previos pagemenu pagenext page


عناوين مربوط به حقوق متقابل (در خطبه 216)

الف - حقوق متقابل مردم و دولت

1 - حق رهبر بر مردم جعل اللَّه سبحانه لى عليكم حقا خطبه 216/1

2 - حقوق مردم بر رهبر ولكم على من الحق خطبه 216/1

3 - مبانى حقوق اجتماعى‏

الف - حكم الهى جعل اللَّه ... مثل الذى لى عليكم خطبه 216/1

ب - حق و حق‏گرائى‏

ب - حقوق الهى

1 - گستردگى جوانب حق فالحق أوسع الاشياء خطبه 216/1

2 - مشكلات اجرائى حق وأضيقها فى التناصف خطبه 216/2

3 - مسئوليت در اجراى حق لايجرى لاحد الا جرى عليه خطبه 216/2

4 - برترى خدا از مسئوليت‏ها ولو كان لاحد ان يجرى خطبه 216/2

5 - حق خدا بر بندگان جعل حقه على العباد خطبه 216/4 - 3

6 - حق مردم بر خداوند جزاءهم عليه مضاعفة خطبه 216/4

7 - حق اللَّه بودن حقوق اجتماعى من حقوقه حقوقاً خطبه 216/5

8 - انسان و اداى حقوق من حق من عظم جلال اللَّه خطبه 216/18 - 16

ج - حقوق اجتماعى مردم‏

1 - نصيحت كردن يكديگر فعليكم بالتناصح فى ذلك خطبه 216/12

2 - كمك كردن به همديگر وحسن التعاون عليه خطبه 216/13-12

3 - تلاش در خيرخواهى بمبلغ جهدهم خطبه 216/14

4 - كمك در اداى حق التعاون على اقامة الحق خطبه 216/14

دوم: حقوق متقابل در روابط اجتماعى‏

مقدمه‏اى كوتاه

حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) پس از آنكه فلسفه حقوق اجتماعى را مطرح فرمود و اين حقيقت را بيان مى‏دارد كه زندگى اجتماعى با حقوق متقابل به هم آميخته است‏

و رشد و كمال بدون رعايت حقوق متقابل ممكن نيست،

كه در سخنرانى‏هاى خود به برخى از موارد و انواع آن اشاره مى‏فرمايد، مانند:

1 - حقوق متقابل پدر و فرزند

يكى از جوانب حقوق متقابل، حقوق متقابل پدر و فرزند است،

اگر پدر نسبت به كودك و فرزند خويش حقوقى دارد، فرزند نيز حقوقى خواهد داشت‏

كه با رعايت آن، محيط خانواده، گرم مى‏شود

كه فرمود:

إِنَّ لِلوَلَدِ عَلَى الوَالِدِ حَقاً، وَإِنَّ لِلوَالِدِ عَلَى الوَلَدِ حَقاً.

فَحَقُّ الوَالِدِ عَلَى الوَلَدِ أَن يُطِيعَهُ فِي كُل شَي‏ءٍ، إِلاَّ فِي مَعصِيَةِ اللَّهِ سُبحَانَهُ؛ وَحَقُّ الوَلَدِ عَلَى الوَالِدِ أَن يُحَسنَ اسمَهُ، وَيُحَسنَ أَدَبَهُ، وَيُعَلمَهُ القُرآنَ.

(همانا فرزند را به پدر، و پدر را به فرزند حقى است، پس حق پدر بر فرزند اين است كه فرزند در همه چيز جز نافرمانى خدا، از پدر اطاعت كند، و حق فرزند بر پدر آن كه نام نيكو بر فرزند نهد، خوب تربيتش كند، و او را قرآن بياموزد.)(7)

عناوين حقوق متقابل پدر و فرزند(در حكمت 399)

1 - اطاعت پدر فحق الوالد على الولد ان يطيعه‏

2 - اطاعت نكردن در گناه الاَّ فى معصية اللَّه سبحانه‏

3 - انتخاب نام نيكو وَ حق الولد على الوالد ان يحسن اسمه‏

4 - تربيت صحيح وَ يحسن ادبه‏

5 - آموزش قرآن وَ يعلمه القرآن‏

2 - حقوق متقابل مردم و حكومت‏

يكى ديگر از اقسام حقوق متقابل، حقوق متقابل مردم و حكومت است،

اگر حكومت‏ها و حاكمان حقوق مردم را رعايت كنند،

و به مردم ظلم و ستم روا ندارند،

و مردم نيز حقوق حكومت و دولت و حاكمان را محترم بشمارند. مى‏توانند جامعه متكامل و صالحى داشته باشند

كه اين بحث را در چند بخش بايد به نقد و ارزيابى گذاشت:

الف - حقوق مردم بر حكومت‏

امام على (عليه السلام) در نامه 50 توضيح داد كه:

فَإِنَّ حَقاً عَلَى الوَالِي أَلاَّ يُغَيرَهُ عَلَى رَعِيَّتِهِ فَضلٌ نَالَهُ، وَلاَ طَولٌ خُصَّ بِهِ، وَأَن يَزِيدَهُ مَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ مِن نِعَمِهِ دُنُواً مِن عِبَادِهِ؛ وَعَطفاً عَلَى إِخوَانِهVِ.

أَلاَ وَإِنَّ لَكُم عِندِي أَلاَّ أَحتَجِزَ دُونَكُم سِراً إِلاَّ فِي حَربٍ، وَلاَأَطوِيَ دُونَكُم أَمراً إِلاَّ فِي حُكمٍ، وَلاَ أُؤَخرَ لَكُم حَقاً عَن مَحَلهِ، وَلاَ أَقِفُ بِهِ دُونَ مَقطَعِهِ، وَأَن تَكُونُوا عِندِي فِي الحَق سَوَاءً.

فَإِذَا فَعَلتُ ذلِكَ وَجَبَت لِلهِ عَلَيكُمُ النعمَةُ، وَلِي عَلَيكُمُ الطَّاعَةُ؛ وَأَلاَّتَنكُصُوا عَن دَعوَةٍ، وَلاَ تُفَرطُوا فِي صَلاَحٍ، وَأَن تَخُوضُوا الغَمَرَاتِ إِلَى الحَق، فَإِن أَنتُم لَم تَستَقِيمُوا لِي عَلَى ذلِكَ لَم يَكُن‏أَحَدٌ أَه وَنَ عَلَيَّ مِمَّن اعوَجَّ مِنكُم، ثُمَّ أُعظِمُ لَهُ العُقُوبَةَ، وَلاَ يَجِدُ عِندِي فِيهَا رُخصَةً.

فَخُذُوا هذَا مِن أُمَرَائِكُم، وَأَعطُوهُم مِن أَنفُسِكُم مَا يُصلِحُ اللَّهُ بِهِ أَمرَكُم،

همانا بر زمامدار واجب است كه اگر اموالى به دست آورد، يا نعمتى مخصوص او شد، دچار دگرگونى نشود، و با آن اموال و نعمتها، بيشتر به بندگان خدا نزديك، و به برادرانش مهربانى روا دارد.

آگاه باشيد! حق شما بر من آن است كه جز اسرار جنگى هيچ رازى را از شما پنهان ندارم، و كارى را جز حكم شرع، بدون مشورت با شما انجام ندهم، و در پرداخت حق شما كوتاهى نكرده، و در وقت تعيين شده آن بپردازم، و با همه شما بگونه‏اى مساوى رفتار كنم.

پس وقتى من مسؤوليت‏هاى ياد شده را انجام دهم، بر خداست كه نعمتهاى خود را بر شما ارزانى دارد، و اطاعت من بر شما لازم است، و نبايد از فرمان من سرپيچى كنيد، و در انجام آن چه صلاح است سُستى ورزيد، و در سختيها براى رسيدن به حق تلاش كنيد، حال اگر شما پايدارى نكنيد، خوارترين افراد نزد من انسان كج رفتار است، كه او را به سختى كيفر خواهم داد، و هيچ راه فرارى نخواهد داشت، پس دستورالعملهاى ضرورى را از فرماندهانتان دريافت داشته، و از فرماندهان خود در آن چه كه خدا امور شما را اصلاح مى‏كند، اطاعت كنيد.(8)

كه عناوين كلى آن به شرح زير است:

اول - حقوق مردم بر رهبر

1 - رعايت عدالت اجتماعى‏الا يغيره على رعيته فضل ناله نامه 50/2

2 - پرهيز از غروز زدگى‏ولا طول خص به نامه 50/2

3 - ارتباط تنگاتنگ با مردم‏من نعمه دنوا من عباده نامه 50/2

4 - رأفت و مهربانى نسبت بمردم‏و عطفا على اخوانه نامه 50/2

دوم - اخلاق فرماندهى كل‏

1 - همدلى با فرماندهان نظامى‏ألا احتجز دونكم سرا نامه 50/3

2 - پرهيز از افشاى اسرار نظامى‏الا فى حرب نامه 50/3

3 - رعايت اصل مشورت با فرماندهان‏و لا اطوى دونكم امرا نامه 50/3

4 - قاطعيت در اجراى فرمان الهى‏الا فى حكم نامه 50/3

5 - پرهيز از تأخير در پرداخت حقوق‏و لااؤ خرلكم حقا عن محله نامه 50/3

6 - رعايت عدالت رفتارى با فرماندهان‏سواء و ان تكونوا عندى فى الحق نامه 50/4

7 - برخورد قاطع با متخلفان‏فان انتم لم تستقيمو الى .. ممن اعوج‏منكم نامه 50/5

8 - كيفر دادن مجرمان‏فان انتم لم تستقيمو الى .. مم ن اعوج منكم نامه 50/5


previos pagemenu pagenext page