مقصود از اين آيا آن است كه كافران ، منافقان و ستمكاران به رغم دشمنى و اختلافى كه با يكديگر دارند، متحد و يكپارچه هستند؛ زيرا منافع مشترك
موجب گردهمايى و يگانگى صف هاى آنان مى شود و آنها را وادار مى كند تا از منافع و امتيازات خود دفاع نمايند. اين ماجرا، چه در گذشته و چه در
حال ، بارها و بارها تكرار شده است . در تاريخ جديد، شاهد اتحاد و تشكل استعمارگران و استثمارگران بر ضد ملت ها و انقلاب هاى ملى هستيم و
اين به رغم اختلاف و رقابتى است كه شكورهاى استعمارى و شركت هاى انحصار گر بر سر سودهاى كلان با يكديگر دارند. در تاريخ كهن نيز مى
بينيم كه مشركان عرب ، يهوديان حجاز و منافقان با يكديگر اتحاد مى كردند تا عليه اسلام و مسلمانان بجنگند و براى اين اتحاد، هيچ انگيزه اى
وجود نداشت ، جز منافع مشترك ؛ چرا كه دشمنى ميان مشركان و يهوديان پيش از اسلام به اوج خود رسيده بود. به اين ترتيب ، تفسير سخن خداى
تعالى براى ما روشن مى شود: و الذين كفروا بعضهم اءولياء بعض . اما نظريه بيشتر مفسران كه مى گويند: مراد از اين آيه آن است كه
كافران ، برخى از برخى ديگر ارث مى برند، اين نظريه دور از ظاهر لفظ آيه است . ما، درباره اين آيه و منافع مشترك يهوديان و مسيحيان در
عصر حاضر، در تفسير آيه 51 از سوره مائده ، تحت عنوان ((يهود، نفت و مسيحيان )) سخن گفتيم .
الا تفعلوه تكن فتنة فى الاءرض و فساد كبير. ((الا)) در اين جا از دو كلمه تركيب شده است : يكى ان شرطيه و ديگرى لاى نافيه .
((ها)) در ((تفعلوه )) به ((نصر))، در جمله : ((فعليكم النصر)) بر مى گردد. معناى آيه اين است : اى مسلمانان ! اگر مسلمانى را
كه از شما درخواست كمك مى كند، بر ضد كافرانى كه مى خواهند دين او را تباه كنند و به شرك باز گردانند يارى نكنيد، اين
عمل شما فتنه و فساد است ؛ زيرا موجب تسلط شرك بر ايمان و باطل بر حق مى شود.
و الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا فى سبيل الله و الذين آووا و نصروا اءولئك هم المومنون حقا لهم مغفرة ورزق كريم . خداى سبحان در آيه پيشين ،
مهاجران و انصار را با همين لفظ ياد كرد، تا بيان كند كه بر هر يك از آنان واجب است كه ديگرى را يارى دهد و از او دفاع كند. در اين جا بار ديگر
همان لفظ را تكرار مى كند تا آنان را ستايش كند و چنين مى گويد: اءولئك هم المومنون حقا. و نيز بدين سبب تكرار مى كند كه مقام آنان و نيز
آنچه را در روز قيامت به آنها وعده داده بيان كند و آن عبارت است از: آمرزش گناهان و پاداش بزرگ كه از آن به ((رزق كريم )) تعبير شده است
.
من سخنى رساتر از سخن امام زين العابدين در وصف مهاجران و انصار نخواندم . او در حالى كه با پروردگارش مناجات و براى آنان درخواست رحمت
و بهشت مى كند، مى گويد: ((پروردگارا! به ويژه اصحاب محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) را، آنان كه به خوبى او را همراهى كردند، و در
يارى او امتحان خوبى دادند، دوش به دوش او حركت كردند، شتابان به سوى او آمدند و به دعوت او (از ديگران ) پيشى گرفتند. هنگامى كه او
دليل رسالت خود را به گوش آنها رسانيد، آنان اين دليل را پذيرفتند و براى پيروزى و يارى او از زنان و فرزندان جدا شدند و براى تثبيت
نبوت او با پدران و پسران خود جنگيدند و به وسيله او بر دشمن پيروز شدند. كسانى كه او را دوست مى داشتند، در دوستى او، به تجارتى
اميدوار بودند كه هرگز تمام نمى شود. پس خداوندا! آنچه را آنان براى تو و در راه تو از دست دادند و به خاطر تو با پيامبرت بودند، فراموش
مكن )).
شايسته يادآورى است كه اين مناجات در صحيفه سجاديه ، كه مورد احترام شيعه و هر حرف آن از ديدگاه آنان مقدس مى باشد، آمده است و اين مناجات
پاسخ دندان شكنى است به كسانى كه مى گويند: شيعه مقامى براى صحابه
قائل نيست .
4. و الذين آمنوا من بعد و هاجروا و جاهدوا معكم فاءولئك منكم . اينان همان كسانى هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آوردند و به مدينه هجرت
كردند و پس از پيشى گيرندگان نخست ، با مال و جانشان در راه خدا جهاد نمودند. با اين وجود، حكم آنان از لحاظ يارى و دفاع كردن ، با پيشى
گيرندگان (= السابقون الاءولون ) يكسان است .
و اءولوا الاءرحام بعضهم اءولى ببعض فى كتاب الله ان الله بكل شى ء عليم . مفسران گفته اند: پس از آن كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه
و آله و سلم ) ميان اصحابش و نيز ميان خود و على (عليه السلام )(212) پيمان برادرى برقرار كرد، همگى در يارى كردن و نيز در ميراث بردن ،
با يكديگر خويشاوند شدند؛ بدين معنا كه آنها بر اثر همين برادرى از يكديگر ارث مى بردند و نه به سبب خويشاوندى نَسَبى . آن گاه اين
توارث ، به سبب توارث نَسَبى و خويشاوندى نسخ شد.
شيعه به اين آيه استدلال مى كند بر اين كه هر كس از لحاظ نسب به ميت نزديك تر باشد، از خويشاوندى كه دورتر است ، به ميراث او شايسته
تر خواهد بود، خواه اين خويشاوند دور داراى سهم باشد خواه نباشد و نيز از خويشاوندان پدرى باشد يا نباشد؛ مثلا دختر ميت مانع از ارث بردن
برادر او مى شود؛ زيرا از وى به ميت نزديك تر است و همچنين ، به همين دليل ، خواهر ميت مانع از ارث بردن عموى او مى شود و به همين صورت ، در
تمام مراتب ، خويشاوند نزديك مانع ارث بردن خويشاوند دور مى شود. ما پيش تر در اين باره و درباره نظريات
اهل تسنن و تشيع درباره آن سخن گفتيم ، چنان كه به توراث از طريق برادرى و
عوامل ارث در دوره جاهليت اشاره كرديم . تمام اين مطالب در جلد دوم ، در تفسير آيه 11 از سوره نساء بيان شد.
ملخص
القرآن الكريم هو ميثاق سماوى خالد يلبى الحاجات العلمية ، و المعنوية ، الثقافية ، و الاءخلاقية للانسان فى كافة العصور، و لكافة
الاءجيال . الاستثمار من المعارف السامية للقرآن يتم عن طريق التعرف باءسلوب الفهم و الدقة و الذى يصطلح عليه التفسير. العلامة المجدد
الشيعى المرحوم الشيخ محمد جواد المغنية كان واعيا لعصره و حاجاته ، و كان ذانزعة استهدائية و تساؤ لية بالنسبة الى القرآن الكريم . فلذا كان
تفسيره - علاوة على ما فى التفاسير القديمة من : شرح المصطلحات ، و التراكيب ... - فى صدد الاستفادة من رسالات القرآن الكريم
لحل المشاكل الاجتماعية ، و السياسية للمسلمين ، بالاءخص الجيل الشباب . فكان يرى اءن القرآن هو كتاب الدين و الهداية و الاصلاح و القانون ، و
يعتقد اءيضا اءن الهدف الاءول للقرآن هو عيش الانسان فى السلم و الاءمن حتى يستطيع فى ضوئه من السير فى طريق 27712الكرامة و السعادة
فنظرا الى اءهمية و قيمة هذا التفسير قام مكتب الاعلام الاسلامى (فرع خراسان ) بترجمته و تقديمه الى سالكى طريق القرآن .
الناشر
|