دسته تارهاى خرمايى رنگ بر سر آن
قرار دارد. مرا به علت قشنگى و داشتن گلهاى بزرگ و ظاهرى سفيد، در باغچه ها
پرورش مى دهند. و زنبوران عسل از نوش من بهره بردارى زياد مى نمايند. دانه هاى من 25
درصد روغن قابل استخراج دارند. جوشانده ريشه من پيشاب آور، مقوى معده و اشتهاآور
بوده و براى درمان ذات الجنب مفيد است . شيره گياه و برگهاى تازه له شده من براى
درمان زخمهاى جلدى و كچلى تجويز مى شوند، و براى جذب و اولسرهاى ناحيه صورت
مفيد مى باشد. عده اى مرا جهت معالجه سرطان مفيد مى دانند. قوت قبض ريشه من زيادتر از
((بارآورد)) مى باشد. بيخ و ميوه من جهت جلوگيرى از خونريزى سينه به كار مى رود.
جوشانده آن جهت معالجه امراض كبد و تبهاى كهنه ، مخصوصا در
اطفال نافع است . جهت معالجه رعشه و فلج نيز توصيه شده است . براى معالجه جزام ،
برص و لكه هاى سياه جلدى و قطع ترشحات زنانه مى توانيد از جوشانده قسمتهاى
هوايى وبيخ من استفاده كنيد.
خارمهك
من نوعى كنگر خر مى باشم كه در جنوب ايران ، مخصوصا سيستان و بلوچستان روئيده و
به زبان شيرازى به من خارمهك مى گويند. عربى من ((راس الشيخ )) است ولى در كتب
داروسازى قديم ((افسون )) ذكر كرده اند.
گل و برگ من شبيه به ((بارآورد)) ولى ساق من كوتاهتر است و هنگام ترى آن را
پوست كنده و مى خورند. گل من پر خار و خارهاى دو طرف برگ من مانند سوزن و تخم ميوه
من زرد و ريز است ، و چون بيخ مرا بجوند احساس گرمى زياد مى شود. خوردن يك
مثقال از برگ من جهت درمان كزاز و تشنج امتلابى مفيد است ، ضماد برگ من جهت نرم كردن
اورام گردن و بيخ ران به كار مى رود. مقدار خوراك بذر من سه گرم و برگ من هشت گرم
مى باشد.
اسم من ((سندروس )) است !
از خونريزى معده جلوگيرى مى كنم . دشمن كرم كدو هستم . اگر مرا با سكنجبين بخوريد
از چاق شدنتان جلوگيرى مى كنم . سرمه من با
عسل تراخم را مداوا مى كند. ضد شب كورى هستم . فارسى و عربى من سندروس است . ولى
عوام اشتباها مرا نوع كهربا مى دانند. در صورتى كه من صمغ نوعى سرو كوهى هستم كه
در مراكش و اطراف اقيانوس اطلس زياد است و كسانى كه مرا معدنى تصور كرده و نوشته
اند كه من در وسط دريا از زمين مى جوشم صحيح نيست . گياه من در اسپانيا هم مى رويد
ولى صمغ نمى دهد علاوه بر مصرف دارويى و صنعتى با صمغ من دانه هاى تسبيح ،
گردن بند و ساير قطعات زينتى مى سازند. صمغ من در روغن
محلول است ، مخصوصا اگر آن را بجوشانند. سابقا مرا در روغن بزرگ
حل كرده و روغنى به نام روغن كمان مى ساختند كه از آن براى چرب كردن كمانها استفاده
مى شد و هنوز هم براى كمان حلاجى مصرف مى شود. در هند مرا در روغن كنجد
حل كرده و در نقاشى به كار مى برند و بر پارچه حرير مى مالند و با آن موم جامع مى
سازند. داروسازان سنتى ايران با من روغنى مى ساختند به نام دهن - الصوانى كه نسخه
آن در قرابادين نوشته شده است . صمغ من خشك ، شكننده شفاف به رنگ زرد ليمويى
است و شبيه مصطكى مى باشد. بو و طعم آن رزينى است و داراى يك درصد اسانس مى
باشد. كهربا ضمن معرفى خود اختلاف ضاهرى خود را با من شرح داد و به همين جهت در
اينجا تكرار نمى نمايم . گاهى در قطعات من اجساد كرم و پشه ديده مى شود. زيرا اين
حشرات وقتى من از درخت مترشح مى شوم روى من نشسته و مى چسبند.
من از خونريزى سينه و معده جلوگيرى مى كنم ، و درمان
اسهال خونى مى باشم . بلغم معده و روده را از بين مى برم . كرم روده و كرم كدو را مى
كشم و قاعده زنان را باز مى نمايم . براى درمان خفقان ، تنگ نفس و بواسير مزمن مرا
تجويز كرده اند. خوردن من با كمى سكنجبين جهت رفع چاقى مفيد است ، و با سركه جهت
اسقاط جنين مرده توصيه كرده اند. سرمه من با
عسل جهت سفيدى و زخم چشم و تراخم مجرب است . براى درمان شب كورى كمى از مرا روى
جگر گوسفند يا حيوان ديگر بپاشيد و آن را بر روى آتش بريان كنيد و آن كه از آن
خارج مى شود گرفته ، و در چشم بكشيد. چكاندن آن در گوش براى تسكين درد و
ناشنوايى آن مفيد مى باشد صمغ من براى التيام جراحات مخصوصا
محلول در روغن زيتون به كار مى رود. بخور من با ((عود)) يا به تنهايى جهت رفع
سردرد و معالجه زكام و جلوگيرى از سرما خوردگى نافع است ، براى ساختن خمير
دندانهاى طبى كه براى جلوگيرى از خونريزى به كار مى رود، صمغ مرا
داخل مى نمايند. محلول من در روغن بادام جهت ترك پوست و شقاق مقعد مفيد مى باشد.
فرزجه آن جهت اسقاط جنين مرده مجرب است . در صنعت از صمغ من در ساختن ورنيهاى مختلف
استفاده مى شود.
صمغ ناشتار
درخت من در بلوچستان ، اطراف تخت سليمان مى رويد. درخت من پنجاه متر
طول و يك متر و نيم قطر دارد و بيش از پانصد
سال عمر مى كند، و زبان محلى به آن ناشتار مى گويند. با ايجاد شكافى در تنه درخت
من صمغى از آن خارج مى شود كه در صنعت داروسازى با آن مشمع مى سازند و چون در
اثر گرما روان مى شود آن را مخلوط با موم مى نمايند. صمغ من معطر و نيمه روان است ،
ولى پس از خارج شدن از درخت به سرعت منجمد مى شود و بوى قوى و مخصوص پيدا مى
كند.
من ((اگير تركى )) هستم !
فارسى من سوسن زرد و سوسن باتلاقى است ، ولى بيشتر به من اگر - اگير تركى و
اكسير تركى مى گويند. علت نسبت من به تركى براى آن است كه سابقا مرا از
تاتارستان كه زبان آنها تركى است مى آورند، ولى بهترين نوع من در بلوچستان به
عمل مى آيد. مخصوصا در تپه هاى يوب و جلوان كه به زبان محلى به آن
كول مى گويند. عربى من قصب الذريره ، تركى من بچه و به زبان فرنگى آكور مى
باشد. در كتب قديم به من وج ، باش ، آلوا و اشباطه خطاب كرده اند. گياه من شباهت
زيادى به زنبق دارد، گلهاى آن زرد رنگ بوده و در انتهاى ساقه قرار دارند. قسمت مورد
استفاده من ساقه زيرزمينى من است كه آن را به غلط ريشه مى گويند، و ما به پيروى از
داروسازان سنتى ايران آن را بيخ خطاب مى نماييم ، چه آنها به كليه ساقه هاى
زيرزمينى بيخ مى گفتند. بيخ من سفيد - خوشبو و گره دار است . عطر آن را در بازار به
نام عطر سوسن زرد مى فروشند. طعم بيخ من ابتدا گرم و سوزان و بعد تند و تلخ مى
شود. بيخ من داراى صمغ و لعاب بوده و چندين
عامل موثر دارويى دارد. محرك و مقوى باه و معده بوده ، براى رفع نزله مفيد است . براى
سوء هاضمه كه منشا اصلى نارسايى اعمال معده باشد، داروى بسيار خوبى است براى
درمان رماتيسم ، نقرس ، لنفاويسم تجويز مى شود. جوشانده من براى رفع خوردن دماغ
و خونريزى رحمى مفيد است و براى كبد سودمند مى باشد.
بيخ من دافع بلغم ، ضد عفونى كننده ، بادشكن و پادزهر سموم است . خوردن من با
مصطكى جهت زه كشى دماغ و همچنين جهت فلج ، بى حسى اعضا، استسقا و لكنت زبان نافع
مى باشد. جويدن و در دهان نگه داشتن آن سبب زود به حرف آمدن
اطفال مى شود، و براى اين كار بهتر است كه آن را ريزريز كرده ، اندك اندك در دهان
كودك گذاشت و خورانيد، اين عمل براى تسكين درد دندان نيز مفيد مى باشد. سرمه آن
براى برطرف كردن لكه سفيدى چشم و غلضت قرنيه و جلاى چشم و رفع تارى و ظلمت
آن تجويز مى شود، و براى اين كار بهتر است از عصاره تازه آن استفاده شود. خوردن آن
جهت تقويت حافظه و كم شدن رطوبات دماغ و معده و زهكشى شكم و تصفيه خون و صفرا و
درد سينه ، درد پهلو و سرفه سود فراوان دارد. نفخ معده را از بين مى برد و كبد را
تقويت مى كند و براى طحال نافع است ، همچنين براى
دل پيچه ، درد معده ، قطره قطره آمدن ادرار، سنگ كليه و مثانه سودمند است . ادرار و حيض
را باز مى كند. ضماد آن جهت درمان فلج ، رعشه ، درد
مفاصل توصيه شده است . فرزجه آن يا شير ماديان و زعفران جهت آسان شدن زايمان
موثر است . خوردن آن پادزهر سموم خوراكى و ضماد آن بر جاى نيش حشرات مسكن درد آن
است . نوشيدن دمكرده بيست در هزار من به مقدار سه فنجان در روز، رنگ رخساره را باز مى
كند. و ضماد بيخ من جهت ااز بين بردن لكه هاى جلدى و برص نافع است . مرباى من جهت
فلج ، هيسترى ، قراقرشكم و قولنج مفيد مى باشد. معجون آن كه دستور تهيه آن در
قربادين نوشته شده است ، جهت جلوگيرى از آب ريزش چشم و پيشگيرى از آب آوردن و
رفع خيالات باطله و تقويت معده توصيه مى شود. مقدار خوراك بيخ من به صورت پودر
يك تا چهار گرم ، و حداكثر يك مثقال است . در داروسازى جديد بيشتر از عصاره الكلى من
استفاده مى نمايند. استفاده از نوع ايرانى من كه در بلوچستان و احتمالا كرمان مى رويد،
نقش مهمى در احياى داروهاى سنتى ايران خواهد داشت ، زيرا چنانچه قبلا اشاره شد از
بهترين انواع بوده و فوايد و منافع زياد مخصوصا در باز شدن لكنت زبان دارد و موقع
برداشت محصول آن شهريور ماه مى باشد.
اسم من ((كهربا است ))!
بوئيدن من براى مبتلايان به خون دماغ نافع است . دود من ضد تشنج است . اگر زنان
آبستن از من استفاده كنند، از سقط جنين آنان جلوگيرى مى كنم . ضد
تاول هستم و اشتها را تحريك مى كنم ..
فارسى من كهربا است . به من كاوه ربا هم مى گويند و چنانچه مى دانيد اگر مرا روى
پارچه پشمى مالش دهيد نيروى الكتريسيته پيدا كرده و ذرات ريز كاغذ را به خود جذب
مى نمايم . به من حجرالكهربا و بيجاده هم مى گويند.
من صمغ فسيل شده نوعى كاج هستم كه در دوران سوم زمين شناسى در روى زمين زياد بوده
و به همين جهت مرا در طبقات زمينهاى دوران سوم ، در اطراف درياى بالتيك مى توان يافت
، و به مقدار زياد همراه با فسيل درختان كاج استخراج مى شوم . در وسط من علاوه بر
فسيل گياهان ، حشرات مختلف و سنگ ريزه هم ديده مى شود. چنانچه حكيم مومن در كتاب
تحفه نوشته است ، با چشم خود فسيل يك مگس را در ميان كهربا ديده است و از اين بالاتر
چنانچه در كتب قديم نوشته اند، در خزانه هاى يكى از پادشاهان هند، تكه بزرگى
كهربا وجود داشت كه در وسط آن فسيل بچه ميمونى ديده مى شد. قطعات من زرد رنگ ،
شكننده و شفاف مى باشند. و انواع قرمز رنگ هم دارم . چنانچه قطعات مرا مالش دهيد،
علاوه بر قوه كهربايى ، بوى معطر شبيه ليمو از من استشمام مى شود. من شباهت زيادى
با سندروس دارم ، با اين فرق كه سندروس با مختصر مالشى توليد نيروى
الكتريكى كرده ، جذب كاه و ذرات كاغذ را مى نمايد، در صورتى كه من احتياج بيشترى
به اصطحكاك دارم .
سندروس نرم بوده و بوى ليمو نمى دهد و جلا نمى پذيرد و
قابل حكاكى نيست ، در صورتى كه بوى ليمو مى دهم و جلاى بسيار پيدا مى كنم و اگر
مرا بسوزانيد، از من بوى خوش مصطكى استشمام مى شود. در صورتى كه سندروس هنگام
سوختن بدبو بوده ، بوى كريه مى دهد. در صنعت با تكه هاى من دانه هاى تسبيح ،
گردنبند و قطعات زينتى مى سازند. من مفرح و مقوى قلب بوده و از خونروى از سينه و
خون دماغ جلوگيرى مى كنم . خوردن نيم مثقال من با ادويه مناسب ديگر مانع خونريزى
سينه است ، حتى اگر اين خونريزى مربوط به پاره شدن يكى از رگهاى سينه باشد.
خوردن من با گلاب براى رفع خفقان نافع است .
اسهال خونى را بند مى آورم . مرا براى جلوگيرى از خونريزى از سوزش ادرار و سنگ
مثانه تجويز كرده اند. من براى يرقان نيز مفيد مى باشم . ماليدن كهربا با صبرزد
براى جلوگيرى از خونريزى بواسير و افتادن دانه هاى آن سودمند مى باشد. اگر آن را
به محل سوخته شده با آتش بمالند، از تاول زدن جلوگيرى مى كند و براى رفع
كوفتگى و شكستگى مفيد است . بوئيدن من براى مبتلايان به خون دماغ نافع بوده و در
هواى وبايى يعنى هنگام شروع وبا، اثر بوئيدن ليمو را دارد. من حافظ جنين از سقوط
بوده و مقدار خوراك من نيم مثقال است .
در طب و داروسازى جديد بيشتر از دود من استفاده مى كنند. براى جلوگيرى از خونريزى
گرد مرا با توتون مخلوط كرده ، مانند سيگار مى كشند. كشيدن دود من اشتها را زياد مى
كند. ضد تشنج است . در داروسازى جديد با من تنتور و شربت كهربا نيز درست مى كنند.
براى اطفال از خمير چشمى من به طور سرمه استفاده مى نمايند. در علم شيمى از تقطير من
در قرع وانبيق ، چندين تركيب شيميايى كه هر يك خواص جداگانه دارد مى سازند و املاح
مختلفى نيز از تركيب من با فلزات و شبه فلزات به دست مى آيد.
كهرباى سفيد
ماده اى است كه از روغن عنبر ماهى (كاشالوت ) استخراج مى شود و در داروسازى جديد به
نام بلان دوبالن خوانده مى شود، و ارتباطى به كهربا ندارد.
كهرباى سياه
كهرباى سياه كه به آن شبق هم مى گويند، نوعى سنگ است كه از تراكم ذرات
زغال و پاره اى تغييرات شيميايى به دست آمده است و
قابل استعمال مى باشد. شبق معرب شبه فارسى است .
من ((ناخنك ))هستم !
فارسى من ناخنك است ، به من ناخنه و ((شبدر عطرى )) هم مى گويند. عربى من
نفل است ، ولى دركتاب دائره المعارف داروسازى فرانسه (درولت ) عربى مرا اشتباها،
((اكليل الملك )) نوشته و عده اى از مترجمان و لغت نويسان اشتباه او را تكرار كرده اند.
در حالى كه اكليل الملك نوعى لاله سرنگون است كه به آن شاه افسر و گياه قيصر مى
گويند و با گلهاى زيباى خود شايسته اين اسم مى باشد. گياه من در اطراف تهران ،
قلهك ، جاجرود، آبگرم لاريجان ، آذربايجان ، بلوچستان مى رويد و يك نوع ديگر من كه
گلهاى سفيد مجتمع دارد، در هفت حوض دركه ، كرج ، اطراف رشت ، و كردستان فراوان است
،و به علاوه در عربستان مخصوصا اطراف مدينه و طائف كثيرالوجود است و عطاران حجاز
آن را به نام نفل مى فروشند. روزى يكى از عطاران مكه پرسيده شد كه آيا
نفل نام ديگرى هم دارد يا نه . جواب منفى داد و چون پرسيده شد كه آيا راست است كه عده
اى به اين اكليل الملك هم مى گويند؟ صاحب دكان كه پيره مردى شوخ و بذله گو بود،
خنديد و گفت هيچ ملكى بى سليقه نيست كه اين را تاج خود قرار دهد. شباهت آن بتاج باعث
شده است كه آنرا عطاران اكليل گويند.
گياه من شبيه يونجه و بسيار معطر است ، ميوه من هلالى و شبيه سر ناخن چيده شده مى
باشد، و به همين جهت به آن ناخنك گويند. قسمت مورد استفاده من سرشاخه هاى گلذار و
ميوه من مى باشد و بهتر است كه سرشاخه هاى گلدار مرا
قبل از باز شدن گلها چيد و خشك كرد. من داراى چندين نوع
عوامل موثر دارويى از جمله كومارين مى باشم و بعلاوه داراى عطرى هستم كه هنوز تركيب
شيميايى آن مشخص نشده است . داروسازان سنتى ايران سرشاخه هاى كمتر دارد. سرشاخه
هاى گلدار من آرامبخش و پيشاب آور بوده ، براى هضم غذا و نرم كردن سينه نافع مى
باشد. براى رفع تحريكات عصبى و بى خوابى نافع است ، مخصوصا در مورد بى
خوابى اطفال سود فراوان دارد. براى سر درد يكطرفه ، دردهاى عصبى و
مفاصل ، ورم كليه و قولنج كبدى تجويز مى شود. براى تسكين درد
مفاصل مشمعى با من مى سازند كه نسخه آن به شرح زير است :
سرشاخه هاى گلدار ناخنك 250 گرم - افسنطين 16 گرم - گرد بابونه و برگ بو
16 گرم از هر يك - روغن زيتون 90 گرم - وشا 90 گرم - صمغ كاج 90 گرم - موم يك
كيلو.
"وشا" و كاج را در اسانس تربانتين حل كرده مواد ديگر را در آن
حل كنيد و با حرارت ملايم مخلوط نموده به صورت مشمع در آوريد و هنگام مصرف كمى آن
را گرم كرده ، به موضع دردناك بچسبانيد تا درد را تسكين دهد.
|