![]() | ![]() |
بنابراين، آيا سزوار است كه انسان بر اثر دلبستگىهاى چند روزه دنيا، به عذاب هميشگى گرفتار شود و يا از پاداش ابدى محروم بماند؟! مگر مفهوم اين نقد بگير و دست از آن نسيه بردار چه قدر جاذبه دارد كه انسان مثلا ارزان را چون نقد است برگزيند، و تريليونها تن طلاى ناب را چون نسيه است رها كند؟! به گفته يكى از دانشمندان، به فرض محال، اگر امور آخرت احتمالى و امور دنيا يقينى باشد، باز انسان عاقل، تريليونها قرن احتمالى را فداى چند سال يقينى نمىكند.
تا چه رسد به اين كه ما مسلمانان به وجود معاد و آخرت اعتقاد داريم.
از اين رو، نبايد نقد فانى و چند روزه را در برابر نسيه نزديك جاودانه، برگزينيم.
امام باقر (عليه السلام) فرمود:
والعجب كل العجب للمصدق بدار الخلود، و هو يعمل لدار الغرور(181)؛
تعجب بسيار، از كسى كه خانه جاويدان آخرت را تصديق مىكند، در عين حال به اين دنياى فريبا و فانى دل بسته است.
چنان كه ذكر شد، در سوره فرقان دوازده ويژگى بندگان ممتاز خدا ياد شده است كه پنج خصلت و ويژگى نخست، جنبه اثباتى دارد و بندگان ممتاز خدا، آن را انجام مىدهند، و چهار صفت و ويژگى ديگر جنبه اثباتى دارد كه اين سير از اثبات به نفى و از نفى به اثبات، شايد اشاره به دو موضوع تحليه و تخليه باشد كه علم و اخلاق و تهذيب بر محور اين دو اصل دور مىزند و بندگان ممتاز خدا بايد در هر دو جنبه قوى باشند و از نيروهاى مثبت براى بيرون راند خصال منفى كمك بگيرند و با وارد نمودن فرشته، ديو را از درون خارج سازند؛ زيرا ديو بدون فشار نيروهاى مثبت، از درون انسان اخراج نمىگردد.
نكته بسيار قابل توجه اين است كه خداوند با صراحت مىفرمايد:
اين ويژگى در پرتو صبر و استقامت به دست مىآيد؛ يعنى اگر انسان داراى نيرومند صبر نباشد، نمىتواند به تحصيل ويژگىهاى برجسته بندگان ممتاز الهى دست يابد چنان كه فرمود:
اولئك يجزون الغرفه بما صبروا؛
به آنان به خاطر صبر و استقامتشان، درجات على بهشت داده مىشود.
از اين عبارت به اوج اهميت صبر در تحصيل ارزشها و پرهيز از ضد ارزشها پى مىبريم، كه اگر آن نباشد، انسان هرگز نمىتواند داراى ويژگىهاى ممتاز گردد و به درجات عالى برسد.
صبر على آنچه كه بعضى تصور مىكنند، به معناى دست روى دست گذاشتن و تحمل در برابر فشارهاى زندگى نيست، زيرا چنين معناى سر از عجز و تظلم (ظلم پذيرى) بيرون مىآورد كه از نظر اسلام به شدت نهى شده است، بلكه صبر در اصل به معناى عزم قوى براى انجام كار و ادامه آن با پشتكار و استقامت خللناپذير است، در مجمع البحرين آمده است:
الصبر كف النفس عن هواها؛
صبر، يعنى خوددارى نفس از هوسهاى نفسانى.
(نبرد با طاغوت نفس اماره) المنجد نيز صبر را چنين معنا مىكند:
(صبر) صبرا على الامر: جرا و سجع و تجلد؛
صبر بر چيزى به معناى جرات و شجاعت و ايستادگى و شكستناپذيرى در آن چيز است.
از اين رو، خداوند در آيات قرآن، شرط بزرگ مجاهدان راه خدا را را صبر و استقامت دانسته و مىفرمايد:
و ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا ماتين و ان يكن منكم ماه يغلبوا الفا من الذين كفروا(182)؛
هرگاه از شما بيست نفر داراى صبر باشند و دويست نفر غلبه مىكنند و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر پيروز مىگردند.
يعنى يك نفر صابر مىتواند ده نفر دشمن را از پاى درآورد.
اگر صبر به معناى دست روى دست گذاشتن بود، هرگز چنين توانى به انسان نمىداد كه در برابر ده نفر بايستد و بر آنها پيروز گردد.
هم چنين صبر در قرآن، در برابر ضعف و تسليم قرار گرفته است و اين نشان مىدهد كه صبر به معناى استقامت و پشتكار بوده و ضد ضعف و سستى است، چنان كه خداوند مىفرمايد:
و كاين من نبى قاتل معه ربييون كثير فما و هنوا لما اصابهم فى سبيل الله و ماضعفوا و ما ضعفواو ما استكانوا و الله يحب الصابرين(183)؛
چه بسيار پيامبرانى كه مردان الهى فراوانى به همراه آنان جنگ كردند، آنها هيچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان مىرسيد، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسليم ندادند) و خداوند استقامت كنندگان را دوست دارد.
در قرآن بيش از دويست بار مسأله صبر با واژههاى گوناگون آن مطرح شده(184) و نتايج آن بيان گشته است و اين بيانگر اوج اهميت صبر و استقامت است.
از مجموع اين آيات استفاده مىشود كه اهميت صبر و استقامت، بسيار بيش از آن است كه ما فكر مىكنيم. در اهميت آن همين بس كه خداوند مىفرمايد:
انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب(185)؛
انسانهاى صابر، اجر و پاداش خود را بى حساب دريافت مىدارند. امير مؤمنان على (عليه السلام) ضمن گفتارى فرمود:
عليكم بالصبر، فان الصبر من الايمان كالراس من الجسد(186)؛
بر شما باد به صبر واستقامت كردن، زيرا صبر نسبت به ايمان همانند سر نسبت به بدن است.
در روايات نيز به اين مساله و اهميت آن پرداخته شده است.
به عنوان نمونه رسول خدا (صلى الله عليه آله و سلم) فرمود:
الصبر ثلاثه، صبر عند المصيبه، و صبر على الطاعه، و صبر على المعصيه(187)؛
صبر بر سه گونه است؛ صبر به هنگام مصيبت، صبر در راه اطاعت و صبر در برابر گناه.
پايههاى اصلى صبر و استقامت، همين سه پايه است.
با بررسى و دقت در ويژگىهاى دوازده گانه بندگان ممتاز خداوند چنين نتيجه مىگيريم كه هيچ كدام از آنها بدون صبر و استقامت تحقق نمىيابد و براى دست يابى آبرومندانه به آنها چارهاى جز استقامت و مدد جويى از صبر و استقامت نيست، زيرا همان گونه كه گفته شد چهار ويژگى جنبه نفى و مبارزه دارد، كه تنها در پرتو صبر در برابر گناه تحقق مىيابد، و هشت ويژگى جنبه اثباتى دارد كه تحقق آن با داشتن صبر در راه اطاعت به دست مىآيد. بنابراين، بايد پايههاى صبر و استقامت در همه ابعادش، به ويژه در برابر گناه و در راه اطاعت خدا را در روح و روان خود برقرار سازمين، تا بتوانيم به ويژگىهاى دوازده گانه دست يازيم.
براى آن كه بيشتر به اهميت و آثار درخشان صبر بى ببريم و نقش بسيار عميق و سرنوشت ساز آن را در كسب فضايل و دورى از رذايل و سامان سازى آن در ابعاد مختلف زندگى بدانيم به چند حديث گهر بار از پيامبر بزرگوار اسلام (صلى الله عليه آله و سلم) و امامان معصوم (عليهم السلام) اشاره مىكنيم:
1. پيامبر (صلى الله عليه آله و سلم) فرمود:
الصبر كنز من كنوز الجنه(188)؛
صبر گنجى از گنجهاى بهشت است.
2. حضرت على (عليه السلام) فرمود:
الصبر مطيه لا تكبو(189)؛
صبر مركبى است كه هرگز به زمين نمىخورد.
3. نيز فرمود:
الصبر عون على كل امر(190)؛
صبر يار و ياور انسان در هر كارى است.
4. امام صادق (عليه السلام) فرمود:
كم من صبر ساعه قد اورثت فرحا طويلا(191)؛
بسيار اتفاق افتاده كه يك ساعت صبر، سبب شادى طولانى خواهد شد.
5. و نيز امام صادق (عليه السلام) فرمود:
قله الصبر فضيحه(192)؛
صبر و استقامت اندك، موجب رسوايى است.
6. هم چنين از صادق محمد (صلى الله عليه آله و سلم) است كه فرمود:
هنگامى كه انسان را در قبرش مىنهند، نماز او در جانب راستش، زكات او در طرف چپش، نيكى هايش بر بالاى سرش قرار مىگيرند، و صبر او در طرف دورتر از آنها مىايستد، در اين هنگام وقتى كه دو فرشته مسوول سوال بر او وارد مىشوند، صبر (كه به صورت نورانى است) خطاب به نماز، زكات و نيكىها مىگويد:
دونكم صاحبكم، فان عجرتم عنه فانا دونه(193)؛
مواظب صاحب خود باشيد، اگر در حفظ او از عذاب، درمانده هستيد، من آماده و حاضرم كه او را حفظ كنم.
اين احاديث به روشنى نقش صبر و استقامت را در پيروزى مادى و معنوى و دنيوى و اخروى نشان مىدهد و همه با زبان حال و قال مىگويند:
صبر و ظفر هر دو، دوستان قديمند
بر اثر صبر نوبت ظفر آيد
![]() | ![]() |