فهرست مطالب
ريشه ام تصفيه كننده خون است . براى درمان نقرس و رماتيسم اثر فراوان دارم .
بيماريهاى پوستى را شفا ميدهم . اگر به دندان درد مبتلا شديد از من استفاده كنيد. آنان
كه با چاقى مبارزه مى كنند هيچ داروئى را بهتر از من نخواهند جست . اثرى معجزه آسا
براى فرو نشاندن دانه هاى مخملك و سرخك دارم . فارسى من گياه بابا آدم است . اعراب
به من راءس الجامه مى گويند، ولى در كتاب طبى قديم از من به نامهاى آراقيطون ،
ارقيطون كه معرب آرگيتوم است ياد شده است . من همان گياهى هستم كه داراى برگهاى
بزرگ و پهن بوده و به موجب يك افسانه قديمى حضرت آدم و حوا پس از آنكه به زمين
آمدند، از برگ من براى پوشاندن و ستر عورت خود استفاده كردند. ميوه من به صورت
فندقه است ، و داراى سه تا چهار سطح مشخص است . گلهاى من بدون واسطه دمبرگ روى
نهنج مشتركى به تعداد سى تا پنجاه گل محصور در تارهاى ابريشمى است ، و رنگ آنها
ارغوانى مى باشد. در بالاى ميوه من كه به رنگ خاكسترى يا حنايى است ، دسته اى از
تارهاى ابريشمى كوتاه به رنگ سفيد يا زرد ديده مى شود. من در اطراف تهران در
نواحى البرز، راه چالوس و كوههاى هراز، ولى آباد، رودبار - زير درختان زيتون ،
تفرش و كوههاى خراسان و كرمان مى رويم ، در اروپا به علت مصرف زيادى كه ريشه
من در صنعت داروسازى پيدا كرده است ، مرا مى كارند، ولى در ايران خودرو هستم . ريشه من
داراى اينولين - يك ماده رزينى و چند عامل داروئى - است . از ريشه خشك شده من متجاوز از
پنجاه تا هفتاد در صد اينولين مى گيرند و بعلاوه داراى املاح كربنات دوپتاس و
كربنات دو سود هستم . برگهاى من داراى اكسيدازهاى
فعال و ميوه من داراى هشت درصد روغنى است كه زود خشك مى شود و براى نقاشى مناسب
است . ريشه من تصفيه كننده خون ، پيشاب آور و معرق است و از قديم براى درمان نقرس ،
رماتيسم و امراض جلدى تجويز شده ، واخيرا براى معالجه سفليس به كار برده مى شود.
ريشه من براى درمان چاقى ، ورم عمومى بدن كه در اثر خرابى كليه و سنگ مثانه مى
باشد مفيد است براى بيماريهاى پوستى و جوش غرور جوانى نافع است . براى تبهاى
دانه اى مانند سرخك و مخملك سبب آسان شدن بروز دانه ها مى گردد. مضمضه جوشانده
بيخ من مسكن درد دندان است ، و لثه را محكم مى كند و جهت امراض دهان ، دندان و سينه مفيد
بوده ، و از خونريزى جلوگيرى مى كند. براى درد
مفاصل ، عرق النساء و ترك پوست و زخم سر انگشتان كه به علت شدت سرما به
رسيده باشد سودمند است و همچنين براى سوختگى آتش و زخمهاى بيخ ناخن مفيد است و
روى هم رفته براى معالجه زخمهاى مزمن - اولسرزانو - التهابات مخاط دهان و گلو و آب
آوردن انساج منافع شايان دارد. براى معالجه جرب و اگزماى خشك مى توان از ريشه
تازه له شده يا جوشانده غليظ آن استفاده كرد. ماليدن جوشانده غليظ ريشه من برروى
موى سر مقوى مو بوده ، و از ريزش آن جلوگيرى مى كند. مخصوصا اگر صد گرم آن را
با صد گرم ريشه گزنه در نيم ليتر آب بجوشانند، ضماد ريشه من مسكن درد
مفاصل و التهاب بواسير است . ريشه من بهترين پادزهر مار و ساير حشرات گزنده است
، و براى اين كار مى توان از ضماد له شده ريشه من استفاده كرد. نوشيدن جوشانده يا
دمكرده برگ من براى پايين آوردن قند خون اثر فورى دارد. اثر ريشه و برگ تازه من
در معالجات بهتر از خشك شده آنهاست . براى تصفيه خون معمولا سى گرم ريشه مرا با
سى گرم ريشه شيرين بيان و سى گرم تاجريزى در يك ليتر آب به مدت بيست دقيقه
جوشانده ، نصف آن را در روز به بيمار بدهيد. در دامپزشكى از جوشانده پنجاه در هزار من
براى معالجه جرب و ريزش مو و خارش بدن سگها استفاده مى كنند. براى معالجه سرفه
گوسفندان ريشه مرا قطعه قطعه كرده وارد غذاى آنها مى نمايند.
گل من مقوى روح ، نشاطآور، ضد عفونى كننده و
مسهل خوبى است . چكاندن عصاره من در بينى ، سردرد را درمان مى كند. گلبرگهاى خشك
شده من ، التيام دهنده زخم است . براى پايين آوردن تب مى توانيد از من استفاده كنيد.
مسلولين ، مى توانند داروى درمان خويش را در گلبرگهاى من جستجو كنند. با اينكه اكثر
گياهان براى توليد مثل داراى گلى مخصوص هستند، معذلك در فارسى و ادبيات وقتى
صحبت از گل مى شود، مراد گل سرخ است كه به عربى آن را ((ورد الاحمر)) و به زبان
فرنگى ((رز)) گويند. من همان گل درختى خوشبويى هستم كه در ادبيات فارسى همه
جا مرا هم نشين خاريا بلبل دانسته و به علت فراوانى انواع من در ايران ، اين كشور با
عظمت باستانى را كشور گل و بلبل لقب داده اند و با اينكه اسم من
گل سرخ است معذالك گونه هاى مختلف من به رنگهاى گوناگون : سفيد، زرد، صورتى
، تا سرخ آتشين ديده مى شود، ولى هر قدر
گل من سرخ تر باشد، تانن آن بيشتر بوده ، و خواص دارويى آن بيشتر است .
گل چاى كه داراى گلهاى نارنجى رنگ پرپر است ، نوعى از من مى باشد كه در اثر
پيوند چند گونه به عمل آمده و وجه تسميه آن به
گل چاى ، به مناسبت شباهت رنگ آن با گل بوته چاى مى باشد.
گل خار گونه اى از من است كه رنگ گلبرگهاى آن سفيد بوده و بوى آن چندان مطبوع
نيست و به آن گل سفيد هم مى گويند. گل دو آتشه گونه اى از من است كه به نام
گل دو روى و گل دو رنگ معروف است . گل رشتى يكى از گونه هاى من است كه در چهار
فصل سال گل مى دهد و گلهاى آن پرپر است و به آن
گل هميشه بهار مى گويند، گل زرد يكى از گونه هاى من است كه رنگ گلبرگهاى آن زرد
بوده ، اصل آن ايرانى است و بوى خوشى ندارد. اعراب به آن ((ورد الاصفر)) و
((وردمنتن )) گويند و مراد از زرد گل همين درخت
گل است . گل سرخ فرنگى گلى است كه از پيوند چند گونه
گل سرخ به عمل آمده و به آن گل سرخ پيوندى و
گل سرخ حوحم مى گويند. گل سرخ صدپر گونه اى از من است كه
اصل آن ايرانى است و داراى گلهاى پرپر بوده و يكى از زيباترين گلهاى سرخ است و
اعراب به آن گل كثيره الورق گويند. گل گلاب يكى از خوشبوترين انواع من بوده و به
آن گل سرخ عطرى ، گل محمدى ، و گل سورى هم مى گويند.
گل دنبه همان گل سرخ سفيد ايرانى است . عربى من ((ورد الاحمر وعاظ)) است ولى عده
اى گل را معرب كرده ((جل )) نوشته اند، بر روى ساقه هاى من دو نوع خار يكى خميده و
نسبتا بزرگ ونك تيز و يك نوع خار كوچك ظريف وجود دارد. قسمت مورد استفاده من غنچه هاى
رسيده ناشكفته بدون كاسه گل آن است ، چيدن غنچه هاى
گل من بايستى موقعى باشد كه غنچه رسيده و در شرف باز شدن است . پس از چيدن ،
گلبرگها را سوا كنيد و در سايه خشك كنيد و بعد آن را در شيشه سر بسته نگاهدارى
نماييد و نگذاريد حشرات در روى آنها رخنه كرده و تخم گذارى كنند. بهترين
گل سرخ آن است كه گلبرگ آن پس از خشك شدن كاملا قرمز بوده و طعم قابض ، بوى
خوش آن و خاصيت ضد عفونى كننده ى آن است و به همين جهت براى مسلولين داروى ارزنده
اى مى باشد. گلبرگهاى من براى درمان اسهالهاى مزمن ، رفع ترشحات زنانه ، اخلاط
خونين و خونريزيهاى عادى تجويز مى شود...
گل من مقوى روح ، نشاطآور، ضدعفونى كننده ،
مسهل و مسكن صفرا و بلغم است و چون سى گرم گلبرگ تازه مرا بخورند،
مسهل خوبى است ، و چنانچه گفته شد گلبرگهاى خشك شده قابض بوده و اين خاصيت در
غنچه هاى آن زيادتر است . چكاندن عصاره آب من در بينى در درمان درد سر و درد گوش
موثر است . بوئيدن گل من مقوى قلب و دماغ بوده و خوردن آن جهت قلب و ريه و معده ،
جگر، كليه ، روده ها و رحم مفيد بوده و مخصوصا براى درمان خونريزى سينه نافع است
. خوردن شش گرم آن تب را پايين مى آورد و براى درمان تب ربع مفيد است . پاشيدن
گلبرگهاى خشك من روى زخم ، آنها را ضد عفونى كرده و التيام مى دهد. ضماد آن را جهت
درمان زگيل و لكه هاى جلدى و روييدن گوشت تازه ù`2ي¨êûVاستعمال خارجى مى توان از جوشانده غليظ من جهت مضمضه و غرغره و شستن زخمها استفاده
كرد.براى شستشوى چشم بايستى از جوشانده من در آب مقطر استفاده كرد. ضماد برگ درخت گل سرخ جهت ورم نشيمنگاه مفيد مى باشد.
قسمت گوشتدار و ميوه سان من داراى مقدار زيادى ويتامين ((ث )) است . از رقت خون
جلوگيرى مى كنم . ورمهاى كليوى را رفع مى كنم . خوردن تارهاى من كرم معده را دفع مى
كند. اگر از جوشانده ريشه من استفاده كنيد رفع كننده مرض هارى هستم . اثرى آرامبخش
دارم .
فارسى من راج است ، ولى در اطراف رشت به من خج و خچ ، در آستارا هس ، در ديلمان خاس
و خاش ، در شهسوار كنگه مى گويند. عربى من شرابه طيم و عود الخير است ميوه من به
اندازه آلبالو و قرمز رنگ مى باشد و داراى سه تا پنج هسته است و طعم تندى دارد، از
بافتهاى زير پوست من پس از سائيدن نوعى چسب به دست مى آيد كه مانند سريش است .
برگهاى من هميشه سبز بوده ، و خزان نمى كنم . گلهاى درشت من به صورت مجتمع سفيد
يا صورتى است . از مشخصات برگهاى من خاردار بودن و نك تيز آنهاست - برگ من
داراى جوهر مازو (تانن )، كمى قند، صمغ و كمى موم است . برگهاى من به علت داشتن
جوهر مازو يك ماده دارويى پيشاب آور، ملين ، مقوى و تب بر است و در معالجه تب و لرز
تجويز مى شود. ميوه درخت من قى آور و مسهل است و چنانچه به وسيله
اطفال بلع شود، خطرناك مى باشد. مقدار خوراك برگ من يك فنجان تا سه فنجان از
دمكرده سى تا شصت در هزار است . گرد برگ خشك من به مقدار 4 تا 15 گرم بطور
جوشانده يا محلول داده مى شود.راج اربو من نوعى راج هستم كه در فارسى به من بارانك مى گويند. درخت من خاردار بوده ، داراى گلهاى سفيد و قرمز است . ميوه من قرمز رنگ ، كوچك و تلخ است . من داراى گونه هاى زيادى هستم كه در سرتاسر جنگلهاى شمال و همچنين در اهر و ارسباران مى رويم و در طوالش به من ميانز مى گويند. ميوه درخت من داراى تانن ، مواد قندى و ترشيهاى مختلف است . از ميوه من براى معالجه اسهال ساده و خونى استفاده مى كنند. فرنگيها به آن سوربيه ضد اسهال خونى گويند (آنتى ديزانترى ). ديو آلبالو در اطراف كرج به من ديو آلبالو و در قوشخانه سوختال گويند. من در اطراف كرج ، پس قلعه ، ارتفاعات البرز و ارسباران مى رويم . قسمت مورد استفاده من ميوه من است كه عده اى آن را آلبالوى وحشى مى دانند. ميوه من ترش و كمى گس بوده ، و داراى تانن و ترشيهاى مختلف بوده ، ضد اسهال و ضد سرفه است . ايران مانند شيروان ، از گياه من براى تيزابى كردن كشمش استفاده ميكنند. گياه من بارتفاع 30 تا 50 سانتيمتر و گاهى بيشتر است . من داراى ساقه اى بند بند، بى كرك ، سخت و چوبى ميباشم . قسمت هاى هوائى گياه من داراى چند عامل داروئى است مهمترين آنها (آنابازين ) نام دارد كه پس از تركيب با جوهر گوگرد بصورت سولفات در آمده ، يكى از حشره كش هاى قوى ميباشد و از همين جهت است كه آنرا براى تيزابى كردن انگور و از بين بردن انگلهاى گياهى بكار ميبرند. در كشور روسيه و اتازونى از محلول 40 مواد عامله ى من بمنظور مبارزه با انگلهاى گياهى استفاده ميشود. ما از مطلعين شيروان و ساير شهرهائيكه از اين گياه جهت تيزابى كردن كشمكش استفاده ميكنند، تقاضا داريم اسامى محلى اين گياه را براى ما بنويسند.
من درختى هستم ازتيره ى پروانه داران كه در جزيره ى موريس ، هندوستان و ماداگاسكار،
ميرويم . چوب من سياه سخت و قيمتى است ، و سنگينى آن بحدى است كه زير آب ميرود.
درخت من شبيه درخت عناب و به بزرگى درخت گردو است ، و ميوه ى آن شبيه انگور زرد
متمايل بسرخى شيرين و كمى گس بوده ، در
اوايل پائيز ميرسد. برگ درخت من مانند برگ صنوبر و از آن عريضتر است . تخم و
گل درخت من شبيه حنا ميباشد. چوب درخت من هنگام بريدن كمرنگ ميباشد، ولى چون آنرا
مدتى در آب بياندازند سياه و براق ميگردد. چوب درخت من هنگام سوختن بوى خوش ميدهد و
اين بهترين وسيله براى تشخيص نوع اصلى از انواع بدلى آن است . چنانچه چوب درخت
مرا با آب بارهنگ سوده ببويند و قدرى از آنرا بر پيشانى بمالند، خون دماغ را بند مى
آورد. سرمه خاك اره نرم من بعلت داشتن ويتامين (آ) براى درمان شب كورى بهترين دارو
است ، و براى بسيارى از امراض چشم مانند ورم ملتحمه ، ناخنه ، چشم درد و آبريزش مفيد
بوده و مژه را تقويت ميكند. پاشيدن خاك اره چوب من روى زخم خون را بند مى آورد، و باعث
التيام جراحات ميشود. براى درمان سوختگى بهتر آنست كه ابتدا سفيده ى تخم مرغ
بمالند، و بعد خاك اره ى مرا بپاشند تا از تاول زدن جلوگيرى كند.آبنس هاى بدلى علاوه بر نوع اصلى ، درختان ديگرى در تيره پروانه داران وجود دارد كه چوب آنها سياه و شبيه آبنوس است ، به آنها آبنوس دروغى ، ((شجره النحل )) و قصاص و قطيس ميگويند. بهترين راه تشخيص بوى بد آنها هنگام سوختن است . الوار آبنوس اصلى بيش از يك وجب نميشود، ولى بعضى از انواع بدلى وسعت بيشترى دارند.
فارسى و عربى من حلبوب است ، اعراب بمن طفره هم ميگويند، گياه من
بطول يك وجب است . من در شمال غربى ايران ، آذربايجان ، قره داغ ، جنگلهاى حسن بگلو و
همچنين در گيلان - ايسپيلى و ييلاق ميرويم . نوع ديگرى از من در نواحى مختلف
جبال البرز بعمل ميايد كه ارتفاع آن تا يك متر ميرسد. برگهاى آن علاوه بر ساقه ، در
طول ساقه نيز ميرويد. در صورتيكه برگهاى من در سطح زمين قرار گرفته و از
پهلوى آنها ساقه هاى خزنده بيرون آمده پيش ميروند، و در محلهاى مناسب توليد ريشه در
زمين كرده ، گياه جداگانه اى توليد ميكنند. برگهاى من پوشيده از تارهاى پنبه اى است
كه از وسط آنها پايه گل بالا ميرود. گلهاى من بدون
دمگل بوده ، بر روى نهنج آنها گلهاى زبانه اى منظره قشنگى را بوجود ميآورند. ميوه من
باندازه يك تخم مرغ بوده و يك دسته تار ظريف منتهى ميشود. گياه من در فاصله بين
ارديبهشت تا شهريور گل ميدهد، و بيشتر در چمن زارهاى خشك و ماسه هاى لب دريا و
سنگلاخها حتى نزديك قلل كوههائيكه برف دائمى دارند
بعمل ميايم ، قسمت مورد استفاده من تمام اندامهاى تازه من است ، و چون خشك شوم تمام خواص
خود را از دست ميدهم . من داراى يك ماده تلخ - جوهر مازو - مواد قندى - مواد سفيده اى - مواد
زينتى و صمغى بوده ، در خاكستر گياه من مقدار زيادى املاح منگنز وجود دارد و ماليدن اين
خاكستر بر سر موهاى سفيد آن را مشكى مى نمايد. جويدن ساقه تازه گياه من ترشح
بزاق را زياد ميكند. دمكرده گلهاى تازه من براى كبد مفيد بوده ، خستگى عمومى بدن را
كاهش ميدهد و بعلاوه ادرار را زياد كرده ، حجم آنرا دو برابر و گاهى سه برابر ميكند.
معذلك هيچگونه اثر سوئى بر روى كليه ندارد، بهمين جهت آنرا در بيشتر امراض
كليوى مانند پيدا شدن آلبومين در ادرار، سنگ مثانه ، استسقا، خيز عمومى بدن و نقرس
تجويز مينمايند و همچنين براى تنگ نفس و گريپ مفيد ميباشد. اندامهاى مختلف گياه من
بعلت داشتن جوهر مازو براى معالجه اسهال ساده ،
اسهال خونى و خونريزى هاى بيجا در فواصل قاعده گى سودمند مى باشد. ضماد
برگهاى تازه و له شده من بر روى زخمهاى كهنه مفيد مى باشد. گياه من داراى شيرابه
اى است كه ابتدا سفيد بوده و بعد بعلت غليظ شدن قهوه اى ميگردد. اين شيرابه
جراحات را التيام مى دهد و چنانچه با تجويز چشم پزشك از سرمه آن استفاده شود، قوه
ى بينائى را تقويت كرده التهاب و ورم چشم را بر طرف مى نمايد. بهترين دستور
استفاده از من آنست كه صد گرم از گياه ريشه دار بقطعات كوچك خرد كرده در يك ليتر آب
جوش بمدت نيم ساعت دمكرده بعد با عسل شيرين كرده ، سه تا چهار فنجان از آنرا در
روز در فواصل غذاها ميل نمايند. در داروسازى جديد دو تا چهار گرم عصاره روان مرا در
نيم ليتر آب مخلوط كرده ، بدفعات در 24 ساعت مى نوشند. گونه بلند من كه در
ارتفاعات البرز ميريد، اشتهاآور و تب بر بوده ، سرفه را بر طرف مى كند. من داراى
چندين نوع ديگر هم مياشم كه در ايران روئيده نمى شود و بيشتر در اروپا در دامنه ى
كوههاى آلپ و منطقه مديترانه بعمل ميايند.
فارسى من دم اسب است ، اعراب بمن ذنب الخيل و آمسوخ گويند، و در شام مرا ذنب انفرس
نامند.من از گياهان بى گل بوده ، و در عوض دو نوع شاخه دارم . شاخه هاى زاينده و
شاخه هاى ناز. شاخه هاى زاينده من بند بند و پر گره بوده ، و در
اول بهار ظاهر مى شوند. رنگ آن قرمز بوده ، و سبزينه ندارند، ولى ساقه هاى نازا، در
ارديبهشت و خرداد ظاهر شده و رنگ سبز داشته ، باريكتر و بلندتر از شاخه هاى زاينده
اند. من در شمال ايران ، گرگان ، بندر گز، پير بازار و اطراف تبريز
بعمل ميايم و نوع ديگرى از من در كردستان مى رويد. برگ هاى من در
محل بندهاى نازا بفواصل متوالى بصورت دسته هايى كه شبيه دم است ، در ميايند و باين
جهت به گياه من كه علفى است دم اسب مى گويند. من داراى يك ساقه ى زيرزمينى هستم كه
بطور افقى دو متر در خاك نفوذ مى نمايد و بهمين جهت خارج كردن من با ساقه زيرزمينى
بطور كامل مقدور نيست ، در بالاى ساقه هاى زاينده ى من سنبله اى پر از دانه ، مركب از
قطعات فلس مانند در چند رديف ظاهر مى شود و بطورى اين فلس ها بهم فشرده اند كه
يكپارچه بنظر مى رسند. قسمت مورد استفاده از گياه من شاخه هاى ناز مى باشد كه رنگ
آنها سبز است . آنها را در فصول مساعد سال چيده ، در آفتاب يا دستگاه هاى خشك كننده
خشك كرده ، بصورت شاخه يا گرد نگاهدارى مى نمايند. خاكستر گياه من داراى مقدار 64
تا 70 درصد سيليس آزاد، ولى در گياه خشك مقدار سيليس در حدود هفت درصد مى باشد.
مقدار آن در گياه هاى مسن زيادتر است . در گياه جوان سيليس بصورت اسيد
محلول مى باشد، و بعلت وجود همين املاح سيليس است كه من خون را بند مى آورم يكى از
داروهاى ضد خونريزى مى باشم . داروسازان سنتى ايران بدون آنكه از وجود سيليس در
من آگاه باشند، مرا بهترين دارو براى معالجه
سل و خونريزى سينه و خونريزى زنان مى دانستند و از ضماد من جهت التيام جراحات و
زخم هاى سخت استفاده مى كردند، و در جراحى پس از قطع عضو يا عصب آنرا براى التيام
بكار مى برند. من جهت سرفه مزمن و اخلاط خونى ، استسقا، ورم كبد، بند آوردن انواع
اسهال بدون تب توصيه شده ام . شيره و عصاره ى من خون دماغ را بند مى آورد، براى
درمان زخم معده و روده نوشيدن جوشانده اين گياه معجزه مى كند. ضماد نوع كردستانى من
با سركه جهت جراحات پليد و خوردن جوشانده اى آن جهت اورام مقعد، كبد و استسقا نافع
مى باشد.جوشانده اى 30 تا 50 گرم گياه خشك من در يك ليتر آب پيشاب آورى قوى است . خون را بند مى آورد و كمبود مواد معدنى را در بدن جبران مى نمايد، و بهمين علت است كه بهترين دارو براى درمان سل شناخته شده است . در استعمال خارجى جوشانده من اثر ضد عفونى كننده و التيام دهنده زخم ها را دارد. جوشانده اى گياه من مقدار ادرار را زياد مى كند و بهترين دارو براى درمان استسقا است . بعلت داشتن اثر مقوى در بيماريهاى كليه مانند عدم دفع ادرار، ورم مثانه ، سنگ كليه و قولنج هاى كليوى اثر قاطع دارم و خون را تصفيه مى كنم و براى تنگ نفس مفيد مى باشم . من بعلت داشتن سيليس ، قوه اى ارتجاعى پوست را زياد مى كنم و آنرا نرم مى نمايم ، بهمين علت موقعيكه دست و پا كبره مى بندد، مى توان از من جهت از بين بردن آنها استفاده كرد.
فارسى من كوشاد و عربى من كف الذئب - دوا الخيه و قبطى الملك است . در كتب طب سنتى
بمن جنطييانا كه معرب زانسياناى لاتينى است گفته اند، و چنانچه مى گويند اين نام
منسوب به پادشاهى است بنام جنطين كه براى اولين بار با استفاده از من شفا يافت . من
بيش از ششصد نوع دارم ، نوع معروف آن جنطيياناى رومى است كه در ايران نمى رويد،
ولى نوعى شبيه به آن در شمال ايران مخصوصا
شمال غربى آذربايجان - قره داغ - حسن بگلو - كاليبار و كوه هاى اهر مى رويد و در كتب
سنتى آنرا جرمغانى خوانده اند. نوع ايرانى من گياهى است علفى پايا كه ارتفاع آن 10
تا 15 سانتى متر است ، ساقه آن بصورت استوانه اى ضخيم مى باشد. علاوه بر
ايران در اروپا و قفقاز نيز مى رويد و به آن جنطيياناى صليبى و يا صليبك (صليب
كوچك ) مى گويند - برگهاى من دراز - نك تيز بوده پنج رگبرگ متمايز دارد. گلهاى من
زيبا، آبى رنگ مايل به خاكسترى بصورت مجتمع در كنار برگها ظاهر مى شود. مرا
بعلت زيبائى گلهايم پرورش مى دهند. قسمت مورد استفاده ى من بيشتر ريشه گياه من است
كه تب بر بوده ، و سابقا از آن براى معالجه ى هارى استفاده مى كردند. محمد بن
زكرياى رازى و شاگردان او بنوع ايرانى من عقيده ى زيادى داشته ، و آنرا داروى بسيار
مفيدى مى دانستند و در بسيارى از امراض استفاده ى آنرا توصيه كرده اند، و در ساختن
پادزهرها از آن و عصاره آن استفاده مى نمودند. نوع رومى من از داروهاى مقوى تلخ بوده ، و
اشتهاآور است و با اين كه مسهل نيست دفع را
تسهيل مى نمايد، و آنرا براى معالجه ى مالاريا و دفع كرمك
اطفال تجويز مى نمايند. ريشه من قابض بوده و پاك كننده معده است و گرفتگى روده ها
را باز مى كند و قلب را از زيان سموم حفظ مى نمايد. پيشاب آور و مخرج حنين است .
پادزهر حشرات است ، و از دوستان كبد بوده ، ورم آنرا برطرف مى كند، خوردن يك
مثقال عصاره ى ريشه ى من جهت تسكين درد پهلو و شكم و پيچيدگى اعصاب مفيد مى باشد.
ضماد ريشه ى من با سركه جهت از بين بردن لكه هاى جلدى سودمند مى باشد، و گويند
ماليدن آن با حنا در كف دست قاطع خون قاعدگى است . داروسازان سنتى ايران عصاره ى
ريشه ى مرا در شيافهاى مسكن خود وارد كرده و اثر آنرا برابر با ترياك سياه مى
دانستند، ترياك سياه چنانچه قبلا خود را در كتاب زبان خوراكيها معرفى كرده است ،
شيره ى نوعى شقايق است كه در دامنه ى كوه هاى البرز
بعمل آمده و بعلت داشتن تبائين يكى از مسكن هاى بسيار قوى است ، و با آن ميتوان
تركيباتى ساخت كه هزار برابر مرفين قدرت تسكين دهنده داشته باشد. ربيع اخوين در
كتاب راهنماى دانشجويان پزشكى كه نخستين كتاب طبى بزبان فارسى است و در قرن
چهارم هجرى نوشته شده است ، نسخه هائى جهت معالجه امراض سنگ كليه - سياتيك - ورم
طحال و چند بيمارى ديگر تجويز كرده كه در همه ى آنها جنطييانا وارد شده است .
در گيلان به من گالش انگور و در مازندران ديو انگورى مى گويند، و با اينكه از
قديم در شمال ايران مخصوصا نور و كجور، رود سر، دره چالوس و نواحى البرز
روئيده ام ، معذلك اين روزها به من انگور فرنگى لقب داده اند،
دليل اين امر آن است كه ايرانيان مرا به صورت يك ميوه حتى در مازندران كه زياد به
عمل مى آيم نگاه نمى كنند، در صورتى كه در بازارهاى اروپا هميشه مرا در رديف ساير
ميوه ها مى گذارند. گلهاى درخت من نوش فراوان داشته ، زنبور
عسل به آن رغبت فراوان دارد. ميوه من كه به صورت انگورى كوچك است ، طعمى ميخوش
دارد و داراى ويتامينهاى آ، ب و ث بوده ، و سرشار از آهن و املاح معدنى است . غوره ميوه من
ترشى فراوان دارد، و به همين جهت خوردن آن دندانها را كند مى كند و كمتر بطور خام
مصرف مى شود، ولى رسيده ميوه من شيرين است و خام مى توان آن را خورد. خوردن ميوه من
مسرت آور و ملين است ، مخصوصا نيم رس آن خاصيت نرم كننده بيشترى دارد، و پس از
رسيدن نيز به علت داشتن مواد صمغى و دانه هاى ريز حركات دودى روده ها را تقويت
كرده ، و ضد يبوست مى باشد و خوردن آن بعد از غذا سبب
تحليل آن مى گردد. بهترين خاصيت قابل توجه من آن است كه ميوه من ضد اختناق كبد است
و خوردن آن از جمع شدن خون در جگر جلوگيرى مى كند. زياده روى در خوردن ميوه من جايز
نيست با ميوه من مربا، شربت ، كمپوت و ژله درست مى كنند كه خوردن آنها مفرح است . از
ميوه من مانند انگور مى توان سركه درست كرد. ميوه من ادرار را زياد مى كند. براى مبتلايان
به رماتيسم ، نقرس و امراض جلدى و آب آوردن انساج و سنگ كليه مفيد است . شربت من
عطش راتسكين مى دهد، و ژله ميوه من طعم خوشى دارد. دمكرده برگ درخت من به نسبت پنجاه
گرم در ليتر، چنانچه دو فنجان در روز بنوشيد، اسيد اوريك را كم مى كند، ولى مبتلايان
به زيادى اسيد اوريك بهتر آن است كه روزى پنج گرم برگ مرا در صد گرم آب دمكرده
و ناشتا بنوشند. من انواع سياه و قرمز نيز دارم ، ولى تاكنون در ايران ديده نشده است و
به همين جهت اجازه معرفى به آنها داده نمى شود.
|