رساله اجوبه

 


 
فروش وقف و تبديل آن

سوال 2088: شخصى قطعه‏اى از زمين‏هاى خود را براى ساخت حسينيه وقف كرده و ساخت حسينيه مذكور در آنها به پايان رسيده است، ولى بعضى از اهالى قسمتى از حسينيه را تبديل به مسجد كرده‏اند و درحال حاضر در آن به عنوان مسجد، نماز جماعت مى‏خوانند، آيا تبديل حسينيه به مسجد توسط آنان صحيح است؟ و آيا احكام مسجد بر آن قسمت مترتّب مى‏شود؟
جواب: واقف و غير او حق تبديل حسينيه‏اى را كه به عنوان حسينيه وقف شده به مسجد ندارند و با اين كار، تبديل به مسجد نمى‏شود و احكام و آثار مسجد هم بر آن مترتب نمى‏گردد، ولى برپايى نماز جماعت در آن اشكال ندارد.

سوال 2089: اگر شخصى چند سال قبل زمينى را كه از طريق ارث به او رسيده به صورت بيع لازم بفروشد و سپس معلوم شود كه آن زمين وقف بوده، آيا اين بيع باطل است؟ و درصورتى كه باطل باشد، آيا بايد قيمت كنونى آن را به مشترى بپردازد يا پولى را كه هنگام فروش از او گرفته است؟
جواب: بعد از آنكه معلوم شد زمين فروخته شده در واقع وقف بوده و فروشنده حق فروش آن را نداشته، بيع باطل است و واجب است به همان حالت وقف عودت داده شود و فروشنده بايد پولى را كه از مشترى در برابر فروش زمين دريافت كرده است، به او برگرداند. و راجع به تنزل ارزش پول بنابر احتياط واجب با هم مصالحه نمايند.

سوال 2090: شخصى در حدود صد سال است كه ملك خود را بر اولاد ذكورش وقف كرده و در وقفنامه ذكر نموده كه اگر يكى از اولاد ذكور او فقير شود، شرعا حق دارد سهم خود را به ورثه ديگر بفروشد و بعضى از فرزندان او چند سال پيش مبادرت به فروش سهم خود به بعضى از موقوف عليهم نمودند و اخيرا گفته مى‏شود كه چون كلمه وقف درميان است، بنابر اين شروطى كه واقف ذكر كرده صحيح نبوده و خريد و فروش آن‏ ملك هم باطل است، حال با توجّه به اينكه، اين زمين وقف خاص است نه وقف عام، آيا خريد و فروش آن بر طبق آنچه كه واقف در ضمن وقفنامه ذكر كرده، جايز است؟
جواب: اگر ثابت شود كه واقف در ضمن عقد وقف شرط كرده كه اگر يكى از موقوف عليهم فقير و نيازمند شد، بتواند سهم خود را به يكى ديگر از موقوف عليهم بفروشد، بيع كسى كه سهم خود از وقف را بر اثر فقر و احتياج فروخته اشكال ندارد و بيع او در اين صورت محكوم به صحّت است.

سوال 2091: زمينى را به آموزش و پرورش براى ساختن مدرسه هديه كردم، ولى بعد از مشورت و اطلاع از اينكه با پول آن زمين مى‏توان چندين مدرسه در محله‏هاى ديگر شهر ساخت، براى فروش زمين تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش و مصرف پول آن براى ساختن چند مدرسه در جنوب شهر يا در مناطق محروم، به آن وزارتخانه مراجعه كردم، آيا انجام اين كار براى من جايز است؟
جواب: اگر وقف زمين مدرسه با انشاء وقف و تحويل آن به آموزش و پرورش به اعتبار اينكه مسئول و متولّى اين امر است، تمام شده باشد، بعد از آن حق رجوع و دخالت و تصرّف در آن زمين را نداريد، ولى اگر وقف هر چند به زبان فارسى انشاء نشده باشد و يا زمين به عنوان قبضِ وقف تحويل وزارت آموزش و پرورش نشده باشد، در اين صورت زمين بر ملكيّت شما باقى است و اختيار آن در دست شماست.

سوال 2092: يكى از اولاد ائمه «عليهم السلام» زيارتگاهى دارد و بالاى گنبد مبارك آن، سه كيلوگرم طلا به صورت سه قبّه متصل به هم وجوددارد، اين طلا تا به حال دوبار به سرقت رفته و كشف شده و به مكان خود برگردانده شده است، با توجّه به اينكه طلاى مذكور در معرض خطر و سرقت است، آيا فروش آن و مصرف پول آن براى توسعه و تعمير زيارتگاه جايز است؟
جواب: مجرّد خوف تلف و خطر سرقت آن، مجوّز فروش و تبديل آن نيست، ولى اگر متولّى شرعى از قرائن و شواهد احتمال قابل توجهى بدهد كه آن طلا براى مصرف در تعمير و تأمين نيازمنديهاى زيارتگاه ذخيره شده و يا آنكه بقعه مباركه نياز ضرورى به تعمير و اصلاح دارد و تأمين بودجه آن از راه ديگر هم ممكن نيست، در اين صورت فروش طلا و مصرف پول آن براى اصلاح و تعميرات ضرورى آن بقعه مباركه اشكال ندارد و شايسته است كه اداره اوقاف بر اين امر نظارت كند.

سوال 2093: شخصى مقدارى آب و زمين زراعى را وقف پسران خود نموده، ولى به علت كثرت اولاد و سنگينى كارهاى كشاورزى و كمى محصول، كسى تمايلى به زراعت در زمين ندارد و به همين دليل وقف در آينده نزديك، خراب و از قابليت انتفاع خارج خواهد شد، آيا جايز است به همين دليل، زمين و آب مذكور فروخته شوند و پول آنها در كارهاى خير مصرف شود؟
جواب: تا زمانى كه وقف، قابليت انتفاع و استفاده در جهت وقف را دارد، هر چند با اجاره دادن آن به بعضى از موقوف عليهم يا به شخص ديگر و مصرف اجاره آن در جهت وقف باشد و يا نوع استفاده از آن تغيير كند، فروش و تبديل آن جايز نيست، و در صورتى كه به هيچ وجه قابل انتفاع نباشد، فروش آن جايز است، ولى در اين صورت واجب است با پول آن ملك ديگرى خريده شود تا منافع آن در جهت وقف به مصرف برسد.

سوال 2094: منبرى براى مسجد وقف شده است ولى به علت ارتفاع زياد عملا قابل استفاده نيست، آيا تبديل آن به منبر مناسب ديگرى جايز است؟
جواب: اگر با شكل خاص فعلى آن در اين مسجد و يا مساجد ديگر قابل استفاده نيست، تغيير شكل آن اشكال ندارد.

سوال 2095: آيا فروش زمين‏هايى كه وقف خاص بوده و واقف بر اثر اجراى قانون اصلاحات ارضى آنها را بدست آورده، جايز است؟
جواب: اگر واقف در هنگام وقف، مالك شرعى چيزى باشد كه وقف كرده است و وقف هم بر وجه شرعى توسط او محقق شده باشد، خريد و فروش و تغيير و تبديل آن توسط او يا ديگرى صحيح نيست هر چند وقف خاص باشد، مگر در موارد خاص استثنايى كه شرعا در آن موارد فروش و تبديل آن جايز است.

سوال 2096: پدرم قطعه زمينى را كه تعدادى درخت خرما در آن وجود دارد براى اطعام در ايّام عاشورا و شبهاى قدر وقف كرده است و اكنون حدود صد سال از عمر درختهاى موجود در آن مى‏گذرد و از قابليت انتفاع خارج شده‏اند، با توجّه‏به اينكه اينجانب پسربزرگ و وكيل و وصى پدرم هستم، آيا جايز است اين زمين را فروخته و با پول آن مدرسه و حسينيه‏اى بسازم تا صدقه جاريه‏اى براى پدرم باشد؟
جواب: اگر زمين هم وقف باشد، به مجرّد خروج درختان وقفى موجود در آن از قابليت انتفاع، فروش و تبديل آن جايز نمى‏شود، بلكه واجب است در صورت امكان به جاى آنها هر چند با صرف پول درختانى كه از قابليّت انتفاع، خارج شده‏اند درختان جديد خرما، كاشته شود تا منافع آنها در جهت وقف مصرف شود و در غير اين صورت بايد از زمين موقوفه بصورت ديگرى استفاده شود هر چند با اجاره دادن آن براى زراعت يا ساخت خانه و مانند آن و مصرف درآمد آن در جهت وقف باشد و بطور كلى تا زمانى كه به نحوى از انحاء، استفاده از زمين موقوفه امكان دارد، خريد و فروش و تبديل آن جايز نيست، ولى فروش نخلهاى موقوفه در صورتى كه ثمره ندهند اشكال ندارد و در صورت امكان بايد پول آنها براى كاشت درختهاى جديد مورد استفاده قرار گيرد و در صورتى كه امكان نداشته باشد، بايد در همان جهت وقف مصرف گردد.

سوال 2097: شخصى مقدارى آهن و لوازم جوشكارى را براى ساخت مسجد در مكانى هديه كرده و بعد از پايان كار مقدارى از آنها زياد آمده است و با توجّه‏به اينكه ساختمان مسجد به علت هزينه‏هاى ديگر بدهى دارد، آيا فروش آن مقدار اضافى و مصرف پول آن براى پرداخت بدهيهاى مسجد و رفع ساير نيازهاى آن جايز است؟
جواب: اگر شخص متبرّع، آن ابزار و لوازم را براى ساخت مسجد داده باشد و آنها را براى انجام اين كار از ملك خود خارج كرده باشد، در اين صورت هر كدام كه قابل استفاده باشد، هر چند در مساجد ديگر، فروش آن جايز نيست بلكه بايد براى تعمير مساجد ديگر بكار رود، ولى اگر متبرع فقط اجازه استفاده از آنها را در مسجد داده باشد، دراين صورت مقدار اضافى مال خود اوست و اختيار آن هم در دست او مى‏باشد.

سوال 2098: شخصى كتابخانه خود را بر اولاد ذكورش وقف كرده است، ولى هيچيك از اولاد و نوه‏هاى او موفق به تحصيل علوم دينيه نشده‏اند و در نتيجه استفاده‏اى از كتابخانه نمى‏كنند و موريانه مقدارى از كتابهاى آن را از بين برده و بقيه هم در معرض تلف‏شدن هستند، آيا جايز است آن را بفروشد؟
جواب: اگر وقف كتابخانه بر اولاد او مشروط و معلّق به اين امر باشد كه آنها اشتغال به تحصيل علوم دينيه داشته باشند و داخل در سلك علماى دين شوند، اين وقف به علت وجود تعليق در آن از اصل باطل است و اگر وقف آنان كرده تا از آن استفاده كنند، ولى در حال حاضر كسى كه بتواند از آن كتابخانه استفاده كند در بين آنها وجود ندارد و اميدى به تحقق اين صلاحيت در آينده نيست، در اين صورت وقف مزبور صحيح است و جايز است كه آنان كتابخانه را در معرض استفاده كسانى قرار دهند كه قابليت استفاده از آن را دارند و همچنين اگر كتابخانه براى استفاده كسانى وقف شده باشد كه صلاحيت آن را دارند، و توليت وقف با اولاد او باشد، واجب است آن را در معرض استفاده افراد مذكور قرار دهند، و به هر حال حق فروش آن را ندارند و بر متولّى شرعى واجب است به نحو مناسبى، مانع آسيب ديدن و از بين رفتن موقوفه گردد.

سوال 2099: زمين زراعى وجود دارد كه وقفى بوده و سطح آن بالاتر از زمين‏هاى اطراف آن است و به همين دليل رساندن آب به آن ممكن نيست و مدّتى‏است كه كار مساوى كردن آن با زمين‏هاى ديگر به پايان رسيده و خاكهاى اضافى در وسط آن جمع شده و مانع زراعت در آن است، آيا فروش اين خاكها و مصرف پول آن براى حرم يكى از اولاد ائمه «عليهم السلام» كه نزديك زمين مزبور قرار دارد جايز است؟
جواب: اگر خاك اضافى مانع استفاده از زمين‏هاى موقوفه است، انتقال آن از زمين و فروش آن و مصرف پول آن در جهت وقف اشكال ندارد.

سوال 2100: تعدادى مكان تجارى وقفى وجود دارد كه در زمين وقفى ساخته شده‏اند و بدون فروش سرقفلى آنها به مستأجرين، اجاره داده شده‏اند، آيا جايز است مستأجرهاى آنها سرقفلى مغازه‏ها را به ديگرى بفروشند و پول آن را بگيرند؟ و بر فرض جواز آن، آيا پول سرقفلى مال مستأجر است يا آنكه از درآمدهاى وقف محسوب مى‏شود و بايد در جهت وقف مصرف شود؟
جواب: اگر متولّى وقف فروش سرقفلى را با رعايت مصلحت وقف اجازه دهد، مالى كه در برابر آن گرفته مى‏شود جزو در آمدهاى وقف محسوب مى‏شود و واجب است كه در جهت وقف مصرف شود، ولى اگر معامله را اجازه ندهد، بيع باطل است و فروشنده بايد مبلغى را كه از خريدار گرفته به او برگرداند، و به هر حال مستأجرى كه حق سرقفلى ندارد ولى درعين حال آن را به مستأجر بعدى فروخته است، حقى در آن مال ندارد.

 
احكام قبرستان‏

سوال 2101: به مالكيت در آوردن قبرستان عمومى مسلمانان و ساختن ساختمانهاى شخصى در آن و ثبت آن بعنوان ملك به نام اشخاص چه حكمى دارد؟ و آيا قبرستان عمومى مسلمانان وقف محسوب مى‏شود؟ و آيا تصرّف‏شخصى در آن غصب است؟ و آيا تصرّف‏كنندگان در آن بايد اجرت‏المثل تصرّفات خود را بپردازند؟ و بر فرض ضمان اجرت‏المثل، آن اموال در چه موردى بايد مصرف شوند؟ و ساختمان‏هايى كه در آن ساخته شده‏اند چه حكمى دارند؟
جواب: مجرّد گرفتن سند مالكيّت قبرستان عمومى مسلمين، حجّت شرعى بر مالكيّت ويا دليل بر غصب كردن آن نيست، همانگونه كه دفن اموات درقبرستان عمومى هم حجّت شرعى بر وقف بودن آن نيست بلكه اگر قبرستان از نظر عرف از توابع شهر براى استفاده اهالى جهت دفن اموات و غيره شمرده شود و يادليل شرعى وجود داشته باشد كه براى دفن اموات مسلمانان وقف شده است، تصرّفات شخصى كه متصرّفين فعلى در آن براى خودشان انجام مى‏دهند غصب و حرام است و بايد از زمين قبرستان رفع يد كنند و ساختمان و هر چيزى كه در آن ايجاد كرده‏اند خراب نموده و آن را به حالت قبلى‏اش برگردانند، ولى ضمان اجرت‏المثل تصرّفات ثابت نيست.

سوال 2102: مقبره‏اى وجود دارد كه عمر قبرهاى آن تقريبا به سى و پنج سال مى‏رسد و شهردارى آن را تبديل به پارك عمومى كرده و در دوران حكومت سابق ساختمانهايى در قسمتهايى از آن ساخته است، آيا نهاد مربوطه مى‏تواند ساختمانهاى مورد نياز خود را مجددا در اين زمين بسازد؟
جواب: اگر زمين قبرستان براى دفن اموات مسلمانان وقف شده باشد و يا احداث بنا در آن موجب نبش يا هتك حرمت قبور علما و صلحا و مؤمنين شود و يا زمين از مكانهاى عمومى و مورد نياز شهر جهت استفاده اهالى باشد، ساخت تأسيسات و همچنين تصرّفات خصوصى در آن و تغيير و تبديل آن جايز نيست و در غير اين صورت آن كار فى‏نفسه اشكال ندارد، لكن قوانين مربوطه در اين زمينه بايد مراعات گردد.

سوال 2103: زمينى براى دفن اموات وقف شده است و در وسط آن ضريح يكى از فرزندان ائمه «عليهم السلام» قرار داد و در اين اواخر اجساد تعدادى از شهداى عزيز در آن قبرستان دفن شده است، با توجّه‏به نبود زمين مناسبى براى بازيهاى ورزشى جوانان، آيا جايز است با مراعات آداب اسلامى، در داخل قبرستان بازى كنند؟
جواب: تبديل قبرستان به مكان بازيهاى ورزشى و تصرّف در زمين موقوفه در غير جهت وقف جايز نيست و همچنين هتك حرمت قبور مسلمانان و شهداى عزيز هم جايز نيست.

سوال 2104: آيا جايز است زائران يكى از فرزندان ائمه «عليهم السلام» وسايل نقليه خود را داخل يك قبرستان قديمى كه در حدود صد سال از عمر آن مى‏گذرد پارك كنند؟ با علم به اينكه قبرستان مزبور در گذشته محل دفن اموات اهالى قريه و غيره بوده و در حال حاضر مكان ديگرى را براى دفن اموات خود برگزيده‏اند؟
جواب: تا زمانى كه اين كار از نظر عرف، هتك قبور و مسلمانان محسوب نشود و مزاحمتى هم براى زائران مرقد آن امام زاده «عليه السلام» ايجاد نكند، اشكال ندارد.

سوال 2105: اشخاصى در قبرستان‏هاى عمومى از دفن اموات در كنار بعضى از قبور جلوگيرى مى‏كنند، آيا مانع شرعى براى دفن اموات در آنجا وجود دارد؟ و آيا آنها حق دارند از اين كار جلوگيرى كنند؟
جواب: اگر قبرستان وقف باشد و يا دفن ميّت براى هر فردى در آن مباح باشد، كسى حق ندارد حريمى در اطراف قبر ميّت خود در قبرستان عمومى ايجاد كند و از دفن اموات مؤمنين در آن جلوگيرى نمايد.

سوال 2106: در كنار مقبره‏اى كه ظرفيت قبرهاى آن تكميل شده، زمينى وجود دارد كه توسط دادگاه قضائى از شخص زمين‏دارى مصادره شده و در حال حاضر به شخص ديگرى واگذار شده است، آيا استفاده از آن زمين براى دفن اموات با كسب اجازه از صاحب فعلى آن جايز است؟
جواب: اگر صاحب فعلى آن كسى است كه مالك شرعى آن محسوب مى‏شود، تصرّف در آن با رضايت و اذن او اشكال ندارد.

سوال 2107: شخصى زمينى را براى دفن اموات وقف كرده و آن را قبرستان عمومى مسلمانان قرار داده است، آيا جايز است هيئت امناء آن پول را از كسانى كه اموات خود را دفن مى‏كنند، بگيرند؟
جواب: آنان حق مطالبه چيزى در برابر دفن اموات در قبرستان عمومى موقوفه را ندارند ولى اگر خدمات ديگرى را به قبرستان يا صاحبان اموات براى دفن مرده‏هاى خود ارائه مى‏كنند، گرفتن مبلغى به عنوان اجرت در برابر آن خدمات اشكال ندارد.

سوال 2108: ما قصد داريم مركز مخابراتى در يكى از روستاها ايجاد كنيم و به همين دليل از اهالى روستا خواسته‏ايم زمينى را براى ساخت مركز مخابرات در اختيار ما بگذارند، با توجّه به عدم وجود زمينى در وسط روستا براى اين كار، آيا جايز است اين مركز در قسمت متروكه قبرستان قديمى ساخته شود؟
جواب: در صورتى كه قبرستان عمومى مسلمانان وقف براى دفن اموات باشد و يا ساخت مركز مخابرات در آن موجب نبش قبر يا هتك حرمت قبور مسلمانان شود جايز نيست و در غير اين صورت اشكال ندارد.

سوال 2109: ما تصميم گفته‏ايم كه در كنار قبور شهداى مدفون در روستا سنگهايى بعنوان يادبود ديگر شهداى روستا كه در مناطق ديگر دفن شده‏اند، گذاشته شود تا در آينده مزار آنها باشد، آيا اين كار جايز است؟
جواب: ساخت صورتهاى نمادين قبر به نام شهداى عزير اشكال ندارد، ولى در صورتى كه آن مكان وقف براى دفن اموات باشد، ايجاد مزاحمت براى ديگران در دفن امواتشان جايز نيست.

سوال 2110: ما قصد داريم كه يك مركز بهداشتى در قسمتى از زمين بائرى كه در جوار يكى از قبرستانهاست بسازيم، ولى بعضى از اهالى ادّعا مى‏كنند كه اين مكان جزئى از قبرستان است و براى مسئولين تشخيص اينكه زمين مذكور قبرستان هست يا خير مشكل شده و بعضى از سالمندان آن منطقه شهادت مى‏دهند كه در آن زمينى كه عدّه‏اى مدعى وجود قبر در آن هستند، قبرى وجود نداشته است، البته هر دو گروه شهادت مى‏دهند كه در اطراف زمينى كه براى ساخت مركز بهداشتى در نظر گرفته شده قبر وجود دارد، تكليف ما چيست؟
جواب: تا زمانى كه احراز نشود آن زمين وقف براى دفن اموات مسلمانان است و زمين مزبور از مكانهاى عمومى مورد نياز اهالى در مناسبتها نباشد و ساخت مركز بهداشتى در آن هم مستلزم نبش قبر و هتك حرمت قبور مؤمنين نباشد، ايجاد آن مركز در زمين مزبور اشكال ندارد و در غير اين صورت جايز نيست.

سوال 2111: آيا جايز است قسمتى از قبرستان كه هنوز مرده‏اى در آن دفن نشده و خود قبرستان هم وسيع است و كيفيت وقف آن هم بطور دقيق معلوم نيست، براى استفاده در مصالح عمومى مانند ساخت مسجد يا مراكز بهداشتى براى فرزندان منطقه اجاره داده شود. به اين شرط كه پول اجاره به نفع خود قبرستان استفاده شود؟(قابل ذكر است كه اين منطقه به علت عدم وجود زمين خالى براى ساخت مراكز خدماتى در آن، نياز به اين قبيل خدمات دارد.)
جواب: اگر زمين به صورت وقف انتفاع براى خصوص دفن اموات در آن وقف شده باشد، اجاره دادن و استفاده از آن براى ساخت مسجد يامركز بهداشتى يا غيره در آن جايز نيست، ولى اگر از قرائن ثابت نشود كه آن زمين براى دفن اموات وقف شده و از مكانهاى عمومى و مورد نياز منطقه براى استفاده اهالى جهت دفن اموات و مانند آن نباشد و خالى از قبر هم باشد و مالك خاصى هم براى آن شناخته نشود، در اين صورت انتفاع از آن در مصلحتى از مصالح عمومى اهالى منطقه اشكال ندارد.

سوال 2112: وزارت نيرو در نظر دارد چند سد آبى و توليد كننده برق بسازد كه از جمله آنها سدّى در مسير رود كارون براى ايجاد نيروگاه برق است، تأسيسات اوليه طرح، ايجاد شده و هزينه‏هاى آن هم تأمين شده است ولى در مركز منطقه طرح، يك قبرستان قديمى وجود دارد كه قبرهاى نسبتا قديمى و قبرهاى جديد در آن وجود دارد و اجراى طرح هم متوقف بر تخريب اين قبور است، حكم اين مسئله چيست؟
جواب: تخريب قبور قديمى كه جسدهاى موجود در آنها تبديل به خاك شده‏اند اشكال ندارد، ولى تخريب و نبش قبور غير مندرس و آشكار كردن جسدهايى كه هنوز تبديل به خاك نشده‏اند، جايز نيست، البته اگر اجراى طرحهاى توليد برق در آن مكان ضرورت اقتصادى و اجتماعى داشته باشد بطورى كه چاره‏اى جز اجراى آنها نباشد و انتقال از آن مكان به مكان ديگر يا انحراف از قبرستان، كار سخت و مشكل و يا طاقت فرسايى باشد، ايجاد سدّ در آن مكان اشكال ندارد، ولى واجب است قبرهايى كه تبديل به خاك نشده‏اند با پرهيز از تحقق نبش قبر به مكان ديگرى انتقال داده شوند هر چند با كندن خاك موجود در اطراف قبر و انتقال آن به مكان ديگر بدون تحقق نبش قبر باشد و اگر در اثناء كار، جسدى آشكار شود واجب است به مكان ديگرى انتقال يابد و در آنجا دفن شود.

سوال 2113: زمينى در كنار يكى از قبرستانها وجود دارد كه هيچ اثرى از قبر در آن ديده نمى‏شود و احتمال دارد كه يك قبرستان قديمى باشد، آيا تصرّف در اين زمين و ساختمان سازى در آن براى فعاليتهاى اجتماعى جايز است؟
جواب: اگر احراز شود آن زمين، جزئى از قبرستان عمومى موقوفه براى دفن اموات است و يا از نظر عرف حريم آن محسوب شود حكم قبرستان را دارد و تصرّف در آن جايز نيست.

سوال 2114: آيا جايز است انسان در دوران حيات خود قبرى را به قصد تملك بخرد؟
جواب: اگر مكان قبر، ملك شرعى ديگرى باشد خريدن آن اشكال ندارد ولى اگر جزئى از زمينى باشد كه وقف براى دفن اموات مؤمنين است، خريد و نگهدارى آن براى خود انسان، چون بطور قهرى مستلزم منع ديگران از تصرّف در آن براى دفن اموات است، صحيح نيست.

سوال 2115: اگر ايجاد پياده‏رو در يكى از خيابانها متوقف بر تخريب تعدادى از قبور مؤمنينى باشد كه قبل از بيست سال پيش در قبرستان مجاور خيابان عمومى دفن شده‏اند، آيا اين كار جايز است؟
جواب: اگر قبرستان مذكور وقف نباشد تبديل قبور به عنوان محل عبور افراد پياده تا زمانى كه مستلزم نبش قبور مسلمانان و هتك حرمت آنها نباشد، اشكال ندارد.

سوال 2116: قبرستان متروكى در وسط شهر وجود دارد كه وقفيت آن معلوم نيست، آيا ساخت مسجد در آن جايز است؟
جواب: اگر قبرستان مذكور زمين وقفى و ملك خصوصى كسى نبوده و همچنين از مكانهاى عمومى و مورد نياز و استفاده اهالى در مناسبتها نيز نباشد و ساخت مسجد هم در آن موجب هتك يا نبش قبرهاى مسلمانان نشود، اشكال ندارد.

سوال 2117: قطعه زمينى وجود دارد كه تقريبا از صد سال پيش تاكنون قبرستان عمومى بوده و چند سال پيش در عمليات حفارى چند قبر در آن مشاهده شده و بعد از عمليات حفارى و بردن خاكها بعضى از قبرها آشكار شده‏اند و استخوان هم در داخل آن ديده شده، آيا جايز است شهردارى اين زمين رابفروشد؟
جواب: اگر قبرستان مزبور وقف باشد، خريد و فروش آن جايز نيست و به هر حال اگرعمليات حفارى موجب نبش قبور شود، آن هم حرام است.

سوال 2118: وزارت آموزش و پرورش قسمتى از يك قبرستان نسبتا قديمى را بدون كسب موافقت اهالى، براى ساخت مدرسه، تصرّف كرده و مدرسه‏اى را در آن ساخته است كه دانش‏آموزان در آن نماز مى‏خوانند، اين كار چه حكمى دارد؟
جواب: تا زمانى كه دليل معتبرى بر اينكه زمين مدرسه براى دفن اموات وقف شده، اقامه نشده است و از مكانهاى عمومى و مورد نياز شهر براى دفن اموات و غيره و همچنين ملك خصوصى كسى نباشد، استفاده از آن براى مدرسه و خواندن نماز در آن با مراعات ضوابط و مقرّرات قانونى اشكال ندارد.