next page

fehrest page

back page

بيد فوكا
من نوعى بيد هستم كه در مازندران به من فك در رامسر و شهسوار فوكا و در گيلان ويدار مى گويند و بيد خشت را از من مى گيرند، و در نواحى البرز، جوستان طالقان و نقاط كم ارتفاع شمال ايران و شمال غربى گرگان ، دره تركمن و در مغرب ايران در كوههاى زاگرس و كردستان و همچنين در بلوچستان به عمل مى آيم ، ولى در همه جا بيدخشت از من گرفته نمى شود، و چون بيدخشت همراه با ساير انگبينهاى گياهى خود را قبلا معرفى كرده است ، بيشتر از اين خود را معرفى نمى كنم . تنها يادآور مى شوم كه پزشكان سنتى ايران بيد خشت را خنك ترين انگبينها مى دانستند، و خواص ساقه ، برگ و ميوه و گل من همانند بيد ساده است .
بيد مشك
فارسى من بيدمشك است . به من شاه بيد، بهرامه ، بهراج : مشك بيد و بيد طبرى هم مى گويند. در كتب داروسازى سنتى ايران مرا ((فلاف بلخى )) ناميده اند. درخت من شبيه بيد ساده بوده ، و از آن كوچكتر است ، گل من قبل از روييدن برگ ظاهر مى شود كه بسيار خوشبو بوده ، و به صورت سنبله اى است كه در سر آن دانه هايى ديده مى شود. عطر گل من گرفتگى دماغ را باز مى كند. مقوى قلب و مغز بوده ، و مسكن سردرد مى باشد. جوشانده ميوه من شكم را نرم مى كند. عرق من كه به عرق بيد مشك معروف است ، قوى تر از عرق بيد بوده ، مقوى دل و دماغ و ملين شكم است . شهوت را تقويت مى كند و بادشكن معدى است . غرغره جوشانده برگ من جهت انداختن زالويى كه در گلو چسبيده باشد، مؤ ثر است . خوردن جوشانده برگ و شكوفه من مانع غليان خون است .
سرخ بيد
من در دامنه كوه البرز، اطراف كرج ، رضائيه ، ديزه ، سيامك و آذربايجان شرقى مى رويم و از شاخه هاى من در سبدبافى استفاده مى كنند.
بيد مجنون
من نوعى بيد هستم كه شاخه هايم به سوى زمين است . به من ((بيد موله )) هم مى گويند. درخت من فاقد عوامل دارويى بيد بوده و تب بر نيستم .
شالك
به من در اطراف تهران ((شالك ))، در همدان ((دله راجو)) مى گويند. من در شمال ايران ، دامنه البرز، كرج ، شهر ستانك ، طاش ، آذربايجان ، حسن بگلو، بلوچستان و شرق ايران مى رويم . برگهاى مثلثى و براق من با كوچكترين نسيم مى لرزد و به همين جهت است كه ساير بيدها به خود باليده و در مثل مى گويند ما از آن بيدهايى نيستيم كه با بادها بلرزيم . چون حتى موقعى كه باد هم نمى آيد برگهاى من در حركت مى باشند.
قامت درخت من 5/2 تا 4 متر است و قسمت مورد استفاده من جوانه هاى مولد گل من است كه بايستى آنها را در آخر زمستان چيده و خشك كرد. اين جوانه ها معطر بوده ، و داراى طعم تلخ و كمى شيرين است . دمكرده 8 تا 15 گرم من در نيم ليتر آب و جوانه پوست درخت من پيشاب آور و معرق بوده ، مقوى معده و تقويت كننده دستگاه گوارش است . براى مبتلايان به رماتيسم نقرس ، سياتيك ، ناراحتيهاى كليه و مثانه تجويز مى شود. شراب جوانه هاى من به علت داشتن تانن براى مسلولين تجويز مى شود. براى تهيه اين شراب صد گرم جوانه نيم كوب و 40 گرم پوست نارنج را هشت روز در يك ليتر شراب خيسانده ، سپس با فشار صاف كرده و يك ليوان كوچك آن را بعد از ناهار و شام به مسلولين مى خورانند.
ضماد يك قسمت جوانه من را با دو قسمت پيه براى سوختگى و خراش و ترك دست و پا، لب و پستان و التهاب پوست و رفع ورمهاى مفاصل و نقرس تجويز مى شود.
در داروخانه ها جوانه من با برگ خشك بلادن ، ژوسكيام و پيه خوك مخلوط كرده ، و براى امراض مذكور تجويز مى كنند، زغال چوب من به صورت قرص در داروخانه ها به نام حب زغال (شاربن ) فروخته مى شود كه براى جلوگيرى از سوء هضم تواءم با نفخ بسيار مفيد است و بيشتر آن را در مواقعى كه مدفوع زياد متعفن است تجويز مى كنند. با زغال چوب من مى توان بهترين گرد دندان را ساخت . پاشيدن كوبيده زغال من بر روى زخم از عفونى شدن آن جلوگيرى كرده و آن را خشك مى كند.
اسم من ((اكليل كوهى )) است !
براى از بين بردن ضعف بدن سود بسيار دارم .
تنگ نفس را درمان مى كنم .
برگ من از فاسد شدن گوشت جلوگيرى مى كند.
تپش قلب را از بين مى برم و مانع تشمع كبد مى شوم .
علاج صددرصد رماتيسم را در من جستجو كنيد...
اسم من اكليل كوهى است . اعراب به من اكليل الجبل گويند. درخت من سبزى و زيبايى خاص و بويى مطبوع دارد در غالب نواحى به عمل مى آيد، مخصوصا در اطراف اسكندريه زياد است . در قبور مصريان قديم شاخه هاى من ديده مى شود. گلهاى من نوش فراوان دارد، و زنبور عسل به آن علاقمند مى باشد و با آن عسل خوشبويى تهيه مى كند. از گلها و سرشاخه هاى من اسانس مخصوصى به نام ((اسانس رمان )) مى گيرند. ملكه هنگرى در سن 72 سالگى مبتلا به رماتيسم و نقرس بود، و با گياه من معالجه شد و بعد به فكر ازدواج افتاد. سرشاخه هاى گياه من پيشاب آور، ضد تشنج و صفرا بر مى باشد. تزريق دمكرده سرشاخه هاى گلدار من در وريدسگ ترشح صفرا را دو برابر مى كند در موارد ضعف عمومى و خستگى در دوره نقاهت مفيد بوده ، براى مبتلايان به سوء هاضمه و تقويت دستگاه گوارش ، مخصوصا پس از ابتلا به تيفوس و گريپ مفيد مى باشد. در رفع نزله هاى مزمن ، تنگ نفس ، سياه سرفه ، تاءخير و قطع عادت ماهانه زنان ، جلوگيرى از ترشحات زنانه ، خنازير، دوار، تپش قلب ، سردرهاى يك طرفه ، فلج و آب آوردن انساج تجويز مى شود. من به علت خاصيت صفرابرى كه دارم ، در ورم مزمن كيسه صفرا، استقا، بزرگ و كوچك شدن كبد، تشمع كبدى ، مخصوصا اگر در اثر سوء تغذيه باشد توصيه شده ام .
تنقيه جوشانده برگهاى من براى اسهال خونى مفيد است .
خوردن اسانس من حالتى شبيه (هيسترى ) ايجاد مى كند. اگر به مقدار كم به حيوانى تزريق شود حالت ترس در آن ايجاد مى كند. (مانند اسانس رازيانه ) در صورتى كه تزريق اسانس مرزه ، مريم گلى و افسنتين حالت سبعيت و حمله در آنها ايجاد مى كند. زياده روى در خوردن اسانس من خطر مرگ دارد. اگر دمكرده 5 تا 20 گرم برگ يا سرشاخه هاى گلدار من همچنين شرابى كه از خيساندن يك مشت برگ با سرشاخه هاى گل دار من در يك ليتر شراب سفيد ريخته و 24 ساعت در تاريكى نگاه دارند، و از آن سه تا 4 قاشق سوپ خورى در صبح و شب ، براى رفع خيز اندامها و استسقا مفيد بوده و پيشاب را زياد مى كند.
از اسانس من در تهيه ادوكلن نيز استفاده مى كنند. براى رفع ورمهاى كهنه ضماد برگ گمن مفيدتر از ساير قسمتهاى من مى باشد. چنانكه شكم شكار را از برگ من پر كنند، گوشت آن از فساد در امان مى ماند و گويند براى جلوگيرى از فساد گوشت بهتر از نمك است .
من ((سداب )) هستم !
نيروى شنوايى را زياد مى كنم .
اگر شبها به كابوسهاى وحشتناك دچار مى شويد، از من استفاده كنيد.
اعصاب را آرامش مى دهم .
قوه عقل را زياد مى كنم .
ضد تشنج بوده ، پادزهر خوبى براى سموم مختلف هستم !
اسم من سداب است . به من سذاب هم مى گويند. من در شمال ايران مى رويم ، در اطراف رشت به من سياب و در ديلم و شهسوار به من پيم مى گويند. در قديم مرا داروى تمام بيماريها مى دانستند، و از حضرت صادق ((ع )) روايت شده است كه سداب عقل را زياد مى كند. من آرامبخش ، ضد تشنج ، ادرارآور، معرق ، ضد كرم ، ضد عفونى كننده و پادزهر سموم مخصوصا نيش حشرات سمى هستم . خاصيت اصلى من كم كردن فشار شهوت است . اثر قاعده آور من مورد تاءييد تمام پزشكان است ، ولى عده اى از پزشكان جديد اثر مرا در سقط جنين حتمى نمى دانند و اين اشتباه از آنجا حاصل شده است كه طرز استفاده از گياه مرا براى اين كار به خوبى نمى دانند، ولى پزشكان و داروسازان سنتى ايران كه در اين مورد بيشتر تجربه داشته اند مى نويسند، مداومت در خوردن برگ و تخم سداب باعث سقوط جنين است ، نه خوردن آن در يك دفعه ، و همچنين عقيده داشتند كه خوردن و حمول بذر من بعد از آميزش مانع آبستنى است ، و پادزهر سموم مى باشد. بخور آن نيز مؤ ثر است . مداومت در بوئيدن برگ من باعث ضعف و تاريكى قلب است . ضماد برگ من جهت تسكين درد نيش ‍ حشرات و چكاندن عصاره مايع آن در گوش ، باعث تسكين درد و درمان سنگينى نيروى شنوايى است . چكاندن جوشانده آن در بينى اطفال ، جهت ام الصبيان (نوعى مرض صرع كه مخصوص اطفال است ) تجويز مى شود و باعث بند آمدن خون دماغ است . گويند كه همراه داشتن سداب باعث گريختن حيوانات موذى است . خيساندن بذر من در الكل بوى بد آن را از بين برده ، و براى تهيه ادوكلن آن را مناسب مى نمايد، ضماد برگ من با عسل جهت امراض جلدى مفيد است ، چكاندن و سرمه كردن عصاره برگ و بذر من همراه آب رازيانه و عسل باعث تقويت و ضد عفونى كردن چشم است . خوردن برگ و بذر جهت امراض رعشه و تشنج و فلج نافع است ، و روزى 15 گرم خوردن آن درمان سكسكه مداوم است . مقدار خوراك من جهت بالغين سه مثقال است ، چنانچه بذر مرا كوبيده ، يك تا دوازده گرم آن را با عسل و يا سكنجبين بياشامند، براى هيسترى ، كابوس و فشار چشم مفيد مى باشد، سكسكه اى بادى را از بين مى برد و پادزهر اكثر سموم است و چون بذر مرا در روغن زيتون جوشانده و زير شكم را با آن كمپرس كنند، ادرار را باز مى كند. صمغ نوعى وحشى و بستانى من جهت قرحه چشم ، خنازير و ورم زير بغل و كشاله ران و برص سودمند مى باشند.
چنانچه صمغ مرا با چهار برابر آب و ده قسمت روغن زيتون بجوشانند تا آب آن تبخير شده و روغن بماند، جهت بى حسى و سردى كليه و مثانه و درد پهلو و كمر و رحم مفيد است ، و تنقيه آن جهت دل پيچه مفيد مى باشد.
اسم من ((كره )) است !
با عسل ذات الريه را رفع مى كنم .
براى از بين بردن جوشهاى جلدى از من استفاده بريد.
زياده روى در خوردن من ، معده را خراب و ضعيف مى كند.
به علت داشتن ويتامين ((د)) ضد نرمى استخوان هستم .
از فساد دندان جلوگيرى كرده ، مانع امراض جلدى هستم !
فارسى من كره و مسكه است ، اعراب به من ((زبد)) گويند. وقتى مرا حرارت داده و ذوب كنند، تا آب آن خارج شود، به آن روغن خوراكى و عده اى روغن حيوانى گويند، ولى نبايد روغن حيوانى را با چربى حيوانى مثل پيه ، دنبه ، پيه خوك و چربى بدن گاو اشتباه كرد. چه اين چربيهاى حيوانى به دلايلى كه در اين قسمت خواهيد ديد، براى كبد كه سكان كشتى بدن انسان است زيان آورند و برعكس روغن حيوانى كه ذوب شده من است ، نه تنها مضر نيست بلكه منافع بسيار دارد.
برادر من سرشير است كه به آن اين روزها بيشتر خامه مى گويند و چون ما دو برادر خواص مشترك داريم اجازه مى خواهم خود را يكجا معرفى كنيم . چربيها بطور كلى جزو ساختمان سلولهاى بدن و اعصاب بوده و باعث نرمى آنهاست و جزو غذاهاى نيروبخش بوده و ضعيفترين آنها دو برابر قويترين قندها نيروبخش است . چربيها براى تكميل خاصيت نيروبخش ‍ مواد قندى نهايت لزوم را دارند، و كسانى كه به زور بازو و نيروى بيشترى احتياج دارند، مانند جوانان و كارگران و همچنين كسانى كه در نواحى سردسير زندگى مى كنند، حتما بايستى مواد چربى را به جيره غذايى خود اضافه كنند، ولى در مصرف مواد چربى بايستى هميشه متوجه نكات زير باشند:
1- تنها با خوردن مواد چربى مى توان حرارت و نيروى لازم را براى بدن تهيه كرد، زيرا چربيها در بدن انسان خود به خود نمى سوزند، بلكه همراه با مواد قندى سوخته و حرارت مى دهند. نيروى حاصله از مواد چربى زياد است ، دير مى سوزند و قدرت توقف آنها در بدن بيشتر از مواد ديگر است ، و چون حرارت فورى نمى دهند، براى ورزشكاران و كسانى كه كارهاى سخت دارند مناسب نيست . و بر عكس براى كارگران كه كار مداوم دارند مناسب ترند.
2- چربيها مى توانند به مقدار زياد در سلولهاى بدن ذخيره شوند، يك مرد بالغ معمولا 13 درصد و يك زن 20 درصد وزن خود چربى دارد. اين چربيها كه بين پوست و گوشت ذخيره مى شوند، از خوردن مواد قندى ساخته مى شوند و به جراءت مى توان گفت ، خوردن چربى كسى را چاق نمى كند.
3- تنها با مصرف مواد قندى نمى توان نيروى لازم را براى حرارت بدن به دست آورد، چه در اين صورت بايستى مواد قندى را زياد مصرف كرد و همين امر سبب مى شود كه دستگاه گوارش دچار اختلال شده ، و شخص ‍ مبتلا به يبوست و نفخ گردد، و از طرفى مصرف زياد چربى سربار كبد بوده ، و آن را كه انسان سى درصد حرارت لازم را از مواد چربى و هفتاد درصد ديگر را از مواد ديگر بگيرد، و براى محاسبه كافى است كه هر شخص بالغ روزانه يكهزارم وزن بدن خود روغن مصرف كند، يعنى شخصى كه 75 كيلو وزن دارد، هفتاد و پنج گرم ، يعنى به يك سير روغن احتياج دارد.
4- معمولا غذايى كه با روغن تهيه شوند، خوشمزه تر بوده و انسان آنها را با اشتها مى خورد، ولى نسبت به غذاهاى خيلى چرب هم زده شده ، اشتهاى خود را از دست مى دهد.
هضم چربيها

هضم چربيها در بدن به ذوب شدن و بعد ممزوج شدن آنها با آب مربوط است ، يعنى چربيها تا زمانى كه ذوب نشده و با آن ممزوج نشوند، قابل هضم و جذب نيستند، و روى همين اصل هضم آنها متناسب با نقطه ذوب آنهاست ، يعنى هر چه روغن نقطه ذوبش پايين تر باشد، زود هضم تر است و به همين جهت است كه ما (كره - خامه ) و روغنهاى مايع زودتر از چربيهاى سفت مانند پيه ، دنبه ، پيه خوك و چربى بدن گاو قابل هضم مى باشيم و فشارمان روى كبد كمتر از آنهاست .
چربيهاى حيوانى كه نقطه ذوبشان بالاتر از 37 درجه است ، سنگين بوده و به آسانى هضم نمى شوند و حتى ممكن است هضم نشده ، و به اشكال از روده ها خارج شوند.
ممزوج شدن با آب
دومين مرحله هضم چربيها ممزوج شدن آنها با آب است . ما (كره و خامه ) چون با آب ممزوج و مخلوط مى باشيم ، از اين جهت فشارى بر روى كبد نداريم و از اين نظر بر روغن حيوانى هم كه ذوب شده خود با آب احتياج به مواد ممزوج كننده دارد و اين مواد در بدن انسان املاح صفراوى مى باشند، و مبتلايان به كيسه صفرا نمى تواند آنها را مصرف كنند و بايستى حتما از كره و خامه استفاده كنند.
منافع كره و خامه
ما بعد از روغن ماهى بزرگترين منبع ويتامينهاى ((آ)) و ((د)) هستيم و چون ذائقه انسان روغن ماهى را نمى پسندد و در تابستان اصولا مطبوع نيست ، لذا مى توانيم ادعا كنيم كه بهترين منبع اين دو ويتامين مى باشيم و بعلاوه داراى ويتامين ((ث )) و ويتامين ((اف )) نيز هستيم .
خواص ويتامينهاى ((آ)) و ((د)) در جلد اول زبان خوراكيها نوشته شده و اينجا ياد آور مى شويم كه ويتامين ((آ)) ضد بيمارى شبكورى است ، اين بيمارى از زمان بقراط شناخته شد، مرضى كه هنگام شب انسان را كور مى كند و هميشه با خرابى چشم همراه است . پس از بقراط دو هزار سال وقت لازم بود تا انسان قرن بيستم كشف كند كه اين بيمارى نتيجه كمبود اين ويتامين ((آ)) مى باشد و علاوه كبمبود اين ويتامين موجب توقف رشد جوانان مى گردد، و به همين مناسبت است كه در طول تاريخ كمبود اين ويتامين هميشه خطرات عظيم و مرگبار داده است . در چين و ژاپن اين بيمارى در گذشته به صورت يك بيمارى بومى وجود داشته و مانع رشد و نمو ساكنان آنها شده ، و انبوهى از آنها را دچار كورى كرده است ، ولى پس از كشف اين ويتامين ، اين بيمارى از آنجا رخت بر بسته و ريشه كن شده است .
ارتباط نابينايى با گرسنگى خيلى زودتر از كشف ويتامينها شناخته شده و حكماى سنتى ايران همواره مردم را به خوردن لبنيات تشويق كرده ، و بسيارى از بيماريها مخصوصا امراض جلدى را با تجويز كره و خامه درمان مى نمودند.
خصوصا خوردن كره را با عسل بطور صبحانه توصيه كرده و معتقد بودند كه خوردن آن با عسل گواراتر، مفيدتر و زود هضم تر است ، محمد بن زكرياى رازى ما را معزى و مملس مى داند، يعنى تعزيه كننده و به غذايا دوايى مى گويند كه داراى رطوبت و چسبندگى باشد و منافذ جدار معده را پر كند و چون ما (كره و خامه ) با آب سازگار بوده ، و از رطوبت فرار نمى كنيم ، مى توانيم به آسانى روى پرزهاى معده را بپوشانيم . مملس به غذا يا دوايى گفته مى شود كه جدار معده و روده ها را روغن زده و نرم نمايد و اگر بخواهيد اين دو اصطلاح را بطور ساده بيان نماييد، بايد بگوييد كه كره و خامه جدار معده و روده ها را گريسكارى و روغن مالى كرده ، نرم و لطيف ساخته مانع خراب شدن آنها مى شوند و اين خاصيت در بين روغنها فقط در كره و خامه و شيره بادام موجود است ، و ساير روغنها چون با آب سازگار نيستند، و از رطوبت فرار مى كنند، چنين خاصيتى را نداشته به سرعت رد شده و پس از هضم و تغيير ماهيت جذب مى شوند. ما كمى ملين بوده و خوردن ما با غذا به هضم آن كمك كرده و ضمنا اشتها به پرخورى را كم مى نماييم . به علت داشتن ويتامين (د) ضد نرمى استخوان هستيم و از فساد دندان جلوگيرى مى نماييم و نيز به علت داشتن ويتامين ((اف )) ضد امراض جلدى مى باشيم ، و به همين جهت پزشكان سنتى ايران ما را بهترين داروى قوبا (جوشهاى جلدى كه منشاء عصبى دارند) مى دانستند. ما زبرى و خشونت پوست را از بين مى بريم و جذب آن را براى پوست آسان مى كنيم . ما بر خلاف جربيهاى سفت حيوانى ، كبد را خراب نمى نماييم . در يك رژيم غذايى خوب انسان بايستى نصف چربى مورد نياز خود را از روغنهاى گياهى و نصف ديگر آن را از ما بگيرد و حتى المقدور از خوردن چربيهاى حيوانى سفت ، يعنى پيه ، پيه خوك و چربى بدن گاو اجتناب نمايد.
من ملين ، باز كننده معده ، صاف كننده آواز و نرم كننده قصب الريه ، حلق و سرفه خشك مى باشم . با عسل جهت ذات الجنب و ذات الريه تجويز مى شوم ، خوردن ما با عسل و دانه خشخاش اشخاص لاغر را فربه مى نمايد و با ميوه هاى گس اسهال را بند مى آورد. ماليدن من بر بدن ، باعث تغذيه پوست است و براى فرو رفتن ورمها، مخصوصا ورم بنا گوش مفيد است . چنانچه مرا گرم كرده گرماگرم روى محل نيش حشرات و افعى بگذاريد، درد آن را تسكين مى دهم ، و ماليدن من بر لثه جهت تسريع در بيرون آمدن دندان اطفال سودمند مى باشد، براى معالجه جرب خشك و جوشهاى جلدى ابتدا بدن را با آب سرد بشوييد و بعد مقدارى كره به آن بماليد و لباس پشمى بر تن كرده ، در محل گرم بمانيد تا عرق كنيد و نتيجه آن را ببينيد. ضماد من با سورنجانى كه نرم كوبيده باشند، جهت قطع دكمه بواسير به تجربه رسيده است ، و براى اين كار كره هرچه كهنه تر باشد مفيدتر است .
زياده روى در خوردن ما، معده را خراب و ضعيف مى كند و اشتها را سد مى نمايد.
اسم من ((بارهنگ )) است !
خون را تصيفه مى كنم .
ريشه و دانه هاى من ضد ميكروب است .
براى دندان درد و گوش درد مفيدم .
براى معالجه زخمهاى جلدى از برگ من استفاده كنيد.
از التهاب كليه و مثانه جلوگيرى مى كنم .
اسم من بارهنگ است ، به من بارتنگ هم مى گويند. عربى من لسان الحمل ، يعنى زبان گوسفند است ، زيرا برگ نوع بزرگ من به آن شباهت دارد. در گيلان به يك نوع من (رم هاج لك ) و بيك نوع ديگر من وارانگو خطاب مى كنند. من انواع و اقسام دارم و سه نوع آن در ايران مى رويد كه عبارتند از بارهنگ بزرگ - بارهنگ كوچك و بارهنگ سر نيزه اى ! قسمت مورد استفاده من برگ ، ريشه و بذر من است ، با اينكه گل من نوش ندارد معذلك زنبور عسل به آن علاقه داشته و عسلى كه پس از خوردن گرده گل من مى سازد، در اروپا به آب نبات بارهنگ معروف بوده و در آلمان آن را به اطفال مى دهند تا تندرستى آنها حفظ شده ، و رشد و نمو كامل نمايند.
قسمتهاى مختلف من داراى صمغ - لعاب و چند نوع عوامل دارويى است ، در خاكستر من املاح سديم - پتاسيم - منيزيم و غيره به مقدار زياد ديده مى شود. برگ ، ريشه و دانه هاى من اثر قابض و نرم كننده داشته و ضد ميكروب است . خون را تصفيه مى كنم ، درمان برنشيت مزمن و نزله هاى حاد مى باشم ، حجاج ايرانى كه براى زيارت خانه خدا به عربستان مى روند، در اثر بى مبالاتى و نوشيدن مايعات بسيار سرد، دچار سينه درد شده و مبتلا به سرفه سخت مى شوند. نويسنده زبان خوراكيها در سفرهاى متعددى كه همراه با كاروان پزشكى حج به عربستان نموده است ، داروهاى متعددى را جهت معالجه آنها آزمايش كرده و به اين نتبجه رسيده است كه بهترين دارو براى معالجه سينه درد حجاج و همچنين درمان انفلوآنزاى مخصوصى كه از امراض بومى مدينه منوره است ، همانا شربت بارهنگ مى باشد.
من التهابات معده و دستگاه ادرار را برطرف مى كنم ، درمان اسهال ساده و خونى هستم ، براى ورم مخاط دهان ، درد دندان و درد گوش مفيد بوده ، از خونريزى سينه و پيدا شدن خون در خلط سينه جلوگيرى مى كنم ، و التهاب كليه و مثانه را فرو مى نشانم ، اگر برگ تازه مرا چند ساعت در آب جوشيده بگذاريد و بعد در روى دمل و زخمهاى جلدى قرار دهيد، آنها را ضد عفونى كرده و از آلودگى و چرك كردن آنها جلوگيرى مى نمايم . ضماد و كمپرس برگ من نيز به همين منظور مفيد است ، مزمزه و غرغره جوشانده ريشه گياه و كمپرس برگ من نيز به همين منظور نافع است ، جوشانده ريشه گياه من كه با عسل شيرين شده باشد، جهت زخم دهان و ورم گلو سودمند مى باشد، براى معالجه جوش غرور و زخمهاى جلدى برگ مرا له كرده و بصورت بماليد، در صنعت داروسازى با آب برگ من كرمى مى سازند كه درمان قطعى جوشهاى صورت است ، و براى درمان درد نيش زنبور دارويى بهتر از له شده برگهاى من نيست ، و همچنين براى درمان زخمهاى اطراف بينى و زنخدان و گونه مى توان از برگ له شده من استفاده كرد. شستشوى چشم با جوشانده برگ من جهت معالجه پلك و ورم ملتحمه بسيار سودمند است .
جوشانده پنجاه تا صد گرم ريشه و برگ من در يك سطل آب و نوشيدن سه فنجان از آب صاف شده آن در بينى جهت بند آمدن خون دماغ تجويز مى شود. چكاندن اين آب در گوش درد آن را تسكين مى دهد. مضمضه آن پيله دندان را باز مى كند. خوردن آن براى جلوگيرى از خونريزى بواسير و زيادى خون عادت ماهانه زنان نافع است . برگهاى مرا با عدس بپزيد و براى معالجه تنگ نفس و سل و خونريزى سينه ميل نماييد. اين غذا براى درمان استسقا نيز سودمند مى باشد. پخته برگ من با عدس و سركه و كمى نمك براى معالجه اسهال خونى اثر بسيار دارد. نوشيدن آب پخته ريشه من جهت تب هاى نوبه اى اثرى چون گنه گنه دارد. حمول برگ من براى تسكين درد رحم به كار مى رود. ضماد برگ من با نمك بر روى جاى دندان سگ هار، از درد آن مى كاهد، ولى درمان قطعى آن نيست ، و بايستى از واكسن ضد هارى استفاده شود. ضماد برگ من جهت معالجه سوختگى و زخمهاى خوره اى و بد خيم مفيد است . بذر من كه در ايران بيشتر جهت معالجه اسهال كهنه مصرف مى شود در همه حال داراى خواص برگ و ريشه من مى باشد، منتها اثر آن ضعيف تر است .
در صفحات شمال ايران عرقى از برگ من مى گيرند، يعنى آن را مانند گلاب تقطير مى نمايد، نوشيدن آن عرق براى تقويت قواى ماسكه (نگاهدارنده غذا در معده ) نظير ندارد و معالج اسهال نيز بوده ، براى زخم معده و زخمهاى داخلى بسيار مفيد مى باشد، دانه هاى مرا به پرندگان خانگى مخصوصا قنارى و مرغ بدهيد تا كمتر مريض شوند.
مبتلايان به اسهال كه با داروهاى ديگر، معالجه نمى شوند، بايستى از بو داده دانه هاى من مانند قاووت استفاده نمايند.
شستشوى زخم هاى چركى با جوشانده ى برگ آن نوع كه در گيلان رم هاج لك مى گويند بسيار مفيد است .
من ((كنجد)) هستم !
خستگى فكرى را كاهش مى دهم .
براى رفع سوزش معده ، مرا با نبات بكوبيد و ميل كنيد.
قدرت سازندگى من به اندازه گوشت است .
از ريشه من براى سياهى و بلند شدن مو استفاده بريد...
اسم من كنجد است ، به من جلجلان هم مى گويند و عربى من سمسم مى باشد. من از دانه هاى روغنى هستم كه از قديم الايام مورد توجه بوده و كشت شده ام . من داراى بيش از دويست نژاد مختلف مى باشم و در حدود بيست نژاد من را براى كاشتن انتخاب كرده اند. دانه هاى من به رنگهاى سفيد، سياه ، حنايى و قهوه اى مى باشد، روغن دانه هاى من كمتر تند مى شود، علاوه بر تغذيه در صنعت نيز از آن استفاده مى شود. روغن دانه هاى سفيد مرغوب تر از ساير رنگها بوده ولى ميزان آن نسبت به دانه هاى سياه كمتر است . در صنعت ورنى سازى مخصوصا از روغن كنجد سياه استفاده مى شود. روغن دانه هاى من حتى در زمستان هم منجمد نمى شود. قسمت مورد استفاده دانه من ارده و روغن من است ، دانه هاى مرا روى نان و بعضى از شيرينيها مى باشند تا ارزش غذايى آنها را بالا ببرد. در مصارف درمانى هم مى توان از روغن من به جاى روغن كرچك استفاده كرد. روغن من روى خمول (پرزها) معده را پوشانده آنها را چرب و نرم نگاه مى دارد، و از اين رو جهت مبتلايان به زخم معده و كسانى كه معده اى حساس دارند، ارزش زيادى دارد. دانه هاى من تقريبا فاقد قند است ، ولى تا بخواهيد داراى انواع مواد سفيده است و تاكنون بيش از 24 ماده سفيده اى در آن كشف شده است . به اين جهت قدرت سازندگى و نوسازى آن زياد بوده ، و مى توان آن را گوشت گياهى لقب داد. بهترين غذا براى ورزشكاران و كسانى است كه داراى كارهاى فكرى مى باشند. اگر هنگام خواندن كتاب احساس خستگى شما برطرف شده و دوباره ميل به خواندن كتاب و مطالعه پيدا نماييد و همچنين دانشجويان و دانش آموزان مى توانند در شبهاى امتحان از اين اكسير بسيار مفيد استفاده نمايند. من سينه و گلو را نرم مى كنم ، معده و روده ها را روغن مى زنم ، خوردن دانه هاى من پادزهر نيش ‍ مار و عقرب است . شيره كوبيده من با نبات جهت رفع سوزش معده و جلوگيرى از اثرات سوء ترشى معده تجويز مى شود. خوردن پنج گرم دانه من با پنج گرم مغز گردو جهت قطع خون بواسير توصيه شده است . خوردن آب پخته من با نخود باز كننده ى عادت ماهانه زنان است . دانه هاى بو داده من زودتر هضم مى شوند. ضماد دانه من فرو برنده آماس و نرم كننده پوست بدن و از بين برنده آثار سياهى پوست و سختى عصب و درمان سوختگى آتش است و بعد از سوختگى مانع تاول زدن و مسكن سوزش آن است . ماليدن آب برگ گياه من باعث درازى و سياهى مو مى باشد. چون ريشه مرا در آب بجوشانند و سر مو را با آن بشويند، باعث درازى و سياه شدن مو شده و مو خوره و شوره را از بين مى برد.
ارده
من كنجد مقشر نرم ساييده هستم كه در كتب طبى قديم از من به نام رهشى ياد شده است . در ايران با من نوعى حلوا درست مى كنند كه به نام ((حلوا ارده )) معروف است ، سابقا مرا با شيره مخلوط كرده به نام ارده شيره مى خوردند، و يكى از شعراى قديم در وصف ارده شيره ديوانى دارد. من مجموعه اى از مواد سفيده اى مخلوط با روغن هستم ، من جزو غذاهاى مقوى بوده و اشتها را كم مى كنم و نرم كننده صلابت ظاهرى و باطنى هستم . در صنعت بيسكويت سازى روغن مرا گرفته آرد آن را جهت ترد شدن به بيسكويت مى زنند.
روغن كنجد

من دير فاسد مى شوم ، و در زمستان هم منجمد نمى گردم ، انواع دست اول و مرغوب من به مصارف تغذيه مى رسد. چهل تا شصت گرم من معده را نرم مى كند و از روغن زيتون مى باشم . در صنعت از انواع فشار دوم من براى ساختن بريانتين و صابونهاى مختلف استفاده مى كنند. اگر مرا با زرده تخم مرغ مخلوط كرده ، روى ورمهاى جلدى و ورم پلك بيندازند، آنها را مى برم ، ماليدن من در روى زخم سوختگى مفيد مى باشد.
اسم من ((جعفرى )) است !
اختلالات دستگاه گوارش را رفع مى كنم .
براى يرقان و تنگ نفس مفيدم .
بهترين پادزهر براى انواع سم مى باشم .
در ريشه ام خواص بسيارى نهفته است .
فارسى من جعفرى است ، اعراب به من ((كرفس ماقدونى )) و در شهسوار واپليهم گويند. فرنگيها به نوع كم عطر و كم خاصيت من پرسيل و به من پرسل معطر گويند. در كتب قديمى از من به نام فطراسليون ياد شده است و اين لفظ معرب پتروسليوم لاتينى است .
قسمت مورد استفاده من ساقه جوان برگدار - ريشه و ميوه من است . ميوه من از دانه هاى روغنى است كه به علت داشتن مواد مازويى و عطرى و كمى سميت مصرف غذايى ندارد، با كمك بخار آب از آن عطر مخصوصى مى گيرند كه با سولفات آهن به رنگ قرمز خون در مى آيد. ريشه من داراى اسانس ، مواد قندى و مواد معدنى است و بسيار خوشبو و طعم آن شبيه ساقه و برگ من است . اين ريشه پيشاب آور بوده و خوردن آن اشتها را زياد مى كند. جوشانده اين ريشه و ساير قسمتهاى گياه من داروى خوبى جهت نسوج پف كرده و خيزدار است ، براى رفع اختلالات دستگاه گوارش و نفخ ، سنگ كليه ، يرقان و بيماريهاى كبدى و تنگ نفس و ترشحات زنانه مفيد است و زنان جوانى كه در اثر ضعف دچار يائسگى زودرس شده اند، بهتر از جوشانده من دارويى ندارند. براى بيمارى جلدى نيز مفيد بوده و چنانچه جوشانده مرا به مبتلايان به سرخك بدهند، ظهور دانه ها به راحتى انجام مى گيرد.
بذر من داراى خواص ريشه بوده اثر آن در بريدن تبهاى نوبه اى به تجربه رسيده است . خوردن آن عادت ماهانه زنان را باز مى كند.
در صنعت داروسازى از من سه نوع فرآورده مى گيرند كه به نام آپيول معروف مى باشند و هر سه نوع آن تب بر و قاعده آور است ، ولى چون يك ماده سمى است ، مصرف آن بايستى تحت نظر پزشك باشد.
اين نكته قابل توجه است كه جعفرى با اينكه براى انسان يك سبزى خوراكى و خورشى است و بهترين علوفه براى گوسفند و خرگوش ‍ مى باشد، براى پرندگان از قبيل مرغ ، طوطى ، بلبل و غيره سمى است و نبايستى به آنها داد.
من بادشكن بوده و چسبندگى معده و روده را از بين مى برم و نفخ را رد مى كنم و درد پهلو و پيچش شكم را معالجه مى نمايم ، مخرج جنين بوده ، شهوت را زياد مى كنم ، پادزهر جميع سموم مى باشم ، مقدار خوراك گرد برگ خشك من دو گرم و جوشانده 5 تا 10 گرم ميوه من در دويست گرم آب به عنوان پيشاب آور و سى گرم در 250 گرم آب جهت باز شدن عادت ماهانه زنان مفيد مى باشد.
من گل ((هميشه بهار)) هستم !
شيره برگ من جلو استفراغ را مى گيرد و اثر مفيدى بر روى زخمهاى روده و معده دارد.
براى از بين بردن زگيل و ميخچه از من استفاده كنيد.
اگر گياه ((سس )) شيره مرا مكيده باشد، از آن به عنوان داروى ضد سرطان مى توان استفاده كرد!
فارسى من گل هميشه بهار است ، اعراب به من دائم الحيات و حى العالم گويند، در كتب مختلف قديم از من به نامهاى ابرون ، افحوان اصغر، زبيده ، قوقهان ، مرجون ، كحلاء، سهلابى ، خير، خيرى زرد، ميشاميش بهار، هميشه جوان ياد شده است . گلهاى من زرد طلايى بوده ، بدون دمگل روى نهنج قرار گرفته ، در ساعت نه تا ده صبح باز و در ساعت چهار تا پنج بعدازظهر بسته مى شوند، و با اينكه فاقد نوش است زنبور عسل به آن راغب بوده ، و گرده هاى آن را مى خورد. نوع كوهى من كه در اطراف مسجد سليمان زياد است به تنباكوى كوه معروف بوده ، و تركان به آن داغ توتونى و اعراب دخان الفوخ گويند، و به زبان محلى ((اوكوزوكوزو)) و ((پنيره )) ناميده مى شود. در مجارستان ، بلغارستان و سوئيس روستاييان آن را به جاى توتون به كار مى برند و در بلوچستان قليان را با آن چاق مى كنند. گياه من چه بيابانى و چه كوهى خزان نمى كنند، ساقه كوهى من به قدر ذرعى طول داشته و به كلفتى انگشت است ، داراى رطوبتى چسبناك مى باشد كه به دست مى چسبد، گل من داراى يك ماده زرد رنگ ، يك ماده تلخ و مقدارى صمغ و زرين بوده ، لعابدار است . ريشه من داراى اينولين مى باشد.
گل من در مجاورت آب يك ماده ژلاتينى از خود تراوش مى كند كه بر روى ساقه منتشر شده آن را چسبناك مى نمايد و به شيره گل هميشه بهار معروف است . دمكرده پنج گرم من به عنوان معرق و دمكرده بيست در هزار گل من به اندازه يك ليتر در بيست و چهار ساعت به عنوان پيشاب آور به كار مى رود. شيره تازه برگ من به مقدار يك تا دو قاشق سوپ خورى مخلوط با شربت براى جلوگيرى از استفراق و زخمهاى معده و روده تجويز مى شود. اگر چهار تا شش گرم شيره تازه ساقه مرا با ششصد گرم كره يا چربى ديگر مخلوط كرده ضماد نماييد، زخمهاى بدخيم را سودمند بوده ، و اثرش در روى زخمها و غدد سرطانى قابل توجه است ، اگر برگ يا ساقه گياه مرا در سركه خيس نماييد، براى از بين بردن زگيل ، ميخچه و پينه دست و پا نافع است ، خوردن برگ ساييده من جهت درمان اسهال سودمند مى باشد. ضماد گل من با آرد جو جهت زخمهاى پليد و چركى و درد مفاصل و نقرس ‍ و سوختگى آتش و جهت درمان باد سرخ كه تيغ زده و خون از آن بيرون آمده باشد، و همچنين معالجه جوش غرور نافع است . گل و برگ من خون را تصفيه مى نمايد. حيض را باز مى كند، ضد تشنج بوده و قى را بند مى آورد.
مبتلايان به اختلالات قاعدگى اگر يك هفته قبل از روز رگل ، گل مرا مصرف نمايند به موقع به وضع طبيعى و بدون درد باز خواهند شد، اثر قاعده آور من در مبتلايان به كم خونى و ضعف اعجاب آور است . اختلالات كبدى و يرقان نيز با مصرف گل من از بين مى رود.
در صنعت داروسازى از گل من تنتورى تهيه مى كنند كه زخمها را بهتر از محلول مركوركرم و تنتوريد التيام داده ، و مانع التهاب و چركى شدن زخمها مى شود و براى درمان سوختگى ، سرمازدگى ، و اگزما مفيد بوده ، و از همه بالاتر يك داروى مؤ ثر براى جلوگيرى از تجزيه شدن خون سرطانى است و در روى زخمهاى سرطانى اثر قاطع دارد، و براى معالجه جوش غرور، كورك ، پينه ، ميخچه ، زگيل نيز به كار مى رود.
اگر گياه انگلى ((سس )) كه قبلا خود را در زبانهاى خوراكيها معرفى كرده است ، به دور گياه من بپيچد، و شيره مرا بمكد بهترين داروى ضد سرطان مى باشد كه پزشكان سنتى ايران بسيارى از مبتلايان را با آن نجات داده اند، و اين خاصيت در افتيمون كه نوعى سس مى باشد بيشتر است .
اسم من ((سماق )) است !
براى دندان درد مفيدم .
تازه مرا نخوريد كه مسمومتان مى كند.
محرك اشتها هستم .
لثه ها را تقويت مى كنم و با شرايطى مانع خونريزى دماغ مى شوم .
ضد اسهال بوده ، از خونريزى معده نيز جلوگيرى مى نمايم ..
فارسى من سماك و معرب آن سماق است . من ميوه درختچه اى هستم كه در شميران ، تفرش ، خراسان ، قم ، محلات ، شيراز، رودبار، تبريز و بعضى از كشورهاى خاورميانه مى رويم .
رنگ ميوه من قرمز و قهوه اى است ، طعم ميوه من گس است . ولى پس از رسيدن ترش مى شود. در تمام قسمتهاى گياه من جهر مازو (تانن ) فراوان است و به همين جهت قابض و پاك كننده معده مى باشد و از انواع اسهال حاد و مزمن و خونريزى معدى جلوگيرى مى نمايد.
خوردن گرد سماق با آب سرد از خونريزى داخلى جلوگيرى كرده ، و خوردن نيم كوفته آن با آب سرد و زيره براى كسى كه مرتبا قى مى كند و غذا در شكمش بند نمى شود مفيد است .
من چاشنى خوبى براى آشها و سوپها و خورشها هستم و رنگ آنها را مشكى مى كنم و اشتها را تحريك مى نمايم . قدرت بو داده من زيادتر از خام آن است . گردى كه بر روى ميوه من مى نشيند و به آن خاك سماق مى گويند بسيار قابض و كمى تلخ است ، و به علت داشتن املاح ، از ترشحات بى رنگ زنانه جلوگيرى مى كند. براى اين منظور و درمان نزله و تبهاى صفراوى 15 تا 24 گرم در روز مصرف دارد. غرغره و مضمضه جوشانده من جهت ورم گلو و دهان تجويز شده است .
گرد دندانيى كه در آن گرد سماق باشد، جهت تقويت و استحكام لثه و جوشهاى چرك دهان و تسكين درد دندان كرم خورده مفيد است و چون گرد روى ميوه مرا پاك كرده و آن را در آب بخيسانند، و با كمى كتيرا در چشم بچكانند، درد آن را تسكين مى دهد و چون 5/7 گرم آن را در نيم ليتر آب بجوشانند و يك تكه پارچه را در آن خيس كرده ، و بر روى چشم اندازند و يا حرارت چشم مفيد است ، كمپرس پيشانى با آن از خون دماغ جلوگيرى مى كند. هرگز ميوه تازه و نرسيده مرا نخوريد، زيرا توليد مسموميت مى كند و تنها از ميوه خشك من به طور چاشنى تا پنج گرم مى توان استفاده كرد. برگ ، ساقه ، گرد ميوه و گردى كه روى ميوه من مى نشيند و به خاك سماق معروف است و همچنين صمغ درخت من اثر قابض كننده زياد دارند و به همين جهت در رفع خونريزى ، شكم روش و اهال خونى به صور مختلف به كار مى روند و از آبريزش چشم جلوگيرى مى كنند. چكاندن آب جوشانده آنها در گوش ، چرك آن را از بين مى برد. ضماد آن جهت رفع آثار ضربه مفيد است ، ماليدن آب جوشانده من مانع ورم ضربه و صدمه آن است . ضماد من با آب جهت جلوگيرى از ورم قحف (استخوان جلو سر و بالاى گيجگاه ) نافع مى باشد و ضماد آن با زغال چوب بلوط، جهت بواسير مفيد است و چون مرا با برگ و چوب و شاخه در آب بجوشانند تا قوام آيد، جهت ورم پلك چشم و ساير ورمها و آبله و زخمهاى آبدار و چركى مفيد مى باشد. پخته برگ من مو را سياه مى كند و تنقيه جوشانده آن براى درمان زخم معده و اسهال خونى و دل پيچه سودمند مى باشد، و خون برگ مرا آنقدر بپزند تا له شود و آب آن را بجوشانند تا سفت شود، جهت تبريد مفيد است . صمغ درخت من توليد يبوست شديد مى كند. سرمه آن جهت تسكين فشار و درمان جوشهاى پلك نافع است ، پاشيدن آن روى زخم سبب التيام آن است و خون قدرى از آن را در سوراخ دندان كرم خورده بگذارند، درد آن را تسكين مى دهد و از پيشرفت و پوسيدگى دندان جلوگيرى مى نمايد.
برگ خشك شده درختچه من كه به ((سماق الصباغين )) معروف است در حدود 27 درصد جوهر مازو(تانن ) دارد كه در نمونه هاى وحشى مقدار آن زيادتر است ، و در دباغى و رنگرزى مصرف مى شود. من يك پاى ثابت سفره هفت سين و چاشنى مخصوص چلوكباب هستم و چون رنگ قرمز من مرغوبتر است ، عده اى سماق زرد و تيره را از راه تقلب رنگ مى كنند، از نظر خواص و منافع نوع قرمز من امتيازى بر رنگهاى ديگر ندارد. به اين جهت توصيه مى شود كه از خوردن سماقهاى رنگ كرده خوددارى نماييد.
من ((برگ بو)) هستم !
اين روزها در تهران به من برگ بو مى گويند ولى لغت نويسان فارسى مرا((باهشتان )) قيد كرده اند. عربى من ((غار)) و با ((غار گيلاسى )) نسبت دورى دارم . برگ من معطر است ، درخت من بيش از هزار سال عمر مى كند، برگ مرا در حال حاضر در خيار شور مى اندازد تا آن را خوشبو كرده و از فساد آن جلوگيرى نمايد، ولى در گذشته برگ مرا در بسته اى انجير و خرما مى گذاشتند تا از كرم گذاشتن آنها جلوگيرى كنم . درخت من بزرگ است و در عهد باستان يونانيان به آن خيلى احترام مى گذاشتند و شاخه هاى آن را در اعياد و مراسم مذهبى در دست مى گرفتند و دانشمندان تاجى از آن درست كرده ، بر روى سر مى گذاشتند، ميوه من به قدر فندق است و به فارسى به آن ((دهمشت )) گويند و روغنى خوشبو دارد. درخت من در تهران و استانهاى شمال كاشته شده ، فقط از برگ خوشبوى آن استفاده مى كنند.
برگ من بادشكن بوده ، عرق را زياد مى كند. و چنانچه زياد خورده شود قى آور است . ضد تشنج بوده و عادت ماهانه زنان باردار را باز مى كند. ميوه من قويتر از برگ من بوده ، و اشتها را زياد مى كند، مقوى معده مى باشد و براى درمان برنشيت مزمن تجويز شده ، از برگ و ميوه من در دامپزشكى زياد استفاده مى شود. بوى برگ و ميوه من نشاطآور است ، برگ و ميوه من پادزهر سموم ، مخصوصا سموم غذايى است .
ماليدن ميوه من جهت درد اعصاب و رفع خستگى و كوفت رفتگى عضلات و باز كردن دهانه عروق مفيد است . چكاندن آب ساييده ميوه من در گوش ‍ جهت تسكين درد آن نافع است و صدا كردن گوش و سنگينى آن را از بين مى برد. مضمضه جوشانده برگ من جهت تسكين درد دندان نافع است . مخلوط من با عسل چه به صورت معجون و چه به صورت حب جهت سرفه كهنه و تنگ نفس مفيد است . روغن من قى آور، پيشاب آور و قاعده آور است . خوردن ميوه من جهت تحليل بادها و دل درد، قولج و امراض جگر و طحال سودمند مى باشد، و با عسل جهت زخم معده و روده تجويز شده است . دو گرم پوست من سنگهاى كليه و مثانه را خرد مى كند.
ضماد من با آرد جهت تسكين ضربان ورمهاى گرم و درد مفاصل سودمند مى باشد و ماليدن كوبيده من جهت از بين رفتن لكه هاى سياه صورت و كك و مك و رفع آثار جلدى مؤ ثر است . مقدار خوراك برگ من دو مثقال و مقدار خوراك ميوه من يك مثقال است . زياده روى در خوردن آنها ايجاد قى مى نمايد.
حالا اجازه فرماييد ((غار گيلاسى )) خود را خدمت شما معرفى كند.

next page

fehrest page

back page