رساله اجوبه

 

 
حد ترخّص‏

سوال 675: در آلمان و بعضى از كشورهاى اروپائى، گاهى فاصله بين بعضى از شهرها (يعنى فاصله تابلوهاى خروجى شهرى و ورودى شهر ديگر) به صد متر نمى‏رسد، حتى بعضى از خانه‏ها و خيابان‏هاى دو شهر كاملا به هم متصل هستند، حد ترخص اين موارد چگونه است؟
جواب: با فرض اتصال يكى از دو شهر به ديگرى به نحوى كه در سؤال آمده است، آن دو، حكم دو محله يك شهر را دارند كه خروج از يكى به ديگرى مسافرت محسوب نمى‏شود تا نياز به حد ترخص باشد.

سوال 676: معيار حد ترخص شنيدن اذان و ديدن ديوارهاى شهر است، آيا يكى از آن دو كافى است يا اينكه بايد هر دو با هم وجود داشته باشند؟
جواب: احوط، رعايت هر دو علامت است، هر چند بعيد نيست كه شنيده نشدن اذان براى تعيين حد ترخص كافى باشد.

سوال 677: آيا معيار حد ترخص شنيدن صداى اذان از خانه‏هاى طرفى است كه مسافر از آن طرف شهر خارج يا داخل آن مى‏شود، يا اينكه معيار اذان وسط شهر است؟
جواب: معيار، شنيدن اذان آخر شهر از طرفى است كه مسافر از آن خارج و يا داخل آن مى‏شود.

سوال 678: در اينجا بين اهالى يكى از نواحى راجع به مسافت شرعى اختلاف وجود دارد. عده‏اى مى‏گويند كه ديوارهاى آخرين خانه‏هاى منطقه كه به هم متصل هستند، ملاك است. عده‏اى هم معتقدند كه بايد مسافت را از كارخانه‏ها و شهركهاى پراكنده‏اى كه بعد از خانه‏هاى شهر واقع شده است، محاسبه كرد، سؤال اين است كه آخر شهر كجاست؟
جواب: تعيين آخر شهر موكول به نظر عرف است. اگر در نظر عرف كارخانه‏ها و شهركهاى پراكنده اطراف شهر جزو شهر نباشد، مسافت را از آخر خانه‏هاى شهر بايد حساب نمود.

 
سفر معصيت‏

سوال 679: اگر انسان بداند در سفرى كه مى‏خواهد برود، مرتكب معاصى و محرمات خواهد شد، آيا نمازش شكسته است يا تمام؟
جواب: مادامى كه سفر او به خاطر ترك واجب يا فعل حرامى نباشد، نماز او مانند ساير مسافران شكسته است.

سوال 680: كسى كه بدون قصد معصيت مسافرت كند، ولى در بين راه براى ادامه و تكميل سفر قصد ارتكاب معصيت نمايد، آيا نمازش را بايد تمام بخواند يا شكسته؟ آيا نمازهاى شكسته‏اى كه در طول راه خوانده، صحيح است يا خير؟
جواب: واجب است از زمانى كه قصد استمرار سفر به خاطر معصيت كرده، نمازش را تمام بخواند و نمازهائى را كه پس از تصميم به ادامه سفر به قصد ارتكاب گناه، شكسته خوانده است، بايد اعاده كند و تمام بخواند.

سوال 681: سفر براى تفريح يا خريد مايحتاج زندگى با فرض فراهم نبودن مكانى براى نماز و مقدمات آن در مسافرت، چه حكمى دارد؟
جواب: اگر بداند كه در مسافرت مبتلا به ترك بعضى از واجبات نماز مى‏شود، احوط اين است كه به آن سفر نرود، مگر آنكه ترك آن براى او ضرر يا مشقت داشته باشد. در هر صورت جايز نيست نماز را در هيچ حالى ترك نمايد.

 
احكام وطن‏

سوال 682: من متولد شهر تهران هستم و پدر و مادرم در اصل از اهالى شهر «مهدى شهر» هستند، لذا چندين بار در طول سال به آنجا سفر مى‏كنند و من هم همراه آنان مى‏روم، با توجه به اينكه من قصد بازگشت به «مهدى شهر» را براى سكونت ندارم، بلكه قصد دارم در تهران بمانم، نماز و روزه‏ام چه حكمى دارند؟
جواب: در فرض مذكور، نماز و روزه شما در وطن اصلى پدر و مادرتان، حكم نماز و روزه ساير مسافرين را دارد.

سوال 683: من شش ماه از سال را در شهرى و شش ماه را در شهر ديگرى كه محل تولدم و محل سكونت من و خانواده‏ام است، زندگى مى‏كنم، ولى در شهر اول به طور متوالى و مستمر ساكن نيستم، مثلا دو هفته يا ده روز و يا كمتر در آن مى‏مانم و سپس به محل تولد و سكونت خانواده‏ام بر مى‏گردم، سؤال من اين است كه اگر قصدماندن كمتر از ده روز را در شهر اول داشته باشم، آيا حكم مسافر را دارم يا خير؟
جواب: اگر آن شهر وطن اصلى شما نباشد و قصد توطن در آنجا را هم نداشته باشيد، در صورتى كه قصد اقامت كمتر از ده روز را داشته باشيد، حكم ساير مسافرين را داريد، مگر آنكه آنجا محل كار شما باشد و حداقل هر ده روز يكبار جهت كار به آنجا رفت و آمد داشته باشيد كه در اين صورت نماز شما تمام و روزه‏تان صحيح است.

سوال 684: حدود دوازده سال است كه در شهرى بدون اينكه قصد زندگى دائمى در آن را داشته باشم، ساكن هستم. آيا اين شهر وطن من محسوب مى‏شود؟ چه مدتى لازم است تا آن شهر وطن من شود و چگونه مى‏توان احراز كرد كه عرف آنجا را وطن من مى‏داند؟
جواب: تا وقتى كه انسان، جائى را براى ماندن هميشگى انتخاب نكرده، وطن او محسوب نمى‏شود. مگر اين كه بدون قصد آن قدر بماند كه عرفا، وطن او محسوب شود و احراز نظر عرف به عهده مكلف است.

سوال 685: وطن شخصى تهران است و در حال حاضر قصد دارد در يكى از شهرهاى نزديك تهران ساكن شده و آن را وطن خود قرار دهد، ولى چون محل كسب و كار روزانه‏اش در تهران است، نمى‏تواند ده روز در آنجا بماند، چه رسد به شش ماه، بلكه هر روز به محل كارش مى‏رود و شب به آنجا برمى‏گردد، نماز و روزه او در آن شهر چه حكمى دارد؟
جواب: شرط تحقق عنوان وطن جديد اين نيست كه انسان بعد از قصد توطن و سكونت در شهرى، شش ماه به طور مستمر در آنجا بماند، بلكه بعد از اينكه آنجا را به عنوان وطن جديد انتخاب نمود و با اين قصد، مدتى (اگر چه فقط شبها) آنجا سكونت نمود، وطن او محسوب مى‏شود.

سوال 686: محل تولد من و همسرم شهر كاشمر است، ولى بعد از استخدام در يكى از ادارات دولتى، به نيشابور منتقل شدم، پدر و مادر ما هنوز در زادگاهمان زندگى مى‏كنند، در ابتداى رفتن به نيشابور، از وطن اصلى خود اعراض كرديم، ولى اكنون بعد از پانزده سال از اين امر منصرف شده‏ايم، خواهشمندم به سؤالات زير پاسخ فرمائيد: 1 - هنگامى كه به خانه پدر و مادرمان مى‏رويم و چند روز نزد آنها مى‏مانيم، وظيفه من و همسرم راجع به نماز چيست؟ 2 - فرزندان ما كه در محل سكونت فعلى ما (نيشابور) متولد شده و در حال حاضر به سن بلوغ رسيده‏اند، هنگامى كه به شهر پدرى مان (كاشمر) رفته و چند روز نزد آنها مى‏مانيم، چه وظيفه‏اى دارند؟
جواب: بعد از آنكه از وطن اصلى تان «كاشمر» اعراض كرديد، ديگر حكم وطن در آنجا بر شما جارى نمى‏شود، مگر آنكه دوباره براى زندگى به آنجا برگشته وبا قصد زندگى دائم مدتى در آنجا اقامت كنيد و اين شهر نسبت به فرزندان شما هم حكم وطن را ندارد و همه شما در آنجا حكم مسافر را داريد.

سوال 687: شخصى داراى دو وطن است، در نتيجه نماز خود را در هر دو مكان تمام مى‏خواند و روزه هم مى‏گيرد، آيا واجب است كه همسر و فرزندان تحت تكفل وى در اين مسأله از سرپرست خود تبعيت نمايند يا اينكه مى‏توانند مستقل از او عمل كنند؟
جواب: زن مى‏تواند وطن جديد شوهرش را وطن خود قرار ندهد، ولى فرزندان اگر صغير باشند و در تصميم‏گيرى و كسب درآمد مستقل نباشند و يا در اين مسأله تابع اراده پدر باشند، وطن جديد پدر، وطن آنها هم محسوب مى‏شود.

سوال 688: اگر زايشگاه خارج از وطن پدر باشد و مادر ناچار باشد كه چند روزى براى وضع حمل به زايشگاه منتقل شود و بعد از تولد فرزند برگردد، وطن اين طفل كجاست؟
جواب: اگر زايشگاه در وطن پدر و مادر كه در آن زندگى مى‏كنند قرار داشته باشد، همانجا وطن اصلى كودك هم خواهد بود، در غير اين صورت مجرد تولد در شهرى باعث نمى‏شود كه آنجا وطن او شود، بلكه وطن وى همان وطن پدر و مادر است كه بعد از تولد به آنجا برده شده و با آنها زندگى مى‏كند.

سوال 689: چند سال است كه شخصى در شهر اهواز سكونت دارد ولى آنجا را به عنوان وطن دوم خود قرار نداده است، اگر از آن شهر به مقدار بيشتر يا كمتر از مسافت شرعى خارج شود، هنگام بازگشت مجدد به آنجا، نماز و روزه او چه حكمى دارد؟
جواب: بعد از آنكه قصد اقامت در اهواز كرد و حكم تمام خواندن نماز با بجا آوردن حداقل يك نماز چهار ركعتى بر او مستقر شد، تا از آنجا به مقدار مسافت شرعى و يا بيشتر خارج نشده، نمازش تمام و روزه او صحيح است. ولى اگر به آن مقدار از آنجا خارج شود، حكم ساير مسافرين را خواهد داشت.

سوال 690: من فردى عراقى هستم كه قصد اعراض از وطنم عراق را دارم، آيا همه ايران را وطن خود قرار دهم يا منطقه‏اى را كه در آن ساكن هستم و يابراى انتخاب وطن حتما بايد خانه‏اى بخرم؟
جواب: در وطن جديد، قصد توطن در شهر خاص و معين و سكونت در آن به مدتى كه انسان عرفا اهل آنجا محسوب شود، شرط است، ولى تملك خانه يا غير آن شرط نيست.

سوال 691: كسى كه قبل از بلوغ از محل تولد خود به شهر ديگرى مهاجرت نمايد و به مسأله اعراض از وطن آگاه نباشد، الآن كه به سن تكليف رسيده، نسبت به نماز و روزه‏اش در آنجا چه وظيفه‏اى دارد؟
جواب: اگر از محل تولد به تبعيت از پدرش مهاجرت كند و پدر وى قصد بازگشت به آنجا را براى زندگى نداشته باشد، آن مكان براى او حكم وطن را ندارد.

سوال 692: اگر شخصى وطنى داشته باشد كه در حال حاضر در آن سكونت نمى‏كند، ولى گاهى با همسرش به آنجا مى‏رود، آيا همسر او در آنجا بايد مانند وى نمازش را تمام بخواند يا خير؟ و اگر همسرش تنها به آنجا برود نمازش چه حكمى دارد؟
جواب: مجرد اينكه آن مكان وطن شوهر اوست باعث نمى‏شود كه وطن وى هم باشد و بر او در آنجا احكام وطن جارى شود.

سوال 693: آيا محل كار حكم وطن را دارد؟
جواب: اشتغال به كارى در مكانى موجب نمى‏شود كه آن مكان وطن گردد، ولى اگر از محل سكونت تا محل كار كه به مقدار مسافت شرعى با هم فاصله دارند، در هر ده روز حداقل يك مرتبه رفت و آمد نمايد، نماز وى در آنجا تمام و روزه‏اش صحيح است.

سوال 694: مراد از اعراض از وطن چيست؟ آيا مجرد ازدواج زن و رفتن وى همراه شوهر به هر جائى كه او مى‏خواهد، اعراض محسوب مى‏شود يا خير؟
جواب: مراد از اعراض، خروج از وطن با تصميم بر عدم بازگشت به آن براى سكونت است. و مجرد رفتن زن به‏خانه‏شوهر در شهر ديگر، مستلزم اعراض از وطن اصلى‏اش نيست.

سوال 695: خواهشمنديم نظر خود را درباره وطن اصلى و وطن دوم بيان فرمائيد.
جواب: وطن اصلى جائى است كه انسان در آن متولد شده و مدتى در آن بوده و رشد و نمو پيدا كرده است.وطن دوم هم جائى است كه مكلّف آن را براى سكونت دائم، ولو براى چند ماه در هر سال، برگزيده است.

سوال 696: پدر و مادر من از اهالى شهر ساوه هستند و هر دو در كودكى به تهران آمده و در آن سكونت كرده‏اند. بعد از ازدواج به شهر چالوس رفته و در آن ساكن شده‏اند، زيرا محل كار پدرم آنجا بوده است. بنابراين من در تهران به دنيا آمده، ولى هرگز در آن اقامت نكرده‏ام، در تهران و ساوه چگونه نماز بخوانم؟
جواب: اگر بعد از تولد در تهران، در آنجا رشد و نمو نكرده باشيد، تهران وطن اصلى شما محسوب نمى‏شود، بنابراين اگر تهران و ساوه را به عنوان وطن اتخاذ نكرده باشيد، در آنجا حكم وطن بر شما جارى نمى‏شود.

سوال 697: شخصى از وطنش اعراض نكرده است و در حال حاضر حدود شش سال است كه در شهر ديگرى اقامت دارد، در صورتى كه به وطن خود برگردد، با توجه به اينكه بر تقليد امام راحل «قدس سره» باقى مانده، آيا نماز خود را بايد تمام بخواند يا شكسته؟
جواب: تا از وطن سابق خود اعراض نكرده، حكم وطن نسبت به او باقى است و نماز وى در آنجا تمام و روزه‏اش صحيح است.

سوال 698: دانشجوئى خانه‏اى را در شهر تبريز براى تحصيل در دانشگاه آن به مدت چهار سال اجاره كرده است، همچنين وى در صورت امكان، قصد ماندن دائمى در تبريز را دارد، در حال حاضر در ايام ماه مبارك رمضان گاهى به وطن اصلى‏اش رفت و آمد مى‏كند، آيا آن دو مكان، براى او دو وطن محسوب مى‏شوند؟
جواب: اگر در حال حاضر قصد قطعى بر توطّن در محل تحصيل نداشته باشد، آنجا حكم وطن را براى او نخواهد داشت. ولى حكم وطن بودن وطن اصلى او تا زمانى كه از آن اعراض نكرده، نسبت به وى باقى است.

سوال 699: من در شهر كرمانشاه به دنيا آمده‏ام و شش سال است كه در تهران ساكن هستم و بدون اينكه از وطن اصلى خود اعراض كرده باشم، قصد توطن در تهران كرده‏ام. اگر در هر يك يا دو سال از منطقه‏اى به منطقه ديگرى از مناطق تهران منتقل شوم، نماز و روزه‏ام در آنجا چه حكمى دارد؟ و چون بيشتر از شش ماه است كه در منطقه جديدى از تهران ساكن هستيم، آيا آنجا براى ما حكم وطن را دارد يا خير؟ هنگامى كه در طول روز به مناطق مختلف تهران رفت و آمد مى‏كنيم، نماز و روزه ما چه حكمى دارد؟
جواب: اگر در تهران فعلى و يا محله‏اى از آن قصد توطن نموده‏ايد، سراسر آنجا وطن شما محسوب مى‏شود، و در تمامى محله‏هاى تهران حكم وطن بر شما جارى است ونمازتان تمام و روزه شما صحيح است و تردد شما در تهران فعلى حكم سفر را ندارد.

سوال 700: محل كار و سكونت فعلى شخصى از اهالى روستا در تهران است و پدر و مادر او در روستا زندگى مى‏كنند و در آن ملك و آب دارند، اين شخص براى ديدار و كمك به آنجا مى‏رود، ولى تمايلى به بازگشت به آنجا براى سكونت ندارد، با توجه به اينكه آنجا زادگاه وى است، نماز و روزه‏اش در آنجا چه حكمى دارد؟
جواب: اگر قصد مراجعت به آن روستا براى سكونت و زندگى ندارد، بلكه تصميم به عدم مراجعت دارد، حكم وطن بر او در آنجا جارى نمى‏شود.

سوال 701: آيا محل تولد شخص هر چند در آنجا ساكن نباشد، وطن محسوب مى‏شود؟
جواب: اگر در آنجا مدتى مانده و رشد و نمو كرده باشد، تا از آن اعراض نكرده است، حكم وطن را دارد و در غير اين صورت حكم وطن ندارد.

سوال 702: نماز و روزه كسى كه سالهاى زيادى (نه سال) در سرزمينى كه وطن او نيست، زندگى مى‏كند، و در حال حاضر ممنوع الورود به وطن خود است، ولى يقين دارد كه روزى به آن باز خواهد گشت، چه حكمى دارد؟
جواب: نماز و روزه او در كشورى كه فعلا در آن ساكن است، حكم نماز و روزه ساير مسافرين را دارد.

سوال 703: شش سال از عمرم را در روستائى و هشت سال را در شهرى گذرانده و در حال حاضر براى تحصيل به مشهد آمده‏ام، نماز و روزه‏ام در هر يك از اين مكانها چه حكمى دارد؟
جواب: تا از روستاى محل تولد اعراض نكرده‏ايد، براى شما نسبت به نماز و روزه، حكم وطن را دارد و در مشهد تا قصد توطن در آن نكرده‏ايد، حكم مسافر را داريد، و شهرى هم كه چندين سال در آن ساكن بوده‏ايد، اگر آن را به عنوان وطن انتخاب كرده باشيد، تا از آن اعراض نكرده‏ايد، حكم وطن را براى شما دارد و در غير اين صورت در آن حكم مسافر را خواهيد داشت.

 
تبعيت زن و اولاد در وطن‏

سوال 704: آيا زن در وطن و اقامت تابع شوهر است؟
جواب: مجرد زوجيّت موجب تبعيّت قهرى نمى‏شود، و زن مى‏تواند در انتخاب وطن و قصد اقامت تابع شوهر خود نباشد. بله، اگر زن در انتخاب وطن و اعراض از آن تابع اراده همسرش باشد، قصد شوهرش براى او كافى است و شهرى كه همسرش با او براى زندگى دائم و به قصد توطن به آنجا رفته است، وطن وى هم محسوب مى‏شود و همچنين اعراض شوهر او از وطن مشتركشان با خروج از آن و رفتن به جائى ديگر، اعراض او از وطن هم محسوب مى‏گردد، و براى اقامت ده روز در سفر، اطلاع او از قصد شوهرش مبنى بر اقامت ده روز با اين فرض كه وى تابع اراده شوهر است براى وى كافى است، بلكه اگر مجبور به همراهى با شوهرش در مدت اقامت در آنجا باشد، نيز حكم همين است.

سوال 705: جوانى با زنى از شهرى ديگر ازدواج نموده است، هنگامى كه اين زن به خانه پدرش مى‏رود، نمازش قصر است يا تمام؟
جواب: تا زمانى كه از وطن اصلى خود اعراض نكرده، نمازش در آنجا تمام است.

سوال 706: آيا زن و فرزندان مشمول مسأله «1284» رساله حضرت امام «قدس سره» هستند؟ يعنى در تحقق سفر آنها قصد سفر توسط آنان شرط نيست؟ و آيا وطن پدر موجب تمام بودن نماز كسانى كه تابع وى هستند، مى‏گردد؟
جواب: اگر در سفر تابع پدر ولو قهرا باشند، قصد پدر براى پيمودن مسافت در صورت اطلاع آنان از آن كافى است. ولى در انتخاب وطن و اعراض از آن، اگر در تصميم‏گيرى و زندگى مستقل نباشند، يعنى بر حسب طبيعت و ارتكازشان تابع اراده پدر باشند، در اعراض از وطن سابق و اتخاذ وطن جديد كه پدر با آنها براى زندگى دائمى به آنجا رفته است، تابع وى خواهند بود.

 
احكام بلاد كبيره‏

سوال 707: نظر جنابعالى درباره شهرهاى بزرگ از جهت قصد توطن يا اقامت ده روز در آنها چيست؟
جواب: در احكام مسافر و قصد توطن و قصد اقامت ده روز فرقى بين شهرهاى بزرگ و معمولى نيست و حتى با قصد توطن در يك شهر بزرگ و مدتى در آنجا ماندن، بدون معين كردن محله خاصى از آن، تمام آن شهر حكم وطن را درباره او پيدا خواهد كرد. همچنين اگر قصد اقامت ده روز در مانند اين شهر نمايد، بدون اينكه محله خاصى از آن را قصد نمايد، حكم تمام بودن نماز و صحّت روزه در مورد او در تمام محله‏هاى آن شهر جارى خواهد بود.

سوال 708: شخصى از فتواى امام «قدس سره» در مورد اينكه تهران از بلاد كبيره است، مطلع نبوده و پس از پيروزى انقلاب اسلامى به فتواى امام «قدس سره» علم پيدا كرده است، نماز و روزه‏اى را كه به نحو متعارف به جا آورده، چه حكمى دارد؟
جواب: اگر در حال حاضر بر تقليد امام «قدس سره» در آن مسأله باقى باشد، واجب است كه اعمال گذشته‏اش را كه با فتواى امام «قدس سره» منطبق نيست، تدارك نمايد، به اين معنى كه نمازهائى را كه به جاى شكسته، تمام خوانده به صورت شكسته قضا كند و روزه‏هائى را كه در حال مسافرت گرفته است، قضا نمايد.

 
نماز استيجارى‏

سوال 709: من قادر بر خواندن نماز نيستم، آيا جايز است كه شخصى به نيابت از من نماز بخواند؟ آيا فرقى بين اينكه نائب طلب اجرت كند و يا طلب اجرت نكند، وجود دارد؟
جواب: شخص مكلف تا زنده است بايد نمازهاى واجبش را خودش، به هر نحو كه مى‏تواند، انجام دهد و نماز نائب چه با اجرت و چه بدون اجرت براى او مجزى نيست.

سوال 710: كسى كه نماز استيجارى مى‏خواند:
1 - آيا گفتن اذان و اقامه و سلامهاى سه گانه و تسبيحات اربعه به طور كامل بر او واجب‏است؟
2 - اگر يك روز مثلا نماز ظهر و عصر را بخواند و در روز بعد نمازهاى پنجگانه را به طور كامل به جا آورد، آيا رعايت ترتيب لازم است؟
3 - آيا در نماز استيجارى، ذكر خصوصيات ميّت شرط است يا خير؟
جواب: ذكر خصوصيات ميّت لازم نيست، و رعايت ترتيب فقط بين نمازهاى ظهر و عصر و مغرب و عشاء شرط است، و هر گاه در عقد اجاره كيفيت خاصى بر اجير شرط نشده باشد و كيفيت معهودى كه اطلاق عقد اجاره به آن انصراف پيدا كند، هم وجود نداشته باشد، بر اجير لازم است كه نماز را با مستحباتى كه انجام آن متعارف است بخواند، ولى واجب نيست كه براى هر نمازى اذان بگويد.

 
نماز آيات‏

سوال 711: نماز آيات چيست و علت شرعى وجوب آن كدام است؟
جواب: نماز آيات دو ركعت است كه هر ركعت آن پنج ركوع و دو سجده دارد و اسباب شرعى وجوب آن عبارت است از: كسوف خورشيد و خسوف ماه، اگر چه مقدار كمى از آنها گرفته شود؛ زلزله و هر حادثه غيرعادى كه باعث ترس بيشتر مردم شود مانند بادهاى سياه يا سرخ و يا زرد كه غيرعادى باشند؛ تاريكى شديد، فرو رفتن زمين و ريختن كوه، صيحه آسمانى و آتشى كه گاهى در آسمان ظاهر مى‏شود. در غير از كسوف و خسوف و زلزله، بايد آن حادثه موجب ترس و وحشت بيشتر مردم شود، و حادثه‏اى كه ترس آور نباشد و يا موجب ترس و وحشت افراد نادرى گردد، اعتبار ندارد.

سوال 712: نماز آيات چگونه بايد خوانده شود؟
جواب: به چند صورت مى‏توان آن را بجا آورد:
صورت اول: بعد از نيت و تكبيرة الاحرام، حمد و سوره خوانده شود و به ركوع برود، سپس سر از ركوع برداشته و دوباره حمد و سوره را بخواند و به ركوع رود و باز سر از ركوع بردارد و حمد و سوره بخواند و به ركوع رود و سپس سر از ركوع بردارد و همين طور ادامه دهد تا يك ركعت پنج ركوعى كه قبل از هر ركوعى حمد و سوره خوانده است انجام دهد، سپس به سجده رفته و دو سجده نمايد و بعد براى ركعت دوم قيام كند و مانند ركعت اول انجام دهد و دو سجده را بجا آورد و بعد از آن تشهد بخواند و سلام دهد.
صورت دوم: بعد از نيت و تكبيرةالاحرام، حمد و يك آيه از سوره‏اى را قرائت كرده و ركوع كند، سپس سر از ركوع بردارد و آيه ديگرى از آن سوره را بخواند و به ركوع رود، و بعد سر از ركوع برداشته و آيه ديگرى از همان سوره را قرائت نمايد و همين طور تا ركوع پنجم ادامه دهد تا سوره‏اى كه پيش از هر ركوع، يك آيه از آن را قرائت كرده، قبل از ركوع آخر تمام شود. سپس ركوع پنجم را بجا آورد و به سجده رود، و پس از اتمام دو سجده، براى ركعت دوم قيام نمايد و حمد و آيه‏اى از يك سوره را بخواند و به ركوع برود و همين طور مانند ركعت اول ادامه دهد تا تشهد بخواند و سلام دهد و چنانچه بخواهد براى هر ركوعى به يك آيه از سوره‏اى اكتفا كند، نبايد سوره حمد را بيش از يك مرتبه در اول آن ركعت بخواند.
صورت سوم: يكى از ركعتها را به يكى از دو صورت و ركعت ديگر را به نحو ديگر بجا آورد.
صورت چهارم: سوره‏اى را كه آيه‏اى از آن را در قيام پيش از ركوع اول خوانده، در قيام پيش از ركوع دوم يا سوم يا چهارم تكميل نمايد، كه در اين صورت واجب است بعد از سربرداشتن از ركوع، سوره حمد را در قيام بعدى اعاده نموده و يك سوره يا آيه‏اى از آن را اگر پيش از ركوع سوم يا چهارم است، قرائت كند، و در اين صورت واجب است كه آن سوره را تا قبل از ركوع پنجم به آخر برساند.

سوال 713: آيا وجوب نماز آيات اختصاص به كسانى دارد كه در شهر وقوع حادثه هستند و يا شامل همه مكلفينى كه از آن مطلع شده‏اند هر چند در آن شهر نباشندنيز مى‏شود؟
جواب: وجوب آن مختص كسانى است كه در شهر وقوع حادثه هستند و كسى هم كه در شهر متصل به شهرى كه حادثه در آن رخ داده، به طورى كه مانند يك شهر محسوب شوند، زندگى مى‏كند، حكم آنها را دارد.

سوال 714: اگر شخصى هنگام وقوع زلزله بيهوش باشد و بعد از وقوع آن به هوش آيد، آيا نماز آيات بر او واجب است؟
جواب: اگر علم به وقوع زلزله پيدا نكند تا اينكه زمان متصل به وقت وقوع آن بگذرد، خواندن نماز آيات واجب نيست، اگرچه احتياط آن است كه بجا آورد.

سوال 715: بعد از وقوع زلزله در منطقه‏اى، غالبا در مدت كمى دهها پس لرزه رخ مى‏دهد، حكم نماز آيات در اين موارد چيست؟
جواب: هر زلزله‏اى، چه شديد و چه خفيف، اگر زلزله مستقلى محسوب شود، نماز آيات جداگانه‏اى دارد.

سوال 716: اگر مركز زلزله نگارى، وقوع لرزشهاى خفيف زمين را با ذكر تعداد آن در منطقه‏اى كه ما زندگى مى‏كنيم، اعلام نمايد، ولى ما اصلا آنها را احساس نكنيم، آيا در اين حالت نماز آيات بر ما واجب مى‏شود يا خير؟
جواب: اگر هنگام وقوع زلزله و يا در زمان متصل به آن، خودتان آن را احساس نكنيد، نماز آيات بر شما واجب نيست.

 
نوافل‏

سوال 717: آيا بايد نمازهاى نافله بلند خوانده شود يا آهسته؟
جواب: مستحب است كه نافله‏هاى روز آهسته و نافله‏هاى شب بلند خوانده شود.

سوال 718: آيا جايز است نماز شب را كه دو ركعت دو ركعت خوانده مى‏شود، به صورت دو نماز چهار ركعتى و يك دو ركعتى و يك نماز وتر خواند؟
جواب: خواندن نماز شب به صورت نماز چهار ركعتى صحيح نيست.

سوال 719: آيا هنگام خواندن نماز شب، واجب است كه كسى متوجه نماز شب خواندن ما نشود؟ آيا واجب است كه آن را در تاريكى بخوانيم؟
جواب: در تاريكى خواندن و مخفى كردن از ديگران شرط نيست، اما ريا هم در آن جايز نيست.

سوال 720: آيا خواندن نافله ظهر و عصر، پس از اداى نماز ظهر و عصر و در وقت نافله، بايد به قصد قضا باشد و يا به قصد ديگرى؟
جواب: در اين هنگام، احوط اداى آن به قصد قربة الى الله، بدون قصد اداء و قضاء است.

سوال 721: خواهشمنديم كيفيت نماز شب را به تفصيل براى ما بيان فرمائيد.
جواب: نماز شب يازده ركعت است، هشت ركعت آن كه به صورت دو ركعتى دو ركعتى خوانده مى‏شود، نماز شب نام دارد و دو ركعت آن نماز شفع است كه مانند نماز صبح خوانده مى‏شود، و يك ركعت هم نماز وتر نام دارد كه در قنوت آن استغفار و دعا براى مؤمنين و طلب حاجات از خداوند منّان به ترتيبى كه در كتاب‏هاى ادعيه ذكر شده، مستحب است.

سوال 722: نماز شب به چه صورتى بايد خوانده شود؟ يعنى كيفيت آن از جهت سوره و استغفار و دعا چگونه است؟
جواب: در نماز شب سوره و استغفار و دعا به عنوان جزئيت شرط نيست، بلكه كافى‏است كه در هر ركعت بعد از نيّت و تكبيرةالاحرام، سوره حمد قرائت شود، و اگر خواست بعد از قرائت حمد يك سوره از سوره‏هاى قرآن را هم قرائت كند، و ركوع و سجود و ذكر آنها و تشهد و سلام بجا آورد.

 
مسائل متفرقه نماز

سوال 723: چگونه بايد افراد خانواده را براى خواندن نماز صبح بيدار نمود؟
جواب: در اين مورد كيفيت خاصى در رابطه با افراد خانواده وجود ندارد.

سوال 724: نماز و روزه كسانى كه به گروهها و طايفه‏هاى مختلفى منسوب هستند و نسبت به هم بغض و حسد و حتى دشمنى بدون دليل دارند، چه حكمى دارد؟
جواب: براى مكلّف اظهار حسد و كينه و دشمنى با ديگران جايز نيست، ولى اين امور باعث بطلان نماز و روزه نمى‏شود.

سوال 725: اگر رزمنده‏اى در جبهه به علت شدت درگيرى قادر بر قرائت فاتحه يا سجده و يا ركوع نباشد، چگونه بايد نمازش را در آنجا بخواند؟
جواب: بايد به هر نحوى كه برايش امكان دارد، نماز بخواند. اگر قادر بر انجام ركوع و سجده نيست، ايماء و اشاره به جاى ركوع و سجود كافى است.

سوال 726: پدر و مادر به فرزندانشان در چه سنى احكام شرعى و عبادات را بايد تعليم دهند؟
جواب: مستحب است كه ولىّ اطفال احكام شرعى و عبادات را پس از رسيدن آنان به سن تميز به ايشان ياد دهد.

سوال 727: بعضى از رانندگان اتوبوس‏هاى مسافربرى كه بين شهرها رانندگى مى‏كنند، به نماز مسافران اهميتى نمى‏دهند و به تقاضاى آنان براى توقف اتوبوس جهت اداى نماز، توجهى نمى‏كنند، لذا گاهى نماز مسافرين قضا مى‏شود. وظيفه رانندگان اتوبوس‏ها دراين‏باره چيست؟ مسافران نسبت به نمازشان چه وظيفه‏اى دارند؟
جواب: بر مسافران واجب است كه در صورت خوف از فوت وقت نماز، از راننده بخواهند كه اتوبوس را در مكان مناسبى متوقف نمايد، و بر راننده اجابت درخواست آنان واجب است، و اگر به علت عذر مقبول و يا بدون دليل از توقف اتوبوس خوددارى كند، در اين صورت تكليف مسافران اگر خوف فوت وقت داشته باشند اين است كه نماز را در اتوبوس در همان حال حركت بخوانند و تا آنجا كه امكان دارد جهت قبله، قيام، ركوع و سجود را رعايت كنند.

سوال 728: آيا مقصود از اين گفته كه «شارب خمر تا چهل روز نماز و روزه‏اش نماز و روزه نيست»، اين است كه در اين مدت بر او واجب نيست نماز بخواند و بعدا بايد آنها را قضا كند؟ يا اينكه مقصود جمع بين قضاء و اداء است و يا آنكه قضاى آنها بر او واجب نيست بلكه اداء كافى است، ولى ثواب آن از نمازهاى ديگر كمتر است؟
جواب: منظور اين است كه شرب خمر مانع از قبول نماز و روزه است، نه اينكه با شرب خمر وجوب اداى نماز و روزه ساقط شود و قضاء واجب گردد يا جمع بين اداء و قضاء لازم شود.

سوال 729: اگر مشاهده كنم كه شخصى بعضى از افعال نمازش را اشتباه انجام مى‏دهد، وظيفه شرعى ام چيست؟
جواب: در اين مورد چيزى بر شما واجب نيست، مگر اينكه اشتباه ناشى از جهل او به آن حكم باشد كه در اين صورت احوط ارشاد و راهنمائى وى است.

سوال 730: نظر شريف جنابعالى درباره مصافحه نماز گزاران بعد از اتمام نماز چيست؟ قابل ذكر است كه بعضى از علماى بزرگوار فرموده‏اند «راجع به اين موضوع چيزى از ائمه عليهم السلام وارد نشده است»، لذا انگيزه‏اى براى انجام مصافحه وجود ندارد. ولى در عين حال مشاهده مى‏كنيم كه مصافحه باعث افزايش دوستى و محبت بين نمازگزاران مى‏شود.
جواب: مصافحه بعد از سلام و فراغت از نماز اشكال ندارد و به طور كلى مصافحه مؤمنين با هم مستحب است.