next page

fehrest page

back page

گرسنگى شبه فلز من (فلوئور) در تهران
نظر به اينكه كوه دماوند سالها است خاموش شده و تهران به كوههاى آتش فشانى نزديك نيست و همچنين در اطراف تهران فعاليت استخراج معادنى كه در آنها فلوئور وجود داشته باشد خيلى كم است ، به اين جهت مى توان گفت كه هواى تهران عارى از شبه فلز من بوده و مردم تهران از راه هوا در آمد فلوئورى ندارند. مصرف ماهى نيز در تهران بيشتر در فصل زمستان است كه متاءسفانه فعلا كمياب شده ، و ساير حيوانات و موجودات دريائى هم وارد غذاى ما نمى شود و از اين جهت نيز عايدى زيادى نداريم .
وجود من (فلوئور) در آبهاى تهران
در گذشته كه مردم تهران از آب قنات مشروب مى شدند، عايدى فلوئورى بيشترى داشتند. آب شاه 45/0 ميلى گرم در ليتر و قنات امير آباد معروف به قنات دانشگاه 9/1 ميلى گرم داشت و آب چاه هاى عميق نيز بطور متوسط 45/0 ميلى گرم داشت ، اما امروز آب تهران لوله كشى شده و منحصرا 32/0 ميلى گرم دارد.
اگر بطور متوسط روزانه شما يك ليتر و نيم آب بنوشيد عايدى فلوئورى شما نسبتبه گذشته كه آب قنات مى خورديد 19/0 48/0 - 67/0 يعنى 19/0 ميلى گرم عايدىفلوئورى شما كم شده است و به همين جهت است كه روزبروز پوسيدگى دندان در تهرانزيادتر مى شود.
ميزان فلوئور در آب
طبق محاسباتى كه از نظر علمى شده است ، ميزان من در آب نبايد كمتر از يك ميلى گرم وزيادتر از 5/1 ميلى گرم در ليتر باشد و چون آب لوله كشى تهران فقط 32/0 ميلىگرم دارد 68/0 32/0 - 1 يعنى 68/0 ميلى گرم كمتر ازحداقل دارد و بايستى آنرا طبق اصول علمى به آب لوله كشى افزود و تا زمانى كه اينموضوع عملى نشود نبايد انتظار داشت كه اطفال و بقيه ى ساكنان تهران دندان محكم وكرم نخورده داشته باشند.
كمبود فلوئور در غذاها
يكى ديگر از دلائل سست شدن استخوانها و دندانها و زيادشدن كرم خوردگى دندان پيدايش آسياهاى موتورى است كه در اثر ايجاد حرارت فلوئور را به سبوس چسبانده و با عمل بوجارى و الكهاى نرم مقدارى از آنرا از نان كه غذاى روزانه است خارج مى سازد و اين امر در برنج هم صورت مى گيرد.
گرسنگى فلوئورى خوراكيها
همانطور كه مادر گرسنه ، بچه اى ضعيف و ناتوان بدنيا مى آورد، زمين گرسنه نيز قادر به خلق عناصر معدنى نيست و نمى تواند بيشتر از آنچه از آب يا عوامل ديگر مى گيرد تحويل گياه دهد، از اين رو خوراكيهايى كه فلوئور كمترى از آب و زمين مى گيرند، ميزان فلوئورشان از محصولات مشابه آنها كه در نقاط فلوئور دار پرورش مى يابند، كمتر است چنانچه لوبياى سفيد كه معمولا بايستى 1/2 ميلى گرم درصد فلوئور داشته باشد در دهات اطراف تهران 25/1 ميلى گرم درصد دارد و شك نيست چنين لوبيايى چون خود گرسنه است خوردن آن ايجاد گرسنگى فلوئور خواهد كرد.
تغيير روش غذايى
يكى ديگر از دلايل افزايش پوسيدگى و كرم خوردن دندان تغيير رژيم غذايى است كه به مرور زمان پيدا شده است . سابقا شما لوبياى سفيد، عدس و ماش بيشتر از امروز مى خورديد و امروز مواد گوشتى بيشتر از سابق مى خوريد، حبوبات مخصوصا عدس ، ماش و لوبيا سرشار از فلوئور بوده و تقريبا دو برابر گوشت و سبزيها فلوئور دارند و همين امر جيره روزانه فلوئور را در تغذيه كم كرده و سبب افزايش كرم خوردگى دندان و سستى استخوانها شده است .
آسمان صاف و آفتابى ايران
شما در ايران آسمانى صاف و آفتابى داريد و چنانچه كلسيم و ويتامين ((د)) در معرفى خود تذكر دادند تثبيت كلسيم در بدن شما به آسانى صورت مى گيرد و از طرف ديگر بد نيست بدانيد كه جذب كلسيم زياد مانع تثبيت فلوئور در دندانها و استخوانهاى شما است و به عبارت ديگر كلسيم و فلوئور مى توانند در ساختمان دندانها و استخوانها جاى يكديگر را اشغال نمايند و آفتاب زياد ايران اين فرصت را به كلسيم داده و در مواقع كمبود فلوئور، جانشين آن شده و سبب پوسيدگى دندانها و ناخن ها و استخوانها مى شود - افزايش مقدارى فلوئور دو سديم به آب مشروب كه قدرت جذب آن زياد است اين نقيصه را جبران خواهد كرد.
نظر دندانپزشكان
كليه دندانپزشكان با تجربه و قديمى تهران معتقدند كه روز به روز دندانهاى ساكنان اين شهر استحكام خود را از دست داده و آمار كرم خوردگى رو به افزايش است مخصوصا از موقعى كه آب نهر كرج را به تهران آورده و بدنبال اين شهر لوله كشى شده و خوردن آب قنات متروك شده است و با اينكه امراض عفونى لثه و دهان كمتر شده است . معذلك پوسيدگى و كرم خوردگى زيادتر ديده مى شود و اين موضوع دليلى جز كمبود فلوئور در آب كرج نيست .
نگاهى به شهرهاى ديگر
ساكنان بعضى از دهات و شهرستانهاى آذربايجان مثل اردبيل - مشكين شهر - سراب - خوى - مرند و اطراف اروميه و همچنين دهات كوهستانى مازندران بين بندپى و فيل بند و چند ده در اطراف قله دماوند و چند قريه بين سمنان و فيروز كوه و چند نقطه ايران مانند بعضى از نقاط تگزاس داراى استخوان بندى درشت و قد بلند - فكين پهن و دندانهاى محكم و سالم مى باشند و برعكس ساكنان كوير بين كاشان و يزد داراى قدى بلند - باريك اندام فكين كوتاه و كم عرض هستند. اين اختلاف در استخوانبندى مربوط به كمى و زيادى فلوئور در آب مشروب و خوراكيهاى آنها است ، محكمى دندان و استخوان بندى درشت در نواحى قسمت اول منحصر به انسان نيست ، بلكه حيوانات مخصوصا مواشى كه در دامنه ى كوه هاى سبلان پرورش مى يابند، آنها نيز پروار بوده و استخوان بندى محكمى دارند مخصوصا ميناى استخوان هاى گوسفندانى كه از دشت مغان به تهران مى آورند بقدرى محكم است كه به قول قصبان لبه ى ساطور را بر مى گرداند و اگر استخوان يك گوسفند آذربايجان را با استخوان يك گوسفند از نواحى كوير مقايسه كنيم سستى و سختى اين دو آشكار مى گردد. نكته جالب توجه اينكه ما در استانهاى ساحلى درياى مازندران همواره با دسته هاى مختلفى روبرو مى شويم يك دسته داراى قد بلند چهارشانه فكين بزرگ و دسته اى ديگر با قدى متوسط بلغمى مزاج و پف كرده هستند ساكنان كوهستانهاى اين نواحى بيشتر از دسته اول و شهرنشينان از دسته دوم مى باشند و اهالى رشت و بندر انزلى با ساكنان شهرهاى مازندران فرق كلى دارند و با اينكه بين بابل و بندپى چند فرسخ فاصله نيست ، اهالى اين شهر بيشتر كوتاه قد يا متوسط القامه مى باشند، در صورتى كه ساكنان بندپى و دهات اطراف درشت و سالمى دارند. ديگر از نواحى ايران كه داراى معادن فلوئور است ، عبارتند از محلى بين پل سفيد و زيرآب ، فسخود در اردستان راور و دربند در كرمان ، در بلوچستان همواره رود غليظى از دهانه كوه تفتان خارج مى شود كه باد آنرا بسوى هندوستان و پاكستان برده و مختصرى از آن نصيت ساكنان سيستان و بلوچستان وكرمان مى شود و همين امر سبب شده است كه ساكنان اين نواحى با اينكه بهداشت صحيحى ندارند معذلك داراى دندانهاى سالم و استخوان بندى كامل باشند.
بعقيده ى نويسنده ى زبان خوراكيها اگر اين گازى كه از دهانه تفتان خارج مى شود روزى مورد استفاده قرار گيرد و با آن كودى جهت مزارع چاى كارى ساخته شود، چاى ايران مرغوب تر از چاى هندوستان شده و منافع اين گاز كمتر از منافع گاز نفت نخواهد شد، اگر كمبود فلوئور، از راه افزودن آن به آبهاى لوله كشى با نمك خوراكى جبران شود بسيارى از امراض از بين رفته و استخوان بندى نسل آينده درشت تر شده و ايران مثل گذشته مهد قهرمانان خواهد شد.
من در سبوس گندم - جو - برنج - مارچوبه - زردآلو - گوجه فرنگى انگور - سيب زمينى - ترب و از همه مهمتر در چاى و حبوبات پيدا مى شوم . اگر خاكى كه در آن لپه - باقلا و نخود و غيره را مى كارند، بحد كافى از شبه فلز من نداشته باشد اين بنشن ا ناپزا شده و بهترين راه پر كردن آنها افزودن مقدار كمى چاى خشك به آنها است .

من ((ارسنيك )) هستم !
من يك شبه فلز مقوى براى اعصاب هستم ، وجود من براى درمان بيماريهاى كه ايجاد ضعف كرده و مرگ تدريجى ايجاد مى كنند و همچنين كم خونى - سل - جذام و غيره نافع است . من جزو مصالح ساختمانى ياخته هاى خون بوده و براى معالجه سفليس تجويز شده ام و در گذشته بيمارى سفليس را فقط با تركيباتى معالجه مى كردند كه با من ساخته شده بودند.
من در سير - در حبوبات - جوانه گندم - كلم مخصوصا كلم قرمز كاهو - اسفناج - برنج - فلفل سبز - قارچ - سيب زمينى - هويج و سيب درختى پيدا مى شوم .
بيمارى جذام نتيجه كمبود و گرسنگى نامرئى من است .
من ((برم )) هستم !
من مسكن درد، مسكن سلسله ى اعصاب بوده و خواب را راحت مى كنم من به پوست شما لطافت و زيبايى مى بخشم ، كمبود من در بدن ايجاد زگيل مى نمايد.
من در سيب - هندوانه - خربزه - قارچ - مارچوبه - آرتيش - كنگر - گوجه فرنگى - تربچه - توت فرنگى - تمشك - ريواس - كلم - سيب زمينى ترشى - تره - تره فرنگى - زردآلو - پياز - انگور و انجير يافت مى شوم و بعلاوه در اكثر بنشن ها موجود مى باشم - من از در آمدن زگيل جلوگيرى كرده و خوردن املاح من زگيل را از بين مى برد.
گرسنگى نامرئى ((يد))!
دورى فلات ايران از دريا عامل اصلى گرسنگى نامرئى ((يد)) است زيرا سالها زمين را آب باران و رودخانه ها شسته و شبه فلز ((يد)) آنرا در خود حل كرده و به قعر زمين و به سوى كوير و دريا برده و اكنون مسير رودخانه ها عارى از اين شبه فلز شده است و كسانى كه با آب رودخانه مشروب مى شوند كمبود ((يد)) دارند، كمبود اين شبه فلز توليد خنازير گواترى مى نمايد كه به آن در زبان فارسى غمباد گويند. در شهريار كه مردم از آب رودخانه كرج مشروب مى شوند اين بيمارى زياد ديده مى شود و در تهران هم از موقعى كه استفاده از آب قناتهاى قديم متروك شده و همه از آب تصفيه شده رودخانه كرج استفاده مى كنند روزبروز اين مرض زيادتر مى شود. فقر و ناقه عمومى و همچنين افزايش ميزان استعمال مواد الكلى بر شدت اين بيمارى مى افزايد و بطور كلى ضعف و ناتوانى جسمى نيز مزيد علت است . انحطاط جسمى و روحى و عصبانيت فوق العاده نيز در مبتلايان ديده مى شود، اختلال در امر رشد - كوتاهى قد - بدشكلى هاى موضعى و ضعف حافظه ، حماقت و هزاران عوارض ديگر بدنبال اين مرض ‍ مى آيد.
عدم مقاومت ساكنان تهران در برابر پاره اى از امراض و سرماخوردگيهاى گوناگون كه همه ساله در اين شهر و چند شهر ديگرى كه از آب رودخانه استفاده مى كنند، رنگهاى زرد و پريده ، دندانهاى سست و كرم خورده و زياد شدن بيماريهاى روحى و جسمى ، هيكلهاى ناجور و بى قواره و زياد شدن گواتر بدخيم و غيره دلائل محكمى بر وجود يك سلسله گرسنگى هاى ناآشكار رايج در بين ما ايرانيان است . گرسنگى خواه حاد باشد خواه مزمن خواه علنى باشد خواه مخفى در روان و جسم انسان اثر مى كند و آنرا دگرگون مى سازد و در حقيقت مى توان گفت كه ريشه اصلى بيماريهاى جسمى و روانى ما ايرانيان يك سلسله گرسنگيهاى مجهول و ناآشكار مى باشد كه در راس آن ها گرسنگيهاى پنهانى شبه فلز ((يد)) و شبه فلز فلوئور مى باشد.
بارى گرسنگى مزمن ((يد)) يكى از بيماريهاى رايج تهران است كه تظاهر آن بصورت گواتر در بين عده اى ظاهر مى شود.
با اينكه پر كارى غده ى سيب آدم ((تيروئيد)) در بين خردسالان كمتر ديده مى شود و پزشكان اطفال معمولا بيشتر با كم كارى اين غده در بين كودكان سر و كار دارند معذلك در سالهاى اخير يعنى پس از توسعه ى شبكه ى لوله كشى تهران متخصصين اطفال با تعدادى از اين بيماران روبرو شده اند و عجيب اينكه از نه طفل بيمار چهار نفر آنها به كم كارى و پنج نفر ديگر به پر كارى اين غده مبتلا مى باشند و به دلائلى كه بعدا شرح داده مى شود پركارى غده ى سيب آدم بعلت كمبود شبه فلز ((يد)) در آب آشاميدنى است و با خوردن محلول املاح اين شبه فلز، به آسانى قابل معالجه است با در نظر گرفتن موقعيت جغرافيايى تهران زياد بودن بيمارى غمباد در اين شهر عجيب نيست ، در قسمت هاى ديگر ايران و ممالك ديگر هم شهرهايى كه در مناطق كوهستانى با دامنه هاى پر شيب قرار داشته و دور از دريا مى باشند اين بيمارى ديده مى شود و آنچه مهم و قابل توجه است افزايش روزافزون آن مى باشد و در اينجا باز هم تكرار مى كنيم كه اين افزايش دليلى جز گرسنگى مزمن شبه فلز يد ندارد.
انسان مى تواند از راه هوا - غذا و آب ((يد)) مورد نياز بدن خود را بدست آورد ولى عملا مقدارى از آن حتما بايستى از راه آب وارد بدن شود و به همين جهت است كه بايستى كمبود ((يد)) ابتدا افراد لاغر و نحيف ساخته و باعث ضعف عمومى آنها مى گردد ولى استثنائا در بعضى از اشخاص توليد چاقى مى كند و بطورى كه مشاهده مى شود اكثر افراد مبتلا به غمباد ضعيف و لاغر مى باشند ولى در هر حال پس از بهبودى چاق و فربه مى گردند و روى اين اصل بايستى قبلا از چاقى خود جلوگيرى نمايند. بالا رفتن آمار فلج مغزى اطفال و كودكان ناقص الخلقه و اطفال كر و لال نيز يكى ديگر از عوارض اين گرسنگى پنهانى است ولى خوشبختانه چون بعضى از معادن نمك ايران كم و بيش از اين ماده ى حياتى دارند. ميزان گرسنگى در ايران خيلى زياد نيست و با محاسباتى كه شده است اگر به هشت كيلو نمك آشپزخانه يك گرم يدوروپتاس اضافه نمايند اين گرسنگى از بين مى رود و تمام اين مصائب و بلايا از بين ما رخت بر مى بندد.
وجود شبه فلز ((يد)) در معادن نمك ايران تا حدى از شدت اين گرسنگى كاسته و با اينكه ميزان ((يد)) شبكه ى لوله كشى تهران كم مى باشد معذلك بيمارى غمباد در تهران عموميت ندارد.
غذاى گواترزا

تربچه - كلم - ترتيزك و چند گياه ديگر با اينكه داراى ((يد)) هستند و على الاصول معالج غمباد مى باشند معذلك گاهگاهى به ايجاد اين مرض ‍ كمك مى كنند تا حدى كه عده اى اين گياهان مفيد را گواترزا مى دانند، با مطالعاتى كه نويسنده زبان خوراكيها روى اين گياه ها نموده است نتايج شگفت آورى بدست آورده و اين معما را بخوبى حل كرده است .
علت گواترزا بودن بعضى از گياهان گرسنگى ((يد)) در آن گياه است و چنانچه مقدارى يد به اين گياهان به عنوان كود بدهيم نه تنها گواترزا نيستند بلكه معالج قطعى بيمارى گواتر خواهند بود و از عجايب اينكه با افزودن ((يد)) بخاك آن ها، تغييرات مهمى در رشد و شكل آن ها ديده ميشود و شما مى توانيد اين تغيير شكل را در فرآورده هايى كه از سواحل درياى مازندران مى آورند مشاهده نماييد چنانچه تربچه شهريار با تربچه ى بندرانزلى فرق بسيار دارد.
بولاغ اوتى كه نوعى شاهى است فقط در جاهايى رشد مى كند كه آب آنجا داراى يد بسيار باشد و الا پس از چندى تغيير جنسيت داده شبيه شاهى و تره تيزك مى شود. سيرى كه محصول شمال و اطراف درياى مازنداران است با سيرى كه در جاهاى ديگر به عمل مى آيد فرق بسيار دارد و اين خود دليل ديگرى بر لزوم يد براى كشت است .
موميايى
يكى از داروهاى معجزه دار كه از قديم در ايران معمول بوده و اجداد ما براى آن خواص بسيار زيادى قائل بودند موميايى است كه افتخار كشف آن به ايرانيان عهد باستان تعلق دارد كه شرح مفصل آنرا شما مى توانيد در كتاب برنامه غذايى در سفر مطالعه فرماييد. بهترين معادن موميايى امروز در بهبهان تنگه ، تكاب ، و در كوه هاى جامفر بلوچستان است . اين اكسير گرانبها سرشار از شبه فلز ((يد)) مى باشد و به همين جهت فعاليت سلولهاى سازنده ى بدن را زياد مى كند - زخم ها را زود التيام مى دهد و از همه مهمتر جلوى پيشرفت گوارتر را مى گيرد چه آنرا بخورند و چه روى غذاى تيروئيد بمالند.
بهترين دستور براى كوچك شدن سيب آدم

مبتلايان به بيمارى غمباد كه غده ى سيب آدم در گلوى آنها بزرگ شده است مى توانند با ماليدن موميايى روى آن آنرا كوچك نمايند و اگر دسترسى به موميايى ندارند مى توانند از دستور ساده ى زير استفاده كرده و اثر معجزه آساى آن را با چشم خود به بينند.
مقدارى پوست نارنج يا پرتغال را كوبيده روى بر آمدگى غده ماليده و بگذارند مدتى بماند.
من شبه فلز ((يد)) هستم !
غذاى اصلى و جزء مصالح ساختمانى غده سيب آدم يعنى تيروئيد هستم خون مردگى را از عضلات و هجوم خون را از غدد لنفاوى برطرف مى كنم و خون سازى را سهل و آسان مى نمايم - قدرت تبالات سلولى را افزايش ‍ مى دهم . وجود من براى اعمال ويتامين ث لازم و ضرورى است .
براى معالجه نرمى استخوان - برنشيت - عقب افتادگى در رشد - فلج - لقوه - بيماريهاى پوستى - سل و از همه بالاتر براى درمان گواتر اثر ارزنده دارم .
من در آلكهاى دريايى - در شاهى - تره تيزك - بولاغ اوتى - سير - لوبياى سبز - پياز - اسفناج - شلغم - مارچوبه - كلم - قارچ - توت فرنگى - تمشك - برنج - هويج - ترشك - تره - تره فرنگى - نخود تازه - گوجه فرنگى - انگور - فلفل سبز - كنگر - آرتيشو - كاهو - سيب زمينى - تربچه و گندم پيدا مى شوم . بزرگترين منبع من دريا و آب دريا است نوشيدن آب دريا - شنا كردن و شستشوى با آن و همچنين استنشاق هواى دريا بهترين راه استفاده از من بوده و گرسنگى مزمن به اين وسيله برطرف مى شود.
من ((كلر)) هستم !
من همان شبه فلزى هستم كه با تركيب با فلز سديم نمك طعام را براى شما مى سازم . از مصالح ساختمانى سرم خون و مايعات بدن شما بوده و در ساختن استخوان دندان و غضروف ها نقش اساسى دارم - در نمك طعام - در آب دريا و رودخانه هاى شور - در خرما - غلات - فندق - لوبياى سبز - گردو و بادام وجود دارم .
من ((مس )) هستم !
جزء تركيبات خون بوده - فقدان من در زنان توليد ترشحات بيرنگ و خارش مى نمايد و نيز كمبود من در زنان آبستن باعث ترك پوست شكم مى شود و من در بادام - فندق - مغز گردو - گندم - مارچوبه - ذرت - جو - ترب - چغندر مركبات - شلغم - پياز - تره فرنگى - والك - تره - خرما - هويج و زردك - گلابى - قارچ - دنبلان كوهى - كلم - اسفناج - گيلاس ‍ - سيب و انگور يافت مى شوم .
من ((منيزى )) هستم !
در ساختمان اسكلت بدن شما نقش اساسى دارم وجود من در سبزى و گياهان به منزله آهن در خون انسان است و به همين جهت عده اى مرا خون گياهى مى دانند - غذاى غدد داخلى بدن شما بوده و در ساختمان سلسله ى اعصاب با كمك فسفر نقش اساسى دارم ، محرك اصلى حركات دودى احشاء هستم ، ترمز سرطان بوده و براى درمان مرض قند، سل ، ضعف اعصاب مؤ ثر مى باشم من در چغندر - كاهو - اسفناج - يونجه - گندم - سيب زمينى - هويج - بادام - مغز گردو - فندق - ذرت - جو - خرما - بلوط - لوبياى سبز - برنج - گيلاس - مركبات - گلابى - هلو و زردآلو پيدا مى شوم .
من ((منگنز)) هستم !
عامل اصلى رنگ سياه مو بوده گرسنگى من رنگ مو را سفيد مى كند و آنرا ترد و شكننده مى نمايد. براى كبد مفيد بوده و براى استخوان و نسوج پوست و كليه ها لازم مى باشم و از غذاهاى اصلى پياز مغز مى باشم - من در مارچوبه - گندم - مغز گردو - جو - هويج - اسفناج - قارچ - دنبلان كوهى - چغندر - كاهو - ذرت - انواع شاهى - زردآلو - كلم - گوجه - آلو - كرفس - خرما - سيب زمينى - انگور - گلابى - زردك - پياز - كاسنى - سبزيهاى صحرايى - گيلاس - سيب و مركبات يافت مى شوم .
من ((نيكل )) هستم !
من در تبادلات مايعات حياتى در بدن شما نقش ميانجى را دارم و براى عمل لوزالمعده نهايت لزوم را دارم و مخصوصا وجود من براى درمان مرض قند مفيد مى باشد من در دنبلان كوهى - سيب زمينى ترش - كلم - اسفناج - كاهو - انجير - انگور گيلك - هويج - سيب زمينى - پياز - گوجه فرنگى - گلابى - گوجه - زردآول - آلو - سبوس گندم - مغز هسته - توت فرنگى - تمشك - پياز - ذرت - زردآلو - بولاغ اوتى - انگور و برنج يافت مى شوم .
گرسنگى نامرئى سديم

خوشبختانه ما به علت داشتن معادن نمك و آبهاى شور و كويرهاى پر وسعت كمبود سديم نداريم ولى معذلك در جنوب ايران به علت خشكى زياد و عرق كردن اشخاص اين كمبود مخصوصا در تازه واردين و اشخاص ‍ غير بومى ديده مى شود. هر ليتر عرق انسان دو تا سه گرم كلر و دو سديم دارد و در روزهاى گرم تابستان ميزان عرق به هفت تا ده ليتر مى رسد و به عبارت ديگر روزانه بيست گرم كلروردوسديم از بدن آنها خارج ميشود. حجاج ايرانى كه به مكه ى معظمه مشرف مى شوند مخصوصا در فصل تابستان دچار كمبود اين فلز مى شوند و چاره اى جز خوردن نمك زياد ندارند آنها معمولا ماست كيسه اى نمك زده و غذاهاى شور زياد مى خورند ولى بوميان مخصوصا اعراب بدوى كه با بدنهاى نيمه عريان حركت مى كنند كمتر به اين بيمارى دچار مى شوند.
طبق مطالعاتى كه در اين مورد شده است ، اشخاص عريان كمتر عرق كرده و با عرق مقدار كمترى نمك خارج مى كنند. در اثر آزمايش هاى مكرر علمى ثابت شده است كه عرق اشخاص عريان پنجاه درصد نمك كمتر از عرق بدن اشخاصى است كه لباس بر تن دارند. حجاج در لباس احرام كمتر عرق كرده و عرق آنها نيز نمك زيادى ندارد و به همين جهت است كه سياهان و اشخاص بومى كه هميشه با بدن عريان كار مى كنند ذخاير املاح معدنى بدن خود را كمتر از دست مى دهد.
من ((سديم )) هستم !
من در اثر تركيب با گاز كلر نمك طعام را تشكيل مى دهم جزو تركيب سرم خون و ساير مايعات بدن شما هستم ، وجود من براى هضم غذا و جذب آن ضرورت دارد و همچنين جز مصالح ساختمانى مايعات و رطوبت هاى بدن و مخصوصا غضروفها هستم كمبود من باعث كم اشتهايى - سستى و ضعف مفرط است . من در آب دريا در نمك طعام - در جوانه گندم - در لوبياى سبز - در بلوط - در يونجه - در ذرت - در جو و برنج و از همه بالاتر در خار شتر و اشنيان به مقدار زياد وجود دارم .
من ((نمك طعام )) هستم !
هر چه بگندد نمكش مى زنند
فارسى من نمك است ، اعراب به من ملح و ترك زبانان دوز مى گويند. من همان گرد سفيدى هستم كه شما آنرا به تمام غذاهاى خود بجز شيرينى ها مى زنيد. من علاوه بر طعم شورى كه داشته و غذاهاى شما را خوشمزه و نمكى مى كنم حافظ آنها نيز در برابر فساد مى باشم و به قول شاعر هر چه بگندد نمكش ميزنند، من از تركيب كلر با فلز سديم بدست مى آيم . سرم فيزيولژى كه در موقع كمبود آب بدن و بجاى غذا به بيماران تزريق مى كنند محلول هفت در هزار من مى باشد. يكى از افتخارات من اين است كه رسول اكرم ص به حضرت اميرالمؤ منين (ع ) فرمودند: يا على غذاى خود را با نمك شروع كن و آنرا با نمك ختم نما، كسى كه غذاى خود را با نمك باز كند و به نمك تمام نمايد از هفتاد و دو مرض از جمله جنون ، جذام و برص ‍ محفوظ مى ماند. من اشتها را زياد مى كنم ، رنگ رخسار را باز مى كنم ، به غذا طعمى خوش مى دهم ، خيارشور و غذاهاى نمك پرورده كه با من درست مى شوند مدت زيادى مانده و باطعم خوشى كه دارند مورد علاقه شما مى باشند. در ترشى ها نيز از وجود من براى خوشمزه كردن و رفع ضرر سركه استفاده مى كنند، دندانى كه در اثر خوردن ميوه هاى ترش كند شود با ماليدن گرد و مضمضه ى محلول من كندى آن از بين مى رود. ماليدن من با گوشت هندوانه ى ابوجهل زخم هاى جلدى را درمان مى كند. كوبيده من با مرواريد جهت سفيد كردن دندان و درمان عفونت آن گرد دندان بسيار نافع است ، پاك كننده زخم و تميز كننده ى لوله ى هاضمه و معده مى باشم ، ترشى زياد معده را خنثى مى كنم ، هر چند وجودم براى پيدايش ترشى آن لازم است ضماد من همراه با روغن بذر كتان بر محل نيش عقرب مفيد مى باشد. ماليدن من مخلوط با روغن زيتون جهت خارش - جرب - زخم آبله و جذام مفيد است و با روغن زيتون جهت بند آمدن خون نيز تجويز مى شود. براى تسكين درد عضلات كه در اثر سرماخوردگى و كوفت رفتگى باشد كافى است نمك را گرم كرده لاى دستمال ريخته و بر موضع درد بگذاريد تا ساكت شود.
بقيه فلزات كانى خود را در جلد دوم معرفى مى كنند.
گرسنگى نامرئى ((ويتامين ها))!
ويتامين يعنى اكسير تندرستى
يك روز ويتامينها مواد اسرارآميزى بودند موادى كه اثرشان معجزه آميز بود امروزه همه اين مواد را كم و بيش مى شناسند و مى دانند كه گرسنگى نامرئى اين مواد چه آسيبى به سلامتى انسان ميزند. هشتاد سال پيش عده اى از محققين متوجه شدند كه پرندگانى كه با برنج پوست كنده منحصرا تغذيه مى شوند لنگ شده و كم كم مفلوج مى گردند بعد كم كم دامنه ى آزمايش ‍ ويتامين ها بالا گرفت و اين عوامل غذايى يكى پس از ديگرى كشف شدند و تظاهرات كمبود و گرسنگى آنها مشاهده گرديد و ثابت شد كه كمبود اين عوامل نه تنها موجب پيدايش يك يا چند مرض مخصوص مى شود بلكه اختلالات گوناگونى در كارهاى عادى و روزانه ى بدن انسان ايجاد مى كند و به همين دليل مى توانيم بگوييم كه اين عوامل علاوه بر وظايف خاصى كه دارند داراى وظايف مشتركى نيز مى باشند كه كمبود يكى از آنها براى بدن عوارض بيشمارى همراه خواهد داشت . تاكنون بيش از بيست نوع ويتامين شناخته شده ولى نقش همگى آنها مشخص نيست و تنها نقش معدودى از آنها روشن و آشكار مى باشد و همچنين همه مى دانيم كه كمبود و گرسنگى مخفى اين عوامل بلاهاى بزرگى بر سر بشر وارد آورده و مى آورد. اين ويتامين ها عبارتند از ويتامين آ - ب 1 - ب 2 - ث - د - ژى - كا - پ - پ پ - اف و چند ويتامين ديگر كه كمبود آنها توليد بيماريهاى مشخصى مى نمايند كه برخى از اين امراض در ادوار گذشته شناخته شده و درمان آنها نيز كشف شده ولى تا كشف ويتامين ها علت اين امراض نامعلوم بود. پزشكان و داروسازان از قديم گياهانى را كه درمان اين امراض بودند شناخته و در كتب قديمى خواص دارويى و غذايى آنها ثبت شده است مثلا بيمارى رقت خون كه امروزه ثابت شده است كه نتيجه گرسنگى نامرئى ويتامين ث مى باشد از قديم شناخته شده و درمان آنرا گياهانى قيد كرده اند كه امروزه مى دانيم داراى اين ويتامين بحد كافى مى باشند مثلا از قول امام ششم (ع ) نوشته اند كه كاهو در ساختن خون صالح نظير ندارد.
بيمارى شب كورى از زمان بقراط شناخته شده بود و معالجه آن بدستور بقراط گذاشتن ورقه هاى نازك جگر حيوانات بود كه بر روى چشم مى گذاشتند، پس از گذشت دو هزار سال انسان توانست تشخيص دهد كه اين بيمارى نتيجه كمبود ويتامين ((آ)) بوده و جگر حيوانات مخصوصا جگر ماهى مقدار زيادى از اين ويتامين را دارد حال مى بينيم كه در روش ‍ مداواى بقراط يك دليل علمى وجود داشته كه حقيقت آن در آن زمان مجهول بوده و تنها از راه تجربه به آن برخورد كرده بودند.
من ويتامين ((آ)) هستم !
اسم من ويتامين ((آ)) مى باشد به من ضد شب كورى و ويتامين رشد هم مى گويند. از زمان بقراط بيمارى شب كورى شناخته شده بود و براى معالجه آن جگر هر حيوانى را كه در دسترس بوده ورقه كرده روى چشم مى گذاشتند، پس از هزار سال كه كرسى طبابت بدست محمد بن زكرياى رازى و ابن سينا افتاد از راه تجربه پزشكان سنتى ايران دريافتند كه اين اكسير نامعلوم در چربى كبد بوده و چربيهاى حيوانى ديگر مثل كره درمان اين بيمارى نيز مى باشند ولى هرگز پيش بينى نكرده بودند كه پس از ده هزار سال ديگر يعنى در اوايل قرن بيستم بشر پى به ماهيت اين اكسير خواهد برد. كمبود من علاوه بر شب كورى و اختلالات پنهانى و آشكار موجب توقف رشد جوانان مى شود. چربيهاى حيوانى مانند لبنيات و روغن كبد ماهى و بعضى از ميوه ها مانند خرما - نارگيل و بعضى از سبزيها منابع طبيعى من هستند كمبود من در گذشته همواره يك سلسله عواقب مرگبار همراه داشته است در كشورهاى چين و ژاپن كمبود من در قرون گذشته يكى از بيماريهاى بومى شناخته شده بود و همواره پس از قحطى ها و گرسنگيهايى كه هر چند سال يكبار در ايران پيدا مى شد آمار مبتلايان به كورى و نابينائى رو به افزايش مى گذاشت چنانچه پس از قحطى 1336 قمرى تعداد زيادى كور در همين تهران ديده شد و در شهرهاى ديگر ايران نيز مشاهده مى شد اين ارتباط كورى با قحطى در طب سنتى ايران از مدتها پيش قبل از كشف ويتامين ((آ)) شناخته شده بود و همه مى دانستند كه افزايش كورى يكى از عوارض خشكسالى و گرسنگى حاد مى باشد. پس از شكستن سد شاپور و استيلاى گرسنگى بر خطه ى خوزستان بسيارى از شهرهاى اين استان شهر كوران لقب گرفت ولى امروزه با زرخيز شدن اين استان و فراوانى نعمت كم كم اين لقب از روى شهرهايى مانند شوشتر و دزفول برداشته شده است . در حال حاضر گرسنگيهاى مرئى و نامرئى ويتامين ((آ)) در شهرهاى ايران و دهات آباد كمتر ديده مى شود ولى در كوهپايه ها و دهاتى كه هنوز آباد نشده و مردم غذاى كامل ندارند هنوز اين بيمارى عرض اندام مى كند و از ساكنان آنها خراج گزاف مى گيرد چند سال پيش كه خشكسالى بر قسمت اعظم خاك ايران مستولى شد تعداد مبتلايان به شب كورى در دهات دور افتاده مخصوصا نواحى كوهستانى زياد مشاهده شد. اين نواحى در سالهاى عادى حاصلخيز و سرسبز مى باشند و در بهار و تابستان سيل رمه ها و سياه چادران بسوى آنها سرازير مى شوند تا از مراتع سرسبز آنها براى چريدن گله هاى گوسفند استفاده نمايند ولى در سالهاى خشكسالى كه معمولا هر چند سال يك مرتبه ديده مى شود همه گياهان نابود مى شوند و مرتعى براى چرانيدن رمه ها ديده نمى شود و مردم محل كه در سالهاى عادى از لبنيات مهمانان خود بهره مند مى شوند گرسنه مى مانند و در اين موقع است كه بيماريهاى ناشى از فقدان عوامل غذايى از جمله كمبود ويتامين ((آ)) در بين آنها رواج پيدا مى نمايد و مردمان گرسنه و فقير اين نواحى براى معالجه و پيدا كردن كار بسوى شهرها سرازير مى شوند و در نتيجه تعداد بيماران مراجعه كننده به درمانگاه هاى دولتى و موسسات خيريه زياد مى شوند و آمار مبتلايان به شب كورى بالا مى رود اين بيماران هنگام غروب آفتاب در ظلمت محض فرو مى روند و علت آن اين است كه در روز چشم آنها به نور خيره مى شود و چون بحد كافى تغذيه نشده است خسته شده و آخر روز قدرت ديد خود را در اثر خستگى از دست مى دهد در طب جديد علت شب كورى را ضايع شدن مواد رنگى چشم در نتيجه ى تابش آفتاب مى دانند و چنانچه اين اشخاص دچار گرسنگى ويتامين ((آ)) باشند قادر بساختن اين مواد رنگين نخواهند شد
من تبادلات ياخته ها را منظم مى كنم و از مصالح ساختمانى و غذايى قسمتهاى سخت بدن مانند استخوانها، غضروفها و قسمت شاخى موها و پوست مى باشم و از غذاهاى ضرورى و ساختمانى رگ ها و مويرگها مى باشم ، وجود من براى قسمتهاى حساس دستگاه گوارش لازم است ، كمبود من پوست را سخت و فلس دار كرده و توليد پينه كرده ، روى پياز مغز مخصوصا آن قسمت كه مربوط به رشد است اثر قطعى دارم و بطور غير مستقيم روى غده سيب آدم اثر مى كنم و كمبود من باعث پر كارى اين غده مى شود.
من در روغن ماهى - در جگر - در كره - در ميوه هاى روغنى - سير - پياز - غلات - اسفناج - زرده ى تخم مرغ - گوجه فرنگى - هويج - عدس - كنگر - آرتيشو - قارچ - انواع كلم - مركبات - شلغم و ميوه هاى خشك يافت مى شوم ، من در بعضى از ميوه ها و سبزيها به صورت جوهر زردك بوده و در بدن تبديل به ويتامين ((آ)) مى گردم .
من ويتامين ((ب 1)) هستم !
به من ويتامين ضد ورم عصب هم مى گويند
من از گروه ويتامين هاى ب بوده و به ويتامين ب 1 مشهور شده ام به من انورين ويتامين هم مى گويند، من عامل ضد عصبانيت لقب داشته و براى دستگاه گوارش قلب ، ريه نهايت لزوم را دارم . كمبود من در دستگاه گوارشى اختلالات نظير: بى اشتهايى ، يبوست و نفخ معده توليد مى كند، در قلب ، كمبود من باعث طپش قلب توام با تنگى نفس شده كمى فشار خون و نارسايى قلب را به وجود مى آورد. بزرگترين عارضه گرسنگى پنهانى من بيمارى بربرى است كه در گذشته در خاور دور كه غذاى آنها منحصر به برنج سفيد كرده بود به صورت يك بيمارى بومى وجود داشت و گاهگاهى سرايت آن شدت پيدا كرده و كشت و كشتار بيداد مى كرد بربرى نوعى فلج است كه از پاها شروع شده و بدست مى رسد و ممكن است به عضلات سينه و حجاب حاجز هم برسد، اين بيمارى مبتلايان را لمس و فلج كرده و آنهايى كه مى توانند راه بروند مجبورند با پاهاى ورم كرده و بى حس شده خود لنگان لنگان قدم برداشته و تلو تلو خوران بجلو بروند، اين بيمارى نه تنها در انسان بلكه در پرندگانى كه با برنج سفيد كرده تغذيه مى شوند ظاهر مى گردد. خوشبختانه در سواحل درياى مازندران با اين كه قوت غالب كارگران و كشاورزان و اشخاص بى بضاعت برنج سفيد كرده است معذلك هرگز اين بيمارى به صورت بومى در نيامده و بطور كامل ديده نشده است . علت اين امر را بايستى در اثر نفوذ اسلام و قدرت ايمان مردم دانست ، زيرا مردم اين نواحى بخوردن مشروب عادت ندارند و تعداد معدودى مردم شهرنشين كه تازه بخوردن آن عادت كرده اند بحد كافى غذاهاى ويتامين دار مصرف مى كنند و غالبا كته را با ماست يا پنير و يا شكر سرخ همراه كرده و ميل مى نمايند - اغنيا نيز هميشه برنج را با خورشت هاى گوناگون و سبزى تناول مى نمايند و در سال هاى قبل چند مورد بيمار بربرى در مازندران پيدا شدند كه پس از تحقيق معلوم شد الكلى مى باشند.
بارى همه روزه ميليونها نفر از اختلالات معدى ، سلسله ى اعصاب ، قلب و عروق رنج مى برند و پزشكان از فرآورده هاى مصنوعى من براى آنها تجويز مى نمايند و غذاشناسان توصيه مى كنند كه بهتر است براى رفع گرسنگى اين ويتامين به فرآورده هاى طبيعى از قبيل ميوه ها و سبزيها توجه شود.
من محلول در آب بوده و با عرق دفع مى شوم و كسانى كه در فصل گرما زياد كار مى كنند بايستى از من زياد استفاده كنند، من در سبوس گندم و جو، در پوست شلتوك برنج و انواع خربوزه مخصوصا گرمك و همچنين در كاهو - هويج - اسفناج - كلم - گردو - بادام - فندق پيدا مى شوم و احتياج روزانه شما در حال عادى يك يا دو ميلى گرم است .
من ويتامين ((ب 2)) هستم !
اسم من ويتامين ب 2 مى باشد به من ويتامين (ژ) و لاكتو كلاوين هم مى گويند من يك ماده ى رنگى هستم كه در اكثر خوراكيها پيدا شده و در برابر هوا و حرارت مقاومت دارم ، اشخاص فقير و بينوا كه از غذاى كافى نمى خورند مخصوصا در سالهاى قحطى به گرسنگى من دچار مى شوند، از علائم مهم و مخصوص و گرسنگى من تركيدن لب و لب شكرى شده است و در گذشته ترك لب را عده اى از پزشكان يك بيمارى مسرى تصور مى كردند و علت آنرا عدم بهداشت صحيح در بين فقرا تصور مى كردند ولى بعدا معلوم شد كه اين بيمارى عاملى جز كمبود من ندارد. فقدان من علاوه بر تركيدن لب باعث تورم زبان بوده و فشار خون را بسوى قرنيه ى چشم زياد ميكند و چشم را قرمز و خون آلود مى كند و چون اكثر گرسنگى من همراه با گرسنگى ويتامين ب 1 مى باشد عوارض مشتركى ايجاد مى كند.
من در مخمرها مخصوصا مخمر آبجو - در جگر - تخم مرغ - شير - انگور - موز - هويج - مركبات - زردآلو و گوجه فرنگى پيدا مى شوم .
گرسنگى مشترك ويتامين هاى ب 1 و ب 2

فقبرا و بينوايان و كسانى كه دچار كم غذايى مى شوند به گرسنگيهاى ويتامينهاى ب 1 و ب 2 مبتلا شده اختلالاتى در سلسله ى اعصاب و دستگاه گوارش آنها پديد آمده و جذب قند در ياخته ها به كندى انجام مى گيرد و شايد يكى از دلائل ابتدا به مرض قند باشد و چون مادرى در هنگام باردارى غذاى كافى و كامل نخورد به گرسنگى ما دچار شده و فرزند او با لب هاى تركيده و چشمان خون آلود و اعصابى ناراحت ، تندخو و سريع القضب بدنيا مى آيد.
جانيان بالفطره
نوزادانى كه در رحم مادر به گرسنگى ما دچار مى شوند و با علائم ذكر شده در بالا بدنيا مى آيند، اكثر اشخاصى ناراحت و خشن مى باشند، اين دسته از نوزادان كه شقاوت را از رحم مادر گرفته اند اگر تربيت صحيح نشوند و با تغذيه مناسب گرسنگى مزمن خود را معالجه نكنند ممكن است در اثر عدم كار منظم مغز و سلسله ى اعصاب دچار اشتباه شده و دست به كار جنايت شوند، لذا در قرن گذشته اين گونه نوزادان را جانيان بالفطره مى دانستند ولى بعدا غذاشناسان اين نام ننگين و نامناسب را از روى آنها برداشتند و ثابت نمودند كه اين دسته از كودكان مبتلا به كمبود ويتامين ب 1 و ب 2 بوده و چنانچه گرسنگى آنها برطرف شود ممكن است به اشخاص سالم و صحيح العمل تبديل شوند اينجا است كه مى گوييم اگز غذاى انسان مرتب شود و گرسنگى ها از بين روند دزدى - جنايت و شرارت از بين مى رود و ما ويتامينهاى ب 1 و ب 2 تواما در اكثر ميوه ها و سبزيها مخصوصا در سيب - گلابى - گيلاس - آلو - گوجه - هلو - انگور - خرما - زردآلو - گردو - بادام - فندق - نارگيل - شاه بلوط - پسته و بادام زمينى وجود داريم .
احتياج انسان روزانه به ويتامين ب 2 يك تا پنج ميلى گرم است .
من ويتامين ((ب 4)) هستم !
به من ادنين نيز مى گويند وجود من در بدن انسان براى نگاهدارى و تعادل گويچه هاى سفيد خون مؤ ثر است .
اسم من ((اسيد پانتونيك )) است !
من در اكثر انساج حيوانى و گياهى پيدا مى شوم و در تنظيم اعمال نسوج نقش اساسى دارم . گرسنگى من سبب ناراحتى هاى كبدى و عفونت كبد شده و توليد التهاب در مجارى تنفس و معده مى نمايد. كمبود من مواد رنگى موها را از بين برده و باعث سفيد شده مو مى شود.
من ويتامين ((هاش )) هستم !
من در زرده ى تخم مرغ پيدا مى شوم و عمل من در برابر سفيده ى تخم مرغ متوقف مى شود. فقدان من موجب پيدايش لكه هاى قرمز رنگ در روى پوست مى شود و گاهى رنگ اين لكه ها خاكسترى مى گردد. در اثر گرسنگى ممتد اين ويتامين ضايعات پوستى بصورت فلسهاى خشك ايجاد مى گردد و باعث پيدا شدن زخم در روى زبان مى شود و اين ويتامين علاوه بر زردى تخم مرغ ، در مخمر آبجو، در پوست برنج ، و در جگر، قلوه و مغز، پيدا مى شود. احتياج انسان به اين ويتامين روزانه يك دهم ميلى گرم است .
من ويتامين ((ب 6)) هستم !
من از گروه ويتامين ب بوده و گرسنگى من سبب توليد زخمهاى جلدى و جراحت آنها مى شود و يكى ديگر از دلائل ريزش مو و خراشهاى پوستى است كار من ارتباط نسوج با گويچه هاى قرمز خونه است ، گرسنگى من توليددرد و خستگى در عضلات بدن كرده و ماهيچه ها را سفت و سخت مى نمايد، من در اختلالات عصبى و استفراق دوران آبستنى نقش اساسى دارم ، من در مخمر آبجو، جگر - سبوس ، جوانه ى گندم ، جو و گوشت ماهى پيدا مى شوم مقدار احتياج روزانه شما به من دو ميلى گرم در شبانه روز است .
من ويتامين ((ب 12)) هستم !
فقدان مدر در بدن توليد كم خونى مى كند و از نشو و نماى بدن جلوگيرى مى كند ومانع نمو انسان و حيوان مى گردد.
منبع اصلى من جگر حيوانات است و در كندو - وشا و بعضى از صمغ ‌ها وجود دارم فرمول من هنوز پيدا نشده است ولى همينقدر مى دانند كه در وجود من چهار درصد فلز كوبالت موجود است . رنگ من قرمز است و هر چه بيشتر قرمز باشم اثرم بيشتر است مقدار احتياج روزانه شما به من در حدود پنج گاما مى باشد.
من ويتامين ((پ - پ )) هستم !
فقدان من سبب اتساع عروق سطحى بدن شده و توليد بيماريهاى جلدى از قبيل جوش غرور، سودا و سرماخوردگى دست و پا و بيمارى بلاگر كه نوعى برص قرمز است مى شود در مرض پلاگر ابتدا پوست قرمز مى شود و بعد تاول زده و زخم مى گردد. اين بيمارى كه با خوردن ويتامين پ پ معالجه مى شود در نزد كسانى كه فقط با ذرت تغذيه نموده ميوه و سبزى ديگرى نمى خورند پيدا مى شود و علت آن نبودن اين ويتامين در ذرت و زيادى ويتامين هاى ب در اين خوراكى است ، زيرا تزريق مقدار زياد ويتامين ب 1 و ويتامين C نيز اين بيمارى را ايجاد مى نمايند، عضلات بدن شما روزانه پنجاه ميلى گرم از اين ويتامين احتياج دارند و جنين نيز براى نمو خود به اين ويتامين احتياج دارد. من در گوشت و جگر و ساير غذاهاى گوشتى فراوان بوده و در مخمر آبجو نيز وجود دارم .
من ((اسيد فوليك )) هستم !
به من ويتامين ب ث هم مى گويند در برگ اسفناج وجود دارم و براى كم خونى مؤ ثر مى باشم .
براى رفع كمبود ويتامين هاى ب
من در كتاب اعجاز خوراكيها و اسرار خوراكيها براى رفع كمبود ويتامين هاى ب شما را به خوردن سوپ چلتوك برنج دعوت كردن در عمل پيش بينى من درست در آمد و فوائد اين سوپ خيلى بيشتر از آن بود كه من فكر مى كردن عده اى از مردان و زنان پير و فرتوت با داشتن صورت پرچين و چروك و اعصاب ناراحت كم حوصله و زودرنج با خوردن مرتب اين سوپ بعد از يك ماه سلامتى خود را بازيافته و قواى از دست رفته را دوباره بدست آوردند و گويى چندين سال جوان شده و حتى عده اى از آن ها درصدد گرفتن همسر افتادند. چلتوكى كه براى تهيه سوپ بكار مى رود همان پوسته سخت روى برنج است و پوست نازكى نيز بعد از اين پوست سخت در روى برنج مى باشد كه در اثر سفيد كردن بصورت پودر نرم بدست مى آيد خوردن اين گرد كه در كارخانه هاى رشت بنام سوپ معروف شده است نيز مفيد مى باشد خوردن سوپ سبوس گندم و جو نيز فوايد بسيارى دارند كه در مورد هر يك خواهد آمد من بار ديگر شما را بخوردن اين اكسيرهاى بى قيمت و پر فايده دعوت مى نمايم .
بقيه ويتامين ها را در جلدهاى بعد خواهيد خواند.

next page

fehrest page

back page