next page

fehrest page

back page

يك حرف ديگر اين كه شروع كردند كسان خاصى را به اسم معرفى كردن و گفتند كه فلان كس از همه بالاتر است .(276) بنا كردند براى مردم مسلمان حكم دادن و فتوا صادر كردن ! مردم در امر مرجعيت ، بيش از امور ديگر سختگيرند. حق هم همين است . من هم به شما عرض مى كنم كه عزيزان من ! در امر مرجعيت سختگير باشيد. مبادا احساسات شما را به يك سمتى بكشاند. از همان طرق شرعى كه وجود دارد، تحقيق كنيد. شاهد عادل ، بايد شهادت بدهد؛ آن هم نه يكى ، بلكه دو تا، آن هم نه هر شاهد عادلى ، بلكه شاهد عادل خبره كه اين كاره باشند و بشناسند. آنها بايد شهادت بدهند كه فلان كس جائزالتقليد و شايسته ى تقليد است تا بشود از او تقليد كرد. آن وقت اين آقايان از ملت ايران كه در كار تقليد اين قدر سختگير است ، توقع دارند كه حرف فساق و فجارى را كه راديوى بى .بى .سى و راديوى صهيونيستى را اداره مى كنند، گوش كنند! آنها مى گويند كه فلان آقا از همه بهتر است ، مردم بروند از فلان آقا تقليد كنند. عجب خيال باطلى ! آن كسانى كه آنها اسم آوردند، اگر هم شانس اندكى داشتند كه عده اى به آنها مراجعه كنند، بعد از آن كه آنها اسم آوردند، بدون ترديد اين شانس كم شد. عده اى از مردم اين كشور، بلكه اكثريت مردم مؤ من كشور ما، از بس كه از اين راديوهاى بيگانه دروغ ، خباثت و ملعنت شنيده و ديده اند، هر چه آنها بگويند، به عكس آن عمل مى كنند. اگر آنها گفتند از فلان كس تقليد كنيد، از او تقليد نمى كنند. اگر روى كسى تكيه كردند و گفتند از او تقليد نكنيد، مردم از او تقليد مى كنند. اين عادت مردم ماست و عادت درستى هم هست . امام (رضوان الله عليه ) هم مى فرمود كه : رشد در خلاف اين راديوهاى بيگانه و تبليغات دشمن است . هر طرفى كه آنها مى روند، بدانيد كه آن طرف ، طرف باطل است و طرف ضدش ، طرف حق است . مردم ما در قضيه ى مرجعيت ، با اين موضعگيريها به دهان تبليغات خصمانه دشمن زدند...
دشمن اين جور وانمود كرد كه در ايران بر سر مرجعيت ، يك جنگ قدرتى است . اين هم يك نكته ى اساسى است . كافر همه را به كيش خود پندارد. اينها خودشان براى در دست گرفتن يك قدرت كوچك در اين كشورهاى اروپايى و آمريكا، و جاهايى كه با تمدن مادى اداره مى شود. درگيريهاى عجيب دارند؛ مثلا براى شهردار شدن در فلان ايالت يا فلان شهر، يا براى گرفتن فلان كرسى نمايندگى ، حاضرند همه ى مقدسات را زير پا بگذارند كه به اين مقام برسند. من افسوس مى خورم كه شما مردم عزيز فرصت نداريد بعضى از نوشته ها و اطلاعاتى را كه ما با آنها سر و كار داريم ، ببينيد تا بدانيد كه چقدر سطح دنيا در مقام پرستى و جاه طلبى نازل است . همين شخصيتهايى كه شما در دنيا مى بينيد كه با چهره هاى مرتب و منظم ، اطو كشيده ، كراوات بسته و لبخندهاى مصنوعى جلوى دوربينهاى تلويزيون ظاهر مى شوند، براى گرفتن اين مقامها به همه ى جنايتهايى كه ممكن بود، حاضر بودند دست بزنند. اغلب آنها اين جورند. بنده يك كتابى درباره ى حادثه اى در آمريكا خواندم كه يك كتاب كاملا مستند و صحيح بود. در اين كتاب ، حقايق عجيب و تكان دهنده اى بيان شده است كه مثلا براى تصدى فلان پست چه گروههايى و چگونه با هم جنگيدند. آنها خيال مى كنند اين جا هم اين جور است . مرجعيت هم اين جور است . نه آقا اشتباه كرديد. هيچ جنگ قدرتى نيست . هيچ دعوايى در باب مرجعيت نيست . ما از آن كسانى كه با وجود شايستگى ، يك كلمه از خودشان اسم نمى آورند و ديگران بعد از 30 يا 40 سال به فكر آنها مى افتند، و پيش آنها مى روند و اصرار مى كنند، و آنها بعد از اصرار، رساله مى دهند - مثل مرحوم آيت الله العظمى اراكى (رحمه الله عليه ) - زياد داريم . همين الان در قم ، از همين عده اى كه شايسته ى مرجعيتند، كسانى هستند كه اگر هزاران نفر پيش اينها بروند و بخواهند آنها را ميدان بياورند، مى گويند، نمى آييم ، الحمدلله ديگران هستند. چنين كسانى همين الان هستند. كسانى هستند كه حتى بر زبان هم چيزى را جارى نمى كنند، با اين كه خودشان را اعلم از همه مى دانند. مجتهدين غالبا خودشان را اعلم از ديگران مى دانند. البته همه را نمى گويم ؛ ولى غالبا اين جورند. با وجود اين كه اينها خود را اعلم از ديگران مى دانند، اين راحتى بر زبان هم جارى نمى كنند. حاضر نيستند خودشان را مطرح كنند و به ميدان بيايند. بعد از رحلت مرحوم آيت الله العظمى بروجردى (رحمه الله عليه ) همين امام بزرگوارى كه شما ديديد، دنيايى را متوجه به خود كرد و مشت او آن چنان گنجايش داشت كه مى توانست بشريت را در مشت بگيرد. همين آدم رساله نداد، رفت و در خانه نشست و هر چه اصرار كردند، رساله نداد. بنده خود جزو كسانى بودم كه آن وقت اين را به ايشان عرض كردم . ايشان اصلا جواب نمى داد. مى گفت : آقايان هستند. تا اين كه بالاخره يك عده اى رفتند ايشان را وادار كردند. البته فتاوى ايشان معلوم بود. آنها رساله ى ايشان را تنظيم كردند و بيرون دادند. از اين قبيل فراوان هستند. همين الان كسانى از بزرگان در گوشه و كنار حوزه ها هستند كه 20 - 30 سال پيش شايسته بودند كه اسمشان آورده شود؛ ولى نه خودشان اسم خود را آوردند و نه به آنهايى كه مى شناختند، اجازه ى اين كار را دادند. ديگران هم كه نمى شناختند. جنگ قدرتى در بين نيست . بيشترين كارى كه ممكن است در كسانى كه اطراف شبهه ى مرجعيتند، كسى انجام بدهد، اين است كه تعدادى از رساله ى خودش را چاپ بكند و بگذارد داخل خانه اش كه اگر كسى آمد، به او بگويد: آقا اين رساله ى ماست ؛ بگير و برو! بيشترين كارى كه مى كنند، اين است . بيشتر از اين كارى نمى كنند. راديوها را پر كردند كه جنگ قدرت است .(277)
جامعه مدرسين حوزه علميه قم در يك فهرست ، اسامى واجدين شرايط مرجعيت را براى ملت ايران انتشار داد. اين اسامى كه در فاصله كوتاهى پس ‍ از رحلت حضرت آيت الله العظمى اراكى - رضوان الله عليه - انتشار يافت ، ملت ايران را از لحاظ انتخاب مرجع تقليد آسوده خاطر نمود. در اين فهرست ، نام مقام معظم رهبرى نيز ديده مى شد، كه معظم له ، به خاطر حضور مراجع عاليقدر در حوزه علميه قم براى مردم ايران ، به دليل آشنايى خويش به مسائل جهان اسلام و بين المللى ، افتا و مرجعيت مسلمانان بلاد اسلامى را پذيرفتند:
عزيزان من ! در اين قضيه مرجعيت ، موضوع اين جورى نيست . بار بر زمين نمى ماند. اين قضيه متوقف به فرد نيست . البته آقايان فهرست دادند و اسم اين حقير را هم در آن فهرست آوردند؛ اما اگر از من سؤ ال مى كردند، من مى گفتم اين كار را نكنيد. بدون اطلاع من ، اين كار را كردند. من بعد از آن كه اعلاميه شان صادر شده بود، خبردار شدم ؛ والا نمى گذاشتم . حتى من به تلويزيون اطلاع دادم و گفتم : اگر آقايان ناراضى نمى شوند، اعلاميه آنها را كه مى خوانيد، اسم مرا نخوانيد. گفتند: نمى شود، تحريف اعلاميه است ، آقايان نشسته اند و چند ساعت جلسه كردند و نمى شود. لذا اين طور بود كه اطلاعيه را خواندند. من حالا به شما عرض مى كنم ملت عزيز، عزيزان من ، آقايان محترم و بزرگانى كه از گوشه و كنار، گاهى به بنده پيغام مى دهند كه رساله بدهيد. بار فعلى من خيلى سنگين است . بار رهبرى نظام اسلامى و مسؤ وليتهاى عظيم دنيايى ، مثل بار چند مرجعيت است . شما اين را بدانيد، چند مرجعيت را اگر روى همديگر بگذارند، ممكن است بار آن به اين سنگينى بشود. ممكن است ، گمان هم نمى كنم . الان ضرورتى نيست . بله اگر العياذبالله وضع به جايى مى رسيد كه من مى ديدم چاره اى نيست ، مى گفتم عيبى ندارد. من شانه ام با همه ضعف و فقرى كه دارم ، به فضل پروردگار، آن جايى كه ناچار باشم ؛ يعنى ضرورى باشد، حرفى نداشتم كه بار اين جورى را هم روى دوش خودم بگذارم . اما الان آن جورى نيست . الان نيازى نيست . اين همه مجتهدين بحمدالله هستند. حالا من قم را اسم آوردم ؛ ولى در غير قم هم هستند. مجتهدين و افراد شايسته اى هستند. چه لزومى دارد كه حالا اين بار سنگين را كه خداى متعال گذاشته است بر دوش ‍ نحيف اين حقير ضعيف ، اين بار را هم رويش بگذارند. احتياجى به اين معنا نيست . پس اين كسانى كه اصرار مى كنند آقا رساله بدهيد، توجه بكنند، من براى خاطر اين است كه از قبول بار مسؤ وليت مرجعيت استنكاف مى كنم ؛ چون آقايان بحمدالله هستند و نيازى به اين معنا نيست . البته خارج از ايران ، حكم ديگرى دارد. بار آنها را من قبول مى كنم . چرا؟ براى خاطر اين كه آن بار را اگر من برندارم ، ضايع خواهد شد. آقايان امروز بحمدالله در اين جا هستند و به عقيده ى من كافى هستند و كفايت لازم ، بلكه فوق اندازه ى ضرورى را هم امروز در قم مى بينيم ، وجود دارد. آن روزى كه احساس كنم ، براى تحمل بار مسؤ وليت خارج از كشور، آقايان مى توانند اين بار را هم تحمل كنند، آن جا باز هم من كنار مى كشم . امروز من درخواست شيعيان خارج از ايران را قبول مى كنم ؛ براى خاطر اين كه چاره اى نيست . مثل همان جاهاى ديگر است كه ناگزير هستيم . اما در داخل ايران ، هيچ احتياجى نيست . وجود مقدس وليعصر ارواحنا فداه و و عجل الله تعالى فرجه الشريف خود ناظر و حافظ و نگهبان حوزه هاى علميه است . حافظ و پشتيبان علماى بزرگ است . هدايت كننده ى دلهاى مراجع و دلهاى مردم است . اميدواريم خداى متعال اين مرحله را هم براى ملت ايران ، مرحله ى مباركى قرار بدهد.(278)
رساله توضيح المسائل و استفتائات معظم له ، به زبانهاى عربى و فارسى درى . براى خارج از كشور، و فارسى براى داخل كشور چاپ و منتشر شده است .
فصل چهارم پرتو خورشيد
موضعگيرى حكيمانه در جنگ نفت
يكى از حوادثى كه پس از رحلت حضرت امام (رحمه الله عليه ) اتفاق افتاد، هجوم صدام حسين عفلقى به كشور كويت و اشغال آن كشور بود. ماجراجويى صدام ، بهانه اى مناسب براى استعمارگران غرب ، بخصوص ‍ امريكاى جنايتكار فراهم آورد. افزايش بى سابقه تجهيزات ، نيرو و ناوگانهاى امريكايى و كشورهاى هم پيمان او در درياى عمان و خليج فارس ، و آماده سازى روانى افكار عمومى براى تهاجم به عراق و اخذ مجوز سازمان ملل براى استفاده از نيروى نظامى عليه عراق ، وضعيت دشوارى را در مرزهاى زمينى و دريايى ايران اسلامى كه تازه از جنگ تحميلى هشت ساله رهايى يافته بود، به وجود آورد. حمله نظامى امريكا و متحدانش به عراق كه يك كشور مسلمان بود، ايران را ناگزير از اتخاذ تصميم مى كرد. بعضى از عناصر ساده و بى اطلاع از امور، از جمله قائم مقام معزول ، تاءكيد داشتند كه ايران بايد به حمايت از عراق مسلمان ! وارد جنگ با امريكا و متحدان او شود!! و در واقع سرنوشت انقلاب اسلامى و كشور ايران با صدام گره بخورد!
مقام معظم رهبرى در يك موضعگيرى هوشيارانه و الهى ، كشور اسلامى ايران را در يك موضع برتر نسبت به اوضاع منطقه قرار داد. معظم له جنگ منطقه خليج فارس را ((جنگ نفت )) ناميد و ضمن محكوم كردن هجوم امريكا متحدانش به عراق ، و كشتار مردم مظلوم و تجت ظلم مضاعف عراق و خسارتهاى وارده به آن كشور، صدام حسين و ارتش بعث عراق را نيز به خاطر تجاوز به كشور كويت محكوم كردند. انگيزه امريكا و متحدان او در حمله به عراق ، دفاع از كشور كويت نبود؛ چرا كه پيش از آن ، ايران گرفتار تجاوز عراق شده بود و آنان همگى به انحاى مختلف از متجاوز حمايت و او را به انواع تجهيزات تقويت كرده بودند. حقيقت اين بود كه امريكا دنبال جهان يك قطبى به سركردگى خود بود و از طرفى به جريان نفت و تضمين آن براى غرب مى انديشيد، و مى خواست اقتدار تحقير شده خود را با مغلوب كردن كشور كوچكى چون عراق جبران كند. حمايت از چنين جريانى ، برخلاف ظلم ستيزى و استقلال جمهورى اسلامى ايران بود، لذا امريكا محكوم شد و از آن طرف هم عراق به ظاهر يك كشور اسلامى بود كه تحت سلطه حزب فاسد و ملحد بعث و ديكتاتورى چون صدام قرار داشت كه در هشت سال تجاوز خود به ايران ، قصد براندازى نظام اسلامى ايران را داشت و به جاى عبرت گرفتن از پاسخ دندان شكن رزمندگان اسلام ، همچنان به خوى تجاوزگرى خود با حمله به كويت ادامه مى داد و لذا حمايت از چنين كشور و نظامى ، بر خلاف اصول نظام بود و بايد متجاوز محكوم مى شد، كه شد.
به هر حال ، رهبرى داهيانه حضرت آيت الله العظمى خامنه اى ، ايران را در مسير استقلال و سازندگى قرار داد و بسرعت شرايط سخت دوران جنگ را به شيرينى سازندگى بدل نمود. معظم له در مرحله سازندگى نيز علاوه بر تاءكيد بر اهميت و حساسيت سازندگى و بازسازى اقتصادى كشور، به اصولى چون رعايت عدالت اجتماعى و پرهيز از ماديگرايى و برنامه هايى كه تحت عنوان ((توسعه )) با نگرش غربى ، موجب شكاف بيشتر در جامعه باقى ماندن فقر و محروميت در كشور مى شد، سفارش مى كردند و مسؤ ولان را در تمامى ابعاد هدايت مى نمودند.
منادى عدالت اجتماعى در كشور و برنامه هاى اقتصادى دولت
از شاخصه هاى هدايت معظم له ، كه مانع گرفتارى نظام اسلامى در دام نگرش انحرافى اقتصادى و در نهايت سقوط در دامان غرب شد، اصرار بر محوريت عدالت اجتماعى در توسعه و بازسازى اقتصادى كشور بود كه هنوز هم اين تاءكيد ادامه دارد و در سياستگذاريهاى كلان ، به دست اندركاران اين امر، گنجانيدن اين اصل و رعايت آن را همواره گوشزد مى كنند. ((توسعه )) در ديدگاه غربى ، با ((سرمايه دارى )) ملازم است و چنين روشى ، از جامعه محروميت زدايى نمى كند، فاصله طبقات را به نفع مستضعفان كم نمى كند و اين ، خلاف عدالتى است كه اسلام منادى آن است و سيره رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم ) و على (عليه السلام ) و ائمه هدى (عليه السلام ) بر آن بوده است . اگر اين هدايتها، اصرار، توصيه ها تاءكيدهاى ايشان نمى بود، آن گاه مشخص مى شد كه روند ((توسعه )) به كجا مى رفت و چه سرنوشتى گريبان اين ملت و نظام را مى گرفت . البته به اين توصيه ها، تمام و كمال عمل نشده است ؛ ليكن در همين اندازه اى كه مسؤ ولان توجه كرده اند و جو عمومى جامعه خواستار اجراى عدالت اجتماعى و نظر بر سياستهاى مسؤ ولان شده اند، وضعيت را به سود قشرهاى محروم و مستضعف نگه داشته است . ((ثروتهاى باد آورده )) كه يكى از مظاهر توسعه به سبك غربى است ، در چند سال اخير مورد انتقاد مقام معظم رهبرى قرار گرفته است و موجبات پيگيرى و برخورد با برخى مظاهر اين پديده شوم ((نوكيسه ها)) را فراهم آورده است . دقت مقام معظم رهبرى و اشراف ايشان بر امور كشور، و تعهد بر صيانت از ارزشهاى انقلاب و توجه به منافع اقشار ضعيف كه بيشترين حمايت از اسلام و انقلاب اسلامى دارند، از اين تاءكيدها و ارائه خط مشى ها، مشخص ‍ مى شود. توهم مغايرت ((سازندگى و توسعه )) با حفظ ((ارزشها و اصول انقلاب اسلامى ،)) القاى دشمنان انقلاب است كه برخى دوستان و خوديها بدون توجه آنها را تكرار مى كنند؛ هر چند مغرضانى هم در اين ميان ، آتش بيار معركه هستند.
تصور اين كه سازندگى كشور، با تعقيب هدفهاى انقلاب منافات دارد، تصورى متعلق به دشمنان است ؛ دوستان اشتباها اين حرف را تكرار مى كنند. ارزشهاى انقلاب ، اين كشور را بايد آباد كند و بسازد؛ اين دو باهمند.
حفظ ارزشها و شعارها و هدفهاى اصيل انقلاب در كنار سازندگى و آبادانى و به سر و سامان رساندن كشور و نوسازى ويرانه ها ناشى از جنگ و دوران سلطه ى قدرت ظالم رژيم پهلوى قرار دارد. تاكسى گفت كه مى خواهيم كشور را بسازيم ، فورا بعضى آدمها از روى غفلت نگويند، معلوم مى شود كه شعارهاى انقلاب فراموش شده است ! نه ، اين حرف را دشمنان مى زنند و القاء مى كنند كه ايران شعارهاى انقلاب را فراموش كرده است .(279)
لذا هشدار مى دهند كه :
هر كس به نام سازندگى ، ارزشهاى انقلاب را مورد بى اعتنايى قرار دهد، در دعوى سازندگى نيز دچار خطا و توهم است و هر كس به اين عنوان كه امروز روز عمل است ، شعارهاى درخشان انقلاب را تحقير كند، مانند كسى است كه بر سر شاخه نشسته و بن مى برد(280).
و راه اين است كه :
هر اقدامى در راه توسعه ى اقتصادى و آبادسازى كشور، در صورتى با توفيق همراه خواهد بود كه از تفكر و اصول اسلامى مايه بگيرد و در جهت تحكيم آرمانها و ارزشها و شعارهاى انقلاب اسلامى باشد. در اين صورت است كه حركت سازندگى ، حركتى حقيقى و تضمين شده خواهد بود و كشور به تو هم سازندگى ، در ورطه ى وابستگى و فساد مالى و سياسى و اخلاقى نخواهد غلتيد.(281)
يكى از مهمترين اصول ارزشى انقلاب اسلامى كه جايگاه آن در توسعه و سازندگى ، بسيار حساس است ، عدالت اجتماعى است كه همواره مورد تاءكيد حضرت آيت الله العظمى خامنه اى بوده است :
در محيط سياست داخلى ، يكى از چيزهايى كه لازم است ، ((عدالت اجتماعى )) است . بدون تاءمين عدالت اجتماعى ، جامعه ى ما اسلامى نخواهد بود. اگر كسى تصور كند كه ممكن است دين الهى و واقعى - نه فقط دين اسلام - تحقق پيدا كند، ولى در آن عدل اجتماعى به معناى صحيح و وسيع آن تحقق پيدا نكرده باشد، بايد بداند كه اشتباه مى كند. هدف پيامبران ، اقامه ى قسط است : ليقوم الناس بالقسط(282) ... اولين ارزش ‍ در نظام ما از لحاظ عملى ، بايد تاءمين عدالت اجتماعى باشد. اين مهم بايد در تمام برنامه ريزيها و عملها و امثال آن ، مورد توجه قرار گيرد.(283)
عدالت اجتماعى چيست ! كه تا اين اندازه تحقق آن مهم است و در صورت عدم اجراى آن ، دين واقعى محقق نخواهد شد:
عدالت اجتماعى ، بدين معنى است كه فاصله ى ژرف ميان طبقات و برخوداريها نابحق و محروميتها از بين برود و مستضعفان و پا برهنگان كه همواره مطمئنترين و وفادارترين مدافعان انقلابند، احساس و مشاهده كنند كه به سمت رفع محروميت ، حركتى جدى و صادقانه انجام مى گيرد. با قوانين لازم و تاءمين امنيت قضايى در كشور، بساط تجاوز و تعدى به حقوق مظلومان و دست اندازى به حيطه ى مشروع زندگى مردم ، جمع شود، همه كس احساس كند كه در برابر ظلم و تعدى ، مى تواند به ملجاء مطمئن پناه برد و همه كس بداند كه با كار و تلاش خود، خواهد توانست زندگى مطلوبى فراهم آورد.(284)
يكى ديگر از كج فهميى هايى كه منشاء آن نيز القاى دشمنان است و در مساءله سازندگى و توسعه ، خود را نمايان ساخت ، مساءله ايستادگى در برابر زورگوييهاى استكبار جهانى و در راءس آن ، امريكاى جنايتكار است . گروهى درصدد برآمدند كه بين ((توسعه و سازندگى )) و لزوم ((ارتباط گسترده )) با غرب و كنار گذاشتن خصومت را ((امريكا)) پيوند برقرار كنند، و لذا گرايش به غرب و كنار آمدن با امريكا را لازمه ((توسعه )) قلمداد نمودند. اين فكر انحرافى و خطرناك كه چيزى جز از دست دادن عزت اسلامى ، استقلال ملى و غلتيدن به دام امريكا و اذناب او نيست ، هنوز هم به صورتهاى مختلف مطرح مى شود كه در جاى ديگر به آنها اشاره خواهد شد. مقام معظم رهبرى ، در اين جا نيز وظيفه تبيين ، هشدار و جلوگيرى از عملى شدن چنين توهماتى را بخوبى انجام دادند:
كسى خيال نكند كه سازندگى ايران اسلامى كه امروز بحمدالله به وسيله ى مسؤ ولان كشور و دولت و ديگران دارد، انجام مى گيرد؛ با ايستادگى و مقاومت در مقابل دشمن ، ناسازگار است و معارضه يى دارد! خير، كسى چنين اشتباهى نكند.
بعضى خيال مى كنند كه سازندگى ايران ، معنايش اين است كه ما اجازه بدهيم دشمنان ما از هر منفذ و راهى كه مى خواهند، بر اين ملت و كشور تسلط پيدا كنند! حاشا و كلا.
ايستادگى اين ملت ، روح هر حركت است . اين ملت ، ثابت كرده است كه در ميدان جنگ و انقلاب و سياست و سازندگى مى ايستد و در مقابل دشمن مقاومت مى كند! چون از قدرت آمريكا و از هيمنه ى هر ابر قدرت ديگر، هيچ واهمه يى ندارد.(285)
عناصر مغرض يا ساده ، اين طور وانمود مى كنند كه در سايه كنار آمدن با امريكا تمام مشكلاتى كه سر راه توسعه و سازندگى كشور قرار دارد، از بين خواهد رفت و متاءسفانه همين تفكر، كه ريشه اش از خارج و تبليغات بيگانگان و تئوريسينهاى غرب نشاءت مى گيرد، موجب شده است تا برخى از عناصر كه روزى در زمره انقلابيون به شمار مى رفتند، با چرخش 180 درجه اى ، به امريكا تمايل پيدا كنند و از رابطه و پيوند با شيطان بزرگ حمايت كنند:
در تبليغات خودشان شايع مى كنند كه قطع رابطه ى ايران و دولت آمريكا به ضرر ملت ايران است ! نه آقا، صددرصد به نفع ملت ايران است . اين يك حربه ى از اثر افتاده است كه بخواهند در ميان ملتها اين طور وانمود كنند كه اگر ملتى با آمريكا رابطه داشته باشد، از لحاظ مشكلات اقتصادى و مشكلات مادى ، همه ى مشكلاتش برطرف مى شود؛ نه ... تجربه ها در نقاط مختلف دنيا عكس اين را ثابت كرد. در كشور الجزاير، مردم مشكلات اقتصادى داشتند - كه داستانهاى مفصلى دارد - اين طور وانمود كردند كه رابطه ى با آمريكا، باز كننده ى اين گره هاست ؛ در نتيجه به اين سمت رفتند؛ اما نتيجه ى كار آنها را شما امروز داريد مى بينيد كه در الجزاير چه خبر است ... امام در نامه يى به رهبر شوروى سابق نوشتند، فرمودند: ((شما كه داريد بساط جديدى را در كشورتان راه مى اندازيد، مواظب باشيد كه به غرب و به آمريكا، آن چنان گرايش پيدا نكنيد كه آنها بر امور شما مسلط بشوند.)) اين توصيه مورد توجه قرار نگرفت و امروز شما وضعشان را مى بينيد. رابطه ى با آمريكا، از لحاظ اقتصادى ، نتيجه اش همان چيزى است كه امروز شما در روسيه مى بينيد...(286)
و تنها راه حل فائق آمدن بر مشكلات اقتصادى و مادى ، ايستادگى در برابر زورگوييهاى استكبار و تاءثير نپذيرفتن از تبليغات و فشارهاى آنان و تكيه بر تواناييهاى خود و تلاش ملى مى باشد:
ملت ايران اگر بخواهد وضع مادى و اقتصادى خود را اصلاح كند - كه البته بدون ترديد اصلاح خواهد كرد - اين به عزم ، به اراده ، به تصميم ، به كار همه ى طبقات ، به همكارى با دولت و حمايت از مسؤ ولان كشور، به شجاعت در اقدام ، به تاءثير نپذيرفتن از سياستهاى خارجى ، به تاءثير نپذيرفتن از تبليغات بيگانه احتياج دارد. اينهاست كه وضع يك كشور را درست مى كند؛ نه ارتباط با آمريكا، نه رفتن زير بار زورگويانى كه تجربه ى ارتباط با آنها را ما سالها در اين كشور داريم . ملت ايران ، گول اين تبليغات فريبنده ى دشمن را نمى خورد.(287)
از جمله تاءكيدهاى رهبرى براى هدايت مسير اقتصادى جمهورى اسلامى در راستاى بنيادهاى اسلامى و ارزشهاى آن ، توجه هر چه بيشتر به حل مشكلات اقتصادى است كه يقينا فشار آن ، تنها بر دوش مستضعفان و طبقات كم در آمد جامعه خواهد بود. در برنامه اى كه معظم له به مجمع تشخيص مصلحت نظام نوشته و همراه با برنامه پنج ساله سوم براى بررسى كارشناسانه و اخذ نظرات مشورتى به آن مجمع ارسال داشته اند، از جمله مواردى كه خواسته اند تا مجمع بر اساس آنها، برنامه پنج ساله را بررسى كند، نكات ذيل است كه دقت در آن ، اشراف ايشان را در امور اقتصادى كشور و دلسوزى و تلاش براى حل مشكلات مردم بويژه طبقات محروم را عيان مى سازد:
((در تنظيم سياستهاى اقتصادى ، لازم است امر رشد و توسعه همراه با:
- عدالت اجتماعى و بهره مندى عمومى در جريان افزايش بهره ورى عمومى .
- جلوگيرى از تداول ثروت در دست افراد و گروههاى خاص .
- برنامه ى جامع تاءمين اجتماعى و حمايت از حقوق محرومين و مستضعفين جامعه .
- گسترش هر چه بيشتر صادرات غير نفتى به منظور كاهش اتكاء اقتصاد به نفت .
- انتخاب سياستهاى محورى از قبيل كشاورزى و بى نيازى نسبى از ديگران در تاءمين امنيت غذايى جامعه .
- ايجاد زمينه هاى اشتغال با توجه به استعدادها و ظرفيتهاى طبيعى و جغرافيايى كشور.
- تاءمين امنيت كامل براى سرمايه گذارى مشروع .
- جلوگيرى از پيدايش فساد، ارتشاء، انحصار و ثروتهاى حرام مورد توجه قرار گيرد.))(288)
علاوه بر هدايتهاى فوق ، با آشنايى دقيق و نزديك معظم له به امور اقتصادى كشور، پيشنهاد و اصرار بر هر چه كمتر كردن اتكاى بودجه و اقتصاد كشور بر نفت از سوى ايشان به برنامه ريزان و مجريان هم قابل تاءمل است و دليل آن نيز علاوه بر آفتهاى داخلى ، تسلط استكبار جهانى بر نفت و قيمت آن است كه از آن به عنوان يك ابزار فشار عليه كشورهاى مستقل و برنامه هاى سازندگى آنان استفاده مى كنند:
من از سه ، چهار سال پيش به اين طرف ، تاءكيد كرده ام تا آن جايى كه مى توانند، بايد وابستگى اقتصادى كشور را به نفت كم كنند. نفت ، كالايى است كه ما داريم ، البته ارزشمند است و بايد از اين هم استفاده بشود؛ منتها امروز سرنوشت اين كالا به دست صاحبانش - كه ما باشيم - نيست ، به دست بيگانگان است ! طبيعى است اقتصادى كه بر پايه ى كالايى است كه قيمت گذارى آن در دست ديگران است ، همين مشكلات را هم دارد؛ يك روز مى شود هجده دلار و بيست دلار، يك روز هم ناگهان به هفت و نيم دلار و هشت دلار تنزل مى كند! ما احتياجى نداريم به اين كه اين كالا را اين جور مصرف كنيم . ما مى توانيم در داخل كشور، از منابع فراوان و عظيمى كه وجود دارد، استفاده كنيم .(289)
از ديگر عنايتهاى رهبرى در تنظيم سياست اقتصادى در ايران اسلامى ، تذكرات و رهنمودهاى معظم له است در جلوگيرى از اسراف ، تبذير، تجملات و تشريفات كه چون موريانه ، پايه هاى اقتصادى نظام را سست مى كند و كشور را به سمت تجمل گرايى و وابستگى و نياز به كشوهاى متكبر سوق مى دهد. در مقابل آنها، تشويق به قناعت و تنظيم الگوهاى مصرف بر اساس اسلام و مصالح مسلمين ، مكمل هدايت رهبرى است كه براى جلوگيرى از طولانى شدن بحث ، از ارائه نمونه بيانات ايشان خوددارى مى شود.
هشدار بموقع رهبرى نسبت به تشكيل يك طبقه جديد برخوردار و مرفه تحت عنوان ((نوكيسه ها)) و چگونگى به وجود آمدن آنها و نحوه برخورد با آنها، برگى زرين از رهنمودهاى ارزنده و هدايتهاى مشفقانه ايشان است . براى خوددارى از گسستگى مطالب ، بخشى از اين رهنمود را در پيوستها مطالعه فرماييد.
تاءكيد بر مبارزه با مفاسد اقتصادى در فرمان 8 ماده اى
رهبر معظم انقلاب اسلامى خطاب به رؤ ساى قواى سه گانه ، فرمانى مبنى بر ضرورت و جدى بودن مبارزه با مفاسد مالى و اقتصادى ، صادر فرمودند كه در آن نكات بسيار مهم و ظريفى وجود دارد كه در صورت عمل دقيق به آن ، قطعا ريشه مفاسد اقتصادى از بين رفته و عدالت اجتماعى در جامعه تحقق خواهد يافت . بخشى از اين فرمان به شرح ذيل مى باشد:
خشكانيدن ريشه ى فساد مالى و اقتصادى و عمل قاطع و گره گشا در اين باره ، مستلزم اقدام همه جانبه بوسيله ى قواى سه گانه مخصوصا دو قوه ى مجريه و قضائيه است . قوه ى مجريه با نظارتى سازمان يافته و دقيق و بى اغماض ، از بروز و رشد فساد مالى در دستگاهها پيشگيرى كند، و قوه ى قضائيه با استفاده از كارشناسان و قضات قاطع و پاكدامن ، مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالى كشور بردارد. بديهى است كه نقش قوه ى مقننه در وضع قوانين كه موجب تسهيل راه كارهاى قانونى است و نيز در ايفاء وظيفه ى نظارت ، بسيار مهم و كارساز است .
لازم است نكاتى را به حضرات آقايان و ديگر دست اندركاران كشور كه مى توانند در مبارزه با فساد مالى ايفاء نقش كنند، تذكر دهم :
1 - با آغاز مبارزه ى جدى با فساد اقتصادى و مالى ، يقينا زمزمه ها و بتدريج فريادها و نعره هاى مخالفت با آن بلند خواهد شد. اين مخالفتها عمدتا از سوى كسانى خواهد بود كه از اين اقدام بزرگ متضرر مى شوند و طبيعى است بد دلانى كه با سعادت ملت و كشور مخالفند يا ساده دلانى كه از القائات آنان تاءثير پذيرفته اند با آنان همصدا شوند. اين مخالفتها نبايد در عزم راسخ شما ترديد بيفكند. به مسؤ ولان خيرخواه در قواى سه گانه بياموزيد كه تسامح در مبارزه با فساد، به نوعى همدستى با فاسدان و مفسدان است . اعتماد عمومى به دستگاههاى دولتى و قضائى در گرو آن است كه اين دستگاهها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعيت و عدم تزلزل خود را نشان دهند.
2 - ممكن است كسانى به خطا تصور كنند كه مبارزه با مفسدان و سوء استفاده كنندگان از ثروتهاى ملى ، موجب ناامنى اقتصادى و فرار سرمايه ها است . به اين اشخاص تفهيم كنيد كه بعكس ، اين مبارزه موجب امنيت اقتصادى و اطمينان كسانى است كه مى خواهند فعاليت سالم اقتصادى داشته باشند. توليدكنندگان اين كشور، خود نخستين قربانيان فساد مالى و اقتصاد ناسالم اند.
3 - كار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه ى قضائيه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپاريد. دستى كه مى خواهد با ناپاكى دربيفتد بايد خود پاك باشد و كسانى كه مى خواهند در راه صلاح عمل كنند بايد خود برخوردار از صلاح باشند.
4 - ضربه ى عدالت بايد قاطع ولى در عين حال دقيق و ظريف باشد. متهم كردن بى گناهان يا معامله ى يكسان ميان خيانت و اشتباه ، يا يكسان گرفتن گناهان كوچك با گناهان بزرگ جايز نيست . مديران درستكار و صالح و خدمتگزار كه بيگمان ، اكثريت كارگزاران در قواى سه گانه كشور را تشكيل مى دهند نبايد مورد سوءظن و در معرض اهانت قرار گيرند و يا احساس ‍ ناامنى كنند. چه نيكو است كه تشويق صالحان و خدمتگزاران نيز در كنار مقابله با فساد و مفسد، وظيفه اى مهم شناخته شود.
5 - بخشهاى مختلف نظارتى در سه قوه از قبيل سازمان بازرسى كل كشور، ديوان محاسبات و وزارت اطلاعات بايد با همكارى صميمانه ، نقاط دچار آسيب در گردش مالى و اقتصادى كشور را به درستى شناسائى كنند و محاكم قضائى و نيز مسؤ ولان آسيب زدائى در هر مورد را يارى رسانند.
6 - وزارت اطلاعات موظف است در چهار چوب وظائف قانونى خود، نقاط آسيب پذير در فعاليتهاى اقتصادى دولتى كلان مانند: معاملات و قرار دادهاى خارجى ، و سرمايه گذاريهاى بزرگ ، طرح هاى ملى و نيز مراكز مهم تصميم گيرى اقتصادى و پولى كشور را پوشش اطلاعاتى دهد و به دولت و دستگاه قضائى در تحقق سلامت اقتصادى يارى رساند و بطور منظم به رئيس جمهور گزارش دهد.
7 - در امر مبارزه با فساد نبايد هيچ تبعيضى ديده شود، هيچكس و هيچ نهاد و دستگاهى نبايد استثنا شود. هيچ شخص يا نهادى نمى تواند با عذر انتساب به اينجانب و يا ديگر مسؤ ولان كشور، خود را از حساب كشى معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند بايد برخورد يكسان صورت گيرد.
8 - با اين امر مهم و حياتى نبايد بگونه ى شعارى و تبليغاتى و تظاهر گونه رفتار شود. بجاى تبليغات بايد آثار و بركات عمل ، مشهود گردد. به دست اندركاران اين مهم تاءكيد كنيد كه بجاى پرداختن به ريشه ها و ام الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهاى كوچك نروند و نقاط اصلى را رها نكنند. هرگونه اطلاع رسانى به افكار عمومى كه البته در جاى خود لازم است ، بايد بدور از اظهارات نسنجيده و تبليغات گونه بوده و حفظ آرامش و اطمينان افكار عمومى را در نظر داشته باشد.
از خداوند متعال اخلاص و جد و توفيق را براى خود و شما و همه ى مسؤ ولان اين امور، مسئلت مى كنم و اميدوارم اين اقدام مورد رضاى حضرت بقيه الله الاعظم روحى فداه قرار گرفته گام بلندى به سوى رفاه و آسايش عمومى را تدارك كند.
والسلام
سيد على خامنه اى 10/2/1380
منادى استمرار مبارزه با امريكا
از شاخصه هاى ديگر رهبرى پرتوان و انديشمندانه مقام معظم رهبرى ، در هدايت كشتى انقلاب اسلامى در اقيانوس پر تلاطم منطقه اى و جهانى ، مساءله عدم مذاكره و ارتباط با امريكاست . خط مذاكره و سازش با امريكا از نخستين روزهاى پيروزى انقلاب اسلامى توسط دولت موقت كه بيشترين عناصر آن از ملى گراها و جمعيت نهضت آزادى ايران تشكيل مى شد، دنبال مى گشت و اسناد آن پس از اشغال لانه جاسوسى منتشر گرديد. با قطع رابطه امريكا با جمهورى اسلامى ايران ، خصومت امريكا با نظام دين ايران ، وارد مرحله جديدى شد. حمله امريكا به ايران در ((طبس )) و شكست اين حمله ، حمايت از منافقين و ترورهاى كور آنان ، بلوكه كردن داراييهاى ايران و ده ها توطئه سياسى ، نظامى ، اقتصادى و تبليغاتى ، فهرست بلندى از جنايتها و خيانتهاى امريكا عليه اين نظام نو پا و متكى بر اراده و آراى ملت ايران را تشكيل مى دهد. تشويق صدام حسين براى حمله به ايران و تجهيز و حمايت از او در هشت سال دفاع مقدس ، و خيل شهدا، مجروحان ، اسرار و زيانهاى اقتصادى فراوان در صورت حساب امريكا با اين ملت ، به حساب بستانكارى انقلاب گذاشته شده است . با اين همه ، جنايتها و تداءوم خصومت ، برخى از ديدگاه ها و شخصيتها به طرح مساءله ((مذاكره )) با امريكا پرداختند؛ با اين استدلال كه اين مذاكره و ارتباط، موجبات رفع مشكلات و سختيهاى كشور در زمينه هاى اقتصادى ، سرمايه گذارى و باز سازى مى شود!! مقام معظم رهبرى در موقعيتهاى مختلف ، اين ديدگاه را مورد نقد منطقى قرار داده و مردم و مسؤ ولان را متوجه واقعيت قضيه و ضررهاى اين ديدگاه براى انقلاب اسلامى ، و بيدارى جهانى و منافع اقتصادى كشور نموده اند. در اولين مراحل طرح ديدگاه ((مذاكره )) با امريكا، مقام معظم رهبرى ، عناصر طرح كننده اين ديدگاه را مخاطب قرار داده و فرمودند:
بنده معتقدم آنهايى كه اعتقاد دارند ما بايد با راءس استكبار، يعنى امريكا مذاكره كنيم ، يا دچار ساده لوحى هستند يا مرعوبند. اما مرعوب بودن از باب اين كه بارها من عرض كردم كه استكبار بيش از اين كه نان قدرت و توانايى خودش را بخورد، نان هيبت و تشر خودش را مى خورد، اصلا استكبار با تشر زنده است ، با ابهت زنده است ، با شكلك درآوردن و با ترساندن اين و آن زند است ... و اما ساده لوحى ، مذاكره يعنى چه ؟ حرف اين كه شما برويد با آمريكا بنشينيد حرف بزنيد، مذاكره كنيد، مشكلات حل مى شود؟ اين طور كه نيست . مذاكره در عرف سياسى يعنى معامله . مذاكره با آمريكا يعنى معامله با آمريكا و معامله يعنى داد و ستد؛ يعنى يك چيزى بگير و يك چيزى بده . بگو ببينيم تو از انقلاب اسلامى مى خواهى چه بدهى به آمريكا تا چيزى از او بگيرى ؟... مى دانيد او چه مى خواهد؟ و ما نقموا منهم الا ان يومنوا بالل العزيز الحميد.(290) و الله كه آمريكا از ملت ايران ، از هيچ چيزشان به قدر مسلمان بودن و پايبند به اسلام ناب محمدى بودند ناراحت نيست . او مى خواهد شما از اين پايبندى دست برداريد... حاضريد؟.(291)
با مخالفت مقام معظم رهبرى با اين ديدگاه و حمايت وسيع مردم و شخصيتهاى پايدار در خط امام ، اين توطئه خطرناك فرو نشست ؛ اما هر چندگاه يك بار، توسط عوامل ساده لوح يا مغرض مطرح مى شود. بتازگى كه مطبوعات معاند، با استفاده از فضاى باز و سوء استفاده از انتخابات رياست جمهورى ، به طرح مجدد اين ديدگاه پرداختند، مقام معظم رهبرى دوباره با طرح شيطنت بار ((مذاكره )) با امريكا مخالفت فرمودند و مخالفت امريكا با جمهورى اسلامى را يك اختلاف و دشمنى ريشه دار دانستند كه ((اسلام )) و پايبندى به ((احكام اسلامى و ارزشهاى دينى )) اساس آن است :
براى ما و دشمنانمان ، مساءله ، اسلام است . ما به خاطر اسلام ، با استكبار مواجهيم . استكبار جهانى ، كه در راءس آن آمريكا و در ذيلش همه ى دستگاههاى شيطانى مسلط عالم يا حتى دستگاههاى غير مسلط - كه براى منافع استكبار كار مى كنند - قرار دارد، هدفش از مواجهه ى با ايران اسلامى ، فقط اسلام است و بس . هيچ مساءله ى ديگرى در ميان نيست .
ما به خاطر تحقق حيات طيبه ى اسلامى ، نه فقط براى خودمان ، بلكه براى بشريت مبارزه مى كنيم . معناى اين حرف ، اين نيست كه ما مى خواهيم لشكر كشى كنيم تا ببينيم ايادى استكبار در كجا حيات طيبه ى بشرى را نقض كرده اند و با آنها بجنگيم ! اين جنگ ، از اين مقوله نيست . سعى ما در پايگاه اسلام اين است كه ثابت كنيم بشريت در زير سايه ى سنگين و خبيث حاكميت كنونى استكبار بر عالم ، رنج مى كشد و روز به روز به بدبختى نزديكتر مى شود، و اسلامى مى تواند بشر را نجات بدهد. ما ثابت كرده ايم و ثابت خواهيم كرد كه اسلام مى تواند با قدرتهاى بزرگ عالم مواجه شود و نظم ظالمانه ى دنيا را به هم بزند. استكبار هم روز همين نكته حساسيت دارد.
هر ملت و دولت و نظامى كه فرهنگ سلطه ى جهانى را قبول كند، استكبار با او مى تواند بسازد و با او بحثى ندارد. هر فرهنگ و ملت و نظامى كه فرنگ سلطه - يعنى حاكميت خداوندان زر و زور و امپراتورهاى قدرت جهانى - را رد بكند، او در نظر و چشم آنها مبغوض است . امروز، اسلام و ما اين نظام سلطه را در دنيا رد مى كنيم و او را محكوم مى سازيم ، و مسؤ ول بدبختى ملتها و انسانها در سراسر عالم مى شماريم .(292)
معظم له در يك خطبه نماز جمعه ،(293) دلايل منطقى و مستدل نظام جمهورى اسلامى را در رد مذاكره با امريكا مشتمل بر اهداف امريكا و ايادى او از طرح مذاكره ، نياز امريكا به مذاكره با ايران ، ضربه هايى كه امريكا با پذيرش مذاكره از سوى ايران به نظام اسلامى مى خواهد وارد كند و زيانهاى مذاكره براى ملت و نظام ايران اسلامى ، به طور مشروح بيان فرمودند كه علاقه مندان را به مطالعه كامل آن دعوت مى كنيم . از آن جا كه اين بحث ، گسترده و شامل ابعاد مختلفى است كه وارد شدن به آنها، اين مجموعه را بيش از اندازه مبسوط مى كند، از ذكر آن خوددارى نموده و علاقه مندان را به مطالعه كتابى كه در اين زمينه از سوى اين موسسه تهيه شده است ،(294) دعوت مى كنيم .

next page

fehrest page

back page