fehrest page

1- اين جمله از مرحوم سيد رضى در مقدمه نهج البلاغه است .
2- سفينة البحار 2/700 به نقل از منية المريد شهيد ثانى ترجمه : از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده كه مسلمان هيچ هديه اى به برادر مسلمانش هديه نكرده است كه بهتر باشد از سخن حكيمانه اى كه به هدايت او بيفزايد و يا از هلاكت نگاهش دارد.
3- مخفى نماناد كه من در ذيل اين كلمات شريفه غالبا چند شعرى كه مشتمل بود بر همان كلمه از حكمت و موعظه ايراد كردم زيرا كه طباع به حفظ اشعار بيشتر رغبت دارد. و در حديث است كه قيس ‍ بن عاصم منقرى با جماعتى از بنى تميم خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله رسيدند و از آن حضرت موعظه نافعه خواستند آن حضرت ايشان را به كلمات جامعه خود موعظه فرمود قيس عرضه داشت كه اگر اين موعظه به نظم آورده مى شد ما افتخار مى كرديم بر هر كه نزديك ما مى شد از عرب و هم آن را حفظ مى كرديم و ذخيره مى نموديم . آن جناب فرستاد حسان بن ثابت شاعر را حاضر كنند كه به نظم آورد آن را، صلصال بن دلهمس حاضر بود و به نظم آورد آن و از آن جناب اجازه انشاء آن خواست حضرت اذن فرمود: بگفت :
تخير خليطا من فعالك انما قرين الفتى فى القبر ما كان يفعل (الابيات )
رجوع شود به ارشاد القلوب ديلمى صفحه 28 چاپ اسلاميه بقيه اشعار در آنجا مذكور است .
4- نهج البلاغه چاپ فيض الاسلام ص 1169.
5- نهج البلاغهع ص 1216.
6- بحار الانوار ج 78 ص 291 با كمى تفاوت .
7- نهج البلاغه ص 1215.
8- نهج البلاغه ص 1170.
9- نهج البلاغه ص 1235.
10- قال عليه السلام : ليث شعرى اى شيى ء ادرك من فاته العلم بل اى شيى ء فات من ادرك العلم .
كاش مى دانستم كسى كه علم ندارد چه دارد و كسى كه علم دارد چه ندارد.
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 20 ص 289.
11- نهج البلاغه ص 1116.
12- بيهوده گويان .
13- بحار 71/286.
14- بحار ج 71/286.
15- نهج البلاغه ص 1092.
16- سوربه بقره آيه 237.
17- كافى 2/108.
18- نهج البلاغه ص 1112.
19- لازم است يادآور شويم كه عفو از خطاكار، پسنديده است در صورتى كه براى دين و جامعه خطر نداشته باشد و گر نه ترحم بر پلنگ تيزدندان و ستم بر ديگران است .
20- نهج البلاغه ص 1093.
21- اطراف بطاء مهمله جمع طرف به كسر طاء يا ضم آن است و آن مال نو باشد. و جمع ظرف ظروف آيد نه اظراف . (شعرانى ).
در نهج البلاغه چاپ فيض الاسلام هم اطراف بى نقطه است .
22- سوره ابراهيم آيه 7.
23- نهج البلاغه ص 1169.
24- قال عليه السلام : استهينوا بالموت فان مرارته فى خوفة . حقير و سبك بشماريد مرگ را زيرا تلخى آن در ترس از آن است .
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 20 ص 317 حكمت 637.
25- نهج البلاغه ص 1152.
26- كسيكه تنگ گرفته شد بر او روزى كه پس بايد انفاق كند از آنچه داده او را خدا.
نقل است كه جناب اميرالمؤ منين (ع ) سقايت نخلى فرمود در عوض يك مد از جو، پس آن را برايش ‍ دستاس نمودند و نان پختند چون خواست بر آن افطار فرمايد كه سائلى بر در خانه آمد آنحضرت نانش را بسائل داد و شب گرسنه خوابيد شاعر عرب گفته و چه خوب گفته :
جاد بالقرص و الطوى ملاء جنبيه و عاف الطعام و هو سغوب
فاعاد القرص المنير عليه القرص و المقرض الكرام كسوب
يعنى بخشش كرد قرص نان خود را در حاليكه پهلوهاى نازنينش از گرسنگى پر بود و كراهت داشت از خوردن طعام بملاحظه سائل با آنكه گرسنه بود پس چون قرص نان بمسكين داد، عوض قرص ‍ خورشيد براى او بآسمان برگشت و قرض دهنده كريم كسب كننده است .
27- نهج البلاغه ص 1153.
28- نهج البلاغه ص 1200.
29- سوره يوسف آيه 88.
30- نهج البلاغه ص 1103.
31- نهج البلاغه ص 1141.
32- قال عليه السلام :
العمر اقصر من ان تعلم كل ما يحسن بك علمه فتعلم الاهم فالاهم .

عمر كوتاه تر از آنست كه هر چه دانستنش نيكو است بياموزى پس بياموز آنچه اهميتش بيشتر است .
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 20/262.
33- بحار الانوار ج 77 ص 164 و 378 با مختصر تفاوت و قال عليه السلام : يابن آدم انما انت ايام مجموعه فاذا مضى يوم مضى بعضك : شرح نهج البلاغه 20/319.
34- يعنى وقت مهمانى است كه مى گذرد. قال عليه السلام : الفرصة سريعة الفوت بطئية العود؛ فرصت زود گذر است و دير بر مى گردد. شرح غررالحكم آقا جمال 2/113.
35- نهج البلاغه ص 1167.
36- نهج البلاغه ص 1182.
37- قال عليه السلام : المتواضع كالوهده يجتمع فيها قطرها و قطر غيرها و المتكبر كالربوة لا يقر عليها قطرها و لا قطر غيرها؛ يعنى متواضع چون گودالى است كه قطره هاى باران در آن جمع مى شود و چه از خودش و چه از اطرافش و متكبر چون بلندى است كه آب بر او قرار نمى گيرد نه از خودش و نه از اطرافش .
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 20 ص 288 حكمت 291.
38- قال عليه السلام اياك و صدر المجلس فانه مجلس قلعة . شرح نهج البلاغه 20/285 حكمت 264.
39- نهج البلاغه ص 1093.
40- بحار 21/57.
41- بتصحيح قياسى و در طبع سابق ((حاجة )) صحيح نيست (شعرانى ).
42- كسى كه برادر ندارد مانند كسى است كه بى اسلحه به جنگ مى رود و بدان كه پسر عموى هر قوم بال آنها است و آيا باز بدون بال مى تواند پرواز كند.
43- و قال عليه السلام : تحتاج القرابة الى المودة و لا تحتاج المودة الى فرابة . شرح نهج البلاغه 20/305.
44- نهج البلاغه ص 1233 و قال عليه السلام : من كرم المرء بكاؤ ه على ما مضى من زمانه و حنينه الى اوطانه و حفظ قديم اخوانه . شرح نهج البلاغه 20/274.
45- بحار الانوار 74/264.
46- سفينة البحار 2/370.
47- نهج البلاغه ص 1130.
48- و ممكن است معنى بستن و نگهداشتن ، از عقل نمودن و مناسب است . اين حاشيه شايد از مرحوم آقاى شعرانى باشد.
49- همان
50- نهج البلاغه ص 1183.
51- نهج البلاغه ص 1196.
52- حديث نبوى است .
53- بحار الانوار ج 70 ص 64 دشمن ترين دشمن تو نفس تواست .
54- نهج البلاغه ص 1098.
55- نهج البلاغه ص 1252.
56- بحارالانوار 70/385.
57- قال عليه السلام : ابصر الناس لعور الناس المعور: شرح نهج البلاغه 20/291.
58- تعنت : عيب جويى و بدگويى ،
59- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد طبع يبروت 4/399 و نهج البلاغه ص 1250 با كمى تفاوت .
60- سفينة البحار 1/361 و قال اميرالمؤ منين عليه السلام : الاشرار يتبعون مساوى الناس و يتركون محاسنهم كما يتبع الذباب المواضع الفاسدة من الجسد و يترك الصحيح .
ترجمه حديث متن : هر گاه خدا براى بنده اى خير بخواهد او را از خوبى هايش غافل مى كند و بدى هايش ‍ را هميشه برابر چشمش قرار مى دهد و همنشينى با كسانى را كه از ياد خدا روى گرداند مورد كراهت او مى سازد.
ترجمه حديث پاورقى : مردمان بد از بدى هاى مردم پى جويى مى كنند و خوبى هايشان را وا مى گذراند مانند مگس كه دنبال جاهاى زخم بدن است و جاهاى سالم را رها مى كند.
و قال عليه السلام : من عاب سفلة فقد رفعه و من عاب كريما فقد وضع نفسه شرح نهج البلاغه 20/329 حكمت 773. هر كس شخص پستى را عيب كند او را بالا برده و هر كه كريمى را عيب كند خود را پست كرده است .
و قال عليه السلام : لا تسبن ابليس فى العلانيه و انت صديقه فى السر شرح نهج البلاغه 20/3229، حكمت 767 ترجمه : در آشكارا به شيطان دشنام مده در حالى كه در پنهانى با او دوستى .
61- نهج البلاغه ص 1270.
62- سوره شعراء آيه 89.
63- نهج البلاغه ص 1150 با كمى تفاوت .
64- بحار الانوار 70/295.
65- نهج البلاغه ص 1180 و شرج نهج البلاغه طبع بيروت 4/335 با كمى تفاوت .
66- نهج البلاغه ص 1178 حكمت 192.
67- نهج البلاغه ص 1242.
68- يعنى كدام يك از دو روز خودم از مرگ فرار كنم روزى كه مرگ من مقدر نشده يا روزى كه مرگ من مقدر شده ؟
روزى كه مرگ من مقدر نشده باشد از كار زار باكى ندارم و روزى كه مرگ من مقدر شده ترس و فرار نتيجه اى ندارد.
69- نهج البلاغه ص 1127 حكمت 88.
و قال عليه السلام : خيرالمقال ما صدقه الفعال . بهترين گفتار آن است كه كردار گوينده آن را تصديق كند و با آن برابر باشد. شرح نهج البلاغه ج 20 ص 271 حكمت 135.
70- اگر علم بدون تقوى شرافت داشت شيطان شريفترين مردم بود.
71- نهج البلاغه ص 1256 حكمت 358.
72- نهج البلاغه ص 1179 حكمت 197.
73- نهج البلاغه 1185 حكمت 215.
74- قال عليه السلام : رب كلمة يجترعها مخافة ما هوشر منها و كفى بالحلم ناصرا / يعنى چه بسا كلمه اى را شخص بردبار فرو مى خورد از ترس بدتر از آن و بردبارى بس است از حيث يارى كردن .
شرح نهج البلاغه ص 20/264 حكمت 87.
75- نهج البلاغه ص 1285 حكمت 416 و در اين چاپ حسام قاطع است .
76- نهج البلاغه ص 1115 حكمت 62.
77- نهج البلاغه ص 1117 حكمت 71.
78- نيك توبه كردن .
79- نهج البلاغه ص 1184 حكمت 212.
80- بحارالانوار 75/330.
81- معراج السعادة چاپ جاويدان ص 341.
82- خصال صدوق 84.
83- خصال صدوق 84.
84- خصال صدوق باب الخمسة حديث 10.
85- قال عليه السلام ابخل الناس بماله اجودهم بعرضه غررالحكم چاپ نجف 93 با كمى تفاوت / يعنى بخيل ترين مردم به مالش با سخاوت ترين آنها است به آبروى خود.
86- نهج البلاغه ص 1146 حكمت 123.
87- طبيعت مرگ سرد و خشت است و طبيعت حياة گرم و تر است چنانكه معلوم است . خريف = پائيز و خزان .
88- سوراخ ‌هاى بينى .
89- نهج البلاغه ص 1171 حكمت 172 / قال عليه السلام : الحازم لم يشغله البطر بالنعمة عن العمل للعاقبة و الهم بالحادثه عن الحيلة لدفعها.
شرح نهج البلاغه ص 1110 حكمت 45.
90- نهج البلاغه 20/343 حكمت 942.
91- بحارالانوار 71/338.
92- نهج البلاغه ص 1193 حكمت 232.
93- شرح نهج البلاغه ث 20/334 حكمت 831.
94- نهج البلاغه ص 1122 حكمت 77.
95-
تو سخن را نگر كه حالش چيست به نگارنده سخن منگر
96- در نهايه ابن اثير ماده ضل نقل شده است .
97- يعنى صبح پى حاجت رفتن .
98- نهج البلاغه ص 1092 حكمت 9.
99- بحار ج 71 ص 369.
100- نهج البلاغه ص 1150 حكمت 128.
101- نهج البلاغه ص 1124 حكمت 83.
102- يعنى راى و تدبير بر شجاعت دلاوران پيشى دارد؛ آن اول است و اين دوم .
هنگامى كه اين هر دو در شخصى آزاده گرد آيند او به بلندترين مقامها رسيده است .
103- دستان = مكر و حيله .
104- نهج البلاغه ص 1267 حكمت 372 با كمى تفاوت .
105- قينه بتقديم ياء بر نون كنيزك سرود گوى ، و قيان بالكسر جمع آن است ، و قيل كل عبد عندالعرب قين و الامه قينة .
106- بسا شخص سالمى كه ناگاه صيحه مرگ بر او زده شد، و بسا گوينده اى كه ديشب با او بودم شب كرد در حالى كه خواننده او نزد او بود و صبح كرد در حالى كه بر او نوحه و ندبه مى كردند. خوشا به حال كسى كه ميزان و ترازوى اعمالش در روزى كه پروردگارش را ملاقات مى كند سنگين باشد.
107- نهج البلاغه ص 1258 حكمت 418.
108- نهج البلاغه ص 1231 حكمت 193.
109- قال عليه السلام : ثلاثة اشياء تدل على عقول اربابها: الهدية و الرسول و الكتاب و قال اذا اردت ان تختم على كتاب فاعد النظر فيه فانما تختم على عقلك .
غررالحكم چاپ نجف ص 161 ترجمه حديث : سه چيز است كه بر اندازه عقل صاحبش دلالت دارد: هديه ، رسول و قاصد و نامه و فرمود وقتى مى خواهى نامه را مهر كنى بازنگرى كن زيرا بر عقل و خرد خود مهر مى زنى .
ترجمه شعر: چون خواستى براى كارى قاصدى روانه كنى دقت كن و شخص شايسته اى را اختيار كن زيرا رسول و قاصد انسان ها نشان دهنده مرتبه راءى و بينش آنان است و در مورد نامه هم تاءمل و تفكر كن زيرا عقل انسان به نوشته و قلم او شناخته مى شود.
110- نهج البلاغه ص 1291 حكمت 431 و در اين چاپ به جاى ((كلمة )) ((كله )) مى باشد.
111- سوره حديد آيه 23.
112- نهج البلاغه ص 873 نامه 22.
113- نهج البلاغه ص 1154 حكمت 128.
114- مستدرك الوسائل 1/363 با كمى تفاوت .
115- نهج البلاغه ص 1110 حكمت 43.
116- يعنى محو كننده .
117- خصال ص 84 باب ثلاثه ش 11.
118- كافى 2/314.
119- نهج البلاغه ص 1143 حكمت 117.
120- نهج البلاغه ص 1305 حكمت 471.
121- بحار 67/362 قريب به اين مضمون را از امام صادق روايت كرده است .
122- سعتر = پودينه .
123- شرح نهج البلاغه ج 3/155.
124- نهج البلاغه ص 1200 حكمت 248.
125- بحار 77/112.
126- شرح غررالحكم 1/255.
127- ترجمه : بر حسد حسود صبر كن كه صبر تو كشنده اوست مانند آتش كه اگر درگيره اى (هيزمى ) نباشد خود را مى خورد.
128- نهج البلاغه ص 1152 حكمت 1361.
129- در روايت بسيار وارد است كه حج جهاد ضعفا است و مائيم ضعفا، و سائل الشيعه 5/69-74.
130- نهج البلاغه ص 171.
131- نهج البلاغه ص 1186 حكمت 217.
132- شرح غررالحكم 1/82.
قال عليه السلام : ما وضع احديده فى طعام احد الا ذل : شرح نهج البلاغه 20/291 حكمت 335 با كمى تفاوت .
ترجمه : هيچ كس دست خود را (از روى طمع ) در طعام ديگرى ننهاد جز آنكه ذليل شد.
133- قناعت كن و آزاد زندگى كن و آزمند باش زيرا گردنها را جز طمع ها قطع نكرده است .
134- نهج البلاغه ص 1184 حكمت 210.
135- نهج البلاغه ص 1164 حكمت 124.
136- سوره انعام آيه 91.
137- نهج البلاغه ص 1116 حكمت 65.
138- نهج البلاغه ص 1251 حكمت 343.
139- سوره 94 آيه 4 و 5.
140- غررالحكم چاپ نجف ص 111 قريب به اين مضمون .
141- نهج البلاغه ص 1111 حكمت 48.
142- نهج البلاغه ص 1092 حكمت 8.
143- قال عليه السلام : ازالة الجبال اسهل من ازالة دولة قد اقبلت فاستعينوا بالله و اصبروا فان الارض الله يورثها من يشاء/ شرح نهج البلاغه 20/262 حكمت 65.
144- اين اشخاص در اين اوصاف هر كدام معروف و ضرب المثل بوده اند و عبدالحميد مستوفى مروان بن محمد است كه در كتابت و ادبيت مهارتى تمام داشته به حدى كه گفته اند: فتحت الكتابة بعبد الحميد و ختمت بابن العميد. و ابن العميد ابوالفضل محمد بن عميد قمى مروف به ادبيت و كمال است كه در علم فسلفه و نجوم و ادب اوحد عصر خويش بوده و او را جاحظ ثانى مى گفتند واز اتباع اوست اسماعيل بن عباد كه به ملاحظه مصاحبت او با ابن عميد او را صاحب بن عباده مى گفتند و ابن عميد را استاد نيز مى گفتند وقتى صاحب به بغداد سفر كرد چون مراجعت نمود گفتند بغداد را چگونه يافتى ؟ گفت : بغداد فى البلاد كالاستاد فى العباد.
145- و لكن عين السخط تبدى المساويا.
146- نهج البلاغه ص 1231 حكمت 295.
يعنى مردمان فرزندان دنيا هستند و كسى را به دوست داشتن مادرش سرزنش نمى كنند.
147- نهج البلاغه ص 1244 حكمت 326.
148- بحار 84/237 با كمى تفاوت .
149- يعنى با عفاف و كفاف و قناعت ، خود را از اينكه صبح و شام در خانه امير و وزير برويم راحت كرديم و نوميدى از مرم را كليد رستگارى قرار داديم .
150- نهج البلاغه ص 1126 حكمت 87.
151- سوره 39 آيه 53.
152- سوره 7 آيه 99.
153- نهج البلاغه ص 1115 حكمت 63.
154- يعنى مرگ از سؤ ال و درخواست از لئيمان شيرين تر است .
قال عليه السلام : اذل الناس معتذر الى الئيم .
شرح نهج البلاغه 20/304 حكمت 479 يعنى خوارترين مردم كسى است كه از شخص لئيمى عذرخواهى كند.
155- نهج البلاغه ص 1183 حكمت 208.
156- روت ام هانى بنت ابى طالب عليه السلام عن النبى صلى الله عليه و آله انه قال : ياتى على الناس زمان اذا سمعت باسم الرجل خير من ان تلقاه فاذا القيته خير من ان تجربه و لو جربته اظهر لك احوالا دينهم دراهمهم و همتهم بطونهم و قبلتهم نساؤ هم يزكعون للرغيف و يسجدون للدرهم حيارى سكارى لا مسلمين و لا نصارى بحار الانوار ج 74 ص 196.
157- هيچ كسى را تا نيازمائى ستايش مكن و نيز بدون آزمودن كسى را نكوهش مكن .
158- نهج البلاغه ص 1153 حكمت 135.
159- نهج البلاغه ص 1113 حكمت 54.
160- جمله اول در شرح غررالحكم 4/474 و جمله دوم با كمى تفاوت در 5/451 مى باشد.
161- معنى اين چند اين بيت در آخر كتاب آمده است .
162- كنزالفوائد ص 58.
163- نهج البلاغه ص 1122 حكمت 78.
164- غرر الحكم چاپ نجف ص 235 و در اين حديث ((مايحسنه )) دارد.
165- قال عليه السلام : قبيح بذى العقل ان يكون بهيمة و قد امكنه ان يكون انسانا و ان يكون انسانا و قد امكنه ان يكون ملكا و ان يرضى لنفسه بقنيه معارة و حياة و له ان يتخذ مخلدة و حياة مؤ بدة .
شرح نهح البلاغه 20/306 حكمت 508.
ترجمه : براى عاقل زشت است كه حيوان باشد با اينكه مى تواند انسان باشد؛ و يا انسان باشد حال آنكه مى تواند فرشته باشد و يا راضى شود براى خود به زندگى موقت و عاريت در صورتى كه مى تواند زندگى جاويدان داشته باشد.
166- نهج البلاغه ص 1278 حكمت 404.
167- بحار 77/115 و 116 و نهج البلاغه ص 208.
168- قال عليه السلام : عليك بمجالسة اصحاب التجارب فانها تقوم عليهم باغلى الغلاء و تاءخذها منهم بارخص الرخص .
شرح نهج البلاغه 20/435.
يعنى نتائيج تجربت آنان بسيار گران بدست آمده و تو نيك ارزان مى ستانى (شعرانى ).
169- نهج البلاغه ص 1168 حكمت 162.
170- قال عليه السلام : ينبغى للعاقل ان يتذكر عند حلاوة الغذاء مرارة الدواء شرح نهج البلاغه 20/272 حكمت 149.
يعنى سزاوار است عاقل را كه نزد شيرينى غذاء تلخى دوا را هم ياد آورد.
قال عليه السلام : من كان همته ما يدخل جوفه كانت قيمته ما يخرج منه . شرح نهج البلاغه 20/319 ترجمه : كسى كه همش همان است كه مى خورد ارزش او همان است كه از او خارج مى شود.
171- ترجمه : خطاب به گربه مى گويد: مى خواستى جوجه پرندگان را بخورى و روزگار تو را مظلومانه نخورد.
اى كه جوجه هاى لذيذ از هستى ساقطت كرد و اى بر تو چرا به غده هاى اضافى قناعت نكردى .
چه بسا لقمه هايى كه وارد معده آدم طماع شد و روح او را از كالبدش خارج ساخت .
172- بحار ج 78 ص 45.
173- نهج البلاغه ص 1088.
174- فنته آنجا است كه حق و باطل روشن نباشند يا هر دو فرقه باطل باشند.
175- نهج البلاغه ص 1116 حكمت 67.
176- نهج البلاغه ص 1115 حكمت 64.
177- سفينة البحار 1/585.
يعنى سائل را رد نكنيد اگر چه به نصف خرما باشد.
178- نهج البلاغه ص 1228 حكمت 285.
179- بحار الانوار 74/192.
قال عليه السلام : اياك و صاحب البوس فانه كالسيف المسلول يروق منظره و يقبح اثره .
شرح نهج البلاغه 20/273 حكمت 157 با كمى تفاوت .
ترجمه : از همنشين بد بپرهيز كه مثل شمشير خوش منظر و بد اثر است .
قال عليه السلام : الصاحب كالرفعة الثوب فاتخذه مشاكلا.
شرح نهج البلاغه 20/309 حكمت 540.
ترجمه : دوست و مصاحب مانند وصله لباس است پس همرنگ و مناسب اختيار كن .
180- نهج البلاغه ص 1112 حكمت 51.
181- بحار 91/225 و تحف العقول 147. در اين دو كتاب ((ماحار)) به جاى ((ماخاب )) است .
182- نهج البلاغه ص 1135 حكمت 103.
183- نهج البلاغه ص 1131 حكمت 97.
184- شرح غررالحكم 5/197.
قال عليه السلام : سيان من صنع السائل و من و من منع السائل و ضن .
ترجمه : كسى كه به سائل كمك كند و منت گذارد با كسى كه بخل ورزد و كمك نكند مساوى است .
قال عليه السلام : لا تطلبن الى احد حاجة ليلا فان الحياء فى العينين .
شرح نهج البلاغه 20/320 حكمت 668 ترجمه : از هيچ كس در شب حاجت مخواه زيرا حيا در چشم است .
185- ابن ابى الحديد در كلمات قصار اميرالمؤ منين (ع ) آورده كه آنحضرت فرمود در وقتى من و عباس ‍ و عمر مذاكره ميكرديم در بيان احسان و نيكى كردن من گفتم كه بهتر آن پنهان كردن آنست عباس ‍ گفت : بهتر آن كوچك شمردن آنست ، عمر گفت تعجيل در آنست در اين هنگام رسولخداى (ص ) وارد شد بر ما و از گفتگوى ما پرسيد ما بيان كرديم كلمات خود را فرمود بهترش آنست كه اين هر سه در آن جمع باشد.
186- نهج البلاغه ص 1234 حكمت 302.
187- يا آنكه معنى چنين باشد: راست و درست نخواهد بود ايمان عبد تا آنكه بوده باشد اعتقادش به آنچه كه در نزد حقتعالى است بيشتر از آنچه كه در دست خودش است .
188- بحار الانوار 77/124.
189- نهج البلاغه ص 1163 حكمت 145.
190- از خشم برافروختن .
191- بحارالانوار 71/96.
192- كنزالفوائد ص 58 با كمى تفاوت .
193- نهج البلاغه ص 1106 حكمت 29.
194- نهج البلاغه ص 1106.
195- نهج البلاغه ص 1114 حكمت 57.
196- نهج البلاغه ص 1245 حكمت 329.
197- يعنى تباهى مى رسانند در آن .
198- از مال خود آنچه مى توانى برگير و استفاده كن زيرا روزگار و وارثان شريكان تو هستند. حق مال و ثروت را كسانى ادا كرده اند كه وقتى مى بينند روزگار مال آنان را از بين مى برد خود آنها (در راه خير) مال را خرج مى كنند.
199- شرح صد كلمه ابن ميثم ص 93.
200- سوره 28 آيه 77.
201- نهج البلاغه ص 1163 حكمت 143.
202- هيچ پرنده اى پرواز نكرد و بالا نرفت جز آنكه همانگونه كه بالا رفته بود پائين آمد.
203- حياة الحسن 1/306.
ترجمه : اى اهل خوش هاى دنيايى كه بقا و دوام ندارد مغرور شدن به سايه اى كه پايدار نيست از حماقت و نادانى است .
204- نهج البلاغه ص 1277 حكمت 398.
205- سلم نردبان
206- بحارالانوار 39/133 با كمى تفاوت .
207- نهج البلاغه ص 1098 حكمت 25.
208- نهج البلاغه ص 1229 حكمت 289.
209- بحار 71/324.
210- قال : كفى ما مضى مخبرا مما يجيى ء و كفى عبرا الذوى الاباب ما جربوا.
شرح نهج البلاغه 20/273 حكمت 163.
ترجمه : گذشته ها براى اخبار از آينده ها كافى است و خردمندان را آنچه تجربه كرده اند براى عبرت كافى است .
211- نهج البلاغه ص 1153 حكمت 134.
212- سوره اسراء آيه 29.
213- سوره فرقان آيه 67.
214- روى انه قالت حرقة بنت النعمان بن منذر لسعد بن ابى وقاص حين ولى العراق : والله ماطلعت الشمس و ما شيى يدب تحت الخورنق الا و هو تحت ايدينا فغربت شمسنا و قدرحمنا جميع من كان يحسدنا و ما من بيت دخلته حبرة الا و اعقبته عبرة ثم انشاءت تقول :
فبينانسوق (نسوس خ ل ) الناس والامر امرنا.
اذا نحن فيهم سوقة تتنصف .

بحار 78/456 با كمى تفاوت .
215- نهج البلاغه ص 1224 حكمت 278.
216- نهج البلاغه ص 1141 حكمت 115.
217- بحار 73/79 و كافى 2/136.
218- كافى 2/134.
219- نهج البلاغه ص 1196 حكمت 243.
220- نهج البلاغه ص 566 با كمى تفاوت .
221- بحار 6/154.
222- سفينة البحار ماده فطم .
223- نهج البلاغه ص 1159 حكمت 140.
224- نهج البلاغه ص 1272 حكمت 384.
225- قال عليه السلام : كما تعرف اوانى الفخار بامتحانها باصواتها فيعلم الصحيح منها من المكسور كذلك يمتحن الانسان بمنطقه فيعرف ما عنده .
شرح نهج البلاغه 20/294 حكمت 363.
ترجمه : همانطور كه ظروف سفالين با صداهايش امتحان مى شود و سالم و شكسته آن معلوم مى گردد. همچنين انسان با گفتارش امتحان مى شود و آنچه دارد شناخته مى شود.
226- بحارالانوار 71/293.
227- نهج البلاغه ص 1114 حكمت 58.
228- قال عليه السلام : لا ينبغى للعاقل ان يمدح امراته حتى تموت و لا طعاما حتى يستمريه و لا صديقا حتى يستقرضه و ليس حسن الجوار ترك الاذى و لكن حسن الجوار الصبر على الاذى .
شرح نهج البلاغه 20/295 حكمت 378.
قال المراه كالنعل يلبسها الرجل اذا شاء لا اذا شاءت .
شرح نهج البلاغه 20/289 حكمت 291.
229- قال عليه السلام : الجماع للمحن جماع و للخيرات مناع حياء يرتفع و عورات تجتمع اشبه شى ء بالجنون و لذلك حجب عن العيون نتيجته ولد فتون ان عاش كدوان مات هد.
شرح نهج البلاغه 20/288 حكمت 295.
230- نهج البلاغه ص 1192 حكمت 230.
231- قال عليه السلام ان الله خلق النساء من عى و عوره فدا و اعيهن بالسكوت و استروا العوره بالبيوت .
شرح نهج البلاغه 20/310 حكمت 557 واضح است كه رواياتى كه در نكوهش زنان آمده است مربوط به زنان خوب و شريف كه كم هم نيستند نمى باشد.
232- نهج البلاغه ص 1282 حكمت 80.
233- نهج البلاغه ص 1295 حكمت 445.
234- نهج البلاغه ص 603 خطبه 182.
235- سوره بقره آيه 24.
236- نهج البلاغه ص 1098 حكمت 22.
237- غررالحكم چاپ نجف ص 165 با كمى تفاوت .
238- نهج البلاغه ص 1169 حكمت 164.
239- نهج البلاغه ص 1165 حكمت 152.
240- نهج البلاغه ص 1103 حكمت 34.
241- سفينة البحار 1/697.
242- سفينة البحار 1/181.
243- بحار 78/160.
244- نهج البلاغه ص 1185 حكمت 213.
245- غبى = جاهل و كودن . المتغابى كسى كه جاهل نيست ولى خود را به جهالت مى زند.
246- قال عليه السلام : ما استقصى كريم قط.
شرح نهج البلاغه 20/264 حكمت 86
ترجمه : شخص كريم هرگز زياد تفحص نمى كند.
قال تعالى فى وصف نبيه : عرف بعضه و اعرض عن بعض .
سوره تحريم آيه 5.
247- سفينة البحار 2/664.
248- نهج البلاغه ص 1193 حكمت 231.
249- نهج البلاغه ص 1193 حكمت 231.
250- نهج البلاغه ص 1222 حكمت 272.
251- نهج البلاغه ص 655 با كمى تفاوت .
252- نهج البلاغه ص 1124 حكمت 82.
253- نهج البلاغه ص 1095 حكمت 18.
254- بحار ج 71 ص 324.
255- نهج البلاغه ص 1166 حكمت 153.
256- كل علم ليس فى القرطاس ضاع .
257- نهج البلاغه ص 1267 حكمت 373.
258- نهج البلاغه ص 1185 حكمت 214.
259- سفينة البحار 1/361 و 362.
260- سفينة البحار 1/361.
261- صاحبان شرف نبايد از حمل جنازه خوددارى كنند زيرا دستور و امر خدا چيزى نيست كه كسى از انجام آن عار داشته باشد.
262- نهج البلاغه ص 1097 حكمت 23.
263- كافى 2/164 با تفاوت كمى .
264- نهج البلاغه ص 1200 حكمت 249.
ترجمه : اى كميل خانواده خود را وادار كن دنبال كسب مكارم باشند و شبها در انجام حوائج آن كه در خواب است تلاش كنند يعنى گر چه نيازمندان در خواب باشند آنها به فكر رفع نياز آنان باشند.
265- نهج البلاغه ص 1183 حكمت 205.
266- سوره آل عمران آيه 159.
ترجمه : اى پيامبر اگر تندخو و سخت دل بودى از دورت پراكنده مى شدند.
267- غررالحكم چاپ نجف ص 268.
268- نهج البلاغه ص 1111 حكمت 47.
269- يا: بنده نمى شود مرد آزاد به هيچ چيز مانند احسان (شعرانى ).
270- بحارالانوار 77/166.
271- نهج البلاغه ص 1090 حكمت 5.
272- خصال صدوق باب اول حديث شماره 102.
273- نهج البلاغه ص 1173 حكمت 180.
قال عليه السلام : جزعك فى مصيبة صديقك احسن من صبرك و صبرك فى مصيبتك احسن من جزعك .
شرح نهج البلاغه 20/344 حكمت 957.
ترجمه : بى تابى در مصيبت دوستت بهتر از صبر و شكيبائى است و صبر و شكيبائى در مصيبت خودت بهتر از جزع و بى تابى است .
274- شرح صد كلمه ابن ميثم ص 143.
275- وسائل الشيعه 2/902.
276- بحار 78/38 و كنزالفوائد 58.
277- نهج البلاغه ص 1165 حكمت 151.
278- بحار 75/90 با مختصر تفاوت .
279- شرح نهج البلاغه 18/380.
280- نهج البلاغه ص 1168 حكمت 163.
281- از اشعار منسوب به آن حضرت است .
282- نهج البلاغه ص 1130 حكمت 93.
283- سوره 39 آيه 9.
284- سفينة البحار ماده كمل .
285- نهج البلاغه ص 1154 حكمت 137 و در اين چاپ به جاى ((العطش )) ((الظماء)) دارد.
286- نهج البلاغه ص 1192 حكمت 328.
287- اين دو لقب از القاب ويژه حضرت است .
288- تو از مدح و ثنا فراترى و بليغ ‌ترين افراد هنگام مدح تو عاجزترين افراد است آنگاه كه گروهى به حج مى روند و در مشاعر و صفا طواف مى كنند قبر تو ركن و مشاعر من است و گرد آن طواف مى كنم . و اگر مردم عباداتى را براى خود ذخيره كرده اند براى من دوستى تو بهترين سرمايه و ذخيره است .
289- نهج البلاغه ص 1199 حكمت 246.
290- نهج البلاغه ص 1175 حكمت 183.
291- چه شده مى بينم دائما مال جمع مى كنى ؟ آيا براى شوهر آينده زن خود مى اندوزى .
292- نام جناده ((كثير)) و در سال 67 از دنيا رفت .
293- بحار 44/139 - 140.
294- قول ديگر هفتم صفر است .
295- آن حضرت مسموم و شهيد شد.
296- تنظيم اين پاورقى ها و نيز آماده ساختن اين كتاب شريف براى چاپ جديد در ماه شوال 1046 پايان يافت .