سوال 56: آيا اعتقاد به اصل ولايت فقيه از جهت مفهوم و مصداق يك امر عقلى است يا شرعى؟
جواب:
ولايت فقيه كه عبارت است از حكومت فقيه عادل و دينشناس حكم شرعى تعبدى است كه مورد تأييد عقل نيز مىباشد، و در تعيين مصداق آن روش عقلائى وجود دارد كه در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران بيان شده است. |
سوال 57: آيا احكام شرعى در صورتى كه ولى امر مسلمين به دليل مصالح عمومى مسلمانان، بر خلاف آنها حكم نمايد، قابل تغيير و تعطيل است؟
جواب:
موارد اين مسأله مختلف است. |
سوال 58: آيا رسانههاى گروهى در نظام حكومت اسلامى بايد تحت نظارت ولى فقيه يا حوزههاى علميه و يا نهاد ديگرى باشند؟
جواب:
اداره رسانههاى گروهى بايد تحت امر و اشراف ولى امر مسلمين باشد و در جهت خدمت به اسلام و مسلمين و نشر معارف ارزشمند الهى به كار گمارده شود، و نيز در جهت پيشرفت فكرى جامعه اسلامى و حل مشكلات آن و اتحاد مسلمانان و گسترش اخوت و برادرى در ميان مسلمين و امثال اينگونه امور از آن استفاده شود. |
سوال 59: آيا كسى كه اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه ندارد، مسلمان حقيقى محسوب مىشود؟
جواب:
عدم اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه، اعم از اين كه بر اثر اجتهاد باشد يا تقليد، در عصر غيبت حضرت حجت «ارواحنا فداه» موجب ارتداد و خروج از دين اسلام نمىشود. |
سوال 60: آيا ولى فقيه ولايت تكوينى دارد كه بر اساس آن بتواند احكام دينى را به هر دليلى مانند مصلحت عمومى، نسخ نمايد؟
جواب:
بعد از وفات پيامبر اكرم «صلى الله عليه و آله» امكان نسخ احكام دين اسلام وجود ندارد، و تغيير موضوع يا پيدايش حالت ضرورت و اضطرار يا وجود مانع موقتى براى اجراى حكم، نسخ محسوب نمىشود، و ولايت تكوينى، اختصاص به معصومين «عليهم السلام» دارد. |
سوال 61: وظيفه ما در برابر كسانى كه اعتقادى به ولايت فقيه جز در امور حسبيه ندارند، با توجه به اينكه بعضى از نمايندگان آنان اين ديدگاه را ترويج مىكنند، چيست؟
جواب:
ولايت فقيه در رهبرى جامعه اسلامى و اداره امور اجتماعى ملت اسلامى در هر عصر و زمان از اركان مذهب حقّه اثنىعشرى است كه ريشه در اصل امامت دارد، اگر كسى به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسيده باشد، معذور است، ولى ترويج اختلاف و تفرقه بين مسلمانان براى او جايز نيست. |
سوال 62: آيا اوامر ولى فقيه براى همه مسلمانان الزام آور است يا فقط مقلدين او ملزم به اطاعت هستند؟ آيا بر كسى كه مقلد مرجعى است كه اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه ندارد، اطاعت از ولى فقيه واجب است يا خير؟
جواب:
بر اساس مذهب شيعه همه مسلمانان بايد از اوامر ولائى ولى فقيه اطاعت نموده و تسليم امر و نهى او باشند، و اين حكم شامل فقهاى عظام هم مىشود، چه رسد به مقلدين آنان. به نظر ما التزام به ولايت فقيه قابل تفكيك از التزام به اسلام و ولايت ائمّه معصومين(ع) نيست. |
سوال 63: كلمه ولايت مطلقه در عصر پيامبر اكرم «صلى الله عليه و آله» به اين معنى استعمال شده است كه اگر رسول اكرم «صلى الله عليه و آله» شخصى را به انجام كارى امر كنند، انجام آن حتى اگر از سختترين كارها هم باشد بر آن فرد واجب است، به طور مثال اگر پيامبر «صلى الله عليه و آله» به كسى دستور خودكشى بدهند. آن فرد بايد خود را به قتل برساند. سؤال اين است كه آيا ولايت فقيه در عصر ما با توجه به اين كه پيامبر اكرم «صلى الله عليه و آله» معصوم بودند و در اين زمان ولى معصوم وجود ندارد، به همان معناى عصر پيامبر «صلى الله عليه و آله» است؟
جواب:
مراد از ولايت مطلقه فقيه جامع الشرايط اين است كه دين حنيف اسلام كه آخرين دين آسمانى است و تا روز قيامت استمرار دارد دين حكومت و اداره امور جامعه است، لذا همه طبقات جامعه اسلامى ناگزير از داشتن ولى امر و حاكم و رهبر هستند تا امت اسلامى را از شر دشمنان اسلام و مسلمين حفظ نمايد، و از نظام جامعه اسلامى پاسدارى نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدّى قوى بر ضعيف جلوگيرى نمايد، و وسائل پيشرفت و شكوفائى فرهنگى، سياسى و اجتماعى را تأمين كند. اين كار در مرحله اجرا ممكن است با مطامع و منافع و آزادى بعضى از اشخاص منافات داشته باشد، حاكم مسلمانان پس از اين كه وظيفه خطير رهبرى را طبق موازين شرعى به عهده گرفت، بايد در هر مورد كه لازم بداند تصميمات مقتضى بر اساس فقه اسلامى اتخاذ كند و دستورات لازم را صادر نمايد. تصميمات و اختيارات ولى فقيه در مواردى كه مربوط به مصالح عمومى اسلام و مسلمين است، در صورت تعارض با اراده و اختيار آحاد مردم، بر اختيارات و تصميمات آحاد امّت مقدّم و حاكم است، و اين توضيح مختصرى درباره ولايت مطلقهاست. |
سوال 64: آيا همانگونه كه بقاء بر تقليد از ميّت بنا بر فتواى فقها بايد با اجازه مجتهد زنده باشد، اوامر و احكام شرعى حكومتى هم كه از رهبر متوفّى صادر شده است، براى استمرار و نافذ بودن احتياج به اذن رهبر زنده دارد يا اين كه بدون اذن رهبر زنده هم خود به خود از قابليت اجرائى برخوردار است؟
جواب:
احكام ولائى و انتصابات صادره از طرف ولى امر مسلمين اگر هنگام صدور، موقت نباشد، همچنان استمرار دارد و نافذ خواهد بود، مگر اين كه ولى امر جديد مصلحتى در نقض آنها ببيند و آنها را نقض كند. |
سوال 65: آيا بر فقهيى كه در كشور جمهورى اسلامى ايران زندگى مىكند و اعتقادى به ولايت مطلقه فقيه ندارد، اطاعت از دستورات ولى فقيه واجب است؟ و اگر با ولى فقيه مخالفت نمايد فاسق محسوب مىشود؟ و در صورتى كه فقيهى اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه دارد ولى خود را از او شايستهتر به مقام ولايت مىداند، اگر با اوامر فقيهى كه متصدى مقام ولايت امر است مخالفت نمايد، فاسق است؟
جواب:
اطاعت از دستورات حكومتى ولى امر مسلمين بر هر مكلفى ولو اين كه فقيه باشد، واجب است. و براى هيچ كسى جايز نيست كه با متصدى امور ولايت به اين بهانه كه خودش شايستهتر است، مخالفت نمايد. اين در صورتى است كه متصدى منصب ولايت از راههاى قانونى شناخته شده به مقام ولايت رسيده باشد. ولى در غير اين صورت، مسأله به طور كلى تفاوت خواهد كرد. |
سوال 66: آيا مجتهد جامع الشرائط در عصر غيبت ولايت بر اجراى حدود دارد؟
جواب:
اجراى حدود در زمان غيبت هم واجب است و ولايت بر آن اختصاص به ولى امر مسلمين دارد. |
سوال 67: آيا ولايت فقيه يك مسأله تقليدى است يا اعتقادى؟ و كسى كه به آن اعتقاد ندارد چه حكمى دارد؟
جواب:
ولايت فقيه از شئون ولايت و امامت است كه از اصول مذهب مىباشد. با اين تفاوت كه احكام مربوط به ولايت فقيه مانند ساير احكام فقهى از ادّله شرعى استنباط مىشوند و كسى كه به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم پذيرش ولايت فقيه رسيده، معذور است. |
سوال 68: گاهى از بعضى از مسئولين، مسألهاى به عنوان «ولايت ادارى» شنيده مىشود كه به معناى لزوم اطاعت از دستورات مقام بالاتر بدون حق اعتراض است. نظر جنابعالى در اين باره چيست؟ و وظيفه شرعى ما كدام است؟
جواب:
مخالفت با اوامر ادارى كه بر اساس ضوابط و مقررات قانونى ادارى صادر شده باشد، جايز نيست. ولى در مفاهيم اسلامى چيزى به عنوان ولايت ادارى وجود ندارد. |
سوال 69: آيا اطاعت از دستورات نماينده ولى فقيه در مواردى كه داخل در قلمرو نمايندگى اوست، واجب است؟
جواب:
اگر دستورات خود را بر اساس قلمرو صلاحيت و اختياراتى كه از طرف ولى فقيه به او واگذار شده است، صادر كرده باشد، مخالفت با آنها جايز نيست.
|

سوال 70: اگر قسمت پايين آب قليلى كه به طور سرازير و بدون فشار به پايين مىريزد، با نجاست برخورد كند، آيا قسمت بالاى اين آب همچنان پاك باقى مىماند؟
جواب:
اگر سرازيرى آب بگونهاى باشد كه جريان از بالا به پايين بر آن صدق كند، قسمت بالاى آن پاك است.
|
سوال 71: آيا در شستن لباسهاى نجس با آب كرّ و جارى، فشردن هم لازم است و يا اينكه بعد از زوال عين نجاست همين كه آب آن را فرا گرفت، كفايت مىكند.
جواب:
بايد بنابر احتياط آن را فشار يا تكان دهند.
|
سوال 72: آيا در تطهير لباس متنجّس با آب كر و جارى، فشار دادن خارج آب لازم است يا با همان فشار داخل آب پاك مىشود؟
جواب:
فشار يا تكان دادن داخل آب، كافى است.
|
سوال 73: آيا گليم يا فرش نجسى را كه با آب لوله كشى متصل به منبع آب شهرى شستشو مىدهيم، به مجرد رسيدن آب لوله كشى به محل نجس، پاك مىشوند يا بايد آب غساله از آن جدا شود؟
جواب:
در تطهير با آب لوله كشى، جدا شدن آب غساله شرط نيست، بلكه به مجرد رسيدن آب به مكان نجس، بعد از زوال عين نجاست و حركت غساله از جاى خود به وسيله دست كشيدن بر فرش در هنگام اتصال آب، طهارت حاصل مىشود.
|
سوال 74: حكم وضو و غسل با آبى كه به طور طبيعى غليظ است چيست؟ مانند آب دريائى كه بر اثر وجود املاح فراوان غليظ شده است، مثل درياچه اروميه يا موارد ديگرى كه غلظت بيشترى دارند.
جواب:
مجرد غلظت آب به سبب وجود املاح، مانع از صدق عنوان آب مطلق بر آن نمىشود، و براى ترتب آثار شرعى آب مطلق، صدق عنوان آن در نظر عرف كافى است.
|
سوال 75: آيا براى ترتب آثار كر بودن آب، علم به كر بودن آن واجباست يا اين كه بناء بر كر بودن آب كافى است؟ (مانند آب موجود در دستشوئىهاى قطار و غيره)
جواب:
اگر حالت سابقه كر بودن آب احراز شود، بنا گذاشتن بر كر بودن آن جايزاست.
|
سوال 76: در مساله (147) رساله امام خمينى «قدس سره» آمده است: «در طهارت و نجاست به گفته كودك مميز تا زمان بلوغ اعتناء نمىشود». اين فتوا تكليف دشوارى است. زيرا به طور مثال مستلزم اين است كه پدر و مادر تطهير فرزندشان را پس از قضاء حاجت تا سن پانزده سالگى به عهده بگيرند. لطفا وظيفه شرعى ما را بيان فرمائيد.
جواب:
قول كودكى كه در آستانه بلوغ است در اين باره معتبر است.
|
سوال 77: گاهى به آب موادى اضافه مىكنند كه آن را به رنگ شير در مىآورد، آيا اين آب مضاف است؟ حكم وضو و تطهير با آن چيست؟
جواب:
آن آب حكم آب مضاف را ندارد.
|
سوال 78: در تطهير، چه فرقى بين آب كر و آب جارى است؟
جواب:
هيچ تفاوتى با هم ندارند.
|
سوال 79: اگر آب شور جوشانده شود، آيا با آبى كه از بخار آن بدست مىآيد، مىتوان وضو گرفت؟
جواب:
اگر آب مطلق بر آن صدق كند، آثار آب مطلق را دارد.
|
سوال 80: براى پاك شدن كف پا يا كفش، راه رفتن به مقدار پانزده گام شرط است. آيا اين كار بايد بعد از زوال عين نجاست صورت بگيرد يا پانزده گام رفتن با وجود عين نجاست كافى است؟ آيا پس از آنكه عين نجاست با پانزده گام از بين رفت، كف پا يا كفش پاك مىشود؟
جواب:
كسى كه بر اثر راه رفتن روى زمين، كف پا يا كفش او، نجس شده است هر گاه تقريبا به قدر ده قدم روى زمين خشك و پاك راه برود، كف پا و كفش او پاك مىشود مشروط به اين كه عين نجاست، زائل شود.
|
سوال 81: آيا كف پا يا ته كفش با راه رفتن روى زمينى كه آسفالت شده، پاك مىشود؟
جواب:
زمينهاى آسفالت و يا آغشته به قير، پاك كننده كف پا يا ته كفش نيستند.
|
سوال 82: آيا آفتاب از مطهّرات است؟ اگر هست، شرايط مطهّريت آن چيست؟
جواب:
تابيدن آفتاب باعث طهارت زمين و همه اشياء غير منقول از قبيل ساختمان و چيزهائى كه در آن بكار رفته مانند چوب، در، پنجره و مانند آن مىشود، به شرطى كه عين نجاست قبلا از آنها زائل شده باشد و در موقع تابش آفتابتر باشند و به وسيله آفتاب خشك شوند.
|
سوال 83: لباسهاى نجسى كه در موقع تطهير، آب را رنگين مىكنند، چگونه پاك مىشوند؟
جواب:
اگر رنگ دادن لباس باعث مضاف شدن آب نشود، لباسهاى نجس با ريختن آب بر آنها، پاك مىشوند.
|
سوال 84: كسى كه براى غسل جنابت آب را در ظرفى مىريزد و در هنگام غسل قطرات آب به داخل ظرف مىچكد، آيا موجب نجس شدن آب مىگردد؟ و آيا مانع از تمام كردن غسل با آن آب مىشود؟
جواب:
اگر آب از آن قسمت بدن كه پاك است به داخل ظرف بچكد، پاك است و مانعى براى تمام كردن غسل با آن وجود ندارد.
|
سوال 85: آيا تطهير تنورى كه با گِل آغشته به آب نجس ساخته شده است، امكان دارد؟
جواب:
ظاهر آن با شستن قابل تطهير است و طهارت ظاهر تنور كه خمير به آن مىچسبد براى پختن نان كافى است.
|
سوال 86: آيا روغن نجس با انجام فعل و انفعالات شيميائى بر روى آن به طورى كه مادهى آن داراى خواص جديدى شود، بر نجاست خود باقى مىماند يا اين كه حكم استحاله را پيدا مىكند؟
جواب:
براى تطهير مواد نجس، مجرّد انجام فعل و انفعالات شيميائى كه خاصيت جديدى به مواد ببخشد، كافى نيست.
|
سوال 87: در روستاى ما حمامى وجود دارد كه سقف آن مسطح و صاف است و از آن قطرات حاصل از بخار آب بر سر استحمام كنندگان مىچكد. آيا اين قطرات پاك است؟ آيا غسل بعد از چكيدن اين قطرات صحيح است؟
جواب:
بخار حمام و قطراتى كه از سقف پاك مىچكد، محكوم به طهارت است، و چكيدن اين قطرات بر بدن باعث نجاست آن نمىشود و به صحت غسل ضرر نمىرساند.
|
سوال 88: با توجه به اينكه بر اساس تحقيقات علمى، وزن آبهاى فاضلابها در اثر اختلاط با مواد معدنى و آلودگى به ميكرب 10% بيشتر از وزن طبيعى آب است، اگر در اينگونه آبهإ؛ در تصفيهخانهها تغييراتى به وجود آيد و بوسيله عمليات فيزيكى، شيميائى و بيولوژيكى، مواد معدنى آلوده و ميكروبها را از آن جدا سازند. به طورى كه بعد از تصفيه كامل از جهت فيزيكى (رنگ، بو، طعم) و از جهت شيميائى (مواد معدنى آلوده) و از جهت بهداشتى (ميكروبهاى مضر و تخم انگلها) بمراتب بهداشتىتر و بهتر از آبهاى بسيارى از نهرها و درياها بويژه آبهائى كه براى آبيارى استفاده مىنمايند، گردد. آيا اين آبها كه قبل از تصفيه نجس هستند، با اعمال مذكور پاك شده و حكم استحاله بر آنها جارى مىگردد يا آنكه پس از تصفيه هم محكوم به نجاست هستند؟
جواب:
در فرض مذكور با مجرد جداسازى مواد معدنى آلوده و ميكربها و غير آن از آبهاى فاضلابها، استحاله تحقق پيدا نمىكند. مگر اين كه عمل تصفيه با تبخير آب و تبديل دوباره بخار به آب، انجام شود.
|
سوال 89: عشاير بخصوص در ايام كوچ كردن، آب كافى براى تطهير در اختيار ندارند، آيا چوب و سنگريزه براى تطهير مخرج بول كفايت مىكند؟ آيا آنان مىتوانند با اين حال نماز بخوانند؟
جواب:
مخرج بول جز با آب پاك نمىشود. ولى نماز كسى كه توانائى تطهير بدن خود با آب را ندارد، صحيح است.
|
سوال 90: حكم تطهير مخرج بول و غائط با آب قليل چيست؟
جواب:
براى طهارت مخرج بول با آب قليل دو بار شستن بنابراحتياط لازم است، و براى طهارت مخرج غائط شستن تا مقدارى كه عين نجاست و آثار آن از بين برود، لازم است.
|
سوال 91: بر حسب عادت، نمازگزار بايد بعد از بول كردن استبراء نمايد. در عورت من زخمى وجود دارد كه هنگام استبراء بر اثر فشار از آن خون جارى شده و با آبى كه براى تطهير استفاده مىكنم مخلوط مىشود و باعث نجاست بدن و لباسم مىگردد. اگر استبراء نكنم احتمال دارد زخم زودتر بهبود يابد ولى با استبراء و فشارى كه بر آن وارد مىشود زخم باقى خواهد ماند و خوب شدن آن سه ماه طول خواهد كشيد. خواهش مىكنم بيان فرمائيد كه عمل استبراء را انجام بدهم يا خير؟
جواب:
استبراء واجب نيست. و اگر موجب ضرر شود جايز هم نخواهد بود. البته اگر استبراء نشود و بعد از بول كردن رطوبت مشتبه خارج شود، حكم بول را دارد.
|
سوال 92: گاهى بدون اختيار از انسان بعد از بول و استبراء رطوبتى خارج مىشود كه شبيه بول است. آيا اين رطوبت نجس است يا پاك؟ اگر انسان بعد از مدتى بطور اتفاقى متوجه اين مسأله شود، نمازهاى گذشتهاش چه حكمى دارد؟ آيا از حالا به بعد بر او واجب است در مورد خروج اين رطوبت غير اختيارى بررسى نمايد؟
جواب:
اگر بعد از استبراء رطوبتى خارج شود كه بول بودن آن مشكوك باشد، حكم بول را ندارد و محكوم به طهارت است، و بررسى و جستجو در اين باره لازم نيست.
|
سوال 93: لطف بفرمائيد در صورت امكان راجع به اقسام رطوبتى كه گاهى از انسان خارج مىشود، توضيح دهيد.
جواب:
رطوبتى كه گاهى بعد از خروج منى از انسان خارج مىشود، وذى نام دارد، و رطوبتى كه بعضى از اوقات بعد از بول خارج مىشود، ودى ناميده مىشود، و رطوبتى كه بعد از ملاعبه زن و مرد با يكديگر خارج مىشود، مذى نام دارد. همه اين رطوبتها پاك است و باعث نقض طهارت نمىشود.
|
سوال 94: اگر كاسه توالتها در جهت مخالف سمتى كه اعتقاد دارند قبله است، نصب شود و بعد از مدتى متوجه شويم كه جهت كاسه با جهت قبله 20 تا 22 درجه تفاوت دارد. آيا تغيير جهت كاسه توالت واجب است يا خير؟
جواب:
انحراف از قبله به مقدارى كه انحراف از سمت قبله بر آن صدق كند، كافى است و اشكال ندارد.
|
سوال 95: بر اثر بيمارى در مجارى ادرار، بعد از بول و استبراء، ادرارم قطع نمىشود و رطوبت مىبينم. براى معالجه به پزشك مراجعه نموده و به دستورات او عمل كردم ولى بيمارىام معالجه نشد. وظيفه شرعى من چيست؟
جواب:
بعد از استبراء، به شك در خروج بول اعتنا نمىشود، و اگر يقين داريد كه بول به صورت قطره قطره از شما خارج مىشود، بايد به وظيفه مسلوس كه در رساله عمليه امام خمينى «قدس سره» ذكر شده، عمل نمائيد و تكليفى زائد بر آن نداريد.
|
سوال 96: كيفيت استبراء قبل از تطهير مخرج غايط چگونه است؟
جواب:
تفاوتى بين استبراء قبل از تطهير مخرج غائط و بعد از تطهير آن، از نظر كيفيت وجود ندارد.
|
سوال 97: استخدام در بعضى از شركتها و مؤسسات مستلزم معاينات پزشكى است كه گاهى مشتمل بر كشف عورت است. آيا اين عمل در صورت نياز جايز است؟
جواب:
كشف عورت در برابر شخص ديگر، هر چند لازمه استخدام باشد، جايز نيست، مگر در صورتى كه ترك كار براى او مشقت آور بوده و مضطرّ به آن باشد.
|
سوال 98: در هنگام تخلّى، مخرج بول با چند مرتبه شستن پاك مىشود؟
جواب:
محل دفع بول بنابر احتياط واجب با دو مرتبه شستن با آب قليل پاك مىشود.
|
سوال 99: مخرج مدفوع را چگونه مىتوان تطهير كرد؟
جواب:
مخرج مدفوع را به دوگونه مىتوان تطهير كرد: اول آنكه با آب بشويد تا نجاست زائل شود و پس از آن آب كشيدن لازم نيست. دوم آنكه با سه قطعه سنگ يا پارچه پاك و امثال آن، نجاست را پاك نمايد و اگر با سه قطعه، نجاست زائل نشد با قطعات ديگرى آن را كاملا پاك كند، و به جاى سه قطعه مىتواند از سه جاى يك قطعه سنگ يا پارچه استفاده كند.
|
|