سوال 100: به نيت طهارت براى نماز مغرب وضو گرفتم، آيا براى من با اين وضو مسّ قرآن كريم و خواندن نماز عشا جايز است؟
جواب:
بعد از آنكه وضو به طور صحيح محقّق شد، تا زمانى كه باطل نشده است، انجام هر عمل مشروط به طهارت، با آن جايز است.
|
سوال 101: كسى كه در جلوى سرش موى مصنوعى گذاشته است و در صورت نگذاشتن آن به مشقت مىافتد، آيا مسح بر موى مصنوعى براى او جايز است؟
جواب:
موى مصنوعى اگر به نحو كلاه گيس باشد، واجب است براى مسح آن را بردارد، ولى اگر موى مصنوعى بر پوست سركاشته شده باشد و برداشتن آن از جلوى سر باعث عسر و حرجى شود كه عادتا قابل تحمل نيست، مسح بر روى آن مجزى است.
|
سوال 102: شخصى گفته است كه هنگام وضو فقط بايد دو مشت آب بر صورت ريخته شود، و اگر بار سوم آب ريخته شود وضو باطل خواهد بود. آيا اين سخن صحيح است؟
جواب:
شستن اعضاء در وضو، بار اوّل واجب و بار دوّم جائز و بيش از آن مشروع نيست لكن ملاك براى تعيين هر بار، قصد انسان است، پس اگر به قصد بار اوّل چند مرتبه آب بريزد اشكال ندارد.
|
سوال 103: آيا در وضوى ارتماسى جايز است كه چند بار دست و صورت را داخل آب كنيم يا اين كه فقط دوبار جايز است؟
جواب:
فقط دو بار مىتوان دست و صورت را وضوى ارتماسى داد بار اوّل واجب، و بار دوّم جائز است و بيش از آن، مشروع نيست. ولى در وضوى ارتماسى در مورد دستها بايد قصد شستن وضوئى آنها هنگام خارج كردن آنها از آب باشد، تا بتوان از اين طريق مسح را با آب وضو انجام داد.
|
سوال 104: آيا چربيهائى كه به طور طبيعى در مو و صورت به وجود مىآيند، مانع محسوب مىشوند؟
جواب:
مانع محسوب نمىشود، مگر آنكه به حدّى باشد كه مانع از رسيدن آب به پوست و مو گردد.
|
سوال 105: مدت زمانى مسح پاهايم را از سر انگشتان انجام نمىدادم، بلكه فقط روى پا و مقدارى از انگشتان را مسح مىكردم؛ آيا اين مسح صحيح بوده است؟ و در صورت عدم صحت، نمازهائى را كه خواندهام بايد قضا كنم؟
جواب:
اگر مسح پا شامل سر انگشتان پا نباشد، وضو باطل و قضاى نمازهاى خوانده شده، واجب است. و در صورتى كه انسان شك داشته باشد كه آيا هنگام مسح، از سر انگشتان پا مسح مىكرده است يا نه؟ وضو و نمازهاى خوانده شده محكوم به صحت هستند.
|
سوال 106: بر آمدگى روى پا كه هنگام مسح، دست بايد تا آنجا كشيده شود، كدام است؟
جواب:
بايد مسح پا را تا مفصل بكشند.
|
سوال 107: وضو در مساجد و مراكز و ادارات دولتى كه دولت در ساير كشورهاى اسلامى بنا مىكند، چه حكمى دارد؟
جواب:
جايز است و مانع شرعى ندارد.
|
سوال 108: چشمهاى است كه سرچشمه آن در زمين ملكى شخصى قرار دارد. اگر بخواهيم آب آن را به وسيله لوله به منطقهاى كه چند كيلومتر با آن فاصله دارد، انتقال دهيم، بايد لوله از زمينهاى ملكى اين شخص و افراد ديگر عبور نمايد، آيا در صورت عدم رضايت مالكين زمينها، استفاده از آب چشمه براى وضو و غسل و ساير تطهيرات جايز است؟
جواب:
اگر چشمه، در كنار و خارج از ملك غير، خود به خود جوشيده و قبل از جريان آن بر زمين، وارد لوله شده و به منطقه منظور هدايت شود در صورتى كه استفاده از آب عرفا تصرّف در ملك غير محسوب نشود، اشكال ندارد.
|
سوال 109: سازمان آب، نصب پمپ فشار و استفاده از آن را ممنوع اعلام كرده است، ولى در برخى از محلّهها فشار آب ضعيف است و ساكنان آن مجبورند كه براى استفاده از آب در طبقات بالاى ساختمانها از پمپ فشار استفاده كنند، با توجه به اين مسأله به دو سؤال زير پاسخ فرماييد؟
الف: آيا نصب پمپ فشار آب جهت استفاده از آب بيشتر از نظر شرعى جايز است؟
ب: در صورت عدم جواز استفاده از پمپ فشار آب، وضو و غسل با آبى كه بوسيله پمپ جذب مىشود چه حكمى دارد؟
جواب:
در فرض سؤال، نصب و استفاده از پمپ فشار جايز نيست، و وضو و غسل با آبى كه بوسيله پمپ به دست مىآيد، محل اشكال است.
|
سوال 110: نظر جنابعالى درباره وضو گرفتن قبل از داخل شد وقت نماز چيست؟ در پاسخ به يكى از استفتائات فرمودهايد كه با وضوئى كه نزديك اول وقت نماز گرفته مىشود، مىتوان نماز خواند. منظور شما از نزديك اول وقت نماز، چه مقدار است؟
جواب:
ملاك صدق عرفى نزديكى وقت نماز است، و اگر در آن وقت براى نماز وضو گرفته شود، اشكال ندارد.
|
سوال 111: آيا شخصى كه وضو مىگيرد، مستحب است هنگام مسح قسمت پائين انگشتان پا يعنى جائى را كه موقع راه رفتن با زمين تماس پيدا مىكند، مسح نمايد؟
جواب:
محل مسح پا عبارت است از روى پا از سر يكى از انگشتان تا مفصل ساق، و استحباب مسح پائين انگشتان پا ثابت نشده است.
|
سوال 112: اگر شخص وضو گيرنده، هنگام شستن دستها و صورت به قصد وضو اقدام به باز و بسته كردن شير آب نمايد، اين كار او چه حكمى دارد؟
جواب:
اشكال ندارد و به صحت وضو لطمهاى نمىزند. ولى اگر بعد از فراغت از شستن دست چپ و قبل از مسح با آن، دستش را روى شيرى كه خيس است بگذارد و آب وضوى دست با آب خارج از وضو مخلوط شود، صحت مسح با رطوبتى كه مختلط از آب وضو و آب خارج است، محل اشكال مىباشد.
|
سوال 113: آيا براى مسح مىتوان از غير آب وضو استفاده كرد؟ و همچنين آيا مسح سر حتما بايد با دست راست و از بالا به پايين باشد؟
جواب:
مسح سر و پاها بايد با رطوبتى كه از آب وضو در دستها مانده، كشيده شود و اگر رطوبتى باقى نمانده بايد از ريش يا ابرو رطوبت گرفته و مسح نمايد و احتياط آن است كه مسح سر با دست راست باشد، ولى كشيدن مسح از بالا به پايين لازم نيست.
|
سوال 114: بعضى از زنها ادعا مىكنند كه وجود رنگ روى ناخن مانع وضو نيست و مسح روى جوراب نازك هم جايز است. نظر شريف جنابعالى در اين باره چيست؟
جواب:
در صورتى كه رنگ داراى جرم باشد، مانع از رسيدن آب به ناخن مىباشد و وضو باطل است و مسح بر جوراب هر قدر هم نازك باشد، صحيح نيست.
|
سوال 115: آيا مجروحان جنگى كه قطع نخاع شدهاند و قدرت نگهدارى بول را ندارند، جايز است در نماز جمعه شركت كرده و به خطبهها گوش دهند و با عمل به وظيفه شخص مسلول، نماز جمعه و عصر را بخوانند؟
جواب:
شركت آنان در نماز جمعه اشكال ندارد، ولى با توجه به اينكه بر آنان واجب است كه بعد از وضو گرفتن بدون فاصله زمانى، شروع به خواندن نماز كنند، بنابراين وضوى قبل از خطبههاى نماز جمعه در صورتى براى خواندن نماز جمعه كافى است كه بعد از وضو حدثى از آنان سر نزند.
|
سوال 116: شخصى كه قادر بر وضو گرفتن نيست، فرد ديگرى را براى انجام وضو به نيابت مى گيرد و خودش نيت نموده و با دست خود مسح مىكند و اگر قادر بر مسح نباشد نايب دست او را گرفته و با آن مسح مى نمايد. اگر از اين كار هم عاجز باشد، نائب از دست او رطوبت گرفته و مسح مىكند. حال، اگر اين شخص دست نداشته باشد، چه حكمى دارد؟
جواب:
اگر اين شخص كف دست نداشته باشد، براى مسح، رطوبت از ساعد او گرفته مى شود، و اگر ساعد هم نداشته باشد، رطوبت از صورت او گرفته شده و سر و پا با آن مسح مىشوند.
|
سوال 117: در نزديكى محل برگزارى نماز جمعه مكانى براى وضو گرفتن وجود دارد كه تابع مسجد جامع است و پول آب آن از غير بودجه مسجد پرداخت مى شود. آيا شركت كنندگان در نماز جمعه جايز است كه از آن آب استفاده كنند؟
جواب:
چون آب آن براى وضو گرفتنِ همه نمازگزاران بطور مطلق قرارداده شده است، استفاده از آن اشكال ندارد.
|
سوال 118: آيا وضوئى كه قبل از نماز ظهر و عصر گرفته شده، براى خواندن نماز مغرب و عشا هم با علم به اين كه در اين مدت هيچيك از مبطلات وضو از وى سرنزده است، كافى است؟ يا آنكه هر نمازى نيت و وضوى جداگانهاى دارد؟
جواب:
براى هر نمازى وضوى جداگانه لازم نيست. با يك وضو تا زمانى كه باطل نشده، مى تواند هر مقدار نماز كه مىخواهد بخواند.
|
سوال 119: آيا وضو گرفتن به نيت نماز واجب قبل از داخل شدن به وقت آن جايز است؟
جواب:
وضو گرفتن براى خواندن نماز واجب، اگر نزديك داخل شدن به وقت آن باشد. اشكال ندارد.
|
سوال 120: به علت فلج شدن هر دو پايم به كمك كفش طبى و عصاى چوبى راه مى روم، و چون به هيچ وجه بيرون آوردن كفش هنگام وضو برايم امكان ندارد، اميدوارم وظيفه شرعى مرا در رابطه با مسح هر دو پا بيان فرمائيد.
جواب:
اگر بيرون آوردن كفش براى مسح پاها براى شما خيلى سخت و دشوار است ، مسح بر روى كفش كافى و مجزى است.
|
سوال 121: اگر بعد از رسيدن به مكانى تا چند فرسخى آن به جستجوى آب بپردازيم و آب آلوده و كثيفى را بيابيم، در اين حالت تيمم براى ما واجب است يا وضو گرفتن با آن آب؟
جواب:
اگر آن آب پاك و مطلق باشد و استعمال آن ضررى نداشته باشد و خوف ضرر هم در بين نباشد، وضو واجب است و نوبت به تيمم نمىرسد.
|
سوال 122: آيا وضو به خودى خود مستحب است؟ و آيا مى توان قبل از داخل شدن به وقت نماز به قصد قربت وضو گرفت و با همان وضو نماز خواند؟
جواب:
وضو به قصد طهارت از نظر شرعى مستحب و مطلوب است و خواندن نماز با وضوى مستحب جايز است.
|
سوال 123: كسى كه هميشه در وضويش شك مىكند، چگونه مىتواند به مسجد برود و نماز بخواند و به قرائت قرآن كريم و زيارت معصومين عليهم السلام بپردازد؟
جواب:
شك در بقاى طهارت بعد از وضو اعتبار ندارد، و تا يقين به نقض وضو پيدا نكرده است مىتواند با آن نماز بخواند و قرآن قرائت كند و به زيارت برود.
|
سوال 124: آيا در صحت وضو شرط است كه آب بر همه قسمتهاى دست جريان پيدا كند يا آنكه كشيدن دست تر بر آن كافى است؟
جواب:
صدق شستن منوط به رساندن آب به تمام عضو است هر چند بوسيله دست كشيدن باشد. ولى مسح اعضاء با دست مرطوب به تنهائى كافى نيست.
|
سوال 125: آيا در مسح سر، مرطوب شدن مو كافى است يا اين كه رطوبت بايد به پوست سر هم برسد؟
جواب:
مسح بر پوست سر واجب نيست. بلكه بر موى قسمت جلوى سر كافى است.
|
سوال 126: كسى كه از موى مصنوعى استفاده مىكند مسح سر را چگونه انجام دهد؟ و وظيفه او راجع به غسل چيست؟
جواب:
اگر موى كاشته شده، قابل برداشتن نبوده و يا ازاله آن مستلزم ضرر و مشقت باشد و با وجود موها قدرت بر رساندن رطوبت به پوست سر نباشد، مسح بر روى همين موها كافى است، و غسل نيز همين حكم را دارد.
|
سوال 127: ايجاد فاصله زمانى در شستن اعضاء هنگام وضو يا غسل، چه حكمى دارد؟
جواب:
فاصله زمانى (عدم موالات) در غسل اشكال ندارد. ولى در وضو اگر فاصله به مقدارى باشد كه اعضاى قبلى خشك شوند، وضو باطل است.
|
سوال 128: وضو و نماز كسى كه پى در پى از او باد به مقدار كم خارج مىشود، چه حكمى دارد؟
جواب:
اگر نتواند وضوى خود را تا آخر نماز حفظ كند و تجديد وضو در اثناء نماز هم براى او خيلى دشوار باشد، مى تواند با هر وضوئى يك نماز بخواند، يعنى براى هر نماز به يك وضو اكتفا كند، هر چند وضوى او در بين نماز باطل شود.
|
سوال 129: بعضى از افرادى كه در مجتمع هاى مسكونى زندگى مىكنند، از پرداخت هزينه خدماتى كه از آنها استفاده مى كنند از قبيل هزينه آب سرد و گرم، تهويه، نگهبانى و مانند آنها، خوددارى مى كنند. آيا روزه و نماز و ساير عبادات اين افراد كه بار مالى اين خدمات را بدون رضايت همسايگان به دوش آنان مىاندازند، از نظر شرعى باطل است؟
جواب:
هر يك از مشتركين از نظر شرعى به مقدارى كه از امكانات مشترك استفاده مىكند، نسبت به هزينه خدمات مديون است، و اگر از پرداختِ پول آب، امتناع كند، وضو و غسل او محل اشكال و بلكه باطل است.
|
سوال 130: شخصى غسل جنابت نموده و بعد از گذشت سه تا چهار ساعت مى خواهد نماز بخواند، ولى نمى داند غسلش باطل شده است يا خير؟ اگر احتياطا وضو بگيرد، اشكال دارد يا خير؟
جواب:
در فرض مذكور وضو واجب نيست، ولى احتياط هم مانعى ندارد.
|
سوال 131: آيا كودك نا بالغ، محدث به حدث اصغر مى شود ؟ آيا مى توان قرآن را در دسترس او قرارداد تا آن را مسّ كند؟
جواب:
بله، با عارض شدن مبطلات وضو، كودك نابالغ هم محدث مى شود، ولى مس كتابت قرآن بر او حرام نيست و بر مكلّف واجب نيست او را از دست زدن به نوشته قرآن باز دارد.
|
سوال 132: اگر عضوى از اعضاى وضو بعد از شستن آن و قبل از اتمام وضو ، نجس شود، چه حكمى دارد؟
جواب:
نجس شدن آن عضو، به صحت وضو ضرر نمىرساند، ولى تطهير آن عضو براى پاك شدن از نجاست بخاطر نماز واجب است.
|
سوال 133: آيا بودن چند قطره آب بر روى پا هنگام مسح، براى وضو ضرر دارد؟
جواب:
واجب است كه محل مسح از آن قطرات خشك شود تا هنگام مسح، رطوبت دست بر پا تأثير بگذارد نه بر عكس.
|
سوال 134: كسى كه دست راست او از بالاى مرفق قطع شده، آيا مسح پاى راست از او ساقط است؟
جواب:
مسح پاى راست از او ساقط نمى شود، بلكه بايد با دست چپ بر آن مسح كند.
|
سوال 135: كسى كه در اعضاى وضوى او زخم يا شكستگى باشد، چه وظيفه اى دارد؟
جواب:
اگر در اعضاى وضو زخم يا شكستگى است و روى آن باز باشد و آب براى آن ضرر ندارد، بايد آن را بشويد و اگر شستن آن مضر است بايد اطراف آن را بشويد، و احتياط آن است كه اگر كشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد، دست تر بر آن بكشد.
|
سوال 136: كسى كه محل مسح او زخم است، چه وظيفهاى دارد؟
جواب:
اگر نمى تواند روى زخم محل مسح دستِ تر بكشد بايد به جاى وضو تيمم كند. ولى در صورتى كه مى تواند پارچهاى روى زخم قرار دهد و بر آن دست بكشد، احتياط آن است كه علاوه بر تيمم، وضو نيز با چنين مسحى بگيرد.
|
سوال 137: كسى كه جاهل به بطلان وضويش است و بعد از وضو متوجه آن مى شود، چه حكمى دارد؟
جواب:
اعاده وضو براى اعمال مشروط به طهارت، واجب است، و اگر با وضوى باطل نماز خوانده باشد، اعاده آن نيز واجب مىباشد.
|
سوال 138: كسى كه در يكى از اعضاى وضويش زخمى وجود دارد كه حتى اگر جبيره هم بر روى آن قرار دهد دائما از آن خون مى آيد، چگونه بايد وضو بگيرد؟
جواب:
واجب است جبيرهاى را بر روى زخم بگذارد كه خون از آن بيرون نمى آيد، مثل نايلون.
|
سوال 139: آيا خشك كردن رطوبت بعد از وضو مكروه است؟ در مقابل، آيا خشك نكردن آن مستحب است؟
جواب:
اگر دستمال يا پارچه معينى را مخصوص اين كار قرار دهد، اشكال ندارد.
|
سوال 140: آيا رنگ مصنوعى كه زنها از آن براى رنگ كردن موى سر و ابروى شان استفاده مىكنند، مانع از صحت وضو و غسل است؟
جواب:
اگر صرفا رنگ باشد و داراى جرمى نباشد كه مانع از رسيدن آب به مو شود، وضو و غسل صحيح است.
|
سوال 141: آيا جوهر از موانعى است كه وجود آن بر روى دست باعث بطلان وضو مىشود؟
جواب:
اگر جوهر داراى جرم بوده و مانع از رسيدن آب به پوست شود، وضو باطل است، و تشخيص اين موضوع بر عهده مكلّف مىباشد.
|
سوال 142: اگر رطوبت مسح سر به رطوبت صورت متصل شود، آيا وضو باطل مى شود؟
جواب:
از آنجائى كه مسح پاها بايد با رطوبتى كه از آب وضو در كف دو دست باقى مانده صورت بگيرد، لذا بايد هنگام مسح سر، دست به قسمت بالاى پيشانى نرسد و با رطوبت صورت برخورد نكند تا اين كه رطوبت دست كه هنگام مسح پا به آن نياز دارد با رطوبت صورت مخلوط نشود.
|
سوال 143: شخصى كه وضويش نسبت به وضوى متعارف بين مردم وقت بيشترى مى گيرد، براى يقين پيدا كردن به شستن اعضاى وضو چه كارى بايد انجام دهد؟
جواب:
بايد از وسوسه اجتناب نمايد، و براى اين كه شيطان از او نااميد شود، بايد به وسوسهها اعتناء نكند و كوشش كند كه همانند ساير اشخاص به مقدارى كه از نظر شرعى واجب است، اكتفا نمايد.
|
سوال 144: بعضى از قسمتهاى بدنم خالكوبى شده است، گفته مى شود كه غسل و وضو و نمازم باطل هستند و نمازى از من پذيرفته نمى شود. اميدوارم مرا در اينباره راهنمائى فرمائيد.
جواب:
اگر خالكوبى مجرد رنگ باشد و يا در زير پوست بوده و بر ظاهر پوست چيزى كه مانع از رسيدن آب بر آن شود، وجود نداشته باشد، وضو و غسل و نماز صحيح است.
|
سوال 145: اگر بعد از خروج بول، انسان استبراء كرد و وضو گرفت و سپس رطوبتى كه مردد بين بول و منى است از او خارج شد، چه حكمى دارد؟
جواب:
در فرض سؤال، براى تحصيل يقين به طهارت از حدث، واجب است كه هم غسل كند و هم وضو بگيرد.
|
سوال 146: لطفا تفاوت وضوى زن و مرد را بيان فرمائيد.
جواب:
بين زن و مرد در افعال و كيفيت وضو فرقى نيست، جز اين كه براى مردها مستحب است كه هنگام شستن آرنج از قسمت بيرونى آن شروع كنند و زنها از قسمت داخلى آن.
|
سوال 147: مسّ ضميرهائى كه به ذات بارى تعالى بر مى گردند مثل ضمير جمله «بسمه تعالى» چه حكمى دارد؟
جواب:
ضمير حكم لفظ جلاله را ندارد.
|
سوال 148: نوشتن اسم جلاله «اللّه» بصورت «ا...» مرسوم شده است. كسانى كه بدون وضو اين كلمه را مسّ مى كنند، چه حكمى دارند؟
جواب:
همزه و نقاط، حكم لفظ جلاله را ندارد، ومس آن بدون وضو، جائز است.
|
سوال 149: در جائى كه من كار مى كنم در مكاتبات خود كلمه «اللّه» را به صورت «ا...» مىنويسند.آيانوشتنالفوسه نقطه به جاى لفظ جلاله«اللّه» ازنظرشرعىصحيحاست؟
جواب:
از نظر شرعى مانعى ندارد.
|
سوال 150: آيا جايز است به صرف احتمال مسّ لفظ جلاله «الله» توسط افراد بدون وضو، از نوشتن آن خوددارى نموده و يا بصورت «ا...» نوشته شود؟
جواب:
مانعى ندارد.
|
سوال 151: نابينايان براى خواندن و نوشتن از خط برجستهاى معروف به خط بريل كه با لمس انگشتان خوانده مىشود، استفاده مىكنند.
آيا بر نابينايان واجب است كه هنگام فراگيرى قرآن كريم و مسّ اسماء طاهره كه با خط برجسته بريل نوشته شده است، وضو داشته باشند يا خير؟
جواب:
اگر نقاط برجسته علامت حروف هستند، حكم آن حروف را ندارند ولى اگر در نظر عرف آگاه بعنوان خط محسوب شوند در مس آنها رعايت احتياط لازم است علامتى براى حروف قرآن كريم و اسماء طاهره استفاده مىشوند، مسّ آنها نياز به طهارت از حدث ندارد.
|
سوال 152: مسّ اسمهايى از قبيل عبداللّه و حبيب اللّه بدون وضو چه حكمى دارد؟
جواب:
مسّ لفظ جلاله بدون وضو جايز نيست، اگر چه جزئى از يك اسم مركب باشد.
|
سوال 153: آيا جايز است كه زن حائض گردنبندى را به گردن بيندازد كه نام مبارك پيامبر صلى الله و عليه و آله بر آن نقش شده است؟
جواب:
به گردن آويختن آن اشكال ندارد، ولى بنابر احتياط واجب است كه اسم مبارك پيامبر «صلى الله عليه و آله» با بدن تماس نداشته باشد.
|
سوال 154: آيا حرمت مسّ نوشتههاى قرآن بدون وضو اختصاص به موردى دارد كه در قرآن كريم باشد، يا شامل مواردى كه نوشته قرآنى در كتاب ديگرى يا تابلو يا ديوار و غير آنها هم باشد، مىگردد؟
جواب:
حرمت مسّ كلمات و آيات قرآنى بدون وضو اختصاص به قرآن كريم ندارد. بلكه شامل همه كلمات و آيات قرآنى مىشود، هر چند در كتاب ديگرى يا در روزنامه، مجله، تابلو، و غير آنها باشد.
|
سوال 155: خانوادهاى به قصد خير و بركت هنگام خوردن برنج از ظرفى استفاده مىكنند كه آيات قرآنى از جمله آيةالكرسى روى آن نوشته شده است. آيا اين كار اشكال دارد؟
جواب:
اگر با وضو باشند و يا غذا را با قاشق از ظرف بر مىدارند، اشكال ندارد.
|
سوال 156: آيا كسانى كه بوسيله دستگاه تحرير اسماء جلاله يا آيات قرآنى و يا نامهاى معصومين عليهم السلام را مىنويسند، بايد در حال نوشتن آنها با وضو باشند؟
جواب:
اين كار مشروط به طهارت نيست، ولى نوشتهها را نبايد بدون وضو مسّ كرد.
|
سوال 157: آيا مسّ آرم جمهورى اسلامى ايران بدون وضوء، حرام است؟
جواب:
اگر در نظر عرف، اسم جلاله محسوب و خوانده شود، مسّ آن بدون طهارت حرام است و در غير اين صورت اشكال ندارد، اگر چه احوط ترك مس آن بدون طهارت است.
|
سوال 158: آيا چاپ آرم جمهورى اسلامى ايران بر روى اوراق ادارى و استفاده از آن در مكاتبات و غير آن، چه حكمى دارد؟
جواب:
نوشتن و چاپ لفظ جلاله يا آرم جمهورى اسلامى ايران اشكال ندارد، و احوط اين است كه احكام لفظ جلاله در آرم جمهورى اسلامى ايران هم رعايت شود.
|
سوال 159: استفاده از تمبرهاى پستى كه بر روى آنها آيات قرآنى چاپ شده است، و يا چاپ لفظ جلاله و اسماء خداوند «عزّ و جلّ» و آيات قرآنى و يا چاپ آرم مؤسساتى كه مشتمل بر آياتى از قرآن كريم است، در روزنامهها و مجلات و نشرياتى كه همه روزه منتشر مىشوند، چه حكمى دارد؟
جواب:
طبع و نشر آيات قرآنى و اسماء جلاله وامثال آن اشكال ندارد، ولى بر كسى كه به دستش مىرسد، واجب است كه احكام شرعى آنها را رعايت نمايد و از بى احترامى و نجس كردن و مسّ بدون وضوى آنها خوددارى كند.
|
سوال 160: در بعضى از روزنامهها اسم جلاله يا آيات قرآنى نوشته مىشود، آيا پيچاندن غذا با آنها، يا نشستن بر آنها و يا استفاده از آنها به جاى سفره و يا انداختن آنها در زباله، با توجه به مشكل بودن استفاده از راههاى ديگر، جايز است يا خير؟
جواب:
استفاده از اين روزنامهها در مواردى كه از نظر عرف، بى احترامى شمرده شود جائز نيست و اگر بى احترامى محسوب نشود اشكال ندارد.
|
سوال 161: آيا مسّ نقش كلمات روى انگشترها، جايز است؟
جواب:
اگر از كلماتى باشد كه شرط جواز مسّ آن طهارت است، مسّ آن بدون طهارت جايز نيست.
|
سوال 162: انداختن چيزى كه مشتمل بر نامهاى خداوند است در نهرها و جوىها چه حكمى دارد؟ آيا اين عمل اهانت محسوب مىشود؟
جواب:
اگر انداختن آنها در نهرها و جويبارها از نظر عرف اهانت محسوب نشود، اشكال ندارد.
|
سوال 163: آيا هنگام انداختن اوراق امتحانى تصحيح شده در زباله يا آتش زدن آنها، بايد اطمينان حاصل شود كه نامهاى خداوند و اسامى معصومين عليهم السلام در آنها نباشد؟ آيا دور انداختن اوراقى كه در يكى از دو طرف آن چيزى نوشته نشده است، اسراف محسوب مىشود يا خير؟
جواب:
فحص و بررسى لازم نيست و هنگامى كه وجود اسماء جلاله در ورقه احراز نشود، انداختن آن در زباله اشكال ندارد. اما اوراقى كه امكان استفاده از آن در صنعت كارتن سازى و مانند آن وجود دارد و يا بر يك طرف آن نوشته شده است و طرف ديگر آن قابل استفاده براى نوشتن است، سوزاندن و دور انداختن آنها به علت وجود شبهه اسراف، خالى از اشكال نيست.
|
سوال 164: اسامى مباركى كه احترام آنها واجب و مسّ بدون وضوى آنها حرام است، كدامند؟
جواب:
مسّ اسماء و صفات مخصوص ذات بارى تعالى بدون وضو حرام است، و احوط الحاق نامهاى انبياء عظام و ائمه معصومين عليهم السلام به نامهاى خداوند متعال، در حكم مذكور است.
|
سوال 165: راههاى شرعى محو كردن اسماء مبارك و آيات قرآنى هنگام نياز كدامند؟ سوزندان اوراقى كه در آن اسم جلاله و آيات قرآنى نوشته شده است، هنگام ضرورت براى حفظ اسرار چه حكمى دارد؟
جواب:
دفن آنها در خاك و يا تبديل آنها به خمير بوسيله آب اشكال ندارد. ولى جواز سوزاندن آنها مشكل است و اگر بى احترامى محسوب شود، جايز نيست، مگر در صورتى كه اضطرار اقتضا كند و جدا كردن آيات قرآنى و نامهاى مبارك امكان نداشته باشد.
|
سوال 166: قطعه قطعه كردن اسماء مباركة و آيات قرآنى به مقدار زياد به طورى كه حتى دو حرف آنها به هم متصل نمانده، و غير قابل خواندن شوند، چه حكمى دارد؟ آيا در محو كردن اسماء مباركه و آيات قرآنى و ساقط شدن حكم آنها، تغيير صورت خطى آنها با حذف و اضافه كردن حروف، كافى است؟
جواب:
تقطيع به نحو مذكور اگر بى احترامى محسوب شود جائز نيست و در غير اين صورت نيز اگر موجب محو نوشته لفظ جلاله و آيات قرآنى نشود، كافى نيست، همچنان كه تغيير صورت خطى كلمات با اضافه يا كم كردن بعضى حروف نيز باعث زوال حكم شرعى حروفى كه به قصد نوشتن لفظ جلاله به كار رفتهاند، نمىشود. بلى، زوال حكم بر اثر تغيير حروف به نحوى كه ملحق به محو حروف گردد، بعيد نيست، هر چند احتياط، اجتناب از مسّ آن بدون وضو است.
|
|