next page

fehrest page

نام كتاب : آشنايى با قرآن
مركز تحقيقات انتشارات دانشگاه امام صادق عليه السلام
مقدمه مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق عليه السلام
بسم الله الرحمن الرحيم
از جمله ابعاد مهم شخصيت اسلامى و علمى متفكر شهيد استاد مطهرى ، عنايت تام و تمام ايشان با قرآن و روايات در مقام بحث و بررسى هاى علمى مى باشد. انتقاد استاد مطهرى به برخى از روشنفكران اين بود كه در مباحث اسلامى ، يا اصلا به قرآن و روايات مراجعه نمى كنند و يا در صورت مراجعه ، آن ها را مطابق ديدگاه هاى خاص خود، تفسير به راءى مى كنند، تفسيرى كه با مجموع تعاليم اسلامى ناسازگار است .
اهميت ارجاعات و استنادات قرآنى و روايى استاد مطهرى نيز در همين نكته نهفته است كه علاوه بر كميت و گستره وسيع اين ارجاعات ، به خاطر جامعيت و تسلط فوق العاده ايشان بر ابعاد مختلف تعاليم اسلام ، هيچ يك از آن ها از چهارچوب معارف اسلامى خارج نشده است .
استاد مطهرى اولا در تمام آثار خود و در جاى جاى مباحث و موضوعات براى بيان ديدگان اسلام از آيات و روايات استفاده كرده است - كه با تورق و سيرى سريع در آثار ايشان مى توان اين حقيقت را مشاهده كرد - و ثانيا به طور جداگانه و مستقل جلسات خاصى را به موضوع تفسير قرآن اختصاص ‍ مى دادند، به طورى كه اين جلسات هفتگى سال ها ادامه داشت و حجم زيادى از آيات قرآن توسط ايشان تفسير شد.
براى معرفى آثار تفسيرى استاد مطهرى كه در سلسله كتاب هايى تحت عنوان آشنايى با قرآن به چاپ رسيده اشاره به نكاتى را مفيد مى دانيم .
جلد اول آشنايى با قرآن صورت مكتوب و ويرايش شده پنج سخنرانى استاد مطهرى است كه در سال 1352 در دانشگاه صنعتى شريف ايراد شده است . اين سخنرانى ها با عنوان ((شناخت قرآن )) بنا بود مقدمه اى باشد بر يك سلسله از مباحث عميق در باب معارف قرآنى كه با شروع اعتصاب هاى دانشجويى و تعطيل دانشگاه اين بخش از كار ناتمام ماند و تنها همان چند جلسه سخنرانى كه دستمايه اين يادداشت ها است به يادگار باقى ماند.(1)
ديگر مجلدات كتاب آشنايى با قرآن ، حاصل سلسله گفتارهايى است كه استاد مطهرى در طول چندين سال در جلسات هفتگى ((تفسير قرآن )) در مسجد يا منازل برخى از مؤمنين ايراد نموده و از آن جا كه شركت كنندگان در اين جلسات ، بيشتر از توده مردم بوده اند، استاد مطهرى به مباحث عميق و تخصصى نپرداخته و به يك تفسير عمومى اكتفا نموده اند و چنين تلقى مى شود كه هدف استاد تنها ((آشنايى )) مخاطبان با قرآن بوده است .(2)
از مجموعه موجود تنها مجلد دوم يعنى تفسير سوره حمد و قسمتى از سوره بقره ، پس از بازنويسى به رؤ يت استاد رسيده و شهادت جانگداز ايشان مانع ادامه اين كار گرديد.
جلد سوم كتاب آشنايى با قرآن مشتمل بر تفسير آياتى از سوره هاى انفال و توبه است كه توسط استاد مطهرى طى چهارده جلسه از تاريخ 8 / 8 / 1349 تا 23 / 2/ 1350 در شب هاى جمعه در مسجد الجواد تهران ايراد شده است و از قرار معلوم نوارهاى اين جلسات موجود نيست و كتاب فعلى تنظيم متونى است كه در همان زمان از نوار استخراج شده و در اختيار استاد گذاشته شده است .
جلد چهارم اين مجموعه حاوى سيزده جلسه تفسير سوره نور است كه در سال 1349 در مسجد الجواد ايراد شده است . جلد پنجم ، تفسير بخشى از سوره هاى زخرف ، دخان ، جاثيه ، فتح و قمر را در بر دارد كه استاد مطهرى در جلسات هفتگى خانگى در قلهك تهران بيان نموده اند.
جلسه ششم ، تفسير سوره هاى الرحمن ، واقعه ، حديد، حشر و ممتحنه و جلد هفتم ، تفسير سوره هاى صف ، جمعه ، منافقون و تغابن و بالاخره جلد هشتم ، مشتمل بر تفسير سوره هاى طلاق ، تحريم ، ملك و قلم است .
على رغم اين كه ناشر محترم آثار استاد مطهرى ، در جايى گفته كه بيش از نيمى از قرآن توسط استاد در جلسات هفتگى تفسير شده (3) و علاوه بر يادداشتهاى فراوان و متن هاى پياده شده بسيارى از جلسات ، حدود 150 ساعت نوار از جلسات تفسير ايشان باقى است ،(4) اما متاءسفانه آن چه تاكنون شاهد بوده ايم ، طى 22 سال گذشته ، از آغاز چاپ جلد اول و دوم آشنايى با قرآن تاكنون تنها هشت جلد از اين مجموعه به چاپ رسيده كه گاهى فاصله چاپ دو مجلد به 5 سال و 6 سال نيز رسيده است .
در جايى ديگر ذكر شده متن ويرايش شده مربوط به تفسير سوره هاى جزء 29 و 30 تنظيم و آماده نشر شده است ،(5) اما متاءسفانه هنوز در اختيار مشتاقان آثار استاد قرار نگرفته است . اميدواريم مجموعه جلسات تفسير و بلكه تمام آثار استاد مطهرى هر چه زودتر براى استفاده جامعه علمى و مذهبى كشور به چاپ برسد.
اما درباره مجموعه حاضر به عنوان دفتر پنجم از خلاصه آثار استاد مطهرى نيز نكاتى شايسته تذكر است . همان طور كه در مقدمه دفتر اول ذكر شد، شيوه ما در تلخيص آثار استاد چنين است كه تمام نكات اصلى را كه به عنوان موضوع و مطلب مهم و مستقلى در سير استدلالى كتاب به آن اشاره شده ، در متن خلاصه منعكس كرده ايم و توضيحات بيشتر، داستان ها و مثال ها و... را حذف نموده ايم . گرچه طبعا اينكار به ويژه در موضوعات اخلاقى - كه بخش زيادى از مباحث قرآنى و تفسيرى استاد نيز از همين سنخ است - از جذابيت و لطف سخن ميكاهد. و هرگز نمى توان و نبايد تصور كرد مطالعه خلاصه ها، خواننده را از مطالعه اصل كتاب ها بى نياز مى كند، اما در عين حال اميدواريم و قصد آن داشته ايم كه با باين استاد و دقتى كه در نقل مطالب اصلى ايشان داشته ايم با تدوين اين مجموعه در راه ترويج آراى اين متفكر بزرگ اسلامى ، خدمتى به جامعه دينى و علمى كرده باشيم .
براى دقت بيشتر در نقل مطالب ، نكات تفسيرى هر سوره را به تفكيك آيات ذيل آيه مربوط آورده ايم . به اين ترتيب كه ابتدا آيه مورد نظر ترجمه و در نهايت نكات تفسير آمده است . به جهت يكسان سازى ترجمه ها و به علت اين كه در بيشتر موارد استاد مطهرى به طور جداگانه به ترجمه آيات اشاره نكرده است ، در اين دفتر از ترجمه آية الله العظمى مكارم شيرازى استفاده كرده ايم ، البته به جز موارد نادر كه به خاطر اختلاف نظر با راءى استاد مطهرى نكته مورد نظر استاد را در ترجمه منعكس نموده ايم .
در برخى از سوره ها به خاطر ضبط نشدن نوار يا مفقود شدن يا افتادگى آن ، بخشى از مطالب استاد در دست نيست . در مواردى كه آيات حذف شده در حد يكى - دو آيه بوده اند به جهت حفظ سياق و پيوستگى مطالب ، آيه و ترجمه آن افزوده شده است . در مورد تفسير سوره منافقون تذكر اين نكته ضرورى است كه در جلد هفتم آشنايى با قرآن تفسير اين سوره به صورت ناقص و از آيه 5 به بعد آمده است . اما از آن جا كه متن كامل تفسير اين سوره در سال 1359 توسط حزب جمهورى اسلامى منتشر شده بود، از اين متن در تلخيص حاضر استفاده شده است .
مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق عليه السلام
على اصغر خندان
خلاصه كتاب آشنائى با قرآن ج 1و2
شناخت قرآن
شناخت قرآن ، براى هر فرد عالم به عنوان يك عالم و براى هر فرد مؤمن ، به عنوان يك مؤمن ، ضرورى است براى يك عالم انسان شناس و جامعه شناس ، از آن جهت ضرورى است كه اين كتاب در تكوين سرنوشت جوامع اسلامى و بلكه در تكوين سرنوشت بشريت مؤ ثر بوده است و از آن جا كه با توجه به تاريخ ، هيچ كتابى به اندازه قرآن بر جوامع بشرى و بر زندگى انسان ها تاءثير نگذاشته است ، قرآن خود به خود وارد حوزه بحث جامعه شناسى مى شود. معناى اين سخن اين است كه تحقيق درباره جهان و بخصوص شناخت جوامع اسلامى در اين چهارده قرن ، بدون شناخت قرآن ميسر نيست .
ضرورت شناخت قرآن براى يك مؤمن مسلمان از آن جهت است كه منبع اصلى دين و ايمان و انديشه يك مسلمان و آن چه كه به زندگى او حرارت و معنى مى دهد، قرآن است .
قرآن مثل بعضى كتابهاى مذهبى نيست كه يك سلسله مسائل رمزى در مورد خدا و خلقت مطرح نموده و حداكثر يك سلسله اندرزهاى ساده اخلاقى هم ضميمه كرده باشد و بس ، به طورى كه مؤمنين ناچار باشند دستورها و انديشه ها را از منابع ديگر اخذ كنند.
قرآن اصول انديشه هايى را كه براى يك انسان با ايمان و صاحب عقيده لازم است و نيز اصول تربيت و اخلاق و نظامات اجتماعى و خانوادگى را بيان كرده و تنها تفسير و توضيح و احيانا اجتهاد و تطبيق اصول بر فروع را بر عهده سنت و يا اجتهاد، گذاشته است . استفاده از هر منبع ديگر، موقوف به شناخت قبلى قرآن است . قرآن معيار و مقياس سنجش همه منابع ديگر، از جمله حديث و سنت است .
رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه اطهار عليهم السلام مى فرمودند:
((احاديث ما را به قرآن عرضه بداريد، اگر بر قرآن منطبق نبود، بدانيد ساختگى و جعلى است )).(6)
اقسام شناخت قرآن
الف - شناخت سندى يا انتسابى :
در اين نوع شناخت ، مى خواهيم بدانيم كه انتساب كتاب مورد نظر به نويسنده آن تا چه اندازه قطعى است . اولين مرحله در شناخت يك كتاب ، اين است كه ببينيم آن چه در دست ماست ، از نظر اسناد به نويسنده اش ، چقدر اعتبار دارد. آيا اسناد آن درست است ، يا آن كه فقط درصدى از آن از نظر انتساب قابل تاييد است ؟ به علاوه به چه دليل مى توان بعضى را قطعا نفى و بعضى را قطعا اثبات و پاره اى را مشكوك تلقى كرد؟
قرآن از اين نوع شناخت بى نياز است و از اين نظر كتاب منحصر به فرد جهان قديم محسوب مى شود. در ميان كتاب هاى قديمى ، كتاب ديگرى نمى توان يافت كه پس از قرنها تا اين حدود بدون شبهه باقى مانده باشد. قرآن بر نسخه و نسخه شناسى پيشى گرفته و جاى كوچكترين ترديدى نيست كه آورنده همه اين آيات ، محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله و سلم است كه آن ها را به عنوان معجزه و كلام الهى آورده و كسى نمى تواند ادعا كند و يا احتمال بدهد كه نسخه ديگرى از قرآن وجود داشته و يا دارد. هيچ مستشرقى نيز قرآن شناسى و مقايسه نسخه هاى قديمى را شروع نكرده ، چرا كه براى قرآن ، چنين نيازى نيست . قرآن گذشته از اين كه يك كتاب مقدس آسمانى بود، اساسى ترين برهان صدق دعوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و بزرگترين معجزه او محسوب مى شد. به علاوه قرآن بر خلاف تورات ، به تدريج و در طول بيست و سه سال نازل شد و از همان آغاز نزول ، مسلمين آيات قرآن را فرا مى گرفتند و حفظ و ضبط مى كردند و چون آن را كلام خدا مى دانستند نه سخن بشر، برايشان مقدس بود و به خود اجازه تغيير كلمات و يا پس و پيش كردن آن را نمى دادند.
با توجه به آياتى نظير و لو تقول علينا بعض الاقاويل لاخذنا منه باليمين ثم لقطعنا منه الوتين (7) و آيات ديگرى كه عظمت دروغ بستن بر خدا را آشكار مى كند، احدى اجازه دست بردن در آيات قرآن را به خود نمى داد. از سوى ديگر جنبه ادبى و هنرى فوق العاده قوى قرآن ، كه از آن به فصاحت و بلاغت تعبير مى شود، باعث جلب توجه مردم و اهتمام به فراگيرى آن مى گرديد. همچنين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از همان روزهاى اول ، عده اى از نويسندگان را براى كتابت قرآن انتخاب كردند كه به ((كتاب وحى )) معروفند. نگارش كلام خدا از همان آغاز از جمله علل قطعى حفظ و مصون ماندن آن از تحريف بود. به اين ترتيب قرآن قبل از آن كه تحريف در آن راه يابد، متواتر شد و به مرحله اى رسيد كه ديگر انكار و يا كم و زياد كردن حتى يك حرف از آن ، غير ممكن شد.
يادآورى يك نكته لازم است كه در اثر توسعه سريع قلمرو اسلام و دور بودن عامه مسلمين از مدينه كه مركز صحابه و حافظان قرآن بود، خطر تحريف عمدى يا اشتباهى نسخه هاى قرآنى در نقاط دورافتاده وجود داشت ، ولى هوشيارى مسلمين مانع اين كار شد و در همان نيم قرن اول با استفاده از صحابه و حافظان قرآن ، نسخه هاى تصديق شده از مدينه به اطراف فرستادند و جلو اشتباه كارى را مخصوصا از طرف يهود كه قهرمان چنين كارهايى به حساب مى آيند براى هميشه گرفتند.
ب - شناخت تحليلى :
در اين مرحله ، تشخيص اين كه اين كتاب مشتمل بر چه مطالبى است و چه هدفى را تعقيب مى كند، مورد نظر است ، و در آن دو دسته سؤ ال مطرح است : دسته اول پرسش ها مربوط مى شود به نگرش اين كتاب نسبت به جهان ، انسان ، حيات ، مرگ و... يا به عبارت جامع تر، به جهان بينى كتاب و به اصطلاح فلاسفه خودمان ، ((حكمت نظرى )) كه مى توان به ((ديد كتاب )) نيز تعبير كرد. دسته اول سؤ ال ها در خصوص اين است كه كتاب چه طرحى براى آينده انسان دارد و انسان و جامعه را بر اساس چه الگويى مى خواهد بسازد، كه از اين الگو به ((پيام كتاب )) تعبير مى شود.
اين نوع شناخت ، مربوط به محتواست و درباره هر كتابى مى توان از اين منظر بحث كرد. ممكن است كتابى از ((ديد)) و ((پيام )) خالى باشد و يا تنها ((ديد)) داشته باشد و نه پيام و يا آن كه هر دو را دارا باشد.
در باب شناخت تحليلى قرآن ، چگونگى عرضه مطالب و نوع استدلال ها و سبك ارائه مطالب نيز مطرح است ؛ يعنى اين كه مثلا آيا ديدى فيلسوفانه و يا به اصطلاح امروز عالمانه دارد؟ آيا قضايا را عارفانه نگاه مى كند و يا آن كه سبك مخصوص به خود دارد؟
آيا چون قرآن نگهبان ايمان است و پيامش ايمانى است ، به عقل ، به چشم رقيب مى نگرد و مى كوشد جلوى تهاجم عقل را بگيرد و دست و پايش را ببندد و يا به عكس همواره به چشم يك حامى و مدافع به عقل مى نگرد و از نيروى آن استمداد مى كند؟ اين سؤ الات و نظاير آن كه در شناخت تحليلى طرح مى شود، ما را با ماهيت قرآنى آشنا مى سازد.
ج - شناخت ريشه اى :
بعد از احراز استناد كتاب به نويسنده اش و تحليل و بررسى محتواى كتاب ، در مرحله سوم به اين مطلب پرداخته مى شود كه آيا مطالب و محتويات آن ، حاصل فكر و ابداع نويسنده آن است . يا آن كه از انديشه ديگران وام گرفته شده است . چنين شناختى فرع بر شناخت تحليلى است . پس از مطالعه تحليلى ، پاى مقايسه و شناخت تاريخى به ميان مى آيد.
براى شناخت ريشه اى مى بايد تمام محتويات قرآن را با تمام كتاب هاى ديگر موجود در آن زمان به خصوص كتابهاى مذهبى مقايسه كرد و در اين مقايسه تمام شرايط و امكانات از قبيل ميزان ارتباط شبه جزيره عربستان با ساير نقاط، تعداد افراد با سواد و... را در نظر گرفت و ارزيابى كرد كه آيا آن چه در قرآن هست در كتاب هاى ديگر يافت مى شود يا نه ؟ و اگر پيدا مى شود به چه نسبت هست ؟ و آيا نقل مطالب مشابه ، شكل اقتباس دارد، يا آن كه مستقل است و حتى نقش تصحيح اغلاط آن كتابها و روشن كردن تحريفات آن ها را ايفا مى كند؟(8)
اصالت هاى سه گانه قرآن
مطالعه درباره قرآن ، ما را به اصالت هاى سه گانه اين كتاب آشنا مى كند. اولين اصالت قرآن ، اصالت انتساب است ؛ يعنى بدون پى جويى نسخه هاى قديم ، روشن است كه آن چه امروز به عنوان قرآن تلاوت مى شود، همان كتابى است كه حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله و سلم به جهان عرضه كرده است .
اصالت دوم ، اصالت مطالب است ؛ يعنى معارف قرآن التقاطى نيست ، بلكه ابتكارى است .
اصالت سوم ، اصالت الهى است ؛ يعنى اين معارف به حضرت رسول افاضه شده است و ايشان صرفا حامل پيام وحى بوده اند.
از آن جا كه شناخت ريشه اى قرآن مبتنى بر شناخت تحليلى آن است ، بحث را با شناخت تحليلى شروع ميكنيم ، تا به ((اصالت الهى )) يعنى معجزه بودن قرآن ، كه عمده ترين اصالت هاى قرآن است ، برسيم .
شرايط آشنايى با قرآن
يكى از شرايط ضرورى شناخت قرآن آشنايى با زبان عربى است . بدون دانستن زبان عربى ، آشنايى با قرآن امكانپذير نيست . شرط ديگر، آشنايى با تاريخ اسلام است . اين كتاب بر خلاف تورات و انجيل - كه يك باره نازل شده اند - در طول 23 سال دوران زندگى پيامبر، در خلال جريان پرهيجان تاريخ اسلام ، نازل شده است و از همين رو، آيات قرآن ، به اصطلاح شاءن نزول دارند. شاءن نزول ، معناى آيه را محدود نمى كند، بلكه دانستن شاءن نزول تا حد زيادى در روشن شدن مضمون آيات ، مؤ ثر و راهگشاست .
شرط سوم ، آشنايى با سخنان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است . آن حضرت به نص خود قرآن ، مبين و مفسر اين كتاب است .(9) و آن چه از پيامبر رسيده ، ما را در تفسير قرآن يارى مى دهد.
براى شيعيان روايات معتبرى كه از ائمه اطهار عليهم السلام رسيده ، همان اعتبار روايات معتبر نبوى را دارد، به همين دليل روايات موثق ائمه ، كمك بزرگى در راه شناخت قرآن است .
نكته مهم در بررسى قرآن ، اين است كه در درجه اول مى بايد قرآن را به كمك خود قرآن شناخت . آيات قرآن مجموعا يك ساختمان به هم پيوسته را تشكيل مى دهند و معانى آيات بايد در كنار يكديگر فهميده شوند. آيات قرآن برخى مفسر برخى ديگر است و همانگونه كه برخى مفسران بزرگ گفته اند، ائمه اطهار عليهم السلام اين روش تفسيرى را تاييد كرده اند، چرا كه قرآن در بيان مسائل ، شيوه اى مخصوص به خود دارد و در بسيارى موارد اگر آيه اى بدون عرضه بر آيات مشابه ، اخذ شود، مفهومى پيدا ميكند كه با مفهوم همان آيه در كنار آيات هم مضمون ديگر، به كلى متفاوت است .
به عنوان نمونه اى از شيوه خاص قرآن ، مى توان از آيات محكم و آيات متشابه نام برد. تصور عوامانه درباره اين آيات ، اين است كه مطالب در آيات محكم ، ساده و صريح و در آيات متشابه ، به صورت معما و رمز مطرح شده است . بر اين اساس مردم تنها حق تدبر در آيات محكم را دارند و آيات متشابه اساسا قابل شناخت نيستند قهرا سؤ ال مى شود كه فلسفه آيات متشابه چيست و چرا قرآن آياتى را كه قابل شناخت نيستند، عرضه كرده است ؟
پاسخ اين است كه نه معناى محكم ، صريح و ساده است و نه معناى متشابه ، معما و رمزگونه . قرآن خودش را كتابى روشنگر و قابل فهم براى همه كه آياتش همه نور و هدايت است ، معرفى مى كند. سر مطلب در آيات محكم و متشابه اين است كه برخى از مسايل به خصوص وقتى سخن از غيب و ماوراى طبيعت است ، با قالب الفاظ قابل بيان نيستند و از آن جا كه زبان بيان قرآن همين زبان بشرى است ، ناگزير آن موضوعات لطيف نيستند و از آن جا كه زبان بيان قرآن همين زبان بشرى است ، ناگزير آن موضوعات لطيف و معنوى با عباراتى كه بشر براى موضوعات مادى به كار مى برد، بيان شده اند. مسايل در بعضى از آيات به گونه اى طرح شده كه براى جلوگيرى از سوء فهم بايد حتما به كمك آيات ديگر تفسير گردد و غير از اين راهى وجود ندارد. قرآن براى جلوگيرى از متشابه شدن آن معانى عالى و شامخ با معانى مادى ، مى فرمايد: متشابهات را به محكمات ارجاع دهيد.(10)
برخى آيات قرآن محكم هستند؛ يعنى داراى آن چنان استحكامى كه نمى توان آنها را از معنى خود خارج كرد و معانى ديگرى نتيجه گرفت . اين آيات ام اكتاب ، يعنى آيات مادرند و مرجع آيات متشابه به حساب مى آيند. آيات متشابه براى فهميد و تدبر كردن است ، اما بايد به كمك آيات محكم در آن ها تدبر كرد و بدون كمك آيات مادر، آنچه از متشابهات اخذ شود، درست و معتبر نخواهد بود.
آيات قرآن ، شناختى است ؟
در تحليل محتوايى قرآن ، نخستين سؤ ال اين است كه آيا مى توان در مطالب و مسايل قرآن ، تفكر و تدبر كرد، يا آن كه اين كتاب اساسا براى شناختن ، عرضه نشده و صرفا براى تلاوت و ثواب بردن و تيمن و تبرك است ؟ شايد اين سؤ ال بى مورد تصور شود؛ زيرا در اين كه قرآن كتابى براى شناخت است كسى ترديد نمى كند. اما از آن جا كه در دنياى اسلام به علل مختلف جريان هاى نامطلوبى در موضوع شناخت قرآن پيش آمد، كه در انحطاط مسلمين تاءثير بسزايى داشته و متاءسفانه هنوز هم ريشه هاى آن افكار منحط و خطرناك در جامعه ما وجود دارد، لازم مى دانيم كمى در اين باره توضيح بدهيم .
سه چهار قرن پيش در ميان علماى شيعه ، افراد معروف به ((اخباريان )) پيدا شدند كه معتقد بودند قرآن حجت نيست . اينها از ميان منابع چهارگانه فقه كه از طرف علماى اسلام به عنوان معيار شناخت مسايل اسلامى عرضه شده بود، يعنى قرآن ، سنت ، عقل و اجماع ، سه منبع را قبول نداشتند. اجماع را رسم سنى ها و غير قابل اتباع مى دانستند. در خصوص عقل مى گفتند: با اين همه خطاى عقل ، اعتماد بر آن جايز نيست . اما در مورد قرآن محترمانه ادعا مى كردند كه قرآن بزرگتر از آن است كه ما آدم هاى حقير بتوانيم آن را مطالعه كنيم و در آن بينديشيم . فقط پيامبر و ائمه عليهم السلام حق دارند در آيات قرآن غور كنند. ما فقط حق تلاوت آيات را داريم . اخباريان تنها مراجعه به اخبار و احاديث را جايز مى دانستند. شايد تعجب كنيد اگر بدانيد در بعضى از تفاسيرى كه توسط اين افراد نوشته شد، اگر حديثى ذيل آيه وجود نداشت ، چنان كه گويى آن آيه از قرآن نيست ، از ذكر آيه خوددارى مى كردند. اين عمل نوعى ظلم و جفا بر قرآن و خروج از مسير آن بود.
گروه ديگرى نيز به جز اخباريان بودند كه قرآن را دور از دسترس عامه مى دانستند. از جمله اشاعره ، كه معتقد بودند شناخت قرآن ، عبارت از تدبر در آيات قرآن نيست ، بلكه معناى آن فهم معانى تحت اللفظى و ظاهر آيات و رها كردن باطن است . آن ها به دليل برداشت عوامانه از قرآن و تعطيل كردن عقل ، خيلى زود از جاده درك صحيح منحرف شدند و اعتقادات نادرستى مانند تجسم (جسم بودن خدا)، امكان رؤ يت خدا با چشم ، و گفتگو با خدا با زبان بشرى و صدها اعتقاد انحرافى ديگر پيدا كردند.
در مقابل گروهى كه قرآن را رها كرده بودند، گروهى پيدا شدند كه قرآن را وسيله رسيدن به اهداف و اغراض خود قرار دادند. اينان در زمينه اى كه منافعشان اقتضا مى كرد، به تاءويل آيات قرآن مى پرداختند و مسائلى را به قرآن نسبت مى دادند كه كاملا با روح قرآن بيگانه بود. در مقابل هر اعتراضى پاسخشان اين بود كه باطن آيات را تنها ما مى دانيم و اين معانى از شناخت باطن آيات به دست آمده اند. قهرمانان اين جريان در تاريخ اسلام ، دو گروهند: اول اسماعيليه يا باطنيه و دوم متصوفه .
اسماعيليان شيعه شش امامى هستند و به واسطه باطنى گرى ، خيانت هاى زيادى در تاريخ اسلام مرتكب شدند و نقش بزرگى در ايجاد انحراف در مسايل اسلامى داشتند.
بعد از اسماعيليه ، متصوفه در زمينه تحريف آيات و تاءويل آن ها مطابق عقايد شخصى خود، يد طولانى داشته اند. براى نمونه ، از تفسيرهاى تحريف گونه مى توان به داستان حضرت ابراهيم عليه السلام و ذبح پسرش ‍ اسماعيل اشاره كرد، كه متصوفه مى گفتند: مقصود از ابراهيم ، ابراهيم عقل است و مقصود از اسماعيل ، اسماعيل نفس ؛ يعنى عقل ، قصد داشت تا نفس را ذبح كند.
روشن است كه چنين برداشتى بازى كردن با قرآن و شناخت انحرافى آن است . پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم درباره چنين برداشت هاى مبتنى بر اميال شخصى از قرآن كريم ، فرمود: من فسّر القرآن براءيه فليتبوء مقعده فى النار.(11)
راه وسطى را كه قرآن در برابر جمود و خشك انديشى اخباريان و نيز در مقابل برداشت هاى نارواى باطنيه و مانند آن ها پيشنهاد مى كند، عبارت از تاءمل و تدبر بى غرض و منصفانه است . قرآن علاوه بر مؤمنين ، مخالفين را هم به جاى جبهه گيرى به تفكر در آيات خود فرا مى خواند. در برخى آيات ، هدف از انزال قرآن ، تدبّر و تذكّر بيان شده است .(12) اين آيات و ده ها آيه ديگر، در تاءكيد بر تدبر در قرآن ، جواز تفسيرى قرآن را تاءييد مى كنند.

next page

fehrest page