از نظر اصول روانشناسى نيز اين معنى ثابت شده كه
اعمال آدمى همواره بازتابى در روح او دارد، و تدريجا روح را به
شكل خود در مى آورد، حتى در تفكر و انديشه و قضاوت او مؤ ثر است .
اين نكته نيز قابل توجه است كه انسان با ادامه گناه ، لحظه به لحظه ، در تاريكى
روحى بيشترى فرو مى رود، و به جايى مى رسد كه گناهانش در نظرش حسنات جلوه مى
كند، و گاه به گناهش افتخار مى نمايد! و در اين مرحله راههاى بازگشت به روى او
بسته مى شود، و تمام پلها پشت سرش ويران مى گردد و اين خطرناكترين حالتى است
كه ممكن است براى يك انسان پيش آيد.
2 - حجاب چهره جان !
گرچه بسيارى از مفسران كوشيده اند كه در آيه ((كلا انهم عن ربهم يومئذ لمحجوبون
)) چيزى در تقدير بگيرند، و بگويند: اين گنهكاران از ((رحمت )) خدا محجوب مى
شوند و يا از ((احسان )) و ((كرامت )) و ((ثواب )) او.
ولى ظاهرا آيه هيچ نياز به تقدير ندارد، آنها به راستى محجوب از پروردگار مى
شوند، و در حالى كه نيكان و پاكان به جوار قرب او راه مى يابند، و از لذت ديدار
محبوب و شهود باطنى او كه برترين لذت ممكن است بهره مند مى گردند، اين دوزخيان
بى ايمان و گنهكار از اين فيض عظيم و نعمت بى نظير محرومند.
بعضى از مؤ منان پاكدل حتى در اين جهان به فيض ديدار او متنعم مى گردند، در حالى
كه مجرمان كوردل در اين جهان نيز از اين فيض محرومند.
آنها دائما در حضورند و اين بى بصران تاريك
دل دورند!
تفسير نمونه جلد 26 صفحه 268
آنها از مناجات او چنان لذتى مى برند كه با هيچ بيانى
قابل توصيف نيست ، در حالى كه اينها چنان در نكبت گناهان خود غرقند كه راه نجات
ندارند و به گفته شاعر:
تو كز سراى طبيعت نمى روى بيرون
|
كجا به كوى حقيقت گذر توانى كرد؟!
|
جمال يار ندارد حجاب و پرده ولى
|
غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد!
|
امير مؤ منان على (عليه السلام ) در دعاى معروف
كميل عرض مى كند: هبنى صبرت على عذابك فكيف اصبر على فراقك : ((گيرم كه بر
عذاب دردناك تو صبر كنم چگونه مى توان بر فراق و دوريت صبر كرد))؟!