previos pagemenu pagenext page


حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) نسبت به اين حقيقت فرمود:

اَيُّهَا الناسُ مَن سَلَكَ الطريقَ الوَاضِحَ وَرَدَ المَاءَ وَ مَن‏خَالَفَ وَقَعَ فِى التِّيهِ

اى مردم، آن كس كه از راهى آشكار رود، به آب خواهد رسيد، و آن كس كه از بى‏راهه رود منحرف شده، به حيرت و سرگردانى دچار خواهد شد.(6)

2 - راه‏هاى اثبات علم جاودانه‏

براى اثبات نظريه دوم (جاودانگى علم) راه‏هاى فراوانى وجود دارد.

هم مى‏توان با مطالعه در ويژگى‏هاى نظام هستى اين حقيقت را اثبات كرد،

و هم مى‏توان با مطالعه در ويژگى‏هاى تن آدمى با اين حقيقت آشنا شد.

در نظام هستى، نظم دائمى و عمومى و هدفدار و سيستميك وجود دارد.

قانون عمومى و دائمى و هدفدار وجود دارد.

محاسبات دقيقِ رياضى عمومى و دائمى و هدفدار وجود دارد.

كه تداوم حركت‏هاى منظم و پايدار و قانونمند، بر واقعيت‏هاى ياد شده تكيه دارد و خواهد داشت.

در تن آدمى نيز نظم و قانون و فعل و انفعالات شيميائى دقيق، جذب و دفع قانونمند، و عوامل رشد و تداوم حيات از نظر بيولوژى و فيزيولوژى فراوان وجود دارد كه قابل بحث و بررسى است

و همه آن واقعيت‏ها اين حقيقت را ثابت مى‏كند كه:

اگر انسانى يا پژوهشگرى يا مؤسسه تحقيقاتى مجهزى، آن همه از واقعيت‏ها، قانونمندى‏ها، هدفدارى‏ها را، بتواند بدرستى كشف كند،

شناسائى كند،

علم و آگاهى بدست آمده جاودانه است.

رنگ كهنگى نخواهد پذيرفت.

گرچه تئورى‏ها و فرضيه‏ها از بين مى‏روند، و نتيجه‏گيرى‏هاى غلط دوام نمى‏آورد.

اما چه ارتباطى با علم دارد؟

در تفكر دوم، هر تئورى و فرضيه‏اى علم نمى‏باشد زيرا با واقعيت‏هاى نظام هستى انطباق ندارد،

و اگر فرضيه‏اى يا نظريه‏اى با انواع تجربه‏ها و آزمايش‏ها به نتيجه برسد و با واقعيت‏ها انطباق پيدا كند ئ در مراحل نهائى تحقيق به حقيقت بپيوندد،

علمِ جاودانه است،

و جاويدان خواهد ماند. مانند:

بسيارى از محاسبات رياضى‏

بسيارى از فرمول‏هاى كشف شده در علم شيمى و فيزيك‏

بسيارى از محاسبات دقيق نجومى در علم ميترولوژى‏

بسيارى از محاسبات دقيق در زمين شناسى‏

بسيارى از محاسبات دقيق در فيزيولوژى انسانى، در طب و درمان و بهداشت‏

چون واقعيت‏هاى ثابت داريم انسان‏ها توانستند علم طب را كشف و بازسازى و به تكامل برسانند.

چون واقعيت‏هاى ثابت وجود داشتند و قابل شناخت بودند انسان توانست هزاران اختراع و اكتشاف را به ثبت رسانده، خدمات اساسى به بشريت ارائه دهد و به انواع علوم و فنون مجهز گردد.

3 - راه‏هاى شناخت‏

با اثبات اين حقيقت كه:

الف - جهان سراسر واقعيّت‏هاى جاودانه است.

ب - و واقعيّت‏ها قابل شناخت مى‏باشند.

آنگاه راه‏هاى شناخت به عنوان جدّى‏ترين مسئله فرهنگ بشرى مطرح خواهد شد كه در اينجا به برخى از شيوه‏ها و روش‏هاى شناخت اشاره خواهد شد.

مانند:

اول - روش‏هاى تجربى

دوم - روش‏هاى عقلى و فلسفى

سوم - علم غيب و ارتباط با وحى الهى

بسيارى از دانشمندان با روش‏هاى تجربى و آزمايش‏هاى فراوان و مداوم، با واقعيّت‏هاى جهان آفرينش آشنا مى‏شوند،

با 60 سال مطالعه و تجربه، يك واقعيّت علمى كشف مى‏كنند،

يك ويروس را شناسائى مى‏كنند،

مالاريا را و درمان او را مى‏شناسند.

ميكروب را كشف و ديدگاه انسان‏ها را به جهان ناديدنى‏ها سوق مى‏دهند.

و بسيارى ديگر از دانشمندان با روش‏هاى عقلى در منطق و فلسفه، موفّق مى‏گردند كه بسيارى از رازهاى نهفته در نظام هستى را كشف كنند و بگويند چون در درون هسته اتم پروتون با بار مثبت وجود دارد، پس الكترون با بار منفى نيز بايد وجود داشته باشد.

و اين بايد قضاوت منطق و فلسفه و عقل جوّال يك انسان پژوهشگر است كه با همين روش‏ها و شيوه‏ها و ملاك‏ها توانسته است در سفرهاى فضائى موفّق گردد،

يك پاى انسان در كره ماه و زهره باشد و پاى ديگرش در قعر اقيانوس‏ها، در جهت دادن ناوهاى اتمى و زير دريائى‏هاى فوق مُدرن نقشه داشته، كه در همه جا حضور فعّال دارد و همواره به اهداف علمى خود دست رسى پيدا كرده است و اين روش‏ها و شيوه‏ها همواره قابل ارزيابى و بكارگيرى است.

راه سوّمى نيز براى شناخت انسان وجود دارد كه مى‏تواند به انواع شناخت و علم و آگاهى مطلوب دست رسى پيدا كند و آن وحى الهى، و دست رسى به علم غيب است،

كه پيامبران الهى و رسول گرامى اسلام و حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) از اين چشمه زلال و هميشه جارى سيراب مى‏شدند، انواع علوم و آگاهى را مى‏گرفتند و به بشريّت تشنه حقيقت مى‏رساندند.

وحى الهى تنها كانال صحيح و مطمئن فراگيرى انواع علوم و آگاهى‏هاى ضرورى است كه توانسته است بشريّت را هواره از جهل و نادانى نجات بخشد، و دستورالعمل صحيح زندگى را به انسانها بياموزد، و همگان را از شناخت و آگاهى‏هاى لازم سرشار كند.

از اين رو قرآن كريم تنها منبع علم و آگاهى است كه نظير ندارد و حكم هر ترو خشكى در قرآن است.

حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) در خطبه 18 فرمود:

مَا فَرطنَا في الكِتَابِ مِن شَى‏ءٍ: وَاللَّهُ سُبحَانَهُ يَقُولُ

وَفِيهِ تِبيَانٌ لِكُلِّ شَي‏ءٍ.

وَذَكَرَ أَن الكِتَابَ يُصَدِّقُ بَعضُهُ بَعضاً، وَأَنهُ لاَ اختِلاَفَ فِيهِ فَقَالَ سُبحَانَهُ: وَلَو كَانَ مِن عِندِ غَيرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختِلَافاً كَثِيراً.

وَإِن القُرآنَ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَبَاطِنُهُ عَمِيقٌ، لاَ تَفنَى‏ عَجَائِبُهُ، وَلاَ تَنقَضِي غَرَائِبُهُ، وَلاَ تُكشَفُ الظُّلُمَاتُ إلا بِهِ.

در حالى كه خداى سبحان مى‏فرمايد: ما در قرآن چيزى را فرو گذار نكرديم(7)

و فرمود: در قرآن بيان هر چيزى است(8)

و يادآور شديم كه: بعضِ قرآن گواهِ بعضِ ديگر است و اختلافى در آن نيست.

پس خداى سبحان فرمود: اگر قرآن از طرف غير خدا نازل مى‏شد اختلافات زيادى در آن مى‏يافتند(9)

همانا قرآن داراى ظاهرى زيبا، و باطنى ژرف و ناپيداست، مطالب شگفت‏آور آن تمام نمى‏شود، و اسرار نهفته آن پايان نمى‏پذيرد، و تاريكى‏ها بدون قرآن بر طرف نخواهد شد.(10)

حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) از زبان رسول خدا و كانال وحى الهى به همه علوم و فنون و آگاهى‏هاى ضرورى دست مى‏يابد كه در كتابى به نام كتاب على (عليه السلام) و الجامعه و جَفر كبير انواع علوم و فنون و آگاهى‏هاى لازم را جمع آورى كرده در اختيار ديگر امامان معصوم(عليهم السلام) مى‏گذارد.

و باب علم نبى مى‏گردد.

و بر منبر و سخنرانى‏هاى عمومى نداى:

سَلُونى‏ قَبلَ اَن تَفقِدُونى‏(11)

سر مى‏دهد.


previos pagemenu pagenext page