|
نشان معرفت قلب حزين است | |
|
دل پاكان به درد و غم قرين است |
| درخت معرفت بار آورد درد | |
|
سرشك سرخ بارد بر رخ زرد |
|
ز هر غم خاطرى باشد پريشان | |
|
غم يار و غم جسم و غم جان |
|
چو مشتاقى ز قيد جسم و جان است | |
|
به چهره اشك خونين ز اشتياق است |
|
غم آن آتش بود كز شعله طور | |
|
دل غمديدگان را كرد پر نور |
|
غم آن نور است كز طور تجلى | |
|
دل بشكسته را بخشد تسلى |
|
غم دين شادى هر دو جهانست | |
|
غم دنياى دون خوردن ، زيان است |
|
چو خوش گفت : آن حكيم ذوق پرور | |
|
غم دين خور مخور اندوه ديگر |
|
غم دين خور كه دنيا غم ندارد | |
|
عروس يك شبه ماتم ندارد |
|
عروسى زشت و بى مهر و وفا هم | |
|
ندارند از فراقش عاقلان غم |
|
چو كار اين جهان كارى است باطل | |
|
چرا در غم نشيند مرد
عاقل (103) |
راه محزون شدن قارى قرآن اين است كه در وعده ها و عهد و پيمان هاى قرآن دقت كند و سپس
به اعمال خويش بنگرد كه اگر در اجراى امرها و ترك نهى ها كوتاهى كرده است ، محزون
شود و گريه كند.
اميرالمؤ منين عليه السلام درباره صفات متقين مى فرمايد:
پرهيزكاران ، با خواندن قرآن جان خويش را محزون مى سازند.(104)
علماى اخلاق حزن را چنين تعريف كرده اند:
حسرت و ناراحتى براى از دست دادن شخصى كه او محبوب انسان بوده ، يا از دست
رفتن چيزى كه مطلوب او بوده است .(105)
حزن جهت ترس از خدا
حزن متقين و قاريان حقيقى قرآن ، به علت وعيد الهى است ، و اين كه مبادا اين تهديدها
گريبان گير آن ها شود. از اين رو به ياد عذاب افتاده و محزون مى شوند.
آنان با تلاوت قرآن ، به ياد طولانى بودن راه آخرت و كمى زاد و توشه مى افتند و
نمى دانند در نهايت ، عاقبت آن ها بر چه پايه اى استوار است . با تلاوت قرآن به ياد
فرصت هاى از دست رفته مى افتند كه مى توانستند بيشتر بهره ببرند ولى نبردند. آن
ها به ياد مرگ و قبر و سئوال نكير و منكر و برزخ و عقاب و فراز و نشيب مسير خود به
طرف آخرت مى افتند، گرچه اميدوارند، ولى محزونند كه آخرالامر چه مى شود. آيا با اين
مقدار طاعات و عبادات ، جوابگوى سوالات دادگاه الهى خواهيم بود يا خير؟! اين ها واقعا
خداترسان روزگاراند، اين ها كسانى هستند كه با تلاوت و مرور به قرآن به خود آمده و
بر خود مى لرزند، گويا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را مى بينند كه آيات قرآن
را بر آنان مى خواند. چرا نترسند! خداوند خطاب به پيامبرش مى كند و مى فرمايد:
قل اوحى الى هذا القرآن لانذركم به و من بلغ (106)
اى پيامبر (به مردم ) بگو اين قرآن به سوى من
نمازل شد تا شما را و كسانى كه اين آيات به آنها مى رسد بترسانم .
اين خدا ترسان ، نمونه هاى بارزى هستند كه انذار خدا و رسولش را پذيرفتند و به
دنبال اين ترس ، از جهل و بى خبرى خويش محزون شدند، آن ها نواى قرآن را در فضاى
گوش جان خود جاى دادند. گويا قرآن با آنها گفتگو نموده و امر و نهى مى كند اين
ويژگى قرآن است . چرا آنان نترسند؟ زيرا جاى تعجب نيست ، كسانى كه با
دل و جان ، كلام الهى و سخنان ائمه و هاديان راه را مى شنوند بلرزند و قالب تهى كنند.
كسانى كه حقيقت روز واپسين را درك كنند و قابليت معارف الهى را داشته باشند، بايد
بترسند.