سوال 480: آيا قرائت عمدى ذكرهاى ركوع و سجده به جاى يكديگر اشكال دارد؟
جواب:
اگر آنها را به قصد مطلق ذكر خداوند عزوجل بگويد، اشكال ندارد و ركوع و سجده و نماز همگى صحيح هستند.
|
سوال 481: اگر شخصى سهوا در سجده ذكر ركوع را بگويد و يا بر عكس، در ركوع ذكر سجده را بگويد و در همان حال متوجه اشتباه خود شده و آن را اصلاح نمايد، آيا نماز او باطل است؟
جواب:
اشكال ندارد و نمازش صحيح است.
|
سوال 482: اگر نماز گزار در هنگام نماز و يا بعد از فراغت از آن متوجه شود كه ذكر ركوع يا سجده را اشتباه گفته است، چه حكمى دارد؟
جواب:
اگر بعد از ركوع و سجود متوجه شود، چيزى بر او واجب نيست.
|
سوال 483: آيا يك بار گفتن تسبيحات اربعه در ركعت سوم و چهارم نماز كافى است؟
جواب:
كافى است، هر چند احتياط اين است كه سه مرتبه گفته شود.
|
سوال 484: تعداد تسبيحات اربعه در نماز سه مرتبه است، ولى فردى سهوا چهار بار گفته است، آيا نماز او در پيشگاه خداوند مقبول است؟
جواب:
اشكال ندارد.
|
سوال 485: كسى كه نمىداند تسبيحات اربعه را در ركعت سوم و چهارم نماز سه مرتبه گفته يا بيشتر و يا كمتر، چه حكمى دارد؟
جواب:
يك مرتبه نيز كفايت مىكند و چيزى بر او واجب نيست، و تابه ركوع نرفته مىتواند بنا را بر اقل گذاشته و تسبيحات را تكرار نمايد تا يقين كند كه آن را سه مرتبه گفته است.
|
سوال 486: آيا قرائت «بحول الله و قوته اقوم واقعد» هنگام نماز در حال حركت جايز است و آيا گفتن آن در حال قيام صحيح است؟
جواب:
اشكال ندارد و اصولا اين ذكر در حالت قيام براى ركعت بعدى گفته مىشود.
|
سوال 487: مراد از ذكر چيست؟ آيا شامل صلوات بر پيامبر «صلى الله عليه و آله» و خاندان آن حضرت مىشود؟
جواب:
هر عبارتى كه متضمّن ذكر خداوند عزوجل باشد، ذكر محسوب مىشود و صلوات بر محمد و آل محمد «عليهم افضل صلوات الله» از بهترين ذكرهاست.
|
سوال 488: هنگامى كه در نماز وتر كه يك ركعت است دستها را براى قنوت بلند كرده و حاجات خود را از خداوند عزّوجلّ طلب مىكنيم، آيا طلب حاجات به زبان فارسى اشكال دارد؟
جواب:
دعا در قنوت به زبان فارسى اشكال ندارد، بلكه هر دعائى را در قنوت مىتوان به هر زبانى خواند.
|
سوال 489: سجده و تيمم بر سيمان و موزائيك چه حكمى دارد؟
جواب:سجده و تيمم بر آن دو اشكال ندارد. اگرچه احوط ترك تيمم بر سيمان و موزائيك است.
|
سوال 490: آيا گذاشتن دستها هنگام نماز بر موزائيكى كه داراى سوراخهاى ريزى است، اشكال دارد؟
جواب:
اشكال ندارد.
|
سوال 491: آيا سجده بر مهر كه سياه و چرك شده، به طورى كه لايهاى از چرك روى آن را پوشانده و مانع چسبيدن پيشانى روى مهر است، اشكال دارد؟
جواب:
اگر چرك روى مهر به مقدارى باشد كه حائل بين پيشانى و مهر شود، سجده و نماز باطل است.
|
سوال 492: آيا بر زنى كه هنگام سجده بر مهر، پيشانى وى بخصوص جاى سجده با حجاب پوشيده شده است، اعاده نمازهايش واجب است؟
جواب:
اگر هنگام سجده متوجه وجود حائل نبوده، اعاده بر او واجب نيست.
|
سوال 493: زنى هنگام سجده، سر خود را روى مهر گذاشته، متوجه مىشود كه پيشانى وى به طور كامل با مهر تماس ندارد، زيرا چادر يا روسرى وى مانع از تماس كامل پيشانى با مهر است، لذا سرش را از روى آن بلند كرده و بعد از رفع مانع دوباره روى مهر گذاشته است، نماز او چه حكمى دارد؟ اگر عمل وى سجده مستقلى محسوب شود، نمازهائى كه خوانده است، چه حكمى دارد؟
جواب:
واجب است بدون اين كه سر خود را از زمين بلند كند، پيشانى اش را حركت دهد تا روى مهر قرار بگيرد. اگر بلند كردن پيشانى از زمين براى سجده روى مهر بر اثر جهل يا فراموشى بوده و اين عمل را فقط در يكى از دو سجده يك ركعت انجام مىداده، نمازش صحيح است و اعاده واجب نيست. ولى اگر اين كار با علم و عمد بوده و يا در هر دو سجده يك ركعت آن را انجام داده، نمازش باطل و اعاده آن واجب است.
|
سوال 494: در سجده بايد هفت عضو از بدن روى زمين باشد، ولى ما به خاطر وضيعت خاص جسمى كه داريم، قادر به انجام اين كار نيستيم، زيرا از معلولين جنگى كه از صندلى چرخدار استفاده مىكنند، هستيم و براى نماز يا مهر را به طرف پيشانى بلند مىكنيم و يا آن را روى دسته صندلى چرخدار گذاشته و بر آن سجده مىكنيم، آيا اين كار صحيح است يا خير؟
جواب:
اگر قادر به گذاشتن مهر روى دسته صندلى چرخدار يا چيز ديگر مانند بالشت يا چهار پايه و سجده بر آن هستيد، بايد سجده را بدين نحو انجام دهيد و نماز شما صحيح است. در غير اين صورت به هر نحو كه مىتوانيدهرچندباايماءواشاره، سجدهوركوعراانجام دهيد و نماز شما صحيح است. انشاء الله موفق باشيد.
|
سوال 495: سجده بر سنگفرش مرمر مشاهد مشرفه چه حكمى دارد؟
جواب:سجده بر سنگ مرمر اشكال ندارد.
|
سوال 496: آيا جايز است هنگام سجده علاوه بر انگشت بزرگ پا، بعضى از انگشتان ديگر آن را هم بر زمين بگذاريم؟
جواب:
اشكال ندارد.
|
سوال 497: امروزه مهرى براى نماز ساخته شده كه با شمارش ركعتها و سجدههاى نمازگزار باعث مىشود تا حدى شك او بر طرف گردد. با توجه به اين كه هنگام گذاشتن پيشانى روى آن، مهر به خاطر دستگاه فلزى كه زير آن نصب شده است، به سمت پائين حركت مىكند، آيا با اين توصيف سجده بر آن صحيح است؟ اميدواريم نظر شريف خود را بيان فرمائيد.
جواب:
اگر محل گذاشتن پيشانى از چيزهائى باشد كه سجده بر آن صحيح است و پس از گذاشتن پيشانى ثابت و بى حركت بماند، سجده بر روى آن اشكال ندارد.
|
سوال 498: هنگام نشستن بعد از سجده كدام پا روى ديگرى گذاشته مىشود؟
جواب:
مستحب است كه بر ران چپ بنشيند و روى پاى راست را بر كف پاى چپ بگذارد.
|
سوال 499: در سجده و ركوع بعد از قرائت ذكر واجب، گفتن چه ذكرى افضل است؟
جواب:
تكرار همان ذكر واجب و بهتر است كه به عدد فرد ختم شود، و در سجده علاوه بر آنچه گفته شد، صلوات و دعا براى حاجتهاى دنيا و آخرت مستحباست.
|
سوال 500: شنيدن آياتى كه سجده در اثر شنيدن آنها واجب مىشود از نوارهاى قرآن كه از ضبط صوت يا صدا و سيما پخش مىشود چه حكمى دارد؟
جواب:
در فرض مرقوم، سجده واجب است.
|
سوال 501: آيا نماز با ذكر شهادت به ولايت اميرالمومنين على عليهالسلام در تشهد، باطل مىشود؟
جواب:
نماز و از جمله تشهد را همان طور كه مراجع عظام شيعه (كثرالله امثالهم) در رسالههاى عمليّه بيان نمودهاند بخوانيد و چيزى بر آن اضافه نكنيد هرچند كه كلام حق و صحيحى باشد.
|
سوال 502: شخصى در عبادات خود مبتلا به رياست و در حال حاضر با نفس خود مبارزه مىكند، آيا اين عمل وى نيز ريا محسوب مىشود؟ چگونه مىتوان از ريا دورى كرد؟
جواب:
هر عملى كه براى خدا انجام گيرد از جمله مبارزه با ريا، ريا محسوب نمىشود و براى رهائى از ريا بايد در عظمت خداوند متعال و ضعف و احتياج ديگران به خداوند تفكر نمايد و همچنين در بندگى خود و ديگر مردم براى خداوند تبارك و تعالى انديشه كند.
|
سوال 503: هنگام شركت در نماز جماعت برادران اهل سنت، بعد از قرائت سوره حمد توسط امام جماعت، كلمه «آمين» با صداى بلند و به صورت دسته جمعى گفته مىشود، اين كار چه حكمى دارد؟
جواب:
اگر مقتضاى تقيه، گفتن آمين باشد، اشكال ندارد و در غير اين صورت جايز نيست.
|
سوال 504: گاهى هنگام خواندن نماز واجب متوجه كودكى مىشويم كه در حال انجام كار خطرناكى است، آيا جايز است بعضى از كلمات سوره حمد يا سوره ديگر يا بعضى از ذكرها را بلند بخوانيم تا كودك يا كسانى كه در خانه هستند، متوجه شوند و خطر رفع گردد؟ اگر هنگام قيام نماز دست يا ابرو را براى فهماندن چيزى به كسى و يا در جواب سؤال او تكان دهيم، آن نماز چه حكمى دارد؟
جواب:
اگر بلند كردن صدا هنگام قرائت آيات يا ذكرهاى نماز براى آگاه كردن ديگران، موجب خروج از هيئت نماز نشود، اشكال ندارد. مشروط به اين كه قرائت و ذكر به نيت قرائت و ذكر باشد، و حركت دادن دست يا چشم و ابرو اگر مختصر و به نحوى باشد كه با استقرار و آرامش و يا هيئت نماز منافات نداشته باشد، موجب بطلان نماز نمىگردد.
|
سوال 505: آيا اگر كسى هنگام نماز به خاطر يادآورىِ حرف خندهدار يا پيدايش حالت خندهآورى بخندد، نمازش باطل مىشود يا خير؟
جواب:
اگر خنده با صدا (يعنى قهقهه) باشد، نماز باطل است.
|
سوال 506: آيا ماليدن دستها به صورت بعد از قنوت در حال نماز، موجب بطلان آن مىگردد، و در صورتى كه نماز را باطل كند، آيا معصيت و گناه محسوب مىشود؟
جواب:
كراهت دارد ولى نماز را باطل نمىكند.
|
سوال 507: آيا بستن چشمها در نماز به اين دليل كه باز بودن آنها فكر انسان را از نماز باز مىدارد، جايز است؟
جواب:
بستن چشمها در نماز مانع شرعى ندارد، گر چه مكروه مىباشد.
|
سوال 508: من گاهى در هنگام نماز به ياد حالتهاى ايمانى و معنوى كه در دوران جنگ با نظام كافر بعثى داشتم مىافتم كه باعث افزايش حالت خشوع من مىشود، آيا اين كار نماز را باطل مىكند؟
جواب:
به صحت نماز ضرر نمىزند.
|
سوال 509: آيا ادامه قهر و دشمنى بين دو نفر، تا مدت سه روز موجب بطلان نماز و روزه آنها مىگردد؟
جواب:
وقوع دشمنى و قهر بين دو نفر، نماز و روزه را باطل نمىكند، گرچه اين عمل شرعا مذموم است.
|
سوال 510: نظر جنابعالى درباره ردّ تحيتى كه به صيغه سلام نباشد، چيست؟
جواب:
اگر در حال نماز باشد، جواب دادن جايز نيست، ولى اگر در حال نماز نباشد، اگر كلامى است كه عرف آن را تحيت محسوب مىكند، احتياط، جواب گفتن آن است.
|
سوال 511: آيا جواب سلام كودكان اعم از دختر و پسر واجب است؟
جواب:
جواب سلام كودكانِ مميز، اعم از پسر و دختر، مانند جواب سلام زنان و مردان واجب است.
|
سوال 512: اگر كسى سلام را بشنود، ولى به دليل غفلت يا هر سبب ديگر جواب سلام را ندهد، به طورى كه زمان كمى فاصله شود، آيا بعد از آن گفتن جواب سلام واجب است؟
جواب:
اگر تأخير به مقدارى باشد كه جواب سلام و ردّ تحيت بر آن صدق نكند، واجب نيست.
|
سوال 513: اگر شخصى به گروهى سلام كند و بگويد: «السلام عليكم جميعا»، و يكى از آنان مشغول نماز باشد، آيا بر او هم جواب سلام واجب است، حتى اگر ديگران جواب سلام را داده باشند؟
جواب:
اگر كس ديگرى جواب آن را بدهد، نماز گزار اقدام به جواب گفتن نكند.
|
سوال 514: اگر شخصى در يك زمان چند بار سلام كند و يا چند نفر سلام دهند، آيا يكبار جواب دادن از همه آنها كفايت مىكند؟
جواب:
در صورت اول يك جواب كافى است، و در حالت دوم يك جواب به صيغهاى كه شامل همه آنها گردد و به قصد جواب سلام آنان باشد، كفايت مىكند.
|
سوال 515: شخصى هنگام سلام دادن به جاى «سلام عليكم» از لفظ «سلام» استفاده مىكند، آيا جواب سلام او واجب است؟
جواب:
اگر عرفا بر آن تحيت و سلام صدق نمايد، جواب دادن واجب است.
|
سوال 516: كسى كه در ركعت سوم نماز شك كند كه قنوت را بجاآورده يا خير، چه حكمى دارد، آيا نمازش را تمام كند و يا از هنگام شك آن را قطع نمايد؟
جواب:
به شك مذكور اعتنا نمىشود و نماز صحيح است، و در اين مورد چيزى بر مكلّف واجب نيست.
|
سوال 517: آيا در نماز نافله به شك در غير از ركعتهاى آن مثل شك در اين كه يك سجده انجام داده يا دو سجده، اعتنا مىشود؟
جواب:
شك در اقوال و افعال نماز نافله همان حكم شك در اقوال و افعال نماز فريضه را دارد، يعنى اگر از محل آن تجاوز نكرده است، به آن اعتنا مىشود و اگر از محل انجام آن تجاوز كرده است، به آن اعتنا نمىشود.
|
سوال 518: با توجه به اين كه كثير الشك نبايد به شك خود اعتنا كند، اگر براى او در نماز شكى پيش آمد، وظيفهاش چيست؟
جواب:
بايد بنا بر انجام كارى بگذارد كه در آن شك كرده است، مگر آنكه انجام آن موجب بطلان نماز شود كه در اين صورت بنا بر عدم انجام آن مىگذارد، بدون اين كه در اين مورد فرقى بين ركعتها و افعال و اقوال نماز باشد.
|
سوال 519: اگر شخصى بعد از چند سال متوجه بطلان عبادت هايش شود و يا در آن شك كند، وظيفهاش چيست؟
جواب:
به شك بعد از عمل اعتنا نمىشود، و در صورت علم به بطلان، واجب است عبادتهاى قابل تدارك را قضاء نمايد.
|
سوال 520: اگر شخصى سهوا بعضى از اجزاء نماز را به جاى بعضى ديگر انجام دهد و يا در هنگام نماز نگاهش به جائى بيفتد يا سهوا حرف بزند، آيا نماز او باطل است؟ وظيفه او چيست؟
جواب:
عمل سهوى در نماز موجب بطلان آن نمىشود، ليكن در بعضى از موارد باعث وجوب سجده سهو مىگردد، مگر آنكه ركنى از نماز را كم يا زياد كند كه موجب بطلان نماز مىشود.
|
سوال 521: اگر فردى يك ركعت از نماز را فراموش كند و در ركعت آخر يادش بيايد، مثلا فكر مىكرد كه ركعت اول نمازش ركعت دوم است، لذا ركعت سوم و چهارم را هم بجا آورد، و در ركعت آخر متوجه شد كه در ركعت سوم است، وظيفه او چيست؟
جواب:
واجب است هر ركعتى را كه بجا نياورده، قبل از سلام نماز بجا آورد و سپس سلام دهد و در اين صورت كه تشهد واجب نماز را در محل خود انجام نداده، بايد بنابر احتياط قضاى آن را انجام داده و دو سجده سهو براى آن بجا آورد.
|
سوال 522: براى مكلّف دانستن تعداد ركعتهاى نماز احتياط، كه يك ركعت است يا دو ركعت، چگونه ممكناست؟
جواب:
تعداد ركعتهاى نماز احتياط به مقدار كمبود احتمالى در نماز است. بنابراين در شك بين دو و چهار، دو ركعت نماز احتياط، واجب است؛ و در شك بين سه و چهار، يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته، واجب است.
|
سوال 523: اگر كلمهاى از ذكرهاى نماز يا آيات قرآنى يا دعاهاى قنوت، سهوا غلط خوانده شود، آيا سجده سهو واجب مىشود؟
جواب:
واجب نيست.
|
سوال 524: من تا سن هفده سالگى با مسأله احتلام و غسل و مانند آن آشنا نبودم و از كسى هم درباره آنها چيزى نشنيده بودم و خودم هم معناى جنابت و وجوب غسل را نمىفهميدم، لذا نماز و روزهام تا اين سن اشكال دارد، اميدوارم وظيفه مرا بيان فرمائيد.
جواب:
همه نمازهائى را كه در حال جنابت خواندهايد، بايد قضا كنيد، ولى روزهاى را كه در حال جنابت بدون علم به اصل جنابت گرفتهايد، صحيح و مجزى است و قضا ندارد.
|
سوال 525: متأسفانه من در گذشته بر اثر نادانى و ضعف اراده مبتلا به عمل شنيع استمناء بودم، لذا گاهى نماز نمىخواندم كه مدت دقيق آن را به ياد ندارم. نماز نخواندن من به صورت مستمر نبوده، بلكه مربوط به زمانى است كه جنب بودم و غسل نكردهام كه گمان مىكنم حدود شش ماه باشد. تصميم گرفتهام نمازهايم در اين مدت را قضا كنم، آيا قضاى آنها واجب است يا خير؟
جواب:
هر مقدار از نمازهاى روزانهاى را كه مىدانيد انجام ندادهايد و يا در حال جنابت خواندهايد، قضاى آن بر شما واجب است.
|
سوال 526: شخصى كه نمىداند نماز قضا برذمّهاش هست يا خير، اگر نماز مستحبى يا نافله بخواند، بر فرض كه نماز قضا داشته باشد، آيا به عنوان نماز قضاى او محسوب مىشود؟
جواب:
نوافل و نمازهاى مستحب به جاى نماز قضا محسوب نمىشوند، و اگر نماز قضا بر عهده او باشد، واجب است كه آن را به نيت نماز قضا بخواند.
|
سوال 527: من حدود شش ماه است كه به سن تكليف رسيدهام. چند هفته قبل از رسيدن به آن سن فكر مىكردم تنها علامت بلوغ، تمام كردن پانزده سال هجرى قمرى است. ولى اكنون كتابى راجع به علامتهاى بلوغ پسران خواندم كه در آن علامتهاى ديگرى براى بلوغ ذكر شده كه در من وجود دارند، ولى زمان پيدايش آنها را نمىدانم. آيا در حال حاضر قضاى نماز و روزه بر عهده من هست يا خير؟ با توجه به اين كه من گاهى نماز مىخواندم و ماه رمضان سال گذشته را به طور كامل روزه گرفتهام، وظيفه من در اينباره چيست؟
جواب:
قضاى همه نمازها و روزههائى كه يقين به فوت آنها پس از رسيدن به سنّ بلوغ و تكليف شرعى داريد، واجب است.
|
سوال 528: اگر شخصى در ماه مبارك رمضان سه بار غسل جنابت كند، مثلا در روزهاى بيستم، بيست و پنجم و بيست و هفتم غسل نمايد، و بعد يقين كند كه يكى از آن غسلها باطل بوده است، نماز و روزه او چه حكمى دارد؟
جواب:
روزهاش صحيح است، ولى بنا بر احتياط، قضاى نمازها به طورى كه يقين به فراغت ذمّه پيدا كند، واجب است.
|
سوال 529: شخصى بر اثر جهل به حكم شرعى، مدتى ترتيب را در غسل رعايت نكرده است، نماز و روزه او چه حكمى دارد؟
جواب:
اگر غسل را به نحوى انجام داده كه شرعا باطل است، قضاى نمازهائى كه در اين حالت با حدث اكبر خوانده، واجب است. ولى روزهاش، اگر در آن هنگام اعتقاد به صحت غسل خود داشته، محكوم به صحت است.
|
سوال 530: كسى كه قصد دارد نماز قضاى يك سال را بخواند، چگونه بايد آن را انجام دهد؟
جواب:
مىتواند با يكى از نمازها شروع كند و به ترتيبى كه نمازهاى پنجگانه يوميه را مىخواند، آن را ادامه دهد.
|
سوال 531: شخصى مدت زيادى نماز قضا بر عهده دارد، آيا مىتواند آنها را به ترتيب زير بجا آورد؟
1- مثلا بيست بار نماز صبح بخواند.
2- هر يك از نماز ظهر و عصر را بيست بار بخواند.
3- هر يك از نماز مغرب و عشاء را بيست بار بخواند و تا يك سال به همين صورت ادامه دهد.
جواب:
قضاى نمازها به ترتيب مذكور اشكال ندارد.
|
سوال 532: شخصى از ناحيه سر مجروح شده و قسمتى از مغز وى آسيب ديده كه بر اثر آن دست و پاى چپ و زبانش فلج گشته است. همچنين نماز را فراموش كرده و قادر به يادگيرى آن نيست، ولى مىتواند اجزاى نماز را با خواندن از كتاب و يا شنيدن از نوار، تشخيص دهد. در حال حاضر وى در رابطه با نماز دو مشكل دارد، يكى اين كه قدرت تطهير محل بول و وضو گرفتن را ندارد، دوم اين كه در قرائت نماز مشكل دارد. تكليف او چيست؟ همچنين نسبت به نمازهائى كه تقريبا به مدت شش ماه از او فوت شده است، چه حكمى دارد؟
جواب:
اگر بتواند هر چند با كمك ديگران، وضو بگيرد، يا تيمم نمايد، واجب است كه نماز را به هر نحوى كه مىتواند بخواند، اگرچه با شنيدن ازنوار يا خواندن از روى نوشته و مانند آن باشد. و در مورد طهارت بدن، اگر قدرت بر تطهير آن هر چند به كمك ديگران ندارد، با همان بدن نجس نماز بخواند، و نمازش صحيح است. قضاى نمازهاى گذشتهاى هم كه از وى فوت شده، واجب است، مگر نمازهائى كه بر اثر بيهوشى كه در تمام وقت نماز ادامه داشته، از او فوت شده باشد.
|
سوال 533: در دوران جوانى نمازهاى ظهر و عصر من بيشتر از نمازهاى مغرب و عشاء و صبح قضا شدهاند كه پشت سر هم بودن و تعداد و ترتيب آنها را نمىدانم. آيا در اين مورد بايد نماز دورهاى خوانده شود؟ و نماز دورهاى چيست؟ اميدواريم توضيح فرمائيد.
جواب:
در نماز قضا مراعات ترتيب واجب نيست و خواندن مقدارى كه يقين به قضا شدن آن داريد كافى است و دوره كردن به معناى تكرار نماز براى احراز ترتيب بر شما واجب نيست.
|
سوال 534: گاهى پس از ازدواج مايعى از من خارج مىشد كه اعتقاد به نجس بودن آن داشتم.
لذا به نيت غسل جنابت غسل كرده و نمازم را بدون وضو مىخواندم. در رسالههاى عمليه اين مايع، مذى ناميده شده است. اكنون نمىدانم نمازهائى را كه بدون وضو و بىآنكه جنب باشم با غسل جنابت خواندهام، چه حكمى دارد؟
جواب:
قضاى همه نمازهائى كه بعد از خروج آن مايع، بدون وضو و با غسل جنابت خواندهايد، واجب است.
|
سوال 535: كافرى پس از مدتى اسلام آورده است، آيا قضاى نماز و روزههائيكه انجام نداده، واجب است؟
جواب:
واجب نيست.
|
سوال 536: بعضى از افراد بر اثر تبليغات گمراه كننده كمونيستها چندين سال نماز و واجبات خود را ترك كردهاند، ولى بعد از پيام تاريخى امام راحل به سران شوروى سابق پى به اشتباه خود بردند و به سوى خداوند توبه نمودهاند، آنها در حال حاضر قادر به قضاى همه آن نمازها و روزهها نيستند، وظيفه آنها چيست؟
جواب:
بر آنان واجب است كه نمازها و روزههاى فوت شده را به هر مقدار كه قدرت دارند، قضا و هر مقدارى كه قادر نيستند وصيت نمايند.
|
سوال 537: شخصى فوت كرده و قضاى روزه ماه مبارك رمضان و نماز بر عهده اوست و فرزند ذكورى هم ندارد. مقدارى مال به جا گذاشته كه براى قضاى يكى از نماز و روزه كفايت مىكند. در اين صورت قضاى نماز مقدم است يا روزه؟
جواب:
ترجيحى بين نماز و روزه نيست و بر ورثه واجب نيست كه ما ترك وى را صرف قضاى نماز و روزه او نمايند، مگر آنكه در اين باره وصيت كرده باشد، كه در اين صورت بايد به وصيت او در اجير گرفتن از ثلث تركه براى قضاى نماز و روزهاش به هر مقدار كه كفايت مىكند، عمل كنند.
|
سوال 538: من در اكثر اوقات نماز خود را خوانده و در صورت فوت شدن نماز، آن را قضا كردهام، اين نمازهاى فوت شده هم مواردى بوده كه يا من خواب ماندهام و يا بدن و لباسم نجس بوده و در تطهير آنها كوتاهى كردهام. مقدار نمازهاى قضا شده يوميه، آيات و قصر را كه بر عهده من است، چگونه محاسبه نمايم؟
جواب:
قضاى نمازهائى كه يقين به فوت شدن آنها داريد، كافى است، و از اين مقدار هر كدام را كه يقين داريد نماز قصر يا آيات بوده، بايد بر وفق يقين خودآنها را بجا آوريد، و بقيه را به عنوان قضاى نمازهاى يوميه بخوانيد و چيزى بيشتر از اين مقدار بر شما واجب نيست.
|
سوال 539: پدرم سكته مغزى نموده و مدت دو سال مريض بود و بر اثر سكته قادر به تشخيص خوب و بد نبود، يعنى قدرت تفكر و تعقل از او سلب شده بود. در اين دو سال نماز و روزه خود را انجام نداده است. آيا قضاى نماز و روزه او بر من كه پسر بزرگ خانواده هستم، واجب است؟ البته مىدانم كه اگر وى بيماريهاى مذكور را نداشت، قضاى نماز و روزههاى او بر من واجب بود. اميدوارم مرا در اين مسأله راهنمائى فرمائيد.
جواب:
اگر ضعف عقلى وى به حدى كه عنوان جنون بر آن صدق كند، نرسيده و در تمام اوقات نماز در حال اغماء نبوده است، قضاى نمازها و روزههاى فوت شده او بر شما واجب است، و گرنه چيزى از بابت آن بر شما نيست.
|
سوال 540: اگر شخصى فوت كند، چه كسى بايد كفاره روزه او را بپردازد؟ آيا بر پسران و دختران وى دادن كفاره واجب است يا شخص ديگرى هم مىتواند آن را بدهد؟
جواب:
كفاره روزه كه بر پدر واجب است، اگر به نحو تخييرى بوده است، يعنى وى هم توانائى روزه گرفتن را داشته و هم اطعام را، در اين صورت اگر بتوان آن را از تَرَكه خارج كرد، از آن برداشت مىشود و در غير اين صورت بر پسر بزرگتر واجب است كه روزه را بگيرد.
|
سوال 541: مرد بزرگسالى به دلايل مشخصى از خانوادهاش جدا شده و برقرارى ارتباط با آنها براى او مقدور نيست. وى فرزند بزرگ خانواده هم هست و پدرش در اين مدت فوت كرده است و نمىداند چه مقدار نماز قضا و غير آن بر عهده پدرش است و مال كافى هم براى اجير گرفتن در اختيار ندارد و خودش هم به علت سن زياد نمىتواند آنها را بجا آورد، وظيفه وى چيست؟
جواب:
قضاى نمازهاى پدر واجب نيست، مگر آن مقدارى كه پسر بزرگتر يقين به فوت آن دارد و بر پسر بزرگتر واجب است كه نمازهاى پدرش را به هر صورتى كه امكان دارد، قضا نمايد و اگر از انجام آن حتى از اجير گرفتن براى انجام آن هم عاجز باشد، معذور است.
|
سوال 542: اگر فرزند بزرگ ميّت دختر و فرزند دوم او پسر باشد، آيا قضاى نمازها و روزههاى پدر و مادر بر اين پسر واجب است؟
جواب:
ملاك واجب بودن قضاى نماز و روزه پدر و مادر اين است كه فرزند مذّكر از ديگر اولاد ذكور ميّت - اگر ميّت اولاد ذكور داشته باشد - بزرگتر باشد، و در فرض سؤال قضاى نماز و روزه پدر بر پسر كه فرزند دوم پدر است، واجب است و قضاى نماز و روزهاى كه از مادر فوت شده، نيز واجب است.
|
سوال 543: اگر پسر بزرگ چه بالغ باشد يا غير بالغ، قبل از پدر فوت كند. آيا قضاى نمازهاى پدر از فرزندان ديگر ساقط مىشود؟
جواب:
تكليف قضاى نماز و روزه پدر بر پسر بزرگى واجب است كه هنگام وفات پدر زنده باشد، هر چند فرزند اول يا پسر اول پدر نباشد.
|
سوال 544: من پسر بزرگ خانواده هستم. آيا واجب است براى خواندن نمازهاى قضاى پدرم، تا زنده است از او تحقيق كنم يا اين كه بر او واجب است مرا از مقدار آن آگاه نمايد؟ در صورتى كه مرا مطلع نكند، تكليف من چيست؟
جواب:
تفحص و سؤال بر شما واجب نيست، ولى بر پدر واجب است تا فرصت دارد خودش بخواند و اگر نتوانست وصيت نمايد. به هرحال پسر بزرگ مكلّف است كه بعد از فوت پدرش، آن مقدار از نماز و روزههائى را كه يقين دارد از پدرش فوت شده است، قضا نمايد.
|
سوال 545: اگر شخصى فوت كند و همه دارائى او خانهاى باشد كه فرزندانش در آن سكونت دارند، و نماز و روزه بر ذمه او باشد و پسر بزرگ او هم به علت كارهاى روزانه قادر به قضاى آن نباشد، آيا واجب است كه اين خانه را بفروشند و نماز و روزه او را قضا نمايند؟
جواب:
در فرض مرقوم، فروش خانه واجب نيست، ولى قضاى نماز و روزهاى كه به عهده پدر است، در هر حالى بر پسر بزرگتر واجب است، مگر در صورتى كه ميّت وصيت به اجير گرفتن از ثلث تركهاش كرده باشد و ثلث تركه هم براى انجام همه نماز و روزههاى او كفايت كند كه در اين صورت ثلث تركه بايد براى آن مصرف شود.
|
سوال 546: آيا اگر پسر بزرگ كه قضاى نماز پدر بر عهده اوست، فوت نمايد، انجام آنها بر ذمه وارث پسر بزرگ است يا اين كه به پسر بعدىِ پدر (برادرِ پسر بزرگ) منتقل مىشود؟
جواب:
قضاى نماز و روزه پدر كه بر پسر بزرگ واجب است، با فوت وى پس از فوت پدرش، بر پسر و يا برادر او واجب نمىشود.
|
سوال 547: اگر پدرى اصلا نماز نخوانده باشد، آيا همه نمازهاى او قضا دارد و انجام آنها بر پسر بزرگ او واجب است؟
جواب:
بنا بر احتياط در اين صورت هم قضاى آنها واجب است.
|
سوال 548: پدرى كه همه اعمال عبادى خود را عمدا انجام نداده است، آيا بر پسر بزرگ قضاى همه نمازها و روزههائى را كه پدرش انجام نداده و به پنجاه سال مىرسد، واجب است؟
جواب:
اگر ترك نماز و روزه بر اثر طغيان باشد، قضاى آنها بر پسر بزرگ واجب نيست. ولى در اين صورت هم احتياط در قضاى آنها ترك نشود.
|
سوال 549: اگر قضاى نماز و روزه بر عهده پسر بزرگ باشد و قضاى نماز و روزه پدر هم برآن اضافه گردد، كدام يك مقدم است؟
جواب:
در اين صورت مخيّر است و شروع به انجام هر كدام كند، صحيح است.
|
سوال 550: پدرم مقدارى نماز قضا دارد، ولى قدرت انجام آن را ندارد. آيا بر من كه پسر بزرگ خانواده هستم، جايز است در زمان حيات پدرم نمازهاى فوت شده او را قضا نمايم و يا شخصى را اجير كنم تا آن را انجام دهد؟
جواب:
نيابت از شخص زنده براى انجام نماز و روزه قضا صحيح نيست.
|
|