next page

fehrest page

فهرست مطالب
اسم من ((بابا آدم )) است !
من ((هليله )) هستم !
اسم من ((گل سرخ )) است !
گلنگبين - گلقند
گلاب
جلاب
عطر گل سرخ
اسم من ((نسترن )) است !
نسرين
گل رعنا زيبا
من ((راج )) هستم !
راج اربو
ديو آلبالو
اسم من ((آبنوس ))است !
آبنس هاى بدلى
من ((حلبوب )) هستم !
من گياه ((دم اسب )) هستم !
اسم من ((جنطييانا)) است !
قنطوريون باريك
من ((انگور فرنگى )) هستم !
اسم من ((ارزن )) است !
درختچه ارژن
اسم من ((كاكائو)) است !
من ((آش انگور)) هستم !
سياه توسكا
اسم من ((شبدر)) است !
من ((كور)) هستم !
اسم من ((نيلوفر آبى )) است !
من ((وشا))هستم !
ما ((خارهاى دارويى )) هستيم
شش شاخ
خاره زرعه
كنگر بزرگ
خارمهك
اسم من ((سندروس )) است !
صمغ ناشتار
من ((اگير تركى )) هستم !
اسم من ((كهربا است ))!
كهرباى سفيد
كهرباى سياه
من ((ناخنك ))هستم !
اسم من ((پرسياوشان )) است !
من ((خون سياوشان )) هستم !
اسم من ((سرخس )) است !
سرخس نر
بسپايه
گرف
اسم من ((خرنوب )) است !
اسم من ((چوب چينى )) است !
عشه چينى
اسم من ((گل طاووسى )) است !
گل پر طاووسى
اسم من ((سپستان )) است !
سگ زبان
ماش هندى
فرش زمردين
من ((قدقدك )) هستم !
اسم من ((گل شاه پسند)) است !
رجل الحمامه
شاه پسند معطر
ليمو دارو
تيمر
اسم من ((فلوس )) است !
لرگ
من ((كرچك )) هستم !
اسم من ((برنج )) است !
بيمارى برى برى
اسم من ((كتان )) است !
تخم كتان
كتان مسهلى
روغن بزرك
من ((خرمالو)) هستم !
اسم من ((اوكاليپتوس )) است !
من ((لاله سرنگون )) هستم !
اكليل الملك
اسم من ((حنا)) است !
گل مغربى
فرندل
من ((علف سرفه - فرفره )) هستم !
اسم من ((وسمه )) است !
درختچه فيل
ما ((مخلصه )) هستيم !
اسم من ((سنا)) است !
قره تاج
ما ((درمنه )) هستيم !
اسم من ((ماست )) است !
دوغ
اسم ماشير پنير است
شير پنير زرد
خاج
بلسكى
علف ماست
اسم من ((گل سيكلامن )) است !
شجر مريم
چوبك
صابونى
اسم من ((عشقه )) است !
ما ((پيچك )) هستيم !
پيچك صحرايى
نيلوفر پيچ
اسم من ((شاهدانه )) است !
رازك
اسم من ((خارخسك )) است !
خار طلايى
خارمرار
خارشتر
خارتوپى
ما همانند ((چوب چينى )) هستيم !
اسم ما ديوخار است
حضض
اسم من ((علف هزار چشم )) است !
روغن گل هزار چشم
علف هزار چشم بزرگ
من ((برگ بو)) هستم !
اسم من ((كتيرا)) است !
گون ((بر وزن لبن ))
نوارس
من ((خرس گياه )) هستم !
اسم من ((مازريون )) است !
كرم دانه
من ((سريش )) هستم !
اسم من ((خرزهره )) است !
من ((هزار بندك )) هستم !
اسم من ((غافت )) است !
من ((اسپيره )) هستم !
اسم من ((درخت مسواك )) است !
كبات
اسم ما ((تاجريزى )) است !
كاكنج
سگ انگور
تاجريزى پيچ
اسم من ((پنبه )) است !
پنبه نسوز

اسم من ((بابا آدم )) است !
ريشه ام تصفيه كننده خون است . براى درمان نقرس و رماتيسم اثر فراوان دارم . بيماريهاى پوستى را شفا ميدهم . اگر به دندان درد مبتلا شديد از من استفاده كنيد. آنان كه با چاقى مبارزه مى كنند هيچ داروئى را بهتر از من نخواهند جست . اثرى معجزه آسا براى فرو نشاندن دانه هاى مخملك و سرخك دارم . فارسى من گياه بابا آدم است . اعراب به من راءس الجامه مى گويند، ولى در كتاب طبى قديم از من به نامهاى آراقيطون ، ارقيطون كه معرب آرگيتوم است ياد شده است . من همان گياهى هستم كه داراى برگهاى بزرگ و پهن بوده و به موجب يك افسانه قديمى حضرت آدم و حوا پس از آنكه به زمين آمدند، از برگ من براى پوشاندن و ستر عورت خود استفاده كردند. ميوه من به صورت فندقه است ، و داراى سه تا چهار سطح مشخص است . گلهاى من بدون واسطه دمبرگ روى نهنج مشتركى به تعداد سى تا پنجاه گل محصور در تارهاى ابريشمى است ، و رنگ آنها ارغوانى مى باشد. در بالاى ميوه من كه به رنگ خاكسترى يا حنايى است ، دسته اى از تارهاى ابريشمى كوتاه به رنگ سفيد يا زرد ديده مى شود. من در اطراف تهران در نواحى البرز، راه چالوس و كوههاى هراز، ولى آباد، رودبار - زير درختان زيتون ، تفرش و كوههاى خراسان و كرمان مى رويم ، در اروپا به علت مصرف زيادى كه ريشه من در صنعت داروسازى پيدا كرده است ، مرا مى كارند، ولى در ايران خودرو هستم . ريشه من داراى اينولين - يك ماده رزينى و چند عامل داروئى - است . از ريشه خشك شده من متجاوز از پنجاه تا هفتاد در صد اينولين مى گيرند و بعلاوه داراى املاح كربنات دوپتاس و كربنات دو سود هستم . برگهاى من داراى اكسيدازهاى فعال و ميوه من داراى هشت درصد روغنى است كه زود خشك مى شود و براى نقاشى مناسب است . ريشه من تصفيه كننده خون ، پيشاب آور و معرق است و از قديم براى درمان نقرس ، رماتيسم و امراض جلدى تجويز شده ، واخيرا براى معالجه سفليس به كار برده مى شود. ريشه من براى درمان چاقى ، ورم عمومى بدن كه در اثر خرابى كليه و سنگ مثانه مى باشد مفيد است براى بيماريهاى پوستى و جوش غرور جوانى نافع است . براى تبهاى دانه اى مانند سرخك و مخملك سبب آسان شدن بروز دانه ها مى گردد. مضمضه جوشانده بيخ من مسكن درد دندان است ، و لثه را محكم مى كند و جهت امراض دهان ، دندان و سينه مفيد بوده ، و از خونريزى جلوگيرى مى كند. براى درد مفاصل ، عرق النساء و ترك پوست و زخم سر انگشتان كه به علت شدت سرما به رسيده باشد سودمند است و همچنين براى سوختگى آتش و زخمهاى بيخ ناخن مفيد است و روى هم رفته براى معالجه زخمهاى مزمن - اولسرزانو - التهابات مخاط دهان و گلو و آب آوردن انساج منافع شايان دارد. براى معالجه جرب و اگزماى خشك مى توان از ريشه تازه له شده يا جوشانده غليظ آن استفاده كرد. ماليدن جوشانده غليظ ريشه من برروى موى سر مقوى مو بوده ، و از ريزش آن جلوگيرى مى كند. مخصوصا اگر صد گرم آن را با صد گرم ريشه گزنه در نيم ليتر آب بجوشانند، ضماد ريشه من مسكن درد مفاصل و التهاب بواسير است . ريشه من بهترين پادزهر مار و ساير حشرات گزنده است ، و براى اين كار مى توان از ضماد له شده ريشه من استفاده كرد. نوشيدن جوشانده يا دمكرده برگ من براى پايين آوردن قند خون اثر فورى دارد. اثر ريشه و برگ تازه من در معالجات بهتر از خشك شده آنهاست . براى تصفيه خون معمولا سى گرم ريشه مرا با سى گرم ريشه شيرين بيان و سى گرم تاجريزى در يك ليتر آب به مدت بيست دقيقه جوشانده ، نصف آن را در روز به بيمار بدهيد. در دامپزشكى از جوشانده پنجاه در هزار من براى معالجه جرب و ريزش مو و خارش بدن سگها استفاده مى كنند. براى معالجه سرفه گوسفندان ريشه مرا قطعه قطعه كرده وارد غذاى آنها مى نمايند.
من ((هليله )) هستم !
فارسى من هليله است ، اعراب آنرا معرب كرده اهليج گويند. من داراى انواع و اقسام به نامهاى هليله زرد، هليله سياه ، هليله كابلى و هليله چينى هستم . هليله كابلى محصول هندوستان است و چون سابقا آن را از راه كابل به ايران آورده اند، به كابلى معروف شده است . ميوه انواع ما موقعى كه تازه است ، بيضى يا گلابى شكل است كه پس از خشك شدن سخت و ناهموار مى گردد و داراى مواد صمغى ، تانن فراوان و مواد خلطآور و چند نوع قند است . در كتاب طب الائمه از قول حضرت رضا روايت كرده اند كه روزى جمعى از پزشكان در محضر ايشان از خواص چندين دارو توصيف مى كردند، آنحضرت فرمودند كه شما از اين ادويه تعريف مى كنيد، ولى نمى دانم چرا هليله و رازيانه را فراموش كرده ايد؟ هر كس در روز يك هليله كابلى را در دهان گذاشته و بمكده ، موى سر او سياه نشود... اين خاصيت در انواع ديگر ما هليله ها نيز موجود است ، انواع ما هليله ها براى تقويت معده ، حافظه ، ذهن و حواس ظاهرى و باطنى مفيد ميباشند براى سردرد، ماليخوليا و رفع وسواس و امراض روحى سود فراوان داريم . استعمال ما در موقع داشتن تب چه از راه خوردن و چه از راه تنقيه جايز نيست . براى رفع نسيان دارويى موثرتر از هليله كابلى نمى باشد. هليله پرورده و مرباى هليله مقوى كبد و حواس پنجگانه است ، و پاشيدن سوخته هليله خون بواسير را بند مى آورد، و براى تقويت دندان و لثه مجرب است . خوردن خيسانده و جوشانده من بهتر از جرم من است . سابقا مرا براى معالجه جذام هم تجويز مى كردند و با اينكه خوردن و تنقيه جوشانده مرا براى كسانى كه تب دارند منع كرده اند، در مورد سرسام (مننژيت ) افزودن آن را به تنقيه تجويز نموده اند. مقدار خوراك من دو مثقال و در جوشانده تا هفت مثقال است .
اسم من ((گل سرخ )) است !
گل من مقوى روح ، نشاطآور، ضد عفونى كننده و مسهل خوبى است . چكاندن عصاره من در بينى ، سردرد را درمان مى كند. گلبرگهاى خشك شده من ، التيام دهنده زخم است . براى پايين آوردن تب مى توانيد از من استفاده كنيد. مسلولين ، مى توانند داروى درمان خويش را در گلبرگهاى من جستجو كنند. با اينكه اكثر گياهان براى توليد مثل داراى گلى مخصوص ‍ هستند، معذلك در فارسى و ادبيات وقتى صحبت از گل مى شود، مراد گل سرخ است كه به عربى آن را ((ورد الاحمر)) و به زبان فرنگى ((رز)) گويند. من همان گل درختى خوشبويى هستم كه در ادبيات فارسى همه جا مرا هم نشين خاريا بلبل دانسته و به علت فراوانى انواع من در ايران ، اين كشور با عظمت باستانى را كشور گل و بلبل لقب داده اند و با اينكه اسم من گل سرخ است معذالك گونه هاى مختلف من به رنگهاى گوناگون : سفيد، زرد، صورتى ، تا سرخ آتشين ديده مى شود، ولى هر قدر گل من سرخ ‌تر باشد، تانن آن بيشتر بوده ، و خواص دارويى آن بيشتر است . گل چاى كه داراى گلهاى نارنجى رنگ پرپر است ، نوعى از من مى باشد كه در اثر پيوند چند گونه به عمل آمده و وجه تسميه آن به گل چاى ، به مناسبت شباهت رنگ آن با گل بوته چاى مى باشد. گل خار گونه اى از من است كه رنگ گلبرگهاى آن سفيد بوده و بوى آن چندان مطبوع نيست و به آن گل سفيد هم مى گويند. گل دو آتشه گونه اى از من است كه به نام گل دو روى و گل دو رنگ معروف است . گل رشتى يكى از گونه هاى من است كه در چهار فصل سال گل مى دهد و گلهاى آن پرپر است و به آن گل هميشه بهار مى گويند، گل زرد يكى از گونه هاى من است كه رنگ گلبرگهاى آن زرد بوده ، اصل آن ايرانى است و بوى خوشى ندارد. اعراب به آن ((ورد الاصفر)) و ((وردمنتن )) گويند و مراد از زرد گل همين درخت گل است . گل سرخ فرنگى گلى است كه از پيوند چند گونه گل سرخ به عمل آمده و به آن گل سرخ پيوندى و گل سرخ حوحم مى گويند. گل سرخ صدپر گونه اى از من است كه اصل آن ايرانى است و داراى گلهاى پرپر بوده و يكى از زيباترين گلهاى سرخ است و اعراب به آن گل كثيره الورق گويند. گل گلاب يكى از خوشبوترين انواع من بوده و به آن گل سرخ عطرى ، گل محمدى ، و گل سورى هم مى گويند. گل دنبه همان گل سرخ سفيد ايرانى است . عربى من ((ورد الاحمر وعاظ)) است ولى عده اى گل را معرب كرده ((جل )) نوشته اند، بر روى ساقه هاى من دو نوع خار يكى خميده و نسبتا بزرگ ونك تيز و يك نوع خار كوچك ظريف وجود دارد. قسمت مورد استفاده من غنچه هاى رسيده ناشكفته بدون كاسه گل آن است ، چيدن غنچه هاى گل من بايستى موقعى باشد كه غنچه رسيده و در شرف باز شدن است . پس از چيدن ، گلبرگها را سوا كنيد و در سايه خشك كنيد و بعد آن را در شيشه سر بسته نگاهدارى نماييد و نگذاريد حشرات در روى آنها رخنه كرده و تخم گذارى كنند. بهترين گل سرخ آن است كه گلبرگ آن پس از خشك شدن كاملا قرمز بوده و طعم قابض ، بوى خوش آن و خاصيت ضد عفونى كننده ى آن است و به همين جهت براى مسلولين داروى ارزنده اى مى باشد. گلبرگهاى من براى درمان اسهالهاى مزمن ، رفع ترشحات زنانه ، اخلاط خونين و خونريزيهاى عادى تجويز مى شود... گل من مقوى روح ، نشاطآور، ضدعفونى كننده ، مسهل و مسكن صفرا و بلغم است و چون سى گرم گلبرگ تازه مرا بخورند، مسهل خوبى است ، و چنانچه گفته شد گلبرگهاى خشك شده قابض بوده و اين خاصيت در غنچه هاى آن زيادتر است . چكاندن عصاره آب من در بينى در درمان درد سر و درد گوش موثر است . بوئيدن گل من مقوى قلب و دماغ بوده و خوردن آن جهت قلب و ريه و معده ، جگر، كليه ، روده ها و رحم مفيد بوده و مخصوصا براى درمان خونريزى سينه نافع است . خوردن شش گرم آن تب را پايين مى آورد و براى درمان تب ربع مفيد است . پاشيدن گلبرگهاى خشك من روى زخم ، آنها را ضد عفونى كرده و التيام مى دهد. ضماد آن را جهت درمان زگيل و لكه هاى جلدى و روييدن گوشت تازه ù`2ي¨êûVاستعمال خارجى مى توان از جوشانده غليظ من جهت مضمضه و غرغره و شستن زخمها استفاده كرد.
براى شستشوى چشم بايستى از جوشانده من در آب مقطر استفاده كرد. ضماد برگ درخت گل سرخ جهت ورم نشيمنگاه مفيد مى باشد.
گلنگبين - گلقند
از سرنوشت برگ گل تازه من با هم وزن آن عسل ، گلنگبين و با قند و با شكر گلقند به دست مى آيد و چنانچه برگ گل كمتر و شكر زيادتر باشد، آن را گل شكرى ناميده اند، گلنگبين و گلقند هر دو مقوى دماغ و معده مى باشد. خوردن گلنگبين بعد از غذا جهت سرد مزاجان و پيران و اشخاص فالج و مبتلايان به درد مفاصل و نقرس و سنگ كليه و سختى ادرار مفيد است و مخصوصا در زمستان خوردن آن منافع بيشترى دارد، گلقند جهت اشخاص ‍ گرم مزاج و جوانان و جلوگيرى از وسواس جنون سودمند است . شيخ الرئيس ابوعلى سينا در كتاب قانون در قسمت سل مى نويسد: بانويى مبتلا به مرض سل بوده و من او را با خوردن گلقند معالجه نمودم و او مدتى آن را به مقدار زياد بيش از آن مقدار كه من دستور داده بودم مى خورد، تا بكلى شفا يافت . مقدار خوراك آن تا چهار مثقال است .
گلاب
چون كه گل رفت و گلستان شد خراب
بوى گل را از چه جوييم ، از گلاب
من آب مقطر گل گلاب مى باشم ، طبق مدارك موجود كه از منابع اروپايى در دست است ، نخستين ملتى كه مبتكر گرفتن گلاب بوده و اصولا قرع و انبيق را اختراع كرد و عمل تقطير مايعات و اسانس كشى را معمول داشت ، ملت ايران است . حكماى قديم يونان از صنعت گلابكشى و تقطير مايعات اطلاعى نداشتند، و تنها از عصاره مايع گلبرگهاى گل سرخ و جوشانده آن در روغن استفاده مى نموند و چون سهم اعظم علوم شيميايى امروز وابسته به تقطير است ، به همين جهت ايرانيان سهم بزرگى در راه پيشرفت اين علم دارند و ((جابر بن حيان صوفى )) را به حق پدر شيمى لقب داده اند. من از تقطير آبى كه گلبرگهاى گل سورى را در آن خيس كرده باشند به دست مى آيم . من با صفرا و بلغم هر دو مى جنگم ، من مقوى دماغ و دهانه معده هستم ، اگر مرا نيم گرم دم كرده بنوشيد بهترين درمان براى خونريزى سينه و گلو هستم ، و سينه را نرم مى كنم . عوارض نزله را از بين مى برم و درد معده و روده و دل پيچه را معالجه مى نمايم ، نوشيدن سرد من آتش دل را از بين مى برد و بدن را تقويت مى كند. بوئيدن من براى تقويت قلب و رفع غشى و بيهوشى و تقويت دماغ و حواس باطنى سود فراوان دارد. براى معالجه اشخاص گرمازده بهترين راه خورانيدن گلاب همراه با يخ است ، بقدرى كه توليد قى نموده صفرا را خارج نمايد. نوشيدن و بوئيدن من مسكن درد سر مى باشد، مخصوصا سر دردى كه در اثر استنشاق هواى كثيف و شنيدن جار و جنجال باشد، و به همين جهت مى توانيم بگوييم كه مقصود خاقانى از اين بيت از قصيده مداين :
از ناله جغد الحق ، ماييم به درد سر
از ديده گلابى كن درد سر ما بنشان
آب گل كه از آب و خاك درست مى شود، نيست بلكه مقصودش گلاب به ضم گاف مى باشد و شاعر ديگرى در مرزبان نامه چنين مى گويد:
گل در ميان كوزه بسى درد سر كشيد
تا بهر درد سر ما گلاب شد
براى گل كه از مخلوط آب و خاك به دست مى آيد چنين خاصيتى ذكر نشده است ، و تنها بوئيدن كاهگل خشك كه به آن آب زده باشند، براى به هوش ‍ آوردن مبتلايان به مرض غش و تقويت دل تجويز شده است .
جلاب
جلاب با ضم جيم و تشديد لام ، يكى از شربت هاى قديمى است كه از ساخته هاى داروسازان سنتى ايران جهت تقويت قلب و درمان خفقان و توحش و ماليخوليا و امثال آنها ترتيب مى دادند و دستور ساختن آن چنين بود. يك من نبات سفيد با شكر را گرفته ، با سه من گلاب روى آتشى ملايم مى جوشاندند و كف آن را مى گرفتند تا ميزان آن به نصف برسد. بعد دو گرم زعفران را دركمى گلاب ساييده و در آن مى ريختند و بعد آن را در يك شيشه سر بسته ريخته نگاهدارى مى كردند و در موقع مصرف آن را با يكى از عرقهاى بيدمشك يا عرق كاسنى مخلوط كرده و در آن تخم شربتى ، يا تخم ريحان يا اسفرزه ريخته مى نوشيدند.
عطر گل سرخ
همزمان با گرفتن گلاب در ايران قديم ، گرفتن عطر آن نيز به روش قديمى معمول گرديد، ولى تهيه اسانس گل سرخ در اروپا در قرن پانزدهم شروع شد. - بوى اين اسانس خيلى قوى است ولى پس از رقيق شدن مطبوع تر مى گردد - اسانس گل سرخ مصرف درمانى ندارد، ولى به علت داشتن بوى خوش در ساختن تركيبات آرايشى مخلوط مى گردد.
اسم من ((نسترن )) است !
قسمت گوشتدار و ميوه سان من داراى مقدار زيادى ويتامين ((ث )) است . از رقت خون جلوگيرى مى كنم . ورمهاى كليوى را رفع مى كنم . خوردن تارهاى من كرم معده را دفع مى كند. اگر از جوشانده ريشه من استفاده كنيد رفع كننده مرض هارى هستم . اثرى آرامبخش دارم .



نسترن لولو بيضا دارد اندر مرسله
ارغوان لعل بدخشان دارد اندر گوشوار
فارسى من نسترن است ، به من نستر، نسترون و گاهى به غلط نسرين گويند. عربى من وردبرى است . به من گلاسكانه ، بنگل ، شجره العليق ، آيت مورنى و گلبك هم مى گويند. من يكى از انواع بيابانى گل سرخ مى باشم كه معمولا مرا پايه پيوند براى انواع گل سرخ قرار مى دهند. من انواع و اقسام رنگهاى سفيد، زرد، قرمز پرپر و كم پر دارم . گلهاى من به صورت منفرد و مجتمع هر دو ديده مى شود، ميوه من كوزه اى است كه پس از خشك شدن سخت شدن مى شود، و رنگ آن قهوه اى يا سرخ مى گردد. بوى آن ضعيف و طعم آن كمى شيرين است . قسمت گوشتدار ميوه من داراى ترشيهاى مختلف ، نظير ترشى سيب و جوهر ليمو است . مقدارى قند، مقدارى تانن و به مقدار زياد ويتامين ث دارد و به همين جهت ضد رقت خون ، قابض و پيشاب آور است و بيشتر براى معالجه اسهال مسلولين تجويز مى شود و براى مبتلايان به اخلاط خونى - ورم كليه و دردهاى كليوى كه نتيجه سنگ باشد توصيه شده است . جوشانده ميوه من به شرط آنكه بيشتر از ده دقيقه نجوشيده باشد، براى عوارض كمبود ويتامين ((ث )) به كار مى رود، و با قسمتهاى گوشتدار ميوه من كمپوت - مارمالاد و شيرينى درست مى كنند، تارهاى درون كوزه گل من مانند تارهاى كل سرخ عطسه آور بوده و خوردن آنها دافع كرم معده است . بر روى شاخه هاى بعضى از انواع من بر اثر گزش حشره اى مخصوص ، برجستگيهايى پيدا مى شود. اين برجستگيها مقوى بوده براى رفع عرق كردن مسلولين به كار مى رود و خوردن آنها باعث كم شدن آلبومين ادرار مى گردد. اثر آرامبخش نيز دارد. از جوشانده ريشه من سابقا براى معالجه مرض هارى استفاده مى شد، تارهاى گلبن من التيام دهنده جراحات است . اگر مقدارى براده آهن يا زاج سبز يا املاح ديگر آهن در پاى درخت من به عنوان كود بريزند، گلهاى من بيشتر و با دوام تر مى شوند و همچنين موقعى كه انواع رز را روى پايه من پيوند مى زنند براى آنها تركيبات آهن لازم است ، ولى گاهى در اثر دادن آهن ساقه هاى خود من هم رشد مى كند و در اينجا با باغبانان آن را كه معمولا تيغ مى گويند مى چينند تا گل پيوندى را ضعيف ننمايم .
نسرين
عده اى مرا نسترن خوشبو مى دانند، ولى حقيقت چيز ديگرى است . من از خانواده گل نرگس مى باشم ولى گل من شبيه گل سرخ و از آن كوچكتر مى باشد و بيشتر به رنگ سفيد و مايل به زرد ديده مى شوند. گل من پرپر است ، عطر گل من فراتر از گل گلاب است و به همين جهت گلاب من بوئى ندارد. درختچه من هم شبيه درخت گل سرخ است ، ولى كوچكتر از آن مى باشد. من در جنگلها و نقاط مرطوب به حالت وحشى مى رويم ، و در مازندران فراوان مى باشم . طاقت من ، در برابر سرما زياد است ، بطورى كه در زمستان مى توانم زير برف باقى بمانم ، و در عطرسازى نيز از من مى توان استفاده كرد. به من نرگس زرد، گل عنبرين ، گل مشكين و در اصفهان مشگينچه گويند. عربى من ورد الصين است . بوئيدن گل من مقوى قلب و دماغ است ، و براى زكام و آبريزش بينى بسيار نافع بوده و از ابتلا به نزله جلوگيرى مى كند، و دماغ را باز كرده و گاهى توليد عطسه مى نمايد. اگر جوشانده گل مرا كه در روغن جوشيده باشد در گوش بچكانيد، چرك آن را از بين مى برم . و براى رفع صدا كردن گوش بسيار مفيد مى باشم . و ماليدن گل من بر دندان لثه را محكم و درد آن را ساكت مى كند. خوردن پنج گرم من سينه را پاك مى كند و ورم لثه ، گلو و لوزتين را از بين مى برد. مقوى معده و كبد بوده ، و از سكسكه قوى جلوگيرى مى كنم و درمان خوبى براى يرقان هستم . يك گرم و نيم گل من با شش گرم برگ من مسهل قوى است ، ((محمد بن زكرياى رازى )) طبيب عالى قدر ايرانى مى نويسد كه در خراسان ديدم گل نسترن را يك گرم و نيم تا پنج گرم مى دادند. مسهل و پيشاب آور خوبى بود، مرباى گل آن نيز مسهل خوبى است . ضماد گل نسرين مسقط دانه بواسير و دافع ورم مفاصل است . ضماد گل من با حنا جهت تقويت مو و ماليدن آن در حمام بر بدن ، بدبوئى عرق را از بين برده و آن را خوشبو مى نمايد. ماليدن گل من كك مك را از بين مى برد، و خوردن مرتب گل خشك شده من ، مانع سفيد شدن مو است و ((انطاكى )) براى جلوگيرى از سفيد شدن مو است همه روزه دو مثقال مرباى مرا بخورند. اين مربا چناچه گفته شد مسهل است .
گل رعنا زيبا
فارسى من گل رعناست ، در شيراز به من گل قحبه مى گويند، عربى من ((ورد الحماق )) است . گل من كمى بدبوست و در دسته گلهاى بدبو قرار دارد. در كتب قديم داروسازى ايران به نوع خوشبوى من هم اشاره شده است ، گل من مصرفى ندارد و بيشتر از ميوه من استفاده مى كنند كه قوى تر از ميوه گل سرخ است ، و ويتامين ((ث )) آن زياد است . خوردن 15 گرم در وسط گل من قرار دارند، خونريزى را بند مى آورد. در ايران انواع نسترن و نسرين زياد است ، و بطور كلى گلبرگ تمام آنها خوراكى است ((به استثنا گل رعنا)) و با آنها مربايى به نام گلقند مى سازند كه طرز تهيه آن را در گل سرخ شرح خواهيم داد. ميوه همه آنها به شرحى كه داده شد، قابل استفاده است و نبايد آنها را دور ريخت . مخصوصا ميوه نسترن وحشى كه در اطراف تهران به آن تيغ مى گويند، و اين همان شاخه هاى پر خار است كه پايه پيوند گلهاى زينتى مى باشد.
من ((راج )) هستم !
فارسى من راج است ، ولى در اطراف رشت به من خج و خچ ، در آستارا هس ، در ديلمان خاس و خاش ، در شهسوار كنگه مى گويند. عربى من شرابه طيم و عود الخير است ميوه من به اندازه آلبالو و قرمز رنگ مى باشد و داراى سه تا پنج هسته است و طعم تندى دارد، از بافتهاى زير پوست من پس از سائيدن نوعى چسب به دست مى آيد كه مانند سريش است . برگهاى من هميشه سبز بوده ، و خزان نمى كنم . گلهاى درشت من به صورت مجتمع سفيد يا صورتى است . از مشخصات برگهاى من خاردار بودن و نك تيز آنهاست - برگ من داراى جوهر مازو (تانن )، كمى قند، صمغ و كمى موم است . برگهاى من به علت داشتن جوهر مازو يك ماده دارويى پيشاب آور، ملين ، مقوى و تب بر است و در معالجه تب و لرز تجويز مى شود. ميوه درخت من قى آور و مسهل است و چنانچه به وسيله اطفال بلع شود، خطرناك مى باشد. مقدار خوراك برگ من يك فنجان تا سه فنجان از دمكرده سى تا شصت در هزار است . گرد برگ خشك من به مقدار 4 تا 15 گرم بطور جوشانده يا محلول داده مى شود.
راج اربو

من نوعى راج هستم كه در فارسى به من بارانك مى گويند. درخت من خاردار بوده ، داراى گلهاى سفيد و قرمز است . ميوه من قرمز رنگ ، كوچك و تلخ است . من داراى گونه هاى زيادى هستم كه در سرتاسر جنگلهاى شمال و همچنين در اهر و ارسباران مى رويم و در طوالش به من ميانز مى گويند. ميوه درخت من داراى تانن ، مواد قندى و ترشيهاى مختلف است . از ميوه من براى معالجه اسهال ساده و خونى استفاده مى كنند. فرنگيها به آن سوربيه ضد اسهال خونى گويند (آنتى ديزانترى ).
ديو آلبالو
در اطراف كرج به من ديو آلبالو و در قوشخانه سوختال گويند. من در اطراف كرج ، پس قلعه ، ارتفاعات البرز و ارسباران مى رويم . قسمت مورد استفاده من ميوه من است كه عده اى آن را آلبالوى وحشى مى دانند. ميوه من ترش و كمى گس بوده ، و داراى تانن و ترشيهاى مختلف بوده ، ضد اسهال و ضد سرفه است . ايران مانند شيروان ، از گياه من براى تيزابى كردن كشمش ‍ استفاده ميكنند. گياه من بارتفاع 30 تا 50 سانتيمتر و گاهى بيشتر است . من داراى ساقه اى بند بند، بى كرك ، سخت و چوبى ميباشم . قسمت هاى هوائى گياه من داراى چند عامل داروئى است مهمترين آنها (آنابازين ) نام دارد كه پس از تركيب با جوهر گوگرد بصورت سولفات در آمده ، يكى از حشره كش هاى قوى ميباشد و از همين جهت است كه آنرا براى تيزابى كردن انگور و از بين بردن انگلهاى گياهى بكار ميبرند. در كشور روسيه و اتازونى از محلول 40
مواد عامله ى من بمنظور مبارزه با انگلهاى گياهى استفاده ميشود. ما از مطلعين شيروان و ساير شهرهائيكه از اين گياه جهت تيزابى كردن كشمكش استفاده ميكنند، تقاضا داريم اسامى محلى اين گياه را براى ما بنويسند.
اسم من ((آبنوس ))است !
من درختى هستم ازتيره ى پروانه داران كه در جزيره ى موريس ، هندوستان و ماداگاسكار، ميرويم . چوب من سياه سخت و قيمتى است ، و سنگينى آن بحدى است كه زير آب ميرود. درخت من شبيه درخت عناب و به بزرگى درخت گردو است ، و ميوه ى آن شبيه انگور زرد متمايل بسرخى شيرين و كمى گس بوده ، در اوايل پائيز ميرسد. برگ درخت من مانند برگ صنوبر و از آن عريضتر است . تخم و گل درخت من شبيه حنا ميباشد. چوب درخت من هنگام بريدن كمرنگ ميباشد، ولى چون آنرا مدتى در آب بياندازند سياه و براق ميگردد. چوب درخت من هنگام سوختن بوى خوش ميدهد و اين بهترين وسيله براى تشخيص نوع اصلى از انواع بدلى آن است . چنانچه چوب درخت مرا با آب بارهنگ سوده ببويند و قدرى از آنرا بر پيشانى بمالند، خون دماغ را بند مى آورد. سرمه خاك اره نرم من بعلت داشتن ويتامين (آ) براى درمان شب كورى بهترين دارو است ، و براى بسيارى از امراض چشم مانند ورم ملتحمه ، ناخنه ، چشم درد و آبريزش مفيد بوده و مژه را تقويت ميكند. پاشيدن خاك اره چوب من روى زخم خون را بند مى آورد، و باعث التيام جراحات ميشود. براى درمان سوختگى بهتر آنست كه ابتدا سفيده ى تخم مرغ بمالند، و بعد خاك اره ى مرا بپاشند تا از تاول زدن جلوگيرى كند.
آبنس هاى بدلى

علاوه بر نوع اصلى ، درختان ديگرى در تيره پروانه داران وجود دارد كه چوب آنها سياه و شبيه آبنوس است ، به آنها آبنوس دروغى ، ((شجره النحل )) و قصاص و قطيس ميگويند. بهترين راه تشخيص بوى بد آنها هنگام سوختن است . الوار آبنوس اصلى بيش از يك وجب نميشود، ولى بعضى از انواع بدلى وسعت بيشترى دارند.
من ((حلبوب )) هستم !
فارسى و عربى من حلبوب است ، اعراب بمن طفره هم ميگويند، گياه من بطول يك وجب است . من در شمال غربى ايران ، آذربايجان ، قره داغ ، جنگلهاى حسن بگلو و همچنين در گيلان - ايسپيلى و ييلاق ميرويم . نوع ديگرى از من در نواحى مختلف جبال البرز بعمل ميايد كه ارتفاع آن تا يك متر ميرسد. برگهاى آن علاوه بر ساقه ، در طول ساقه نيز ميرويد. در صورتيكه برگهاى من در سطح زمين قرار گرفته و از پهلوى آنها ساقه هاى خزنده بيرون آمده پيش ميروند، و در محلهاى مناسب توليد ريشه در زمين كرده ، گياه جداگانه اى توليد ميكنند. برگهاى من پوشيده از تارهاى پنبه اى است كه از وسط آنها پايه گل بالا ميرود. گلهاى من بدون دمگل بوده ، بر روى نهنج آنها گلهاى زبانه اى منظره قشنگى را بوجود ميآورند. ميوه من باندازه يك تخم مرغ بوده و يك دسته تار ظريف منتهى ميشود. گياه من در فاصله بين ارديبهشت تا شهريور گل ميدهد، و بيشتر در چمن زارهاى خشك و ماسه هاى لب دريا و سنگلاخها حتى نزديك قلل كوههائيكه برف دائمى دارند بعمل ميايم ، قسمت مورد استفاده من تمام اندامهاى تازه من است ، و چون خشك شوم تمام خواص خود را از دست ميدهم . من داراى يك ماده تلخ - جوهر مازو - مواد قندى - مواد سفيده اى - مواد زينتى و صمغى بوده ، در خاكستر گياه من مقدار زيادى املاح منگنز وجود دارد و ماليدن اين خاكستر بر سر موهاى سفيد آن را مشكى مى نمايد. جويدن ساقه تازه گياه من ترشح بزاق را زياد ميكند. دمكرده گلهاى تازه من براى كبد مفيد بوده ، خستگى عمومى بدن را كاهش ميدهد و بعلاوه ادرار را زياد كرده ، حجم آنرا دو برابر و گاهى سه برابر ميكند. معذلك هيچگونه اثر سوئى بر روى كليه ندارد، بهمين جهت آنرا در بيشتر امراض كليوى مانند پيدا شدن آلبومين در ادرار، سنگ مثانه ، استسقا، خيز عمومى بدن و نقرس ‍ تجويز مينمايند و همچنين براى تنگ نفس و گريپ مفيد ميباشد. اندامهاى مختلف گياه من بعلت داشتن جوهر مازو براى معالجه اسهال ساده ، اسهال خونى و خونريزى هاى بيجا در فواصل قاعده گى سودمند مى باشد. ضماد برگهاى تازه و له شده من بر روى زخمهاى كهنه مفيد مى باشد. گياه من داراى شيرابه اى است كه ابتدا سفيد بوده و بعد بعلت غليظ شدن قهوه اى ميگردد. اين شيرابه جراحات را التيام مى دهد و چنانچه با تجويز چشم پزشك از سرمه آن استفاده شود، قوه ى بينائى را تقويت كرده التهاب و ورم چشم را بر طرف مى نمايد. بهترين دستور استفاده از من آنست كه صد گرم از گياه ريشه دار بقطعات كوچك خرد كرده در يك ليتر آب جوش بمدت نيم ساعت دمكرده بعد با عسل شيرين كرده ، سه تا چهار فنجان از آنرا در روز در فواصل غذاها ميل نمايند. در داروسازى جديد دو تا چهار گرم عصاره روان مرا در نيم ليتر آب مخلوط كرده ، بدفعات در 24 ساعت مى نوشند. گونه بلند من كه در ارتفاعات البرز ميريد، اشتهاآور و تب بر بوده ، سرفه را بر طرف مى كند. من داراى چندين نوع ديگر هم مياشم كه در ايران روئيده نمى شود و بيشتر در اروپا در دامنه ى كوههاى آلپ و منطقه مديترانه بعمل ميايند.
من گياه ((دم اسب )) هستم !
فارسى من دم اسب است ، اعراب بمن ذنب الخيل و آمسوخ گويند، و در شام مرا ذنب انفرس نامند.من از گياهان بى گل بوده ، و در عوض دو نوع شاخه دارم . شاخه هاى زاينده و شاخه هاى ناز. شاخه هاى زاينده من بند بند و پر گره بوده ، و در اول بهار ظاهر مى شوند. رنگ آن قرمز بوده ، و سبزينه ندارند، ولى ساقه هاى نازا، در ارديبهشت و خرداد ظاهر شده و رنگ سبز داشته ، باريكتر و بلندتر از شاخه هاى زاينده اند. من در شمال ايران ، گرگان ، بندر گز، پير بازار و اطراف تبريز بعمل ميايم و نوع ديگرى از من در كردستان مى رويد. برگ هاى من در محل بندهاى نازا بفواصل متوالى بصورت دسته هايى كه شبيه دم است ، در ميايند و باين جهت به گياه من كه علفى است دم اسب مى گويند. من داراى يك ساقه ى زيرزمينى هستم كه بطور افقى دو متر در خاك نفوذ مى نمايد و بهمين جهت خارج كردن من با ساقه زيرزمينى بطور كامل مقدور نيست ، در بالاى ساقه هاى زاينده ى من سنبله اى پر از دانه ، مركب از قطعات فلس مانند در چند رديف ظاهر مى شود و بطورى اين فلس ها بهم فشرده اند كه يكپارچه بنظر مى رسند. قسمت مورد استفاده از گياه من شاخه هاى ناز مى باشد كه رنگ آنها سبز است . آنها را در فصول مساعد سال چيده ، در آفتاب يا دستگاه هاى خشك كننده خشك كرده ، بصورت شاخه يا گرد نگاهدارى مى نمايند. خاكستر گياه من داراى مقدار 64 تا 70 درصد سيليس آزاد، ولى در گياه خشك مقدار سيليس در حدود هفت درصد مى باشد. مقدار آن در گياه هاى مسن زيادتر است . در گياه جوان سيليس بصورت اسيد محلول مى باشد، و بعلت وجود همين املاح سيليس است كه من خون را بند مى آورم يكى از داروهاى ضد خونريزى مى باشم . داروسازان سنتى ايران بدون آنكه از وجود سيليس در من آگاه باشند، مرا بهترين دارو براى معالجه سل و خونريزى سينه و خونريزى زنان مى دانستند و از ضماد من جهت التيام جراحات و زخم هاى سخت استفاده مى كردند، و در جراحى پس از قطع عضو يا عصب آنرا براى التيام بكار مى برند. من جهت سرفه مزمن و اخلاط خونى ، استسقا، ورم كبد، بند آوردن انواع اسهال بدون تب توصيه شده ام . شيره و عصاره ى من خون دماغ را بند مى آورد، براى درمان زخم معده و روده نوشيدن جوشانده اين گياه معجزه مى كند. ضماد نوع كردستانى من با سركه جهت جراحات پليد و خوردن جوشانده اى آن جهت اورام مقعد، كبد و استسقا نافع مى باشد.
جوشانده اى 30 تا 50 گرم گياه خشك من در يك ليتر آب پيشاب آورى قوى است . خون را بند مى آورد و كمبود مواد معدنى را در بدن جبران مى نمايد، و بهمين علت است كه بهترين دارو براى درمان سل شناخته شده است . در استعمال خارجى جوشانده من اثر ضد عفونى كننده و التيام دهنده زخم ها را دارد. جوشانده اى گياه من مقدار ادرار را زياد مى كند و بهترين دارو براى درمان استسقا است . بعلت داشتن اثر مقوى در بيماريهاى كليه مانند عدم دفع ادرار، ورم مثانه ، سنگ كليه و قولنج هاى كليوى اثر قاطع دارم و خون را تصفيه مى كنم و براى تنگ نفس مفيد مى باشم . من بعلت داشتن سيليس ، قوه اى ارتجاعى پوست را زياد مى كنم و آنرا نرم مى نمايم ، بهمين علت موقعيكه دست و پا كبره مى بندد، مى توان از من جهت از بين بردن آنها استفاده كرد.
اسم من ((جنطييانا)) است !
فارسى من كوشاد و عربى من كف الذئب - دوا الخيه و قبطى الملك است . در كتب طب سنتى بمن جنطييانا كه معرب زانسياناى لاتينى است گفته اند، و چنانچه مى گويند اين نام منسوب به پادشاهى است بنام جنطين كه براى اولين بار با استفاده از من شفا يافت . من بيش از ششصد نوع دارم ، نوع معروف آن جنطيياناى رومى است كه در ايران نمى رويد، ولى نوعى شبيه به آن در شمال ايران مخصوصا شمال غربى آذربايجان - قره داغ - حسن بگلو - كاليبار و كوه هاى اهر مى رويد و در كتب سنتى آنرا جرمغانى خوانده اند. نوع ايرانى من گياهى است علفى پايا كه ارتفاع آن 10 تا 15 سانتى متر است ، ساقه آن بصورت استوانه اى ضخيم مى باشد. علاوه بر ايران در اروپا و قفقاز نيز مى رويد و به آن جنطيياناى صليبى و يا صليبك (صليب كوچك ) مى گويند - برگهاى من دراز - نك تيز بوده پنج رگبرگ متمايز دارد. گلهاى من زيبا، آبى رنگ مايل به خاكسترى بصورت مجتمع در كنار برگها ظاهر مى شود. مرا بعلت زيبائى گلهايم پرورش مى دهند. قسمت مورد استفاده ى من بيشتر ريشه گياه من است كه تب بر بوده ، و سابقا از آن براى معالجه ى هارى استفاده مى كردند. محمد بن زكرياى رازى و شاگردان او بنوع ايرانى من عقيده ى زيادى داشته ، و آنرا داروى بسيار مفيدى مى دانستند و در بسيارى از امراض استفاده ى آنرا توصيه كرده اند، و در ساختن پادزهرها از آن و عصاره آن استفاده مى نمودند. نوع رومى من از داروهاى مقوى تلخ بوده ، و اشتهاآور است و با اين كه مسهل نيست دفع را تسهيل مى نمايد، و آنرا براى معالجه ى مالاريا و دفع كرمك اطفال تجويز مى نمايند. ريشه من قابض بوده و پاك كننده معده است و گرفتگى روده ها را باز مى كند و قلب را از زيان سموم حفظ مى نمايد. پيشاب آور و مخرج حنين است . پادزهر حشرات است ، و از دوستان كبد بوده ، ورم آنرا برطرف مى كند، خوردن يك مثقال عصاره ى ريشه ى من جهت تسكين درد پهلو و شكم و پيچيدگى اعصاب مفيد مى باشد. ضماد ريشه ى من با سركه جهت از بين بردن لكه هاى جلدى سودمند مى باشد، و گويند ماليدن آن با حنا در كف دست قاطع خون قاعدگى است . داروسازان سنتى ايران عصاره ى ريشه ى مرا در شيافهاى مسكن خود وارد كرده و اثر آنرا برابر با ترياك سياه مى دانستند، ترياك سياه چنانچه قبلا خود را در كتاب زبان خوراكيها معرفى كرده است ، شيره ى نوعى شقايق است كه در دامنه ى كوه هاى البرز بعمل آمده و بعلت داشتن تبائين يكى از مسكن هاى بسيار قوى است ، و با آن ميتوان تركيباتى ساخت كه هزار برابر مرفين قدرت تسكين دهنده داشته باشد. ربيع اخوين در كتاب راهنماى دانشجويان پزشكى كه نخستين كتاب طبى بزبان فارسى است و در قرن چهارم هجرى نوشته شده است ، نسخه هائى جهت معالجه امراض سنگ كليه - سياتيك - ورم طحال و چند بيمارى ديگر تجويز كرده كه در همه ى آنها جنطييانا وارد شده است .
قنطوريون باريك
داروسازان سنتى ايران به گل گندم قنطوريون بزرگ و بمن كه از خانواده ى جنطييانا مى باشم قنطوريون كوچك و قنطوريون باريك مى گويند. عربى من مراره االحنش مى باشد. در زبان فرنگى بمن سانتورى كوچك مى گويند. من در آذربايجان ميشواداغ - يام سردره - شن زارهاى شمال ايران - اطراف رشت و سنگر - شرق و غرب ايران مى رويم و يك نوع من در اصفهان - كرمان - رازمان - شمال ايران تا رضائيه و اطراف كرج مى رويد. در خارج از ايران مى توانيد انواع مرا در شمال افريقا و الجزيره پيدا كنيد. در بعضى از كشورهاى اروپا مرا پرورش مى دهند - برگهاى زيرين من بيضى نك تيز بوده ، و داراى پنج تا هفت رگبرگ است ، ولى برگهاى قسمت بالاى ساقه ى من كوچك و متقابل است . رگبرگهاى من سبز مايل بزرد، گلهاى من زيبا و قرمز است ، و بيشتر در انتهاى ساقه در يك سطح مى رويد، و در ماه هاى تير و مرداد گلهاى من ظاهر مى شوند. قسمت مورد استفاده ى من كليه اندام هاى هوايى من است ، ولى ريشه ى من چندان مصرف ندارد، براى مصرف داروئى بهتر آنست كه ساقه هاى هوايى مخصوصا سر شاخه هاى گلدار مرا هنگامى كه هنوز گل دار است قطع كرده ، و قسمت هاى نازك آنرا همراه با شاخه هاى گلدار در حرارت آفتاب خشك كرد. من اشتهاآور - مقوى معده - صفرابر - تب بر و بطور خفيف ملين مى باشم ، خوردن اعضا هوايى من ضعف مزمن معده را از بين ميبرد، و يبوست را معالجه مى كند. حركات دودى و ترشحات معدى را تقويت مى نمايد، و درد شكم را كه در نتيجه ى سوء هاضمه و نفخ معده باشد، تسكين داده و از تخمير غذا جلوگيرى مى كند. من براى درمان ناراحتى هاى كبد و كليه مفيد مى باشم . كم خونى دختران و زردى رخسار آنها را معالجه مى كنم ، و براى اورام مفاصل - نقرس و مرض قند توصيه شده ام . ضماد له شده گياه و گلهاى تازه من جراحات را التيام مى دهد - سرمه شيره گياه تازه من همراه با عسل نور چشم را زياد و تاريكى آنرا برطرف مى نمايد. يك نوع ايرانى من كه نزديك بركه ها و كنار جويبارها مى رويد مفيدتر بوده و چنانچه دو مثقال آنرا با هفتاد مثقال آب بجوشانند تا مقدار آب آن نصف شود و بعد با شكر يا عسل شيرين كرده بنوشند سودا، صفرا و بلغم را دفع كرده پادزهر سموم حشرات مخصوصا عقرب است ، براى هيسترى - قولنج و درد مفاصل مفيد است . گرفتگى جگر و سختى طحال را برطرف مى كند. ضماد تازه آن براى جراحات چشم نافع است و با پيه جهت التيام زخم هاى تازه و كهنه مفيد مى باشد. عصاره آن با جوشانده ى شنبليله جهت امراض سينه سودمند است ، ماليدن عصاره آن با سركه جهت تسكين سر دردى كه در اثر آفتاب بهمرسيده باشد مفيد مى باشد، و چون موى سر را بانوره از بين برند، و عصاره مرا با سركه بمالند جهت درمان زخم سر و روييدن مو نافع مى باشد. ماليدن عصاره ى آن با عسل جهت دفع شپش و رشك مفيد است ، ماليدن عصاره ى آن با كاكنج جهت ورم چشم سودمند بوده براى تراخم نافع است ، و نيز براى رفع دردهاى كهنه چشم و آثار قرنيه و مو در آوردن پلك چشم مفيد مى باشد، و براى تراخم و جرب پلك چشم دستور داده اند كه پلك را برگردانند. و به آن عصاره قنطوريون باريك و آب انار بمالند تا بفورى بر طرف شود چكاندن اين عصاره با روغن در گوش جهت ضربات گوش و با آب شفتالو جهت كرم گوش و با آب ترب جهت رفع سنگينى گوش سود فراوان دارد. ماليدن اين عصاره با روغن نرگس و خردل و سركه جهت فرو نشاندن ورم پشت گوش مفيد است . چكاندن اين عصاره با سركه و آب پياز عنصل در بينى ، زخم آنرا بر طرف كرده و از خون دماغ جلوگيرى مى كند، مخصوصا اگر مقدار كمى زاج و كافور به آن بيافزايند، مزمزه عصاره من با گلاب بوى بد دهان را از بين مى برد، و جوش هاى دهان را برطرف مى كند و غرغره آن با آب بارهنگ و تاجريزى جهت ورم لوزتين نافع مى باشد، و با جوشانده ى ميوه سرو جهت دندان درد مفيد است ، حمول اين عصاره قاعده آور بوده و بخور آن از كزاز جلوگيرى مى نمايد.
من ((انگور فرنگى )) هستم !
در گيلان به من گالش انگور و در مازندران ديو انگورى مى گويند، و با اينكه از قديم در شمال ايران مخصوصا نور و كجور، رود سر، دره چالوس و نواحى البرز روئيده ام ، معذلك اين روزها به من انگور فرنگى لقب داده اند، دليل اين امر آن است كه ايرانيان مرا به صورت يك ميوه حتى در مازندران كه زياد به عمل مى آيم نگاه نمى كنند، در صورتى كه در بازارهاى اروپا هميشه مرا در رديف ساير ميوه ها مى گذارند. گلهاى درخت من نوش فراوان داشته ، زنبور عسل به آن رغبت فراوان دارد. ميوه من كه به صورت انگورى كوچك است ، طعمى ميخوش دارد و داراى ويتامينهاى آ، ب و ث بوده ، و سرشار از آهن و املاح معدنى است . غوره ميوه من ترشى فراوان دارد، و به همين جهت خوردن آن دندانها را كند مى كند و كمتر بطور خام مصرف مى شود، ولى رسيده ميوه من شيرين است و خام مى توان آن را خورد. خوردن ميوه من مسرت آور و ملين است ، مخصوصا نيم رس آن خاصيت نرم كننده بيشترى دارد، و پس از رسيدن نيز به علت داشتن مواد صمغى و دانه هاى ريز حركات دودى روده ها را تقويت كرده ، و ضد يبوست مى باشد و خوردن آن بعد از غذا سبب تحليل آن مى گردد. بهترين خاصيت قابل توجه من آن است كه ميوه من ضد اختناق كبد است و خوردن آن از جمع شدن خون در جگر جلوگيرى مى كند. زياده روى در خوردن ميوه من جايز نيست با ميوه من مربا، شربت ، كمپوت و ژله درست مى كنند كه خوردن آنها مفرح است . از ميوه من مانند انگور مى توان سركه درست كرد. ميوه من ادرار را زياد مى كند. براى مبتلايان به رماتيسم ، نقرس و امراض جلدى و آب آوردن انساج و سنگ كليه مفيد است . شربت من عطش راتسكين مى دهد، و ژله ميوه من طعم خوشى دارد. دمكرده برگ درخت من به نسبت پنجاه گرم در ليتر، چنانچه دو فنجان در روز بنوشيد، اسيد اوريك را كم مى كند، ولى مبتلايان به زيادى اسيد اوريك بهتر آن است كه روزى پنج گرم برگ مرا در صد گرم آب دمكرده و ناشتا بنوشند. من انواع سياه و قرمز نيز دارم ، ولى تاكنون در ايران ديده نشده است و به همين جهت اجازه معرفى به آنها داده نمى شود.

next page

fehrest page