سوال - آيا انسان مى تواند به ميل خود جنس نوزاد خود را تعيين كند؟ آيا خوراكيها در نوع جنس و سلامتى نوزاد مؤ ثر مى باشند يا نه ؟ در پاسخ بايد بگوييم كه انسان با كمك چراغ دانش قادر به حل مشكلات خود بوده و آنچه را كه بخواهد مى تواند انجام دهد و سلامتى و خواسته هاى جسمانى خود را با كمك غذاهايى كه مى خورد و مصالح ساختمانى بدن او هستند حفظ و نگاهدارى كند و ضايعات بدن خود را با خوراكيها ترميم كرده و نوسازى كند. ما در صفحات گذشته ثابت كرديم كه بچه در شكم مادر اگر شقى و جانى بالفطره مى شود نتيجه گرسنگيهاى نامرئى او است و اگر انسانى نابغه و يا نيكوكار مى شود آن هم نتيجه غذاهايى است كه مادر او هنگام آبستنى خورده است و بطور كلى تمام صفات پسنديده و ناپسندى كه دارد حاصل خوراكيها است . در حال حاضر عقيده ى دانمشندان و غذاشناسان بر اين است كه ترشح غريزى پدر داراى كروموزنهاى نر و ماده مى باشد و چنانچه خون و محيط رحم مادر ترش باشد كروموزنهاى نر از بين رفته و نوزاد دختر خواهد شد و چنانچه بر عكس محيط رحم قليايى باشد كروموزنهاى ماده از بين رفته و نوزاد پسر مى گردد. حال بايد بدانيم كه كروموزون چى است و چگونه بوجود مى آيد. كروموزونها يكى از فرآورده هاى بدن ما مى باشند و بدون ترديد ساختمان آن ها بستگى كامل با غذاهايى كه ما مى خوريم و مصالح ساختمانى ما مى باشند دارند و روى همين اصل است كه امام هشتم (ع ) مى فرمايند خانواده هايى كه كاسنى مى خورند فرزند پسر بيش از دختر دارند و با تجربياتى كه شده است و آمارى كه گرفته ام اين موضوع حقيقت دارد. چگونه مى توان محيط رحم را قليايى كرد تمام سلولها و قسمت هاى مختلف بدن ما بوسيله ى خون آبيارى مى شوند اگر خون ما ترش باشد تمام ترشحات و مايعات بدن ما ترش خواهند بود و محيط رحم نيز تابع خون بوده ، ترشى و قليايى بودن آن ارتباط مستقيم با خون دارد. طبق آزمايشهايى كه در اين مدت شده است محلولات قليايى نطفه را كشته و از ايجاد جنين جلوگيرى مى كنند و بنظر ما اگر هم نطفه منعقد شود آنرا ضعيف كرده و ممكن است نوزاد ناقص شود پس بهترين رويه قليايى كردن خون بوسيله خوردن ميوه هايى كه هنر آنها قليايى كردن است مى باشد اين ميوه ها عبارتند از انگور، توت فرنگى ، تمشك ، زرشك ، مركبات و ميوه هاى ترش و براى احتياط نيز مى توان يك قاشق چايخورى جوش شيرين خورده و اگر بخواهند از خارج محيط را قليايى كنند بنظر من كافى است كه يك قاشق جوش شيرين در يك استكان آب جوش حل كرده يك پنبه به آن آغشته كرده بردارند و بلافاصله آنرا در بياورند و پس از يك ساعت آميزش را انجام دهند. رازيانه و شويد هم داراى هورمون زنانه بوده و نبايد نقش آنها را در دختر شدن جنين فراموش كرد. بوييدن گل سنجد نيز در دختر شدن جنين مؤ ثر است . چه بكنيم كه فرزند ما قد بلند و قهرمان شود؟ شالوده ى استخوان بندى و قد و قامت هم مثل بسيارى از مشخصات ديگر در رحم مادر ريخته مى شود. ما در صفحات گذشته مخصوصا هنگام معرفى فلوئور شما را با مردمان بندپى كه همگى چهار شانه بوده و قدى بلند دارند آشنا كرديم و اكنون بد نيست بدانيد بندپى كجا است و چرا ساكنان آن اينگونه قد بلند مى باشند. بندپى يكى از بخش هاى بابل است كه در رودخانه كلارود، سجاد رود و شكراله رود از اين بخش مى گذرد. در اين رودخانه ها سنگهاى خروجى زياد ديده مى شود و آب آنها سرشار از املاح معدنى مثل يد و فلوئور و فسفور است و هواى آن نيز از بخار درياى مازندران استفاده كرد داراى بخار شبه فلز ((يد)) مى باشد و به اين ترتيب پايه ى استخوان بندى ساكنان اين بخش با مصالح كافى گذاشته شده و ساكنان آن از نظر مواد معدنى گرسنگى ندارند و چون شغل اكثر ساكنان آنجا گله دارى و چايكارى است و از نظر مواد سفيده اى نيز بعلت خوردن گوشت و لبنيات در رفاه بوده گرسنگى مواد سفيده اى ندارند. - ماهى نيز در آنجا زياد خورده مى شود. يكى از مواد معدنى كه تاثير فراوان روى قد و قامت دارد فسفور است اين شبه فلز نيز در خاك آنجا بحد كافى هست و وجود كرمهاى شبتاب در آن نواحى مويد اين نظريه مى باشد. وجود عناصر گوناگون در آبهاى آن نواحى سبب شد كه من اين بخش را تكزاس ايران لقب داده و از شما دعوت نمايم كه در فرصت مناسب از اين ناحيه كه زادگاه سردار رشيد ايران مى باشد ديدن كنيد و از آب رودخانه هاى آن نوشيده و مقدارى همراه خود بياوريد و به بانوان آبستن توصيه كنيد كه از اين آب بنوشند تا فرزندى قهرمان داشته باشند بديهى است خوردن شير و لبنيات نيز لازم بوده و اين خوراكيهاى مفيد پايه ى بلند قدى خواهند بود. در نزديكى فشم شهركى بنام آب نيك وجود دارد در آنجا نيز ساكنان آن بلند قد مى باشند. اين قصبه بعلت داشتن آب و هواى سالم و معتدل ييلاق نشين است و خانواده هاى متمكن تهران تابستانها در آنجا سكونت دارند و فرزندان آنها نيز خوش هيكل و چهارشانه و بلند قامت مى شوند چشمه هاى اين شهرك نيز بحد كافى مواد معدنى براى بلندى قد دارند و چنانچه گفتيم در شمشك كه نزديك آن است يكى از معادن بزرگ فسفور وجود دارد. سيلاخورى ها معمولا باريك اندام و قد بلند مى باشند ولى استخوان بندى محكمى ندارند و در حقيقت استخوانهاى آنها پوك و سست است اين ها از رودخانه ها سيلاخور مشروب مى شوند. اين رودخانه در دورود كه نزديك خرم آباد بوده و از توابع بروجرد است به رودخانه ى ديگرى مى ريزد. در اين آب يكى از فلزات نادر كه خاصيت تشعشع دارد وجود دارد و معدن آن در كوه هاى سيلاخور بوده و با كنترل شديد دولت استخراج شده به خارج فرستاده مى شود اگر مى خواهيد خاصيت تشعشع اين فلز گرانبها را مشاهده كنيد در سر راه جنوب نيم ساعت در دورود توقف كنيد و دقت نماييد اين آب چند كيلومتر داراى تشعشع بوده و امواجى به چشم شما مى خورد كه در اصطلاح محلى مارلان گويند. اساس بلندى قد سيلاخورى ها همين فلز است كه در آب خوردن آنها موجود است ولى چون اين آب بحد كافى فلوئور ندارد اين اشخاص استخوان محكمى ندارند اكثر قبل از سى سالگى دندانهايشان مى ريزد و ساق پاى آنها مى شكند و اغلب لنگان لنگان راه مى روند اگر به آب هاى لوله كشى آنها فلوئور اضافه شود اين نقص برطرف شده آنجا نيز مهد پرورش قهرمانان و اشخاص خوش قد و قامت خواهد شد. 1 - استفاده از كاپوت كه گاهگاهى در اثر پاره شدن آن بى نتيجه مى شود. 2 - خوردن قرصهايى كه داراى هورمون استروژن بوده و عوارض بسيارى دارد از جمله زنانى كه كليه هايشان خوب كار نمى كند در اثر خوردن قرص ناراحتيهاى كليوى آنها زيادتر شده و دفع سموم و آب به كندى صورت مى گيرد و در نتيجه اين دسته با خوردن قرص چاق و سنگين شده بى قواره و گاهى مبتلا به سنگ كليه و مثانه مى شود. دسته اى ديگر از بانوان دچار سر درد و سرگيجه و برخى دچار عوارض رحمى مى شوند، عده اى از دانشمندان عصر حاضر پا را بالاتر گذاشته اين قرصها را سرطان زا مى دانند ولى تصور نمى رود همه ى اين قرص ها چنين عوارضى را داشته باشند. 3 - راه ديگر جلوگيرى در حال حاضر گذاشتن . آ- يو - دى در رحم مى باشد كه به وسيله پزشك يا قابله تكه كوچكى از جنس پلاستيك يا مواد ديگر در رحم مى گذارند و چون رحم براى بيرون كردن اين جسم خارجى دائما در فعاليت مى باشد نطفه منعقد نمى گردد اين روش در بعضى از بانوان ايجاد خونريزى رحمى مى كند و بالاخره روزى از رحم خارج زن باردار مى گردد. 4 - روش ديگر بستن لوله ى تخم دانها است كه از ورود تخمك در رحم جلوگيرى مى كند. 5 - شسنشو بعد از آميزش و گذاشتن يك پنبه آغشته به آبليمو و سركه نيز جزو روش هاى معمول امروزى است عده اى هم با محاسبه در ايامى كه تخمك خارج مى شود از آميزش خوددارى كرده و يا در اين روزها جلوگيرى مى كنند و در مواقعى كه خطر آبستن شدن وجود ندارد آزادانه آميزش مى نمايند. هيچيك از روش هاى فوق به استثناى محاسبه بدون عوارض نيست كه تشزيح يكايك آنها از بحث ما خارج است . حكما و دانشمندان قديم ايران با حمول گياههاى ضد عفونى كننده مانند فلفل ، آب كلم و غيره از آبستنى جلوگيرى مى كردند و از همه مهمتر و مطمئن تر استفاده از ريشه نروك و نروك پلنگ بود كه شرح آنرا قبلا داده ايم و چنانچه اين گياه مورد توجه واقع شده و كشت شود مطمئن ترين راه جلوگيرى بوده و يك قلم بزرگ بر صادرات ايران خواهد افزود. در سنوات اخير روش ديگرى از راه تجربه در ايران پيدا شده و تا اندازه اى مطمئن و بى ضرر مى باشد اين روش بسيار ساده بوده و جز و اسرار بعضى از پزشكان و مامايان جديد بوده و رمز آنرا به ديگران نمى آموزند و چون نبايد هيچ رازى بر خوانندگان زبان خوراكيها پنهان بماند آنرا شرح مى دهيم ، اين دستور از موقعى پيدا شد كه دسته اى از پزشكان آب اكسيژنه را جهت شستشوى رحم بعد از كور تاثر بكار بردند و در نتيجه آب اكسيژنه پس از برخورد با خون بصورت كف در آمده و لوله هاى تخم دانها را مسدود مى نمود. اگر بانويى اواخر رگل رحم خود را با آب اكسيژنه شستشو نمايد راه ورود تخمك بسته شده و نازا مى شود و چنانچه بخواهد دوباره آبستن شود بايستى به پزشك مراجعه كرده و لوله هاى رحم را با دادن هوا يا طريق ديگر باز نمايد. يكى ديگر از روش هاى سنتى ايران در جلوگيرى خوردن روزانه يك گرم ميخك است كه شرح آن در جلد دوم خواهد آمد خوردن ميخك از روز پنجم تا بيستم و چهارم شباهت زيادى به خوردن قرص دارد. اين بود چند دستور ساده و در اينجا لازم مى دانيم كه به بانوان محترم تذكر دهيم كه عوارض جلوگيرى در برابر خطرات سقط جنين چندان زياد نيست بايد بكوشند كه با يكى از اين روش ها از آبستنى جلوگيرى نمايند و هيچگاه در صدد كشتن جنين وسقط آن نباشند. درمان سنتى جذام يكى ديگر از افتخارات محققين ايرانى معالجه جذام است كه بكلى فراموش گرديده ولى در لابلاى سطور كتابهاى كهنه و در پس ابر تيره خرافات پنهان شده و با اين كه با توجه به كشفيات جديد از روش آنان مى توان بهترين نتيجه را گرفت معذلك اين بيمارى كه در حال حاضر درحدود سه ميليون از افراد بشر را رنج مى دهد بدون علاج و درد بى درمان شده است . روش سنتى ايرانيان روش سنتى ايرانيان در معالجه جذام استفاده از گوشت افعى بود و معجونهايى بنام افاعى براى درمان اين مرض پليد مى ساختند و براى اين كه گوشت افعى اثر بيشترى داشته باشد قبل از كشتن اين حيوان او را در قفس انداخته و به انواع و اقسام او را آزار داده و عصبانى مى نمودند تا زهر بيشترى وارد بدن او شود. داروى ديگرى كه داروسازان سنتى ايران براى درمان جذام و زخم هاى خوره اى پيدا كرده بودند مار دارو بود كه در جلد دوم خود را معرفى خواهد كرد. اين گياه چنانچه ضمن معرفى خود خواهد گفت بهترين پادزهر نيش مار و افعى مى باشد و حتى حيوانات نيز او را مى شناسند و هر موقع بوسيله مار گزيده شوند بسراغ آن رفته و از ريشه آن مى خورند و در اين مورد پرونده اى نيز در لشكر فارس وجود دارد. شستشو با جوشانده ى ماردارو پاشيدن گرد ريشه خشك آن در روى زخمها خورده اى هر چند قادر به كشتن ميكرب نيست ولى در بهبود زخم ها مؤ ثر مى باشد ماردارو نيز داراى تركيباتى نظير آنتى وينمو بوده و اثر آن در معالجه مارگزيده بهبود زخم هاى خوره اى مربوط به همين تركيبات مى باشد. از ابتداى قرن بيستم كه داروهاى شيميايى و مصنوعى وارد معالجات شده روز به روز آمار بيماران كليوى و كبدى بالاتر رفته است زيرا داروهاى مصنوعى با بدن انسان بيگانه بوده و فشارشان روى كبد و كليه ها مى باشد. در درمان امراض كبدى داروهاى گياهى موثرتر بوده و اثرشان مطمئن تر مى باشد و چنانچه مدد كار داروهاى جديد شوند بهتر نتيجه خواهند داد. در طب جديد معالجه ى امراض كبدى بيشتر با املاح مسهلى مثل سولفات دوسود و سولفات دومنيزى و بيسموت انجام گرفته و تجويز عصاره ى جگر خواه بصورت خوراكى و خواه تزريقى به آن كمك مى كند البته اين داروها تا اندازه اى مفيد مى باشند زيرا علت اصلى امراض كبدى و بسته شدن كيسه ى صفرا از يبوست سرچشمه مى گيرد و خوردن املاح و نقلهايى كه خاصيت مسهلى دارند مى تواند راه هاى مسدود در جلوى كبد را باز كرده و مجارى دفع سموم را لايروبى نمايند ولى خوردن مكرر مسهل مخصوصا مسهلهاى شيميايى خود عوارضى دارد كه بايستى به آنها توجه نمود، بد نيست بدانيد كه خودعلت اصلى امراض كبدى است در طب سنتى ايران معمولا براى مبتلايان امراض كبدى ابتدا چند تنقيه و بعد چند مسهل پى در پى تجويز كرده و به بيمار مرتبا شيره تخم هاى خنكك مثل تخم خيار، تخم خرقه و تخم گشنيز مى دادند و معمولا در اين نسخه مقدار تخم خيار سه مثقال و دو تخمه ديگر هر يك دو مثقال بود. تنقيه بيشتر با دو مثقال مغز فلوس دو مثقال گل ختمى و شش مثقال شكر سرخ بود كه گاهگاهى به آن دو مثقال گل پنيرك دو مثقال گل بنفشه و چهار مثقال تخم تاجريزى هم اضافه مى نمودند و چون شكم چندين بار كار كرده و سموم كبد را خارج مى كرد براى بيمار جوشانده اى مركب از پوست بيد، عناب ، سپستان ، ريشه كاسنى ، شيرخشت و گل بنفشه مى دادند و چون به اين وسيله راه مجارى دفع سموم باز مى شد به سراغ مسهلى مى رفتند اين مسهل ها بيشتر با روغن بادام شيرين همراه بود زيرا چنانچه در معرفى بادام گفته شد روغن بادام بر خلاف ساير مسهل ها پس از اسهال يبوست نمى آورد و خشكى توليد نمى كند. بهترين نسخه بهترين نسخه براى اين منظور بشرح زير است : روغن بادام دو مثقال ، مغز فلوس دوازده مثقال ، ترنجبين چهارده مثقال ، گل سرخ يك مثقال ، گل بنفشه چهار مثقال ، آلو بخارا دويست گرم . با اين نسخه راه كيسه صفرا باز مى شد و در نتيجه كبد كوچك شده و عوارض آن كم كم از بين مى رفت . در معرفى گياهان خوانديد كه ريشه كاسنى در نوسازى كبد اثر معجزه آسا دارد و چون گياه بدور كاسنى صحرايى پيچيده و شيره ى آنرا بمكد براى كبد مخصوصا تشمع آن اثرى فوق العاده درخشان خواهد داشت و نيز خوانديد كه زردچوبه كيسه ى صفرا را باز مى كند و زيتون ، عناب ، سپستان ، كاهو و برگ كاسنى از دوستان با وفاى كبد مى باشند خوردن جگر سياه بشرط آنكه زياد بريان نشود و در روغن سرخ نشود و همچنين عصاره آن چنانچه با اصول علمى بدست آيد مفيد مى باشد در بين سبزيها شاهتره ، شنگ و غازياقى هم در اصلاح كبد مؤ ثر مى باشند. مازو، حنا و سمه ، گل بابونه ، پوست باقلى ، آب پوست گردو تازه و برگ آن ، آب مورد و تخم آن ، برگ چغندر، گل لادن ، جوشانده ى پوست انار، شقايق نعمانى ، ميخك ، آمله و ميوه تمشك از بهترين خضابهايى هستند كه در طب سنتى ايران از آنها استفاده مى شد و از املاح مصنوعى نيز گاهگاهى با اين گياهان مخلوط مى كردند كه بهترين آنها براده ى آهن ، سولفور مس ، زنگ آهن ، و مردابسنگ بود. براده آهن و املاح آن بطور كلى وقتى با مواد مازويى تركيب شوند يك رنگ سياه ثابت بدست مى آيد و استفاده از گياههايى كه طعم گس دارند به اين منظور در اثر وجود مواد مازويى در آنها است . محمد بن زكرياى رازى معتقد است كه بهترين خضاب حنا و ميخك بمقدار مساوى است . نسخه ى ديگر برگ سدر، مازو، آمله ، زنگ آهن ، وسمه ، هسته ى سوخته ى خرما، زاج سياه ، پوست انار، سوخته ى مس ، نوشادر و هليله سياه را از هر يك ، يك مثقال گرفته در يك ليتر سركه و يك ليتر روغن زيتون ريخته بجوشانيد تا آب آن تبخير شده و روغن غليظ شود و بعد استعمال نمايند. ماليدن زهره ى حيوانات محلول در روغن زيتون پس از كندن يا تراشيدن مو صورت مى گرفت و در نتيجه بجاى آن مو با رنگ اوليه ى خود مى روييد.
|