و چون از شما پيمان گرفتيم در حاليكه كوه را بالاى سرتان برده بوديم كه آن
كتابيكه بشما داده ايم محكم بگيريد و مندرجات آنرا بخاطر آريد شايد پرهيزكارى كنيد
(63)
|
بعد از آن پيمان باز هم پشت كرديد و اگر كرم و رحمت خدا
شامل شما نبود از زيانكاران شده بوديد (64)
|
آنها را كه از شما در روز شنبه تعدى كردند بدانستيد كه ما بايشان گفتيم : بوزينگان
مطرود شويد (65)
|
و اين عذاب را مايه عبرت حاضران و آيندگان و پند پرهيزكاران كرديم (66)
|
و چون موسى بقوم خويش گفت : خدا بشما فرمان ميدهد كه گاوى را سر ببريد گفتند
مگر ما را ريشخند مى كنى ؟ گفت از نادان بودن بخدا پناه مى برم (67)
|
گفتند: براى ما پروردگار خويش بخوان تا بما روشن كند گاو چگونه گاوى است گفت
: خدا گويد گاويست نه سالخورده و نه خردسال بلكه ميانه اين دو
حال پس آنچه را فرمان يافته ايد كار بنديد(68)
|
گفتند: براى ما پروردگار خويش را بخوان تا براى ما روشن كند كه رنگش چگونه است
گفت خدا مى گويد كه آن گاوى است زرد پر رنگ كه بينندگان را شادمان مى سازد(69)
|
گفتند براى ما پروردگار خويش را بخوان تا به ما روشن كند چگونه گاوى باشد كه
گاوان چنين بما مشتبه شده اند و اگر خدا بخواهد هدايت شويم (70)
|
گفت : خدا گويد كه آن گاويست نه رام كه زمين شخم زند و كشت آب دهد بلكه از كار بر
كنار است و نشاندار نيست گفتند حالا حق مطلب را گفتى پس گاو را سر بريدند در
حاليكه هنوز ميخواستند نكنند (71)
|
و چون كسى را كشته بوديد و درباره او كشمكش مى كرديد و خدا آنچه را نهان ميداشتيد
آشكار كرد (72)
|
گفتيم پاره اى از گاو را بكشته بزنيد خدا مردگان را چنين زنده مى كند و نشانه هاى
قدرت خويش بشما مى نماياند شايد تعقل كنيد (73)
|
از پس اين جريان دلهايتان سخت شد كه چون سنگ يا سخت تر بود كه بعضى سنگها
جويها از آن بشكافد و بعضى آنها دو پاره شود و آب از آن بيرون آيد و بعضى از آنها
از ترس خدا فرود افتد و خدا از آنچه مى كنيد
غافل نيست (74)
|