next page

fehrest page

back page

كاهوى بيابانى
اسم من كاهوى بيابانى است . به من خس برى ، كاهوى خرگوش ، كاهوى خودرو هم مى گويند.
زياده روى در خوردن من اثر سمى دارد. من آرام كننده ، ضد تشنج ، ملين و خواب آور هستم ، پيشاب را زياد مى كنم و بيشتر مرا جهت رفع يرقان تجويز مى نمايند.
كاهوى دريايى
من با اينكه جزو آلكهاى دريايى هستم ، به علت شباهت زيادى كه به كاهو در شكل و طعم دارم ، به من كاهوى دريايى مى گويند و مانند كاهو خام و پخته خورده شده ، و در سالاد از من استفاده مى شود. داراى انواع مختلف هستم كه بعضى از انواع من در آب شيرين و بعضى در آب شور به عمل مى آيند، به علت سرشار بودن از املاح معدنى ، مخصوصا ((يد)) در رفع گرسنگيهاى پنهانى املاح معدنى نقش مهمى داشته ، ضد گواتر و ضد سرطان مى باشم ، اينك چند سفارش ديگر براى شستن كاهو: بهتر است آنرا برگ برگ كرده در آبى كه چند قطره سركه به آن افزوده اند خيس كرده ، و با آب تميز آن را شسته و بگذاريد در هواى آزاد كمى بماند.
اگر لاغر هستيد و مى خواهيد چاق شويد، به جاى سركه ، روى سالاد كاهو سكنجبين بريزيد و كاهو را هميشه با آن ميل نماييد و اگر چاق بوده ، مى خواهيد لاغر شويد، كاهو و سالاد آن را با سركه و كمى گلپر ميل نماييد. براى رفع بوى بد دهان ، كافى است برگهاى سبز كاهو را خوب بجويد. در كوكو و آشها و غذاهاى مختلف سبزى دار مى توانيد از برگهاى سبز من استفاده كنيد.
من ((قهوه )) هستم !
من مقوى قلب ، كليه و مثانه هستم .
نيروى قلب را افزايش مى دهم .
جوشانده من ضعف ضعف قوا را از بين مى برد.
اثر ضد عفونى دارم و سبز من سياه سرفه و اسهال را رفع مى كند....
ايرانيان به من قهوه و اعراب ((بن )) گويند، و اين لغت به معنى شراب جامد است ، زادگاه اوليه من يمن و شمال افريقاست ، بعد مرا به عربستان سعودى و از آنجا به هندوستان و سپس به امريكا برده اند و اكنون بهترين نوع من محصول برزيل مى باشد. در تاريخچه كشف من نوشته اند كه شيخ ابوالحسن در يكى از كوهستانهاى يمن صومعه اى داشت ، مريدان او به سبب شب زنده دارى زياد و رياضت ، خسته و كسل شده بودند و چون عده اى از آنها از ميوه من خوردند، رفع كسالت و خستگى آنها شد و اين راز را به ديگران گفتند تا به گوش پير آنها رسيد. شيخ دستور داد كه ميوه مرا در آب جوش داده بياشامند، تا رفع ملال آنها شود و از آن تاريخ من در دنيا شناخته شده و از آنجا به بلاد ديگر رفتم . من داراى انواع و اقسام مى باشم و تاكنون 33 نوع من شناخته شده است . قهوه سبز كه دانه بو نداده من است ، بويى ندارد و كمتر از آن استفاده مى شود، ولى همين كه دانه مرا حرارت دهند، عطر مطبوع زيادى پيدا مى نمايد. در موقع بو دادن دانه هاى من ، بايد دقت زياد شود تا مغز دانه برشته شده ، روى آن نسوزد. بهترين حرارت براى بو دادن دانه هاى من ، حرارت 185 درجه است و چنانچه درجه حرارت از 240 درجه تجاوز كند، طعم و بوى آن ناپسند خواهد شد. جوشانده من مقوى دستگاه مركزى اعصاب بوده و نوشيدن آن سبب نشاط و سرعت انتقال در درك مسائل مختلفه است و اين خاصيت منحصرا مربوط به كافئين بوده و ساير تركيبات دانه هاى من اثرى در روى سلسله اعصاب ندارند. من مقوى قلب ، كليه و مثانه هستم . من در روى جريان خون اثر كرده ، ضربان نبض و نيروى انقباضات ماهيچه هاى قلب را افزايش مى دهم . زياده روى در خوردن من باعث بى خوابى است ، ولى كسانى كه به خوردن من عادت دارند، نه تنها بى خواب نمى شوند، بلكه براى آنها خواب آور هستم . جوشانده من ضعف قوا را از بين مى برد و به همين جهت است كه پزشكان توصيه مى كنند كه بيماران امراض عفونى در دوران نقاهت از جوشانده من استفاده نمايند. من پادزهر سموم ، مخصوصا ترياك و مواد مخدر هستم . قهوه سبز ضد سياه سرفه و اسهال است . نوشيدن من پيشاب را زياد مى كند و اثر ضد عفونى دارد. محمد بن زكرياى رازى طبيب مشهور ايران مرا گرم و سوزاننده دانسته و خوردن مرا باعث عطش مى داند و معتقد است كه اگر مرا با آويشن كوهى و روغن زيتون بخورند، اين خاصيت من شديد مى شود و من معده را از بلغم پاك مى كنم و اشتها را باز مى نمايم . براى رفع عطش بايستى بعد از من كمى سركه بنوشند. زياده روى در نوشيدن قهوه خوب نيست و زيان بسيار دارد.
اسم من ((خاكشير)) است !
دانه هايم ضد عفونى كننده است .
پادزهر خوبى هستم و نقرس را نيز درمان مى كنم .
در درمان سرطان به نوعى مى توان از من استفاده كرد.
براى كسانى كه مزاجشان سودايى است ، اثرى معجزه آسا دارم .
تب بر هستم و براى تقويت معده بى رقيبم .
اشتها را تحريك مى كنم .
اگر رنگ رخساره تان تيره است ، براى باز شدن آن از من استفاده بريد..
فارسى من خاكشير است به من خاكشى ، خاكشور و خاكژى هم مى گويند. در اطراف شيراز مرا شقرك نامند. در تبريز به من سرون و در مازندران به گياه من شلم گويند. عربى من حبه است ، كسانى كه عربى مرا ((خم خم )) دانسته اند اشتباه كرده اند، زيرا ((خم خم )) عربى تودرى است كه بعدا خود را معرفى خواهد كرد. من داراى دو نوع هستم ، يكى تلخ كه دانه هاى آن ريز و رنگ آنها مايل به سرخى است و گونه ديگر شيرين كه دانه هاى آن بزرگتر بوده و رنگ آنها سرخ تيره است . هر دو نوع من در غالب نقاط ايران مخصوصا دامنه هاى جبال البرز در بيابانها بطور خودرو مى رويند. از گياه من در رفع اسهال روده و خونى و از بين بردن ترشحات زنانه و آب آوردن نسوج مى توان استفاده كرد. دانه هاى من كمى ضد عفونى كننده ، ضد كرم و تب بر هستند. داروسازان سنتى ايران مرا به عنوان ملين و خنك كننده با آب سرد مفيد مى دانستند، بذر من شهوت را زياد مى كند، اشتها را باز مى نمايد. مقوى معده و هاضمه بوده ، جهت باز شدن آواز و نيكويى رنگ رخسار مفيد مى باشد. به عنوان خنك كننده در امراض حصبه ، مطبقه و آبله تجويز شده است ، چنانچه ده روز، روزى دو مثقال دانه هاى مرا با چهار مثقال شكر كف لمه نمايند براى صاحبان مزاج سودايى سودى فراوان دارد.
از دانه هاى من به عنوان پادزهر به طريق زير مى توان استفاده كرد: پنج گرم دانه مرا شسته و با گلاب يا آب خالص آنقدر بجوشانيد تا شكفته شود، و بعد آن را نيم گرم به مسموم بخورانيد. به اين صورت قى آورده و ايجاد تهوع مى نمايد، و اين عمل را چند مرتبه تكرار كنيد تا قى بند آيد. ضماد من جهت زخم چشم ، ورم بنا گوش و پستان ، نقرس و ورمهاى سخت سرطان نافع مى باشد، فرزجه دانه هاى من زايمان را آسان مى كند. مقدار خوراك نوع شيرين من دو مثقال مى باشد.
تودرى
فارسى من تودرى است ، در كرمان مار درخت و در تبريز به آن درينه گويند و سه نوع مى باشد كه خواص درمانى آنها يكسان است ، و بهترين آنها قدومه نام دارد كه منحصرا در ايران و عراق به عمل مى آيد و بهترين انواع تودرى است ولى از حيث شكل ميوه قدومه و تودرى فرق بسيار دارند. دانه هاى ميوه تودرى در غلافى شبيه خورجين قرار دارند كه طول اين غلاف سه برابر عرض آن مى باشد. در صورتى كه ميوه قدومه در غلافى كوچك چهار گوش ‍ كه طول و عرض آن مساوى است قرار گرفته و محتوى دو دانه است ، به اين نوع بيشتر قدومه شهرى يا قدومه شيراز اطلاق مى شود و به دو نوع ديگر تودرى و قدومه بدلى مى گويند.
قدومه بدلى چون گلهاى قشنگ دارد، به عنوان يك گل زينتى در باغچه ها كاشته مى شود. گياه من داراى گلهاى زرد كوچك بوده و معمولا در كنار جاده ها ديده مى شود. اعراب به سه نوع ما بزر الخمخم ، بزرالهوه و قصيصه گويند. خواص هر سه نوع ما يكسان است ، ولى قدومه شيرازى مفيدتر و مرغوب تر مى باشد. تمام قسمتهاى گياه ما داراى يك اسانس گوگردى است كه در كوچك كردن غدد سخت سرطانى اثر نيكو دارد. دانه هاى من بطور دمكرده با جوشانده جهت درمان رقت و فساد خون تجويز شده است . براى معالجه گرفتگى صدا و بيماريهاى حنجره مفيد مى باشد. دانه هاى گياه من اشتهاآور و مقوى قواى جنسى است ، و جهت معالجه سرفه خونى مفيد مى باشد. پخته دانه هاى من در سركه جهت چاق شدن و باز شدن رنگ رخسار توصيه شده است ، ضماد كوبيده دانه هاى من با آب جهت كوچك شدن غدد سرطانى و ورمهاى سخت مفيد است . سرمه دانه هاى من با عسل جهت زخم چشم و پاك كردن چرك آن سودمند است . مرباى آن با عسل جهت از بين بردن خلط لزج سينه و ريه جهت تحليل ورم سخت بنا گوش و ورم پستان و ورم بيضه مى توانيد از ضماد من استفاده كنيد. دانه هاى من ضد سم است و مقدار خوراك آن به عنوان پادزهر پنج تا هشت گرم و در ساير موارد سه تا پنج گرم است .
ماليدن لعاب من به گيسو شوره سر را از بين ميبرد.
من ((خار مغيلان )) هستم !
در بيابان گر به شوق كعبه خواهى زد قدم
طعنه ها گرمى زند خار مغيلان غم مخور
من بر خلاف آنچه بين عوام معروف است ، خارشتر نيستم ، بلكه در ختچه اى هستم پر از خار به ارتفاع دو تا هشت متر كه در كنار درياى سرخ از سودان تا سنگال مى رويم و از قديم در ايران در بلوچستان و جزيره قشم به عمل آمده ام . اعراب به من امغيلان (ام غيلان ) يعنى مادر غولان مى گويند و فارسى زبانان مرا مغيلان خطاب مى كنند، و در بلوچستان به من خور مى گويند. من داراى انواع مختلف بوده و در خانواده اقاقيا قرار دارم ، كلمه اقاقيا معرب آكاسيا مى باشد و چنانچه گل اقاقيا در معرفى خود گفت ، اين گل را از امريكا آورده اند و نمونه هاى وحشى آن نيز داراى خار بوده كه در اثر پرورش از بين رفته است . ولى قبل از آنكه امريكا كشف شود، لغت اقاقيا و آكاسيا به اين خانواده گفته مى شد. از تمام گونه هاى مختلف ما صمغى به دست مى آيد كه به آن صمغ عربى مى گويند و بهترين صمغ عربى از مغيلان معمولى گرفته مى شود. ميوه من نيامى بوده و در هر غلاف سه تا پنج دانه خاكسترى وجود دارد، نوشيدن عرق گل من جهت رفع خفقان و دلهره و تقويت اعصاب نافع است . خوردن برگ درخت من جهت بند آمدن اسهال و ماليدن آن جهت تقويت اعضا و عضلات بى حس سودمند است ، و چنانچه برگ نورسته درخت مرا يك شب در آب خيسانده و صبح صاف نموده بياشامند، جهت زخم مجارى ادرار و جلوگيرى از سوزش آن مفيد است . خوردن گرد كوبيده گلبرگ - پوست صمغ من كه به مقدار مساوى با هم مخلوط كرده باشند، از احتلام جلوگيرى مى كند و براى اين كار بايستى چند روز پى در پى ، هر روز يك گرم از اين مخلوط را صبح ناشتا خورد. اين دستور براى قطع ترشحات رحم نيز مفيد است . خوردن برگ نورسته من با كمى زيره و يك عدد گل انار ناشكفته نيز جهت امراض فوق مفيد است . ضماد برگ تازه من جهت التيام زخم و فروكش كردن ورم سود فراوان دارد. داروسازان سنتى ايران در گذشته غلاف ميوه مرا شكافته و دانه آن را برداشته و آن غلاف را از طرف داخل به پارچه اى مى ماليدند تا آن پارچه به صورت مشمع در مى آمد و با آن پستان بند درست مى كردند. اين سينه بند ايرانى بانوانى كه پستان آنها آويخته بود. نتيجه عالى داشت . پوست ساقه و شاخه هاى من جهت قطع خون جراحات نافع مى باشد، و براى اين كار سابقا از آن روغن درست مى كردند كه معروف به روغن ((شيخ صنعان )) بود. دستور ساختن اين روغن در قرابادين داده شده است . پوست ، برگ و ميوه درخت من داراى مقدار زيادى جوهر مازو بوده و به همين جهت درد باغى از آن استفاده مى كنند، و ماليدن پوست درخت من به دندان و مسواك كردن با آن جهت محكم كردن لثه ها نتيجه خوب دارد، از گونه هاى ديگر مغيلان نيز مى توان براى گرفتن صمغ و تداوى استفاده كرد، مهمترين آنها عبارتند از اقاقياى عربى كه در نواحى مختلف بلوچستان . جزاير خليج فارس روييده و به زبان محلى به آن ، پيور و كيكر مى گويند. در بلوچستان گونه هاى ديگرى نيز از مغيلان ديده مى شود كه اسامى محلى آنها عبارت است از چگر، پالوس ، پلوزا، وفولب .
صمغ عربى
در شاخه هاى انواع مغيلان و اقاقيا در اثر گزش حشرات ، يا برخورد با هم شكافهايى ايجاد مى شود كه به تدريج از آنها صمغ عربى تراوش مى گردد. ولى براى به دست آوردن محصول بيشتر بايستى در اواخر آبان ماه پس از يك بارندگى با تيغهاى مخصوص قسمتى از پوست را بدون آنكه آسيبى به مغز آن برسد برداشت تا كم كم صمغ تراوش كرده ، و پس از يك ماه آن را جمع نمايند. بهترين نوع صمغ عربى داراى آب ، مواد قندى ، كمى تانن و چهار دياستاز است . صمغ عربى نرم كننده بوده و سينه را نرم مى كند و ورم را فرو مى نشاند و درمان التهاب گلو و معده اثر نيكو دارد. در صنعت دارو سازى از صمغ عربى براى معلق نگاه داشتن داروهاى غير محلول در آب استفاده مى كنند.
در صنعت براى تهيه آهار و چسب و ساختن مركب از آن استفاده مى گردد، و براى اين كار هرگز نبايد آن را با كتيرا مخلوط كرد. صمغ عربى مغرى است ، يعنى پرزهاى معده را روغن ماليده و نرم نگاه مى دارد و مقوى معده و روده ها مى باشد. جهت درد سينه ، سرفه ، زخم ريه و رفع خشونت و قصبه الريه و باز كردن صورت تجويز مى شود. مداومت در خوردن آن روزى يك مثقال با كره مانع خونريزى ريه است . ضماد آن مخلوط با سفيده تخم مرغ جهت سوختگى نافع است . داروسازان سنتى ايران جهت معالجه تراخم توصيه كرده اند كه صمغ غربى را در گلاب حل كرده و آن را در چشم بچكانند.
در كارخانه هاى داروسازى ، از آن جهت ساختن پاستيلهاى ضد سرفه استفاده مى كنند، و در قناديها جهت ساختن مرغوبترين پاستيل آن را به كار مى برند.
اسم من ((مار چوبه )) است !
علاج بى اشتهايى هستم .
يرقان را شفا مى دهم
و اشخاص عصبانى اگر از من استفاده كنند، نتيجه صد در صد مى گيرند.
به مبتلايان نقرس و رماتيسم توصيه مى كنم كه از من پرهيز كنند
اما به آنها كه گرفتار تپش قلب هستند مصرف مرا تجويز كنند...






گيرم كه مارچوبه كند تن به شكل مار
كو زهر بهر دشمن و كو مهره بهر دوست
فارسى من مارچوبه است ، به من مار گياه هم مى گويند. عربى من ((خشب الحيه )) است ، ولى بيشتر هليون بر وزن افيون گويند، و در كتب قديم جمس كشك ، كشك الماز، اسفرك ، اسفرج ، هرموع ، جنجل ، سفرج ، اسپراغس ، اسفراغس ، يراميع ، صفوف ، و صمدهم خطاب كرده اند، و نيز از گونه اى از من به نام ضغيوس نام برده اند كه تصور مى رود همين مارچوبه خوراكى باشد. من در آذربايجان ، خوى ، تبريز، نواحى البرز، قصر قجر، جلفاى اصفهان ، اراك ، كرمانشاه ، بهارلو اطراف شيراز بطور خودرو به عمل مى آيم و اخيرا نيز نوع خوراكى مرا در ايران كاشته اند. من از سبزيهايى هستم كه دوست و دشمن زياد دارم . عده اى مرا يك سبزى بسيار مفيد و دسته اى مضر مى دانند، ولى حقيقت امر آن است كه من به علت داشتن پتاسيم و ويتامينهاى ((آ)) و ((ب )) براى مبتلايان به تپش قلب و براى تقويت در دوران نقاهت ، براى رفع بى اشتهايى ، يرقان ، احتقاق كبد مفيد بوده ، و پيشاب را زياد مى كنم ، ولى اشخاصى كه مجراى ادرارشان زخم است . و آنهايى كه دچار اختلالات كليه و مثانه بوده و مبتلايان به پرستات ، اشخاص عصبانى ، مبتلايان به روماتيسم و نقرس بايد از من پرهيز نمايند.
سبزى من كه به نام مارچوبه فروخته مى شود، خاصيت غذايى زيادى ندارد، ولى زود هضم بوده و اشتها را زياد مى كند. آن را خوب بشوييد و پوست آن را در بياوريد ولى دور نريزيد، بعد آن را دو دقيقه در آب جوش ‍ بگذاريد و بعد به آن چاشنى زده ميل نماييد، و بعد پوست مرا در آب جوشانده من بپزيد تا آش خوبى به دست آيد.
براى زياد شدن ادرار پنجاه گرم ريشه مرا در يك ليتر آب پنج دقيقه بجوشانيد، و روزى پنج فنجان ناشتا بنوشيد، اين جوشانده را چنانچه گفتيم بايد كسانى كه مجارى ادرارشان زخم است ننوشند. سرهاى مارچوبه را در هاون بكوبيد و بعد شيره آن را كشيده ، با دو برابر شكر بجوشانيد تا شربت غليظى به دست آيد و روزى سه قاشق سوپ خورى از آن را به مبتلايان به امراض قلبى ، بسته شدن مجراى طحال و كبد، يرقان بدهيد تا بهبود يابند. براى اينكه اين شربت مفيدتر شود، بهتر است در موقع تهيه آن را روى يك آب جوش (حمام مارى ) بگذاريد تا حرارت مستقيم به آن نرسد.
شويدى
اسم من شويدى است ، به من انرجس ، فينو، شبتى ، شودى ، يرچلى و قوش ‍ قوغاز هم مى گويند. من هم از خانواده مارچوبه بوده ، و مانند آن داراى بيخى متورم غده اى مى باشم ، ولى ريشه من فاقد پياز است . من داراى شاخه ها و برگهاى دراز بوده ، و داراى گونه هاى زيادى هستم كه همگى زينتى بوده در گلدان پشت پنجره و تارمى آنها را مى گذارند. شويدى پيچ شاخه هايش به پنج متر مى رسد. شويدى سرخسى هم گونه اى از من است كه شاخه هايش تا دو متر قد مى كشند و بالاخره نوعى معطر دارم كه به شويدى معطر معروف بوده و داراى گلهايى خوشبو است . ما همگى چنانكه گفتيم از خانواده مارچوبه بوده و خواص آن را كم و بيش داريم .
كوله خس
در بيشتر نقاط ايران به زبان محلى به من كوله خس مى گويند، در آستارا نام من هاس مى باشد. در طوالش پل و كول ، در رود سرچوشت و چشت ، در گيلان ، كولار و كول كيش ، در راميان به نام سير سيريك و اوتو ناميده مى شوم ، من هم از خانواده مارچوبه بوده ، قسمت مورد استفاده من ساق زيرزمينى و ريشه من است كه داراى املاح پتاسيم و كلسيم مى باشد. پيشاب آور، معرق و اشتهاآور بوده و در داروسازى جديد در فرمول شربت پنج ريشه وارد شده ام .
ضغيوس
در كتابهاى داروسازى سنتى ايران از نوعى مارچوبه به نام صغيوس نام برده اند كه گويا همين مارچوبه خوراكى باشد، طبق نوشته كتب قديمى آنچه از آن روى زمين ظاهر مى شود، سبز است و آنچه در زيرزمين مى باشد، سفيد و شيرين و خوراكى است . برگ آن شهوت را از بين مى برد و ساقه زيرزمينى آن محرك باه و صفرابر و ماءكول است ، و براى نيكويى كشك و ماست آن را داخل آنها مى كنند.
گل موگت
گلهاى من كه در ماه هاى فروردين و ارديبهشت مى رويند، زيبا، سفيد و خوشه اى بوده و مانند زنگوله آويخته مى شوند و در اثر پرورش به رنگ گلى نيز در آمده اند. من هم از خانواده مارچوبه بوده و قسمت مورد استفاده من برگ و گلهاى من است كه بايد آنها را در ارديبهشت ماه چيد و به دقت خشك كرد و بعد در محلى مناسب نگاهدارى نمود. برگ گياه من پس از خشك شدن ، سبز مايل به قهوه اى است و طعم آن تلخ ميباشد. گلهاى من پس از خشك شدن مايل به زرد مى شوند. بوى آنها كم مى شود ولى تلخى باقى مى ماند. گل من داراى عطر مطبوع به مقدار زياد است . گل و برگ من از دوستان قلب بوده مقوى آن مى باشند. و انقباضات آن را منظم مى كنند، از محسنات آنها اين است كه مسموميت ايجاد نمى كنند فقط مقدار زياد آنها توليد قى و اسهال مى نمايد. مقدار خوراك برگ و گل خشك شده من دو تا ده گرم در روز است ، عصاره آبى من تا سه گرم در روز تجويز مى شود.
من ((داروش )) هستم !
فارسى من داروش است ، به من داروش ، كشمش گاو و مويزك عسلى هم مى گويند، عربى من دبق است . من يك گياه طفيلى هستم كه بيشتر روى درخت سيب ، گلابى و چند گياه جنگلى زندگى مى كنم ، و در غالب جنگلها و كوهستانهاى ايران مخصوصا اطراف البرز، لواسان ، دره سفيد بود، جنگل رستم آباد، بين منجيل و رشت ، امامزاده ابراهيم و شمال لوشان مى رويم . گياه من هميشه سبز است و مانند كره اى مدور روى درختان جنگلى مى نشيند. برگهاى من گوشتدار و بيضى شكل است كه در اثر فشردن مايعى سبز رنگ از آن خارج مى شود. گلهاى من نر و ماده هستند ميوه من گوشتدار، سفيد به اندازه ى يك نخود است و داراى لعابى چسبنده مى باشد كه با آن چسب درست مى كنند. من با اينكه طفيلى هستم ، معذالك براى درخت ميزبان خود نه تنها ضررى ندارم ، بلكه در تغذيه به او كمك مى كنم و هميشه او را شاداب نگاه مى دارم ، براى اين كار شيره خام گياه را مكيده و آن را پرورده به درخت ميزبان بر مى گردانم تا با آن بهتر تغذيه كند. قسمت مورد استفاده من برگها، ساقه ، و ميوه من است . برگ من داراى املاح پتاسيم ، كلسيم ، منيزيم و چند ماده دارويى است . ميوه من معده را تحريك مى كند. مواد دارويى من بر حسب نوع گياه ميزبان فرق مى كند، ولى عموما در رفع خونريزيهاى داخلى مؤ ثر مى باشند.
جوشانده بيست تا سى گرم ، برگ من در يك ليتر آب به مقدار يك فنجان قبل از غذا تجويز مى شود تا خونريزيهاى داخلى و خونريزيهايى كه در فواصل عادت ماهانه زنان پيدا مى شود بر طرف كند، مصرف زيادتر آن خطرناك است . چنانچه ميوه درخت مرا در آب گرم خيسانده و پوست آن را از شهد آن جدا كرده ، صاف كنيد، و آن را با مغز گردو يا مغز دانه بيد انجير سرشته بخوريد، جهت سودا، بلغم و باز شدن گرفتگيهاى داخلى ، عرق النساء بواسير نافع است ، ماليدن شيره آن روى دملها، باعث سر باز كردن آنهاست ، چنانچه بر مفاصل ماليده شود، آنها را مى كند، شيره ميوه من با زرنيخ و زفت جهت جدا شدن ناخن و با آهك و آب انگور و عسل جهت روياندن ناخن و با حنا جهت امراض جلدى ، و با روغن جهت دراز كردن مو بسيار مفيد است . جوشانده ميوه من با كمى آب آهك جهت تحليل ورمهاى طحال مؤ ثر است . مقدار خوراك ميوه من يك مثقال و زيادتر از آن باعث دل پيچه و ثقل است ، و چون دانه مرا با عسل و دوشاب و سپستان بپزند و مانند نخ باريك كرده ، و بر روى درختان بيندازند پرندگانى كه روى آن بنشينند چسبيده ، صيد مى شوند و چون دانه مرا با قرمز دانه مخلوط كنند رنگ آن زيادتر مى شود و در ساير رنگها نيز مؤ ثر است .
اسم من ((زعفران )) است !
مقوى معده و مسكن سرفه هستم .
برنشيت مزمن را درمان مى كنم .
من سرشار از املاح معدنى هستم .
از پيشروى كرم خوردگى دندان جلوگيرى مى كنم .
اگر غمگين هستيد، از من استفاده بريد، زيرا به شما نشاط و شادمانى مى دهم .
خوردن من زايمان را آسان مى كند...
و هزاران خاصيت ديگر كه كمتر كسى از آن خبر دارد!
فارسى من ((لركيماس )) بود ولى اين روزها همه مرا به نام زعفران مى شناسند، عربى من زعفران ، حساد و صفران است .
قسمت مورد استفاده من در رنگ كردن خوراكيها تارهاى گل من است كه در اصطلاح گياه شناسى به آن كلاله گويند و غالبا اين كلاله ها با خامه همراه است ، همراه بودن اين تارها با خامه هر چند تقلب محسوب نميشود، ولى از قيمت آن مى كاهد. من داراى بوى قوى و عطر مطبوع و طعمى تلخ و كمى تند مى باشم ، تكثير گياه من به وسيله پيازها در اواسط تير ماه صورت مى گيرد. من در چند نقطه ايران مخصوصا خراسان و قائنات مى رويم ، بعضى از حشرات مخصوصا بعضى از انواع چلپاسه از گياه من فرار مى كنند، من داراى مواد چربى ، املاح معدنى ، صمغى ، يك ماده رنگى ، يك اسانس ‍ و عطر مخصوص و داراى چندين عامل دارويى هستم . من علاوه بر مصرف در تغذيه ، داراى اثر درمانى مى باشم . من مقوى معده و مسكن سرفه مخصوصا در برنشيت مزمن هستم ، اثر من در باز كردن عادت ماهانه زنان كه در اطراف پزشكان جديد عنوان شده مشكوك است ، پزشكان سنتى ايران آن را قبول ندارند. در موقع كشت من بايد توجه كامل شود تا پياز من مورد حمله قارچهاى طفيلى قرار نگيرد، چه در اين صورت پياز من مى پوسد و محصولى به دست نمى آيد. دمكرده و جوشانده من مسكن درد دندان است و كسانى كه دندانشان كرم خورده است اگر آنرا مضمضه كنند درد آن ساكت شده و از پيش رفتن پوسيدگى دندان جلوگيرى مى شود. من نشاطآور و شاد كننده مى باشم . عطر من ضد عفونى كننده بوده و كمى محرك اعصاب است و اثراتى شبيه گاز ازن داشته و خنده آور است ، ولى اينكه مى گويند هر كس يك مثقال زعفران بخورد مبتلا به مرض قهقه شده و در اثر خنده زياد مى ميرد چندان صحيح نيست ، زيرا اين مقدار زعفران كشنده نيست ، ولى اشخاص ضعيف را ممكن است دچار خنده نمايد. من مقوى حواس پنجگانه ، بادشكن ، ضدعفونى ، پيشاب آور، قابض ، محرك باه و مقوى روح حيوانى و مقوى جگر و دستگاه تنفس ، زه كش كليه و مثانه و باز كننده رنگ رخساره مى باشم . خوردن من زايمان را آسان مى كند. خوردن من با عسل جهت ريختن سنگريزه و با ادويه مناسب جهت درد رحم و نشستگاه تجويز مى شود. بوييدن گل من جهت سرسام (مننژيت ) نافع بوده ، و كمى خواب آور است . سرمه من جهت جلاى چشم و آبريزش تراخم ، قرحه چشم مفيد است . چكاندن آب جوشانده من در دماغ جهت سر درد شديد و بى خوابى نافع است . ضماد من روى چشم جهت جلوگيرى از رطوبات و آبريزش چشم و تسكين قرمزى آن سودمند مى باشد. ماليدن من با فرفيون جهت نقرس و درد مفاصل و پاشيدن گرد كوبيده من روى زخم از خونريزى جلوگيرى مى نمايد، و حمول آن درد رحم را تسكين مى دهد. مقدار خوراك من سه تا پنج گرم است . گذاشتن يك تار گل من در مجراى ادرار باز كننده پيشاب است .
روغن زعفران
يكى از داروهاى قديمى روغن زعفران است ، و براى تهيه آن پنجاه مثقال زعفران را در سه ليتر و نيم روغن كنجد و با زيتون پنج روز خيس مى كردند و هر روز به هم مى زند و بعد آن را صاف مى كردند، به صاف شده آن روغن زعفران و به ته نشين آن در طب قديم ((قرقومعما)) لقب داده بودند. روغن زعفران نرم كننده اعصاب و سختى رحم و خواب آور و بادشكن است . ماليدن اين روغن در اطراف سوراخ بينى و چكاندن آن در بينى در معالجه ذات الجنب (سينه پهلو) تجويز مى شود، ماليدن آن ضد عفونى كننده جلدى و درمان زخمهاى جلدى بوده و باعث سر باز كردن دمل و كورك مى شود و جهت زخمهاى رحم و زخمهاى بدخيم و چركين توصيه شده است ، حمول اين روغن با موم و مغز استخوان جهت زخم نافع است .
((قرقومعما)) نيز داراى كليه خواص روغن زعفران است ، مقوى اعصاب ، نرم كننده زخمهاى خشك ، پيشاب آور بوده و ضد عفونى كننده جلدى و پاك كننده آثار ضربه و زخم است ، چشم را تقويت مى كند و تيرگى آن را بر طرف مى سازد. برگ گياه من جهت التيام جراحات تازه مفيد بوده ، و ضد عفونى كننده است .
من ((مينا)) هستم !
فارسى من گل مينا و عربى من زهر الربيع و زهر اللولو مى باشد، به حالت وحشى در دامنه كوه ها و دشتهاى ايران مخصوصا اطراف بروجرد و كرمانشاه مى رويم ، گلهاى من از نوع گلبرگ تشكيل مى شود. يكى گلبرگهاى لوله اى به رنگ زرد كه همچون طبقى ، نهنج گل را تشكيل مى دهند و در ميان گل قرار دارد و ديگر گلبرگهاى زبانه اى به رنگ سفيد است كه در اطراف نهنج قرار گرفته است . گل من مانند گل آفتاب گردان حركت گردش ‍ خورشيد را از شرق تا غرب تعقيب مى كند و هنگام شب و نامساعد بودن هوا كمى جمع مى شود. زنبور عسل فقط به خوردن گرده هاى گل من علاقدمند بوده ، و شيره گل مرا نمى مكد. قسمت مورد استفاده من گل و ساقه هاى گياه من است . در قسمتهاى مختلف گياه من تركيبات صابونى ، چند نوع ترشى ، مواد صمغى ، مواد مومى ، مواد روغنى و يك ماده رنگى همراه بالعاب و كمى عطر است برگهاى تازه گياه مرا مى توانيد در سالاد بريزيد. اين برگها مخاط روده را كمى تحريك كرده ، يبوستهاى سخت را درمان مى كند. قسمتهاى مختلف گياه من خون را تصفيه مى كند و التهابات را از بين مى برد، كمى ملين نيز مى باشد. مقوى ، آرام بخش و كمى پيشاب آور مى باشد. دمكرده بيست و پنج تا سى گرم در هزار گياه من جهت درمان سرفه خونى ، بيماريهاى ريوى ، درد مفاصل ، نقرس ، درمان بيماريهاى كبدى و كليوى و پيدايش خون ادرار و ورم روده تجويز كرده اند. ضماد برگهاى له شده گياه من بر روى زخمها و التهابات سطحى پوست بدن توصيه شده اند.
ميناى باغى
گياه من به يك تا دو متر مى رسد. داروسازان سنتى ايران مرا نوعى با بونه دانسته و جزو ((اقحوان ))ها مى آورند، تمام خواص بابونه بطور خفيف در من جمع است . دمكرده ساقه هاى من جهت درمان نزله مفيد مى باشد، اسانس من خونريزى را بند مى آورد و براى خون دماغ مفيد است .
دمكرده گلهاى من ضد تشنج و ضد يرقان بوده ، و براى تنگ نفس مفيد است . حشرات از گياه من فرار مى كنند و چنانچه گياه مرا در محلى بريزند، حشرات را فرار مى دهد. عده اى نسبت به گياه من حساسيت داشته و در پوست آنها ايجاد خارش و كهير مى شود.
اسم من ((زنجبيل )) است !
از من براى ضعف اعصاب استفاده بريد.
حافظه را تقويت مى كنم .
درمان كننده يرقان بوده ، سم غذايى را از بين مى برم .
اگر مرا با آبگوشت مصرف كنيد، درد مفاصل را درمان مى كنم .
اگر از ضعف معده ناراحتيد، از من استفاده كنيد!
اسم من زنجبيل است ، به من زنجفيل ، جربيل ، زنزبيل هم مى گويند. قسمت مورد استفاده من بيخ من است كه پس از پژمرده شدن گياه من ، آن را از زمين در مى آورند و در تشكى چوبى ريخته به هم اصطكاك مى دهند تا پوست روى آن گرفته شود و بعد مغز چوبى آن را خشك مى كنند. من نيروبخش ، مقوى معده ، بادشكن و ضد رقت و فساد خون هستم . اگر پودر مرا روى پوست بدن مالش دهند، آن را تحريك و قرمز مى نمايم . اعراب مرا مقوى باه مى دانند. گياه من در ايران ديده نشده است ، ولى در چند كتاب قديمى نوشته اند كه در مازندران به عمل مى آيم . من مقوى حافظه و باز كننده كبد و قاطع بلغم هستم ، و رطوبات غليظى كه در روى جدار روده و معده چسبيده باشد، از بين مى برم . مرا جهت فلج و ضعف اعصاب تجويز كرده اند. من درمان يرقان بوده ، ادرار را زياد مى كنم و درمان اسهالى هستم كه در اثر مسموميت غذايى توليد شده باشد. من تشنگى را برطرف مى كنم و با نبات و كندر مرا جهت جلوگيرى از زيان و نفخ ميوه هاى نارس تجويز كرده اند و با زرده تخم مرغ نيم برشته شهوت را زياد مى كنم ، مخصوصا اگر همراه با پسته خورده شوم ، سابقا براى زياد شدن شهوت خوردن من همراه با خولنجان و پسته از اسرار بود. نگاه داشتن من در دهان و مكيدن آن جهت رفع عطش بى تاءثير نيست ، ضماد من جهت گرى (داءالثعلب ) و فرو بردن ورم بردن سودمند مى باشد. چون مرا كوبيده روى آبگوشت پاشيده بخورند، درد مفاصل را تسكين مى دهم . ماليدن خشك من و آب تازه من هم براى معالجه رماتيسم نافع است . در ايران مرا به نان قندى زده ، جهت امراض رطوبى مى خورند. زنجبيل پرورده ، تازه مرا ورق ورق كرده ، در آب نمك و آبليمو مى اندازد و براى تهيه قرص ، گرد مرا با نمك و كمى آبليمو خمير كرده به صورت قرص در مى آورند. مقدار خوراك من 25
تا يك گرم است و بيشتر با دارچين دمكرده مى نوشند. تنتور الكلى يك پنجم من در داروخانه ها ساخته مى شود. من غذاى غدد فوق كليه بوده ترشح كورتون را زياد مى كنم و بيشتر خواص من به اين علت است .
زنجبيل شامى
من با اينكه از خانواده زنجبيل نيستم و در ايران در اطراف تهران ، سواحل درياى مازندران ، اسپيلى ، راه پيورزن به عمارلو و در اطراف اراك در نواحى سيلاخور و حيدريه بطور خودرو به عمل مى آيم معذلك در ايران مرا زنجبيل شامى مى نامند و اعراب به من ((راسن )) گويند. قسمت مورد استفاده من ريشه من است كه همراه با يك ساقه زيرزمينى كوتاه و گوشتدار بوده و بوى آن شبيه بنفشه است و از اين نظر شبيه ريشه زنبق است . ريشه من مقوى ، پيشاب آور، ضد ميكروب و ضد عفونى كننده قوى است و به همين جهت مسكن تحريكات ميكروبى حنجره و درمان گلو درد، برنشيت ، گريپ ، نزله ، سياه سرفه و ناراحتيهاى ريوى است .
من از رشد ميكروب سل جلوگيرى مى كنم و اشتهاى بيماران و مسلولين را زياد مى نمايم . مقوى معده ، روده و كبد هستم و ريشه من استفراغ را تسكين مى دهد. اثر من در روى رحم و مجارى تناسلى و ادرار قطعى است ، مخصوصا ترشحات زنانه را برطرف مى كنم . در موارد قطع عادت ماهانه و يائسگى پيشرس مرا تجويز كرده اند. من عادت ماهانه دختران را منظم مى كنم و چون ادرار را زياد مى كنم در بيماريهاى كليه و آب آوردن انساج و چاقى ران و باسن و بيمارى يرقان تجويز مى شوم .
ضماد ريشه من در عوارض پوستى مانند سودا و ورم پوستى و دانه هاى جلدى و خنازير درمان خوبى است و براى معالجه نقرس هم توصيه شده ام . ريشه من ضد كرم بوده و آن را به اين منظور به مقدار يك تا پنج گرم به طور جوشانده ، به اطفال مى دهند. براى معالجه ماليخوليا، وحشت ، خوف و اندوه از جوشانده من استفاده كنيد، كسانى كه در رختخواب ادرار مى كنند، بهتر است از جوشانده ريشه من بنوشد تا دستگاه دفع ادرار آنها تقويت شود. براى باز شدن عادت ماهانه زنان نيز جوشانده من مفيد است . مرباى من با عسل جهت سرفه ، سختى تنفس و پاك كردن سينه سودمند است . براى باز شدن رگل از بخور ريشه من استفاده مى كنند، جوشانده برگ من نيز همانند ريشه من است . ضماد بيخ من جهت ترك كشاله ران و تحليل ورمها سود دارد. مقدار خوراك من سه گرم است .
زنجبيل سگ
من هم با اينكه از خانواده زنجبيل نيستم چون ريشه من در بو و طعم به آن شباهت دارد، مرا ((زنجبيل سگ )) و عربى ((زنجبيل الكلب )) نامند چون سگ همينكه مرا بخورد مسموم مى شود. برگهاى من تند مانند فلفل است و چنانچه در تاريخ نوشته اند، اقوام وحشى قبل از تاريخ قبل از دسترسى به فلفل از من استفاده مى كردند و صاحب ((اختيارات بديعى )) مرا فلفل آبى ناميده است . قسمت مورد استفاده من برگ ساقه و ريشه من است . من در نواحى شمال ايران ، بندر گز و نواحى جنوبى مى رويم . مهمترين فايده من آن است كه خون را بند مى آورم و دانشمندان با مصرف 30 تا 40 قطره از عصاره من - سه مرتبه در روز - خونريزيهاى معدى ، بواسير و خون رحم را بند آورده اند و به علاوه من اثر قاطع و سريع در جلوگيرى از خونريزيهاى فيبرم و عوارض يائسگى دارم . من پيشاب آور بوده و براى درمان آب آوردن انساج ، يرقان ، رماتيسم و نقرس از من استفاده مى كنند.
ضماد برگهاى تازه من اثرى مانند مشمع خردل دارد و مى توان آن را براى معالجه دردهاى عصبى رماتيسم و درد كمر به كار برد. من را براى معالجه برفك ، آنژين ، زخم بينى تجويز مى كنند، براى تسكين درد دندان پنبه را به شيره من آغشته و آن را در حفره دندان كرم خورده بگذاريد تا درد آن ساكت شود. دمكرده 5 تا 15 گرم گياه من در يك ليتر آب را مى توان براى بند آوردن خونريزيهاى داخلى به كار برد ضماد برگهاى تازه من براى پاك كردن كك مك و خالها و لكه هاى سياه پوست اثرى قوى دارد. ضماد برگ من محلل اورام است . من داراى ويتامين K هستم .
من ((لوئى )) هستم !
فارسى من ((پيزر)) است ، به من لوئى ، روخ ، لخ ، رخ ، حفاء بوط هم مى گويند. در كتب داروسازى سنتى از من به نام ((يردى )) ياد شده است . جوانان امروز ممكن است مرا نشناسند ولى سالمندانى كه چهل سال پيش ‍ را به خاطر دارند، مى دانند كه قبل از پيدايش سيمان ، حوضها و آب انبارها را با ساروج مى ساختند و آن تركيبى از خاك رس ، خاكستر، آهك و مقدارى از پنبه من بود. عربى مرا ((شمع الماء)) و خفار نوشته است . در زبان فرانسه به من ماست و ماس آبى گويند. زيرزمينى و برگهاى دراز شبيه برگ خرما مى باشم . ميوه من كه از گلهاى ماده به عمل مى آيد، به صورت استوانه اى فتيله مانند به طول يك وجب است كه در آن دانه هاى زيادى در بين رشته هايى مانند پنبه وجود دارد. در بعضى از كشورها ميوه نارس مرا مانند مارچوبه پخته و مى خورند. ساقه زيرزمينى من داراى نشاسته بوده و در بعضى از كشورها به مصرف تغذيه انسان و حيوان مى رسد. از پنبه من در صنعت كاغذسازى استفاده مى شود. جويدن ساقه زيرزمينى من براى از بين بردن بوى سير، پياز، و شراب اثر اعجاز آورى دارد، و همچنين دندان را سفيد مى كند و مانع خونريزى لثه ها مى شود.
ضماد ريشه زيرزمينى من ورمهاى گرم و خونى را معالجه مى كند و پاشيدن گرد كوبيده آن روى جراحات ، مانع خونريزى بوده و دهانه زخم را التيام مى دهد. بيشتر آن را جهت درمان زخمهاى چركى و خوره اى به كار مى برند. جوشانده و پخته آن براى جلوگيرى از خونريزى معدى و ريوى هر دو نافع است .
اسم من ((كشك )) است !
فارسى من كشك است به من پينو و پينوگ هم مى گويند. تركى من قروت بوده و عربى من اقط بر وزن كبد مى باشد. براى تهيه من و برادرم قره قروت دوغ ترش شده را در مشك مى ريزند تا تمام چربى آن كه كره مى باشد جدا گردد. بعد باقيمانده دوغ را مى جوشانند تا غليظ شود، سپس آن را روى پارچه صاف مى كنند تا آب آن گرفته شود و باقيمانده را كه روى پارچه مانده است ، به صورت گلوله يا بيضى يا استوانه در آورده ، مى گذارند تا خشك گردد و نام آن را كشك مى گذارند.
آب چكيده از پارچه را با كمى شير مخلوط كرده و بعد مى جوشانند تا جسمى سرخ رنگ و ترش مزه كه قراقروت نام دارد به دست آيد. نام اين محصول قراقروت ، قره قروت و ترف سياه است . در ايران با من آش كشك ، كشكاب و يك نوع اشكنه به نام ((كله جوش )) درست مى كنند و به كشك و بادمجان و حليم بادمجان هم كشك مى زنند. برانى بادمجان را هم با كشك درست مى كنند. ارامنه ايران به جاى ماست و خيار، كشك و خيار، مى خورند و عده اى به به جاى ماست در آبدوغ خيار، كشك مى زنند. من مواد سفيده اى و اگر بهتر بخواهيد بگويم مواد سازنده شير و ماست مى باشم . فاقد مواد قندى بوده و بهترين غذا براى رژيم لاغرى هستم . اشخاص چاق كه مى خواهند لاغر شوند، دوايى بهتر از من ندارند زيرا اگر مرا قبل از غذا بخورند، اشتهاى آنها را كم مى كنم و با داشتن مواد سفيده اى نيروبخش بوده و به علت نداشتن مواد قندى كسى را چاق نمى كنم . بو داده من جهت جلوگيرى از اسهال مزمن نافع است و به همين جهت بود كه عده اى از روستاييان ايرانى در سفر حج غذاى خود را به كشكاب منحصر مى كردند تا مبتلا به اسهال نشوند. ضماد من و ماليدن كشكاب بر سر از ريزش مو و طاسى جلوگيرى مى كند و حتى عده اى از پزشكان قديم آن را جهت داءالثعلب (گرى ) مفيد مى دانستند. يكى ديگر از منافع قابل توجه من آن است كه من پادزهر خوبى هستم و روى همين اصل بود كه پزشكان سنتى ايران پس از تجويز داروهاى ضد كرم به بيمار دستور مى دادند كه جاى غذا، كشكاب مخلوط با شير بخورند تا هم به افتادن كرم كمك كند و هم از عوارض سمى دارو بكاهد.
قره قروت به علت داشتن اسيد لاكتيك (جوهر ماست ) بهتر از كشك ، صفرا را از بين مى برد و عطش و فشار خون را تسكين مى دهد و بر عكس كشك اشتها را زياد مى كند و چنانچه آن را در آب حل كرده و به سر بمالند، از ريزش مو جلوگيرى مى كند و بيشتر صابونها و شامپوهايى كه جهت جلوگيرى از ريزش مو مى سازند، داراى كمى اسيد لاكتيك مى باشد.

next page

fehrest page

back page