رساله اجوبه

 

 
احكام غسل جنابت‏

سوال 167: آيا شخص جنب مى‏تواند در صورت تنگى وقت با تيمم و نجاست بدن و لباس نماز بخواند يا اين كه بايد بعد از تطهير و غسل، نماز را قضا نمايد؟
جواب: اگر وقت به مقدارى نيست كه بدن و لباسش را تطهير كند و يا لباس خود را عوض نمايد و به علت سردى هوا و مانند آن نمى‏تواند نماز خود را برهنه هم بخواند، بايد نماز را با تيمم بدل از غسل جنابت با همان لباس نجس بخواند. اين نماز مجزى است و قضاى آن بر او واجب نيست.

سوال 168: آيا رسيدن منى به داخل رحم بدون دخول، سبب جنابت زن مى‏شود؟
جواب: در اين صورت جنابت محقق نمى‏شود.

سوال 169: آيا بر زنان پس از انجام معاينات داخلى با وسائل طبى غسل واجب مى‏گردد؟
جواب: تا زمانى كه منى خارج نشود، غسل واجب نيست.

سوال 170: اگر دخول به مقدار حشفه صورت بگيرد، ولى منى خارج نشود و زن نيز به مرحله اوج لذت نرسد، آيا غسل فقط بر زن واجب است يا فقط بر مرد يا بر هر دو؟
جواب: با تحقق دخول، ولو به مقدار حشفه، غسل بر هر دو واجب است.

سوال 171: در مورد احتلام زنان، در چه صورتى غسل جنابت بر آنان واجب مى‏شود؟ و آيا رطوبتى كه هنگام ملاعبه و شوخى با همسر از آنان خارج مى‏شود، حكم منى را دارد؟ و آيا بدون سست شدن بدن و رسيدن به اوج لذت، غسل بر آنها واجب مى‏شود؟ بطور كلى در زنان بدون نزديكى، جنابت چگونه تحقق مى‏يابد؟
جواب: اگر زن به اوج لذت جنسى برسد و در آن حال مايعى از او خارج شود جنابت محقق شده و غسل بر او واجب مى‏شود و اگر شك كند كه به اين مرحله رسيده يا نه و يا شك در خروج مايع داشته باشد، غسل واجب نيست.

سوال 172: آيا خواندن كتاب و يا ديدن فيلمهائى كه موجب تحريك شهوت مى‏شود، جائز است؟
جواب: جايز نيست.

سوال 173: اگر زن بعد از نزديكى همسرش با وى، در حالى كه منى در رحم او باقى مانده است، بلافاصله غسل نمايد و بعد از غسل، منى از رحم خارج شود، آيا غسل او صحيح است؟ آيا منى خارج شده بعد از غسل، پاك است يا نجس و موجب جنابت مجدد مى‏شود يا خير؟
جواب: غسل او صحيح است و رطوبتى كه بعد از غسل از او خارج مى‏شود، اگر منى باشد نجس است، ولى اگر منى مرد باشد، باعث جنابت مجدد نمى‏شود.

سوال 174: مدتى است كه مبتلا به شك در غسل جنابت شده‏ام، به طورى كه با همسرم نزديكى نمى‏كنم. با اين حال حالتى غيرارادى به من دست مى‏دهد كه گمان مى‏كنم غسل جنابت بر من واجب شده است و حتى هر روز دو يا سه بار غسل مى‏كنم، و اين شك مرا آزار مى‏دهد، تكليف من چيست؟
جواب: با شك در جنابت حكم جنابت مترتب نمى‏شود، مگر اين كه رطوبتى از شما خارج شود كه همراه با علامت‏هاى شرعى خروج منى باشد يا يقين به خروج منى داشته باشيد.

سوال 175: آيا غسل جنابت در حال حيض صحيح است، به طورى كه مسقط تكليف زن جنب باشد؟
جواب: صحت غسل در فرض مذكور محل اشكال است.

سوال 176: اگر زن در حال حيض، جنب يا در حال جنابت حايض شود، آيا بعد از پاك شدن از حيض هر دو غسل بر او واجب است؟ يا اين كه با حدوث جنابت در حال حيض، غسل جنابت بر او واجب نيست زيرا در موقع جنابت پاك نبوده است؟
جواب: در هر دو صورت، علاوه بر غسل حيض، غسل جنابت هم واجب است، ولى جايز است كه در مقام عمل، به غسل جنابت اكتفا كند، ليكن احوط اين است كه نيت هر دو غسل را بنمايد.

سوال 177: در چه صورتى حكم مى‏شود كه رطوبت خارج شده از مرد منى است؟
جواب: اگر همراه با شهوت، جستن و سست شدن بدن باشد، حكم منى را دارد.

سوال 178: گاهى اثر گچ يا صابون بعد از غسل كردن در اطراف ناخن‏هاى دست و پا مشاهده مى‏شود كه در حمام هنگام غسل ديده نمى‏شد، ولى بعد از خروج از حمام و دقت، سفيدى صابون يا گچ آشكار مى‏شود. در اين حال تكليف چيست؟ در حالى كه بعضى از افراد هنگام غسل و وضو به اين مسأله جاهل هستند و يا توجهى به آن ندارند و با فرض وجود اثر گچ يا صابون يقين به رسيدن آب به زير آن حاصل نمى‏شود.
جواب: مجرد وجود اثر گچ يا صابون كه بعد از خشك شدن اعضاء ظاهر مى‏شود، ضررى به وضو يا غسل نمى‏رساند، مگر اين كه داراى جرمى باشد كه مانع از رسيدن آب به بشره شود.

سوال 179: يكى از برادران مى‏گويد صحت غسل مشروط به تطهير بدن از نجاست، قبل از غسل است و اگر تطهير آن از منى يا غير آن در اثناى غسل باشد موجب بطلان غسل مى‏شود. بر فرض صحت گفته او و با توجه به اين كه من جاهل به اين مسأله بوده‏ام، آيا نمازهاى گذشته من باطل بوده و قضاى آنها واجب است؟
جواب: پاك بودن تمامى بدن قبل از غسل واجب نيست، بلكه پاك بودن هر عضوى هنگام غسل آن كافى است. بنابراين اگر عضو، قبل از غسل‏آن، تطهير شده باشد، غسل و نمازى كه با آن خوانده شده، صحيح است. ولى اگر عضو نجس قبل از غسل‏آن تطهير نشود، و با يك شستن بخواهد هم آن را پاك كند و هم غسل نمايد، غسل باطل است و نمازى كه با چنين غسلى خوانده، باطل و قضاى آن واجب است.

سوال 180: آيا رطوبتى كه از انسان در حال خواب خارج مى‏شود، حكم منى را دارد؟ با آنكه مى‏دانيم هيچيك از علامتهاى سه گانه (جستن، شهوت و سستى بدن) را ندارد و شخص هم متوجه آن نمى‏شود مگر وقتى كه بعد از بيدارى لباسهاى زير خود را مرطوب ببيند.
جواب: اگر علائم سه گانه يا يكى از آنها وجود نداشته باشد و يا شك در آن باشد، حكم منى را ندارد مگر اينكه از راه ديگرى يقين كند كه منى است.

سوال 181: جوانى هستم كه در خانواده فقيرى زندگى مى‏كنم و از منى به دفعات زياد از من خارج مى‏شود و خجالت مى‏كشم از پدرم تقاضاى پول حمام بكنم، در خانه هم حمام نداريم. تقاضا مى‏كنم مرا راهنمائى فرمائيد.
جواب: در انجام تكليف شرعى، حيا معنى ندارد. حيا، عذر شرعى براى ترك واجب نيست. به هر حال اگر غسل جنابت براى شما امكان ندارد، وظيفه شما براى نماز و روزه، تيمم بدل از غسل است.

سوال 182: اينجانب با مشكلى مواجه هستم، مشكل من اين است كه شستن بدنم، هر چند با يك قطره آب، براى بدنم ضرر دارد، حتى مسح هم همين طور است. هنگام شسستن بدنم ولو به مقدار كم، علاوه بر عوارض ديگر، تپش قلبم زياد مى‏شود، آيا با اين وضعيت براى من جايز است با همسرم مقاربت نموده و براى چندين ماه تيمم بدل از غسل نمايم و با آن نماز خوانده و داخل مسجد شوم؟
جواب: ترك مقاربت بر شما واجب نيست، و در صورت جنابت و معذور بودن از انجام غسل، وظيفه شرعى شما براى اعمال مشروط به طهارت، تيمم بدل از غسل جنابت است، و با آن تيمم داخل مسجد شدن و خواندن نماز و مسّ نوشته قرآن كريم و بقيه اعمالى كه انجام آنها مشروط به طهارت از جنابت است، اشكال ندارد.

سوال 183: استقبال قبله هنگام غسلِ واجب يا مستحب، واجب است يا خير؟
جواب: استقبال قبله در وقت غسل واجب نيست.

سوال 184: آيا غسل كردن با غُساله حدث اكبر با توجه به قليل بودن آب و طهارت بدن قبل از غسل، صحيح است؟
جواب: در فرض مرقوم، غسل كردن با آن مانعى ندارد.

سوال 185: اگر از كسى كه مشغول غسل جنابت است، حدث اصغر سر بزند، آيا بايد دوباره غسل نمايد يا آنكه غسل را تمام كند و وضو بگيرد؟
جواب: حدث اصغر در اثناى غسل به صحت غسل ضرر نمى‏رساند و لازم نيست كه غسل را از نو شروع كند، ولى چنين غسلى كفايت از وضو براى نماز و ساير اعمال مشروط به طهارت از حدث اصغر نمى‏كند.

سوال 186: اگر رطوبت غليظى كه شبيه منى است و انسان آن را بعد از بول مشاهده مى‏كند، بدون شهوت و اراده از انسان خارج شود، آيا حكم منى را دارد؟
جواب: حكم منى بر آن مترتب نيست، مگر اين كه يقين به منى بودن آن حاصل شود يا اين كه هنگام خروج، علامت‏هاى شرعى منى را داشته باشد.

سوال 187: كسى كه غسلهاى متعددى اعم از واجب يا مستحب بر ذمّه او باشد، آيا يك غسل، كفايت از غسل‏هاى ديگر مى‏كند؟
جواب: اگر به نيت همه آنها يك غسل بجا آورد، كفايت مى‏كند و اگر در بين آنها غسل جنابت باشد و به نيت آن غسل كند، از بقيه غسلها هم كفايت مى‏كند. اگر چه احتياط اين است كه همه آنها را نيّت نمايد.

سوال 188: غير از غسل جنابت، آيا بقيه غسلها هم كفايت از وضو مى‏كنند؟
جواب: كفايت نمى‏كنند.

سوال 189: به نظر شريف جنابعالى آيا در غسل جنابت جريان آب بر بدن شرط است؟
جواب: ملاك، صدق شستن بدن به قصد غسل است و جريان آب بر بدن شرط نيست.

سوال 190: كسى كه مى‏داند اگر با نزديكى با همسرش خود را جنب كند، آبى براى غسل كردن نمى‏يابد و يا وقت براى غسل و نماز ندارد، آيا مى‏تواند با همسرش نزديكى نمايد؟
جواب: در صورت عجز از غسل، اگر قدرت بر تيمم داشته باشد، مى‏تواند با همسرش نزديكى كند.

سوال 191: آيا در غسل جنابت مراعات ترتيب بين سر و ساير اعضاى بدن كافى است يا اين كه بايد بين طرف راست و چپ بدن هم ترتيب رعايت شود؟
جواب: احتياط واجب آن است كه ترتيب بين دو طرف بدن نيز با مقدم داشتن طرف راست بر چپ مراعات شود.

سوال 192: آيا هنگام غسل ترتيبى مانعى دارد ابتدا پشت خود را شسته و بعد نيت غسل ترتيبى نموده و آن را جا آورم؟
جواب: شستن پشت و يا هر عضوى از اعضاى بدن قبل از نيت غسل و شروع آن، اشكال ندارد. كيفيت غسل ترتيبى به اين صورت است كه بعد از تطهير تمام بدن بايد نيت غسل نمود و اول سر و گردن را شست، و سپس بنا بر احتياط واجب طرف راست بدن از شانه تا پائين پا، و در مرحله سوم طرف چپ بدن به همان ترتيب بايد شسته شود. با رعايت اين ترتيب، غسل به طور صحيح انجام مى‏شود.

سوال 193: آيا بر زن واجب است هنگام غسل، اطراف موهايش را هم بشويد؟ و آيا با توجه به اين كه آب به تمام پوست سر رسيده است، نرسيدن آب هنگام غسل به تمام مو، باعث بطلان غسل مى‏شود؟
جواب: بنا بر احتياط واجب، بايد تمام مو شسته شود.

 
احكام غسل باطل‏

سوال 194: كسى كه به سن تكليف رسيده ولى جاهل به وجوب غسل و كيفيت آن بوده و بعد از گذشت مدتى در حدود ده سال متوجه مسأله تقليد و وجوب غسل بر او شده است، چه حكمى دارد؟ وظيفه او نسبت به قضاى نمازها و روزه‏هاى گذشته‏اش چيست؟
جواب: قضاى نمازهائى كه در حال جنابت خوانده، بر او واجب است، و همچنين قضاى روزه هم در صورتى كه مى‏دانسته جنب است، ولى جاهل به وجوب غسل بر جنب براى روزه گرفتن بوده، بر او واجب است.

سوال 195: جوانى بر اثر نادانى قبل از چهارده سالگى و بعد از آن، اقدام به استمناء مى‏كرده كه بر اثر آن از او منى خارج مى‏شده، ولى نمى‏دانسته كه خروج منى باعث جنابت مى‏شود و بايد براى نماز و روزه غسل كند، تكليف او چيست؟ آيا براى مدتى كه استمناء مى‏كرده و منى از او خارج مى‏شده، غسل بر او واجب است؟ آيا نماز و روزه‏هاى او از گذشته تا حال كه در حال جنابت انجام گرفته باطل بوده و قضاى آنها واجب است؟
جواب: براى هر چند بار خروج منى اگر تا به حال غسل نكرده است يك غسل جنابت كافى است، و بايد همه نمازهائى را كه يقين دارد در حال جنابت خوانده است، قضا نمايد. و اگر در شبهاى ماه رمضان جاهل به اصل جنابت بوده، روزه‏هاى او قضا ندارد و محكوم به صحت است. ولى اگر عالم به خروج منى و جنابت بوده و نمى‏دانسته كه براى صحت روزه، غسل بر او واجب است، بايد روزه همه روزهائى را كه در حال جنابت گرفته است قضا نمايد.

سوال 196: شخصى كه بعد از جنابت، غسل خود را به طور باطل و اشتباه انجام مى‏دهد، با توجه به جهل او به اين مسأله، نمازهائى را كه با اين غسل مى‏خواند، چه حكمى دارند؟
جواب: نماز با غسل باطل، باطل است و بايد اعاده يا قضا شود.

سوال 197: به قصد انجام يكى از غسل‏هاى واجب غسل كردم. پس از خروج از حمام متوجه شدم ترتيب را رعايت نكرده‏ام، و چون احتمال مى‏دادم كه نيّت ترتيب كافى است، دوباره غسل نكردم. اكنون در كارم متحيّر هستم، آيا قضاى همه نمازهائى كه خوانده‏ام، واجب است؟
جواب: اگر احتمال صحت غسل را مى‏دهيد و در وقت غسل متوجه انجام آنچه در صحت غسل معتبر است بوده‏ايد، چيزى بر عهده شما نيست. بله، اگر يقين به بطلان غسل پيدا كنيد، قضاى همه نمازها بر شما واجب است.

سوال 198: من غسل جنابت را به اين ترتيب انجام مى‏داده‏ام كه ابتدا سمت راست بدن بعد سر و سپس قسمت چپ بدن را مى‏شستم. در سؤال و تحقيق در اين زمينه هم كوتاهى كرده‏ام، نماز و روزه‏ام چه حكمى دارند؟
جواب: غسل به كيفيت مذكور باطل است و موجب رفع حدث نمى‏شود. لذا نمازهائى كه با چنين غسلى خوانده شده، باطل و قضاى آنها واجب است. ولى روزه‏ها با فرض اينكه معتقد به صحت غسل به صورت مذكور بوده‏ايد و بقاى شما بر جنابت، عمدى نبوده است، محكوم به صحت است.

سوال 199: آيا خواندن سوره‏هايى كه سجده واجب دارند، بر جنب حرام است؟
جواب: از جمله كارهائى كه بر جنب حرام است، خواندن خصوص آيات سجده اين سوره‏ها است، ولى خواندن ساير آيات از اين سوره‏ها اشكال ندارد.

 
احكام تيمم‏

سوال 200: اگر چيزهائى مثل خاك، گچ، سنگ كه تيمم بر آنها صحيح است، به ديوار چسبيده باشند، آيا تيمم بر آنها صحيح است يا آنكه حتما بايد بر روى زمين باشند؟
جواب: در صحت تيمم، بودن آنها بر روى زمين شرط نيست.

سوال 201: در صورتى كه جنب بر اثر عدم امكان رسيدن به حمام، چند روزى جنابتش استمرار داشته باشد، اگر بعد از نمازى كه با تيمم بدل از غسل خوانده است، حدث اصغرى از او سر بزند، آيا براى نماز بعدى بايد دوباره تيمم بدل از غسل نمايد؟ يا آنكه همان تيمم اول از جهت جنابت كفايت مى‏كند، و براى نمازهاى بعدى از جهت حدث اصغر وضو يا تيمم واجب است؟
جواب: شخص جنب پس از آن كه به طور صحيح تيمم بدل از غسل جنابت كرد، اگر حدث اصغر از او سر بزند، تا زمانى كه عذرِ شرعىِ مجوز تيمم بر طرف نشده است، بنابر احتياط واجب بايد براى اعمال مشروط به طهارت، تيمم بدل از غسل نمايد و وضو هم بگيرد و اگر معذور از وضو باشد بايد تيمم ديگرى بدل از آن نمايد.

سوال 202: آيا تيمم بدل از غسل همان احكام قطعى و ثابت غسل را دارد؟ به اين معنى كه آيا با آن داخل مسجد شدن جايز است؟
جواب: ترتيب همه آثار شرعى غسل بر تيمم بدل از غسل جايز است، مگر اين كه تيمم بدل از غسل به علت تنگى وقت باشد.

سوال 203: شخصى كه از مجروحين جنگى است و بر اثر قطع نخاع قادر به كنترل ادرار خود نيست، آيا مى‏تواند به اين دليل كه حمام رفتن براى او كمى مشقت دارد، براى انجام اعمال مستحبى مانند غسل جمعه و زيارت و غير آنها تيمم بدل از غسل نمايد؟
جواب: صحت تيمم بدل از غسل براى اعمالى كه مشروط به طهارت نيست، مانند زيارت محل اشكال است، ولى انجام آن بجاى غسل‏هاى مستحبى در موارد عسر و حرج به قصد رجاء و مطلوبيت اشكال ندارد.

سوال 204: كسى كه فاقد آب است و يا استعمال آب برايش ضرر دارد، آيا در صورت تيمم بدل از غسل جنابت، داخل مسجد شدن و خواندن نماز جماعت براى او جايز است؟ قرائت قرآن كريم چه حكمى دارد؟
جواب: تا زمانى كه عذر مجوز تيمم باقى است و تيمم او باطل نشده، انجام همه اعمال مشروط به طهارت براى او جايز است.

سوال 205: رطوبتى از انسان در حال خواب خارج مى‏شود و بعد از بيدارى چيزى به ياد نمى‏آورد ولى لباس خود را مرطوب مى‏بيند و وقت هم براى به ياد آوردن ندارد زيرا نماز صبح او قضا مى‏شود. وظيفه انسان در اين حالت چيست؟ چگونه نيت تيمم بدل از غسل نمايد؟ حكم اصلى در اين باره چيست؟
جواب: اگر مى‏داند كه محتلم شده، جنب است و بايد غسل كند و در صورت تنگى وقت بايد بعد از تطهير بدنش تيمم نموده و نماز بخواند و سپس در وسعت وقت غسل نمايد، ولى در صورت شك در احتلام و جنابت، حكم جنابت بر آن جارى نمى‏شود.

سوال 206: شخصى كه چندين شب متوالى جنب شده، با توجه به اين كه در حديث شريف آمده است كه چند روز متوالى حمام رفتن انسان را ضعيف مى‏كند، چه تكليفى دارد؟
جواب: غسل بر او واجب است، مگر اين كه استعمال آب براى او ضرر داشته باشد كه در اين صورت بايد تيمم كند.

سوال 207: من در يك وضعيت غيرطبيعى به سر مى‏برم، بطورى كه از من چند دفعه بدون اختيار در نوبت‏هاى متعدد منى خارج مى‏شود كه خروج آن همراه با لذت نيست. وظيفه من درباره هر نماز چيست؟
جواب: اگر غسل كردن براى هر نماز ضرر دارد و يا تكليفِ خيلى دشوارى بر شماست، بعد از تطهير بدن با تيمم نماز بخوانيد.

سوال 208: كسى كه غسل جنابت را براى نماز صبح انجام نداده است و به اعتقاد اين كه اگر غسل كند، مريض مى‏شود، تيمم كرده است، چه حكمى دارد؟
جواب: اگر به اعتقاد او غسل برايش ضرر دارد، تيمم اشكال ندارد و نماز با آن صحيح است.

سوال 209: كيفيت تيمم چگونه است؟ آيا فرقى بين تيمم بدل از وضو و غسل هست؟
جواب: تيمم بدين ترتيب است: ابتدا بايد نيت نمايد و سپس كف هر دو دست را بر چيزى كه تيمم بر آن صحيح است بزند و آن را به تمام پيشانى و دو طرف آن از جائى كه موى سر مى‏رويد تا ابروها و بالاى بينى بكشد، و سپس كف دست چپ را بر تمام پشت دست راست و كف دست راست را بر تمام دست چپ، بكشد و احتياط واجب اين است كه بار ديگر دستها را به زمين بزند و سپس كف دست چپ را بر پشت دست راست وكف‏دست‏راست‏رابر پشت دست چپ بكشد. اين ترتيب در تيمم بدل از وضو و بدل از غسل يكسان است.

سوال 210: تيمم بر سنگ گچ و آهك و پخته شده آنها و آجر چه حكمى دارد؟
جواب: تيمم بر هر آنچه از زمين محسوب شود مانند سنگ گچ و سنگ آهك، صحيح است. و بعيد نيست، تيمم بر گچ و آهك پخته و آجر و امثال آنها هم صحيح باشد.

سوال 211: فرموده‏ايد چيزى كه بر آن تيمم مى‏شود بايد پاك باشد، آيا اعضاء تيمم (پيشانى و پشت دستها) هم بايد پاك باشند؟
جواب: احتياط آن است كه در صورت امكان، پيشانى و پشت دستها پاك باشند و اگر فردى نتواند محل تيمم را تطهير كند، بدون آن تيمم نمايد؛ هر چند بعيد نيست كه طهارت در هر صورت شرط نباشد.

سوال 212: اگر انسان نتواند وضو بگيرد و تيمم هم براى او امكان نداشته باشد، چه وظيفه‏اى دارد؟
جواب: اگر انسان نتواند براى نماز وضو بگيرد و تيمم هم ممكن نباشد، بنا بر احتياط بايد نماز را در وقت بدون وضو و تيمم بخواند و سپس با وضو يا تيمم قضا كند.

سوال 213: من به بيمارى پوستى مبتلا شده‏ام، بطورى كه هر گاه غسل مى‏كنم پوست بدنم خشك مى‏شود. حتى در صورت شستن دست و صورتم هم اين خشكى به وجود مى‏آيد. بنابراين مجبورم روغن به پوستم بمالم، در نتيجه هنگام وضو بخصوص براى نماز صبح با مشكلاتى مواجه مى‏شوم. آيا جايز است در نمازهاى صبح به جاى وضو تيمم كنم؟
جواب: اگر استعمال آب براى شما ضرر داشته باشد، وضو گرفتن صحيح نيست، و بايد به جاى آن تيمم كنيد.و اگرضرر ندارد و روغن مذكور مانع از رسيدن آب به اعضاى وضو نباشد، بايد وضو بگيريد و اگر مانع است و مى‏توانيد روغن را پاك نموده و وضو بگيريد و سپس روغن بزنيد، نوبت به تيمم نمى‏رسد.

سوال 214: شخصى به خاطر تنگى وقت، نمازش را با تيمم خوانده است. بعد از فراغت از نماز براى او آشكار مى‏شود كه وقت براى وضو داشته است. نماز او چه حكمى دارد؟
جواب: اعاده آن نماز بر او واجب است.

سوال 215: ما در منطقه سردسيرى زندگى مى‏كنيم كه نه حمام دارد و نه مكانى براى استحمام، وقتى در ماه مبارك رمضان به حالت جنابت از خواب بيدار مى‏شويم، با توجه به اين كه غسل كردن جوانان در نيمه شب در برابر مردم با آب مشك يا حوض عيب شمرده مى‏شود و آب هم در آن وقت سرد است، تكليف ما براى روزه فردا چيست؟ آيا تيمم جايز است؟ در صورتى كه غسل نكند، افطار كردن روزه آن روز چه حكمى دارد؟
جواب: مجرد مشقّت يا عيب شمرده شدن اغتسال جوانان در نيمه شب، عذر شرعى محسوب نمى‏شود، بلكه مادامى كه غسل، حرجى و موجب ضرر براى مكلّف نشود، غسل كردن به هرصورتى كه امكان دارد واجب است، و در صورت حرج يا ضرر بايد قبل از طلوع فجر تيمم كند و با تيمم بدل از غسل جنابت پيش از طلوع فجر روزه‏اش صحيح است، و اگر تيمم نكند روزه‏اش باطل است، ولى امساك در طول روز بر او واجب مى‏باشد.

 
احكام بانوان‏

سوال 216: مادرم از ذريّه پيامبر اكرم «صلى الله عليه و آله» است. آيا من نيز از سادات محسوب مى‏شوم؟ آيا مى‏توانم عادت ماهيانه‏ام را تا شصت سالگى، حيض قرار دهم و در آن ايام نماز و روزه خود را انجام ندهم؟
جواب: زنى كه پدرش هاشمى نيست هر چند مادرش از سادات باشد اگر بعد از پنجاه سالگى خونى را مشاهده كند، محكوم به استحاضه است.

سوال 217: اگر زنى كه به خاطر نذر روزه روز معينى روزه‏دار است، در حال روزه حيض شود، چه تكليفى دارد؟
جواب: روزه‏اش با عادت شدن، ولو در يك جزء از روز باشد، باطل مى‏شود و قضاى آن روز بعد از پاك شدن بر او واجب است.

سوال 218: لكه‏هائى كه زن بعد از يقين به پاك شدن مى‏بيند، با توجه به اين كه آن لكه‏ها نه اوصاف خون را دارند و نه خون مخلوط با آب را، چه حكمى دارد؟
جواب: اگر خون نباشد حكم حيض را ندارد، و اگر خون باشد اگر چه به صورت لكّه‏هاى زرد رنگ و از ده روز تجاوز نكند همه آن لكّه‏ها محكوم به حيض است، و تشخيص اين موضوع به عهده زن‏است.

سوال 219: جلوگيرى از عادت ماهيانه بوسيله دارو به خاطر روزه ماه رمضان چه حكمى دارد؟
جواب: اشكال ندارد.

سوال 220: اگر زنى در ايام باردارى به خون ريزى كمى مبتلا شود ولى باعث سقط حمل او نگردد، آيا غسل بر او واجب مى‏شود يا خير؟ وظيفه او چيست؟
جواب: خونى كه زن در ايام باردارى مى‏بيند اگر صفات و شرائط حيض را داشته باشد، و يا در زمان عادت بوده و سه روز اگر چه در باطن استمرار داشته باشد خون حيض است والا استحاضه خواهد بود.

سوال 221: زنى داراى عادت ماهيانه معينى مثلا هفت روز است، به علت گذاشتن دستگاه جلوگيرى از حاملگى، هر بار دوازده روز خون مى‏بيند. آيا خونى كه از روز هفتم به بعد مى‏بيند خون حيض است يا استحاضه؟
جواب: اگر خون تا روز دهم قطع نشود، خونى كه در ايام عادت مى‏بيند خون حيض است و باقى استحاضه خواهد بود.

سوال 222: آيا جايز است زنى كه در حال حيض و يا نفاس است داخل حرم امامزادگان «عليهم السلام» شود؟
جواب: جايز است.

سوال 223: زنى كه عمل كورتاژ (سقط جنين) را انجام داده، در حال نفاس است يا خير؟
جواب: بعد از سقط جنين ولو به صورت علقه باشد اگر خونى را مشاهده كرد، محكوم به نفاس است.

سوال 224: خونى كه زن در سن يائسگى مى‏بيند، چه حكمى دارد؟ و وظيفه شرعى او چيست؟
جواب: محكوم به استحاضه است.

سوال 225: يكى از راههاى جلوگيرى از حاملگى‏هاى ناخواسته، استفاده از داروهاى ضد حاملگى‏است. زنهائى كه از اين داروها استفاده مى‏كنند لكه‏هاى خونى را در ايام عادت و غير آن مشاهده مى‏كنند. اين لكه‏ها چه حكمى دارد؟
جواب: اگر اين لكه‏ها واجد شرايط شرعى حيض نباشد، حكم حيض را ندارد، بلكه محكوم به استحاضه‏است.

 
احكام اموات‏

سوال 226: آيا در غسل و كفن و دفن اموات، مماثلت و همجنس بودن شرط است يا هر يك از زن و مرد مى‏تواند امور ميت ديگر را انجام دهد؟
جواب: همجنس بودن با ميّت فقط در غسل دادن او شرط است و در صورتى كه غسل دادن ميّت به وسيله همجنس او امكان دارد، غسل دادن به وسيله غير همجنس صحيح نيست و غسل ميّت باطل است. ولى در تكفين و تدفين همجنس بودن شرط نيست.

سوال 227: امروزه در روستاها متعارف است كه اموات را در منزل مسكونى غسل مى‏دهند. گاهى ميّت وصى نداشته و چند فرزند صغير دارد. نظر مبارك راجع به اين موارد چيست؟
جواب: تصرفات مورد نياز براى تجهيز ميّت از قبيل غسل و كفن و دفن، به مقدار متعارف، متوقف بر اذن ولى صغير نيست و اشكال از جهت وجود فرزندان صغير ايجاد نمى‏شود.

سوال 228: شخصى بر اثر تصادف يا سقوط از ارتفاع فوت كرده است و جسد او خونريزى دارد، آيا بايد منتظر ماند تا خون، خود به خود يا با وسائل پزشكى بند بيايد يا اين كه با وجود خونريزى جايز است اقدام به دفن او نمايند؟
جواب: تطهير بدن ميّت قبل از غسل در صورت امكان واجب است، و اگر انتظار براى توقف خونريزى يا منع آن ممكن باشد، واجب است.

سوال 229: استخوان مرده‏اى كه حدود چهل يا پنجاه سال از دفن آن مى‏گذرد و مقبره او از بين رفته و تبديل به ميدان عمومى گرديده است، در اثر كندن نهرى در آن ميدان ظاهر شده است. آيا لمس كردن استخوان‏ها براى ديدن آنها اشكال دارد؟ آيا استخوان‏ها نجس هستند؟
جواب: استخوان ميّت مسلمانى كه غسل داده شده است، نجس نيست؛ ولى دفن مجدّد آن زير خاك واجب است.

سوال 230: آيا براى انسان جايز است كه پدر يا مادر و يا يكى از بستگان خود را در كفنى كه براى خودش خريده است، كفن كند؟
جواب: اشكال ندارد.

سوال 231: يك تيم پزشكى براى انجام آزمايشها و تحقيقات پزشكى احتياج دارند كه قلب و بعضى از اعضاى مرده را از جسد او جدا سازند و بعد از گذشت يك روز از انجام آزمايشها و مطالعات، اقدام به دفن آن كنند. اميدواريم لطف نموده به سؤالات زير پاسخ فرمائيد:
1 - آيا با توجه به اين كه امواتى كه اين آزمايشها بر روى آنها اعمال مى‏شود از مسلمانان هستند، اقدام به اين كار براى ما جايز است؟
2 - آيا دفن قلب و بعضى از اعضاى جسد جداى از بدن ميّت جايز است؟
3 - آيا با توجه به اين كه دفن جداگانه قلب و بعضى از اعضا مشكلات فراوانى براى ما ايجاد مى‏كند، دفن آن اعضاء با بدن ميّت ديگر جايز است يا خير؟
جواب: در صورتى كه نجات نفس محترمه يا دستيابى به تجارب علوم پزشكى كه جامعه به آن محتاج است، و يا شناسائىِ نوعى بيمارى كه حيات مردم را تهديد مى‏كند، متوقف بر تشريح باشد، تشريح جسد ميّت جايز است، لكن لازم است تا آنجا كه استفاده از جسد غير مسلمان امكان دارد، از جسد مسلم استفاده نشود. حكم شرعى اعضايى كه از جسد مسلمان جدا شده‏اند، اين است كه با بدن دفن شوند، و اگرامكان نداشت، دفن جداگانه آنها اشكال ندارد.

سوال 232: اگر شخصى براى خودش كفنى بخرد و هميشه در وقت نمازهاى واجب يا مستحب يا هنگام قرائت قرآن كريم، آن را پهن نموده و روى آن نماز و قرآن بخواند و هنگام مرگ از آن به عنوان كفن استفاده كند. آيا اين عمل جايز است؟ آيا از نظر اسلام صحيح است كه انسان كفنى را براى خود بخرد و بر آن آيات قرآنى بنويسد و از آن فقط هنگام تكفين استفاده نمايد؟
جواب: موارد مذكور اشكال ندارد.

سوال 233: اخيرا جنازه زنى در يك قبر قديمى كه تاريخ آن به حدود هفتصد سال پيش بر مى‏گردد، كشف شده است. اين جنازه مشتمل بر اسكلت استخوانى عظيم كامل و سالمى است كه بر جمجمه آن مقدارى مو وجود دارد. به استناد گفته‏هاى باستان شناسانى كه آن را كشف كرده‏اند، جنازه متعلق به يك زن مسلمان است. آيا جايز است -، اين اسكلت استخوانى بزرگ و مشخص را از طرف موزه علوم طبيعى (بعد از بازسازى شكل قبر و قراردادن جنازه در آن) در معرض بازديد قرار داد تا موجب عبرت بازديد كنندگان از موزه علوم طبيعى گردد و يا با نوشتن آيات و احاديث مناسب باعث تذكر و موعظه ديدار كنندگان شود؟
جواب: اگر ثابت شود كه اسكلتِ استخوانى، متعلق به بدن ميّت مسلمان است، دفن فورى آن واجب است.

سوال 234: گورستانى در روستائى وجود دارد كه ملك خاص كسى نيست و وقف هم نشده است، آيا جايز است اهالى اين روستا از دفن اموات شهر يا روستاهاى ديگر يا ميتى كه وصيت كرده در آن قبرستان دفن شود، جلوگيرى كنند؟
جواب: اگر قبرستان عمومى مزبور ملك خاص كسى يا وقف خاص اهالى آن روستا نباشد، نمى‏توانند از دفن اموات ديگران در آن قبرستان جلوگيرى كنند و اگر شخصى وصيت كرده است در آن دفن شود، واجب است طبق وصيت عمل شود.

سوال 235: رواياتى وجود دارد دال بر اين كه پاشيدن آب بر قبور مستحب است، مانند رواياتى كه در كتاب «لآلى الاخبار» ذكر شده است، آيا اين استحباب مخصوص روز دفن ميّت است يا اطلاق دارد، چنانچه نظر مؤلف «لآلى الاخبار» چنين است؟ نظر جنابعالى در اين باره چيست؟
جواب: پاشيدن آب بر قبر در روز دفن مستحب است و بعد از آن نيز به قصد رجاء اشكال ندارد.

سوال 236: چرا ميّت را شب دفن نمى‏كنند؟ آيا دفن ميّت در شب حرام است؟
جواب: دفن ميّت در شب اشكال ندارد.

سوال 237: شخصى بر اثر تصادف ماشين فوت كرده است، پس از غسل و كفن او را به قبرستان آوردند، ولى هنگام دفن متوجه شدند كه تابوت و كفن آغشته به خونى است كه از او جريان دارد، آيا عوض كردن كفن او در اين حالت واجب است؟
جواب: اگر شستن آن قسمت از كفن كه به خون آغشته شده است يا بريدن و يا عوض كردن آن امكان داشته باشد، آن كار واجب است، ولى اگر امكان ندارد، دفن ميّت به همان صورت جايز است.

سوال 238: اگر سه ماه از دفن آن ميّت با كفن آغشته به خون بگذرد، آيا نبش قبر در اين حالت جايز است؟
جواب: نبش قبر در فرض سؤال جايز نيست.

سوال 239: از حضرتعالى تقاضا مى‏كنيم به سه سؤال زير پاسخ فرمائيد.
1 - اگر زن حامله‏اى هنگام وضع حمل از دنيا برود، جنين موجود در رحم زن در موارد زير چه حكمى دارد؟
الف: اگر روح به تازگى در او دميده شده باشد (سه ماه يا بيشتر)، با توجه به اين كه احتمال مرگ جنين در صورت خارج كردن آن از رحم مادر بسيار زياد است؟
ب: اگر عمر جنين هفت ماه يا بيشتر باشد؟
اگر جنين در رحم مادر مرده باشد؟
2 - اگر زن حامله هنگام وضع حمل بميرد، آيا بررسى كامل مرگ و زندگى جنين بر ديگران واجب است؟
3 - اگر زن حامله هنگام وضع حمل فوت كند و بچه در شكم او زنده بماند و شخصى بر خلاف متعارف با وجود زنده بودن جنين دستور دفن مادر با جنين را بدهد، نظر شما در اين باره چيست؟
جواب:اگر جنين با مرگ مادرش فوت كند، و يا فوت مادر پيش از دميده شدن روح در جنين باشد، خارج كردن آن از شكم مادر واجب نيست، بلكه جايز هم نيست. ولى اگر روح در او دميده شده و در شكم مادرش كه از دنيا رفته است، زنده باشد و احتمال زنده ماندنش تا زمان خارج كردن او از رحم مادر وجود داشته باشد، واجب است كه سريعا او را از شكم مادر خارج كنند، و تا وقتى كه موت جنين در رحم احراز نشده است، دفن مادر همراه با جنين جايز نيست و اگر جنين زنده همراه مادرش دفن شد و حتى بعد از دفن هم احتمال زنده بودنش وجود داشته باشد، واجب است اقدام به نبش قبر و خارج كردن جنين زنده از شكم مادر نمايند. همچنين اگر حفظ حيات جنين در شكم مادرش متوقف بر دفن نكردن مادر باشد، ظاهر اين است كه تأخير دفن مادر واجب است تا جان جنين حفظ شود، و اگر كسى بگويد دفن زن حامله با جنين زنده‏اى كه در رحم او وجود دارد جايز است و ديگران به گمان صحت نظر او اقدام به دفن نمايند و اين كار منجر به مرگ بچه در داخل قبر شود، پرداختن ديه بر كسى كه مباشر دفن بوده، واجب است، مگر اين كه مرگ جنين مستند به گفته آن شخص باشد كه در اين صورت ديه بر او واجب است.

سوال 240: شهردارى براى استفاده بهينه از زمين، دستور داده است قبرها به صورت دو طبقه ساخته شود. تمنّا مى‏كنيم حكم شرعى آن را بيان فرمائيد.
جواب: جايز است كه قبور مسلمانان در چندين طبقه ساخته شود، به شرطى كه اين كار سبب نبش قبر و هتك حرمت مسلمان نشود.

سوال 241: كودكى در چاه سقوط كرده و مرده است. آب موجود در چاه مانع خارج كردن بدن او است، حكم آن چيست؟
جواب: جسد كودك در همان چاه به حال خود رها مى‏شود و چاه قبر او خواهد بود و اگر چاه ملك شخصى كسى نباشد و يا مالك آن به مسدود كردن آن راضى باشد، تعطيل كردن چاه و بستن آن واجب است.

سوال 242: در منطقه ما مرسوم است كه مراسم سينه‏زنى و زنجيرزنى به صورت سنتى آن فقط در عزادارى ائمه اطهار «عليهم السلام» و شهدا و بزرگان دينى برگزار مى‏شود. آيا برپائى اين مراسم به خاطر در گذشت افرادى از نيروهاى بسيج و يا از كسانى كه به نحوى به حكومت اسلامى و اين ملت مسلمان خدمات كرده‏اند، جايز است؟
جواب: اين عمل اشكال ندارد.

سوال 243: با توجه به اينكه رفتن به قبرستان در شب مكروه است، اگر كسى با اين اعتقاد كه شبانه به قبرستان رفتن عامل مؤثرى در تربيت اسلامى است، شبانه به قبرستان برود، چه حكمى دارد؟
جواب: اشكال ندارد.

سوال 244: آيا شركت در تشيع جنازه و حمل آن براى زنان جايز است؟
جواب: اشكال ندارد.

سوال 245: در ميان بعضى از عشاير معمول است كه هنگام مرگ بعضى از اشخاص، با قرض، اقدام به خريد تعداد زيادى گوسفند مى‏كنند تا همه كسانى را كه در مراسم عزادارى شركت مى‏نمايند، اطعام كنند. اين كار باعث ضرر فراوانى به آنها مى‏شود، آيا تحمل اين ضررها براى حفظ عادات و رسوم جايز است؟
جواب: اگر اطعام از اموال ورثه بزرگسال و با رضايت آنها باشد، جايز است. ولى اگر اين كار موجب بروز مشكلات و ضررهاى مالى مى‏شود از آن اجتناب شود و اگر انفاق از اموال ميّت صورت بگيرد، بستگى به نحوه وصيت او دارد و به طور كلّى در اين گونه امور بايد از اسراف و زياده روى كه موجب تضييع نعم الهى مى‏شود پرهيز گردد.

سوال 246: اگر در زمان حاضر، شخصى در منطقه‏اى بر اثر انفجار مين كشته شود، آيا احكام شهيد را دارد؟
جواب: سقوطِ تكليف غسل و كفن شهيد از احكام اختصاصى شهيدى است كه در ميدان جنگ كشته شود.

سوال 247: برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى كه در محورهاى شهرهاى مرزى رفت و آمد مى‏كنند، گاهى با كمين‏هائى كه از طرف بعضى از عناصر ضد انقلاب اسلامى گذاشته مى‏شود، مواجه مى‏شوند كه گاهى منجر به شهادت آنان مى‏گردد. آيا غسل يا تيمم اين شهداى عزيز واجب است يا اين كه آنجا ميدان جنگ محسوب مى‏شود؟
جواب: اگر آن محورها و منطقه مزبور ميدان جنگ بين گروه حق و گروه باطل و ياغى باشد، افرادى كه از گروه حق در آنجا به شهادت مى‏رسند، حكم شهيد را دارند.

سوال 248: آيا كسى كه واجد شرايط امامت در نماز جماعت نيست، جايز است امامت نماز ميّت بر جنازه يكى از مؤمنين را عهده‏دار شود؟
جواب: بعيد نيست كه شرائط معتبر در جماعت و امامت جماعت در ساير نمازها در نماز ميّت شرط نباشد، هر چند احوط اين است كه آن شرائط در نماز ميّت هم رعايت شود.

سوال 249: اگر مؤمنى در جائى از جهان در راه اجراى احكام اسلامى يا در تظاهرات و يا در راه اجراى فقه جعفرى كشته شود، آيا شهيد محسوب مى‏شود؟
جواب: چنين شهيدى اجر و ثواب شهيد را دارد، ولى احكام تجهيز شهيد اختصاص به كسى دارد كه در ميدان جنگ، هنگام درگيرى و در معركه نبرد به شهادت رسيده باشد.

سوال 250: اگر مسلمانى بر اساس قانون و تأييد قوه قضائيه به جرم حمل مواد مخدر به اعدام محكوم شود و حكم اعدام درباره او اجرا گردد:
1 - آيا نماز ميّت بر او خوانده مى‏شود؟
2 - شركت در مجلس عزا و قرائت قرآن كريم و مصيبت خوانى براى اهل بيت «عليهم‏السلام» كه براى او برگزار مى‏شود، چه حكمى دارد؟
جواب: مسلمانى كه حكم اعدام درباره او اجرا گرديده است، حكم ساير مسلمانان را دارد و همه احكام و آداب اسلامى ميّت در مورد او هم جارى است.

سوال 251: آيا مسّ كردن استخوانى كه همراه با گوشت است و از بدن انسان زنده جدا شده، موجب غسل مسّ ميّت مى‏شود؟
جواب: دست زدن به عضوى كه از بدن شخص زنده جدا شده است، غسل ندارد.

سوال 252: آيا دست زدن به عضوى كه از بدن انسان، مرده، جدا شده، غسل مسّ ميت واجب مى‏شود؟
جواب: دست زدن به عضوى كه از بدن مرده جدا شده، پس از سرد شدن و پيش از غسل دادن، در حكم دست زدن به بدن مرده است.

سوال 253: آيا شخص مسلمان را بايد هنگام احتضار رو به قبله خواباند؟
جواب: شايسته است كه شخص مسلمان را در حال احتضار به پشت و به سمت قبله بخوابانند، به طورى كه كف پاى او به جانب قبله باشد. بسيارى از فقهاء اين عمل را برخود محتضر در صورتى كه قادر باشد و بر ديگران، واجب دانسته‏اند و احتياط در انجام آن ترك نشود.

سوال 254: اگر هنگام كشيدن دندان مقدارى از بافت‏هاى لثه هم همراه آن كنده شود، آيا دست زدن به آنها موجب غسل مسّ ميّت مى‏شود؟
جواب: مس آن موجب غسل مس ميت نمى‏شود.

سوال 255: آيا بر شهيد مسلمانى كه با لباسش دفن شده است، احكام مسّ ميّت مترتب‏است؟
جواب: با مسّ شهيدى كه تغسيل و تكفين در حق او ساقط است، غسل مسّ ميّت واجب نمى‏شود.

سوال 256: اينجانب دانشجوى رشته پزشكى هستم. گاهى هنگام تشريح مجبور به مسّ جسد كسانيكه از دنيا رفته‏اند مى‏شويم و نمى‏دانيم كه آن اموات مسلمان هستند يا خير، و غسل داده شده‏اند، يا خير؟ ولى مسئولين مى‏گويند كه اين اجساد غسل داده شده‏اند. با توجه به اين مطالب اميدواريم وظيفه ما نسبت به نماز و غير آن را بعد از مسّ آن اجساد بيان فرمائيد، و اينكه آيا بر اساس آنچه ذكر شد، غسل بر ما واجب مى‏شود يا خير؟
جواب: اگر غسل دادن ميّت، احراز نشود و شما در آن شك داشته باشيد، با مسّ جسد يا اجزاء آن، غسل مسّ ميّت بر شما واجب مى‏شود، و نماز بدون غسل مسّ ميّت صحيح نيست. ولى اگر اصل غسل ميّت احراز شود با مسّ جسد يا بعضى از اجزاى آن، غسل مسّ ميّت واجب نمى‏شود، حتى اگر در صحت غسل آن ميّت شك داشته باشيد.

سوال 257: شهيدى كه نام و نشانى او معلوم نيست، با تعدادى از اطفال در يك قبر دفن شده است. بعد از مدتى شواهدى به دست آمد حاكى از اين كه آن شهيد اهل شهرى كه در آن دفن شده، نيست. آيا نبش قبر او جهت حمل جسد شهيد به شهر خودش جايز است؟
جواب: اگر بر اساس موازين و احكام شرعى دفن گرديده، نبش قبر وى جايز نيست.

سوال 258: اگر آگاهى از داخل قبر و تصوير بردارى تلويزيونى از آنچه در آن است، بدون كندن و خاكبردارى، ممكن باشد، آيا بر اين عمل نبش قبر صدق مى‏كند يا خير؟
جواب: بر تصويربردارى از بدن ميتى كه در قبر دفن شده است بدون كندن و نبش قبر و آشكار شدن جنازه، عنوان نبش قبر صدق نمى‏كند.

سوال 259: شهردارى قصد دارد مقبره‏هاى اطراف قبرستان را براى توسعه كوچه‏ها، خراب نمايد آيا اين عمل جائز است؟ ثانيا: آيا خارج كردن استخوان‏هاى آن اموات و دفن آنها در مكانى ديگر جايز است؟
جواب: تخريب قبور مومنين و نبش آنها جايز نيست، حتى اگر براى تعريض كوچه‏ها باشد، و در صورت وقوع نبش قبر و آشكار شدن بدن ميّت مسلمان يا استخوان‏هاى آن كه هنوز پوسيده نشده‏اند، واجب است دوباره دفن شوند.

سوال 260: اگر شخصى بدون رعايت موازين شرعى اقدام به خراب كردن قبرستان مسلمانان كند، مسلمانهاى ديگر در برابر او چه مسئوليتى دارند؟
جواب: وظيفه ديگران در اين باره نهى از منكر با رعايت شرايط و مراتب آن است، و اگر در اثر تخريب قبور استخوان بدن ميت مسلمان ظاهر شود واجب است آن را مجددا دفن نمايند.

سوال 261: پدرم در حدود 36 سال است كه در قبرستان دفن شده است. اكنون به فكر افتاده‏ام كه با كسب اجازه از اداره اوقاف از آن قبر براى خودم استفاده كنم. آيا با توجه به وقفى بودن قبرستان، اجازه گرفتن از برادرانم در اين باره لازم است؟
جواب: اجازه گرفتن از ساير ورثه ميّت نسبت به قبرى كه زمين آن وقف عام براى دفن اموات شده، شرط نيست. ولى قبل از تبديل استخوان‏هاى ميّت به خاك، نبش قبر براى دفن ميّت ديگرى در آن جايز نيست.

سوال 262: آيا راهى براى خراب كردن قبرستان مسلمان‏ها و تبديل آن به مراكز ديگر وجود دارد، توضيح دهيد؟
جواب: تغيير و تبديل قبرستان مسلمانان كه براى دفن اموات مسلمين وقف شده، جايز نيست.

سوال 263: آيا نبش قبر و تبديل قبرستانى كه براى دفن اموات وقف گرديده، بعد از اخذ اجازه از مرجع تقليد جايز است؟
جواب: در مواردى كه نبش قبر و تبديلِ قبرستانِ وقف شده براى دفن اموات جايز نيست، اجازه مرجع تقليد اثرى ندارد. و اگر از موارد استثناء باشد اشكال ندارد.

سوال 264: مردى در حدود بيست سال پيش فوت نموده، چندى پيش هم زنى در همان روستا از دنيا رفت، اشتباها قبر آن مرد را حفر و زن رادر آن دفن كردند، با توجه به اين كه در داخل قبر هيچ اثرى از جسد مرد مزبور وجود ندارد، وظيفه فعلى ما چيست؟
جواب: در حال حاضر، با توجه به فرض سؤال، ديگران هيچ تكليفى ندارند و مجرد دفن ميّت در قبر ميّت ديگر موجب جواز نبش قبر براى انتقال جسد به قبر ديگر نمى‏شود.

سوال 265: در وسط خيابانى، چهار قبر وجود دارد كه مانع ادامه جاده سازى هستند، از طرفى هم نبش قبر اشكال شرعى دارد. اميدواريم براى اين كه شهردارى مرتكب عمل خلاف شرعى نشود، وظيفه ما را بيان فرمائيد.
جواب: اگر احداث جاده متوقف بر حفر قبر و نبش آن نباشد و عبور جاده از روى قبرها امكان دارد، يا احداث جاده با وجود قبرها ضرورى و طبق قانون لازم باشد، احداث آن اشكال ندارد.